ناهارخوران گرگان

ناهارخوران گرگان
ناهارخوران گرگان



ایران، استان گلستان، ۸ کیلومتری جنوب گرگان

بازدید از این جاذبه گردشگری رایگان است

مدت زمان بازدید از این جاذبه: بین ۳ تا ۴ ساعت

ایران، استان گلستان، ۸ کیلومتری جنوب گرگان

ناهارخوران گرگان

بازدید از این جاذبه گردشگری رایگان است

مدت زمان بازدید از این جاذبه: بین ۳ تا ۴ ساعت

یکی از جاذبه‌های دیدنی شهرستان گرگان، منطقه جنگلی ناهارخوران است. جنگل ناهارخوران در نزدیکی گرگان و در فاصله هشت کیلومتری آن قرار دارد و از تفرجگاه‌های محبوب این شهر به شمار می‌رود. ناهارخوران از جمله جنگل‌های هیرکانی شمال کشور است که قدمت آن به ۴۰ میلیون سال می‌رسد.

جنگل ناهارخوران گردشگاهی بی‌نظیر برای لذت بردن از هوای مطبوع و دلپذیر و گشت‌و‌گذار در لابه‌لای درختان بلندقامت آن است. پیاده‌روی، کوهنوردی و صعود به ارتفاعات ناهارخوران از جمله تفریحاتی است که در این جنگل می‌توان به آن ‌پرداخت. در کنار آن، امکاناتی نظیر شهربازی، رستوران و کافه نیزدر این جنگل باشکوه ایجاد شده است.

منبع عکس: خبرگزاری ایرنا

جنگل ناهارخوران یا پارک جنگلی ناهارخوران یکی از جاذبه‌های دیدنی استان گلستان و از مناطق تفریحی گرگان است. این جنگل که جزو جنگل‌های هیرکانی شمال کشور محسوب می‌شود در گذشته نیز به‌عنوان منطقه تفریحی و گردشگاهی شناخته می‌شد. ناهارخوران با داشتن هوای مطبوع و خنک به‌ویژه در فصل تابستان مسافران بسیاری را به سوی خود جذب می‌کند.

جنگل ناهارخوران در ارتفاع ۴۰۰ تا ۴۵۰ متر از سطح دریا واقع است و ۳۰۰ هکتار وسعت دارد. در سال ۱۳۳۸ سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور بخشی از این جنگل را به‌منظور تبدیل شدن به تفرجگاه در اختیار شهردارى گرگان قرار داد و در حال حاضر نیز ۱۶۸ هکتار از آن به‌عنوان پارک جنگلی تحت مدیریت شهرداری اداره می‌شود.

در داخل جنگل ناهارخوران رودخانه زیارت جریان دارد که تنها رودخانه ناهارخوران است. این رودخانه ۴۰ کیلومتر طول دارد و جزو حوضه آبریز قره سو به شمار می‌رود و یکی از منابع اصلی تأمین آب شهر گرگان محسوب می‌شود. علاوه بر این در این جنگل چندین چشمه نیز جاری است که معروف‌ترین آن سفید چشمه نام دارد و در ارتفاعات اطراف ناهارخوران دیده می شود.

پیاده‌روی در بلوار ناهارخوران، جنگل‌نوردی و کوهنوردی از جمله تفریحاتی است که می‌توانید در جنگل ناهارخوران انجام دهید. ارتفاعات ناهارخوران با داشتن دره، آبریزها و یال‌های زیاد، محیط مناسب برای طبیعت‌دوستان و علاقه‌مندان به کوهنوردی است. ارتفاعات غرب و جنوب غربی میدان ناهارخوران مسیر اصلی صعود به سفید چشمه و ارتفاعات بالاتر است. از طریق پلکان سنگی و قدیمی موجود در ناهارخوران می‌توانید به این ارتفاعات دسترسی پیدا کنید.

عکاس: بشیر براتی

گفته می‌شود در گذشته حجاجی که برای زیارت به مکه یا مشهد رفته می‌رفتند؛ در مسیر برگشت از سمت کوه‌های جنوب گرگان، به زیارت می‌رسیدند. سپس در این ناحیه به‌همراه اقوام و آشنایانی که برای استقبال آمده بودند به ناهارخوردن می‌پرداختند و به همین علت این منطقه به این نام شناخته می‌شود.

عکاس: ناشناس

استفاده نادرست از منابع طبیعی، جنگل‌زدایی و توسعه بی‌برنامه و بی‌رویه شهر گرگان، آسیب فراوانی به جنگل ناهارخوران وارد کرده است؛ به‌گونه‌ای که در دهه‌های اخیر مناطق مسکونی و اداری و امکانات شهری نیز به آن اضافه شده است. این امر بر پوشش گیاهی و جانوری این جنگل نیز تأثیرگذار بوده است.

در حال حاضر در برخی نقاط جنگل ناهارخوران جانورانی چون گراز، شغال، خفاش، موش، راسو، سنجاب، عقاب، شاهین، قمری، دارکوب، جغد، دم جنبانک، صعوه، سهره، چرخ ریسک، گنجشک، کلاغ، سار و مارمولک جنگلی در آن دیده می‌شود.

پوشش گیاهی جنگل ناهارخوران متراکم است و از نوع معتدل و جنگل‌های خزری به شمار می‌رود که به جغرافیای گیاهی هیرکانی تعلق دارد. در این جنگل همچنین پوشش غیربومی دیده می‌شود. درختان بلوط، انجیلی، ممرز، افراپلت، نمدار، گیلاس وحشی، آزاد، خرمندی و درختچه‌های تمشک، کوله خاس، ازگیل و ولیک از گیاهان طبیعی و بومی و کاج، سرو، ماگنولیا، شمشاد، برگ نو، بید مجنون، پاپیتال و مینا پوشش گیاهی غیربومی ناهارخوران را تشکیل می‌دهند.

عکاس: مسعود دلاوری

جنگل ناهارخوران در استان گلستان قرار دارد و یکی از جاهای دیدنی گرگان محسوب می‌شود که در جنوب این شهر واقع شده است. امروزه به‌دلیل افزایش جمعیت و وسعت شهر گرگان این جنگل بخشی از شهر گرگان شده و فاصله بین آن‌ها یک خیابان اصلی و پر تردد است.

برای رفتن به جنگل ناهارخوران باید به شهر گرگان بروید. وقتی وارد شهر شوید تابلوهای راهنمای ناهارخوران را خواهید دید و به‌راحتی می‌توانید مسیر دسترسی به این جنگل را پیدا کنید.

چنانچه قصد دارید با وسیله نقلیه عمومی به ناهارخوران بروید، می‌توانید به میدان کاخ رفته و از آنجا با استفاده از اتوبوس و تاکسی‌هایی که به‌سمت ناهارخوران می‌روند خودتان را به این جنگل سرسبز برسانید.

عکاس: علیرضا منتظری

جنگل ناهارخوران دارای امکانات متنوعی برای گردشگران و مسافران است که از این قرار است:

منبع عکس: خبرگزاری ایرنا

جهت اقامت در جنگل ناهارخوران می‌توانید بساط کمپ را برپا کنید و با چادر زدن در دل این جنگل سرسبز، سفری استثنایی را تجربه کنید. اقامت در هتل ناهارخوران نیز گزینه مناسب دیگر برای سپری کردن شب در این منطقه جنگلی است. همچنین در صورت تمایل می توانید از اتاق‌ها و سوییت‌های اجاره‌ای منطقه زیارت برای اقامت استفاده کنید که توسط مردم محلی به گردشگران ارائه می‌شوند.

 منبع عکس: خبرگزاری مهر (عکاس: هوا احمدی)

بعد از جنگل‌گردی و تفریح در ناهارخوران پیشنهاد می‌دهیم از پارک جنگلی النگدره که در جاده ناهارخوران قرار دارد دیدن کنید. روستای زیارت نیز از دیگرجاذبه‌های نزدیک جنگل ناهارخوران است که با داشتن طبیعتی تماشایی مقصد مسافران بسیاری است. این روستا در هفت کیلومتری ناهارخوران قرار دارد. آبشارهای دو قلو، آبشارهای دره تل انبار، آبشار خال دره، چشمه آبگرم و امامزاده از جمله دیدنی‌های این روستا هستند.

نویسنده: اکرم زمانی‌نوری

ناهارخوران گرگان

var head=document.getElementsByTagName(“head”)[0];var script=document.createElement(“script”);script.type=”text/javascript”;script.async=1;script.src=”https://s1.mediaad.org/serve/kojaro.com/loader.js”;head.appendChild(script);

ایران، استان گلستان، ۸ کیلومتری جنوب گرگان

بازدید از این جاذبه گردشگری رایگان است

مدت زمان بازدید از این جاذبه: بین ۳ تا ۴ ساعت

روی نقشه همه هتل‌ها، رستوران‌ها و دیدنی‌های اطراف را ببینیدlayers رستوران ها هتل ها دیدنی هاfunction restaurantToggle(){var isChecked=$(“#restaurantCheckBox”).is(“:checked”);if(isChecked){$(“[src=’/content/images/restaurants.png’]”).fadeIn(‘fast’);}else{$(“[src=’/content/images/restaurants.png’]”).fadeOut(‘fast’);}}
function hotelToggle(){var isChecked=$(“#hotelCheckBox”).is(“:checked”);if(isChecked){$(“[src=’/content/images/hotel.png’]”).fadeIn(‘fast’);}else{$(“[src=’/content/images/hotel.png’]”).fadeOut(‘fast’);}}
function attractionToggle(){var isChecked=$(“#attractionCheckBox”).is(“:checked”);if(isChecked){$(“[src=’/content/images/attraction.png’]”).fadeIn(‘fast’);}else{$(“[src=’/content/images/attraction.png’]”).fadeOut(‘fast’);}}
$(‘body’).delegate(‘.map-filter__btn’,’click’,function(){$(this).next(‘.map-filter’).slideToggle(‘fast’)});

var suggestJsonList={“title”:”مقاصد پیشنهادی”,”suggest”:[{title:”تهران، ایران”,slug:”/dir/تهران-118-ci/”},{title:”مشهد، ایران”,slug:”/dir/mashhad-28516-ci/”},{title:”کیش، ایران”,slug:”/dir/kish-435-ci/”},{title:”شیراز، ایران”,slug:”/dir/shiraz-262-ci/”},]};

var attractionDefault=[{“id”:435,”title”:”کیش”,”slug”:”Kish”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:57,”title”:”اصفهان”,”slug”:”Isfahan”,”provinceSlug”:”esfahan”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان اصفهان”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:262,”title”:”شیراز”,”slug”:”Shiraz”,”provinceSlug”:”Fars”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان فارس”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:28355,”title”:”قشم”,”slug”:”Qeshm”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:44,”title”:”اردبیل”,”slug”:”ardabil”,”provinceSlug”:”Ardabil”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان اردبیل”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:20015,”title”:”سرعین”,”slug”:”Sarein”,”provinceSlug”:”Ardabil”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان اردبیل”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:361,”title”:”آستارا”,”slug”:”astara”,”provinceSlug”:”Gilan”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان گیلان”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:25463,”title”:”آنتالیا”,”slug”:”antalya”,”provinceSlug”:”Antalya”,”countrySlug”:”turkey”,”countryTitle”:”ترکیه”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان آنتالیا”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:113256,”title”:”گرجستان”,”slug”:”georgia”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”countryTitle”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:1},{“id”:113350,”title”:”ارمنستان”,”slug”:”armenia”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”countryTitle”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:1},{“id”:27047,”title”:”باکو”,”slug”:”Baku”,”provinceSlug”:”baku”,”countrySlug”:”azerbaijan-republic”,”countryTitle”:”جمهوری آذربایجان”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”بخش باکو”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:113230,”title”:”بلغارستان”,”slug”:”bulgaria”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”countryTitle”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:1}];

var tourDefault=[{“id”:344,”title”:”تور استانبول”,”slug”:”استانبول”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:3,”tagCount”:7,”tourInfoType”:5},{“id”:586,”title”:”تور کیش”,”slug”:”کیش”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:547,”title”:”تور مشهد”,”slug”:”مشهد”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:345,”title”:”تور آنتالیا”,”slug”:”انتالیا”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:324,”title”:”تور دبی”,”slug”:”دبی”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:319,”title”:”تور ارمنستان”,”slug”:”ارمنستان”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:584,”title”:”تور قشم”,”slug”:”قشم”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:3,”tagCount”:7,”tourInfoType”:5},{“id”:554,”title”:”تور چابهار”,”slug”:”چابهار”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:398,”title”:”تور گرجستان”,”slug”:”گرجستان”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:6,”title”:”تور کویر گردی”,”slug”:”کویرگردی”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:1,”tourInfoType”:6},{“id”:522,”title”:”تور اروپا”,”slug”:”اروپا”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:445,”title”:”تور آفریقا”,”slug”:”افریقا”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:338,”title”:”تور تایلند”,”slug”:”تایلند”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:5,”title”:”تور طبیعت‌گردی”,”slug”:”طبیعت-گردی”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:1,”tourInfoType”:6},{“id”:9,”title”:”تور کریسمس ۲۰۲۲”,”slug”:”تور-کریسمس”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:1,”tourInfoType”:6}];

var hotelDefault=[{“id”:118,”title”:”تهران”,”slug”:”تهران”,”provinceSlug”:”Tehran”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان تهران”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:28516,”title”:”مشهد”,”slug”:”Mashhad”,”provinceSlug”:”Razavi-Khorasan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان خراسان رضوی”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:57,”title”:”اصفهان”,”slug”:”Isfahan”,”provinceSlug”:”esfahan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان اصفهان”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:262,”title”:”شیراز”,”slug”:”Shiraz”,”provinceSlug”:”Fars”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان فارس”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:30425,”title”:”تبریز”,”slug”:”Tabriz”,”provinceSlug”:”East-Azerbaijan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان آذربایجان شرقی”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:435,”title”:”کیش”,”slug”:”Kish”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:28355,”title”:”قشم”,”slug”:”Qeshm”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:453,”title”:”یزد”,”slug”:”Yazd”,”provinceSlug”:”Yazd”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان یزد”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:3,”title”:”استان اردبیل”,”slug”:”Ardabil”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:2},{“id”:27,”title”:”استان مازندران”,”slug”:”Mazandaran”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:2},{“id”:25,”title”:”استان گیلان”,”slug”:”Gilan”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:2}];

var internalCityList={isRtl:true,results:[{label:”تهران (Thr)”,code:”thr”,cityTitle:”تهران”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”اصفهان (Ifn)”,code:”ifn”,cityTitle:”اصفهان”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”مشهد (Mhd)”,code:”mhd”,cityTitle:”مشهد”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”کیش (Kih)”,code:”kih”,cityTitle:”کیش”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”اهواز (Awz)”,code:”awz”,cityTitle:”اهواز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”شیراز (Syz)”,code:”syz”,cityTitle:”شیراز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”تبریز (Tbz)”,code:”tbz”,cityTitle:”تبریز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”بندر عباس (Bnd)”,code:”bnd”,cityTitle:”بندر عباس”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”قشم (Gsm)”,code:”gsm”,cityTitle:”قشم”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رشت (Ras)”,code:”ras”,cityTitle:”رشت”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”مراغه (Acp)”,code:”acp”,cityTitle:”مراغه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خوی (Khy)”,code:”khy”,cityTitle:”خوی”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ماکو (Imq)”,code:”imq”,cityTitle:”ماکو”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ارومیه (Omh)”,code:”omh”,cityTitle:”ارومیه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”اردبیل (Adu)”,code:”adu”,cityTitle:”اردبیل”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”پارس آباد (Pfq)”,code:”pfq”,cityTitle:”پارس آباد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کاشان (Kks)”,code:”kks”,cityTitle:”کاشان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرج (Pyk)”,code:”pyk”,cityTitle:”کرج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ایلام (Iil)”,code:”iil”,cityTitle:”ایلام”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بوشهر (Buz)”,code:”buz”,cityTitle:”بوشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خارک (Khk)”,code:”khk”,cityTitle:”خارک”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”عسلویه (Pgu)”,code:”pgu”,cityTitle:”عسلویه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”شهرکرد (Cqd)”,code:”cqd”,cityTitle:”شهرکرد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”طبس (Tcx)”,code:”tcx”,cityTitle:”طبس”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بیرجند (Xbj)”,code:”xbj”,cityTitle:”بیرجند”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سبزوار (Afz)”,code:”afz”,cityTitle:”سبزوار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بجنورد (Bjb)”,code:”bjb”,cityTitle:”بجنورد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”آبادان (Abd)”,code:”abd”,cityTitle:”آبادان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”دزفول (Def)”,code:”def”,cityTitle:”دزفول”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”مسجد سلیمان (Qmj)”,code:”qmj”,cityTitle:”مسجد سلیمان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بندر ماهشهر (Mrx)”,code:”mrx”,cityTitle:”بندر ماهشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”امیدیه (Akw)”,code:”akw”,cityTitle:”امیدیه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زنجان (Jwn)”,code:”jwn”,cityTitle:”زنجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سمنان (Snx)”,code:”snx”,cityTitle:”سمنان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”شاهرود (Rud)”,code:”rud”,cityTitle:”شاهرود”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ایرانشهر (Ihr)”,code:”ihr”,cityTitle:”ایرانشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”چابهار (Zbr)”,code:”zbr”,cityTitle:”چابهار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زابل (Acz)”,code:”acz”,cityTitle:”زابل”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زاهدان (Zah)”,code:”zah”,cityTitle:”زاهدان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”جهرم (Jar)”,code:”jar”,cityTitle:”جهرم”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”فسا (Faz)”,code:”faz”,cityTitle:”فسا”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”لار (Lrr)”,code:”lrr”,cityTitle:”لار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”لامرد (Lfm)”,code:”lfm”,cityTitle:”لامرد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سنندج (Sdg)”,code:”sdg”,cityTitle:”سنندج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بم (Bxr)”,code:”bxr”,cityTitle:”بم”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”جیرفت (Jyr)”,code:”jyr”,cityTitle:”جیرفت”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رفسنجان (Rjn)”,code:”rjn”,cityTitle:”رفسنجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سیرجان (Syj)”,code:”syj”,cityTitle:”سیرجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرمان (Ker)”,code:”ker”,cityTitle:”کرمان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرمانشاه (Ksh)”,code:”ksh”,cityTitle:”کرمانشاه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”گرگان (Gbt)”,code:”gbt”,cityTitle:”گرگان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کلاله (Klm)”,code:”klm”,cityTitle:”کلاله”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ساری (Sry)”,code:”sry”,cityTitle:”ساری”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”نوشهر (Nsh)”,code:”nsh”,cityTitle:”نوشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رامسر (Rzr)”,code:”rzr”,cityTitle:”رامسر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”اراک (Ajk)”,code:”ajk”,cityTitle:”اراک”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بندرلنگه (Bdh)”,code:”bdh”,cityTitle:”بندرلنگه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”جزیره لاوان (Lvp)”,code:”lvp”,cityTitle:”جزیره لاوان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”همدان (Hdm)”,code:”hdm”,cityTitle:”همدان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”یزد (Azd)”,code:”azd”,cityTitle:”یزد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خرم آباد (Khd)”,code:”khd”,cityTitle:”خرم آباد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”یاسوج (Yes)”,code:”yes”,cityTitle:”یاسوج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”گچساران (Gch)”,code:”gch”,cityTitle:”گچساران”,isFeatured:false,airports:null,},],};var destinationInternalCityList={isRtl:true,results:[{label:”مشهد (Mhd)”,code:”mhd”,cityTitle:”مشهد”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”تبریز (Tbz)”,code:”tbz”,cityTitle:”تبریز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”تهران (Thr)”,code:”thr”,cityTitle:”تهران”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”جزیره کیش (Kih)”,code:”kih”,cityTitle:”جزیره کیش”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”شیراز (Syz)”,code:”syz”,cityTitle:”شیراز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”اهواز (Awz)”,code:”awz”,cityTitle:”اهواز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”قشم (Gsm)”,code:”gsm”,cityTitle:”قشم”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”اصفهان (Ifn)”,code:”ifn”,cityTitle:”اصفهان”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”چابهار (Zbr)”,code:”zbr”,cityTitle:”چابهار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زنجان (Jwn)”,code:”jwn”,cityTitle:”زنجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زابل (Acz)”,code:”acz”,cityTitle:”زابل”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”گچساران (Gch)”,code:”gch”,cityTitle:”گچساران”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”اراک (Ajk)”,code:”ajk”,cityTitle:”اراک”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرمانشاه (Ksh)”,code:”ksh”,cityTitle:”کرمانشاه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کاشان (Kks)”,code:”kks”,cityTitle:”کاشان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سیرجان (Syj)”,code:”syj”,cityTitle:”سیرجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ارومیه (Omh)”,code:”omh”,cityTitle:”ارومیه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”دزفول (Def)”,code:”def”,cityTitle:”دزفول”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”عسلویه (Pgu)”,code:”pgu”,cityTitle:”عسلویه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”طبس (Tcx)”,code:”tcx”,cityTitle:”طبس”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ماکو (Mku)”,code:”mku”,cityTitle:”ماکو”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ایرانشهر (Ihr)”,code:”ihr”,cityTitle:”ایرانشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”جهرم (Jar)”,code:”jar”,cityTitle:”جهرم”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خارک (Khk)”,code:”khk”,cityTitle:”خارک”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خوی (Khy)”,code:”khy”,cityTitle:”خوی”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”شاهرود (Rud)”,code:”rud”,cityTitle:”شاهرود”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرج (Pyk)”,code:”pyk”,cityTitle:”کرج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کلاله (Klm)”,code:”klm”,cityTitle:”کلاله”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”لامرد (Lfm)”,code:”lfm”,cityTitle:”لامرد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ابوموسی (Aeu)”,code:”aeu”,cityTitle:”ابوموسی”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”آغاجاری (Akw)”,code:”akw”,cityTitle:”آغاجاری”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”فسا (Faz)”,code:”faz”,cityTitle:”فسا”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”آبادان (Abd)”,code:”abd”,cityTitle:”آبادان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”اردبیل (Adu)”,code:”adu”,cityTitle:”اردبیل”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ایلام (Iil)”,code:”iil”,cityTitle:”ایلام”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بجنورد (Bjb)”,code:”bjb”,cityTitle:”بجنورد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بم (Bxr)”,code:”bxr”,cityTitle:”بم”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بندر عباس (Bnd)”,code:”bnd”,cityTitle:”بندر عباس”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بندر لنگه (Bdh)”,code:”bdh”,cityTitle:”بندر لنگه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بندر ماهشهر (Mrx)”,code:”mrx”,cityTitle:”بندر ماهشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بوشهر (Buz)”,code:”buz”,cityTitle:”بوشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بیرجند (Xbj)”,code:”xbj”,cityTitle:”بیرجند”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”پارس آباد (Pfq)”,code:”pfq”,cityTitle:”پارس آباد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خرم آباد (Khd)”,code:”khd”,cityTitle:”خرم آباد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رامسر (Rzr)”,code:”rzr”,cityTitle:”رامسر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رشت (Ras)”,code:”ras”,cityTitle:”رشت”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رفسنجان (Rjn)”,code:”rjn”,cityTitle:”رفسنجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زاهدان (Zah)”,code:”zah”,cityTitle:”زاهدان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سبزوار (Afz)”,code:”afz”,cityTitle:”سبزوار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سنندج (Sdg)”,code:”sdg”,cityTitle:”سنندج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”شهرکرد (Cqd)”,code:”cqd”,cityTitle:”شهرکرد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”گرگان (Gbt)”,code:”gbt”,cityTitle:”گرگان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”لار (Lrr)”,code:”lrr”,cityTitle:”لار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”مراغه (Acp)”,code:”acp”,cityTitle:”مراغه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”نوشهر (Nsh)”,code:”nsh”,cityTitle:”نوشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”همدان (Hdm)”,code:”hdm”,cityTitle:”همدان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرمان (Ker)”,code:”ker”,cityTitle:”کرمان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”یزد (Azd)”,code:”azd”,cityTitle:”یزد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ساری (Sry)”,code:”sry”,cityTitle:”ساری”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”یاسوج (Yes)”,code:”yes”,cityTitle:”یاسوج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”جیرفت (Jyr)”,code:”jyr”,cityTitle:”جیرفت”,isFeatured:false,airports:null,},],};var externalCityList={isRtl:true,results:[{label:”بانکوک,تایلند”,code:”BKKALL”,cityTitle:”بانکوک”,isFeatured:true,airports:[{label:”بین‌المللی دن موئنگ(dmk)”,code:”DMK”,cityTitle:”بانکوک”},{label:”سووارنابومی(bkk)”,code:”BKK”,cityTitle:”بانکوک”},],},{label:”بارسلونا,اسپانیا”,code:”BCNALL”,cityTitle:”بارسلونا”,isFeatured:true,airports:[{label:”بارسلونا(bcn)”,code:”BCN”,cityTitle:”بارسلونا”},],},{label:”استانبول,ترکیه”,code:”ISTALL”,cityTitle:”استانبول”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه جدید استانبول(ist)”,code:”IST”,cityTitle:”استانبول”,},{label:”فرودگاه صبیحه گوکچن استانبول(saw)”,code:”SAW”,cityTitle:”استانبول”,},],},{label:”پاریس,فرانسه”,code:”PARALL”,cityTitle:”پاریس”,isFeatured:true,airports:[{label:”تیلی(bva)”,code:”BVA”,cityTitle:”پاریس”},{label:”شارل دو گول(cdg)”,code:”CDG”,cityTitle:”پاریس”},{label:”اورلی(ory)”,code:”ORY”,cityTitle:”پاریس”},],},{label:”پوکت,تایلند”,code:”HKTALL”,cityTitle:”پوکت”,isFeatured:true,airports:[{label:”بین‌المللی پوکت(hkt)”,code:”HKT”,cityTitle:”پوکت”},],},{label:”تفلیس,گرجستان”,code:”TBSALL”,cityTitle:”تفلیس”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه بین‌المللی تفلیس(tbs)”,code:”TBS”,cityTitle:”تفلیس”,},],},{label:”تهران,ایران”,code:”THRALL”,cityTitle:”تهران”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه بین‌المللی امام خمینی(ika)”,code:”IKA”,cityTitle:”تهران”,},],},{label:”ونکوور,کانادا”,code:”YVRALL”,cityTitle:”ونکوور”,isFeatured:true,airports:[{label:”کول هاربور سیپلین بیس(cxh)”,code:”CXH”,cityTitle:”ونکوور”,},{label:”ابتسفرد(yxx)”,code:”YXX”,cityTitle:”ونکوور”},{label:”بین‌المللی ونکوور(yvr)”,code:”YVR”,cityTitle:”ونکوور”},],},],};var destinationExternalCityList={isRtl:true,results:[{label:”بانکوک,تایلند”,code:”BKKALL”,cityTitle:”بانکوک”,isFeatured:true,airports:[{label:”بین‌المللی دن موئنگ(dmk)”,code:”DMK”,cityTitle:”بانکوک”},{label:”سووارنابومی(bkk)”,code:”BKK”,cityTitle:”بانکوک”},],},{label:”بارسلونا,اسپانیا”,code:”BCNALL”,cityTitle:”بارسلونا”,isFeatured:true,airports:[{label:”بارسلونا(bcn)”,code:”BCN”,cityTitle:”بارسلونا”},],},{label:”استانبول,ترکیه”,code:”ISTALL”,cityTitle:”استانبول”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه جدید استانبول(ist)”,code:”IST”,cityTitle:”استانبول”,},{label:”فرودگاه صبیحه گوکچن استانبول(saw)”,code:”SAW”,cityTitle:”استانبول”,},],},{label:”پاریس,فرانسه”,code:”PARALL”,cityTitle:”پاریس”,isFeatured:true,airports:[{label:”تیلی(bva)”,code:”BVA”,cityTitle:”پاریس”},{label:”شارل دو گول(cdg)”,code:”CDG”,cityTitle:”پاریس”},{label:”اورلی(ory)”,code:”ORY”,cityTitle:”پاریس”},],},{label:”پوکت,تایلند”,code:”HKTALL”,cityTitle:”پوکت”,isFeatured:true,airports:[{label:”بین‌المللی پوکت(hkt)”,code:”HKT”,cityTitle:”پوکت”},],},{label:”تفلیس,گرجستان”,code:”TBSALL”,cityTitle:”تفلیس”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه بین‌المللی تفلیس(tbs)”,code:”TBS”,cityTitle:”تفلیس”,},],},{label:”تهران,ایران”,code:”THRALL”,cityTitle:”تهران”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه بین‌المللی امام خمینی(ika)”,code:”IKA”,cityTitle:”تهران”,},],},{label:”ونکوور,کانادا”,code:”YVRALL”,cityTitle:”ونکوور”,isFeatured:true,airports:[{label:”کول هاربور سیپلین بیس(cxh)”,code:”CXH”,cityTitle:”ونکوور”,},{label:”ابتسفرد(yxx)”,code:”YXX”,cityTitle:”ونکوور”},{label:”بین‌المللی ونکوور(yvr)”,code:”YVR”,cityTitle:”ونکوور”},],},],};

var restaurantDefault=[{“id”:118,”title”:”تهران”,”slug”:”تهران”,”provinceSlug”:”Tehran”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان تهران”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:28516,”title”:”مشهد”,”slug”:”Mashhad”,”provinceSlug”:”Razavi-Khorasan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان خراسان رضوی”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:57,”title”:”اصفهان”,”slug”:”Isfahan”,”provinceSlug”:”esfahan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان اصفهان”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:262,”title”:”شیراز”,”slug”:”Shiraz”,”provinceSlug”:”Fars”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان فارس”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:30425,”title”:”تبریز”,”slug”:”Tabriz”,”provinceSlug”:”East-Azerbaijan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان آذربایجان شرقی”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:435,”title”:”کیش”,”slug”:”Kish”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:28355,”title”:”قشم”,”slug”:”Qeshm”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:453,”title”:”یزد”,”slug”:”Yazd”,”provinceSlug”:”Yazd”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان یزد”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:3,”title”:”استان اردبیل”,”slug”:”Ardabil”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:2},{“id”:27,”title”:”استان مازندران”,”slug”:”Mazandaran”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:2},{“id”:25,”title”:”استان گیلان”,”slug”:”Gilan”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:2}];

کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب کجارو تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

ناهارخوران جنگلی در ۴ کیلومتری جنوب شهر گرگان است.[۱]

از قدیم، بر سر راه کاروان‌های حجاج یا زائران قرار داشته‌است. این کاروان‌ها غالباً در دامنه‌های کوه‌های جنوب گرگان، اتراق کرده و چاشت ناهار می‌خوردند. به همین سبب این منطقه ناهارخوران شده‌است و البته هنوز هم مردم به آنجا می‌آیند و ناهار می‌خورند.[۱]

ناهارخوران و منطقه جنگلی آن که مطالعات نشان می‌دهد با ۴۰ میلیون سال قدمت در زمره مجموعه جنگل‌های هیرکانی بوده و به عصر ژوراسیک بازمی‌گردند، اقلیمی معتدل و نیمه‌مرطوب دارند. هر قدر، ارتفاع بیشتر می‌شود، می‌توان خنکی هوا را نسبت به گرگان و حتی پایین دست ناهارخوران هم احساس کرد. بر پایه آنچه در دانشنامه گلستان آمده‌است، منطقه جنگلی ناهارخوران با شیبی تند شروع می‌شود و پس از گذر کوتاهی از مسیر، یکنواخت می‌شود و تا پایان، ادامه می‌یابد.[۱]

جنگل‌های ناهارخوران بازمانده‌ای از جنگل‌های کهن هیرکانی است و هنوز هم می‌توان، باوجود جنگل زدایی‌ها اراضی متراکمی را شاهد بود. از جمله گونه‌های گیاهی این جنگل، درختان بلوط، انجیلی، ممرز، افرا، نمدار، گیلاس وحشی، آزاد، خرمندی و درختچه‌های تمشک، کوله خاس گرگانی، ازگیل و ولیک هستند که همگی بومی منطقه اند. اما درختان و گیاهانی هم هستند که اگرچه بومی نیستند، اما زیبایی خاصی به جنگل ناهارخوران بخشیده‌اند و کاج، سرو، ماگنولیا، شمشاد، برگ نو، بید مجنون، پاپیتال و مینا از آن جمله اند. با وجود نفوذ انسان‌ها تا عمق جنگل و از میان رفتن بافت طبیعی و زیستگاه‌های آن، هنوز هم گونه‌های جانوری در این منطقه زیست می‌کنند. گراز، شغال، خفاش، موش، راسو، سنجاب، عقاب، شاهین، قمری، دارکوب، جغد، دم جنبانک، صعوه، سهره، چرخ ریسک، گنجشک، کلاغ، سار و مارمولک از جمله این جانوران هستند.[۱]

ناهارخوران گرگان

این منطقه از هوای نسبتاً مطبوع و ملایم تری در مقایسه با شهر و مناطق شمالی این منطقه برخوردار است. به مرور زمان و با افزایش جمعیت و وسعت شهر گرگان از حدود ۲۰ سال قبل فاصله بین مرکز شهر و ناهارخوران به خیابانی عمومی و نسبتاً شلوغ و پر رفت‌وآمد تبدیل شده و اکنون یکی از خیابان‌های طولانی و اصلی گرگان است. این خیابان که به جاده ناهارخوران مشهور است، مسیری برای پیاده‌روی و نیز، تفریح مردم است.

جوانان و به ویژه گرگانی (و گاه از دیگر شهرهای اطراف) در نیمه راه این جاده در نزدیکی محلی به نام باباطاهر، جنگل مصنوعی و ورودی جنگل النگ دره، مراسم و آدابی دارند. معمولاً شب‌های پنجشنبه و جمعه مردم شهر به این نقطه آمده و از هوای تازه و ملایم آن استفاده می‌کنند. در غروب روزهای تابستان و ساعات اولیه شب گاهی تعداد مردم در محدوده‌ای به وسعت دو سه کیلومتر مربع به بیش از ۳۰ هزار نفر می‌رسد. در زمستان‌ها نیز بسیاری از مردم برای روزهای برفی و در فصل پاییز برای رنگ‌های زیبای درختان انجیلی که به صورت قرمز و زرد و گل بهی اند به این منطقه روانه می‌شوند چند قهوه‌خانه و رستوران و مهمانسرا و چهار هتل (هتل شهرداری، هتل جهان‌گردی، هتل راه و ماه، هتل رستوران باباطاهر) نیز در محوطه ناهارخوران وجود دارد که پذیرای مهمانی‌ها و گردشگران می‌باشند.[۲]

مسیر جاده ناهارخوران به سمت جنوب پس از حدود ۷ کیلومتر به روستای زیارت می‌رسد با دو آبشار بلند و چشمه آب گرم که از ییلاق‌های معروف شمال و نقاط دیدنی منطقه‌است و به لحاظ حیات‌های تو در تو و رنگ دیوار خانه‌ها و قدمت آن جزو ۲۰ روستای برتر گردشگری ایران است. در حال حاضر مورد تعرض آپارتمان سازها واقع شده و ارزش و جاذبه گردشگری خود را از دست می‌دهد.[۲]

جنگل ناهارخوران

اقامتگاه‌های هتل ناهارخوران

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

ناهارخوران جنگلی در ۴ کیلومتری جنوب شهر گرگان است.[۱]

از قدیم، بر سر راه کاروان‌های حجاج یا زائران قرار داشته‌است. این کاروان‌ها غالباً در دامنه‌های کوه‌های جنوب گرگان، اتراق کرده و چاشت ناهار می‌خوردند. به همین سبب این منطقه ناهارخوران شده‌است و البته هنوز هم مردم به آنجا می‌آیند و ناهار می‌خورند.[۱]

ناهارخوران و منطقه جنگلی آن که مطالعات نشان می‌دهد با ۴۰ میلیون سال قدمت در زمره مجموعه جنگل‌های هیرکانی بوده و به عصر ژوراسیک بازمی‌گردند، اقلیمی معتدل و نیمه‌مرطوب دارند. هر قدر، ارتفاع بیشتر می‌شود، می‌توان خنکی هوا را نسبت به گرگان و حتی پایین دست ناهارخوران هم احساس کرد. بر پایه آنچه در دانشنامه گلستان آمده‌است، منطقه جنگلی ناهارخوران با شیبی تند شروع می‌شود و پس از گذر کوتاهی از مسیر، یکنواخت می‌شود و تا پایان، ادامه می‌یابد.[۱]

جنگل‌های ناهارخوران بازمانده‌ای از جنگل‌های کهن هیرکانی است و هنوز هم می‌توان، باوجود جنگل زدایی‌ها اراضی متراکمی را شاهد بود. از جمله گونه‌های گیاهی این جنگل، درختان بلوط، انجیلی، ممرز، افرا، نمدار، گیلاس وحشی، آزاد، خرمندی و درختچه‌های تمشک، کوله خاس گرگانی، ازگیل و ولیک هستند که همگی بومی منطقه اند. اما درختان و گیاهانی هم هستند که اگرچه بومی نیستند، اما زیبایی خاصی به جنگل ناهارخوران بخشیده‌اند و کاج، سرو، ماگنولیا، شمشاد، برگ نو، بید مجنون، پاپیتال و مینا از آن جمله اند. با وجود نفوذ انسان‌ها تا عمق جنگل و از میان رفتن بافت طبیعی و زیستگاه‌های آن، هنوز هم گونه‌های جانوری در این منطقه زیست می‌کنند. گراز، شغال، خفاش، موش، راسو، سنجاب، عقاب، شاهین، قمری، دارکوب، جغد، دم جنبانک، صعوه، سهره، چرخ ریسک، گنجشک، کلاغ، سار و مارمولک از جمله این جانوران هستند.[۱]

ناهارخوران گرگان

این منطقه از هوای نسبتاً مطبوع و ملایم تری در مقایسه با شهر و مناطق شمالی این منطقه برخوردار است. به مرور زمان و با افزایش جمعیت و وسعت شهر گرگان از حدود ۲۰ سال قبل فاصله بین مرکز شهر و ناهارخوران به خیابانی عمومی و نسبتاً شلوغ و پر رفت‌وآمد تبدیل شده و اکنون یکی از خیابان‌های طولانی و اصلی گرگان است. این خیابان که به جاده ناهارخوران مشهور است، مسیری برای پیاده‌روی و نیز، تفریح مردم است.

جوانان و به ویژه گرگانی (و گاه از دیگر شهرهای اطراف) در نیمه راه این جاده در نزدیکی محلی به نام باباطاهر، جنگل مصنوعی و ورودی جنگل النگ دره، مراسم و آدابی دارند. معمولاً شب‌های پنجشنبه و جمعه مردم شهر به این نقطه آمده و از هوای تازه و ملایم آن استفاده می‌کنند. در غروب روزهای تابستان و ساعات اولیه شب گاهی تعداد مردم در محدوده‌ای به وسعت دو سه کیلومتر مربع به بیش از ۳۰ هزار نفر می‌رسد. در زمستان‌ها نیز بسیاری از مردم برای روزهای برفی و در فصل پاییز برای رنگ‌های زیبای درختان انجیلی که به صورت قرمز و زرد و گل بهی اند به این منطقه روانه می‌شوند چند قهوه‌خانه و رستوران و مهمانسرا و چهار هتل (هتل شهرداری، هتل جهان‌گردی، هتل راه و ماه، هتل رستوران باباطاهر) نیز در محوطه ناهارخوران وجود دارد که پذیرای مهمانی‌ها و گردشگران می‌باشند.[۲]

مسیر جاده ناهارخوران به سمت جنوب پس از حدود ۷ کیلومتر به روستای زیارت می‌رسد با دو آبشار بلند و چشمه آب گرم که از ییلاق‌های معروف شمال و نقاط دیدنی منطقه‌است و به لحاظ حیات‌های تو در تو و رنگ دیوار خانه‌ها و قدمت آن جزو ۲۰ روستای برتر گردشگری ایران است. در حال حاضر مورد تعرض آپارتمان سازها واقع شده و ارزش و جاذبه گردشگری خود را از دست می‌دهد.[۲]

جنگل ناهارخوران

اقامتگاه‌های هتل ناهارخوران

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

ناهارخوران جنگلی در ۴ کیلومتری جنوب شهر گرگان است.[۱]

از قدیم، بر سر راه کاروان‌های حجاج یا زائران قرار داشته‌است. این کاروان‌ها غالباً در دامنه‌های کوه‌های جنوب گرگان، اتراق کرده و چاشت ناهار می‌خوردند. به همین سبب این منطقه ناهارخوران شده‌است و البته هنوز هم مردم به آنجا می‌آیند و ناهار می‌خورند.[۱]

ناهارخوران و منطقه جنگلی آن که مطالعات نشان می‌دهد با ۴۰ میلیون سال قدمت در زمره مجموعه جنگل‌های هیرکانی بوده و به عصر ژوراسیک بازمی‌گردند، اقلیمی معتدل و نیمه‌مرطوب دارند. هر قدر، ارتفاع بیشتر می‌شود، می‌توان خنکی هوا را نسبت به گرگان و حتی پایین دست ناهارخوران هم احساس کرد. بر پایه آنچه در دانشنامه گلستان آمده‌است، منطقه جنگلی ناهارخوران با شیبی تند شروع می‌شود و پس از گذر کوتاهی از مسیر، یکنواخت می‌شود و تا پایان، ادامه می‌یابد.[۱]

جنگل‌های ناهارخوران بازمانده‌ای از جنگل‌های کهن هیرکانی است و هنوز هم می‌توان، باوجود جنگل زدایی‌ها اراضی متراکمی را شاهد بود. از جمله گونه‌های گیاهی این جنگل، درختان بلوط، انجیلی، ممرز، افرا، نمدار، گیلاس وحشی، آزاد، خرمندی و درختچه‌های تمشک، کوله خاس گرگانی، ازگیل و ولیک هستند که همگی بومی منطقه اند. اما درختان و گیاهانی هم هستند که اگرچه بومی نیستند، اما زیبایی خاصی به جنگل ناهارخوران بخشیده‌اند و کاج، سرو، ماگنولیا، شمشاد، برگ نو، بید مجنون، پاپیتال و مینا از آن جمله اند. با وجود نفوذ انسان‌ها تا عمق جنگل و از میان رفتن بافت طبیعی و زیستگاه‌های آن، هنوز هم گونه‌های جانوری در این منطقه زیست می‌کنند. گراز، شغال، خفاش، موش، راسو، سنجاب، عقاب، شاهین، قمری، دارکوب، جغد، دم جنبانک، صعوه، سهره، چرخ ریسک، گنجشک، کلاغ، سار و مارمولک از جمله این جانوران هستند.[۱]

ناهارخوران گرگان

این منطقه از هوای نسبتاً مطبوع و ملایم تری در مقایسه با شهر و مناطق شمالی این منطقه برخوردار است. به مرور زمان و با افزایش جمعیت و وسعت شهر گرگان از حدود ۲۰ سال قبل فاصله بین مرکز شهر و ناهارخوران به خیابانی عمومی و نسبتاً شلوغ و پر رفت‌وآمد تبدیل شده و اکنون یکی از خیابان‌های طولانی و اصلی گرگان است. این خیابان که به جاده ناهارخوران مشهور است، مسیری برای پیاده‌روی و نیز، تفریح مردم است.

جوانان و به ویژه گرگانی (و گاه از دیگر شهرهای اطراف) در نیمه راه این جاده در نزدیکی محلی به نام باباطاهر، جنگل مصنوعی و ورودی جنگل النگ دره، مراسم و آدابی دارند. معمولاً شب‌های پنجشنبه و جمعه مردم شهر به این نقطه آمده و از هوای تازه و ملایم آن استفاده می‌کنند. در غروب روزهای تابستان و ساعات اولیه شب گاهی تعداد مردم در محدوده‌ای به وسعت دو سه کیلومتر مربع به بیش از ۳۰ هزار نفر می‌رسد. در زمستان‌ها نیز بسیاری از مردم برای روزهای برفی و در فصل پاییز برای رنگ‌های زیبای درختان انجیلی که به صورت قرمز و زرد و گل بهی اند به این منطقه روانه می‌شوند چند قهوه‌خانه و رستوران و مهمانسرا و چهار هتل (هتل شهرداری، هتل جهان‌گردی، هتل راه و ماه، هتل رستوران باباطاهر) نیز در محوطه ناهارخوران وجود دارد که پذیرای مهمانی‌ها و گردشگران می‌باشند.[۲]

مسیر جاده ناهارخوران به سمت جنوب پس از حدود ۷ کیلومتر به روستای زیارت می‌رسد با دو آبشار بلند و چشمه آب گرم که از ییلاق‌های معروف شمال و نقاط دیدنی منطقه‌است و به لحاظ حیات‌های تو در تو و رنگ دیوار خانه‌ها و قدمت آن جزو ۲۰ روستای برتر گردشگری ایران است. در حال حاضر مورد تعرض آپارتمان سازها واقع شده و ارزش و جاذبه گردشگری خود را از دست می‌دهد.[۲]

جنگل ناهارخوران

اقامتگاه‌های هتل ناهارخوران

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

ناهارخوران جنگلی در ۴ کیلومتری جنوب شهر گرگان است.[۱]

از قدیم، بر سر راه کاروان‌های حجاج یا زائران قرار داشته‌است. این کاروان‌ها غالباً در دامنه‌های کوه‌های جنوب گرگان، اتراق کرده و چاشت ناهار می‌خوردند. به همین سبب این منطقه ناهارخوران شده‌است و البته هنوز هم مردم به آنجا می‌آیند و ناهار می‌خورند.[۱]

ناهارخوران و منطقه جنگلی آن که مطالعات نشان می‌دهد با ۴۰ میلیون سال قدمت در زمره مجموعه جنگل‌های هیرکانی بوده و به عصر ژوراسیک بازمی‌گردند، اقلیمی معتدل و نیمه‌مرطوب دارند. هر قدر، ارتفاع بیشتر می‌شود، می‌توان خنکی هوا را نسبت به گرگان و حتی پایین دست ناهارخوران هم احساس کرد. بر پایه آنچه در دانشنامه گلستان آمده‌است، منطقه جنگلی ناهارخوران با شیبی تند شروع می‌شود و پس از گذر کوتاهی از مسیر، یکنواخت می‌شود و تا پایان، ادامه می‌یابد.[۱]

جنگل‌های ناهارخوران بازمانده‌ای از جنگل‌های کهن هیرکانی است و هنوز هم می‌توان، باوجود جنگل زدایی‌ها اراضی متراکمی را شاهد بود. از جمله گونه‌های گیاهی این جنگل، درختان بلوط، انجیلی، ممرز، افرا، نمدار، گیلاس وحشی، آزاد، خرمندی و درختچه‌های تمشک، کوله خاس گرگانی، ازگیل و ولیک هستند که همگی بومی منطقه اند. اما درختان و گیاهانی هم هستند که اگرچه بومی نیستند، اما زیبایی خاصی به جنگل ناهارخوران بخشیده‌اند و کاج، سرو، ماگنولیا، شمشاد، برگ نو، بید مجنون، پاپیتال و مینا از آن جمله اند. با وجود نفوذ انسان‌ها تا عمق جنگل و از میان رفتن بافت طبیعی و زیستگاه‌های آن، هنوز هم گونه‌های جانوری در این منطقه زیست می‌کنند. گراز، شغال، خفاش، موش، راسو، سنجاب، عقاب، شاهین، قمری، دارکوب، جغد، دم جنبانک، صعوه، سهره، چرخ ریسک، گنجشک، کلاغ، سار و مارمولک از جمله این جانوران هستند.[۱]

ناهارخوران گرگان

این منطقه از هوای نسبتاً مطبوع و ملایم تری در مقایسه با شهر و مناطق شمالی این منطقه برخوردار است. به مرور زمان و با افزایش جمعیت و وسعت شهر گرگان از حدود ۲۰ سال قبل فاصله بین مرکز شهر و ناهارخوران به خیابانی عمومی و نسبتاً شلوغ و پر رفت‌وآمد تبدیل شده و اکنون یکی از خیابان‌های طولانی و اصلی گرگان است. این خیابان که به جاده ناهارخوران مشهور است، مسیری برای پیاده‌روی و نیز، تفریح مردم است.

جوانان و به ویژه گرگانی (و گاه از دیگر شهرهای اطراف) در نیمه راه این جاده در نزدیکی محلی به نام باباطاهر، جنگل مصنوعی و ورودی جنگل النگ دره، مراسم و آدابی دارند. معمولاً شب‌های پنجشنبه و جمعه مردم شهر به این نقطه آمده و از هوای تازه و ملایم آن استفاده می‌کنند. در غروب روزهای تابستان و ساعات اولیه شب گاهی تعداد مردم در محدوده‌ای به وسعت دو سه کیلومتر مربع به بیش از ۳۰ هزار نفر می‌رسد. در زمستان‌ها نیز بسیاری از مردم برای روزهای برفی و در فصل پاییز برای رنگ‌های زیبای درختان انجیلی که به صورت قرمز و زرد و گل بهی اند به این منطقه روانه می‌شوند چند قهوه‌خانه و رستوران و مهمانسرا و چهار هتل (هتل شهرداری، هتل جهان‌گردی، هتل راه و ماه، هتل رستوران باباطاهر) نیز در محوطه ناهارخوران وجود دارد که پذیرای مهمانی‌ها و گردشگران می‌باشند.[۲]

مسیر جاده ناهارخوران به سمت جنوب پس از حدود ۷ کیلومتر به روستای زیارت می‌رسد با دو آبشار بلند و چشمه آب گرم که از ییلاق‌های معروف شمال و نقاط دیدنی منطقه‌است و به لحاظ حیات‌های تو در تو و رنگ دیوار خانه‌ها و قدمت آن جزو ۲۰ روستای برتر گردشگری ایران است. در حال حاضر مورد تعرض آپارتمان سازها واقع شده و ارزش و جاذبه گردشگری خود را از دست می‌دهد.[۲]

جنگل ناهارخوران

اقامتگاه‌های هتل ناهارخوران

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید


استان گُلِستان از استان‌های شمالی ایران است. این استان بخشی از استان مازندران بود که در سال ۱۳۷۶ به صورت استانی مستقل به نام گلستان درآمد و گرگان به عنوان مرکز آن برگزیده شد. بزرگترین و پرجمعیت‌ترین شهرستان آن گرگان است. مذهب اکثریت مردمان این استان تشیع بوده و اقلیتی از آنان اهل تسنن هستند.[۴][۵][۶]

گلستان نام جدیدی برای یک سرزمین تاریخی است که در طول تاریخ و تا سده هفتم هجری به نام ایالت گرگان و از آن پس تا آغاز سده دهم به نام استرآباد و در نوشته‌های دوران اولیه اسلامی به نام (جرجان) و از اسفند ۱۳۱۶ گرگان نامیده شده‌است. این استان تا سال ۱۳۷۶ بخشی از استان مازندران بود، اما در آن سال به صورت استانی مستقل به نام استان گلستان درآمد و شهرستان گرگان به عنوان مرکز آن برگزیده شد. بیشتر شهرهای کنونی استان گلستان از قدمت چندانی برخوردار نیستند و از بزرگ‌شدن روستاها به وجود آمده‌اند و به عبارتی روستاشهر به‌شمار می‌آیند. با این همه، شهرهای گرگان و گنبدکاووس ریشهٔ تاریخی دارند. روستاهای استان گلستان به صورت متمرکز و نزدیک به هم هستند. این روستاها در راستای جاده‌ها و رودها به صورت طولی و در بخش‌های کوهستانی به صورت پلکانی هستند.

پیشینه تاریخی این سرزمین به ۷ هزار سال پیش و در غار کیارام واقع در روستای فرنگ بخش گالیکش به دوران پارینه سنگی برمی‌گردد. پژوهش‌های تازه نشان داده‌است که منطقهٔ گرگان از ۶ هزار سال پیش تمدن پیش از آریایی‌ها را در خود جای داده بوده‌است؛ کهن‌ترین آثار دورهٔ نوسنگی ایران از غار کمربند و غار هوتو در نزدیکی بهشهر پیدا شده‌است. این آثار از آشنایی مردمان آن زمان به سفالگری، هنر بافتن، اهلی کردن جانورانی مانند بز کوهی و ساخت ابزارهای سنگی صیقلی حکایت دارد. کاوش‌های تورنگ‌تپه، در نزدیکی گرگان، نیز نشان داده‌است که این منطقه روستاهای پرجمعیت، سفالگری انبوه و شبکهٔ آبیاری کشاورزی داشته‌است و دیرینگی آن دست‌کم به اندازهٔ شهر سوخته در سیستان است. نام این سرزمین در سنگ نوشته‌های هخامنشی، از جمله سنگ نوشتهٔ داریوش در بیستون، به صورت ورگانه و در نوشته‌های پهلوی به صورت گورکان آمده‌است. واژهٔ ورگ در زبان طبری به معنای گرگ است.[۷]

ناهارخوران گرگان

تاریخ‌نگاران یونانی از آن با نام هیرکانی یاد کرده‌اند. پدر داریوش هخامنشی، زمانی فرمان‌روای این منطقه بوده‌است. اسب‌سواران گرگانی همواره مورد توجه هخامنشی‌ها بودند و داریوش برخی از گرگانی‌های دلاور را در سپاه جاویدان وارد کرد. گرگان کنونی تا سال ۱۳۱۶ «اَستَرآباد» یا «استرآباد» نام داشت.[۸] واژهٔ استرآباد از دو لفظ «استر» و «آباد» تشکیل شده‌است. استر یا استار در زبان طبری به معنای ستاره است؛[۹] در حالی که همین واژه در زبان فارسی معنای قاطر می‌دهد.[۱۰]
می‌گویند شهر باستانی استرآباد را خشایارشاه به یادبود زن یهودی خود، که او را استر (ستاره) نام نهاده بود، ساخت. در زمان اردوان دوم اشکانی (۱۲۸–۱۲۴ پیش از میلاد) هیرکانی و کارمانیا (کرمان) زیر فرمان خاندان گودرز بود و جانشینان گودرز تا سدهٔ دوم پس از میلاد به‌طور مستقل آن را اداره کردند.

این سرزمین خوش آب و هوا از آرامشگاه‌های بهاری و تابستانی شاهان اشکانی بود. در همین دوران بود که ساختن دیوار بزرگ که به نام سد سکندر شناخته می‌شود (این دیوار در برخی منابع تازه «دیوار گرگان» نامیده می‌شود) آغاز شد تا از یورش هون‌ها به خاک ایران جلوگیری کند. کار ساختن این دیوار، که درازای آن را از ۱۵۵ تا ۱۷۰ و گاهی ۳۰۰ کیلومتر نوشته‌اند، در دورهٔ ساسانی نیز پیگیری شد و می‌گویند که انوشیروان به بازسازی آن فرمان داد.

در همین دورهٔ ساسانی بناهای محکمی در مرز و در جای‌جای منطقه برای پایداری در برابر یورشگران ساخته شد. پس از برآمدن اسلام، این منطقه به سال ۳۵ قمری خراج‌گزار عرب‌های مسلمان شد. در روزگار سلیمان بن عبدالملک، یزید بن مهلب ولایت گرگان را به سال ۹۸ قمری فتح کرد و از آن پس، شهر جرجان کرسی ولایت جرجان شد. ابن خلدون کشته‌شدگان این نبرد را چهل هزار نفر از مردم گرگان پنداشته ولی گردیزی تلفات گرگانیان را دوازده هزار کشته و شش هزار برده اعلام می‌کند،[۱۱] محمد بن جریر طبری نیز ضمن تأیید مرگ چهل هزار گرگانی، می‌افزاید که پس از فتح گرگان، شخصی به نام جهم بن زحر توسط یزید والی آن شهر شد.[۱۲] پس از فتح گرگان به دست اعراب، فرخان بزرگ (اسپهبد طبرستان) به مبارزه با یزید بن مهلب پرداخت و توانست سپاه اعراب را شکست دهد و گرگان را از اعراب پس بگیرد عمر بن عبدالعزیز خلیفهٔ اموی پس از این شکست تحقیرانه دستور داد یزید بن مهلب به بغداد بازگردد.[۱۳][۱۴] این شهر در سدهٔ ۳ و ۴ هجری بسیار آباد شد و در روزگار فرمان‌روایی‌های مستقل ایرانیان به زیر فرمان سامانیان درآمد. سپس گاهی در دست آل بویه و گاهی سامانیان بود تا این که آل‌زیار بر آن جا دست یافتند و به‌آبادی آن کوشیدند. (توجه داشته باشید شهر جرجان در یورش مغول‌ها ویران شد و شهر کنونی گرگان، زمانی استرآباد نامیده می‌شد)

خاندان آل‌زیار شناخته شده‌ترین فرمان‌روایان این منطقه هستند که از آغاز سدهٔ چهارم (۳۱۶ قمری) تا میانهٔ سدهٔ پنجم (۴۳۵ یا ۴۴۱ قمری) در منطقهٔ گرگان، طبرستان و گیلان فرمانروایی کردند و گاهی تا ری، اصفهان، همدان و دینور را نیز در فرمان خود داشتند. مرداویج، بنیان‌گذار این دودمان، ریشهٔ خود را به شاهان گذشتهٔ ایران می‌رساند و در سر داشت بغداد را به چنگ آورد و پادشاهی ایرانیان را بار دیگر بنیان‌گذارد. با این همه، نه تنها او بلکه فرمان‌روایان پس از او نیز نتوانستند به چنین آرزوهای بزرگی دست پیدا کنند و سلجوقیان به فرمانروایی آن‌ها پایان دادند. قابوس بن وشمگیر، شناخته‌شده‌ترین فرمانروایان آل‌زیار است که آوازهٔ دانش دوستی‌اش باعث شده بود بزرگانی چون ابوریحان بیرونی و ابن‌سینا به سوی گرگان بروند.

بیرونی برخی از پژوهش‌های خود را در پیرامون شهر گرگان انجام داد و نخستین کتاب مهم خود، به نام آثار الباقیه عن قرون الخالیه، را به نام قابوس نوشت. از خود قابوس کتابی با نام قابوس‌نامه برجای مانده‌است که از آثار ادبی و اخلاقی مهم ایران به‌شمار می‌آید. بنای برج قابوس، در شهر گنبدکاووس نیز به فرمان او ساخته شده‌است که بزرگ‌ترین بنای آجری جهان به‌شمار می‌آید.

جمعیت استان گلستان بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ بالغ بر ۱٬۷۷۷٬۰۱۴ نفر است که از این تعداد ۵۱/۰ درصد شهرنشین و ۴۹/۰ درصد روستانشین هستند. اقوام متعددی در این استان زندگی می‌کنند که می‌توان به فارس‌ها، ترکمن‌ها، طبری‌ها، بلوچ‌ها، ترک‌ها (آذربایجانی و قزلباش)، سیستانی‌ها، کردها و قزاق‌ها اشاره کرد.[۱۵] سیستانی‌ها بیشتر در مرکز و جنوب استان و طبری‌ها در غرب و جنوب استان سکونت دارند و به زبان‌های طبری و فارسی گویش می‌کنند. قزلباشان در رامیان، آزادشهر، مینودشت، کلاله و گالیکش و[۱۶] آذریها در شهرستان گنبد کاووس[۱۷] و تعداد کمی در مینودشت و قزاق‌ها نیز بیشتر در گرگان و تکرها (ته‌کر) در نگین‌شهر سکونت دارند. همچنین کردها در شهرهایی همچون گنبدکاووس دارای جمعیتی قابل توجه می‌باشند.[۱۸][۱۹] ترکمن‌ها در بخش شرقی، مرکزی و شمالی استان و همچنین در مرکز استان سکونت دارند.[۲۰] ترکمن‌ها سنی‌مذهب بوده و به زبان ترکمنی تکلم می‌کنند.[۱۶]

گویش گرگانی[۲۱] در گرگان و گویش کتولی[۲۲] در علی‌آباد کتول متداول است و هر دو گویش زیر مجموعهٔ زبان طبری محسوب می‌شوند که خود ریشهٔ پهلوی اشکانی دارد.

در بین شهرستان‌های استان، بالاترین نرخ رشد جمعیت مربوط به شهرستان ترکمن با ۱/۹۰ درصد و پایین‌ترین نرخ رشد جمعیت مربوط به شهرستان بندرگز با نرخ رشد منفی ۰/۰۸ است، نرخ رشد شهرستان مینودشت نیز منفی ۰/۰۵ گزارش شده‌است.[۲۳]

گالش‌های طبری شاخه‌ای از اقوام طبری هستند که در مناطق کوهستانی استان‌های گلستان و مازندران زندگی می‌کنند و به طبری سخن می‌گویند.[۲۴][۲۵][۲۶] گالش یا گاولش «Galeš»، در طبری به معنای گاوبان را است. به‌عبارت ساده‌تر گالش یعنی کسی که دامداری می‌کند و گاو پرورش می‌دهد. کلمه گالش از ریشه سانسکریت گئورکش «Gao-rakš» گرفته شده‌است «Gao» به معنی گاو و «Rakš» به معنی پاییدن و نگهبانی‌کردن است. همچنین در زبان طبری به چوپان گاو گالش «Galeš» و به چوپان گوسفند کرد «kerd» گفته می‌شود. در متون کهن طبری از کلمه گالش به معنای چوپان استفاده شده‌است.[۲۷]

گالش‌های طبری استان گلستان در شهرستان‌های گرگان، علی‌آباد کتول، کردکوی، بندرگز، رامیان، آزادشهر، مینودشت و گالیکش ساکن هستند.

گویش طبری استرابادی لهجه‌ای از زبان طبری[۲۸] است که در شهرستان گرگان گویش می‌شود.[۲۹] زبان طبری استرابادی زبان بومیان آبادی‌های دهستان استرآباد جنوبی، دهستان انجیرآب، دهستان روشن‌آباد و همچنین زبان بخش عمده‌ای از مردم گرگان است. همچنین زبان طبری کتولی که زبان بومیان شهرستان علی‌آباد کتول است به همراه زبان طبری استرابادی در آبادی‌های دهستان استرآباد شمالی و دهستان قرق رایج هست.[۳۰] زیارت، اصفهان‌کلاته، لمسک، زنگیان و کلاجان قاجار نمونه‌هایی از آبادی‌های طبری‌زبان شهرستان گرگان هستند.

گویش گرگانی یا گویش استرابادی یکی از گویش‌های ایرانی است که در شهر گرگان یا استراباد بدان صحبت می‌شده‌است. ابوعبدالله مقدسی می‌گوید: «زبان کومش و گرگان به هم نزدیک است. ها بکار می‌برند و می‌گویند هاکن و هاده و آن را حلاوتی‌ست، و زبان مردم طبرستان بدانها نزدیک است مگر در آن شتاب است».[۲۸]
دانشنامه ایرانیکا گویش گرگانی را همان زبان طبری یا گویشی بسیار نزدیک به آن می‌داند.[۲۸]
لغت‌نامه دهخدا نیز گویش قدیم گرگانی را نزدیک به زبان طبری و گویش‌های سمنانی دانسته و تصریح کرده‌است که هنوز هم در گرگان و روستاهای اطراف گرگان گویشوران زبان طبری زندگی می‌کنند.[۱۰]

ایلات مختلف فصل تابستان در ارتفاعات استان خراسان شمالی و فصل زمستان در دشت‌های استان گلستان سکنی می‌گزینند و به دام‍پروری مشغول هستند.

طی پژوهشی که به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۱۳۸۹ انجام شد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه‌گیری شد در این استان به قرار زیر بود:

این استان در اسفند سال ۱۳۹۰ دارای ۱۴ شهرستان به نام‌های آزادشهر، آق‌قلا، گرگان، گنبدکاووس، بندر ترکمن، گمیش‌تپه، رامیان، کردکوی، بندرگز، علی‌آباد کتول، گالیکش، کلاله، مراوه تپه و مینودشت و دارای ۲۹ شهر و ۲۷ بخش و ۶۰ دهستان می‌باشد.

حدود ۶۱٪ جمعیت استان گلستان را اهل تشیع و حدود ۳۹٪ مردم اهل تسنن تشکیل می‌دهد.[۳۲][۳۳] اهل تشیع را تمامی گروه‌های فارسی‌زبان اعم از بومیان کهن، سیستانی، کرد (کرمانج)، ترک (آذری و قزلباش) تشکیل می‌دهند و اهل تسنن را تمام گروه‌های ترکمن، بلوچ، کرد و قزاق تشکیل می‌دهند. مسیحیان و صوفیان گنابادی از اقلیت‌های کوچک مذهبی استان هستند.

استان گلستان بیش از دو میلیون هکتار زمین، آبی و دیم، زیر کشت دارد. گندم، جو، پنبه و آفتابگردان از فراورده‌های کشاورزی اصلی این استان است. بیش از۵۰ درصد از پنبه و ۱۰ درصد گندم کشور از این استان به‌دست می‌آید. در سال کشاورزی ۸۳–۱۳۸۲ یک میلیون و دویست هزار تن گندم در استان برداشت شد. برنج، سویا، بادام‌زمینی، سبزی‌ها، خیار، کاهو، کلزا، زیتون و دیگر دانه‌های روغنی نیز در استان کشت می‌شود. بیش از ۴۰ در صد دانه‌های روغنی کشور از زمین‌های این استان به دست می‌آید و از این نظر رتبهٔ نخست را در کشور دارد. دامپروری هم به روش سنّتی و هم به روش نوین انجام می‌شود. این استان دارای سرزمین‌های ییلاقی و قشلاقی مناسبی است ییلاق‌ها در بخش‌های کوهستانی جنوب استان و قشلاق‌ها در بخش‌های شمال و شمال شرقی هستند. طایفه‌های کرد بیش‌ترین کوچ‌رونده‌های استان را می‌سازند که بیش‌تر آن‌ها از استان خراسان هستند. آن‌ها همراه با دامداران سمنان و شاهرود قشلاق خود را در شهرستان‌های گنبدکاووس و کلاله می‌گذرانند.

بخش بسیار کمی از ترکمن‌های استان نیز شیوهٔ کوچ‌نشینی گذشتگان خود را نگه داشته‌اند و در چادرهایی به نام آلاچیق زندگی می‌کنند. این کوچ‌نشینان از دو طایفهٔ بزرگ ترکمن هستند: گوکلان‌ها که در شرق گنبد تا مرز خراسان شمالی و یموت‌ها که در غرب گنبدکاووس تا دریای خزر دیده می‌شوند. آن‌ها در کنار گوسفندان خود به پرورش شتر نیز به‌شمار اندک می‌پردازند. البته دراین بخش بلوچ‌ها نیز به همت بزرگان خود بخصوص تلاش‌های شبانه‌روزی بنیاد نیمروز و خانه فرهنگ وهنر بلوچ‌ها توانسته‌است هویت فرهنگی خویش را حفظ نماید که در راستای جذب توریست مؤثر خواهد بود. پرورش ماکیان، به‌ویژه مرغ، پرورش کرم ابریشم و پرورش ماهی نیز در استان انجام می‌شود. پرورش ماکیان در مرغ‌داری‌ها نوین در جای جای استان انجام می‌شود. پرورش کرم ابریشم بیش‌تر در شهرهای شرقی استان، به‌ویژه شهرستان مینودشت و رامیان دیده می‌شود. نوغان‌داران این استان در سال ۱۳۸۴ بیش از ۲۷۲ هزار کیلوگرم پیلهٔ کرم ابریشم به دست آوردند. ماهی‌گیری در خلیج گرگان و بخش‌های غربی دریای خزر انجام می‌شود و پرورش ماهی در دریاچه‌های مصنوعی، که به آب‌بند شناخته می‌شوند، در کنار رودخانه‌ها و نیز دشت‌هایی که برای کشاورزی مناسب نیستند، به‌ویژه در بخش‌های شمالی شهرستان گنبد کاووس، انجام می‌شود. دو مرکز پرورش ماهیان خاویاری و یک مرکز پرورش ماهیان استخوانی در استان به کار تولید بچه ماهی می‌پردازند و این استان در تولید ماهیان گرمابی جایگاه چهارم را در کشور دارد. طرح پرورش ماهی قزل‌آلا در کشتزارها نیز در حال انجام است.

یکی دیگر از عوامل مؤثر بر اقتصاد استان گلستان گردشگری است. این استان با داشتن مناطق و شهرستان‌های زیبا هرساله گردشگران داخلی وخارجی زیادی را به خود جذب می‌کند. جاجیم، صنایع دستی، ابریشم بافی رامیان، ماهی، خاویار، پنبه، حلوا آماج (مخصوص گرگان)، حلوا برنجی، کسمک (مخصوص مینودشت) نان شیرینی، زنجبیلی، نون عیدی (کلمبو)، قُطاب، پشت زیک (کنجدی) بابتو (مخصوص گرگان)، مارمرده (مخصوص گرگان)، پادرازی)، قالی، قالیچه، پشتی ترکمنی، شال وگلیم بلوچی در کنار فرش بلوچی به همراه هنرزیبای نیمروزکاری بلوچیی وپرزک دوزی که توسط مرکز صنایع دستی بلوچی نیمروز در گرگان احیاشده‌است، عرق کشمش، حلوا گردویی (مخصوص کردکوی و بندر گز)، نان بهارهٔ تورشو چُرَگ و نان کاک (مخصوص رامیان) و نان شیرمال (مخصوص آزادشهر) می‌توانند رهاورد سفر مسافران به این استان باشند.
مراکز دیدنی
همان‌طور که گفته شد استان گلستان به دلیل آب و هوا، پوشش گیاهی و پارک‌های طبیعی زیبایی، مانند پارک ملی گلستان، از مرکزهای مهم گردشگری ایران به‌شمار می‌آید. برخی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری استان به شرح زیر است:

درحد فاصل استان‌های گلستان و خراسان شمالی در موقعیت جغرافیایی بین ۳۱/۳۷ الی ۰۴/۵۳ عرض شمالی و ۴۳/۵۵ الی ۱۷/۶۶ طول شرقی واقع شده و مساحت آن در حدود ۸۷۲۴۲ هکتار می‌باشد.

این پارک تا قبل از سال ۱۳۳۶ شکارگاه محسوب می‌شد. در شهریور ۱۳۴۲ به پارک محمد رضاشاه تغییر نام داد و در سال ۱۳۵۳ به پارک ملی تبدیل شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ با وسعت ۹۱۸۹۵ هکتار تحت حفاظت قرار گرفت. این پارک در ۵۵ کیلومتری شرق گنبد و ۱۱۵ کیلومتری غرب بجنورد در مسیر مشهد واقع شده‌است. رویش‌های اصلی پارک به علت ۳ اقلیم متفاوت متنوع است.

این روستا از توابع شهرستان آزادشهر در شرق استان گلستان و در جاده آزادشهر به شاهرود قرار دارد و با داشتن آب و هوای فوق‌العاده با طراوت مسافران را به خود می‌خواند. جنگل زیبای شانوین در شمال این روستا جذابیت بیشتری به این منطقه بخشیده‌است. همچنین وامنان دارای آبشارهای دائمی و پرآبی در جنگل‌های این روستا است. روستای وامنان به عنوان روستای گیاهان داروئی نیز به خاطر تولید انواع مختلف آن شناخته می‌شود.

سایر، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان مینودشت. این روستا با داشتن طبیعت بکر و سر سبز و چشمه‌های زلال و طبیعت و آب و هوای بسیار عالی، و کشت انواع محولات کشاورزی و انواع میوه جات، مکان مناسبی برای میزبانی از طبیعت گردان است. همچنین چنار تاریخی و کهنسال روستای سایر که بدست یکی از اهالی روستا در گذشته دور کاشته شده با قدمتی بیش از ۷۰۰ سال، در جلسه کمیته ثبت و حریم میراث طبیعی که در تاریخ ۳۱ مرداد ماه سال ۱۳۹۴ در محل سازمان مرکزی میراث فرهنگی برگزار شد، در فهرست آثار ملی کشور ثبت شد.[۳۴]

این امام زاده در فاصله ۲ کیلومتری آزادشهر و جنب محور تهران به مشهد بر روی یک تپه بلند به ارتفاع ۳۰۰ متر واقع شده‌است.

آرامگاه مختومقلی مربوط به اواخر دوره قاجاریه – دوره پهلوی است و در شمال استان گلستان، شهرستان مراوه‌تپه، روستای آق‌تقه قدیم واقع شده‌است. این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۲۵۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.[نیازمند منبع]

این آرامگاه شامل مقبرهٔ مختومقلی فراغی شاعر ملی ترکمن‌ها (مرگ در ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۶ ه‍.ش) و پدرش دولت محمد آزادی می‌شود. در دههٔ ۱۳۷۰ بنایی بر روی این مقبره ساخته شده و در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۷۸ با حضور صفر مراد نیازوف رئیس‌جمهور وقت ترکمنستان و عطاالله مهاجرانی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد ایران افتتاح شد. هرساله در زادروز مختومقلی فراغی مراسمی با حضور مردم و مقامات دولت ایران و ترکمنستان در کنار این آرامگاه برگزار می‌شود. در سال ۱۳۸۹ اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس‌جمهور در این مراسم از تخصیص دو میلیارد تومان برای سازمان‌دهی این مقبره خبر داد.[نیازمند منبع]

این برج در سال ۳۹۷ قمری به فرمان شمس‌المعالی قابوس بن وشمگیر ساخته شد و اکنون در درون شهر گنبدکاووس جای دارد. این برج با بلندی ۶۰ متر بر بالای تپه‌ای ساختگی به بلندی ۱۵ متر بر پا شده‌است و بزرگ‌ترین بنای آجری جهان به‌شمار می‌آید. این بنا به شماره ۸۶ در سال ۱۳۱۰خورشیدی به ثبت آثار ملی رسیده و در تیرماه ۱۳۹۱نیز به عنوان پانزدهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی (یونسکو) ثبت شد.

این پارک در ۵ کیلومتری جنوب شهر گرگان جای دارد و از نظر آرامشگاه‌ها، رستوران‌ها، شبکهٔ آب‌رسانی بهداشتی و دیگر امکانات رفاهی از پارک‌های شناخته شده و پرجاذبه برای گردشگران است. بیش‌تر مسافرانی که به سوی مشهد مقدس می‌روند، ساعت‌هایی را در این پارک می‌گذرانند.

پارک جنگلی النگدره، دارای وسعتی به مساحت ۱۸۵ کیلومتر و چشم‌اندازی منحصر به فرد است و به عنوان یکی از ۷ منطقه نمونه گردشگری کشور و همچنین پارک جنگلی شاخص شمال کشور انتخاب و معرفی شده‌است. هوای جنگل حداقل ۱۰۰ درجه خنک‌تر از نقاط شهری است. در دامنه جنگل پوشش گیاهی ویژه و همچنین رودخانه و چشمه‌هایی وجود دارد.

رودخانه قلاشی از قسمت جنوب پارک تا شمال امتداد دارد و تقریباً از وسط آن می‌گذرد. در نزدیکی این رودخانه، ۳ چشمه آب وجود داردو پوشش گیاهی ابن جنگل را درختان انجیلی و ممرز، توسکا، لرگ، افرا، بلوط، بید، شیردار و خردمندی تشکیل می‌دهد.

آبشار زیارت گرگان در موقعیت جغرافیایی E542757 N364029 در استان گلستان واقع است. آبشار زیارت در میان جنگل ناهارخوران و در حاشیه روستای زیارت واقع است. ناهارخوران نقطه‌ای جنگلی در جنوب شهر گرگان است که در فاصله هشت کیلومتری از مرکز شهر قرار دارد. این منطقه از هوای نسبتاً مطبوع و ملایم تری در مقایسه با شهر و مناطق شمالی این منطقه برخوردار است. به مرور زمان و با افزایش جمعیت و وسعت شهر گرگان از حدود ۲۰ سال قبل فاصله بین مرکز شهر و ناهارخوران به صورت یک خیابان عمومی و نسبتاً شلوغ و پررفت‌وآمد تبدیل شده و اکنون یکی از خیابان‌های اصلی گرگان است. این مسیر که به جاده ناهارخوران مشهور است، مسیری برای پیاده‌روی و تفریح مردم است. در این جنگل امکانات متعددی همچون آلاچیق، کمپینگ، رستوران، فروشگاه و سرویس بهداشتی برای گردشگران در نظر گرفته شده‌است.

آبشار رنگو گرگان در موقعیت جغرافیایی E5425 N3644 در استان گلستان واقع است. این آبشار در ۱۵ کیلومتری جنوب غربی گرگان واقع گردیده‌است. محیط پیرامون رودخانه رنگو دارای هوای خنک و لطیف و با درختان سربه فلک کشیده پوشانده شده‌است. هرچند آبشار رنگو ارتفاع زیادی ندارد ولی به دلیل بستر نیم دایره‌ای که دارای یک محل ریزش اصلی و چندین محل ریزش فرعی با حجم آب به نسبت قابل توجه، منظره‌ای جالب و دیدنی را به وجود آورده‌است. این مجموعه فاقد امکانات تفرجگاهی برای علاقه‌مندان به طبیعت است.

آبشارهای دره تل انبار در موقعیت جغرافیایی N363914 E542731 در استان گلستان واقع است. این دره در نزدیکی روستای زیارت واقع شده‌است. روستای زیارت در ۱۷ کیلومتری جنوب گرگان قرار دارد و دارای پتانسیل بالای گردشگری است. از روستای زیارت به سمت دوراهی آبشار زیارت یک جاده خاکی وجود دارد که می‌توان آن را با خودرو طی کرد. برای رسیدن به ابتدای این دره ۲ مسیر وجود دارد که مورد استفاده در صعود قله تل‌انبار هم قرار می‌گیرد. مسیر چشمه شهربت و دیگری مسیر چمازچال است. مسیر چشمه شهریت کاملاً پاکوب است. این راه در قدیم محل تردد اهالی روستای چهار باغ و شاهکوه به زیارت و نهایتاً گرگان بوده‌است. پس از عبور از چشمه شهریت و ادامه مسیر تا چشمه سیاه خانی در ارتفاع ۲۳۰۰۰ متری، به یک دو راهی خواهید رسید که مسیر سمت راست به قله و مسیر سمت چپ که پاکوب کمتری دارد به سمت شرق به سمت دره می‌رود. پس از عبور از یک مرتع کوچک مسیر پاکوب به پایان می‌رسد و از این نقطه مسیری وجود ندارد. با ادامه حرکت به سمت شرق و عبور از یک دره، به دره تل انبار خواهید رسید. رشته کوه تل انبار بخشی از کوه‌های البرز شرقی است که در جنوب شهر گرگان قرار دارد و در مرتفع‌ترین قسمت به ارتفاع ۳۰۳۰ متر دارای قله‌ای به همین نام (تل انبار) می‌باشد. دره در دامنه شمالی قله قرار دارد و دارای آبشارهای متعددی است که در انتها به آبشار دوقلوی روستای زیارت ختم می‌گردد. این دره از دوب خش اصلی تشکیل می‌گردد که شامل بخش بالای دره که از یال تل انبار تا آبشار حد فاصل منطقه صندوق به منطقه میان وله و همچنین بخش پایینی دره که از آبشار مذکور تا آبشار دوقلو است.

این دره متشکل از ۵۳ آبشار ۲ الی ۴۰ متری است که ۲۰ آبشار آن بیش از ۱۰ متر ارتفاع دارند. برای بازدید از این آبشارها نیاز به مهارت‌های فنی و تجهیزات فرود است. ۲۵ آبشار در این دره نیازمند فرود با طناب است. فصل مناسب برای عبور از این دره از اول تیرماه تا نیمه اول شهریورماه است. همچنین ابزار کارگاه زدن، دو حلقه طناب ۵۰ متری و یک طناب ۲۰ متری، اطلاع از وضعیت جوی منطقه، آشنایی کامل نفرات به فرود از ملزومات حرکت در این دره است. شایان ذکر است پس از فرود از آبشار اول این دره، باید مسیر را ادامه داد و راه بازگشت وجود ندارد. رودخانه با دیواره‌های بلند احاطه شده و همچون کانالی خروشان و کف آلود پایین می‌رود. در این قسمت از مسیر دیگر درختی برای برپایی گارگاه نیست از این رو برای کارگاه زدن باید از شکاف دیواره‌ها استفاده نمایید. انتهای این مسیر به آبشار زیارت گرگان ختم می‌شود. نکته مهم در این‌گونه برنامه‌ها، توجه به عایق بندی صحیح و اصولی پوشاک، غذاها و سایر ملزومات مهم نظیر کیف کمک‌های اولیه است. اکثر آبشارها کارگاه استاندارد و قابل اطمینانی ندارند و در برخی کارگاه‌ها از ابزارهای بسیار مستهلک و طنابچه‌های نازک، طناب‌های پلاستیکی قدیمی، تسمه کمربند ایمنی اتومبیل و غیره استفاده شده که به شدت خطرناک هستند. توصیه می‌شود قبل از فرود از این آبشارها با وسایلی که در اختیار دارید کارگاهی ایمن تعبیه نمایید. بازدید از این دره نیازمند ۲ روز زمان است. ر برخی از نقاط دره امکان استفاده از تلفن همراه وجود دارد و این موضوع باید در اداره تیم و سرپرستی برنامه مورد توجه قرار گیرد.

جنگل رنگو دارای گرمابه قدیمی – امامزاده ابراهیم می‌باشد و از لحاظ طبیعی دارای طبیعت زیبا اطراف آبشار- دره‌های مسیر رودخانه‌های منطقه می‌باشد؛ و همچنین حدود ۵ ساعت پیاده‌روی در امتداد دره و رودخانه آبشار رنگو خودنمایی می‌کند مکان‌ها و شهرهای اصلی در مسیر: از مسیر پارک جنگلی و روستای توشن در ۵ کیلومتری جنوب گرگان قابل دسترسی است.

ناهارخوران گرگان

پارک جنگلی تنگه چهل چای در جنوب شهرستان مینودشت شامل ۳ منطقه به نام‌های تفرجگاه جنگلی تنگه، تفرجگاه طبیعی طول آرام و استراحتگاه بین راهی آق چشمه می‌باشد که محدوده جغرافیائی منطقه از ۰۰ ۲۵ ۵۵ الی ۰۰ ۳۰ ۵۵ طول شرقی تا ۱۰ ۱۰ ۳۷ الی ۳۰ ۱۷ ۳۷ عرض شمالی با مساحتی حدود ۵۹ هکتار و متوسط ارتفاع حدود ۳۵۰ متر از سطح آب‌های آزاد جهان گسترش دارد. از جمله آبادی‌های مجاور پارک می‌توان روستاهای نالاج، زنگلاب، طول آرام و یکه سور را نام برد. پارک جنگلی چهل چای با گذر از شهر کوهپایه‌ای و قدیمی مینودشت در فاصله ۱۰ الی ۱۳ کیلومتری از محور آسفالته مینودشت – قلعه قافه و با شیب بسیار مناسب و دسترسی آسان و جای گرفته در دل جنگل‌های زیبای شمال واقع گردیده‌است که با گذر رودخانه دائمی و پرآب و زیبای چهل چای از وسط پارک مناظر آن را بدیع تر و چشم‌نوازتر کرده‌است و صدای جریان آب آرامش دهنده روح و روان هر گردشگری است.

این مجموعه آبشار در ۲۵ کیلومتری شهرستان مینودشت، در میان درختان و کوه‌های غرب پارک ملی گلستان و در کنار روستای لوه جای دارد. بلندی برخی از آبشارهای این مجموعه تا ۱۵ متر هم می‌رسد و حوضچه‌های زیبا و خنک آن گردشگران بسیاری را در تابستان به خود فرامی‌خوانند.

این روستا در ۲۵ کیلومتری شمال غربی شهرستان مینودشت قرار دارد. بافت این روستا مسافران را به زندگی اصیل شمالی می‌برد. در این روستا همچنین اقامت گاه‌هایی برای میزبانی از مسافران وجود دارد. آبشارهای این روستا بسیار زیبا و پرآب و چشم‌نواز است.

این مجموعه آبشار در دره‌ای نسبتاً عمیق و بسیار زیبا و در جنگل انبوه و دیدنی کبود وال واقع شده‌است. آبشار کبودوال در ۵ کیلومتری جنوب علی‌آباد کتول قرار دارد و همواره توجه گردشگران را به خود جلب کرده‌است.
کبودوال تنها مجموعه آبشار تمام خزه‌ای جهان است.

بنای آغازین این مسجد به روزگار سلجوقیان بازمی‌گردد که تنها مناره‌ای از آن بنای آغازین برجای مانده‌است. بازسازی و گسترش این بنا در دورهٔ تیموری و صفوی ادامه یافته و در سال‌ها کنونی نیز مورد توجه بوده‌است. کتیبه‌های آجری به خط کوفی، مناره‌ای از دوران سلجوقی، در و منبر چوبی منبت‌کاری شده، از جاذبه‌های این مسجد باشکوه‌است.

پارک جنگلی شبنم نوده خاندوز نقاط دیدنی استان گلستان واقع در شهر «نوده خاندوز» در شهرستان آزادشهر است. این پارک جنگلی به همت شهرداری نوده واهالی خوب آن در سال‌های اخیر بازسازی و مهیای پذیرایی از بازدیدکنندگان شده‌است. چشم‌انداز و آب وهوای خوب آن زبانزد خاص و عام می‌باشد. این پارک بر فراز تپه‌ای مشرف به شهر قرار دارد دیواره و پله‌های سنگی این پارک مناظری زیبا را به‌وجود آورده‌است. سینمای پارک و مراسم نورافشانی شب نیمه شعبان باعث معروفیت و جاذبه بیشتر این مکان زیبا شده‌است.

امامزاده‌ای در فاصله ۲ کیلومتری گرگان واقع در روستای کریم آباد مکانی سر سبز و دیدنی در کنار امکانات تفریحی و ورزشی در قدیم معروف به نخیل nokhailبوده. نخیل نامی بودکه اهالی به آن داده بودند و روستا را نیز به همین نام می‌شناختند. در این امامزاده که قدمتی طولانی دارد سنگ قبرهایی مربوط به قرن ۵و ۶ هجری یافت شده‌است. امامزاده محسن از فرزندان امام موسی کاظم امام هفتم شیعیان است.

از ارتفاعات اطراف گرگان است و به دلیل موقعیت خاص و منظره خوبی که از شهر گرگان می‌دهد مورد توجه مردم و گردشگرانی که وارد شهر می‌شوند قرار می‌گیرد. هزار پیچ در ابتدای غرب گرگان واقع شده‌است و فرستنده اصلی تلویزیون شهر نیز بر روی آن واقع شده‌است. پوشش گیاهی آن نیز درخت و درختچه‌های سرو می‌باشد. نوع خاص ارتفاع باعث به وجود آمدن سایت پروازی بر روی قسمت‌هایی از آن شده‌است که علاقه‌مندان برای انجام پروازهای سبک با انواع چترو پاراگلایدر از آن بهره می‌برند.

گل رامیان عمیق‌ترین چشمه آب سرد جهان می‌باشد. در کیلومتر ۵ جاده رامیان به شاهرود چشمه بزرگ و طبیعی به ابعاد ۹۰ در ۸۰ متر و عمق آن را تا ۸۰ متر نیز نوشته‌اند که از آن به دالان بهشت تعبیر می‌کنند وجود دارد از این چشمه می‌توان به یک استخر طبیعی بزرگ یا یک دریاچه کوچک نام برد این چشمه از یک طرف به کوه و جنگل و از طرف دیگر به زمین‌های کشاورزی مشرف می‌باشد.

گل رامیان در نزدیکی گونه درختی زربین قرار گرفته‌است. زربین رامیان عظیم‌ترین منبع زربین باقی‌مانده در جهان می‌باشد که خوشبختانه هنوز به دست بشر نابود نگشته‌است.

کوه قلعه موران، پایتخت ییلاقی اشکانیان و دژ عهد سلوکیان نیز از این محل قابل رویت می‌باشد. این کوه، قلعه موران، همان جایی است که در کناره خود، منطقه اترک چال، تنها ذخیره گاه درختان سرخدار جهان را

ابشارهای شیر آباد در هفت کیلومتری شهر خان ببین و در روستای شیر آباد واقع شده‌است، این آبشار هه دارای هفت آبشار پشت سر هم است و در بین آبشار دوم و سوم غار دیو سپید واقع شده‌است ک همان غار معروف خان هفتم رستم در شاهنامهٔ فردوسی است. تنها سمندر سفید گرگانی در جهان ک در حال انقراض است در این غار زندگی می‌کند. وجود پارک‌های جنگلی و چشمه سارهای گوناگون بر زیبایی این مکان افزوده‌است، این مکان دارای دستشویی، هتل، رستوران و تمامی امکانات است، ضمن این که آبشار سوم آن به عنوان عروس ابشارهای ایران شناخته و آبشار اول ان با عمق ۳۰ متر از گودترین ابشارهای ایران به‌شمار می‌رود، طبیعت بکر و دست نخوردهٔ ان زبان زد عام و خاص نیزهست
گونه‌های وحشی پلنگ، خرس، گاو وحشی، سمندر گرگانی (تنها زیستگاه سمندر گرگانی در جهان) مرال، در این جنگل یافت می‌شود

در محدوده جغرافیایی ۵۴ درجه تا ۵۶ درجه طول شرقی و ۳۶٫۳۰ تا ۳۸٫۱۵ عرض شمالی و در بین استان‌های مازندران، سمنان و خراسان شمالی قرار دارد. گلستان با کشور ترکمنستان نیز همجوار و دارای ۳۴۸ کیلومتر مرز خاکی و ۹۰ کیلومتر مرز آبی با این کشور است. این استان به دلیل جایگاه جغرافیایی ویژهٔ خود از آب و هوای گوناگونی برخوردار است. بخشی از رشته کوه البرز شرقی از غرب به سوی شرق استان کشیده شده که گرایش زیادی به سوی شمال شرقی دارد و رفته‌رفته از بلندی کوه‌های آن کاسته می‌شود. شاهوار با بلندی ۳۳۲۰ متر از سطح دریا، که بلندترین قلهٔ استان است، در جنوب غربی استان جای دارد. در پایه این بلندی‌ها، به‌ویژه در جنوب و شرق استان، کوهپایه‌هایی از رسوب‌های دانه ریز و دانه درشت دیده می‌شود که سفره‌های آب زیرزمینی فراوانی را در خود دارند و به صورت چاه و قنات از آن‌ها بهره‌برداری می‌شود. بخش زیادی از پهنهٔ استان گلستان به صورت جلگه‌است.
در بخش جلگه‌ای دو گونه آب و هوا دیده می‌شود. بیش از ۳/۲ این جلگه آب و هوای خشک و نیمه خشک دارد که هر چه به سوی شمال و مرز ترکمنستان نزدیک می‌شویم بر خشکی آن افزوده می‌شود. ۳/۱ دیگر، که مانند نواری سبز بین بخش کوهستانی در جنوب و بخش خشک و نیمه‌خشک در شمال جای گرفته‌است، آب و هوای معتدلی دارد و از نظر کشاورزی بسیار پر بازده‌است. بیش‌تر شهرها و روستاهای استان نیز در این ناحیهٔ سرسبز جای گرفته‌اند. دو تودهٔ هوا در تعیین آب و هوای استان نقش مهمی دارند. تودهٔ شمالی از سیبری به استان وارد می‌شود و طی پاییز و زمستان با ریزش برف در بلندی‌های جنوبی و باران در کوه‌پایه‌ها و نوار معتدل میانی همراه می‌شود. تودهٔ دیگر، تودهٔ غربی از اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه سرچشمه می‌گیرد و در زمستان به بارندگی و در تابستان به افزایش رطوبت و شرجی شدن هوای استان می‌انجامد؛ بنابراین، بیش‌ترین بارندگی در ماه‌های زمستان و کم‌ترین آن در ماه‌های تابستان دیده می‌شود. با این همه، نیمهٔ شمالی استان، بخش نیمه‌خشک و خشک، از کم‌ترین بارندگی بهره‌مند است و به دلیل تبخیر زیاد آب، زمین‌های شور و کم‌بازده نیز بسیار دارد.

استان گلستان از طریق راه‌آهن سراسری (راه‌آهن شمال) از شهر گرگان تا بندر ترکمن و از آنجا به ساری و سوادکوه و گرمسار و تهران متصل شده‌است. همه ساله به دلیل موقعیت خوب استان در مسیر مسافرین عازم به مشهد از سمت استان مازندران پذیرای هزاران گردشگر ایرانی است.

استان گلستان بیش از پنج هزار کیلومتر راه اصلی و فرعی دارد. در سال ۱۳۸۹ خورشیدی ۳۰۰ هزار اصله نهال در حاشیه راه‌های گلستان غرس شد.[۳۵]

میزان بارندگی در استان گلستان هر چند از دو استان شمالی مازندران و گیلان کم‌تر است، اما نسبت به استان‌های دیگر بسیار بهتر است و میانگین بارش سالانهٔ آن ۳ برابر میانگین بارش سالانه کشور است. مجموع حجم آب‌های سطحی و زیرزمینی استان بیش از ۲۴۰۰ میلیون متر مکعب است که ۵۲ درصد آن را آب‌های سطحی و ۴۸ درصد آن را آب‌های زیرزمینی تشکیل می‌دهند. آب‌ها سطحی در بیش از ۴۰ شاخه رود جاری هستند که بیش‌تر آن‌ها از جنوب به شمال و از شرق به غرب جریان دارند. رود اترک، گرگان‌رود و رود قره‌سو، سه رود مهم استان گلستان هستند.

این رود از کوه‌های هزارمسجد خراسان سرچشمه می‌گیرد و نزدیک ۱۲۰ کیلومتر آن، مرز آبی ایران و ترکمنستان را می‌سازد. این رود سرانجام در خلیج حسین‌قلی به دریای خزر می‌ریزد.

این رود از دامنه‌های شمالی البرز شرقی و دامنه‌های غربی بلندی‌های خراسان سرچشمه می‌گیرد و پس از گذشتن از شهرهای گنبد کاووس و آق‌قلا، در غرب روستای خواجه‌نفس با تشکیل دلتای بزرگی به دریای خزر می‌ریزد. رودهای کوچک زیادی، مانند زاو، دوغ، تیل‌آباد، رامیان و محمدآباد، به گرگان‌رود می‌پیوندند و آن را رود بزرگی می‌سازند. تاکنون سدهای وشمگیر و گلستان ۱ و ۲، که هر سه از گونهٔ سدهای خاکی هستند، روی این رود و شاخه‌های آن ساخته شده‌است که در بهبود کشاورزی استان سودمند بوده‌اند.

این رود از کوه‌های النگ در کوه‌های البرز شرقی سرچشمه می‌گیرد و رودهای میاندره، نومل، زیارت، گرماب‌دشت، ناهارخوران و چند رود کوچک دیگر به آن می‌پیوندند و سرانجام به خلیج گرگان می‌ریزد. استان گلستان به دلیل بارندگی مناسب از سفره‌های آب زیرزمینی سرشاری بهره‌مند است. این آب‌ها را از راه چاه و قنات به سطح زمین می‌آورند یا خود به صورت چشمه به بیرون راه پیدا می‌کنند. نزدیک ۴ هزار چاه عمیق، ۱۰ هزار
چاه نیمه‌عمیق، بیش از ۲۶۰ قنات و ۳۸۴ چشمه در استان وجود دارد که از آب آن‌ها برای کشاورزی، پرروش ماهی و آب نوشیدنی شهرها و روستاهای استان بهره‌برداری می‌شود. از ۳ تالاب مهم استان، تالاب آلماگل، تالاب آجی‌گل و تالاب آلاگل نیز در زمان پرآبی برای کشاورزی و پروش ماهی بهره‌برداری می‌شود. کوثر، وشمگیر، گرگان، نومل، گرمابدشت، گلستان یک و دو از سدهای مهم استان هستند.

استان گلستان از نظر ناهمواری به سه ناحیه زیر تقسیم می‌شود: * ناحیهٔ کوهستانی: این ناحیه از ارتفاع ۵۰۰ متری تا بیش از ۳۰۰۰ متر را دربر گرفته و پوشیده از گونه‌های جنگلی و مرتعی است.

نزدیک ۱۸ درصد از سطح این استان را جنگل‌ها پوشانده‌اند، اما چرای بی‌رویهٔ دام‌ها، گسترش زمین‌های کشاورزی، برداشت بی‌رویه از جنگل، آتش‌سوزی و سیلاب‌هایی که در این چند ساله در استان رخ داد، آسیب زیادی به جنگل‌ها استان وارد کرده‌است. بلوط، ممرز، راش، توسکا، لرگ و انجیلی از گونه‌های درختی جنگل‌ها استان هستند که از بلندی ۳۰۰ متری تا ۲۵۰۰ متری رویش دارند.
در بلندی‌های بیش از ۲۵۰۰ متر نیز درختان سرو کوهی (اورس) به صورت پراکنده دیده می‌شوند. در بخش‌هایی بازسازی شدهٔ زمین‌های جنگلی، گونه‌هایی از کاج و درختان میوه دار، مانند گردو و زیتون، نیز کاشته شده‌است. نزدیک ۵۰ درصد از سطح استان را مرتع‌ها پوشانده‌اند که دام‌داران کوچنده، روستاییان گله‌دار و دامداران کوهستانی از آن‌ها بهره‌برداری می‌کنند. بیش از ۷۳ درصد مرتع‌های استان از نوع فقیر، نزدیک ۱۵ درصد متوسط و کم‌تر از ۱۲ درصد از نوع خوب است. سالانه بیش از ۵/۲ میلیون واحد دامی در مرتع‌های استان چرا می‌کنند. چرای بی‌رویه آسیب‌زیادی به مرتع‌های استان زده و میزان مرتع فقیر را افزایش داده‌است. این در حالی است که مرتع‌ها این استان گونه‌های گیاهی باارزشی را در خود دارند.

در استان گلستان شاپرکی به نام شاپرک گلستانی زندگی می‌کند که بومی این منطقه است؛ و آخرین ببر هیرکانی درهمین استان به قتل رسید و این استان بزرگترین زیستگاه گونه‌های جانوری ایران می‌باشد و تعداد زیادی پلنگ و خرس سیاه و روباه ترکمنی و… در استان گلستان زندگی می‌کنند.

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

ایران با نام رسمی جمهوری اسلامی ایران، کشوری در آسیای غربی است. این کشور با ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومتر مربع پهناوری، دومین کشور بزرگ خاورمیانه است. ایران از شمال غرب با ارمنستان و آذربایجان، از شمال با دریای خزر، از شمال شرق با ترکمنستان، از شرق با افغانستان و پاکستان، از جنوب با خلیج فارس و دریای عمان و در غرب با عراق و ترکیه هم‌مرز است. این کشور خاورمیانه‌ای، جایگاه استراتژیکی در منطقهٔ خلیج فارس دارد و تنگهٔ هرمز در جنوب آن، مسیری حیاتی برای انتقال نفت خام است. جمعیت کل استان‌های ایران از ۸۳٫۵ میلیون تن می‌گذرد و تهران، پایتخت و پرجمعیت‌ترین شهر این کشور است. ایران، جامعه‌ای با قومیت و فرهنگ‌های گوناگون دارد و گروه قومی و فرهنگی غالب این کشور، برآمده از فارسی‌زبانان آن است. در کنار آنان، قومیت‌های دیگری، همانند اقوام پرجمعیت آذری و کُرد وجود دارند. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اسلام شیعه را دین رسمی ایران اعلام کرده‌است و اکثریت مردم این کشور، پیروان همین مذهب هستند. زبان رسمی این کشور نیز فارسی است.

سرزمین ایران، میزبان تمدن‌های کهنی چون ایلام و جیرفت بوده‌است. نخستین‌بار در سدهٔ هفتم پیش از میلاد، در دوران پادشاهی ماد بود که بخش‌های قابل توجهی از فلات ایران یکپارچه شد. در سدهٔ ششم پ. م، شاهنشاهی هخامنشی توسط کوروش بزرگ بنیان نهاده شد تا ایران یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های تاریخ را تشکیل دهد. در سدهٔ چهارم پ. م، اسکندر مقدونی این امپراتوری را پایان داد و ایران به بخشی از ممالک هلنیستی تبدیل شد. پدیداری شاهنشاهی اشکانی در سدهٔ سوم پ. م، بار دیگر این کشور را تحت فرمان یک شاهنشاهی ایرانی قرار داد. در سدهٔ سوم م، شاهنشاهی ساسانی، یک امپراتوری گستردهٔ دیگر، در ایران به قدرت رسید و برای چهار سده بر سرزمینی پهناور حکومت کرد و مزدیسنا به دین غالب آن، تبدیل شد. ایران در این دوران نیز درگیر جنگ‌های مستمر و فرساینده با روم بود که به تضعیف کشور انجامید. در میانه‌های سدهٔ هفتم م، مسلمانان، امپراتوری ساسانی را سرنگون کردند و اسلام را به جای دین‌های ایرانی رواج دادند. از دوران خلافت اسلامی تا سدهٔ سیزدهم، فعالیت‌های ادبی، علمی و هنری ایرانی بار دیگر به شکوفایی رسید و ایرانیان مشارکتی اثرگذار در شکل‌گیری دوران طلایی اسلام داشتند. از سدهٔ نهم م، میان‌دورهٔ ایرانی آغاز شد و نخستین حکومت‌های ایرانی‌تبار پس از اسلام، پدیدار شدند. در سدهٔ دهم م، اقوام ترک به این کشور آمدند و حکومت‌هایی را تشکیل دادند که بر بخش بزرگی از ایران، حکومت می‌کردند. از سدهٔ ۱۳ م، حملهٔ مغول به ایران روی داد که به تشکیل ایلخانان انجامید و پس از آن، امپراتوری تیموری پدیدار شد.

با پدیداری صفویان، رونق اقتصادی و پایداری مرزها نمود بیشتری یافت و ایران پس از حدود ۹ سده، تحت یک حکومت مستقل بومی، متحد شد و مذهب آن به شیعه تغییر یافت. پس از سرنگونی صفویان، دودمان‌های افشاریان و زندیان به ترتیب بر ایران، فرمان راندند. در دوران قاجاریان، جنگ‌هایی با روسیه انجام شد که سرزمین‌های قابل توجهی را از این کشور جدا کرد. در دههٔ ۱۲۸۰، جنبش مشروطهٔ ایران قدرت گرفت و قانون اساسی مشروطه را بر این کشور، حاکم کرد. در سال ۱۳۰۴، شاهنشاهی پهلوی توسط رضاشاه بنیان نهاده شد؛ این دوران با اصلاحات گسترده و ایجاد زیرساخت نوین برای ایران، همراه شد. در دوران محمدرضا پهلوی نیز اصلاحات ادامه یافت و ایران، رشد اقتصادی سریعی را تجربه کرد؛ در این دوران، صنعت نفت ایران، ملی شد. سپس نارضایتی‌ها افزایش یافت تا با انقلاب ۱۳۵۷ به رهبری روح‌الله خمینی، این کشور، تحت نظام جمهوری اسلامی اداره شود. از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ نیز این کشور درگیر جنگی گسترده با عراق بود.

ناهارخوران گرگان

ایران کنونی، یک جمهوری اسلامی با بخش قانون‌گذار است و این نظام ترکیبی، تحت نظر رهبر آن، سید علی خامنه‌ای قرار دارد. ایران از اعضای مؤسس سازمان ملل متحد، سازمان همکاری اقتصادی، سازمان همکاری اسلامی و اوپک است و از قدرت‌های منطقه‌ای شمرده می‌شود. ایران، زیرساخت قابل توجهی در بخش‌های خدماتی، صنعتی و کشاورزی دارد که اقتصاد این کشور را توانمند می‌سازند اما این اقتصاد هنوز بر فروش نفت و گاز متکی است و از فساد مالی رنج می‌برد. منابع طبیعی ایران، قابل توجه هستند و در میان اعضای اوپک، ایران سومین دارندهٔ ذخایر بزرگ اثبات شدهٔ نفت است. میراث فرهنگی این کشور، غنی است و فهرست میراث جهانی یونسکو در ایران از ۲۵ مورد تشکیل می‌شود.

واژهٔ ایران مستقیماً از پارسی میانه سرچشمه می‌گیرد. نخستین‌بار در دنبالهٔ نام اردشیر بابکان، بنیان‌گذار شاهنشاهی ساسانی به نام ایران اشاره شده‌است. در نقش رستم و سکه‌های اردشیر بابکان، به او با عنوان «اردشیر شاهنشاه آریان (ایران)» اشاره شده‌است.[۸] ایران (پهلوی ساسانی) و آریان (پهلوی اشکانی) هردو برای اشاره به مجموع مردم ایران نیز استفاده می‌شدند؛ این دو واژه برگرفته از آریا[یادداشت ۱] در زبان نیاایرانی هستند.[۸][۹] بر اساس اسناد تاریخی موجود، ایران‌شهر را ساسانیان برای نخستین‌بار به شکل سیاسی به کار بردند و پیش از آنان، به این کشور با چنین عنوانی اشاره نشده‌است؛ پیش از ساسانیان تنها یک بار، از اصطلاح سرزمین‌های غیر آریایی[یادداشت ۲] استفاده شده‌است.[۸] بر اساس اساطیر ایران نیز، نام ایران از نام ایرج، یک شاهزادهٔ افسانه‌ای که توسط برادرانش کشته شد، آمده‌است.[۱۰] در اوستا، منطقه‌ای که نخستین مهد زندگی آریایی‌ها بوده، ایران وئجه نامیده شده‌است که به معنای «سرزمین آریاها» است. همچنین در اوستا واژهٔ ایریا برای اشاره به همین نژاد استفاده شده‌است.[۱۱]

به جز واژهٔ ایران، این کشور بیشتر با پارس و واژه‌های برگرفته از آن، توسط جهان خارج مورد اشاره قرار گرفته‌است. به شکل تاریخی، جهان غرب به این کشور با عنوان Persia اشاره کرده‌است که در زبان‌های مختلف آنان، به شکل خاصی تلفظ می‌شود.[۱۲] از مهم‌ترین عوامل گسترش این نام در جهان غرب، نوشته‌های مورخان یونانی است که از ایران به عنوان Persís یاد می‌کردند.[۱۳] پارسه، یکی از این دسته واژه‌ها، دارای معنی «سرزمین پارسیان» است. این موارد، در حالی اند که پارس نام یکی از استان‌های ایران باستان نیز بود که امروزه به عنوان استان فارس تعریف شده‌است.[۱۴] این دسته از نام‌ها، در داخل ایران نیز مورد استفاده قرار می‌گرفتند. در ادبیات فارسی و عربی، با عنوان مملکت فارس به این کشور اشاره شده‌است.[۱۵]

در ۶ دی ۱۳۱۳، در دوران رضاشاه، حکومت ایران به شکل رسمی از کشورهای دیگر خواست که در مکاتبات رسمی، از واژهٔ ایران به جای واژه‌هایی همچون پرشیا، پرس و پرسه استفاده کنند. در این دوران، در اروپا، ایران تنها یک اصطلاح جغرافیایی بود و برای اشاره به این کشور به کار نمی‌رفت.[۱۱] سعید نفیسی، در دفاع از تغییر نام این کشور به ایران،[یادداشت ۳] ضمن انجام اشاراتی به تاریخ این کشور، اعلام داشت که ایران قدیمی‌ترین نام باستانی و تاریخی این کشور است.[۱۱]

قدیمی‌ترین آثار باستانی کشف‌شده در ایران، همانند نمونه‌های کاوش شده در کشف‌رود و گنج پر در شمال این کشور، گواهی‌دهندهٔ حضور انسان در ایران از دوران پارینه‌سنگی زیرین هستند.[۱۶] آثاری از نئاندرتال‌های ایران از پارینه‌سنگی میانی وجود دارد که عمدتاً در منطقهٔ زاگرس، در مکان‌هایی مانند ورواسی و یافته (از فرهنگ موستری)، پیدا شده‌اند.[۱۷][۱۸] در پارینه‌سنگی پسین، فرهنگ‌هایی چون برادوستی و زرزی در منطقه جان گرفتند. در این دوران، سکونتگاه‌های زاگرس در فضای باز بوده‌اند و ابعاد آن‌ها، نظامی سلسله‌مراتبی را نشان می‌دهد.[۱۹]

دوران نوسنگی و مس‌سنگی در ایران با توجه به سردی، نزدیک به هزار سال طول کشید تا عصر نوسنگی از هلال حاصلخیز به فلات ایران برسد و کشاورزی ممکن شود. سکونتگاه‌های نوسنگی یافت شده در این کشور، در جاهایی با امکان دیم‌کاری قرار دارند.[۲۰] از هزارهٔ دهم تا هفتم پیش از میلاد، نخستین جوامع کشاورزی، در منطقهٔ زاگرس در غرب ایران، از جمله چغاگلان، چغابنوت و چغامیش به شکوفایی رسیدند.[۲۱][۲۲][۲۳]در عصر برنز، مناطق پیرامون دشت‌های فلات ایران از میانهٔ هزارهٔ چهارم پیش از میلاد تا اوایل هزارهٔ سوم پیش از میلاد، دستخوش پیدایش مراکز شهری شد که نتیجهٔ گسترش بازرگانی به‌ویژه در زمینهٔ فلز بود. این فرایند، غالباً شاخه‌ای از پیدایش تمدن در دوران اوروک میانرودان دانسته می‌شود.[۲۴] در دوران برنز، جمعیت فلات ایران به شکلی قابل توجه افزایش یافت.[۲۵]

پدیداری شوش به عنوان یک شهر کهن، که با تاریخ‌گذاری رادیوکربن تعیین شده‌است، به اوایل سال ۴۳۹۵ پیش از میلاد بازمی‌گردد.[۲۶] شمار زیادی سایت‌های پیش از تاریخ در سراسر فلات ایران وجود دارد که به وجود فرهنگ‌های باستانی و سکونت‌گاه‌های شهری در هزاره چهارم پیش از میلاد گواهی می‌دهند.[۲۷][۲۸] در دوران برنز، قلمروی ایران کنونی، جایی برای بالندگی تمدن‌های گوناگون، از جمله ایلام، جیرفت و زاینده‌رود بود. ایلام، برجسته‌ترین این تمدن‌ها، در جنوب غربی کشور در کنار بین‌النهرین توسعه یافت و تا زمان پدیداری امپراتوری‌های ایرانی، وجود خود را ادامه داد. پیدایش نگارش در ایلام با سومر موازی بود و خط میخی ایلامی، از هزارهٔ سوم پیش از میلاد توسعه یافت.[۲۹] از حدود ۳۳۵۰ تا ۲۵۰۰ سال پیش از دوران مشترک نیز، شمال باختری ایران بخشی از تمدن کورا–آراکس بود.[۳۰]

تا هزاره دوم پیش از میلاد، مردم ایرانی باستان از استپ اوراسیا به آنچه هم‌اکنون ایران خوانده می‌شود، وارد شدند و به رقابت با ساکنین بومی این منطقه پرداختند.[۳۱] مهاجرت آریایی‌ها به ایران که به دلایلی همچون افزایش جمعیت و تغییرات اقلیمی رخ داد، بسیار مورد بحث بوده‌است و هنوز زمان دقیقی برای شروع آن مشخص نشده‌است؛ اما در منابعی پایان این مهاجرت، حدوداً در قرن نهم و هشتم پیش از میلاد در نظر گرفته شده‌است. مهم‌ترین اقوام آریایی که ایران را برای زندگی برگزیدند، پارس‌ها و مادها بودند. این دو، دارای فرهنگی نزدیک به هم بودند و زبان آنان با یکدیگر چندان تفاوتی نداشته‌است. مادها در گروه‌هایی جدا از هم زندگی می‌کردند و در هنگام نیاز، با یکدیگر متحد می‌شدند. مادها در غرب و شمال غربی ایران اقامت داشتند و تا پیش از بنیان‌گذاری دولت‌شان، مورد حملهٔ اقوام دیگر قرار می‌گرفتند.[۳۲] از قبایل پرشمار ایرانی که در فلات ایران ساکن شده بودند، نخست این مادها بودند که قدرتی یافتند و پیشرو شدند.[۳۳]

دیاکو، بنیان‌گذار و نخستین شاه پادشاهی ماد بود که برای ۵۳ سال حکومت کرد و تاریخ حدودی حکومت وی، از ۷۰۸ تا ۶۵۵ پیش از میلاد در نظر گرفته شده‌است. دیاکو هگمتانه را به عنوان نخستین پایتخت حکومت خود برگزید؛ پس از دیاکو، پسرش، فرورتیش به عنوان شاه برگزیده شد[۳۳] که همان سیاست‌های پدرش را دنبال کرد و پس از اتحاد با پارس‌ها، به آشوری‌ها اعلام جنگ کرد تا مردم خود را از پرداخت باج به آنان رها سازد؛ فرورتیش برای ۲۲ سال حکومت کرد (از ۶۵۵ تا ۶۳۳ پیش از میلاد) و در جنگی با آشوری‌ها شکست خورد و کشته شد.[۳۲] ریشهٔ این درگیری‌ها به مدت‌ها پیش، از اواخر قرن دهم تا قرن هفتم پیش از میلاد بر می‌گردد؛ مردم و تمدن‌های ایرانی در این دوران، تحت سلطهٔ آشوریان که در شمال بین‌النهرین اقامت داشتند، بودند.[۳۴] اما در نهایت، هووخشتره، سومین شاه ماد (دوران: ۶۲۵ تا ۵۸۴ پیش از میلاد) یک ارتش ایرانی مسلح و منظم ایجاد کرد تا به سلطهٔ آشوریان بر مردم ایرانی پایان دهد. هووخشتره به همراه ارتش مسلح خود، به دژهای آشوری حمله برد و نینوا، پایتخت دشمن را محاصره کرد؛ در این دوران، بابل متحد هووخشتره بود و نینوا در نهایت به دست نبوپلسر، پادشاه بابل افتاد و ویران گشت. این پایانی بر سلطهٔ آشور بر مردم ایرانی بود.[۳۲][۳۳]

پایان سلطهٔ آشور بر مردم ایرانی، آغازی بر گسترش بیشتر تمدن‌های ایرانی بود و پس از پیروزی‌های هووخشتره، بخش اعظم آسیای صغیر در اختیار مادها قرار گرفت. هووخشتره برای مدت ۶ سال نیز با پادشاهی لیدیه جنگید که در سال هفتم به دلیل خورشیدگرفتگی جنگ متوقف شد. بابل میان دو طرف جنگ وساطت کرد و هالیس مرز میان دو کشور شد. هووخشتره یک سال پس از این، در ۵۸۴ پیش از میلاد درگذشت.[۳۲] آخرین پادشاه ماد نیز ایشتوویگو بود که شکست از کوروش، شاه انشان را پذیرفت.[۳۳]

پدیداری پادشاهی ماد یکی از نقاط عطف تاریخ ایران بوده‌است. این، یک آگاهی‌رسانی از خیزش آریایی‌ها به سوی قدرت سلسله‌ای بود که از این پس ادامه یافت و زندگی فرهنگی و سیاسی در فلات ایران و دیگر سرزمین‌های تصرف‌شده توسط ایرانیان را شکل داد.[۳۳]

در نزدیکی سال ۵۵۰ پیش از میلاد، حکومت مادها با پشتیبانی داخلی توسط کوروش بزرگ فتح شد. شکست ایشتوویگو توسط کوروش، در واقع، گذاری از یک قدرت به قدرتی دیگر بوده‌است نه نابودی کامل قدرت شکست‌خورده. به شکلی دقیق‌تر، کوروش به عنوان پیش‌درآمدی برای اتحاد همهٔ مردم ایران و دیگران زیر پرچم خود، مادها و پارس‌ها را در ارتش خود در هم آمیخت.[۳۳]

پس از آن که کوروش لقب «شاه ماد» را از آن خود کرد، کرزوس، پادشاه لیدیه، برای جنگ آماده شد و از یونانی‌ها و مصری‌ها برای جنگ با کوروش درخواست اتحاد کرد. کوروش در سال ۵۴۶/۵۴۵ پ. م، به همراه ارتش خود وارد سارد شد. سپس مناطق یونانی‌نشین آسیای صغیر نیز به‌دست ارتش کوروش فتح شد.[۳۲][۳۳]

او بر آسیای میانه نیز چیره گشت؛ از سال ۵۴۵ تا ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش با اقوامی که میان دریای خزر و هند بودند، مبارزه کرد و توانست شهرهای بسیاری همچون بلخ، مرو و سغد را ضمیمهٔ قلمروی شاهنشاهی هخامنشی کند. در سال ۵۳۹ پ. م، کوروش تصمیم به فتح بابل، پایتخت سیاسی و فرهنگی خاور نزدیک باستان، گرفت؛ ترفندهای نظامی معمول برای حمله به بابل کاربردی نبودند و تصمیم گرفته شد که مجرای فرات تغییر یابد و ابزار ویژه‌ای همراه لشکریان فرستاده شد. ارتش کوروش توانست بلشاصر و نیروهایش را شکست دهد و از مجرای فرات وارد بابل شد. در اقدامی قابل توجه، کوروش دستور منع کشتار و غارت را صادر کرد. در این دوره با توجه به مشکلات داخلی بابل، آوازهٔ پارس‌ها زودتر از خودشان رسیده بود و مردم بابل کوروش را نجات‌دهندهٔ خود می‌دانستند. نبونعید آخرین پادشاه امپراتوری بابل نو نیز پس از پذیرش شکست از پارس‌ها، به کرمان فرستاده شد. اقدامات کوروش در فتح بابل، در تاریخ بشریت مهم دانسته می‌شوند؛ مهربانی وی بر ملل مغلوب متمایز بود. مِهر پادشاه ایرانی در حق یهودیان باعث شد که در تورات به وی اشاره شود. کوروش آداب و دین ایرانیان را به دیگر ملل تحمیل نکرد و در این مقطع، اموال یهودیان را به آنان بازگرداند و گذاشت معبد خود را دوباره بسازند. منشور کوروش که پس از شکست‌دادن نبونعید و تصرف بابل (حدود ۵۳۹ و ۵۳۸ پ. م) نوشته شده‌است، نشانی است از اینکه کوروش برای مردم این امکان را فراهم کرده‌است که در آرامش زندگی کنند.[۳۲][۳۵][۳۳]

کمبوجیه دوم، فرزند ارشد کوروش پس از درگذشت پدرش، در نزدیکی سال ۵۳۰ پ. م تاج‌گذاری کرد. در سال ۵۲۵ پ. م، پس از عبور از صحرا و شکست ارتش‌های مصری، توانست منف، پایتخت مصر را تصرف کند. دیگر شاه هخامنشیان که اقدامات مهمی داشت، داریوش بزرگ است که چهارمین پادشاه هخامنشی شناخته می‌شود. کسب پیروزی در جنگ‌هایی جهت حفظ قلمرو، افزایش نظارت حکومت مرکزی به ساتراپی‌ها، افزایش عدالت اجتماعی، ایجاد شاه‌راه شوش و سارد، انجام اصلاحات مالی گسترده و کاهش مالیات و توجه بیشتر به معماری و هنر از اقدامات او بودند. در دوران وی، به قلمروی هخامنشیان افزوده نیز شد. برای مثال، در حدود سال ۵۱۲ پ. م، داریوش به ناحیهٔ پنجاب لشکرکشی کرد، بخش وسیعی از این ناحیه را تصرف کرد و یک ساتراپی جدید تشکیل داد.[۳۲][۳۳]

پیروزی‌های هخامنشیان باعث شد گستردگی قلمروی آنان به حدی برسد که به عنوان نخستین حکومت جهانی و بزرگترین امپراتوری جهان تا به آن زمان، شناخته شوند. این امپراتوری در اوج خود، بیش از ۴۴ درصد از جمعیت جهان را اداره می‌کرد که بالاترین رقم در میان امپراتوری‌های تاریخ است.[۳۶][۳۷] دانش و ساخته‌های آنان نیز برای تاریخ بشریت دارای اهمیت بالایی است. سازه‌های زیربنایی همانند راه شاهی و چاپارخانه و استفاده از یک زبان رسمی در سرتاسر سرزمین‌های امپراتوری به رفاه همگانی و ادارهٔ کشور بسیار کمک کرد.[۳۶] امپراتوری هخامنشیان دارای یک دولت متمرکز با بخش‌های اداری، یک ارتش پر جمعیت آموزش‌دیده، کارمند و خدمات حقوقی بود که الهام‌بخش تحولات مشابه در امپراتوری‌های بعدی شد.[۳۸][۳۹]

هنر هخامنشی ناب‌ترین شکل هنر خاورمیانهٔ باستان و اوج آن بوده‌است. همچنین دوران هخامنشی نمایندهٔ بالاترین درجهٔ قدرت سیاسی است که ایرانیان در طول تاریخ به آن رسیده‌اند. پس از آن، ایرانیان هرگز همان درجهٔ چیرگی را بر مردم آسیای غربی و مناطقی از شمال آفریقا اعمال نکردند.[۳۳]

در نتیجهٔ افزایش کشمکش‌ها در مرزهای غربی امپراتوری هخامنشیان به دلیل شورش ایونیان، جنگ‌های یونانی-پارسی شعله‌ور شد و تا نیمهٔ نخست قرن ۵ پیش از میلاد ادامه یافتند. این جنگ‌ها با عقب‌نشینی هخامنشیان از سرزمین‌هایشان در بالکان و شرق اروپا پایان یافت.[۴۰] داریوش سوم، آخرین پادشاه هخامنشی بود که در ۳۳۶ پ. م به تخت نشست و نیاز شد به تنش تاریخی میان امپراتوری و یونانی‌ها پایان دهد.[۳۲][۳۳]

فیلیپ مقدونی (۳۳۶–۳۸۲ پ. م) ممالک یونانی را یکپارچه ساخت و برای حمله به آناتولی نوسازی کرده بود. پسر فیلیپ، اسکندر مقدونی، یک رهبر نظامی با استعداد زودرس، فراتر از چشم‌انداز پدرش رفت و در چندین نبرد مهم، هخامنشیان را شکست داد؛ پس از نبردهایی، این‌بار در سال ۳۳۱ پ. م، اسکندر به بین‌النهرین آمد تا در نزدیکی اربیل بار دیگر با داریوش سوم، در نبرد گوگمل روبرو شود؛ شمار نیروهای هردو طرف بسیار بود و ارتش هخامنشی از واحدهای نظامی جدیدی بهره می‌برد. با زخمی شدن داریوش سوم، ارتش وی بی‌نظم شد تا اسکندر پیروز نبرد باشد. سپس بابل، اصطخر و شوش به دست فاتح مقدونی افتاد. همچنین او به سمت پایتخت هخامنشیان، پارسه لشکرکشی کرد و پس از کشتن آریوبرزن و نیروهایش، آنجا را به آتش کشید. داریوش سوم را نیز دو تن از ساتراپ‌ها کشتند. پایان رسمی دوران هخامنشیان نیز، پس از نبرد دربند پارس، در سال ۳۳۰ پ. م در نظر گرفته شده‌است.[۳۳][۳۲]

پس از درگذشت ناگهانی اسکندر در سال ۳۲۳ پ. م، با توجه به آنکه جانشین لایقی معرفی نکرد، هرج و مرج بر قلمروی وی چیره گردید؛ تا اینکه در سال ۳۱۲ پ. م، امپراتوری سلوکی هلنیستی به پا خواست و ایران نیز در اختیار آنان قرار گرفت.[۳۲] مهمترین میراث پیروزی‌های نظامی و سیاسی اسکندر در زمینهٔ فرهنگی بود؛ تمدن یونانی با او و جانشینانش در سراسر سرزمین هخامنشی گسترش یافت. با وجود اینکه برخی عناصر بومی نیز توسط فاتحان پذیرفته شد، اما پذیرش جنبه‌های گوناگون تمدن یونان توسط بومیان قابل توجه بود. اگرچه دین‌یاران زرتشتی در سرپیچی از اسکندر سرسخت باقی ماندند و او را «اسکندر لعنت‌شده» لقب دادند و او را ویرانگر امپراتوری ایران و مقدسات زرتشتی دانستند. روستاییان نیز کسانی بودند که طبیعتاً کمتر از فرهنگ یونانی اثر گرفتند.[۳۳]

در دوران آنتیوخوس دوم که از ۲۶۱ تا حدود ۲۴۲ پیش از میلاد حکومت کرد، ایالت پارت به استقلال دست یافت؛ مردم این ایالت از مردم آریایی بوده‌اند. ارشک یکم، بنیان‌گذار امپراتوری پارت، در سال ۲۵۰ پ. م، به کمک مردم پرنی، توانست از سلوکیان استقلال یابد؛ پس از وی برادرش، تیرداد یکم، جای او را گرفت و آغاز به گرفتن سرزمین‌های از دست‌رفتهٔ هخامنشیان کرد و توانست ارتش امپراتوری سلوکی را شکست دهد؛ آغاز امپراتوری پارت نیز همان دوران تیرداد یکم، یعنی از سال ۲۴۷ پ. م در نظر گرفته شده‌است. پس از وی پسرش، ارشک دوم در حدود سال ۲۱۴ پ. م شاه شد و به جنگ با امپراتوری سلوکی پرداخت. در ۱۴۱ پ. م، مهرداد یکم باختر ایران و بابل را فتح کرد. او همچنین آنچه را که از دولت یونانی بلخ در شرق مانده بود، ضمیمه کرد و عنوان سلطنتی هخامنشیان، «شاه شاهان» را به خود گرفت. شاهان پسین اشکانی در راستای پس‌گیری سرزمین‌های هخامنشیان تلاش کردند و در نهایت توانستند یک امپراتوری قوی از لحاظ فرهنگی و سیاسی بسازند.[۳۲][۳۳][۴۱]

اشکانیان تا حد زیادی هنر، معماری، مذهب و نشان‌های سلطنتی امپراتوری فرهنگی ناهمگن خود را که شامل فرهنگ‌های پارس، هلنیستی و منطقه‌ای بود، پذیرفتند. در اوایل، درباریان اشکانی برخی از آداب یونانی را پذیرفتند اما با گذر زمان، به دنبال احیای فرهنگ و دین‌های ایرانی رفتند. همگی پادشاهان اشکانی نسب خود را به هخامنشیان می‌دانستند و خود را شاهنشاه می‌خواندند.[۳۲] دوره اشکانی از دید دستاوردهای فرهنگی (بومی) در هیچ وجهی برجسته نبوده‌است.[۳۳]

با توجه به اینکه پارتیان از نظر فرهنگی و مذهبی با ملل دیگر مدارا می‌کردند، زبان یونانی باستان را نیز به عنوان یکی از زبان‌های رسمی امپراتوری پذیرفتند؛ این در حالی بود که زبان آرامی کهن، در امپراتوری پارت به عنوان یک زبان میانجی کاربرد داشت. زبان پارسی میانه، زبان اکدی و زبان پارتی که زبان رسمی بود، پرکاربردترین زبان‌های این امپراتوری بوده‌اند.[۴۳]

در امپراتوری پارت، حاکمان برخی ایالات دارای اختیارات بالایی در ادارهٔ امور داخلی بودند. همچنین پادشاهان نیز دارای دو مجلس مشاوره‌دهنده بوده‌اند. در امپراتوری پارت، فعالیت‌های بازرگانی رونق فراوان داشتند؛ با این حال، این امپراتوری سال‌های طولانی با رومیان جنگید که باعث شد رسیدگی‌شان به مرزهای شرقی کاهش یابد. تاریخ امپراتوری پارت پر از درگیری‌های مسلحانهٔ پیوسته‌است که در بسیاری از آنان، پادشاهان اشکانی شخصاً رهبر ارتش بوده‌اند. هرچند از نظر نظامی، این امپراتوری دارای ارتش دائمی نبود، اما قادر بود که در هنگام بروز بحران، نیروهای نظامی را به سرعت جذب کند. با این حال در مرزها، دژهای دائمی با نیرویی برای محافظت از سرزمین وجود داشته‌است. این امپراتوری همچنین دارای واحدهای نظامی همچون سوار زره‌پوش و سوار کماندار بوده‌است و از ترفندهای نظامی خاص خود بهره می‌برده‌است؛[۳۲][۴۱] برای مثال، آن‌ها از کمان‌هایی ویژه استفاده می‌کردند که بتوانند هنگام اسب‌سواری و از فاصله‌ای دور، به دشمنان تیراندازی کنند؛ این ترفند، با نام تیراندازی پارتی شناخته می‌شود.[۴۴] امپراتوری پارت برای حدود ۴۷۱ سال، تا سال ۲۲۴ م بر سرزمینی گسترده حکومت کرد.[۳۳]

پارس، استانی بود که خیزش بنیان‌گذار امپراتوری تازهٔ ایرانی از آن شروع شد. اگرچه در آستانهٔ سدهٔ سوم میلادی، شهرت پیشین خود را از دست داده بود، اما شاهان محلی پارس، آداب پیشین را هنوز حفظ می‌کردند و نام‌های شاهان هخامنشی را بر خود می‌نهادند.[۴۵] اردشیر بابکان پس از شکست واپسین شاهنشاه پارت، اردوان پنجم، در سال ۲۲۴ م در دشت هرمزدگان، به دودمان اشکانی پایان داد و شاهنشاهی ساسانی را بنیان گذاشت. اردشیر از آن پس خود را «شاهنشاه» نامید و قصد ایجاد یک امپراتوری متحد همانند هخامنشیان را داشت. اردشیر بابکان به نیروی نظامی خود به خوبی رسیدگی می‌کرد و دانش نظامی و سیاسی بالایی داشت.[۳۲]

به دنبال کسب مشروعیت، ساسانیان شاهان اشکانی را فاقد صلاحیت خواندند، چنانچه گویی آن‌ها جانشینان اسکندر «لعنت‌شده» و عوامل شالوده‌شکنی پادشاهی ایران باستان بودند. همچنین در دوره‌ای تلاش کردند خود را به عنوان نسل دارا معرفی کنند؛ کسی که در باورشان، آخرینِ کیانیان بوده‌است.[۳۳]

فرمانروایی ساسانیان می‌تواند با سه ویژگی بزرگ توصیف شود؛ یکی روابط تنگاتنگ آن با مزدیسنا، یکی موضع ملی‌گرایانه و دیگری گرایش فزاینده به تمرکزگرایی است.[۳۳]

پادشاهان ساسانی، خود را جانشین هخامنشیان می‌دانستند و همانند داریوش بزرگ، قدرت مرکز امپراتوری را افزایش و استقلال حاکمان محلی را بسیار کاهش دادند؛ چیزی که در سرزمین ایران، از زمان حملهٔ یونانیان و در دوران امپراتوری پارت، وجود نداشت. در شاهنشاهی ساسانی، در موارد بسیاری بر خلاف پارت‌ها عمل شد و تلاش شد که فرهنگ و دین بومی ایران ترویج شود و در این دوران، مزدیسنا دین رسمی امپراتوری اعلام شد. زبان پارسی میانه نیز زبان رسمی شد. بیشتر شاهان این امپراتوری میان مردم محبوب بوده‌اند و استبداد نداشته‌اند؛ با این حال، شاه معمولاً در مجامع عمومی حاضر نمی‌شد. همچنین شاهان ساسانی به احکام دین رسمی کشور احترام می‌گذاشتند. هنر ایران در دوران ساسانی یک نوزایی کلی را تجربه کرد و گونه‌ای از آن، هنر ساسانی، در این دوران بسیار مورد توجه بوده‌است. موسیقی ایرانی در دوران ساسانیان بار دیگر گسترش یافت و شاعران و موسیقی‌دانان ایرانی در رسوم گوناگونی همانند شکار، اجرا می‌کردند. معماری کشور، غالباً ابعاد باشکوهی به خود گرفت؛ مانند کاخ‌های تیسفون، کاخ اردشیر بابکان و کاخ ساسانی سروستان. در کل، معماری ساسانی به اوج رسید و آثار آن هنوز وجود دارد. شاهان ساسانی همچنین کمک شایانی به گسترش دانش و آموزش در سرزمین‌شان کردند و دانشگاه گندی‌شاپور به عنوان یکی از مراکز علمی آن دوران، شهرت بالایی دارد.[۳۳][۳۲][۴۶]

کشاورزی با سیستم‌های آبی ممتاز، پایهٔ اقتصاد ساسانی و سهم آن در اقتصاد ملی، بیش از بازرگانی بود. در دورهٔ ساسانیان از دو مسیر تجاری بهره‌برداری شده‌است؛ راه ابریشم در شمال و راهی دیگر در سواحل جنوبی کشور. کارخانه‌های شوش، شوشتر و گندی‌شاپور نیر برای محصولات ابریشم خود شهرت یافته بودند و با کارخانه‌های چینی رقابت می‌کردند.[۴۷]

از دیدگاه نظامی، سیاسی و اداری، ساسانیان برنامه‌ریزی بسیاری کرده بودند. بخش قضایی نوع جرم و شرایط مجرم را در نظر می‌گرفت؛ برای مثال، ارادی بودن جرم و جنسیت و بزرگسال بودن مجرم در احکام بسیار اثر داشتند. در محاکمه‌ها، مردم می‌توانستند در کنار درباریان، روحانیون و گاهی شاه حاضر شوند. امپراتوری ساسانی همچنین روابط خارجی برنامه‌ریزی شده‌ای داشت و از سفرای خارجی با آداب محترمانه‌ای پذیرایی می‌شد. ارتش شاهنشاهی ساسانی نه تنها سرزمین امپراتوری را برای قرن‌ها از حمله‌های بیگانگان محفوظ داشت، بلکه با بهترین سپاهیان زمان خود، همانند رومیان رقابت کرد و آنان را در نبردهای بسیاری شکست داد. این ارتش دارای رتبه‌بندی نظامی پیشرفته بوده‌است و مهم‌ترین سطوح این ارتش وفادار به شاه، فرماندهی کل ارتش و ریاست سواره‌نظام بوده‌است. سواران زره‌پوش ساسانی از نجبای جامعه بوده‌اند و تیراندازان ساسانی نیز شهرت فراوانی داشتند. این ارتش در محاصره مهارت بالایی داشت و دارای زیرساخت و دستگاه‌های جنگی پیشرفته‌ای بوده‌است. این ارتش همچنین از حیوانات غیر مرسومی در جنگ‌ها استفاده می‌کرد؛ رویارویی فیل‌های ارتش ساسانی با رومیان، هولناک توصیف شده‌است. شاهنشاهی ساسانی که از سال ۲۲۴ میلادی بر ایران فرمانروایی کرد، در نهایت با حمله اعراب به ایران سرنگون شد و پایان دوران ساسانیان، سال ۶۵۱ میلادی در نظر گرفته شده‌است. با فروپاشی سلسلهٔ ساسانی و آتشکده‌ها، دوران سیستم شاهنشاهی‌های ایرانی و همچنین فرهنگ متمایز آن، به گونه‌ای پایان یافت و بقایای آخرین نمایندهٔ تمدن خاورمیانهٔ باستان، برچیده شد. این، آغاز پیدایش دوران و فرهنگ جدیدی برای ایران بود.[۳۲][۳۳]

جنگ‌های طولانی ایران و روم باعث انحراف توجه‌ها از رویدادهای دنیای عرب و فرسودگی ارتش شاهنشاهی ساسانی شد. افزون بر آن، مناقشه‌های درون‌اجتماعی در اواخر دوران شاهنشاهی ساسانی، باعث ایجاد ضعف‌هایی شده بود که در سدهٔ هفتم، راه را برای حملهٔ اعراب به ایران باز کرد.[۴۸][۴۹] به جز ترویج اسلام، اهداف مادی همانند دسترسی به راه‌های بازرگانی از انگیزه‌های اعراب برای فتح ایران بوده‌است.[۵۰] خلافت راشدین با بهره‌گیری از نیروهای متحد خود، موفق شد به شاهنشاهی ساسانی پایان دهد؛ پایان ساسانیان، آغازی رسمی بر سقوط شهرهای ایرانی بود و ارتش اعراب یکی پس از دیگری، شهرهای قلمروی ساسانی را فتح کرد. اگرچه، پس از این، برخی از شهرها به تنهایی ایستادگی کردند و مناطقی تا مدت‌ها استقلال داشتند و کشمکش‌های نژادی و مذهبی برای قرن‌ها به اوج رسید.[۳۲] منابعی اعلام کرده‌اند که ایرانیان دین اسلام را با روحیات خود موافق دانستند و به زور شمشیر مسلمان نشدند.[۳۲] منابعی نیز اعلام کردند که اعراب از طریق اعمال فشار و یک روند طولانی اسلامی‌سازی که با شکنجهٔ زرتشتیان همراه بود، اسلام را در ایران گسترش دادند. منابعی، تخریب کتابخانه‌ها، مجازات مالیاتی برای پیروان ادیان دیگر، از بین بردن منابع دین زرتشت و تغییر زبان را از اقدامات سخت‌گیرانهٔ اعراب در حکومت گستردهٔ آنان دانسته‌اند.[۵۱][۵۲][۵۳][۵۴] با این وجود، ادبیات پارسی میانه پس از اسلام از بین نرفت و زرتشتیان می‌توانستند با پرداخت جزیه به اعمال دینی خود بپردازند و نیایشگاه‌های آنان، در چند سده پس از اسلام هنوز برپا بوده‌است. به مرور زمان، دین اسلام به شکلی مسالمت‌آمیز توسط ایرانیان پذیرفته شد و شماری از افراد سرشناس ایرانی، بدون فشار از دین زرتشت دست کشیدند. ایرانیان با گذر زمان، توانستند به بخش‌های اداری حکومت وارد شوند و این در حالی بود که اعراب، به این کمک بومی نیاز داشتند.[۳۲]

خلیفه‌های عرب به برتری اعراب بر دیگر ملل باور داشتند و فشارهای فراوانی بر ملل مغلوب، همانند ایرانیان آوردند. با گذشت زمان، خراسان پایگاهی برای مخالفان خلفای عرب شد و ایرانیان کمک کردند که خلافت عباسی جایگزین خلافت اموی شود؛ رویدادی که باعث نشد آن‌ها از سلطهٔ اعراب خارج شوند. اگرچه، عباسیان شمار قابل توجهی از ایرانیان را در مقام‌های اجرایی به کار گرفتند اما در نهایت، همگی این افراد از حکومت بیرون رانده یا کشته شدند. به تدریج، حکومت عباسی نیز ضعیف شد و برخی سرزمین‌ها از نفوذ آنان خارج گردید. پس از حدود ۲ سده حکومت عربی، پادشاهی‌های نیمه مستقل و مستقلی، همانند طاهریان، صفاریان، سامانیان و بوییان در ایران شکل گرفتند. در دوران سامانیان، ایران عملاً استقلال خود را به دست آورده بود و دیگر زیر سلطهٔ عباسیان نبود.[۳۲][۵۵]

در دوران خلافت اسلامی، فعالیت‌های ادبی، علمی و هنری ایرانی نه تنها پایان نیافت، بلکه بار دیگر به شکوفایی رسید و ایرانیان و دوران طلایی اسلام بر یکدیگر اثری مهم و دوطرفه داشتند. از حدود سدهٔ ۱۰ میلادی، زبان فارسی در کنار زبان عربی، برای نوشتن آثار علمی، پزشکی، فلسفی، ریاضی، تاریخی و هنری مورد استفاده قرار گرفت.[۵۵] در سدهٔ ۱۰ میلادی، اقوام ترک از آسیای میانه به فلات ایران مهاجرت گسترده‌ای کردند؛ بسیاری از آنان در ارتش عباسی به کار گرفته شدند و قدرت سیاسی بالایی به دست آوردند. در سال ۹۹۹ میلادی، حکومت غزنویان که حاکمانی با اصالت ترک داشت، بخش‌های بزرگی از ایران را در اختیار گرفت و سلجوقیان و خوارزمشاهیان نیز پشت سر آنان، بخش‌هایی بزرگ از ایران را کنترل می‌کردند؛ این حکومت‌ها پارسی‌گو بودند و راه و رسم کشورداری آنان بسیار مشابه روش ایرانی بود. سلجوقیان حتی سلجوقیان روم را در حالی که هویت کاملاً ایرانی را به همراه خود داشتند، پدیدآوردند. نتیجهٔ پذیرفتن و حمایت از فرهنگ ایرانی توسط حاکمان ترک، فرهنگ ترکی-ایرانی است که بر نواحی بسیاری در اطراف ایران کنونی، اثر گذاشت.[۳۲][۵۶]

موزهٔ فردوسی، شاعر حماسه‌سرای ایرانی و سرایندهٔ شاهنامه (سدهٔ ۱۱ میلادی)

آرامگاه حافظ، شاعر سده‌های میانی فارسی که آثار او به عنوان اوج ادبیات فارسی تلقی شده‌است.

ناهارخوران گرگان

برج طغرل، بنای تاریخی از سدهٔ دوازدهم میلادی در شهر ری

از سال ۱۲۱۹ تا ۱۲۲۱ میلادی، در زمان فرمانروایی خوارزمشاهیان، ارتش چنگیز خان مغول، ایران را متحمل هجومی خشن و ویرانگر کرد. حمله مغول به ایران بسیار خشونت‌آمیز و پر از جنایت توصیف شده‌است. مغول‌ها افزون بر آنکه شهرها را غارت و به آتش کشیدند، جوانان و زنان ایرانی را به اسارت گرفته و دیگر افراد را به قتل رساندند. نقل شده‌است که میزان کشتار غیرنظامی‌ها تا حدی بود که تنها در تسخیر خوارزم، ۱۰۰ هزار مغول وظیفهٔ کشتار افراد غیرنظامی ناکارآمد را داشته‌اند. با سرکوب خشن و نابودی مقاومت‌های نظامی و غیرنظامی، امپراتوری مغول توانست ایران را تحت سلطهٔ خود درآورد.[۳۲]

به دنبال چندپاره شدن امپراتوری مغول در سال ۱۲۵۶ م، هولاکو خان، نوهٔ چنگیز خان، ایلخانان را در ایران تأسیس کرد. در سال ۱۳۷۰ م نیز یک کشورگشای دیگر، تیمور، امپراتوری تیموری را ایجاد کرد که حدود یک و نیم سده به طول انجامید. در این حکومت نیز به مردم و فرهنگ ایرانی آسیب فراوانی وارد شد؛ برای مثال، در سال ۱۳۸۷ م، تیمور فرمان کشتن تمام مردم اصفهان را صادر کرد که بنا بر گزارش‌ها، ۷۰ هزار شهروند اصفهانی غیر مسلح، قتل‌عام شدند.[۵۷] تیمور همچنین اهل حرفه را از شهرهای فتح شده به پایتخت خود، سمرقند می‌فرستاد. با وجود تمام خشونت و آسیب‌های وارد شده به ایران، ایلخانان و تیموریان به مرور زمان، روش زندگی و فرهنگ ایرانیان را فرا گرفتند و امپراتوری خود را با فرهنگ ایرانی احاطه کردند.[۳۲]

در دههٔ ۱۵۰۰ م، شاه اسماعیل یکم از اردبیل، توانست ایرانیان را زیر پرچم ایران صفوی، حکومتی مستقل، متحد سازد. اقدامات صفویان در تاریخ ایران اهمیت بسیاری دارد؛ شاهان صفوی که بر اتحاد ایرانیان باور داشتند، اقتدار خود را در تمام سرزمین‌های ایرانی به اثبات رسانده، بر هویت ایرانی تأکید و مذهب شیعه را رسمی کردند. تغییر مذهب ایرانیان از سنی به شیعه با اجبار صفویان انجام شد که ایران را به مرکز این مذهب در جهان تبدیل کرد و سدی شد در برابر نفوذ دیگر مسلمانان بر مردم ایران. این مجموعه تصمیمات شاهان صفوی، میان ایران و عثمانی رقابت‌های منطقه‌ای و ایدئولوژیکی به وجود آورد که به جنگ‌های ایران و عثمانی منجر شد.[۵۸][۵۹]

در دوران حکومت ۴۲ سالهٔ شاه عباس یکم، از حدود ۱۵۸۷ م، ایران صفوی توانست به اقتدار رسیده و پیشرفت کند؛ اگرچه در اوایل حکومت وی، ایران در هرج و مرج بود و یکپارچگی ایران، از سوی عوامل داخلی و خارجی، تهدید می‌شد که با سیاست و قاطعیت شاه عباس، این تهدیدات رفع شدند.[۵۸]

در دوران شاه عباس یکم که سیاستمدار و سرداری توانا بود، ایران، آرامش و امنیت را تجربه کرد؛ سازندگی، بازرگانی و تولید، مورد توجه وی بودند و شخص شاه به سیاست اقتصادی اهمیت می‌داد. پس از شاه عباس، نشانه‌های زوال حکومت صفوی نمایان شد. هرچند که ایران از نتایج اقداماتش تا دوران شاه سلیمان سود می‌برد؛ افت شدید حکومت صفوی، در همین دوران (اواخر سدهٔ ۱۶۰۰ م) آغاز شد. هوتکیان افغان در سال ۱۷۲۲ م اصفهان را محاصره کرده، سلطان حسین را شکست و نظم صفوی را پایان دادند. پس از این، عثمانی و روسیه توانستند بخش‌های قابل توجهی از ایران را در اختیار بگیرند.[۵۸]

نادرشاه، بنیان‌گذار افشاریان، از خراسان، در سال ۱۷۲۹ م افغان‌ها را شکست داد و پیروی آن، عثمانی و روسیه را از سرزمین‌های ایرانی بیرون راند. وی در دوران صفوی، در نبردهایی مانند جنگ با ازبک‌ها، نخبگی خود را در جنگاوری اثبات کرده بود و سپس با پیروزی‌های قاطع در برابر عثمانی و دیگر دشمنان خارجی، استقلال ایران را بازیابی کرد. در دههٔ ۱۷۳۰ م که دیگر ایران، استقلال خود را بازیافته بود، فتوحات نادرشاه با حمله به هند ادامه یافت. همچنین نادر به رسمیت‌گیری مذهب جعفری پرداخت. در دوران او در برهه‌هایی نیز به دلیل کمبود بودجه، مالیات سنگینی وضع می‌شد که گاه با شورش همراه بود.[۵۸][۶۰][۶۱]

در دوران نادرشاه، ایران به گسترده‌ترین حالت خود، از زمان سقوط شاهنشاهی ساسانی رسید و فتوحات و پیروزی‌های نظامی نادرشاه، تا جنگ‌های ایران در داغستان ادامه‌دار بودند؛ اما از آن پس، افشاریان رو به زوال رفتند و نخستین شکست‌ها پدیدار گشتند. نادرشاه در اواخر حکومت خود، دچار تغییرات اخلاقی شده بود و با خشونت حکومت می‌کرد که سبب ترور وی را فراهم آورد و پس از آن، در دوره‌ای کوتاه، ایران دچار جنگ داخلی شد که با قدرت گرفتن کریم‌خان از سلسلهٔ زند، پایان یافت.[۵۸][۶۰][۶۱]

پس از نادرشاه، ایران دچار هرج و مرج شد و در همین حال، کریم‌خان زند با علی‌مردان‌خان متحد شد، در ۱۷۵۰ م اصفهان را فتح و این دو، زمام امور را در دست گرفتند؛ در نهایت، کریم‌خان توانست علی‌مردان‌خان را نیز از میدان بدر کند. پس از این، وی برای خود از عنوان پادشاه استفاده نکرد و خویشتن را وکیل الرعایا خواند. او تلاش خود را صرف جان‌بخشی به بازرگانی و کشاورزی در فارس و غرب ایران کرد. زندیان، برای آبادانی سرزمین‌های خود، به ویژه شهر شیراز که دورانی پایتخت‌شان بود، کوشیدند. آنان همچنین با دشمنان داخلی قدرتمندی چون محمدحسن‌خان قاجار به‌طور قابل توجهی درگیر بوده‌اند.[۶۲][۵۸]

رقابت زند–قاجار، به شکلی جدی دنبال شد، تا دوران لطفعلی‌خان زند که در نهایت به سود قاجاریان پایان یافت. آغامحمدخان قاجار، موفق شد لطفعلی‌خان زند را شکست دهد و او را پس از دستگیری، شکنجه و اعدام کرد. پیروزی‌های آغامحمدخان قاجار بر زندیان همراه با خشونت و جنایاتی بوده‌است؛ از نمونه‌های آن نیز نبرد کرمان بود که در آن، زنان و کودکان به عنوان برده به سربازان داده شدند و مردان بالغ، کور یا کشته شدند.[۶۲][۶۳]

پس از حمله به گرجستان و تثبیت قدرت در سال ۱۷۹۵ م، تا سال بعد، تاج پادشاهی ایران، رسماً بر سر آغامحمدخان قاجار گذاشته شد و ایران قاجاری پدیدار گشت. در این دوران، تهران به عنوان پایتخت کشور انتخاب شد که در حکومت‌های پسین نیز پایتخت ماند. جنگ‌های ایران و روسیه در دوره قاجار (۱۸۱۳–۱۸۰۴ و ۱۸۲۸–۱۸۲۶) باعث شکست و از دست‌رفتگی قطعی سرزمین‌هایی گسترده از ایران شد؛ ارتش ایران در این جنگ‌ها مجبور شد که با سلاح‌های برتر و ترفندهای نظامی که هنوز آنان را فرا نگرفته بود، نبرد کند. روایاتی از ارائه شدن آموزش نظامی توسط نیروهای انگلیسی و فرانسوی وجود دارد، اما این اقدامات، مانع پیروزی روسیه نشدند. عهدنامه‌های ترکمانچای و گلستان میان ایران و روسیه مورد پذیرش قرار گرفت و ایران، سرزمین‌هایی همانند قفقاز جنوبی، داغستان و به شکل کلی، سرزمین‌های گرجی و ارمنی خود را از دست داد.[۶۴][۶۵][۶۶]

همانند دیگر کشورهای نیمه‌استعماری این دوره، ایران به منبع مواد اولیهٔ ارزان و بازار کالاهای صنعتی کشورهای غربی تبدیل شد. این صادرات نادرست، ایران را در برابر قحطی آسیب‌پذیر ساخت؛[۶۶] به نحوی که با روی دادن قحطی ۱۸۷۲–۱۸۷۰ ایران، بخش قابل توجهی از جمعیت این کشور، جان باختند.[۶۷]

بازی بزرگ، رقابت دو امپراتوری بریتانیا و روسیه در منطقه، ایران قاجاری را به درون خود کشاند و امتیازنامه‌های بسیاری با ارزش بالا، به خارجی‌ها داده شد که اعتراضات داخلی را شعله‌ور کرد؛ بیشتر این امتیازنامه‌ها، اجازهٔ بهره‌برداری از منابع و فرصت‌های اقتصادی ایران را در اختیار روسیه و انگلیس قرار می‌دادند. همین، زمینه‌ساز پدیداری جنبش مشروطه ایران شد که در پی آن، قانون اساسی مشروطه (در ۱۹۰۶ م) بر ایران، حاکم شد. با همین جریان، جایگاه مشروطه استوار شد و اثر آن، ایران را فرا گرفت. این قانون اساسی، چارچوبی برای قانون‌گذاری سکولار، دستورالعمل تازهٔ قضایی و مطبوعات آزاد فراهم ساخت. با اینها، قدرت دربار و مراجع دینی ایران کاهش یافت و اختیارات بیشتری را به مجلس داد که موضعی محکم در برابر دست‌درازی‌های اروپایی به ایران گرفت. فتح تهران در سال ۱۹۰۹ م صورت پذیرفت و محمدعلی‌شاه از سلطنت برکنار شد. پس از این، احمدشاه قاجار به آخرین شاه این دودمان تبدیل شد؛ در حالی که روسیه در شمال ایران سلطه‌گری می‌کرد، انگلیس نیز درخواست حضور نظامی در جنوب ایران را کرد. همچنین روسیه تلاش داشت تا با استفاده از جریانات داخلی، مشروطه را ناکام بگذارد. تمام این‌ها، در نهایت توانستند مشروطه و جریان اصلاحات در ایران را تحت فشار قرار دهند و تا شروع جنگ جهانی اول، روسیه عملاً بر ایران حکومت می‌کرد.[۶۶][۶۸]

اشغال ایران در جنگ جهانی اول و قحطی ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ ایران ضربه‌های بعدی بر پیکر ایران قاجاری بودند. در قرارداد ۱۹۱۹ م، هیئت دولت ایران با ریاست وثوق الدوله قصد داشت برای ادارات، مستشاران انگلیسی بیاورد و به شکل کلی، در ادارهٔ امور لشکری و دولتی، اروپاییان را مسئول گذارد؛ این با اعتراضات شدید مردم روبرو شد و شیخ محمد خیابانی در تبریز و میرزا کوچک خان جنگلی در رشت، پرچم مخالفت برافراشتند. در این دوره، ضعف دولت با بی‌نظمی و مشکلات اقتصادی همراه بود. در پایان این رخدادها، رضاشاه از مازندران به پا خواست و دودمان پهلوی را بنیان نهاد.[۶۹][۶۶]

پس از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ (۱۹۲۱)، میان سال‌های ۱۹۲۱ و ۱۹۲۵ رضاخان — نخست به‌عنوان وزیر جنگ و سپس، نخست‌وزیر در دوران احمدشاه — ارتشی ساخت که تنها به او وفادار بود. او همچنین توانست نظم سیاسی را در کشوری که سال‌ها جز آشفتگی چیزی ندیده بود، ایجاد کند. تحکیم اقتدار و پیشبرد اصلاحات وی، ادامه یافت تا اینکه مجلس در ۹ آبان ۱۳۰۴، پایان قاجاریان را اعلام کرد و در ۲۱ آذر همان سال، پادشاهی ایران رسماً به وی سپرده شد. تاج‌گذاری رضاشاه نیز در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵، انجام شد.[۶۶][۶۹][۷۰]

در دوران پادشاهی رضاشاه، بازساخت آموزشی و قضایی ایران، انجام شد که اساس یک دولت مدرن ایرانی را بنا نهاد و از نفوذ طبقات مذهبی، کاست. طیف گسترده‌ای از امور حقوقی که پیش‌تر در کنترل مذهب شیعه بود، دیگر یا توسط دادگاه‌های سکولار اداره می‌شد یا توسط بوروکراسی‌های دولتی نظارت می‌شد که در نتیجه، وضع زنان کشور بهبود یافت. سنت حجاب زنان منع شد، حداقل سن ازدواج افزایش یافت و قوانین سختگیرانهٔ مذهبی طلاق، منصفانه‌تر شدند.[۷۰] شاه جدید همچنین شمار و دسترسی‌پذیری آموزشگاه‌های سکولار را برای هم پسران هم دختران، افزایش داد و دانشگاه‌های بزرگی چون دانشگاه تهران ساخته شد تا یکی دیگر از انحصارهای روحانیت ایران، این بار در آموزش، از بین برود. در همین حال، در دوران وی، مطبوعات در خفقان بودند.[۷۰] نیاز به گسترش بازرگانی و تهدیدهای احتمالی از سوی انگلیس و شوروی، رضاشاه را به گسترش روابط تجاری با آلمان نازی در دههٔ ۱۹۳۰ سوق داد.[۷۰]

رضاشاه نخستین پادشاه ایرانی پس از دوران هخامنشیان بود که یک ارتش دائمی را برای کشورش، سازمان داد.[۶۹] وی بهداشت در ایران را نیز سامان داد و در دورانش، بیمارستان‌هایی در تهران و استان‌های ایران، ساخته و تجهیز شدند. ساخت نخستین زیرساخت‌های همگانی مدرن ایران همچون نیروگاه، کارخانه‌های نوین، سیستم ترابری جدید، سیستم ارتباطات انسانی، نهادهای مالی و ادارات نیز در همین دوره انجام شد. فناوری نیز در بسیاری از عرصه‌ها، حتی کشاورزی، دخیل گشت.[۶۹]

در تیرماه ۱۳۱۶، پیمان سعدآباد با درون‌مایهٔ اتحاد، میان ایران، افغانستان، ترکیه و عراق نوشته شد. منش سیاسی رضاشاه، تبلیغات منفی قدرتمندی علیه او ایجاد کرد و بریتانیا که از دیرباز به شخص رضاشاه بدبین بود، روابط ایران با ایتالیا، فرانسه و آلمان را نیز سبب نگرانی دانست؛ تبلیغات رسانه‌ای علیه رضاشاه، پس از روابط ۱۹۳۹ ایران با ژاپن، شدت گرفت. با رخ دادن جنگ جهانی دوم، با وجود اعلام بی‌طرفی، بریتانیا و شوروی ایران را اشغال کرده و رضاشاه را با اعمال فشار برکنار کردند. بریتانیا در هنگام اشغال ایران توانست چند تهدید دیگر هم از بین ببرد؛ برای مثال، ناوگان دریایی ایران که در حال شکل‌گیری بود را به همراه دریادارانی همانند غلامعلی بایندر، از میان برداشت. پس از اشغال ایران، بریتانیا و شوروی به محمدعلی فروغی پیشنهاد دادند که رسماً جمهوریت را اعلام کند که وی مخالفت کرد. کمی بعد، آشکار شد که بریتانیا و شوروی خواستار کنار زدن رضاشاه هستند و این دو، در نهایت از سلطنت پسر او، محمدرضا پهلوی حمایت کردند.[۷۱]

آغاز پادشاهی محمدرضا پهلوی، با اشغال ایران در جنگ جهانی دوم هم‌زمان شد. کمی پس از پادشاهی وی، در آغاز دههٔ ۱۳۲۰، ایران پذیرفت که رسماً در کنار متفقین قرار گیرد و متفقین اعلام کردند، به استقلال و یکپارچگی سرزمین ایران احترام خواهند گذاشت.[یادداشت ۴] با پشتیبانی آمریکا و با سیاست نخست‌وزیر وقت، قوام السلطنه به حکومت خودمختار در آذربایجان و کردستان خاتمه داد. با پیشرفت جهان، در ایران نیز نیاز به فضای سیاسی و رسانه‌ای جدید حس شد و با فرمان محمدرضا پهلوی، تمام زندانیان سیاسی از عفو کامل برخوردار گشته و فضا برای رسانه‌ها بازتر شد؛ در همین حین، احزاب سیاسی در این کشور جان گرفته و بر عموم مردم اثر گذاشتند.[۷۲] با این وجود، اعتراضات فراوانی به شخص محمدرضا پهلوی شد و بخشی از مردم با قدرت داشتن یک «فرد» مخالفت داشتند. حزب‌هایی نیز به ترورهای برنامه‌ریزی‌شده دست زده و به مخالفت با شاه روی آوردند. از مهم‌ترین وقایع دوران محمدرضا شاه، آغاز جنبش ملی‌شدن نفت ایران و قدرت گرفتن محمد مصدق بود. مصدق که در اوایل جنبش نفت، از حمایت شاه برخوردار بود، پس از ملی‌شدن صنعت نفت در سال ۱۳۲۹، محبوبیت بسیاری میان مردم کسب کرد. اگرچه، دولت قانونی وی سرانجام با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سرنگون شد.[۷۳]

سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) تحت فرمان شاه تشکیل شد و وظیفه امنیت داخلی را به‌عهده گرفت[۷۴] و در عمل به سرکوب مخالفان داخلی پرداخت.[۷۵] در سال ۱۳۴۱، محمدرضا پهلوی محبوبیت بالایی کسب کرده بود و اکثریت جامعه با انقلاب سفید موافق بودند. او برای نزدیکی به مردم؛ به همراه شهبانو از آموزشگاه‌ها، بیمارستان‌ها و خیریه‌ها بازدید می‌کرد. اصلاحات ارضی و برابری حقوق زنان و مردان، قرار گرفتن ایران در بین مدرن‌ترین کشورهای جهان تا پایان سدهٔ بیستم از اهداف شاه بودند. او تلاش می‌کرد تا ایران را به‌سوی «تمدن بزرگ» هدایت کند، اصطلاحی که در سال ۱۹۷۲ ابداع شد. توسعه اقتصادی یک استراتژی کلیدی در جهت نیل به این مقصود بود.[۷۶] محمدرضاشاه سیاست‌های مدرن‌سازی پدرش را دنبال نمود و توسعه بخشید. از دید توسعه اجتماعی شاه یک انقلابی بود اما هر چقدر که سیاست‌های او انقلابی‌تر می‌شد، مخالفت علما و سایر گروه‌های ذی‌نفع بیشتر می‌شد. با این وجود اصلاحات سیاسی شاه بسیار عقب‌تر از اصلاحات اجتماعی ایران بود.[۷۷] شاه یکی از پرزرق‌وبرق‌ترین ارتش‌های جهان را در ایران ایجاد کرده بود.[۷۸] بخش زیادی از درآمد نفتی کشور به تجهیز ارتش اختصاص می‌یافت. به‌طوری‌که سفرهای متعدد به انگلیس و دیگر کشورهای قدرتمند می‌کرد و پس از ایجاد رابطه دوستانه با آن‌ها، به خرید تجهیزات نظامی می‌پرداخت.[۷۹]

در دههٔ چهل و اوایل دههٔ پنجاه هجری شمسی، ایران رشد اقتصادی سریعی را شاهد بود. شاه روحانیون را آرام کرد و کمی بعد با مشارکت برابر زنان در انتخابات و راه‌یابی آنان به مجلس جدید، ایران فضای سیاسی جدیدی را تجربه کرد. از این دوران، ایران در نشریات جهانی پوشش بالایی کسب کرد و سران کشورهای مختلف، به ایران رفت‌وآمد بازدیدی و سیاسی داشتند. کم‌کم شمار کارکنان خارجی در کشور افزایش یافت و کارخانه‌های بزرگی در ایران تأسیس شدند. مهندسین ایرانی و خارجی نیز زیرساخت و امکانات نوینی را در کشور ایجاد کردند. سپس محمدرضاشاه نظام تک حزبی را در کشور حاکم کرد. سرانجام او در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۵۷ و در پی اعتراض‌های گسترش‌یافته مخالفان به رهبری روح‌الله خمینی، ایران را برای همیشه ترک کرد و در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، در پی بی‌طرفی ارتش، انقلاب ۱۳۵۷ به سرانجام خود رسید.[۸۰][۸۱]

انقلاب ۱۳۵۷ ایران با رهبری سید روح‌الله خمینی، پادشاهی پهلوی را پایان داد و به پدیداری جمهوری اسلامی ایران انجامید؛ این انقلاب، حاصل مشارکت مردم، اعتراضات پیوسته و آغاز قدرت خمینی در فرانسه است. پس از تظاهرات ۱۷ شهریور که به کشته شدن ۸۸ نفر منجر شد، فاصلهٔ حکومت پهلوی با مردم و پریشانی شرایط، بر همگان آشکار شد.[۸۲] پس از حدود یک سال اعتصاب و تظاهرات، در ۱۲ بهمن همان سال، سید روح‌الله خمینی از فرانسه، به ایران بازگشت و دولت جدیدی را تشکیل داد.[۸۳] در فروردین ۱۳۵۸، در همه‌پرسی نظام جمهوری اسلامی در ایران، واجدان شرایط رأی‌دهی با قاطعیت موافقت خود را اعلام کردند و ایران در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، رسماً به یک جمهوری اسلامی تبدیل شد. کمی بعد، در همه‌پرسی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۵۸)، مردم با قاطعیت به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رأی مثبت دادند.[۸۴]

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ به گروگان‌گیری در سفارت ایالات متحده آمریکا دست زدند و خمینی، رهبر انقلاب ۱۳۵۷، این عمل را «انقلاب دوم» دانست؛ این رویداد، روابط دیپلماتیک تهران و واشینگتن را پایان داد.[۸۵] از سال ۱۳۵۹ نیز انقلاب فرهنگی ایران آغاز شد؛ این انقلاب، ضمن «اسلامی‌سازی» فرهنگی و آموزشی، به پاک‌سازی دانشگاهیانی که از دیدگاه حکومت جدید، «غرب‌زده» به‌شمار می‌رفتند، پرداخت.[۸۶]

جنگ ایران و عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، با هدف‌گیری غرب ایران توسط عراق، رسماً آغاز شد و در اوایل، نیروهای صدام توانستند پیشروی فراوانی انجام دهند. ارتش ایران نیز با وقوع انقلاب، فرماندهان و نیروهای با تجربهٔ خود را از دست داده بود و در عملیات‌های بسیاری شکست خورد. اما از سال ۱۳۶۱، با آزادسازی خرمشهر، نیروهای ایرانی شروع به عقب‌راندن ارتش دشمن کردند. در همان سال، ایران آغاز به انجام عملیات‌هایی در خاک عراق کرد که در نهایت، با پیروزی عراق همراه شدند. از پایان عملیات کربلای پنج در اسفند ۱۳۶۵، تا آغاز عملیات والفجر ۱۰ ایران در اواخر زمستان سال بعد، برای حدود یک سال، ایران و عراق پیشروی خاصی در خاک یکدیگر نداشتند. سرانجام، در تیرماه ۱۳۶۷، قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت توسط رهبر ایران پذیرفته شد تا افزایش معلولین غیرنظامی و کشته‌شدگان این جنگ، پس از حدود ۸ سال پایان یابد.[۸۷]

به گزارش بی‌بی‌سی فارسی، اینکه انگیزهٔ مردم ایران از مشارکت در انقلاب ۱۳۵۷، برخورداری از امکانات اقتصادی بیشتر بود یا استقرار حکومت دینی، هنوز محل اختلاف است اما این انقلاب، حکومتی را سرنگون کرد که اولویت اصلی یا منحصر به فرد آن، توسعهٔ سریع اقتصادی و اجتماعی ایران بوده‌است. با سقوط نظام پهلوی، روند مصادره و تعطیلی واحدهای نوین صنعتی، خدماتی و کشاورزی، تا از کار انداختن بخش نوین اقتصاد این کشور ادامه یافت و جایگاه پیشین ایران در جهان، از دست رفت. دیدگاه‌های قدیمی نخبگان سیاسی و اقتصادی جدید و شکل‌گیری اقتصاد زیرزمینی، گسترش رفتارهای فاسد اقتصادی و انحصار نهادهای قدرتمند بر بخش بزرگی از اقتصاد ملی، بیش از پیش به اقتصاد ایران ضربه زد.[۸۸] مخالفان سرمایه‌داری در اوایل انقلاب، از نقش برتر دولت در اقتصاد هواداری کردند و پس از حملهٔ عراق به ایران، توانستند کشور را به سوی اقتصاد متمرکز دولتی پیش ببرند. ضعف اقتصادی ایران و شکل‌گیری صاحب‌امتیازان اقتصاد دولتی، به اوج‌گیری قدرت‌های منطقه‌ای، همانند امارات، ترکیه و عربستان کمک کرد. ایران پس از جنگ با عراق، اقتصاد بدون تنشی نداشته‌است و کارفرمایان ایرانی به تطبیق با شرایط اقتصاد جنگی و اقتصاد مقاومتی تشویق شده‌اند.[۸۹] اساس سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز، بر شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» استوار شد و اولویت روابط، با کشورها و حرکت‌های اسلامی و کشورهای منطقه بوده‌است؛ اگرچه، این سیاست با گذشت زمان تغییر کرد و روابط به سوی اروپا، روسیه، انگلستان، ایالات متحده و در نهایت، کشورهای عربی تغییر کرد.[۹۰] ایران که برای چهار دهه با انواع تحریم‌های بین‌المللی روبرو بود، تلاش کرد به اقتصاد خود جان تازه‌ای دهد؛ برنامه جامع اقدام مشترک از مهم‌ترین توافقات جمهوری اسلامی با دیگر ملل بوده‌است که پس از آن، با ورود سرمایه به کشور، پیشرفت اقتصادی قابل توجهی در ایران صورت گرفت. هرچند که خروج آمریکا از برجام و تحریم‌های مجدد، این توافق را به هم ریخت و علاوه بر سرمایهٔ خارجی، سرمایهٔ داخلی ایران نیز به خروج از کشور شتافت.[۹۱][۹۲] کشته شدن قاسم سلیمانی، حمله موشکی ایران به نیروهای آمریکایی در عراق و ادامه یافتن بحران خلیج فارس، ایران را در آغاز دههٔ ۲۰۲۰ میلادی، با تنش‌های جدیدی روبرو ساخت.[۹۲]

تظاهرات ۱۷ اسفند ۱۳۵۷، اعتراضات ۱۳۸۸، تظاهرات ۱۳۹۶، اعتصابات ۱۳۹۷-۱۳۹۸ و اعتراضات آبان ۱۳۹۸ نمونه‌هایی از نارضایتی‌های منجر به اعتراض دوران جمهوری اسلامی هستند. بر اساس تحلیلی در سال ۱۳۹۷، در این سال‌ها، افزایش شکاف طبقاتی، فساد سیستماتیک دولتی و فشارهای خارجی، با افزایش نارضایتی همگانی، اعتراضات سراسری پراکنده‌ای را برانگیخت.[۹۳] اعتراضات ۱۳۸۸، پیامد پیروزی احمدی‌نژاد بر موسوی در انتخابات ۱۳۸۸ بود.[۹۴] پس از ناکامی این اعتراضات، حامیان نتایج انتخابات، کم‌کم مستندهای انتخاباتی بی‌شماری را پنهان یا از دسترس خارج کردند.[۹۵] اعتراضات ۱۳۹۶ ماهیتی ضدحکومتی داشت که از نارضایتی‌های اقتصادی و سیاسی تغذیه می‌شد و در پاسخ آن، حکومت افزون بر برگزاری تظاهرات و محدودسازی شبکه‌های اجتماعی، از عوامل خارجی گفت و معترضان را سرکوب کرد که شماری از آنان، کشته شدند.[۹۶] اعتراضات آبان ۱۳۹۸ (پس از افزایش قیمت بنزین در ایران) نیز با سرکوب شدید مردم معترض همراه شد و بنابر گزارش‌های خارجی، شمار کشته‌شدگان تا ۱۵۰۰ تن و شامل زنان و نوجوانان بوده‌است. اگرچه وزیر کشور، شمار کشته‌شدگان را ۲۰۰ تا ۲۲۵ تن اعلام کرد. در این تظاهرات، ویدئوهایی از شلیک مستقیم نیروهای امنیتی به معترضان منتشر شد.[۹۷][۹۸]

ایران در مختصات جغرافیایی ۳۲ درجه شمالی و ۵۳ درجه شرقی قرار دارد و از شمال به آذربایجان، ارمنستان، ترکمنستان و دریای خزر، از شرق به پاکستان و افغانستان، از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان و از غرب به ترکیه و عراق محدود می‌شود. این کشور همچنین جزیره‌هایی را در خلیج فارس در اختیار دارد. کل گسترهٔ ایران، ۱٫۶۴۸٫۱۹۵ کیلومتر مربع است که ۱۱۶٫۶۰۰ کیلومتر مربع آن را آب‌های این کشور تشکیل می‌دهند. حدود یک سوم از مرز ۸٫۳۳۴ کیلومتری آن نیز آبی است. این کشور خاورمیانه‌ای، موقعیت استراتژیکی در خلیج فارس دارد و تنگه هرمز در جنوب کشور، مسیری حیاتی برای انتقال نفت خام است.[۹۹]

سرزمین ایران، از ثروت طبیعی فراوانی برخوردار است؛ حدود ۱۱ درصد زمین‌های آن، قابل کشت هستند و نفت، گاز طبیعی، زغال‌سنگ، کروم، مس، سنگ آهن، سرب، منگنز، روی و گوگرد شناخته‌شده‌ترین منابع طبیعی ایران هستند.[۹۹] از دیدگاه ناهمواری‌ها، ایران کشوری کوهستانی با بیابان و دشت‌هایی در میانه است. بلندترین نقطهٔ کشور، کوه دماوند با ۵٫۶۲۵ متر بلندی و کم‌ترین بلندی کشور نیز در دریای خزر در منفی ۲۸ متر ثبت شده‌است. این کشور ممکن است با خشک‌سالی دوره‌ای، سیل، طوفان‌های غبار یا شنی و زمین‌لرزه تهدید شود. آلودگی هوا به ویژه در مناطق شهری، عدم مدیریت درست پساب صنعتی، جنگل‌زدایی، بیابان‌زایی، آلودگی نفتی در خلیج فارس، تلفات در تالاب‌ها بر اثر خشک‌سالی، فرسایش خاک و آلودگی آب، از مهم‌ترین مسائل زیست‌محیطی در ایران هستند.[۹۹]

سرزمین ایران به شکل کلی، کوهستانی و نیمه‌خشک است و میانگین بلندی آن، بیش از ۱۲۰۰ متر از سطح دریا است. بیش از نیمی از مساحت ایران را بلندی و کوه‌های این کشور، یک‌چهارم آن را دشت‌های آن و کمتر از یک‌چهارم دیگر آن را زمین‌های در دست کشت، می‌سازند. پست‌ترین نقطهٔ درونی با بلندی ۵۶ متر در چاله لوت و بلندترین نقطه، دماوند با ۵۶۱۰ متر بلندی است که در میان رشته‌کوه البرز قرار دارد. در کنارهٔ جنوبی دریای خزر، بلندی زمین ۲۸ متر پایین‌تر از سطح دریای آزاد است.[۱۰۰]

پارک‌های ملی ایران و مناطق حفاظت‌شدهٔ این کشور از مهم‌ترین جاذبه‌های جغرافیایی آن هستند. این کشور همچنین ۱۳ ذخیره‌گاه زیست‌کره دارد که شامل ارسباران، ارژن، گنو، پارک ملی گلستان، منطقه حفاظت‌شده حرا و تالاب بین‌المللی خور خوران، پارک ملی کویر، پارک ملی دریاچه ارومیه، شبه‌جزیره میانکاله، منطقه حفاظت‌شده توران، دنا، تنگ صیاد، دریاچه هامون و کپه‌داغ می‌شود.[۱۰۱]

اقلیم ایران بسیار متنوع است و از نیمه‌گرمسیری تا زیرشمالگانی را شامل می‌شود. بلندی، عرض جغرافیایی، تأثیرات دریایی، بادهای فصلی و نزدیکی به دامنه‌های کوهستانی یا بیابان‌ها، نقش مهمی در نوسانات دمای روزانه و فصلی در این کشور ایفا می‌کند. به عنوان نمونه، میانگین دمای روز تابستانی در آبادان در استان خوزستان، ۴۳ درجهٔ سانتی‌گراد و میانگین دمای زمستان در تبریز در استان آذربایجان شرقی، به حدود انجماد می‌رسد. بارش نیز در سراسر کشور، متغیر است؛ از کمتر از ۲ اینچ در جنوب شرقی کشور تا ۷۸ اینچ در مناطق نزدیک به دریای خزر. میانگین بارش سالانه در کشور نیز نزدیک به ۱۶ اینچ است. پر باران‌ترین فصل ایران، زمستان است و بیش از نیمی از بارش سالانه در این ۳ ماه رخ می‌دهد. شمال کشور در آمار بارش یک تضاد بزرگ به وجود آورده‌است؛ کوه‌های بلند البرز، بخش‌های جنوبی خود را از اثر دریای خزر محروم می‌سازند و یک شمال حاصلخیز و جنگلی، برای ایران به وجود می‌آورند؛ در شمال ایران، هوایی تا ۳۸ درجهٔ سانتی‌گراد پدیدار می‌شود، یخبندان بسیار نادر است و ممکن است رطوبت تا ۱۰۰ درصد افزایش یابد. به جز در شمال کشور، تابستان به عنوان یک فصل خشک در ایران شناخته می‌شود. از ویژگی‌های آب و هوای ایران این است که مناطق مختلف آن، می‌توانند دارای چهار فصل جدا از هم باشند.[۱۰۲]

تقریباً یک دهم ایران جنگلی است و گسترده‌ترین جنگل‌های آن، در جنوب دریای خزر قرار گرفته‌است؛ در این منطقه انواع درختان برگ‌ریز، بلوط، راش، نمدار، نارون، گردو و بسیاری درخت و گیاهان دیگر، می‌رویند. در نواحی خشک میانی کشور نیز ارس، بادام و شماری گیاه میوه‌دار رشد می‌کنند. انواع درمنه و درختچه نیز در نواحی بیابانی و سراسر کشور پراکنده هستند. تپه‌های ماسه‌ای کویری ایران، با نگهداری آب، از رشد گیاهانی همانند موردیان پشتیبانی می‌کنند. واحه‌های ایران نیز با کمک به رشد تاکستان‌ها، تمشک ایرانی، صنوبر، خرما، مورد، خرزهره‌ایان، آکاسیا، بید، آلو و توت باعث تنوع بیشتر پوشش گیاهی منطقه می‌شوند.[۱۰۲]

جانداران سرزمین ایران شامل پلنگ ایرانی، خرس، کفتار، گرازهای وحشی، بز کوهی، آهو و قوچ‌ومیش است که در کوه‌های دارای پوشش گیاهی زندگی می‌کنند. انواع شغال و خرگوش نیز در سراسر کشور وجود دارند. گور ایرانی نیز دشت و بیابان‌ها را برای حیات خود، انتخاب کرده‌است. یوزپلنگ آسیایی در جهان به عنوان یک گونهٔ در معرض انقراض ایرانی، شناخته شده‌است. قرقاول‌های ایرانی در شمال کشور یافت می‌شوند و کبک‌ها در بیشتر مناطق کشور زندگی می‌کنند. پرندگان آبزی همانند پرنده دریایی، اردک و غاز نیز در سواحل دریای خزر و خلیج فارس زندگی می‌کنند؛ در حالی که کرکس‌های ایرانی، در بیابان به حیات خود ادامه می‌دهند. انواعی از گوزن، جوجه‌تیغی، روباه و دست کم ۲۲ گونهٔ جوندگان، در مناطق نیمه صعب‌العبور و بلند این کشور، زندگی می‌کنند. سنجاب نخلی و خرس سیاه آسیایی در سیستان و بلوچستان یافت شده‌اند. ببرها نیز زمانی در جنگل‌های مناطق جنوبی دریای خزر سکونت داشتند اما هم‌اکنون منقرض شده‌اند.[۱۰۲] شیر ایرانی نیز در ایران منقرض شده‌است اما پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، طرح‌های احیای آن ریخته شد و در سال ۱۳۹۸، با توافق میان باغ وحش ارم و انجمن آبزیگاه و باغ‌وحش‌های اروپا، به ایران بازگشت تا احیای آن در این کشور آغاز شود.[۱۰۳]

ایران، از اعضای بنیان‌گذار سازمان ملل متحد، سازمان همکاری اقتصادی، سازمان همکاری اسلامی و اوپک و همچنین از اعضای سازمان همکاری‌های شانگهای است[۱۰۴] و یک قدرت منطقه‌ای[۱۰۵] شمرده می‌شود.

نظام سیاسی کنونی ایران، بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران استوار است که در سال ۱۳۵۸ تصویب شد.[۱۰۶] ایران کنونی، در واقع یک جمهوری اسلامی با بخش قانون‌گذار است. دستگاه‌های اجرایی، مجلس شورای اسلامی و قوه قضائیه، در نهایت تحت نظر روحانیت کار می‌کنند. این نظام ترکیبی، تحت نظر رهبر ایران قرار می‌گیرد. رهبر این کشور، اختیارات گسترده‌ای دارد و علاوه بر مقامات کشوری، مقامات نظامی را هم می‌تواند تعیین کند. رهبر ایران همچنین منحصراً می‌تواند اعلان جنگ دهد و فرماندهٔ ارشد نیروهای مسلح ایران است؛ او جهت کلی سیاست‌های کشور را هم تعیین می‌کند. محدودیتی برای دورهٔ رهبری وجود ندارد اما مجلس خبرگان این امکان را دارد که رهبر را از مقام خود بردارد. به شکل دقیق‌تر، در جمهوری اسلامی ایران، قوای سه‌گانه متشکل از قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه، تحت نظر ولایت فقیه فعالیت می‌کنند. مردم ایران نیز مستقیماً در انتخاب رهبر کشور دخالت ندارند و مجلس خبرگان، به نمایندگی از آنان، رهبر را انتخاب می‌کند و این گزینش، بر پایهٔ معیارهای شرعی و اسلامی است.[۱۰۷][۱۰۸] اگرچه، اعضای شورای نگهبان که مستقیم و غیرمستقیم از سوی رهبر گزینش می‌شوند، وظیفهٔ تأیید صلاحیت نامزدهای مجلس خبرگان را نیز دارند.[۱۰۹]

رئیس‌جمهور ایران که با انتخابات ریاست‌جمهوری کشور گزینش می‌شود، رئیس قوهٔ مجریه است و باید یک شیعهٔ ایرانی باشد. رئیس‌جمهور، شورای وزیران را برای تأیید مجلس انتخاب کرده و به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی فعالیت می‌کند. رئیس‌جمهور و وزرای وی، وظیفهٔ ادارهٔ امور روز کشور و اجرای قوانینی را دارند که قوهٔ مقننه تصویب کرده‌است. علاوه بر این، رئیس‌جمهور بر طیف گسترده‌ای از دفاتر و سازمان‌های دولتی نظارت دارد. در جرم‌های معمول، رسیدگی به اتهامات رئیس‌جمهور، معاونان وی و وزیران با آگاهی مجلس شورای اسلامی در دادگاه‌های عمومی انجام می‌شود. استعفای رئیس‌جمهور نیز باید مورد تأیید رهبر ایران قرار گیرد.[۱۱۰][۱۰۸]

ایران دارای ۳۱ استان است که در کل، پنج منطقه را تشکیل می‌دهند.[۱۱۱] تقسیمات کشوری در ایران، به ترتیب، شامل استان‌ها، شهرستان‌ها، بخش‌ها و دهستان‌ها می‌شود. هیچ منطقهٔ خودمختاری در این کشور وجود ندارد و از استاندار تا بخش‌دار، توسط وزارت کشور منصوب می‌شود. در هر سطح نیز یک شورا وجود دارد و شورای عالی استان‌ها از نمایندگان شوراهای استان تشکیل می‌شود. وزارت کشور این اختیار را دارد که شهرداران را نیز منصوب کند، اما اعضای شورای شهر، به صورت محلی انتخاب می‌شوند. دهکده‌ها نیز توسط دهیار که توسط بزرگان (شورا) همان ناحیه، توصیه می‌شود، اداره می‌شوند.[۱۰۸]

(کیلومتر مربع)

(۱۳۹۵)

ایران در دوران پیش از اسلام، دارای حکومت‌هایی از نوع شاهنشاهی و در طول پنج سدهٔ اخیر از نوع پادشاهی بوده‌است.[۱۱۳] نهایتاً در سال ۱۳۵۸، با رأی نزدیک به ۹۸ درصد از مردم این کشور، پس از حدود ۲۵۰۰ سال، رسماً تاج و تخت در ایران برچیده شد. از آن پس، نظام جمهوری اسلامی ایران جایگزین دودمان پهلوی که آخرین حکومت پادشاهی این کشور بود، شد.[۱۱۴]

ایران دارای ساختار قانون‌گذاری است. مجلس شورای اسلامی که بیشتر به عنوان مجلس شناخته می‌شود، اجازه می‌دهد نمایندگان آن برای دوره‌های چهارساله، به شکل مستقیم توسط مردم انتخاب شوند و اقلیت‌های مذهبی و قومی رسمی، دارای نمایندگانی در مجلس هستند. مجلس قوانین کشور را تصویب می‌کند و در شرایط ویژه، این امکان را دارد که رئیس‌جمهور را با دو سوم آرا استیضاح کند.[۱۰۸]

شورای نگهبان ۱۲ عضو شامل فقها و حقوق‌دان دارد که نیمی از آنان را رهبر و بقیه را شورای قضایی گزینش می‌کند. مصوبات مجلس شورای اسلامی پیش از اجرایی شدن، نظر این شورا را می‌گیرند و بررسی می‌شوند که مخالف قانون اسلامی نباشند. این شورا بر انتخابات نیز نظارت می‌کند و تمام نامزدهای انتخاباتی، حتی برای ریاست‌جمهوری، باید تأیید صلاحیت از آن را به دست آورند.[۱۰۸]

رهبر جمهوری اسلامی ایران، رئیس قوه قضائیه ایران را تعیین می‌کند که وی نیز، رئیس دیوان عالی کشور و دادستان عمومی را منصوب می‌کند. چندین دادگاه در این کشور وجود دارد، از جمله دادگاه‌های همگانی که به پرونده‌های مدنی و جنایی رسیدگی می‌کنند و دادگاه انقلاب که به گروه ویژه‌ای از جرائم رسیدگی می‌کند؛ این دادگاه که به مقوله‌هایی همانند اقدام علیه امنیت ملی، اقدام علیه نظام جمهوری اسلامی و قاچاق موادمخدر رسیدگی می‌کند، حکم نهایی را می‌دهد و قابلیت تجدیدنظر ندارد.[۱۱۵]

دادگاه ویژه روحانیت که مستقل از چارچوب منظم قضایی عمل می‌کند و فقط به رهبری پاسخگو است، احکام نهایی می‌دهد و قابلیت تجدید نظر ندارد. دادگاه ویژه روحانیت به جرائمی که توسط روحانیون انجام شده‌اند، رسیدگی می‌کند؛ اگرچه در پرونده‌های مربوط به افراد غیر روحانی نیز دخالت داشته‌است.[۱۱۵] بر اساس اعلام سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۸ میلادی، ۱۷۰ کشور یا مجازات اعدام را به کل پایان دادند یا اجرای آن را متوقف کردند؛ در یک سال پیش از این اعلامیه، ۸۴ درصد کل اعدام‌های ثبت‌شده در جهان، در چهار کشور عربستان، عراق، پاکستان و ایران بوده‌است.[۱۱۶] گزارش سال ۲۰۱۸ سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرد که اعدام‌ها در ایران، نسبت به سال پیش، ۵۰ درصد کاهش داشته‌است و حلق‌آویز کردن متداول‌ترین روش اعدام در این کشور است.[۱۱۷]

در اصول قانون اساسی ایران اعلام شده‌است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، بر اساس نفی سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری، حفظ استقلال همه‌جانبه و یکپارچگی کشور، دفاع از حقوق تمام مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت‌های سلطه‌گر و روابط صلح‌آمیز با دول غیرمحارب استوار است؛ جمهوری اسلامی ایران، سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود دانسته و استقلال، آزادی و حکومت حق و عدل را از حقوق مردم جهان می‌داند. همچنین در عین خودداری از دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر، از مبارزه حق‌طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین، در تمام جهان، پشتیبانی می‌کند. همچنین هر قراردادی که سلطهٔ بیگانه بر منابع، فرهنگ، ارتش و دیگر شئون ایران را فراهم آورد، ممنوع اعلام شده‌است. شعار «نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی» نیز به عنوان فلسفهٔ سیاسی این کشور، در نظر گرفته شده‌است.[۱۱۸]

آخرین حکومت‌های ایران، سیاست خارجی متفاوتی را دنبال کرده‌اند. محمدرضا پهلوی، در سیاست خارجی به دنبال دوری از تنش بود و با وجود روابط نزدیک با آمریکا، با اتحاد جماهیر شوروی نیز روابط مناسبی ایجاد کرد؛ در همین حال، با بسیاری از کشورهای جنبش عدم تعهد، روابط گرمی را حفظ کرد. با وجود روابط دوستانه با جهان، وی همواره نیروی نظامی ایران را تقویت می‌کرد. اما با پدیداری جمهوری اسلامی، ایران تبدیل به کشوری مخاصمه‌جو، تجدیدنظرطلب، رادیکال و مذهبی شد و به سرعت جهان را با سیاست‌های تازهٔ خود آشنا ساخت. استکبارستیزی و صدور انقلاب از سیاست‌های مورد توجه ایران در دهه‌های اخیر هستند. در زمینهٔ غرب‌ستیزی، جمهوری اسلامی ایران تلاش کرد که با رژیم‌های کمونیستی روابط نزدیکی برقرار کند و با کشورهایی همانند رومانی،[یادداشت ۵] کره شمالی و کوبا به روابطی موفق رسید. در دهه‌های اخیر، ایران با بلاروس، نیجریه و ونزوئلا نیز روابط قابل توجهی داشته‌است. مارک گازیوروسکی، عالم سیاسی، حکومت جمهوری اسلامی ایران را یک حکومت مطرود برای بسیاری از کشورهای جهان می‌داند.[۱۱۹] برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران و نوع روابط با اسرائیل، تنش‌ها و تحریم‌هایی را برای این کشور به همراه داشته‌است. در تیر ۱۳۹۴، ایران با گروه ۱+۵ به توافقی مهم با عنوان برنامه جامع اقدام مشترک، دست یافت که پیرامون برنامهٔ هسته‌ای این کشور بود و تحریم‌های اقتصادی را پایان می‌داد. اگرچه خروج آمریکا از برجام و تحریم‌های مجدد، این توافق را به هم ریخت.[۱۲۰][۹۱][۱۲۱] دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، پس از اعلام خروج این کشور از برجام، از ناکارآمدی برجام در پیشگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی و ادامه‌دار بودن پشتیبانی این نظام از تروریسم و خطر برنامه موشکی بالستیک ایران گفت.[۱۲۲]

جمهوری اسلامی ایران دارای دو گونه نیروی مسلح است؛ نیروهای معمول ارتش که شامل نیروی هوایی و نیروی دریایی می‌شود و یک گروه جداگانه با نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.[۱۲۳] در دوران پهلوی، ایران یکی از بزرگ‌ترین نیروهای مسلح جهان را در اختیار داشت که به سرعت، با فروپاشی سلطنت منحل شد. ارتش ایران، پس از انقلاب ۱۳۵۷، درگیر یک جنگ طولانی با عراق شد و از آن زمان، مؤلفه‌ای فعال و نیرومند را حفظ کرده‌است. نیروی نظامی این کشور، بخش اعظم نیروی انسانی خود را از خدمت اجباری در ایران به دست می‌آورد و مردان باید تا حدود ۲ سال، خدمت سربازی انجام دهند. ارتش، بزرگترین شاخهٔ نیروی نظامی ایران است و پس از آن، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار دارد. هر نیروی امنیتی ایرانی که درگیر نبردهای خارجی یا داخلی باشد، توسط عناصر سپاه همراهی یا رهبری می‌شود. نیروی هوایی و دریایی ایران، از دیدگاه بین‌المللی هنوز کوچک شمرده می‌شوند. نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران نیز نقش پلیس را در این کشور ایفا می‌کند.[۱۲۴] نیروی قدس نیز شاخهٔ مخفی نخبهٔ سپاه پاسداران و در اصل مسئول عملیات در کشورهای دیگر است که در جهت منافع سپاه و نظام روحانیت ایران کار می‌کند.[۱۲۵]

در سال ۲۰۱۸ میلادی، ایران با ۱۷ میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار بودجهٔ نظامی، در ردهٔ پانزدهم جهان جای گرفت؛ در این سال، هزینهٔ نظامی ایران بالاتر از اسرائیل و کانادا و پایین‌تر از عربستان بود.[۱۲۶] بر اساس اعلام مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک، ایران حدود ۵۲۳ هزار نیروی نظامی فعال دارد که ۳۵۰ هزار نفر آن در ارتش معمول کشور و دست کم ۱۵۰ هزار نفر آن در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خدمت می‌کنند. حدود ۲۰ هزار نیرو نیز در نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند.[۱۲۷] بسیج نیز یک سازمان شبه‌نظامی فعال در ایران است که می‌تواند شمار قابل توجهی نیروی داوطلب جذب کند.[۱۲۸]

از انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون، برای غلبه بر تحریم‌های خارجی، دولت ایران صنایع نظامی خود را گسترش داد. انواع تانک، نفربر زره‌پوش، موشک، زیردریایی، کشتی‌های نظامی، ناوچه، رادار، هلیکوپتر و هواپیماهای جنگنده در ایران ساخته می‌شوند.[۱۲۹] ایران ارتش سایبری نیز دارد و پس از حملات سایبری به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال ۱۳۸۹، این کشور توانایی سایبری خود را افزایش داد. ایران، همچنین توانایی ساخت پهپاد را داراست و با پهپادهای خود، عملیات داشته‌است.[۱۲۷]

ایران، توان موشکی بالایی دارد. برنامه موشکی ایران پیش از انقلاب ۱۳۵۷ آغاز شد اما از جنگ ایران و عراق سرعت گرفت. از آن پس، ایران با کشورهایی همانند لیبی، کره شمالی، چین و روسیه همکاری کرده‌است تا زرادخانه‌ای بزرگ و متنوع از موشک‌های بالستیک و کروز ایجاد کند. در سال ۱۳۶۶، نخستین موشک ایران ساخته شد و در دههٔ ۱۳۷۰، پیشرفت موشکی ادامه یافت تا دههٔ ۱۳۸۰ که موشک‌های دوربرد طراحی شدند و بر دقت آنان افزوده شد. تمام خاورمیانه و بخش‌هایی از اروپا، در تیررس موشک‌های ایران قرار دارند. توسعهٔ برنامهٔ موشکی ایران، به ویژه تولید موشک‌هایی با برد بیش از ۳۰۰۰ کیلومتر، همواره باعث نگرانی اروپا و آمریکا بوده‌است؛ اگرچه، ایران اعلام داشته‌است که چنین موشک‌هایی نمی‌سازد. با این حال، برخی رسانه‌ها، برد نهایی موشک‌های ایران را تا ۳۰۰۰ کیلومتر دانسته‌اند و اعلام کردند که ایران امکان هدف قرار دادن ۷۰ درصد آسیا و دورترین نقاط اروپا را دارد. همچنین ایران از سوی غرب به داشتن موشک با توانایی حمل کلاهک هسته‌ای متهم شده‌است.[۱۳۰][۱۳۱]

اقتصاد ایران به عنوان یک اقتصاد نا کارآمد شناخته می‌شود و بر فروش نفت و گاز متکی است. با این حال، ایران زیرساخت قابل توجهی در بخش‌های خدماتی، صنعتی و کشاورزی دارد که اقتصاد این کشور را توانمند می‌سازند. حکومت ایران، صدها تشکیلات اقتصادی را به‌طور مستقیم تملک و اداره می‌کند و به‌طور غیر مستقیم، بر بسیاری از شرکت‌های وابسته به نیروهای امنیتی کشور اثر می‌گذارد. مواردی همچون فساد اقتصادی، کنترل‌های قیمت، یارانه و سیستم بانکی کشور که میلیاردها دلار وام غیر عامل دارد، اقتصاد کشور را تضعیف کرده و پتانسیل رشد بخش خصوصی ایران را بسیار کاهش داده‌است. فعالیت‌های بخش خصوصی ایران، شامل کارگاه‌های مقیاس‌کوچک، کشاورزی، تولیدی‌های گوناگون، خدمات، ساخت و سازهای متوسط، کار معدن، تولید سیمان و صنعت فلز می‌شود. همچنین اقتصاد غیررسمی قابل توجهی در این کشور وجود دارد که فساد مرتبط با آن، گسترش یافته‌است. بر اساس اطلاعات‌نامه جهان، تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۲۰۱۷ میلادی، ۴۳۰٫۷ میلیارد دلار و سرانه تولید ناخالص داخلی بر پایه برابری قدرت خرید نیز ۲۰٫۱۰۰ دلار بود.[۹۹][۱۳۲] بر اساس اعلام بانک جهانی، سرانهٔ تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۱۷ برابر ۵۵۲۰ دلار[۱۳۳] و سرانهٔ تولید ناخالص داخلی (برابری قدرت خرید) برابر ۱۴۵۳۶ دلار[۱۳۴] بوده‌است. طبق داده‌های بانک جهانی، GDP اسمی این کشور در سال ۲۰۱۹–۲۰ حدود ۴۶۳ میلیارد دلار، برآورد شده‌است. همچنین فعالیت اقتصادی و درآمد دولت، بسیار به درآمد نفتی بستگی دارد؛ بنابراین، پایداری ندارد.[۱۳۵]

کل نیروی کار ایران در سال ۲۰۱۷ میلادی، ۳۰٫۵ میلیون نفر بوده‌است و این کشور از کمبود نیروی کار ماهر رنج می‌برد؛ از این شمار، ۱۶٫۳٪ در کشاورزی، ۳۵٫۱٪ در صنعت و ۴۸٫۶٪ در بخش خدماتی مشغول بوده‌اند. نفت، فراورده‌های پتروشیمی، گاز، کود، سدیم هیدروکسید، بافتنی‌ها، سیمان و مصالح ساختمانی، فرآوری خوراک، صنعت فلزات و برخی جنگ‌افزارها، به ترتیب، بیشترین میزان تولید سالانهٔ ایران را تشکیل می‌دهند. نفت (۶۰٪)، فراورده‌های شیمیایی و پتروشیمی، میوه، آجیل، فرش، سیمان و سنگ معدن به ترتیب بیشترین محصولات صادراتی ایران هستند. در سال ۲۰۱۷ میلادی، ایران ۱۰۱٫۴ میلیارد دلار صادرات داشت که چین ۲۷٫۵٪، هند ۱۵٫۱٪، کره جنوبی ۱۱٫۴٪، ترکیه ۱۱٫۱٪، ایتالیا ۵٫۷٪ و ژاپن ۵٫۳٪ از صادرات این کشور را سهم خود کردند. محصولات کشاورزی و دامی این کشور نیز به بسیاری از نقاط جهان صادر شده و مهم‌ترین آنان، شامل گندم، برنج، گونه‌های غلات، چغندرقند، نیشکر، میوه، آجیل، پنبه، فراورده لبنی، پشم و خاویار می‌شود. ارزشمندترین واردات ایران نیز شامل انواع تجهیزات صنعتی، کالاهای سرمایه‌ای، خدمات فنی، مواد غذایی و کالاهای مصرفی می‌شود. در سال ۲۰۱۷ میلادی، شرکای تجاری ایران در واردات، شامل امارات متحده عربی (۲۹٫۸٪)، چین (۱۲٫۷٪)، ترکیه (۴٫۴٪)، کره جنوبی (۴٪) و آلمان (۴٪) بوده‌است.[۹۹]

از اوایل انقلاب ۱۳۵۷، دو جناح به دنبال تحمیل تفسیر خود از اقتصاد اسلامی به دولت بودند. چپ‌گرایان اسلامی خواستار ملی شدن گسترده در اقتصاد شدند. محافظه‌کاران مذهبی که پیوند محکمی با بازرگانان ایران داشتند نیز از حقوق صاحبان صنایع دفاع کرده و بر خصوصی‌سازی پافشاری کردند. با این حال، هر دو جناح به صورت کلی، از انحصار حکومت در بخش بانکی ایران حمایت کردند. بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نیز مسئولیت توسعه و نگهداری ریال ایران، که یکای پول کشور است را بر عهده دارد. تأثیرات جنگ ایران و عراق در نهایت باعث افزایش مداخلات حکومتی در اقتصاد شد. دولت با ملی کردن بانک‌های خصوصی و شرکت‌های بیمه و افزایش کنترل دولتی بر بازرگانی، انحصار نهفته‌ای بر فعالیت‌های تولیدی و درآمدی ایران به دست آورد. در دهه‌های گذشته، مهمترین مانع پیش روی اقتصاد ایران، انزوای آن از جامعه جهانی بوده‌است؛ این منزوی شدن، حاصل خارجی‌هراسی سیاست‌مداران محافظه کار این کشور و تحریم‌های اعمال شدهٔ خارجی، به ویژه از سوی ایالات متحده است.[۱۳۲] برداشته‌شدن بیشتر تحریم‌های هسته‌ای، بر اساس برنامه جامع اقدام مشترک در سال ۱۳۹۴، باعث احیای بخش تولید نفت و درآمد نفتی ایران شد که رشد سریع تولید ناخالص داخلی را در پی داشت؛ اما به دلیل سقوط تولید نفت در سال ۲۰۱۷ میلادی، رشد اقتصادی این کشور نیز کاهش یافت. اقتصاد ایران همچنان از سطح سرمایه‌گذاری کم و ضعف اقتصادی پیش از برجام رنج می‌برد و بیکاری گسترده، به ویژه میان زنان و جوانان ایرانی تحصیل‌کرده، خودنمایی می‌کند.[۹۹] بحران ناشی از دنیاگیری ویروس کرونا باعث استمرار رکود اقتصادی در سال ۲۰۲۰ م شد و رشد اقتصادی این کشور تا سال ۲۰۲۳ م همچنان ضعیف برآورد شد.[۱۳۵]

کانون‌های جمعیتی ایران، در سراسر کشور گسترش یافته‌اند و این پراکندگی، ترابری در ایران را دشوار ساخته‌است. بودجه و نگهداری کم، کارایی بزرگراه‌های این کشور را کاهش داده‌است. با این وجود، وسایل نقلیهٔ موتوری به ویژه اتوبوس و کامیون، مهم‌ترین وسایل برای حمل مسافر و کالا هستند. در دهه‌های گذشته، دولت ایران منابع قابل توجهی را صرف بهبود راه‌های ارتباطی کشور کرده‌است و اکنون، تقریباً نیمی از جاده‌ها آسفالت شده‌اند.[۱۳۶]

خط اصلی سیستم ریلی کشوری، دریای خزر را به خلیج فارس متصل و بسیاری از مراکز استان‌ها را پشتیبانی می‌کند. در سال ۱۳۵۰، راه‌آهن ایران از طریق ترکیه، به راه‌آهن اروپا متصل شد؛ این پیوند مهم، بازرگانی و گردشگری را به طرز چشم‌گیری تقویت می‌کند و نیاز به راه آبی و هوایی را در مسیر از بین می‌برد. راه‌آهن ایران گسترش و موقعیت قابل توجهی دارد و این کشور به یک مسیر عبور کارا و کم‌هزینه برای کشورهای منطقه تبدیل شده‌است. هواپیمایی ملی ایران، ایران ایر، شهرهای بزرگ و مراکز استان‌های این کشور را پوشش داده‌است. برخی خطوط هوایی بزرگ اروپایی، آسیایی و آفریقایی نیز در ایران حضور دارند. در مرداد ۱۳۸۹ اعلام شد که از میان ۵۴ فرودگاه مسافری ایران، ۹ فرودگاه بین‌المللی هستند و تنها سه فرودگاه توجیه اقتصادی دارند. فرودگاه بین‌المللی مهرآباد، فرودگاه بین‌المللی شهید هاشمی‌نژاد مشهد و فرودگاه بین‌المللی امام خمینی، پررفت‌وآمدترین فرودگاه‌ها در ایران هستند.[۱۳۷][۱۳۶]

کارون تنها رودخانهٔ دارای قابلیت کشتیرانی در ایران است و از آن برای حمل مسافر و بارهای گوناگون استفاده می‌شود. دریاچه ارومیه نیز برای حمل مسافر و بار استفاده شده‌است. ایران از پنج بندر بزرگ در خلیج فارس، که بزرگترین آنان در بندرعباس است، بهره می‌برد. پایانه‌های نفتی مهمی در آبادان و خارگ قرار گرفته‌اند که در جنگ با عراق ویران شده یا آسیب دیدند اما از آن زمان، بازسازی شده‌اند. همچنین امکانات بندری قابل توجهی در خرمشهر و بندر امام خمینی وجود دارد. ایران امکانات خود را در بندر بوشهر گسترش داده و بندر جدیدی را در چابهار در دریای عمان ساخته‌است. همچنین بندرهای دریای خزر، همانند بندر انزلی و بندر ترکمان در درجهٔ نخست برای بازرگانی با ملل شمالی مورد استفاده قرار می‌گیرند.[۱۳۶]

رسانه‌های ارتباطی در ایران عمدتاً متعلق به حکومت این کشور هستند و در طول دههٔ ۱۳۷۰، این کشور منابع قابل توجهی را برای توسعه و گسترش زیرساخت‌های ارتباطی خود، هزینه کرد؛ در این مدت، استفاده از تلفن تقریباً دو برابر شد. خدمات تلفنی به مناطق روستایی نیز داده می‌شود و تا سال ۲۰۰۰ میلادی، تقریباً تمام ایرانیان، به خدمات مربوط دسترسی داشتند. تلفن‌های همراه و اینترنت نیز در سراسر ایران خدمت‌رسانی می‌کنند و ایرانیان را هرچه بیشتر با جهان و فرهنگ جهانی آشنا ساخته‌اند.[۱۳۶] ۹۹٫۵ درصد از جمعیت ایران به شبکهٔ برق دسترسی دارند و این کشور از نیروگاه‌های تجدیدپذیر خورشیدی و بادی نیز بهره می‌برد. همچنین امروزه ۹۹٫۵ درصد از جمعیت شهری و ۷۵ درصد از جمعیت روستایی ایران، از شبکهٔ آبرسانی برخوردارند.[۱۳۸]

توسعهٔ صنعتی ایران از اواسط دههٔ ۱۳۳۰ شدت یافت و بخش‌های گوناگون این کشور را متحول کرد. ایران کنونی، طیف گسترده‌ای از کالاها همانند خودرو، لوازم خانگی، تجهیزات مخابراتی، ماشین‌آلات صنعتی، کاغذ، کالاهای لاستیکی، فولاد، مواد خوراکی، محصولات چوبی و چرمی، منسوجات و دارو را تولید می‌کند. کارخانه‌های نساجی این کشور در اصفهان و در امتداد سواحل دریای خزر، متمرکز شده‌اند. ایران همچنین به خاطر فرش‌های دستباف خود در سراسر جهان شناخته شده‌است. کار دستی سنتی ساخت این فرش‌ها، به میزان قابل توجهی در درآمدهای روستایی کشور نقش دارد و همواره یکی از مهم‌ترین صنایع صادراتی ایران بوده‌است. صنایع دستی ایران در مناطقی در سراسر کشور، بومی‌سازی شده‌است و هر شهر برای صنایع دستی خود، در پایتخت و دیگر شهرهای بزرگ کشور بازاری ایجاد کرده‌است.[۱۴۰]

تا اوایل دههٔ ۱۳۳۰ میلادی، صنعت ساخت‌وساز ایران به شرکت‌های داخلی محدود می‌شد. کمی بعد، با افزایش درآمد حاصل از نفت و گاز و دسترسی به اعتبارات جدید، رونق قابل توجهی به صنعت ساختمان این کشور وارد شد و شرکت‌های بزرگ بین‌المللی ساخت‌وساز را به سمت ایران کشاند. این رشد تا اواسط دههٔ ۱۳۵۰ ادامه داشت. صنعت ساخت‌وساز ایران تا اواسط دههٔ ۱۳۶۰، تا حدودی احیا شده بود، اما کمبود مسکن به ویژه در مناطق شهری، به عنوان یک مشکل جدی باقی ماند.[۱۴۰]

در میان ۱۴ عضو سازمان کشورهای صادرکننده نفت، ایران سومین دارندهٔ ذخایر اثبات شدهٔ نفت است. بر اساس آمار سال ۱۳۹۷ این سازمان، ایران ۱۵۵ میلیارد و ۶۰۰ میلیون بشکه ذخیرهٔ اثبات شدهٔ نفتی دارد. در رده‌بندی جهانی، در خارج از اوپک، با حضور کانادا در جایگاه سوم، ایران در ردهٔ چهارم بزرگترین کشورهای دارای ذخایر اثبات شدهٔ نفت جهان قرار می‌گیرد.[۱۴۲] پس از اجرای برجام و پیش از خروج آمریکا از آن، ایران توانست در سال ۱۳۹۶، به‌طور متوسط روزانه ۲٫۱ میلیون بشکه نفت صادر کند. درآمد نفتی این کشور در سال ۲۰۱۷ میلادی، برابر با ۵۵ میلیارد دلار بوده و ۴۵ درصد نسبت به سال پیشین آن، رشد داشته‌است. خروج آمریکا از برجام باعث کاهش شدید صادرات نفتی ایران شد.[۱۴۳]

ایران دومین دارندهٔ ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان نیز است اما سهم آن از بازار جهانی گاز، اندک است. اگرچه بیشتر کشورهای همسایه، بازار خوبی برای گاز طبیعی ایران هستند، اما پروژه‌هایی همانند خط لوله صلح که با هدف صادرات گاز ایران آغاز شدند، نیمه‌تمام رها شده‌اند. تحریم‌ها علیه ایران، سیاست خارجی این کشور و نبود منابع مالی، به عنوان دلایل ناتوانی ایران در صادرات گاز دانسته می‌شوند. ترکیه و عراق نیز تنها متقاضیان عمدهٔ گاز ایران هستند.[۱۴۴]

تا سده بیستم میلادی، منابع انرژی ایران، به شکل کلی، به چوب و زغال محدود می‌شد. هم‌اکنون از نفت، گاز طبیعی و زغال‌سنگ برای تأمین گرما و تولید بخش بزرگی از برق کشور استفاده می‌شود. شبکه‌ای از سدها در کشور، دارای بخش هیدروالکتریسیته هستند و برای آبیاری زمین‌های کشاورزی نیز استفاده می‌شوند.[۱۴۰]

سازمان انرژی اتمی ایران در سال ۱۳۵۳، برای ایجاد شبکه‌ای با بیش از ۲۰ نیروگاه هسته‌ای بنیان گذاشته شد. در سال ۱۳۵۷، کار ایجاد دو رآکتور ۱۲۰۰ مگاواتی در نزدیکی بوشهر تقریباً به پایان رسید و قرار بود به زودی عملیات اجرایی آن آغاز شود که دولت انقلابی، این برنامه را لغو کرد. یکی از این دو رآکتور، با کمک بسیار از روسیه کامل شد و در سال ۱۳۹۰ شروع به کار کرد. هیچ برنامه‌ای برای تکمیل رآکتور دوم وجود ندارد. از سال ۲۰۰۲ میلادی، در جهان شک‌هایی دربارهٔ برنامه‌های هسته‌ای ایران شکل گرفت و این احتمال که ایران برای ساخت جنگ‌افزار هسته‌ای تمایل دارد، مورد توجه قرار گرفت. از آن زمان، برنامهٔ هسته‌ای ایران، که مقامات ایرانی اعلام کرده‌اند تنها اهداف صلح‌آمیز دارد، از منابع اصلی تنش‌های بین‌المللی ایران بوده‌است و از سال ۲۰۰۶ میلادی، باعث افزایش تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران شده‌است.[۱۴۰]

ایران از نخستین سرزمین‌هایی است که کشاورزی در آن پدیدار شد. برخی مهاجرت‌های باستانی به این کشور نیز، به دلیل یافتن زمین‌های بهتر برای کشاورزی بوده‌است. کشاورزی در ایران، بخش قابل توجهی از اقتصاد این کشور را تشکیل می‌دهد. بر اساس آمار رسمی در سال ۱۳۹۶، ۱۷٫۶ درصد از نیروی کار ایرانی در بخش کشاورزی مشغول هستند. بر همین اساس، سهم ارزش افزودهٔ بخش کشاورزی به قیمت ثابت در ایران، ۶ درصد است که شامل ۷۱٪ کشت و باغداری، ۲۴٪ دامداری، ۴٪ بخش آبزیان و ۱٪ جنگل‌داری است.[۱۴۵]

بر اساس آمار سال ۱۳۹۳، مساحت زمین‌های زراعی ایران برابر با ۱۴ میلیون و ۶۸۷ هزار هکتار است که ۵ میلیون و ۹۹۷ هزار هکتار آن به روش آبی و دیگر زمین‌ها، با روش دیم، کشت می‌شوند. بیشترین اراضی زراعی این کشور، به ترتیب، در استان‌های خوزستان، خراسان رضوی، فارس، کرمان و اصفهان قرار گرفته‌اند و ۶ درصد از زمین‌های زراعی ایران، زیر کشت محصولات سالانه و بقیه تحت آیش هستند.[۱۴۵]

بر اساس آماری در دههٔ ۱۳۹۰، از کل زمین‌های زراعی ایران، ۵۶ درصد زیر کشت گندم، ۱۸ درصد زیر کشت جو، ۳ درصد زیر کشت برنج و ۲۳ درصد زیر کشت دیگر محصولات هستند. دیگر محصولات، به ترتیب درصد کشت، شامل مواردی چون یونجه، گوجه‌فرنگی، گونه‌های سبزیجات، خیار، نخود و لوبیا، زعفران، سیب‌زمینی و پیاز می‌شود.[۱۴۵]

طبق گزارشی در سال ۱۳۹۹ و بنابر اطلاعات فائو، ایران از ده کشور بزرگ جهان در تولید محصولات کشاورزی بوده‌است.[۱۰۰] بنابر گفتهٔ کارشناسان فائو، ایران توانایی تولید و تأمین کل نیاز داخلی و کشورهای پیرامون خود به محصولات کشاورزی را دارد و می‌تواند نیاز کشورهای هم‌مرز با خلیج فارس را نیز برآورده کند.[۱۰۰] با این حال، کشاورزی ایران، برای دسترسی به آب در نبرد است.[۱۴۶]

میزان دامداری و دامپروری در ایران نیز قابل توجه است. از میان دام‌های این کشور، گوسفندان شمار بسیاری دارند و نسبت به بقیه، بیشترند و به دنبال آنان بز، گاو، شتر، اسب، گاومیش و قاطر قرار دارند. یکی از بخش‌های دارای رشد بالا، مرغ‌داری‌ها هستند که زیرساخت آنان، به سرعت رشد کرده‌است. چهرهٔ صنعت مربوط، اکنون به شکل چشمگیری تغییر یافته‌است؛ به گونه‌ای که همهٔ فرایند زنجیرهٔ تأمین، می‌تواند در خود کشور انجام شود.[۱۴۷][۱۴۶]

ایران همچنین صنایع لبنی بزرگی دارد و به عنوان نمونه، در سال ۲۰۰۶ م، نزدیک به دو میلیون تن دانه علوفه وارد کرد. پرورش خوک نیز به دلیل قوانین اسلامی در ایران ممنوع است.[۱۴۶]

در طول تاریخ، ایران پرورش‌دهندهٔ دانشمندان سرشناسی بوده‌است که برخی از آنان، در میان دانشمندانی جای گرفتند که با اکتشافات خود، جهان را دگرگون کردند. این کشور، به شکل تاریخی، دارای دانشمندان بزرگی در زمینه‌های اخترشناسی، انسان‌شناسی، پزشکی، ریاضیات، شیمی، تاریخ و جغرافیا بوده‌است که شامل ابوریحان بیرونی، ابوالوفا محمد بوزجانی، پورسینا، جابر بن حیان، خوارزمی، خیام، زکریای رازی، خواجه نصیرالدین طوسی و غیاث‌الدین جمشید کاشانی می‌شود.[۱۴۸] ایران دانش و فناوری باستانی نیز دارد؛ برای مثال، در دوران ساسانیان، آموزشگاه‌هایی همانند دانشگاه گندی شاپور و افرادی همچون مانی وجود داشتند و کتب خارجی به زبان پهلوی ترجمه شدند.[۱۴۹] همچنین ایرانیان باستان، فناوری آبی قنات را اختراع کردند که به کشورهای دیگر نیز راه یافت.[۱۵۰] پیل بغداد نیز به عنوان نخستین باتری احتمالی ساخت انسان، در دوران اشکانیان یا ساسانیان در نظر گرفته شده‌است و نظریات گوناگونی را دربارهٔ چرایی دست‌یابی ایرانیان باستان به اصول تولید برق، پدیدآورد.[۱۵۱]

در دوران نوین، دانشمندان ایرانی سهم قابل توجهی در گسترش دانش داشته‌اند؛ به عنوان نمونه، علی جوان نخستین لیزر گازی را پدیدآورد و لطفی زاده تئوری مجموعه‌های فازی را به جهان معرفی کرد.[۱۵۲] مریم میرزاخانی، ریاضی‌دان اهل تهران که نخستین زن و نخستین ایرانی برندهٔ مدال فیلدز است، توسط نهاد زنان سازمان ملل متحد در فهرست «۷ زنی که دنیا را تغییر دادند» قرار گرفته‌است.[۱۵۳] توفیق موسیوند نخستین پمپ قلب مصنوعی را اختراع و توسعه داد. در پیشبرد تحقیقات و درمان دیابت نیز ساموئل رهبر توانست هموگلوبین گلیکوزیله را کشف کند. فیزیک ایران نیز به ویژه در نظریه ریسمان، قوی است و مقالات بسیاری در این کشور منتشر می‌شوند.[۱۵۴]

اخیراً ایران در تلاش بوده‌است که اثرگذاری دانش و فناوری در اقتصاد خود را افزایش دهد. در سال ۱۳۹۷ اعلام شد که شرکت‌های نوپای ایرانی، با پرداخت تسهیلات مالی پشتیبانی خواهند شد. در این سال، بانک‌های ایرانی به صورت ماهانه تا سقف ۶ هزار میلیارد ریال، قابلیت ارائهٔ تسهیلات به شرکت‌های دانش‌بنیان کشور را داشته‌اند.[۱۵۵] جشنواره خوارزمی که در سال ۱۳۶۶ پایه‌گذاری شد، به عنوان با سابقه‌ترین جشنوارهٔ علمی ایران شناخته می‌شود و مورد توجه دانشمندان ایرانی و خارجی بوده‌است.[۱۵۶] بر اساس گزارش سال ۲۰۱۵ مجمع جهانی اقتصاد، ایران از نظر شمار فارغ‌التحصیلان رشته‌های مهندسی، در جایگاه سوم جهان قرار داشت.[۱۵۷] دانشگاه تهران موفق شده‌است که ربات‌های انسان‌نمای سری سورنا را توسعه دهد و تاکنون چندین نسل از آن را رونمایی کرده‌است.[۱۵۸] مرکز تحقیقات بیوشیمی و بیوفیزیک دانشگاه تهران نیز دارای کرسی یونسکو در رشتهٔ بیوشیمی است.[۱۵۹] پژوهشگاه رویان یکی از معتبرترین مراکز خدمات تخصصی و فوق تخصصی در خاورمیانه است و در سال ۱۳۸۵ توانست تولد نخستین گوسفند شبیه‌سازی شده در ایران را رقم بزند.[۱۶۰] در سال ۲۰۱۸ میلادی، ایران در زمینهٔ سلول‌های بنیادی و پزشکی بازساختی، در جایگاه چهاردهم جهان جای داشت؛ همچنین شرکت‌های دانش‌بنیان ایرانی در این زمینه، محصولات خود را به کشورهایی در آسیا و خاورمیانه صادر می‌کنند.[۱۶۱] بر اساس آمارهای وب آو ساینس، ایران تا پایان دسامبر سال ۲۰۱۷ میلادی، با انتشار ۸ هزار و ۷۹۱ مقاله توانسته‌است که رتبهٔ چهارم جهانی را در فناوری نانو داشته باشد. محصولات نانویی ایران نیز در این دوران، به ۴۷ کشور صادر می‌شد.[۱۶۲] ماهواره امید نیز با سکوی پرتاب و موشکی ایرانی به فضا پرتاب شد و ایران را در فهرست ۱۰ کشوری وارد کرد که توانسته‌اند ماهوارهٔ خود را در مدار قرار دهند. نخستین جاندار نیز در دوران دولت احمدی‌نژاد به فضا فرستاده شد تا ایران در کنار شش کشوری قرار گیرد که موفق به انجام چنین کاری شده‌اند. در برنامه‌های هسته‌ای ایران، افزایش شمار مراکز هسته‌ای و سانتریفیوژها به شکلی قابل توجه، ادامه پیدا کرد. به شکل کلی، ایران در فناوری هسته‌ای، بیوتکنولوژی، نانوتکنولوژی، هوا فضا و استخراج و فرآوری مواد معدنی به رتبه‌های بالای جهانی (زیر بیست) دست پیدا کرده‌است. همچنین میزان تحقیقات در حوزهٔ دانش، به ویژه در علوم مهندسی، ریاضی، پزشکی، فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی و محیط زیست رشد داشته‌است.[۱۶۳]

تا اوایل دههٔ ۱۹۶۰ میلادی، ایران توجه اندکی به گردشگری کرده بود. کمبود امکانات و زیرساخت‌های مسافرت، سفر در ایران را بسیار سخت کرده بود. سرانجام، حکومت پهلوی شروع به ایجاد سنگفرش، بزرگراه و هتل کرد و شمار گردشگران وارد شده به این کشور، به‌طور پیوسته از دههٔ ۱۳۴۰ تا سال ۱۳۵۷ افزایش یافت. با این حال، آشفتگی سیاسی در سال ۱۳۵۷ که منجر به سرنگونی سلطنت در ایران شد، عملاً صنعت گردشگری در ایران را نابود کرد. حکومت جمهوری اسلامی در پی تلاش برای از بین بردن تأثیرات غربی، شمار گردشگران را از کشورهای غیرمسلمان کاهش داد و بخش خدماتی ایرانی که به صنعت گردشگری وابسته بود، فروریخت. با این حال، دولت ایران بعداً تلاش کرد که ایران را به عنوان یک مقصد گردشگری ترویج دهد. اکنون، خدمات مرتبط با گردشگری، تنها بخش کوچکی از اقتصاد ایران هستند.[۱۴۰]

در دههٔ ۱۳۹۰، با گذشت هر سال، سفرهای خارجی ایرانیان بیشتر شد. از مهم‌ترین مقاصد گردشگری خارجی ایرانیان نیز، می‌توان به ترکیه و امارات متحده عربی اشاره کرد. ایران در رتبه‌های بالا از نظر ارسال گردشگر به ترکیه قرار گرفته‌است و تنها در نیمهٔ نخست سال ۲۰۱۸ میلادی، یک میلیون و ۱۵۹ هزار گردشگر ایرانی به ترکیه سفر کردند.[۱۶۴][۱۶۵] در شش ماه نخست سال ۱۳۹۸، چهار میلیون و ۲۵۸ هزار و ۹۴۴ نفر از ایران خارج شدند و چهار میلیون و ۹۹۸ هزار و ۲۱۵ گردشگر خارجی به ایران سفر کردند؛ این آمار، در مقایسه با زمان مشابه در سال ۱۳۹۷، رشد ۲۶٫۳۴ درصدی ورود گردشگر به ایران را نشان می‌داد. کشورهای همسایهٔ ایران در فرستادن گردشگر به ایران پیشتاز هستند. در سال ۱۳۹۸ اعلام شد که عراق، آذربایجان، افغانستان، ترکیه و پاکستان، بیشترین گردشگر را به ایران فرستاده‌اند.[۱۶۶]

بر اساس آمار سال ۱۳۹۸، جمعیت ایران در حدود یک سده، ۸ برابر شده‌است. هرچند که در دهه‌های اخیر، باروری در این کشور، کاهش داشته و حرکت جمعیت به سوی سالخوردگی است. میان سال‌های ۱۳۳۵ تا ۱۳۹۵، هر سال به‌طور میانگین، یک میلیون تن به جمعیت ایران افزوده شد. میزان کلی باروری در این کشور، نزدیک به ۲٫۱ است.[۱۶۷] جمعیت کنونی ایران از ۸۳ میلیون تن گذر کرده‌است.[۱۶۸] بر اساس آمار سال ۲۰۱۸ میلادی گروه بانک جهانی، رشد جمعیت سالانهٔ ایران، ۱٫۴ درصد بوده‌است.[۱۶۹] آمار سال ۲۰۲۰ نیز اعلام می‌کند که میزان زاد ولد ۱۶٫۳ در هر ۱۰۰۰ تن و میزان مرگ‌ومیر ۵٫۳ در هر ۱۰۰۰ تن بوده‌است؛ بر اساس همین آمار، نسبت جنسی نیز ۱۰۲٫۸ مرد به ازای هر ۱۰۰ زن بود. مناطق شهری تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، کرج و تبریز، به ترتیب، بزرگ‌ترین کانون‌های جمعیتی ایران هستند.[۹۹]

ایران شمار قابل توجهی از مهاجران خارجی را میزبانی می‌کند. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵، مهاجران ساکن ایران، به ترتیب، بیشتر از افغانستان (یک میلیون و ۵۸۴ هزار تن)، عراق (۳۴ هزار و ۵۰۰ تن) و پاکستان (۱۴ هزار و سیصد تن) هستند. طبق این آمار، استان سکونت معمول این مهاجران، برای افغان‌ها تهران و برای عراقی‌ها و پاکستانی‌ها قم بوده‌است.[۱۷۰] میزان مهاجرت از ایران نیز قابل توجه است. در سال ۱۳۹۶، حسین عبده تبریزی اعلام کرد که یک و نیم میلیون ایرانی در صف مهاجرت به کشورهای کانادا و استرالیا قرار دارند. پس از انقلاب ۱۳۵۷، چندین موج مهاجرتی در ایران به راه افتاد؛ موج نخست به دلایل سیاسی، بلافاصله پس از انقلاب ۱۳۵۷ و بیشتر به سمت ایالات متحده، موج دوم به دلایل سیاسی-عقیدتی در ابتدای دههٔ ۱۳۶۰ و بیشتر به سوی اروپا، موج سوم با دلایلی چون کسب کیفیت زندگی و رفاه بالاتر به سمت کشورهایی همانند کانادا و استرالیا و موج چهارم که به دلایل سیاسی رخ داد و از سال ۱۳۸۸ آغاز شد. بحران‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران در ابعاد تظاهرات سراسری نمود پیدا کرده و با همراهی بلایای طبیعی، بر دشواری زندگی در این کشور افزوده‌اند؛ این شرایط، انگیزه‌ها برای مهاجرت از ایران را افزایش داده‌است. برآوردهای زیادی از خسارت سنگین مهاجرت سرمایه‌داران و فرار مغزها از ایران انجام شده که برخی از آنان، از سوی منابع رسمی این کشور تأیید شده‌اند.[۱۷۱][۱۷۲]

ایران دارای جامعه‌ای با فرهنگ‌های گوناگون است و روابط بین اقوام آن معمولاً دوستانه بوده‌است. گروه قومی و فرهنگی غالب در ایران، برآمده از فارسی‌زبانان این کشور است. مردمی که عموماً به عنوان پارسیان شناخته می‌شوند، از خاستگاه مختلطی برخوردار هستند و این کشور علاوه بر کردها، بلوچ‌ها، بختیاری‌ها، لرها و دیگر اقلیت‌های کوچکتر (ارمنی‌ها، آشوری‌ها، یهودیان، براهویی‌ها و دیگران) دارای عناصر مهم آذری‌های ایرانی و عرب‌های ایران است. در سال ۲۰۱۶ میلادی، ۹۷٫۸ درصد از مردم ساکن ایران، ایرانی بودند و تنها ۲٫۲ درصد از ساکنین ایران را خارجی‌ها، با اکثریت افغان تشکیل می‌دادند.[۱۷۳] کتابخانه کنگره اعلام داشته‌است که قومیت مردم ایران به ترتیب جمعیت، شامل: ۶۵ درصد پارسیان، ۱۶ درصد آذری‌های ایرانی، ۷ درصد کردها، ۶ درصد لرها، ۲ درصد عرب‌ها، ۲ درصد بلوچ‌ها، ۱ درصد ترکمن‌ها، ۱ درصد گروه‌های ایلی ترک (شامل قشقایی) و کمتر از ۱ درصد دیگر اقلیت‌ها (شامل ارمنی‌ها، گرجی‌ها و آشوری‌ها) می‌شود.[۱۷۴]

آذری‌های ایرانی به‌طور معمول، ساکن استان‌های مرزی در شمال غربی ایران هستند. قشقایی‌ها در اطراف شیراز در استان فارس و ترکمن‌ها در شمال شرق این کشور، ساکن هستند. ارمنی‌های ایران با میراث قومی گوناگون در تهران، اصفهان و منطقهٔ آذربایجان متمرکز شده‌اند. گرجی‌های ایران، بیشتر در استان اصفهان زندگی می‌کنند. چند گروه جداگانه که گویش دراویدی دارند، در استان سیستان و بلوچستان در جنوب شرق ایران یافت می‌شوند. آشوریان در شمال غربی متمرکز شده‌اند و اعراب ایرانی نیز در خوزستان و جزایر خلیج فارس، زندگی می‌کنند. یهودیان ایرانی، میراث تاریخی خود را به سرانجام اسیران یهودی در بابل وابسته می‌دانند و در بزرگ‌ترین شهرهای ایران، سکونت دارند.[۱۷۳]

طبق پژوهشی که در سال ۲۰۱۳ م منتشر شد، گوناگونی ژنتیکی ایرانیان، سطح بالایی دارد و در مجموع، نظیر مناطقی چون آناتولی، اروپا و قفقاز جنوبی است. آذری‌های ایرانی، به شکل قابل توجهی از نظر ژنتیکی به مردم گرجی نزدیکند و عموماً گمان می‌رود که با آذربایجانی‌ها منشأ مشترکی دارند؛ اما خوشهٔ ژن آنان، با آذربایجانی‌ها متفاوت است. پارسیان، کردها، قشقایی‌ها و اقوام گویشور زبان‌های هندواروپایی در ایران، از نظر ژنتیکی، تشابه بالایی به هم دارند.[۱۷۵][۱۷۳] در سال ۲۰۱۹ م، پژوهشی دربارهٔ ژنتیک مردم ۱۱ قوم ساکن ایران، منتشر شد که مقایسه‌ای با ژنتیک دیگر مناطق و نیز باستان‌ژنتیک خاور نزدیک در آن وجود داشت؛ بر اساس آن، هفت گروه قومی آذری، پارس، عرب، کرد، گیلک، لر و مازندرانی شباهت بسیاری در توزیع ویژگی‌های ژنتیکی دارند که آن‌ها را در یک خوشه قرار می‌دهد؛ این همگونی، درون خود تنوع دارد اما میزان آن از جمعیت دیگر مناطق، حتی از ارمنی‌های قفقاز کمتر است. همچنین این همگونی، دست کم برای پنج هزار سال، ادامه یافته‌است و یافته‌های ژنتیکی، تنها مؤید مهاجرت مردم قفقاز به فلات ایران، طی دوران نوسنگی و برنز است. در نتیجهٔ این پژوهش، دانسته شده‌است که مهاجرت‌های بعدی، همانند مهاجرت آریایی‌ها، عرب‌ها و ترک‌ها، به اندازه‌ای نبوده‌است که باعث دگرگونی ساختار ژنتیک جمعیت بومی فلات ایران شود. همچنین این خوشهٔ جمعیتی، افزون بر شباهت قابل توجه با ژنتیک مردم خاورمیانه، همانند ژنتیک مردم جنوب اروپا، به ویژه نواحی توسکانی در ایتالیا است.[۱۷۶]

زبان فارسی زبان غالب و رسمی ایران است. با این حال، شماری از زبان‌ها و گویش‌های دیگر نیز، از سه خانوادهٔ زبانی هندواروپایی، ترکی و آفروآسیایی در این کشور مورد استفاده قرار می‌گیرند. بیش از سه چهارم مردم ایران، گویشور یکی از زبان‌های هندواروپایی هستند. گویش اصلی کمی بیش از نصف مردم این کشور، فارسی است. ادبیات فارسی، نوعی پخته‌تر از زبان ایرانی رایج، توسط بیشتر ایرانی‌ها قابل درک است. فارسی به عنوان زبان غالب در ادبیات، روزنامه‌نگاری و علوم به کار برده می‌شود. کمتر از یک دهم جمعیت این کشور نیز به زبان کردی سخن می‌گویند. لرها و بختیاری‌ها هر دو زبان لری را می‌دانند؛ زبانی که از فارسی جداست اما با آن ارتباط نزدیکی دارد. زبان ارمنی نیز یک زبان هندواروپایی است که توسط اقلیت ارمنی ایران، استفاده می‌شود.[۱۷۷]

زبان‌های ترکی، که تقریباً یک چهارم از مردم ایران به آنان گویش می‌کنند، به‌طور قابل توجهی در این کشور نمایان شده‌است. بیشتر گویشوران ایرانی این خانواده از زبان‌ها، به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند؛ زبانی که همانند ترکی نوین است. همچنین زبان ترکمنی، یکی دیگر از زبان‌های ترکی است که ترکمن‌های این کشور به آن صحبت می‌کنند.[۱۷۷]

از میان زبان‌های سامی که از خانوادهٔ آفروآسیایی هستند، زبان عربی بیشترین گویشور را در ایران دارد اما درصد اندکی از این گویشوران، آن را به عنوان زبان مادری استفاده می‌کنند. اهمیت اصلی زبان عربی در ایران، از دیدگاه تاریخی و مذهبی است. به دنبال فتح ایران توسط مسلمانان، زبان عربی عملاً اثر فراوانی بر فارسی گذاشت. از آن زمان به بعد، فارسی بخش قابل توجهی از کل واژه‌های عربی را پذیرفت و ساختارهای دستوری را از زبان عربی باستان و در برخی موارد، از عربی محاوره وام گرفت. در زمان حکومت پادشاهی پیشین، تلاش شد تا عناصر زبان عربی از زبان فارسی حذف شود، اما این کوشش با موفقیت اندکی روبرو شد و به دنبال انقلاب ۱۳۵۷، کاملاً متوقف شد. از آن زمان به بعد، مطالعهٔ زبان عربی کلاسیک، در مدرسه‌های ایرانی مورد تأکید قرار گرفته‌است و زبان عربی، همچنان غالب گفتمان دینی است.[۱۷۷]

پیش از سال ۱۳۵۷، زبان انگلیسی و فرانسوی و به میزان کمی آلمانی و روسی، توسط طبقهٔ تحصیل‌کرده مورد استفاده قرار می‌گرفتند. زبان‌های اروپایی، اکنون کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد اما هنوز در مدرسه‌ها و دانشگاه‌های ایران، آموزش داده می‌شوند.[۱۷۷] از دیدگاه دانش زبان‌های بین‌المللی نیز، رتبه‌بندی مهارت انگلیسی ئی‌اف، ایران را در رتبهٔ ۶۹ از ۱۰۰ قرار داده‌است و میزان مهارت انگلیسی ایرانیان، در سطح پایین قرار دارد؛ این کشور، با سطح بسیار پایین (۷۰)، تنها یک شماره فاصله دارد و رتبهٔ دوم مهارت انگلیسی در خاورمیانه را داراست.[۱۷۸]

در طول تاریخ، ایرانیان سازنده و توسعه‌دهندهٔ دین بوده‌اند و باورهای دینی در زندگی روزمرهٔ ایرانیان، نفوذ فراوانی دارد. از حدود دوران باستان، دین‌های ایرانی آغاز به پدیداری کردند. آیین زرتشتی، دین باستانی ایران است که تاکنون حفظ شده‌است.[۱۷۹] مهرپرستی نخستین دینی است که آریاییان ایرانی پس از شهرنشینی تدوین کردند و در خارج از ایران نیز گسترش داشت؛ آثار این آیین، در ایران کنونی نیز یافت می‌شود. قدیمی‌ترین پیامبر ایرانی، زرتشت است که در حدود هزار سال پیش از میلاد پدیدار شد و مزدیسنا را ترویج داد. زرتشت یکتاپرست بود و مردم را به پرستش خدای یکتا دعوت می‌کرد. در مضامین اوستا، اهورامزدا (خدای آیین زرتشتی) بالاترین قدرت جهان هستی دانسته شده‌است. آیین زرتشتی افزون بر یکتاپرستی، مردم را به رعایت اصول اخلاقی دعوت می‌کرد و جهان را به دو بخش خیر و شر تقسیم کرده بود.[۱۸۰] منابع در مورد یکتاپرستی زرتشت، توافق ندارند و گروه دوم، مزدیسنا را دارای ثنویت می‌دانند. به صورت کلی، این آیین به عنوان دینی در نظر گرفته می‌شود که گرایش توحیدی دارد اما دارای عناصر قوی ثنویت است.[۱۸۱] آیین مزدک و آیین مانوی نیز دیگر اثرگذاران مهم دین در ایران هستند.[۱۸۲]

تاریخ یهودیان در ایران نیز پیشینه‌ای طولانی دارد و قدمت آن به سقوط بابل می‌رسد؛ جایی که کوروش، شاه هخامنشی، یهودیان را که دهه‌های بسیاری در اسارت بودند، آزاد کرد و با توجه به اینکه خود نیز یکتاپرست بود، به یهودیان در بازسازی معابدشان یاری رساند و اموال آنان را بازگرداند. پس از آن، یهودیان در کشورهای گوناگونی از جمله ایران، گسترش یافتند.[۱۸۳]

نخستین برخورد ایرانیان با مسیحیت را می‌توان دیدار سه مغ با عیسی نوزاد دانست.[۱۸۴] پادشاهی یزدگرد یکم که کلیسای مشرق را به رسمیت رساند، برای مسیحیان ایران، نقطهٔ عطفی بود. این کارش، منجر به دایر شدن کلیسای ایرانی شد که در سال ۴۲۴ م، استقلال خود را از کلیسای روم اعلام کرد.[۱۸۵][۱۸۶] همچنین در دوره‌هایی، بیزانس تلاش کرد تا در توجه به مسیحیان ایران، در این کشور مداخله کند. سپس پیمان‌هایی میان دو امپراتوری بسته شد که مدارای مذهبی را برای مسیحیان در ایران و زرتشتیان در سرزمین‌های بیزانس فراهم می‌کرد.[۱۸۴]

اسلام شیعه که بیشترین پیرو را در ایران کنونی دارد، در همان اوایل پیدایش اسلام در ایران، مورد علاقهٔ گروه‌هایی از ایرانیان بود.[۱۸۳] با این حال، اسلام شیعه در این کشور، با فرمان شاه اسماعیل و از دوران صفویان گسترش یافت تا سدی شود در برابر نفوذ دیگر کشورهای مسلمان (سنی مذهب). از دوران صفوی بود که اسلام شیعه اثرگذاری فراوانی بر حیات فرهنگی ایران داشت و شاهان صفوی تلاش کردند تا با پیوند دادن حکومت خود با اسلام، مشروعیت بیشتری کسب کنند. همچنین در دوران صفوی، روحانیت جایگاه بالایی داشت و در زمان شاه تهماسب، فرمان‌های سلطنتی، از جانب مقام روحانی وقت، بررسی و تأیید می‌شدند.[۱۸۳]

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اسلام شیعه را دین رسمی ایران اعلام کرده‌است. دست کم ۹۰ درصد از ایرانیان، مسلمان شیعه و حدود ۸ درصد از ایرانیان، مسلمان سنی هستند. مسیحیت با بیش از ۳۰۰ هزار پیرو، بهائیت با حداقل ۲۵۰ هزار پیرو، دین زرتشت با حدود ۳۲ هزار پیرو و یهودیت با حدود ۳۰ هزار پیرو، دیگر ادیان موجود در ایران هستند. قانون اساسی این کشور، مسیحیت، مزدیسنا و یهودیت را به رسمیت می‌شناسد.[۱۷۴] از مهم‌ترین مباحث تشیع در ایران، نوید بازگشت امام دوازدهم و ادای احترام به پیشوای شهید او است. غیبت امام دوازدهم به‌طور غیرمستقیم در افزایش قدرت روحانیت در ایران نقش داشت. روحانیت شیعهٔ ایران، از زمان انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون، نیروی غالب سیاسی و اجتماعی در ایران بوده‌است. ملاها به شکل وسیعی در پست‌های مذهبی در ایران، شاغل هستند. شیعیان این کشور در موارد بسیاری به روحانیون متکی هستند و برای اجتناب از گناه، از یک مرجع تقلید، آموزه‌هایی را دنبال می‌کنند. این امور، قدرت روحانیت در ایران را افزایش داد و نقش آنان را به عنوان میانجی الهی تقویت کرد؛ به اندازه‌ای که در اسلام سنی و شیعهٔ نخستین وجود نداشت.[۱۸۷]

یافته‌های تاریخی همچون منشور به جا مانده از پادشاهی کوروش بزرگ که به وجود ادیان گوناگون و آزادی پیروان آنان اشاره دارد و نوشتارهای تاریخی، هم‌زیستی ادیان در ایران را گزارش می‌دهند.[۱۸۸] با این وجود، مدارای دینی، یکی از ویژگی‌های ایران در هنگام سلطنت پهلوی با انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، پایان یافت و پس از این، گروه‌هایی از اقلیت‌های دینی به مهاجرت دست زدند. همچنین برخی اقلیت‌های دینی ایران، همانند پیروان بهائیت، مورد آزار قرار گرفته‌اند.[۱۸۷][۱۸۸]

تحصیلات در ایران، میان ۶ تا ۱۱ سال اجباری است. به شکل کلی، چهار پنجم مردان و دو سوم زنان ایرانی سواد دارند. آموزش ابتدایی در ایران به دانش‌آموزان امکان می‌دهد تا شایستگی‌های خود را ارزیابی کنند و در انتخاب رشتهٔ آنان در دورهٔ دبیرستان اثرگذار است. سیستم آموزش همگانی ایران، توسط وزارت آموزش و پرورش کنترل می‌شود. دانشگاه‌ها زیر نظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و آموزشگاه‌های پزشکی زیر نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی فعالیت می‌کنند.[۱۸۹]

تحولات سیاسی که از زمان انقلاب ۱۳۵۷ آغاز شد، دوران آموزشگاه‌های مختلط را در ایران پایان داد و تمام آموزشگاه‌ها و دانشگاه‌های ایرانی، ملزم به ترویج ارزش‌های اسلامی شدند. پیروی از عقاید دینی سیاسی رایج، برای دانشجویان و اساتید دانشگاهی که مایل به کسب موفقیت در دانشگاه‌های ایران هستند، از اهمیت بالایی برخوردار بوده‌است و پذیرش در دانشگاه‌های این کشور، تا حد زیادی مبتنی بر تقوی شخصی فرد است، خواه واقعی باشد یا برای ملاحظه.[۱۸۹][۸۶]

دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ بنیان‌گذاری شد و از آن دوران، ایران انواع دانشگاه، دانشکدهٔ آموزگاران و دانشکده‌های فنی را تأسیس کرده‌است. مؤسسات آموزش عالی ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ متحمل رنج‌هایی شدند؛ با انقلاب ۱۳۵۷، ده‌ها هزار پروفسور و آموزگار یا از کشور گریختند یا به دلیل سکولاریسم و ارتباط با حکومت سلطنتی، از کار اخراج شدند. دانشگاه‌های ایران دچار کمبود پرسنل شدند و نام‌نویسی دانشجویان در کشور کاهش یافت. در حالی که شمار نام‌نویسی در دانشگاه‌های ایران کاهش داشته‌است، میزان پذیرش زنان در دانشگاه‌های این کشور به شکلی چشم‌گیر، افزایش یافته‌است و تا سال ۲۰۰۰ میلادی، بیش از نیمی از دانشجویان ورودی، زنان بودند.[۱۸۹][۸۶] بر اساس داده‌های وبومتریک تا ژانویه ۲۰۲۰، پنج مورد برتر دانشگاه‌های ایران به ترتیب، دانشگاه تهران (۴۳۸ جهان)، دانشگاه علوم پزشکی تهران (۵۷۰ جهان)، دانشگاه صنعتی شریف (۷۷۰ جهان)، دانشگاه پلی‌تکنیک تهران (۷۹۱ جهان) و دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی (۷۹۴ جهان) هستند.[۱۹۰]

پس از جنگ جهانی دوم، با تلاش حکومت ایران، آژانس‌های فرامرزی و نیکوکاران، شرایط بهداشتی این کشور به طرز چشمگیری بهبود یافت. در حدود سال ۱۳۴۲، ایران توانست آبله را از بین ببرد، طاعون را ناپدید کند و مالاریا را عملاً در سرزمین خود، ناپیدا سازد. وبا نیز در حدود سال ۱۳۴۹ شایع و کمی بعد، کنترل شد؛ این بیماری دوباره در اوایل دههٔ ۱۳۶۰ گسترش یافت و به سرعت به آن رسیدگی شد. با این وجود، امکانات بهداشتی ایران، ناکافی است و کمبود پزشک، پرستار و تجهیزات پزشکی در این کشور، نمود پیدا می‌کند.[۱۲۴]

بیمارستان‌های دولتی در کنار نهادهای خصوصی، به مردم خدمات بهداشتی و درمانی ارائه می‌دهند اما هنوز ناکافی هستند. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بر خدمات درمانی کشور نظارت می‌کند. بهزیستی نیز توسط سازمان بهزیستی ایران، بنیاد شهید و امور ایثارگران و بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی اجرا می‌شود.[۱۲۴] بنا بر آمار سال ۲۰۱۷ میلادی، میزان مرگ مادران در این کشور، ۱۶ در هر ۱۰۰ هزار زایمان زنده بوده‌است (رتبهٔ ۵۰ از ۱۸۵ کشور). این میزان در سنجش با هفده سال پیش (۲۰۰۰ میلادی)، به یک سوم رسیده‌است و از این روی، ایران جایگاه سیزدهم را از دید کاهش میزان مرگ مادری در این بازهٔ زمانی داشته‌است.[۱۹۱] مرگ‌ومیر نوزادان بر اساس برآورد سال ۲۰۱۹، ۱۲ در هر ۱۰۰۰ تولد زنده است. از این روی ایران از میان ۱۹۳ کشور بررسی شده، در رتبهٔ ۸۲ ام جای گرفته‌است.[۱۹۲] نرخ امید به زندگی در ایران برابر ۷۶/۵ سال (۷۵ سال مردان[۱۹۳] و ۷۸ سال زنان[۱۹۴]) و از این نظر، این کشور در جایگاه ۷۳ ام جهان (از میان ۱۹۹ کشور) جای دارد. این رقم با افزایشی بیش از بیست و دو ساله، یافته‌است.[۱۹۵] سرانهٔ تخت‌های بیمارستانی در این کشور در سال ۱۳۹۷، ۱٫۶ تخت برای هر ۱۰۰۰ نفر بوده‌است و توزیع آنان در استان‌های این کشور، نابرابر است. بر اساس آمار سال ۱۳۹۶، نزدیک به ۷۵ درصد از تخت‌های موجود در ایران، از بخش دولتی بوده‌اند. میزان قابل توجهی از تخت‌های بیمارستان‌های خصوصی این کشور، بیشتر مواقع خالی هستند که کمبود توانایی مالی ایرانیان به عنوان چرایی آن در نظر گرفته شده‌است.[۱۹۶] بیماری غالب ناشی از آب و غذای این کشور نیز، اسهال باکتریایی است. دنیاگیری کروناویروس در ایران (سال ۱۳۹۸) نیز رخ داد و با گسترش پایدار در جامعهٔ ایرانی، تلفات قابل توجهی بر جای گذاشت.[۹۹]

میراث فرهنگی تاریخی ایران، در جهان، کم‌نظیر است. مردم ایران نیز از آیین فرهنگ خود، با آگاهی یاد می‌کنند. ایران به عنوان یک کشور تاریخی، در دوران باستان شاهنشاهی‌هایی چون هخامنشیان را به خود دیده‌است و با وجود تغییرات سیاسی، مذهبی و تاریخی، ایرانیان ارتباط عمیق با گذشتهٔ خود را حفظ کرده‌اند. اگرچه زندگی روزمره در ایران نوین با اسلام شیعه در هم آمیخته شد، اما هنر، ادبیات و معماری بومی این کشور، یادآور سنت عمیق ملی آن و فرهنگ ادبی گسترده‌تری است که در دوران پیشین، در سراسر خاورمیانه و جنوب آسیا گسترش یافته‌است. از دیدگاه فرهنگی، بخش اعظم تاریخ نوین ایران، به تنش میان مذهب شیعه و میراث فرهنگی ایرانی تعلق گرفت.[۱۸۹]

با وجود غالب بودن فرهنگ پارسی، ایران همچنان به عنوان یک کشور چند قومیتی شناخته می‌شود و قومیت‌های ارمنی، آذری، کرد و دیگر قومیت‌ها، هر کدام دارای آیین‌های ادبی و تاریخی خود هستند که قدمت بسیاری از آن‌ها به سده‌ها پیش بازمی‌گردد؛ به عنوان نمونه، در مورد ارمنی‌ها، این آیین‌ها به دوران پیش از میلاد مربوط می‌شوند. این گروه‌های قومی، غالباً با فرهنگ‌های همسایه در خارج از ایران، ارتباط نزدیکی دارند.[۱۸۹]

شمار موزه‌های ایران کم است و سرآغاز مواردی که وجود دارند نیز از دوران اخیر است. هرچند که موارد استثنایی چون کاخ گلستان وجود دارد. موزه هنرهای معاصر تهران که در سال ۱۳۵۶ گشایش یافت، تنها گالری انحصاری بزرگ هنر، در ایران است. موزه پارس در شیراز و موزه ملی ایران در تهران، از موزه‌های شناخته‌شدهٔ ایرانی هستند.[۱۹۷]

ایران دارای مردمی از اقوام گوناگون است که خود را دارای هویت ایرانی می‌دانند و تاکنون، جشن‌های ملی ایران را پاس داشته‌اند. اعیاد و سوگواری‌های اسلامی نیز در این کشور بسیار رایج است. پس از انقلاب ۱۳۵۷، این مراسم‌ها شکلی مجلل به خود گرفت و هویت اسلامی، توسط حکومت جدید، پشتیبانی شد.[۱۹۸]

جشن سال نوی ایرانی، نوروز، از سوی یونسکو به عنوان میراث فرهنگی و معنوی بشریت ثبت شده‌است و مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه‌ای، ۲۱ مارس، برابر با اول بهار را به عنوان روز جهانی نوروز به رسمیت شناخته‌است. این آیین باستانی ایرانی، توسط پیروان ادیان مختلف و در کشورهای دیگر نیز جشن گرفته می‌شود.[۱۹۸][۱۹۹] این جشن به عنوان مهم‌ترین تعطیلات ایران شناخته می‌شود و از چهارشنبهٔ آخر سال که چهارشنبه‌سوری در آن برگزار می‌شود، آغاز شده و با تعطیلات یک هفته‌ای، به روز سیزدهم سال جدید می‌رسد که سیزده‌به‌در نام دارد و در آن، مردم به پیک‌نیک می‌روند.[۱۹۹]

روایت شهادت یکی از مؤلفه‌های اساسی فرهنگ شیعه است. یادبود نبرد کربلا و شهادت حسین بن علی و یارانش، به تمام بخش‌های فرهنگ ایران، وارد شده‌است و در اشعار، آهنگ‌ها و رسوم مذهبی شیعیان نمایان است. هیچ‌کدام از تلاش‌های حکومت سلطنتی پیشین، مانند جشنواره‌های سالانه و پشتیبانی از موسیقی‌دانان و بخش بومی وابسته، موفق به تغییر این گرایش در ایران نشد. نمایش عمومی خنده و شادی در این دوران، نامطلوب بوده و در برخی محافل، گناه دانسته شده‌است. به شکل کلی، در هر ماه ایران، حداقل یک روز عزای عمومی و مذهبی وجود دارد و در مراسم‌های مذهبی، معمولاً به نبرد کربلا نیز اشاره می‌شود. این کشور، چندین عید را نیز جشن می‌گیرد. عید قربان و عید فطر توسط شیعه و سنی در این کشور، جشن گرفته می‌شود. زادروز حجت بن الحسن نیز از مهم‌ترین جشن‌هایی است که در ایران برگزار می‌شود؛ در این روز، خیابان‌ها چراغانی می‌شوند، شهرها نمایی دیگر می‌گیرند و بازارهای سنتی تزئین می‌شوند تا پذیرای مشتریان باشند.[۱۹۹] سرچشمهٔ رسوم اسلامی در ایران به ورود اسلام به این کشور می‌رسد و با فروپاشی سلسلهٔ ساسانی و آتشکده‌ها، دوران فرهنگ متمایز پیشین به گونه‌ای پایان یافت و بقایای آخرین نمایندهٔ تمدن خاورمیانهٔ باستان، برچیده شد.[۳۳]

جشن تیرگان، مهرگان، سپندارمذگان، سده، امرداد و شب یلدا از بازماندگان آداب و رسوم ایرانی هستند که هنوز در این کشور زنده‌اند. جشن میلاد امامان و میلاد پیامبر، عید غدیر خم، ماه رمضان (در این‌ماه، روزه بر مسلمانان واجب است) و جشن مبعث و معراج نیز از آداب و رسوم اسلامی ایران هستند.[۲۰۰]

آشپزی ایرانی اگرچه تحت تأثیر روش‌های آشپزی جهان عرب و شبه‌قاره‌ای بوده‌است اما به اندازهٔ زیادی محصول جغرافیا و محصولات خوراکی درون ایران است. برنج یک مادهٔ اصلی در رژیم غذایی ایرانیان است و گوشت (عمدتاً گوسفند) تقریباً در هر وعدهٔ خوراک ایرانی نقش دارد. سبزیجات برای رژیم غذایی ایرانی حائز اهمیت است و پیاز تقریباً در هر غذا استفاده می‌شود. دام‌داری مدت‌هاست که بخش کهن اقتصاد بوده‌است و فراورده‌های لبنی همانند شیر، پنیر و به ویژه ماست، به‌طور معمول در سفرهٔ ایرانیان استفاده می‌شوند. آشپزی اصیل ایرانی، تمایل به ایجاد مزه‌های لطیف و تهیهٔ غذاهایی با مقدمات نسبتاً ساده، مانند خورش و انواع کباب دارد. برجسته‌ترین ادویه که در ایران استفاده می‌شود، زعفران است؛ اما بسیاری از طعم‌دهنده‌های دیگر، از جمله لیمو، نعنا، زردچوبه و گلاب به اندازهٔ عناصری چون انار و گردو در خوراک ایرانی استفاده می‌شوند.[۱۹۹]

به جز برنج، نان هم در رژیم غذایی ایرانیان، یک مادهٔ اصلی به‌شمار می‌رود. بربری، تافتون، لواش و در نهایت، سنگک که سرآمد نان‌های ایرانی است، توسط ایرانیان مصرف می‌شوند. ایرانیان در پخت انواع چلو، از ته‌دیگ، زرشک، زعفران و آجیل بهره می‌برند. در رستوران‌های این کشور، بیشتر خوراک اصلی را انواع کباب تشکیل می‌دهد؛ رایج‌ترین موارد آن، شامل کباب بختیاری، چلوکباب، جوجه‌کباب و کباب کوبیده می‌شود. خوراک‌های ایرانی همانند آبگوشت، دلمه، زرشک‌پلو، سبزی‌پلو، فسنجان، قرمه‌سبزی و میرزاقاسمی به سفرهٔ ایرانی، گوناگونی قابل توجهی می‌بخشند. انواع شیرینی‌های ایرانی نیز به عنوان دسر استفاده می‌شوند. فالوده و بستنی ایرانی از مهم‌ترین دسرهای این کشور هستند. ایرانیان، معمولاً صبحانه و چای را در رژیم غذایی خود دارند. ناهار حکم وعدهٔ اصلی را دارد و شام معمولاً سبک‌تر است.[۲۰۲] خاویار ایران در جهان شهرت دارد و ایران، زمانی مقام نخست تولید خاویار در جهان را داشت.[۲۰۳] شراب ایرانی نیز تاریخچه‌ای طولانی دارد و این کشور از قدیمی‌ترین تولیدکنندگان نوشیدنی‌های الکلی است؛ اگرچه در دوران جمهوری اسلامی با ممنوعیت به همراه مجازات روبرو بوده‌اند.[۲۰۴]

موسیقی در ایران، از دوران باستان، حائز اهمیت بوده‌است. در دوران شاهنشاهی هخامنشی، موسیقی در آیین‌های مذهبی و دادگاه‌ها استفاده می‌شده‌است. هویت دقیق موسیقی ایرانی، هنوز آشکار نشده‌است اما تحقیقات پیرامون آن، ادامه دارد و جوانبی از آن، مشخص شده‌است.[۲۰۵] موسیقی در دوران ساسانیان قابل توجه بوده‌است و ساسانیان، شمار فراوانی از سازها را به کار برده‌اند. باربد، از موسیقی‌دانان دوران شاهنشاهی ساسانی، نخستین سیستم موزیکال خاورمیانه را با عنوان خسروانی ایجاد کرد. بسیاری از مدها و ملودی‌های باستانی ایران، با تسلط اعراب بر این کشور، از بین رفته‌اند؛ اما دستگاه‌ها، به شکل شفاهی به ایران کنونی رسیده‌اند.[۲۰۵][۲۰۶]
ایران زادگاه نخستین سازهای پیچیده‌است که قدمت برخی از آنان، به هزارهٔ سوم پیش از میلاد می‌رسد.[۲۰۶] نواحی ایران، دارای شمار قابل توجهی سازهای بومی از انواع بادی، پوست‌صدا، خودصدا و زهی هستند. سازهایی همانند تار، سه‌تار، بربط، سنتور، قانون، کمانچه، نی، قیچک، رباب، تنبک، دف، دایره و دایره‌زنگی در موسیقی ملی ایران به کار می‌روند.[۲۰۷] در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰، موسیقی ایران به شکل اساسی تغییر یافت. در دههٔ ۱۳۳۰، موسیقی پاپ وارد ایران شد و نخستین گروه‌های پاپ و راک ایرانی، شکل گرفتند. موسیقی پاپ ایرانی در این دوران، از موسیقی پاپ غربی اثر گرفت. در دههٔ ۱۳۴۰ نیز نخستین شاخه‌های نوگرایی در موسیقی ایران، پدیدار شد.[۲۰۸] در اواسط دههٔ ۱۳۴۰، استودیوهای ایرانی با همراهی بارها و باشگاه‌های شبانه، به گسترش موسیقی جدید رایج در ایران کمک کردند. در این سال‌ها، شعر و موسیقی ایران، دگرگون شد و ستاره‌های موسیقی، یکی پس از دیگری بر روی صحنه رفتند.[۲۰۹]

مسائل جنسیتی در موسیقی و رقص ایران بسیار مورد توجه بوده‌است. در دوران قاجار و صفویه، به پسربچه‌ها لباس دخترانه پوشانده می‌شد و از آنان برای رقص و آواز استفاده می‌کردند. جایگاه زنان در موسیقی ایرانی، پس از انقلاب ۱۳۵۷، با محدودیت‌هایی مواجه شد و فقهای اسلامی این کشور، اعلام داشته‌اند که آواز خواندن آنان، کاری لهو و لعبی است. برای اجرای بانوان، قوانین خاصی وجود دارد که باعث توقف بسیاری از کنسرت‌های زنان شده‌است. پیش‌تر نیز برنامه‌های موسیقی زنان با فشار محافل محافظه‌کار جمهوری اسلامی، لغو شده‌اند.[۲۱۰][۲۱۱] اگرچه ممنوعیت و محدودیت‌ها برای مردان نیز بوده‌اند و برخی موسیقی‌ها کلاً ممنوع دانسته شده‌اند.[۲۱۲]

رقص در ایران، پیشینه‌ای طولانی دارد و به عنوان نمونه‌ای باستانی، در دربار ساسانیان، رقصی ویژه انجام می‌شده‌است. فردوسی، شاعر حماسه‌سرای ایرانی، از رامشگرانی چون آزاده یاد کرده‌است که چنگ می‌نواختند، چامه می‌خواندند، ساقی بودند و می‌رقصیدند.[۲۱۳] به شکل کلی، ایران، یکی از امپراتوری‌های باستانی بود که به گسترش هنر رقص پرداخت. برای این ملت کهن، رقص یک پدیدهٔ مهم اجتماعی و یک آیین مذهبی بوده‌است. پیشینهٔ رقص ایرانی به عنوان یک شکل هنری مستقل، دست کم از دوران مهرپرستی تخمین زده می‌شود و منابع تاریخی دوران باستان، به آن اشاره کرده‌اند. رقص ایرانی بسیار متداول بوده‌است و کتب تاریخی یونانی از اهمیت آن در نزد ایرانیان، نوشته‌اند. پس از انقلاب ۱۳۵۷، محدودیت‌هایی برای رقص، وضع شد.[۲۱۴] دستگیری یک دختر ۱۷ ساله که در سال ۱۳۹۷ در اینستاگرام، ویدئوهایی از رقص خود منتشر کرده بود و پخش اعترافات او علیه خود از تلویزیون ملی ایران، نمونه‌ای از محدودیت‌های رقص در این کشور را به نمایش گذاشت. در جمهوری اسلامی ایران، ممکن است در قالب اتهاماتی چون «خلاف عفت عمومی»، علیه افرادی که برقصند، اعلام جرم شود.[۲۱۵]

تئاتر در ایران با گونه‌های بومی نمایان شده‌است. ایرانیان، گونهٔ ویژه‌ای از درام را داشتند؛ شیوهٔ اجرایی قابل توجه، معروف به نقالی که یک هنر کهن داستان‌گویی است و گاه شامل موسیقی نیز می‌شود. سنت نمایشی ایران، وام‌دار گونه‌های نمایشی بومی مانند نقالی و عروسک‌گردانی‌ها است اما نمایش‌های مذهبی نیز جنبه‌ای دیگر را به این سنت افزوده‌اند. تعزیه (که در آن واقعه کربلا نمایش داده می‌شود) نقشی قابل توجه در تئاتر ایران داشته‌است. سوگ سیاوش، خیمه‌شب‌بازی و سیاه‌بازی نیز نمایش‌های سرشناس ایرانی هستند.[۲۱۶]

از میانه‌های سدهٔ نوزدهم م به بعد، تولید درام‌های غربی در ایران، تشویق شد؛ به شکلی دقیق، پس از سفر ناصرالدین‌شاه به اروپا بود که یک سالن تئاتر در تهران تأسیس شد. در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ م، گروه هنر ملی با جذب برترین نمایشنامه‌نویسان، کارگردانان صحنه و بازیگران به برقراری دوبارهٔ تئاتر در ایران کمک کرد. بعدها، تلویزیون ملی ایران نیز از تشکیلات و نمایش‌های تئاتر در ایران، پشتیبانی می‌کرد. کارگاه نمایش (از ۱۳۴۸) از نمایش‌های وابسته به این رسانه است. در این دوران، دیگر عوامل اثرگذار در رشد تئاتر، پشتیبانی‌های تجاری و حکومتی بودند و اینها در کنار جشنواره‌های این دوره (همچون جشن هنر شیراز)، توانستند تئاتر ایران را نیرومند سازند.[۲۱۶]

از هزارهٔ چهارم تا هزارهٔ دوم پیش از میلاد، هنر در ایران، بیشتر شامل عناصری از باورهای دینی می‌شده‌است. ظروف منقش و کنده‌کاری‌هایی همانند آنچه که در کورانگون و نقش رستم صورت گرفته، از بازماندگان آثار هنری آن دوران هستند. در اواخر هزارهٔ سوم و در هزارهٔ دوم، صنعت برنز در ایران، با مهارت بالا و استادی دنبال شد. در این دوران، سفال‌سازی ظریف گردید و نقوش جاندارانی بر آنان گذارده شد. مجسمه‌هایی نیز در تورنگ‌تپه یافت شده‌اند که احتمال دارد، ساخت مردم همین دوران باشند.[۲۱۷] در کاخ‌های هخامنشی، با همکاری تمام کشور، تلاش شده‌است که تصویری از آن دوران نمایش یابد و هنرهای بسیاری در ساخت آنان به کار رفته‌است؛ سنگ‌نگاره‌ها و کنده‌کاری‌ها، جزئیات رنگی، روکش‌های طلا و برنز و نقوش روی اشیاء درونی ساختمان‌ها، بخشی از هنر هخامنشی هستند که تاکنون حفظ شده‌اند.[۲۱۷] پس از هنر پارت‌ها که تحت تأثیر هنر یونانی بود، هنر ساسانیان، تمدن ایرانی را بار دیگر زنده کرد. هنر ساسانی، از فرهنگ‌های دیگر هم اثر گرفت اما اساساً ایرانی بود؛ از رویدادهای مهم در این دوران، این بود که معماری طاق‌دار در ساختمان‌ها رواج یافت.[۲۱۷]

به شکل کلی، فرهنگ اسلامی در ایران، مکاتب بومی قدرتمندی از هنرهای تجسمی را توسعه نداد. اما موارد استثنایی نیز وجود دارد؛ یکی از این موارد مهم، گسترش نگارگری ایرانی در مکاتبی چون مکتب شیراز و اصفهان است. با این حال، نگارگری ایرانی، در اواخر دوران صفوی، رو به انقراض رفت. اما هنرهایی چون خوش‌نویسی ایرانی، تذهیب، بافندگی، سفال ایرانی و فلزکاری ادامه یافتند. نقاشی و مجسمه‌سازی کلاسیک غربی در اواخر سده ۱۹ میلادی وارد ایران و با مضامین ایرانی تطبیق داده‌شدند. گرایش به اسلامی‌سازی پس از انقلاب ۱۳۵۷، هنرهای تجسمی را محدود کرد اما این هنرها همچنان از طریق نمایشگاه‌ها و اخیراً از طریق دسترسی به اینترنت، در حال پیشرفت هستند.[۱۹۹]

نوگرایی، در هنر ایران، قدرت گرفته‌است و مهم‌ترین تحول در نوگرایی هنری در این کشور، حاصل تغییرات اجتماعی انجام شده توسط رضاشاه پهلوی است. حدوداً در میان سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۵۸، هنر نوین در ایران رشد قابل توجهی کرد و بسیاری از هنرمندان نامی معاصر این کشور، در آن دوران رشد و شکوفایی داشتند.[۲۱۸] روزنامه گاردین اعلام داشته‌است که آثار موزه هنرهای معاصر تهران، بزرگترین گنجینهٔ هنر مدرن، در بیرون از آمریکا و اروپای غربی است. در دوران شاهنشاهی پهلوی، گالری‌های خصوصی راه افتادند و وزارت فرهنگ و هنر نیز جشنواره‌های سالیانه‌ای را برگزار می‌کرد.[۲۱۹] جشن هنر شیراز از همان دوران آغازینش با توجه به ابتکار گماشتگی و گوناگونی برنامه‌هایش در میان جشنواره‌های موسیقی بین‌المللی موجود، برجسته بود.[۲۲۰]

معماری ایرانی دارای دانش بومی و پیشینه‌ای طولانی است و در طول تاریخ، همواره به عنوان عالی‌ترین بخش هنر ایران، شناخته شده‌است. این معماری در دوره‌های هخامنشیان، پارت‌ها و ساسانیان برتر بوده‌است و در دوران اسلامی نیز برتری خود را حفظ کرد.[۲۲۲] فرهنگ باستانی ایران، از سبک معماری عمیقی برخوردار است. ایلامی‌ها، هخامنشیان، هلنیستی‌ها و دیگر سلسله‌های پیش از اسلام، آثار سنگی برجسته‌ای را از عظمت معماری خود، به جای گذاشتند. چغازنبیل و پارسه از این آثار هستند و هر دو در سال ۱۹۷۹ میلادی، به عنوان میراث جهانی یونسکو شناخته شدند. مجموعه‌آثار رهبانی ارامنه ایران در سال ۲۰۰۸ م، به عنوان میراث جهانی یونسکو ثبت شد؛ معماری این مجموعه، نمایانگر ترکیبی از فرهنگ‌های بیزانس، پارسی و ارمنی است. از آغاز دوران اسلامی، دستاوردهای معماری سلسله‌های سلجوقی، ایلخانی و صفوی، منحصراً قابل توجه است. در این دوران، شهرهایی در ایران، نظیر نیشابور، اصفهان و شیراز در بین شهرهای بزرگ جهان اسلام قرار گرفتند و شمار بالای مساجد، مدرسه‌های اسلامی، زیارتگاه‌ها و کاخ‌های آن‌ها، یک سبک معماری ایرانی را شکل داد که در مجموعهٔ بزرگتر اسلامی قرار داشت.[۱۹۹]

در دوران شاهنشاهی پهلوی، دو نوع معماری در ایران، توسعه داده شد؛ نخستین نوع، تقلیدی از سبک معماری غربی بود که ارتباط کمی با اقلیم این کشور داشت و دومین نوع، تلاشی در جهت احیای معماری بومی ایرانی بود. به تدریج، مسئولان ایرانی از تقلید کورکورانه از غرب، دلسرد شدند و به پشتیبانی از سبک‌های بومی ایرانی که برای رفع نیازهای نوین، اصلاح شده بودند، پرداختند. از برجسته‌ترین نمونه‌های معماری این دوران، برج آزادی است.[۱۹۹] همچنین دو دورهٔ برجستهٔ نفوذ معماری غربی در ایران وجود دارد که نخستین آن در دوران قاجار بود. در دورهٔ دوم نیز که کلاً در دوران پهلوی رخ داد، کل معماری ایران دگرگون شد و ساختمان‌هایی با عنوان و کارکرد غربی در این کشور، متداول شدند.[۲۲۳] در گفتگوی سال ۱۳۹۷ خبرگزاری مهر و امیر منصوری، پژوهشگر معماری، این خبرگزاری به اهمیت ندادن مسئولان جمهوری اسلامی به برقراری پیوندی میان معماری و هویت تاریخی ایران اشاره داشت و اعلام کرد که یک سردرگمی در زمینهٔ معماری ایجاد شده‌است.[۲۲۴]

کهن‌ترین سنت ادبی ملی ایران، از زبان اوستایی، زبان مقدس نوشتار اوستا است که از متون افسانه‌ای و مذهبی زرتشتی و آیین‌های کهن ایرانی تشکیل شده‌است؛ پیشینهٔ آن به دوران پیش از هخامنشیان می‌رسد.[۲۲۵] ادبیات ایران، از بخش‌های معرف فرهنگ ایرانی است. استادان بزرگ زبان فارسی، همانند فردوسی، حافظ، نظامی گنجوی، جامی و مولوی، هنوز الهام‌بخش نویسندگان ایرانی هستند. ادبیات فارسی در سده‌های نوزده و بیست میلادی، عمیقاً تحت تأثیر روش‌های ادبی و فلسفی غربی قرار گرفت؛ اما همچنان، یک رسانهٔ چالاک برای فرهنگ ایرانی ماند. این ادبیات، چه به صورت نثر و چه در نظم، به عنوان ابزاری برای نقل درون‌نگری فرهنگی، مخالفت سیاسی و اعتراضات شخصی نویسندگان با نفوذ ایرانی همچون صادق هدایت، جلال آل احمد و صادق چوبک و سرایندگانی چون احمد شاملو و فروغ فرخزاد خدمت کرده‌است. پس از انقلاب ۱۳۵۷، شمار قابل توجهی از نویسندگان ایرانی به تبعید درآمدند و بخش اعظم آثار برتر ادبیات فارسی، در خارج از این کشور، نوشته و منتشر شد. با این حال، در دوران پس از انقلاب ۱۳۵۷، ادبیات جدید حقوق زنان، توسط نویسندگانی چون شهرنوش پارسی‌پور و منیرو روانی‌پور متولد شده‌است.[۱۹۹]

آگاهی کنونی از اساطیر ایران از منابع گوناگونی به دست آمده‌است که مهم‌ترین آنان، اوستا است.[۲۲۷] ادبیات پهلوی شامل شروح دینی، الهام، ادبیات اندرزی، ادبیات حماسی، شعر و نوشتار با اهمیت تاریخی می‌شود؛ در برخی از نوشتار این ادبیات، اساطیر و باورهای اوستایی حفظ شده‌است. بندهشن و دینکرد نیز آگاهی‌رسان‌های مهم دیگری از باورها و اساطیر کهن ایران هستند. پس از آغاز دوران اسلامی در ایران نیز اثر ادبی مهمی از افسانه‌ها و اساطیر ایرانی تهیه شد؛ این اثر، شاهنامه نام دارد و فردوسی آن را پدیدآورده است. در شاهنامه، تاریخ ایران از ابتدا تا ورود اسلام، با شعر، بازسازی شد و اسطوره‌ها همانند رویدادهای تاریخی تعبیر شده‌اند. در بسیاری از داستان‌های شاهنامه، مفهوم نبرد میان نیک و بد نهفته‌است.[۲۲۷] اساطیر ایران باستان، شامل نبردهای کیهانی، مفاهیم انتزاعی، شخصیت‌های دینی، قهرمانان افسانه‌ای، موجودات افسانه‌ای، نمونه‌های شاهی و افراد دلیر می‌شده‌است که پیوندی مستقیم با باورهای دوران باستان داشته‌اند.[۲۲۸] رستم (نام‌آورترین پهلوان شاهنامه)، اسفندیار، افراسیاب، کاوه آهنگر، سهراب، سیاوش و فریدون از معروف‌ترین پهلوان‌های شاهنامه هستند.[۲۲۹] فارسی، نخستین زبان در تمدن مسلمان بود که انحصار عربی در نوشتن را شکست. نثر فارسی نیز گنجینه‌ای از روایت‌ها را شامل می‌شود. نخستین شاعر برجستهٔ فارسی که رودکی بود، کلیله و دمنه را نیز به نظم درآورده‌است. همچنین در سنت کلاسیک مفهوم «ادبیات» تقریباً با شعر هم‌معنی بوده‌است.[۲۳۰]

فلسفه در ایران به دلیل تحولات سیاسی و اجتماعی بزرگ در این کشور، بازهٔ گسترده‌ای از مکاتب فکری را شامل می‌شود. به‌طور کلی، فلسفه در ایران را می‌توان به دوران پیش و پس از اسلام تقسیم کرد. مکاتب پیش از اسلام، شامل آیین زرتشتی، مانوی و مزدکیه است. به عنوان نمونه‌ای از این مکاتب، مکتب مزدیسنا به دنبال آموزه‌های زرتشت در سال‌های ۱۰۰۰ تا ۵۸۸ پ. م، در نقاطی از ایران، پدیدار شد. زرتشت نخستین کسی بود که مسائل شر را از نظر فلسفی بررسی کرد. فلسفهٔ اخلاقی وی مبتنی بر تقدم پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک است. اندکی از عقاید زرتشتی در فرهنگ پسا کلاسیک غربی تا اواخر سدهٔ ۱۸ م، شناخته شده بود و او، تأثیرگذاری بسزایی در فلسفهٔ یونان و روم داشت. در بررسی دوران پس از اسلام، مشخصاً فلسفهٔ نخستین اسلامی، در پدیداری فلسفهٔ نوین، بسیار تأثیرگذار بوده‌است. از اثرات مهم این فلسفه، بر تئوری‌های فرگشت بوده‌است. از مکاتب مهم پس از اسلام، حکمت سینوی، اشراق و متعالیه هستند. به عنوان نمونه‌ای از این مکاتب، حکمت سینوی، توسط ابن سینا، فیلسوف ایرانی، بنیان نهاده‌شد و تا سدهٔ دوازدهم میلادی، به مکتب پیشرو در فلسفهٔ اسلامی تبدیل شد. ابن سینا تلاش کرد تا ارسطوگری و فلسفه نوافلاطونی را با الهیات اسلامی آشتی دهد و نظریات وی، بر دانشجویان غربی آن دوران، اثرگذار بود و در غرب نیز نفوذ داشت.[۲۳۱][۲۳۲]

نشریات و روزنامه‌های ایران عمدتاً در پایتخت این کشور، منتشر می‌شوند و بر اساس قانون مطبوعاتی انقلابی ایران، مجوز می‌گیرند. انتشار تمایلات و باورهای ضد اسلام، کاملاً ممنوع است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، خبرگزاری جمهوری اسلامی را اداره می‌کند. خبرنگاران خارجی، تنها در موارد ویژه‌ای مجازند به این کشور وارد شوند. با وجود تضمین‌های قانونی آزادی رسانه، سانسور رسانه‌های همگانی و اینترنت، توسط عناصر محافظه‌کار دولت، گسترده‌است. فارغ از این موضوعات، رسانه‌های چاپی در اواخر دههٔ ۱۹۹۰ میلادی، در رشد اصلاحات سیاسی در ایران نقش بسزایی داشتند. در دههٔ ۲۰۰۰ میلادی نیز گروه‌های اصلاح‌طلب و مخالف، به‌طور فزاینده‌ای پیام‌های خود را در اینترنت پخش می‌کردند؛ در برابر آنان، مسئولان کشور، تلاش‌های خود را برای خاموش کردن مخالفت‌های آنلاین، تشدید کردند. روزنامه‌های این کشور، شامل روزنامه‌هایی چون اطلاعات و کیهان می‌شود. ایستگاه‌های پخش رادیو و تلویزیون در ایران، توسط حکومت اداره شده و سراسر کشور را پوشش می‌دهند؛ برخی از پخش‌های این بخش، دریافت بین‌المللی نیز دارند. حکومت جمهوری اسلامی، تجهیزات دریافت ماهواره‌ای را در سال ۱۳۷۳ غیرقانونی کرد اما این ممنوعیت به‌طور نامنظمی اجرا شد و بسیاری از ایرانیان، به دریافت برنامه‌های ماهواره‌ای، ادامه دادند. برنامه‌های ساخت ایران، به زبان فارسی، برخی از زبان‌های خارجی و نهایتاً به زبان‌ها و گویش‌های محلی پخش می‌شوند. با وجود آنکه سواد اساسی در سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ به میزان قابل توجهی افزایش یافته‌است، رسانه‌های دیداری و شنیداری، بسیار اثرگذارتر از رسانه‌های چاپی هستند؛ به ویژه در مناطق روستایی ایران.[۲۳۳][۲۳۴]

نخستین فرستندهٔ تلویزیونی در ایران، در سال ۱۳۳۷ ایجاد شد.[۲۳۵] به شکل کلی، گسترش تلویزیون در ایران، سرگرمی‌های سنتی دیگری چون شهر فرنگ را از میان برد.[۲۳۶] با وجود آنکه بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ (۱۳۵۳) با سیستم رنگی پخش شد، اما برنامه‌ریزی کامل تلویزیون رنگی، از چهار سال پس از آن، انجام شد.[۲۳۶] انتشار و پخش برنامه‌های صوتی و تصویری فراگیر در انحصار صدا و سیما است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی، رادیو و تلویزیون، دولتی بوده و راه‌اندازی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی خصوصی، مغایر این اصل دانسته می‌شود.[۲۳۷] سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران (پیش از انقلاب ۱۳۵۷: سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران) بزرگ‌ترین سازمان رسانه‌ای ایران و یکی از بزرگ‌ترین سازمان‌های رسانه‌ای جهان، از دید شمار نیروی انسانی است. این سازمان، سالانه ردیف بودجهٔ خود را دارد. بر پایهٔ گزارشی در سال ۱۳۹۵، بودجهٔ این سازمان، بیش از ۲ هزار میلیارد تومان بوده‌است.[۲۳۸]

ایران، کشوری با محدودیت بالا در دسترسی به اینترنت است و سانسور اینترنت در ایران در دوران جمهوری اسلامی، به شکل گسترده‌ای صورت گرفت. نیمی از ۵۰۰ وبگاه برتر الکسا در این کشور فیلتر شده‌اند. شماری از شبکه‌های اجتماعی پربازدید نیز فیلتر شده‌اند؛ توییتر نمونه‌ای از موارد فیلترشده بوده‌است که هنگام سانسور همگانی، مقامات حکومتی در آن فعالیت می‌کردند.[۲۳۹] قطعی اینترنت هنگام تظاهرات همانند قطعی سراسری ۱۳۹۸ و تشویق ایرانیان به استفاده از شبکه ملی اطلاعات، از دیگر مسائل اینترنت در ایران هستند. اینترنت ملی در دوران محمود احمدی‌نژاد طرح و در دوران حسن روحانی، پی‌گیری شد.[۲۴۰]

صنعت بازی‌های ویدئویی در ایران، از حدود سال ۱۳۹۳، با شیبی تند به سوی افزایش فروش دیجیتالی رفته‌است. از سال ۱۳۹۲، ساخت بازی‌های موبایل در ایران، گسترش پیدا کرد. این صنعت در ایران، به دلیل رعایت نکردن حق تکثیر در این کشور به ویژه در مورد بازی‌های خارجی، دچار مشکلاتی شده‌است.[۲۴۱] بر پایهٔ گزارشی در سال ۱۳۹۶، از هر ۱۰۰ ایرانی، ۳۵ تن گیمر هستند.[۲۴۲]

پرهوادارترین گونهٔ سرگرمی در ایران، سینما است که رسانهٔ مهمی برای تفسیرهای اجتماعی و سیاسی بوده‌است.[۱۹۹] نخستین سینمای همگانی ایران، توسط میرزا ابراهیم‌خان عکاس‌باشی که نخستین فیلم‌ساز ایرانی است، در سال ۱۲۸۳ گشایش یافت اما نخستین سالن رسمی سینمایی در این کشور، در سال ۱۳۰۵ به نام سینما ایران در تهران ساخته شد. نخستین فیلم بلند سینمایی این کشور، آبی و رابی بود که در سال ۱۳۰۹ توسط اوانس اوگانیانس ساخته شد. نخستین فیلم صدادار ایرانی نیز فیلم دختر لر بود که در سال ۱۳۱۲ توسط اردشیر ایرانی ساخته شد. در دههٔ ۱۳۲۰ شرکت‌های سینمایی ایرانی پدیدار شدند و سینما میان مردم، عمومی‌تر شد.[۲۴۴]

در دههٔ ۱۳۳۰، پیشرفت سینما ادامه یافت و شهلا ریاحی با ساخت مرجان به نخستین کارگردان زن ایرانی تبدیل شد؛ در این دهه، پویانمایی وارد ایران شد و نخستین تلاش‌های ساخت پویانمایی ایرانی، در ادارهٔ کل فرهنگ و هنرهای زیبای تهران صورت گرفت. نخستین فیلم کوتاه پویانمایی در ایران، توسط اسفندیار احمدیه با عنوان ملانصرالدین در ۱۳۳۶ ساخته شد. در دههٔ ۱۳۴۰، سینمای فارسی‌زبان، یکی از دوره‌های اوج خود را تجربه کرد؛ فیلم‌هایی چون گنج قارون، گاو و قیصر در این دوران نمایش یافتند. بنیان‌گذاری نهادی که پخش‌کنندهٔ فیلم‌های کودکان هم باشد، با عنوان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در همین دهه، فرصتی مناسب برای شکل‌گیری سینمای فرهنگی در ایران شد.[۲۴۴][۲۴۶] جشنواره جهانی فیلم تهران در دههٔ ۱۳۵۰، مهم‌ترین جشنوارهٔ سینمایی آسیا به‌شمار می‌رفت.[۲۴۷]

پس از انقلاب ۱۳۵۷، حکومت جدید، ابتدا فیلم‌سازی را محدود کرد؛ سپس در صورت تبلیغ ارزش‌های اسلامی، به کارگردانان، کمک مالی رساند. با این حال، مردم، علاقهٔ کمی نشان دادند و این دوران از فیلم‌سازی با محوریت مستقیم ایدئولوژی، دوامی نیاورد. کمی بعد، فیلم‌هایی که به جنگ ایران و عراق می‌پرداختند و فیلم‌هایی که بیان‌گر مدارای بیشتر با ارزش‌های اسلامی بودند، جایگاه خود را به‌دست آوردند. استقرار مذهبی، عموماً تقلید از فیلم‌های غربی را ناپسند ساخت و سازوار کردن داستان‌های باستانی، قومی و مذهبی غربی و شرقی را تشویق کرد؛ مشروط بر آنکه دلواپسی‌های معاصر ایران را بازتاب دهند و محدودیت‌های اسلامی وضع‌شده را محترم شمارند.[۱۹۹]

در حدود دههٔ ۱۳۷۰، شوق نخستین انقلابی، با خواسته‌های میانه‌روی سیاسی و روابط بهتر با غرب، جایگزین شد. صنعت فیلم‌سازی ایران با جشنواره‌های فیلم ایرانی (همچون جشنواره فیلم فجر) که هر ساله به شکل جهانی برگزار می‌شوند، به یکی از بهترین‌های نوع خود، در جهان تبدیل شد. کارگردانانی چون بهرام بیضایی، عباس کیارستمی، محسن مخملباف و داریوش مهرجویی فیلم‌هایی را تولید کرده‌اند که جوایز قابل توجهی را در جشنواره‌های بین‌المللی به سمت خود کشاندند. همچنین نسل جدیدی از کارگردانان زن ایرانی پدید آمده‌است که شامل کارگردانانی چون رخشان بنی‌اعتماد و تهمینه میلانی می‌شود.[۱۹۹] در فهرست سال ۲۰۱۷ برترین فیلم‌سازان سدهٔ ۲۱ میلادی از متاکریتیک، جعفر پناهی (با فیلم‌هایی چون دایره و تاکسی) در ردهٔ ۵، اصغر فرهادی (با فیلم‌هایی چون جدایی نادر از سیمین و فروشنده) در ردهٔ ۸، عباس کیارستمی (با فیلم‌هایی چون طعم گیلاس و کپی برابر اصل) در ردهٔ ۲۰ و بهمن قبادی (با فیلم‌هایی چون زمانی برای مستی اسب‌ها و لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند) در در ردهٔ ۲۵ جای داشتند.[۲۴۸] با تمام اینها، واکنش رسانه‌های ایرانی به اخبار دریافت جوایز سینمایی توسط ایرانیان، شامل اتهام «سیاه‌نمایی» می‌شود و ملاحظات جشنواره‌ای کارگردانان، مورد بحث بوده‌است.[۲۴۹] ایران کنونی، در پویانمایی در حال پیشرفت است و علاوه بر پویانمایی‌های کوتاه، انواع مجموعه (همانند پهلوانان و شکرستان) و فیلم بلند پویانمایی (همانند تهران ۱۵۰۰ و فیلشاه) را می‌سازد.[۲۴۶]

ورزش‌های سنتی ایران، شامل بخش‌های کشتی، اسب‌دوانی و بدن‌سازی می‌شود. ورزش‌های تیمی، در سدهٔ بیستم میلادی، از غرب وارد این کشور شدند که شاخص‌ترین آنان، فوتبال، راگبی و والیبال بوده‌است. در دوران حکومت سلطنتی پیشین، ورزش‌های نوین در برنامه‌های درسی آموزشگاه‌ها گنجانیده شدند. در سال ۱۹۴۸، ورزشکاران ایرانی برای نخستین‌بار در بازی‌های المپیک شرکت کردند. نخستین حضور ایران در بازی‌های المپیک زمستانی نیز در سال ۱۹۵۶ بود. بیشتر مدال‌های المپیک ایران، در رشته‌های کشتی، وزنه‌برداری و ورزش‌های رزمی به‌دست آمده‌اند.[۲۳۳] ایران، زادگاه آیین‌های پهلوانی و زورخانه‌ای و چوگان (مورد اختلاف با آذربایجان) است.[۲۵۳] چوگان برای نخستین‌بار، در ایران در سدهٔ ششم پ. م پدیدار گشت و کم‌کم تا تبت، چین، ژاپن، عربستان و هند گسترش یافت.[۲۵۰] ورزش زورخانه‌ای و چوگان، در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو در ایران به ثبت رسیده‌اند.[۲۵۴]

فوتبال به پرهوادارترین ورزش در ایران تبدیل شده‌است. به عنوان دوره‌ای درخشان، تیم ملی فوتبال ایران در سال‌های ۱۹۶۸، ۱۹۷۲، ۱۹۷۴ و ۱۹۷۶ به قهرمانی در بالاترین سطح آسیا دست یافت و نخستین‌بار در سال ۱۹۷۸ به جام جهانی فوتبال راه پیدا کرد. در این دوران درخشان، باشگاه فوتبال تاج (استقلال کنونی) نیز در مسابقات باشگاهی قهرمانی آسیا ۱۹۷۰ به قهرمانی رسید. برخی از این موفقیت‌ها، با گرفتن میزبانی بالاترین رقابت‌های ورزشی آسیا توسط ایران، هم‌دوره بودند و میزبانی جام ملت‌های آسیا ۱۹۶۸ و ۱۹۷۶ نمونه‌های آن هستند. با روی دادن انقلاب ۱۳۵۷، یک وقفه در پیشرفت ورزش ایران، اتفاق افتاد. در دورانی، دولت جدید، ورزشگاه‌ها را رقیب مساجد دانست. تیم‌های بزرگ ایرانی، ملی شدند و از حضور زنان در بسیاری از فعالیت‌های مربوط، جلوگیری شد. علاوه بر این، جنگ ایران و عراق، منابع کمی را برای اختصاص دادن به ورزش ایران، باقی گذاشت. با این حال، پشتیبانی عظیم مردم از ورزش، به ویژه در مورد فوتبال، ادامه‌دار بود. از دههٔ ۱۹۹۰ میلادی، ورزش ایران و فعالیت بانوان، احیا شد.[۲۳۳][۲۵۵] با این حال، حجاب اجباری برای ورزشکاران زن و بی‌حجابی آنان در خارج از این کشور، باعث برخورد فدراسیون‌های ورزشی جمهوری اسلامی با این ورزشکاران، شده‌است.[۲۵۶] با وجود آنکه در دوران جمهوری اسلامی، هیچ قانونی حضور زنان در ورزشگاه‌های ایران را منع نمی‌کند، زنان، تنها در موارد محدودی برای تماشای فوتبال یا دیگر رشته‌های ورزشی مردان، به ورزشگاه‌ها راه یافتند. در سال ۱۳۹۸، کمی پس از درگذشت دختر آبی، که پس از تلاش برای ورود به ورزشگاه دستگیر شده بود، در بازی ایران و کامبوج از سری بازی‌های مقدماتی جام جهانی فوتبال، رسماً به زنان اجازه داده‌شد تا وارد ورزشگاه شوند.[۲۵۷]

مهاجرت ورزشکاران از ایران که در اواخر دههٔ ۱۳۹۰ موجی بی‌سابقه داشت، معمولاً دارای دلایلی با منشأ سیاسی و اجتماعی بوده‌است. مشکلات مربوط به مسابقه دادن با اسرائیلی‌ها، مسائل حجاب و زنان، دستگیری در تظاهرات و مسائل خانوادگی از دلایل مهاجرت ورزشکاران سرشناس ایرانی، اعلام شده‌است.[۲۵۸]

تاریخ دقیق پیدایش نساجی در ایران، هنوز مشخص نشده‌است اما به شکل احتمالی، همزمان با پیدایش تمدن در نظر گرفته می‌شود. پوشاک در ایران، در افسانه‌های ایرانی و نوشتار تاریخ‌نگاران، مورد اشاره قرار گرفته‌است. فردوسی و شماری از تاریخ‌نگاران شرق و غرب، کیومرث را مبدع استفاده از پوست و موی جانداران به عنوان پوشاک، دانسته‌اند. برخی از تاریخ‌نگاران نیز از هوشنگ به عنوان نخستین مبدع استفاده از پوست جانداران به عنوان پوشاک، یاد کرده‌اند. فردوسی، تهمورث را به نوعی، آغازکنندهٔ نساجی در ایران، دانسته‌است. یافته‌هایی در شمال ایران، از حدود ۶۰۰۰ سال پیش از میلاد، وجود دارد که به بافت پشم در آن دوران، اشاره می‌کند. اکتشافات دیگری در مرکز ایران که مربوط به ۴۲۰۰ سال پیش از میلاد است، نشان داد که از این سال‌ها، پوست جانداران، دیگر تنها پوشاک رایج در فلات ایران نبوده‌است. پوشاک دوران باستانی ایران، شکلی پیشرفته گرفت و جنس پارچه و رنگ پوشاک در آن دوران، اهمیت بالایی یافت. بر اساس جایگاه اجتماعی، مقام، اقلیم منطقه و فصل، پوشاک پارسی در دوران هخامنشیان به فرم‌های گوناگونی درمی‌آمد. فلسفهٔ مورد استفادهٔ این پوشاک، علاوه بر ویژگی کاربردی بودن، نقشی زیباشناختی نیز داشت. در این دوران، انواع گوناگونی از پارچه و رنگ (شامل فیروزه‌ای) رواج یافت. پارس‌ها تا حد قابل توجهی در پوشاک، از مادها الهام گرفته بودند. دیگر ویژگی پوشاک باستانی این کشور، وجود زینت‌های بسیار بر پوشاک و سلاح است.[۲۵۹] در ادامه برخلاف اشکانیان، ساسانیان، چندان تحت تأثیر یونانیان نبودند و در تغییر پوشاک، تاج‌ها و داشتن گوشواره طی دورهٔ ساسانی، گرایش به نفی نقش بیگانگان، دیده می‌شود.[۲۵۹]

در دوران مظفرالدین‌شاه و محمدعلی‌شاه قاجار، شوق پوشاک اروپایی در اندیشهٔ قشرهای بسیاری در ایران، نفوذ کرد و تقلید ظاهری از اروپایی‌ها، در حال رواج بود؛ در این دوران، پوشاک مردم و برخی طوایف، تغییر قابل توجهی یافت و به پوشاک اروپایی نزدیک شد. کشمکش‌هایی پیرامون پوشاک در ایران، شکل گرفت تا دوران رضاشاه پهلوی که نقش عمده‌ای در تغییر پوشاک مردم ایران داشت. دوران پادشاهی وی، نقطهٔ اوجی از تغییر ناگهانی پوشاک بود. تا سال ۱۳۱۴، کلاه پهلوی با فشار حکومتی به مد ایران تبدیل و در میان مردم، رایج شد. کمی بعد نیز کلاه شاپو رواج یافت.[۲۶۰] کشف حجاب در ایران نیز رویداد مهم دیگری است که در همان سال ۱۳۱۴ رخ داد؛ پیش از این تغییر پوشاک حکومتی، زنان ایرانی از پوشاکی چون چادر سیاه و روبنده استفاده می‌کردند.[۲۶۱]

پس از انقلاب ۱۳۵۷ و از آبان ۱۳۶۲، زنان ایرانی با حجاب اجباری در این کشور روبرو شدند که به پدیداری معترضانی چون دختران خیابان انقلاب انجامید.[۲۶۲] جشنواره‌های ملکه زیبایی درون ایران، پس از انقلاب ۱۳۵۷، دیگر برگزار نشدند و آخرین مراسم گزینش ملکهٔ زیبایی ایران، در سال ۱۳۵۷ در این کشور برگزار شد.[۲۶۳] بر پایه گزارشی در بی‌بی‌سی فارسی، جمهوری اسلامی در ساخت و پرداخت هویت «زن ایرانی مسلمان» تلاش کرده‌است و کد لباس اسلامی تجویزشدهٔ این حکومت، مورد بحث بوده‌است. این رسانه همچنین حکومت اسلامی را دارای «وسواس» و «وحشت» از زنان مدرن غربی‌پوش دانست.[۲۶۴] به عنوان دیدگاهی مقابل، مرجع تقلید ایرانی، ناصر مکارم شیرازی، حجاب را برای حفظ شخصیت زنان و پیشگیری از انحراف جوانان و فساد دانسته‌است.[۲۶۵] جشنواره بین‌المللی مد و پوشاک فجر نیز رویداد مد دولتی ایران است که بخش‌های داخلی و جهانی دارد و دارای ملاحظات اسلامی است.[۲۶۶]


«گزیده نتایج آمار ۱۳۹۵ ایران»Downloads-icon


بایگانی‌شدهDownloads-icon


«آمار کشاورزی»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon


«Project Retired – EECS at UC Berkeley»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon


«نمای باز ۱۳۹۶»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

بخش مرکزی شهرستان گرگان یکی از بخش‌های شهرستان گرگان در استان گلستان ایران است.[۱]

شهرها: گرگان ، جلین

بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت بخش مرکزی شهرستان گرگان در سال ۱۳۸۵ برابر با ۳۴۵٬۸۱۳ نفر بوده است.[۲]

خرید بلیط هواپیما با گارانتی ارزان‌ترین قیمت

ناهارخوران گرگان

استان گلستان، شهر گرگان، ۸ کیلومتری مرکز شهر گرگان

3.5

از 5 امتیاز

ناهارخوران گرگان

میانگین نظرات 10 کاربر

نمایش همه امکانات  

گالری تصاویر

مدت پیشنهادی بازدید

2 تا 5 ساعت

ساعت دسترسی

هزینه ورودی

رایگان

همه چیز درباره ناهارخوران گرگان

چرا بازدید کنیم؟

کجاست؟

مردم چی گفتن؟

سوالی دارید؟

نقد و بررسی کارناوال

نویسنده ارشد کارناوال

انتشار

30 اردیبهشت 1399

به روز رسانی

30 اردیبهشت 1399

سفر مجازی امروزمان در کارناوال را به استان گلستان و شهر زیبای گرگان اختصاص داده‌ایم و می‌خواهیم به سراغ مهمترین جاذبه شهر، جنگل ناهارخوران گرگان برویم. قصد داریم به گوشه و کنار منطقه جنگلی ناهارخوران سری بزنیم، با دیدنی‌ها و تفریحات و امکانات این مکان دیدنی آشنا شویم و در مورد نحوه دسترسی به اینجا و آدرس ناهارخوران اطلاعات دقیقی کسب کنیم. ما را در این سفر به جنگل ناهار خوران همراهی کنید.

چرا پارک جنگلی ناهارخوران؟

ناهارخوران نام جنگلی در جنوب شهر گرگان با حدود 300 هکتار وسعت است که به عنوان تفرجگاه اصلی شهر شناخته می‌شود و با طبیعت دلنشین و زیبای خود دل از هر گردشگری می‌برد. البته اهمیت جنگل ناهارخوران تنها در طبیعت تماشایی آن خلاصه نمی‌شود؛ این جنگل قدمتی 40 میلیون ساله دارد و بخشی از جنگل‌های با ارزش هیرکانی به حساب می‌آید. این منطقه که با نام پارک جنگلی ناهارخوران هم شناخته می‌شود، جذابیت‌های بسیاری را در خود جای داده است که در ادامه به بررسی آنها می‌پردازیم. 

در زمان بازدید از این جنگل، دیدنی‌ها و تفریحات زیر در انتظار شما هستند:

در قسمتی از این پارک در بلوار ناهارخوران، ناحیه‌ای با نام پارادایز وجود دارد که در آن می‌توانید به رستوران‌ها، مکان‌های اقامتی، بازارچه خرید و دیگر امکانات دسترسی داشته باشید. 

یکی از معروف‌ترین بخش‌های نایحه پارادایز، شهربازی و چرخ و فلک مشهور آن است که لحظاتی شاد و هیجان انگیز را برای تان خلق می‌کند. 

آبشار مصنوعی ناهارخوران بخش تازه افتتاح شده این پارک جنگلی‌ست که جلوه زیباتری به اینجا داده و لذت گردش در این پارک را چندبرابر کرده است. این آبشار که در ابعاد 12 در 13 و با ارتفاع 15 متر ساخته شده است، گردش عصرانه یا شبانه شما در پارک و بلوار ناهارخوران را جذاب‌تر می‌کند و گزینه‌ای عالی برای عکاسی و ثبت لحظه‌های زیبا همراه با خانواده یا دوستان‌تان محسوب می‌شود. 

پیک‌ نیک و گردش در پارک جنگلی ناهارخوران 

به غیر از بازدید از ناحیه پارادایز و آبشار مصنوعی جنگل ناهارخوران، شما در این پارک جنگلی زیبا گزینه‌های دیگری نیز برای گشت و گذار و تفریح دارید؛ تنها کافی‌ست وقت بیشتری برای گردش در این پارک کنار بگذارید. مثلا می‌توانید در جنگل مصنوعی پارک که پر از درخت‌های کاج است، قدم بزنید یا به سراغ رودخانه زیارت که از میان جنگل عبور می‌کند بروید و از طراوت این رودخانه در فضای سبز جنگل لذت ببرید. اگر قدری کنجکاو باشید و تنبلی را کنار بگذارید با جستجو و گشت و گذار در دل پارک جنگلی، می‌توانید حتی به تعدادی از چشمه‌های معروف جنگل ناهارخوران مانند سفید چشمه برسید. اما اگر تنها می‌خواهید یک پیاده‌روی سبک در این پارک داشته باشید، بلوار ناهارخوارن مکانی ایده‌آل برای شماست. البته علاقه‌مندان به کوه‌پیمایی و پیاده‌روی های طولانی هم می‌توانند در این پارک جنگلی به مراد دل‌شان برسند؛ در جنگل ناهارخوران ارتفاعاتی وجود دارد که با استفاده از راه‌پله‌های سنگی قدیمی و زیبا می‌توانید دسترسی راحتی به آنها داشته باشید و یک پیمایش جذاب و سبک را تجربه کنید. یکی از این ارتفاعات معروف تپه باباطاهر است که بین گردشگران و اهالی منطقه شهرت زیادی دارد و از بالای آن می‌توانید چشم انداز زیبایی به جنگل ناهارخوران داشته باشید. بخشی از پارک جنگلی ناهارخوران نیز به آرامگاه شهدای گمنام اختصاص داده شده است که می‌توانید برای کسب آرامش معنوی، از اینجا هم بازدید کنید. 

در نهایت نیز توصیه ما به شما این است فرصت پیک‌نیک کردن در ناهارخوران را از دست ندهید. این منطقه با مناظر جذاب و چشم‌انداز فوق‌العاده یکی از بهترین مکان‌ها برای پیک‌نیک محسوب می‌شود و امکانات مناسبی مانند آلاچیق، زمین ورزشی و … برای انجام این کار دارد. 

دیدنی‌های اطراف

پس از بازدید از جنگل ناهارخوران و دیدنی‌های آن، می‌توانید به جاذبه‌های زیر هم سری بزنید: 

روستای زیارت در 7 کیلومتری ناهارخوران واقع شده و یکی از 20 روستای برتر گردشگری ایران است. این روستا توسط جاده‌ای جنگلی و بسیار زیبا به ناهارخوران متصل می‌شود. از نقاط دیدنی و تفریحی روستا می‌توان به آبشار زیارت، چشمه آبگرم، امامزاده عبدالله، امام زاده صالح و همچنین بافت قدیمی روستا اشاره کرد.

این پارک جنگلی در 5 کیلومتری جنوب غربی گرگان قرار دارد و اگر دوست دارید در مسیر منتهی به ناهارخوران باز هم جنگل ببینید، می‌توانید به النگدره بروید. در کنار تمام دیدنی‌های این منطقه، النگدره سه چشمه آب هم دارد که می‌توانید از آنها دیدن کنید.

برای اقامت در ناهارخوران می‌توانید از هتل‌های نزدیک جنگل ناهارخوران استفاده یا روی خانه‌های محلی و سوئیت‌ها و ویلاهای شهر حساب باز کنید. حتی می‌توانید کمپینگ در طبیعت را نیز در ناهارخوران تجربه کنید.

ازجمله امکانات پارک جنگلی ناهارخوران می‌توان به آلاچيق، محلی برای برپایی کمپ، هتل، رستوران، میز، نیمکت، آب آشامیدنى، نماز‌خانه، فروشگاه و سرويس بهداشتی اشاره کرد. 

ناهارخوران گرگان

جنگل ناهارخوران در هر فصلی جلوه خاصی دارد و در هر زمان زیبایی‌هایش را به شکلی به رخ بیننده می‌کشد.

بهار: رود و چشمه‌ها پر آب شده است و غروب روزهای بهاری می‌تواند بهترین محل برای گردش و وقت‌گذرانی باشد.

تابستان: در روزهای گرم تابستان می‌توان از آب و هوای ییلاقی گرگان لذت برد.

پاییز: در این فصل برگ‌های درختان انجیلی که به صورت قرمز و زرد و گلبهی در آمده‌اند و مِهی که منطقه را گاه و بیگاه در آغوش می‌گیرد، رویایی‌ترین تصویر جنگل را به نمایش می‌گذارند. 

زمستان: در این فصل، برای لذت بردن از روزهای برفی می‌توان به ناهارخوران سفر کرد.

مسیر دسترسی

آدرس: استان گلستان، شهر گرگان، ۸ کیلومتری مرکز شهر گرگان به سمت جنوب

برای رسیدن به این پارک جنگلی زیبا ابتدا باید به استان گلستان، شهر گرگان بروید و سپس از طریق بلوار ناهارخوران به این منطقه برسید.

این محل در گذشته، بر سر راه بازگشت کاروان‌های حجاج يا زائران حرم امام رضا (ع) قرار داشت. این کاروان‌ها معمولا از کوه‌های جنوب گرگان به منطقه زیارت می‌رسیدند و در اینجا اطراق می‌کردند. آشنایان و بستگان این افراد نیز پس از چند ماه دوری در این محل به استقبال آنها می‌آمدند و در منطقه فعلی، که پارک ناهارخوران در آن واقع است، برای صرف ناهار توقف می‌کردند. به همین جهت اين منطقه به ناهارخوران معروف شد و پس از مدتی این نام روی آن باقی ماند.

دغدغه کارناوال

ناهارخوران از سال‌ها پیش به عنوان یک منطقه جنگلی تفریحی شناخته می‌‌شد. در سال‌های اخیر اما به دلایل مختلف از جمله استفاده نادرست از منابع طبیعی، جنگل‌ زدایی و توسعه بی‌‌برنامه و بی‌رویه شهر گرگان، بافت آن تغییر کرده و مناطق مسکونی و اداری و امکانات شهری در قسمت‌های مختلف آن به وجود آمده است. 

سخن آخر

امروز در سفری کوتاه به یکی از زیباترین و معروف‌ترین جاذبه‌های استان گلستان سفر کردیم. 

نظر شما در مورد این جنگل تماشایی چیست؟ آیا تا کنون به آن سفر کرده‌اید؟ در سفرهای خود به شمال ایران از کدام یک از جنگل‌های دیگر این منطقه دیدن کرده‌اید؟

تجربه‌های خود را با کارناوالی‌ها در میان بگذارید …

نتیجه نقد و بررسی کارناوال

4.5

بررسی شده توسط مهدیه اکبری پارسا

نقاط قوت

نقاط ضعف

نقد و بررسی کاربران

میانگین امتیاز کاربران

از مجموع 10 رای

3.5

خانواده

2

زوج

1

دوستان

2

ناهارخوران گرگان را دیده‌اید؟

تجربه و نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

سوالی دارید؟

از کارشناسان و کاربران کارناوال بپرسید

من بشخصه از شلوغیهای بی نظم خوشم نمیاد. در طول سفر هام از گرگان خیلی رد شدم ولی فقط یکبار به داخل شهر رفتم و اتفاقا همین منطقه ناهار خوران بود.(زمان حضورم در این شهر در ابتدای شهریور ماه بود) جای پارک اصلا پیدا نمیشد و بشدت شلوغ بود و یکی دو تا پارکینگ که برای پارک خودرو و اتراق ظرفیت خالی داشت،داخلش افراد بدون هیچ نظمی و در هر قسمتش اتراق کرده بودند و در همه جا در حال اتیش روشن کردن و کباب بودن و فضای پر از دود و بدمنظره ای بوجود اومده بود. خلاصه به حدی شلوغ بود که از سردرد و سردرگمی نتونستیم به دیدن منطقه بریم و شهر رو ترک کردیم.

جالبتر اینکه به یکی از هتلهای منطقه هم سر زدیم و اونجا هم بشدت شلوغ و بی نظم بود.
توی تایم های شلوغ سال اصلا به چنین جاهایی سفر نکنین که مطمعنا باعث میشه خاطره بدی از اونجا در ذهنتون بمونه.

انتشار: 11 آذر 1398

والا ما که جمعه شب رفتیم از ابتدای بلوار ترافیک بود ما هیچی ازش ندیدیم، و تمام مردم در پیاده رو جوج می‌زدند. و راه ورودی به جنگل پیدا نکردیم و البته هیچ چراغی هم روشن نبود. من بشخصه این منطقه را به خاطرشلوغی بیش از حد به کسی توصیه نمیکنم.

انتشار: 15 تیر 1398

در یک کلام : بکر و سرسبز

4.4

من در آبان ماه به این جنگل رفتم. میتونم بگم که شما اگه در فصل پاییز به این جنگل برین، نقاشی خداوند روی زمین رو مشاهده خواهید کرد. ترکیب رنگ برگهای درختها شمارو شگفت زده خواهد کرد. زرد سبز نارنجی قرمز
ضمنا برخلاف جنگل های شمال، طبیعت این جنگل تا حد زیادی بکر و دست نخورده مونده. مردم محلی هم که عالی و خوش برخوردند. شما میتونید در آلاچیق های کنار جاده جنگلی، چای ذغالی، بلال ذغالی و آش ذغالی نوش جان کنید.

انتشار: 24 خرداد 1398

پرسش و پاسخ

پرسش جدید

الان بازه؟

انتشار: 05 آذر 1400

سلام چه ساعتی شهربازی باز می شه؟؟

انتشار: 12 آبان 1400

سلام چه روز هایی شهربازی بازی بازه ؟؟لطفا شماره تماس رو به من بدین من خودم گرگانی ام

انتشار: 13 تیر 1400

سوالات متداول

جنگل ناهارخوران گرگان چه دیدنی ها و تفریحاتی دارد؟

جنگل ناهارخوران دیدنی ها و تفریحات جذابی را در خود جای داده است و به عنوان مهمترین جاذبه تفریحی شهر گرگان شناخته می شود. برای آشنایی با فهرست دیدنی و تفریحات این پارک جنگلی مشهور تنها کافی ست روی این لینک کلیک کنید و به منوی مربوطه بروید. 

با پارک های جنگلی شمال بیشتر آشنا شوید.

برای اینکه با پارک های جنگلی شمال و دیدنی ها و تفریحات آنها آشنا شوید، سری به صفحه معرفی پارک های جنگلی شمال در کارناوال بزنید. شما در این صفحه می توانید در مورد امکانات مهم و مسیر دسترسی این پارک های جنگلی اطلاعات دقیقی به دست بیاورید. 

در سفر به گرگان کجا اقامت کنیم؟

در زمان سفر به گرگان، گزینه های متنوعی برای اقامت در این شهر دارید. برای اینکه از قیمت، امکانات و شرایط رزرو این گزینه های اقامتی مطلع شوید؛ به صفحه اقامت در گرگان در کارناوال بروید و اقامتگاه مورد علاقه تان را به صورت آنلاین رزرو کنید. 

با نصب اپلیکیشن کارناوال، کنترل سفر را این بار شما به دست بگیرید. در این اپلیکیشن شما دنیایی از امکانات و خدمات را همیشه و همه جا در جیب خود دارید؛ آشنایی با جاذبه ها و فرهنگ شهرها و کشورهای مختلف، رزرو آنلاین بلیت هواپیما و یا حتی رزرو انواع اقامت بسته به سلیقه و بودجه ای که دارید. اپلیکیشن کارناوال یعنی کنترل سفر در دست شما.

Android

iOS

هدف اصلی کارناوال این است که بهترین خدمات گردشگری را به صورت آنلاین به کاربران خود ارائه دهد. هر آن چیزی که برای سفر خود نیاز دارید را از کارناوال بخواهید؛ از آشنایی با جاذبه ها، سوغات و غذاهای محلی تا رزرو آنلاین بلیت هواپیما و انواع اقامتگاه. در هر جا و در هر ساعت از شبانه روز، می توانید به صورت آنلاین خدمات سفر خود را رزرو کنید و یا هر سوالی دارید از ما بپرسید. کارناوال کنترل سفر شماست!

کلیه حقوق مادی و معنوی کارناوال برای شرکت کاروان سفر های هیرمان محفوظ است. استفاده از محتوای سایت تنها در صورت پذیرش شرایط و ضوابط امکان پذیر است.

کنترل سفر دست شماست

تا حالا شده وسط شهر با جنگل مواجه شوید؟ یا از دو سه تا خیابان بگذرید و یکدفعه همه آن دود و دم جایش را به سرسبزی و هوای تروتازه جنگل بدهد؟ ناهارخوران گرگان اینطور جنگلی‌ست و یکی از دلایل محبوبیت بی‌شمارش هم همین است. 

تقریبا در همه شهر تابلوهای ناهارخوران را می‌شود دید، بنابراین محال است راه را گم کنیم و با چند دقیقه رانندگی در بلوار ناهارخورانیم.

قدیم‌ها، ناهارخوران انقدر نزدیک شهر نبود، ولی هرچه شهر بزر‌گتر شد، ناهارخوران هم جلوتر آمد. اینجا، جایی‌ست که محبوب قلب گرگانی‌هاست هرچند برای بیشترشان به جایی تکراری تبدیل شده. به طوری که وقتی از یک گرگانی بخواهی راه جنگل ناهارخوران را نشانت بدهد، می‌گوید: ” ناهارخوران؟ چیزی ندارد که.”

خیلی‌ها فکر می‌کنند ناهارخوران جایی‌ست که در آن ناهار می‌خورند. البته ریشه اسم اینجا هم همین است. اینطور معروف است که حجاج گرگانی که برای زیارت خانه کعبه یا مشهد می‌رفتند، در راه برگشت از کوه‌های جنوب گرگان، به زیارت می‌رسیدند و در آنجا بعد از چند ماه دوری، همراه اطرافیان که برای استقبال‌شان رفته بودند، در ناهارخوران امروزی ناهار می‌خوردند.

ناهارخوران گرگان

این جنگل‌ها جزو جنگل‌‌های هیرکانی‌ است که ۴۰ میلیون سال قدمت دارد. پنجشنبه و جمعه‌ها، گرگانی‌ها و مسافران این شهر در حاشیه بلوار ورودی این جنگل قدم می‌زنند، در حالی که مه‌ای هم توی جنگل را پوشانده.

این فقط حاشیه بلوار ناهارخوران با رستوران‌ها و قهوه‌خانه‌ها و جگرکی‌هایش نیست که معروف است. داخل جنگل که بشویم می‌توانیم زیر آلاچیق‌ها زیراندازمان را پهن کنیم و غرق صدای پرنده‌ها بشویم.

ناهارخوران در گرگان، رودخانه پرآبی هم دارد که آبش از رودخانه زیارت می‌آید. جز این، سفید چشمه، تپه باباطاهر که از بالایش می‌توان به کل شهر احاطه داشت، منطقه پارادایز که شهربازی و رستوران و هتل دارد، از دیدنی‌های این جنگل است.

هتل جهانگردی ناهارخوران گرگان در این جنگل، کلبه‌های چوبی دارد که می‌توان یکی از آنها را اجاره کرد و شب را در جنگل گذراند. هتل شهرداری و هتل باباطاهر هم دو هتل دیگر این منطقه‌اند.

پارک جنگلی النگدره: در مسیر ناهارخوران به النگدره می‌رسیم. این جنگل یکی از مناطق نمونه گردشگری ایران است و حداقل ۱۰ درجه از مرکز شهر خنک‌تر است. رودخانه قلاشی از قسمت جنوب پارک تا شمال امتداد دارد و تقریباً از وسط این جنگل می‌گذرد. در نزدیکی این رودخانه، ۳ چشمه آب هم وجود دارد.

روستای زیارت: در ادامه جنگل ناهارخوران و ۱۰ کیلومتر جلوتر از آن روستای زیارت قرار گرفته که در چند سال اخیر آنقدر ویلا در آن ساخته‌اند که وقتی اسمش می‌آید خیلی‌ها می‌گویند دیگر چیزی از آن باقی نمانده است. جاذبه‌های این روستا جز هوای مطبوعش، چشمه و آبگرم و زیارتگاه است و به اضافه نان خوشمزه‌ای که ابتدای جاده به سمت گرگان آن را می‌فروشند.

رسم خوردن جگر در گرگان یکی از محبوب‌ترین رسم‌هاست و تقریبا در بیشتر خیابان‌های شهر بوی جگر، خبر از وجود یکی دو تا جگرکی می‌دهد. پاتوق جگرکی‌های گرگان خیابان کریمی است، اما در ناهارخوران هم جگرکی و رستوران زیاد است.  اکبر جوجه در اینجا هم شعبه دارد و اگر خواستیم جگر خوب بخوریم جگرکی مسعودی می‌تواند انتخاب‌مان باشد.

نام*

ایمیل*

کد امنیتی * هفت  −   =  دو .hide-if-no-js {
display: none !important;
}

برای دریافت اپلیکیشن اسنپ‌تریپ از روش‌های زیر استفاده کنید.

برای دریافت جدیدترین خبرها و مطالب ایمیل خود را ثبت کنید.

تهران، بلوار نلسون ماندلا، کوچه ایرج، پلاک صفر

کدپستی ۱۹۱۷۷۵۴۳۲۸

(۰۲۱) ۷۵۱۳۲۰۰۰ – ۹۶۶۶۹۰۶۶

اسنپ‌تریپ را در سایر شبکه‌ها دنبال کنید.

از مطالب این وب‌سایت فقط می‌توانید برای مقاصد غیرتجاری و با ذکر منبع استفاده کنید. تمامی حقوق این وب‌سایت به شرکت آرا جهان نوین گستر اطلس تعلق دارد.

Copyright ©۱۴۰۰ snapptrip.com.

برای مشاهده نسخه وب اپلیکیشن اسنپ‌تریپ کیوآر کد زیر را با موبایل خود اسکن کنید.

با ثبت نام در اسنپ تریپ! علاوه بر استفاده از خدمات گوناگون، از پیشنهادات ویژه اعضا مطلع خواهید شد.

ثبت نام شما با موفقیت کامل شد

lahzeakhar.com/Tourist-attractions-full-information/25019-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84-%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86

جنگل ها همواره یکی از زیباترین مناظر طبیعی به حساب می ‌آیند و افراد با سفر به این مناطق سعی می ‌کنند تا خود را به طبیعت سپرده و از فضای پر هیاهوی شهری کمی آزاد و رها شوند. خوشبختانه کشور ما نیز دارای مناطق جنگلی بسیار زیبایی است. منطقه شمال ایران با وجود مساحت کم، دارای بخش بسیار زیادی از مناطق جنگلی بوده و همین موضوع سبب شده تا آب و هوای این منطقه، با دیگر بخش های ایران تفاوت اساسی داشته باشد. هر یک از این مناطق جنگلی شمال کشور با جلوه فوق العاده خود، افراد بسیار زیادی را جذب می کند. اگر شما نیز علاقه مند هستید تا سری به مناطق جنگلی کشور زده و از این مناطق بسیار زیبا بازدید کنید، جنگل ناهارخوران گرگان را از دست ندهید. این جنگل یکی از زیباترین و خاص ترین مناطق شمال کشور به حساب می آید. در این مطلب قصد داریم تا شما را با جنگل ناهارخوران گرگان، بهشت گم شده استان گلستان بیشتر آشنا کنیم و در رابطه با این جنگل زیبا توضیحاتی را خدمت شما ارائه دهیم پس با ما همراه باشید. 

 

ناهارخوران گرگان

 

بی شک جنگل ناهارخوران یکی معروف ترین جاذبه های منطقه شمال کشور به حساب می ‌آید و شما می توانید به راحتی به این جنگل بسیار زیبا سفر کنید. برای رسیدن به این جنگل در حد چند دقیقه رانندگی نیز کفایت خواهد کرد. جنگل ناهارخوران امروزه به شهر بسیار نزدیک شده است، اما در گذشته این منطقه فاصله بسیار زیادی تا شهر داشت، اما حالا با گسترش شهر شاهد همجوار شدن این جنگل با منطقه شهری هستیم. این منطقه بسیار زیبا در روزهای آخر هفته و در تعطیلات مقصد گردشگری بسیاری از مردم به خصوص ساکنین تهران به حساب می‌ آید و افراد برای بازدید و گردش در طبیعت به جنگل ناهارخوران رفته و روز خود را در آن سپری می ‌کنند. این جنگل از جمله جنگل ‌های هیرکانی ایران است که طبق بررسی ‌های صورت گرفته بیش از ۴۰ میلیون سال قدمت دارد. شما می توانید برای یک پیک نیک فوق العاده هیجان انگیز و جذاب به جنگل ناهارخوران سری زده و در آلاچیق های تعبیه شده در این جنگل، پیک نیک خود را برگزار کنید. از زیباترین جلوه های این جنگل زیبا می توان به رودخانه آن اشاره کرد که آب آن از رودخانه زیارت تامین می شود و باعث ایجاد حس و حال فوق ‌العاده ‌ای در جنگل ناهارخوران شده است. 

 

جنگل گلستان – عکس های بی نظیری از جنگل گلستان را می توانید در لینک مشاهده کنید.

جنگل ناهارخوران گرگان به خودی خود یک منطقه سرسبز و خوش آب و هوا به حساب می آید و برای بسیاری از مردم ضمن بازدید و بهره بردن از طبیعت زیبای این جنگل از جاذبه های اطراف جنگل ناهار خوران نیز دیدن می کنند. در این بخش قصد داریم تا به بررسی جاذبه های گردشگری نزدیک جنگل ناهارخوران گرگان پرداخته و شما را با جاذبه ‌های این منطقه آشنا کنیم تا در صورتی که شما نیز به گرگان سفر کرده و از جنگل ناهارخوران دیدن نمودید بتوانید با اطلاعات بیشتری در خصوص جاذبه های گردشگری اطراف این جنگل بی نظیر لذت سفر خود به این منطقه دو چندان کنید.  

پارک جنگلی النگدره: یکی از جاذبه ‌های بسیار زیبای اطراف منطقه ناهارخوران گرگان، پارک جنگلی النگدره است. این پارک جنگی بسیار زیبا در یک منطقه قشلاقی واقع شده است و از جنوب تا شمال امتداد پیدا کرده است. در نزدیکی این پارک جنگلی یک رودخانه و سه چشمه آب نیز قرار دارد. اگر به دنبال آن هستید تا به محلی رفته که دمای آن پایین تر از منطقه شهری و آب و هوای مطبوعی داشته باشد، پارک جنگلی النگدره بهترین گزینه برای شما به حساب می ‌آید زیرا در حداقل ترین شکل ممکن، این پارک ۱۰ درجه سانتی گراد نسبت به شهر دمای پایین تری دارد. روستای زیارت: اگر به واسطه سفر با تور شمال به استان گلستان سفر کرده اید، حتما از روستای زیارت نیز بازدید کنید. این روستا که در ادامه جنگل ناهارخوران گرگان واقع شده است، یکی از مناطق فوق العاده جذاب و خوش آب و هوای استان گلستان به حساب می آید. آب و هوای این منطقه به قدری مطبوع و فوق ‌العاده است که امروزه شاهد آن هستیم که افراد بسیار زیادی به این منطقه آمده و در آن اقدام به ویلا سازی می ‌کنند. 

 

 

یکی از مهم ‌ترین تفریحات اکثر مردم در استان گلستان به خصوص مردم گرگان رفتن به جگرکی ها و خوردن این غذای خوشمزه است. شما می توانید در جنگل ناهارخوران گرگان نیز این غذای خوشمزه و فوق العاده را نوش جان کنید. از مهم ترین امکانات فعال در جنگل ناهارخوران می‌ توان به جگرکی ها و رستوران های مختلف و با کیفیت این منطقه اشاره کرد. دو رستوران اکبر جوجه و جگرکی مسعودی از مهم ترین رستوران های اطراف این منطقه به حساب می آیند که می توانید ناهار یا شام دل چسبی را در این دو رستوران میل کنید. از امکانات دیگر جنگل ناهارخوران گرگان می ‌توان به آلاچیق های تعبیه شده در این جنگل اشاره کرد که برای راحتی حال گردشگرانی که به این جنگل سفر می کنند ایجاد شده اند. شما می توانید به راحتی در این آلاچیق ها پیک نیک خود را برگزار کرده و در آن ها استراحت کنید. 

برای دسترسی به جنگل ناهارخوران گرگان لازم است تا در ابتدا وارد شهر گرگان شده و سپس به سمت بلوار ناهارخوران حرکت کنید. پس از ورود به این بلوار و در میانه راه می توانید جنگل ناهارخوران را مشاهده کرده، وارد آن شوید و از این طبیعت فوق العاده زیبا و بکر آن استفاده کنید. 

 

 حرف آخر اگر تجربه سفر به منطقه جنگلی ناهارخوران گرگان را دارید، می توانید نظرات خود را با ما در رابطه با این منطقه بسیار زیبا در بخش دیدگاه‌ ها به اشتراک گذاشته و به افرادی که تا به حال به این منطقه سفر نکرده اند، کمک کنید تا سفر بسیار خوبی را تجربه کنند. اگر هم تجربه سفر به این منطقه را ندارید، می توانید سوالات خود را در رابطه با جنگل ناهارخوران گرگان با ما به اشتراک گذاشته تا بخش پشتیبانی لحظه آخر و یا سایر افرادی که به این منطقه آشنایی بیشتری دارند به سوالات ایجاد شده برای شما پاسخ دهند. 

 

بزرگترین جنگل جهان – آیا می دانید وسیع ترین جنگل دنیا چه نام دارد؟

 

در صورت تکمیل اطلاعات فرم زیر ، همکاران ما تورهایی که متناسب با سلیقه و نیاز شما می باشد را به اطلاعتان می رسانند.

در این مقاله از معرفی دیدنی های گرگان درباره یکی از مکان های دیدنی این شهر سر سبز بنام ناهار خوارن سخن خواهیم گفت بدون شک این نام برای کسانی که به شمال ایران سفر کرده اند بسیار آشنا می باشد پس با مجله گردشگری تاپ تراول همراه باشید تا با ناهار خوران گرگان بیشتر آشنا شوید

 لیدوما    

             | اجاره ویلا در رامسر | اجاره سوئیت در کیش

ناهارخوران گرگان

ناهار خوران گرگان مکانی است برای آرامش روح و روان انسان چون دارای انبوهی از درختان است که مانند بهشتی در این دنیا می باشد. شما می توانید با قدم زدم زدن در این مکان و شنیدن صدای نوازش های نسیم و آواز زنده پرندگان مختلف همگی باعث می شود که روحتان به آرامش برسد بگونه ای که همه ی مشکلات خود را فراموش کرده و از شلوغی شهر و استرس های روزمره دور شوید.

در این جنگل ها رودها و چشمه های مختلفی وجود دارد که شما می توانید در گوشه نشسته و خود را با زمزمه روان آب ریلکس کنید.
این تنها قسمتی از زیبایی های این منطقه است به همین دلیل است  که هر ساله گردشگران از مکان های مختلف و از نقاط دور به این منتطه می آیند و چند روز خود را از استرس ها دور می کنند.پس وقت را تلف نکرده و آماده سفر شوید و اگر خواستید بیشتر با ناهارخوران گرگان آشنا شوید در ادامه با ما همراه باشید.

    سچنجا      

             | اجاره ویلا لب دریا رامسر | اجاره سوئیت روزانه در تهران

-قدمت این پارک جنگلی هیرکانی، به عصر ژوراسیک در حدود ۴۰ میلیون سال پیش باز می گردد.

-این پارک جنگلی شامل امکانات رفاهی مختلف از جمله پارکینگ است و از این بابت دغدغه ای نخواهید داشت.

-یکی از مقاصد گردشگری استان گلستان است که شهرت ملی دارد.

– پارک جنگلی ناهارخوران به سبب موقعیت جغرافیایی که دارد، اغلب آب و هوایی دلچسب و مطبوع دارد و می تواند یک روز خاطره انگیز را برای شما بسازد.

در جنوب شهر گرگان، جنگی با نام ناهارخوران وجود دارد که یک جنگل باستانی و یکی از جاذبه های اصلی شهر به شمار می رود. این جنگل در حدود ۳۰۰ هکتار وسعت دارد که ۱۶۸ هکتار از آن از سال ۱۳۳۸، به منظور ایجاد تفرجگاه برای اهالی گرگان توسط سازمان جنگل ها و مراتع کشور در اختیار شهرداری گرگان قرار گرفت و پس از آن امکانات رفاهی و گردشگری در آن به وجود آمد. چندین سال پیش و قبل از این اقدام شهرداری، اهالی برای بهره بردن از مناظر و مواهب جنگل به صورت خودجوش شروع به تجهیز کردن پارک کرده بودند. به مرور زمان و با افزایش جمعیت و به تبع آن با افزایش وسعت شهر گرگان، فاصله ی جنگل ناهارخوران با مرکز شهر تبدیل به یک خیابان شلوغ و پر رفت و آمد شد؛ خیابانی که امروز یکی از گذرگاه های اصلی شهر و یکی از جاذبه های پارک جنگلی ناهارخوران به حساب می آید و به عنوان بلوار ناهارخوران شناخته می شود.

با توجه به موقعیت جغرافیایی این پارک جنگلی و قرارگیری آن در دامنه کوه، دره ها و آبریزهای فراوان هوش از سرتان می برد و طبیعت، فضایی دلنشین و زیبا را پیش چشمانتان به رخ می کشد.

طبق مطالعات انجام شده قدمت ناهارخوران و منطقه جنگلی آن به ۴۰ میلیون سال پیش یعنی دوران ژوراسیک بازمی گردد و در زمره مجموعه جنگل‌های هیرکانی بوده اند.

این جنگل که با نام های روستای ناهارخوران و پارک جنگلی ناهارخوران هم شناخته می شود، با دیدنی های بسیاری که در خود جای داده است، می تواند لحظات و خاطرات خوبی را برای شما رقم بزند…

هنگام سفر به این جنگل زیبا می توانید فعالیت های زیر را انجام دهید:

در پارک جنگلی ناهارخوران رودخانه و چشمه هایی وجود دارند که علاوه بر بازدید از آنها می توان به آب بازی و آب تنی مشغول شد.

-رودخانه ی زیارت : تنها رودخانه ی پارک جنگلی ناهارخوران، رودخانه ی زیارت است که از ارتفاعات روستای زیارت سرچشمه می گیرد و با طولی در حدود ۴۰ کیلومتر در منطقه جریان دارد. این رودخانه یکی از منابع تامین آب شهر گرگان است.

-چشمه ها :  پارک جنگلی ناهارخوران دارای چشمه های فراوانی است، معروفترین آنها سفید چشمه نام دارد که در ارتفاعات ناهارخوران قرار دارد. در تیر ماه سال ۱۳۷۷ اطراف سفید چشمه را سنگ چینی کردند تا استفاده از آب آن راحت تر شود. متاسفانه اخیرا حجم آب آن به شدت کاهش پیدا کرده است اما باز هم یکی از دیدنی های ناهارخوران به شمار می رود.

اگر می خواهید نگاهی به شهر و زیبایی های اطراف بیاندازید، در کنار بلوار ناهارخوران تپه ای به نام باباطاهر وجود دارد که گردشگران و اهالی منطقه از آن بالا می روند و به تماشای زیبایی های منطقه می نشینند.

متاسفانه تصویری از این بخش از جنگل در دسترس نیست

در پارک جنگلی ناهار خوران ، تمام امکانات برای گذران یک روز دلچسب مهیاست. در قسمتی از این پارک، ناحیه ای با نام پارادایز وجود دارد که در آن می توانید به انواع رستوران ها، هتل ها و شهربازی بچه ها، بازارچه خرید و دیگر امکانات دسترسی پیدا کنید.

در کنار بلوار ناهارخوران جنگل مصنوعی و کاشته شده ای از درخت های کاج وجود دارد که میتوان لحظات خوشی را در آن جا تجربه کرد.

– جنگل نوردی : پیاده روی و جنگل نوردی در انبوه درختان بلند قامت بسیار لذت بخش و مفرح است و می توان لحظات خاصی را برای خود رقم زد.  همانطور که در طی جنگل نوردی در این پارک جنگلی از زیبایی های آن لذت می برید، با ادامه ی مسیر می توانید به پارک جنگلی النگدره، که در نزدیکی ناهارخوران و ۵ کیلومتری جنوب غرب گرگان قرار دارد هم سری بزنید.

– کوهنوردی : در ناهارخوران ارتفاعاتی وجود دارد که علاقه مندان به کوهنوردی می توانند در آن ساعاتی را به کوهنوردی و کوهپیمایی اختصاص دهند. هم چنین در ارتفاعات می توانند از سفید چشمه دیدن نمایند و از منظره جنگل و روستاهای اطراف لذت ببرند. به صورت میانگین، بخش های مرتفع ناهارخوران ۴۵۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارند اما این میزان درنقاط مرتفع تر به ۷۰۰-۹۰۰ هم می رسد.

ارتفاعات مورد استفاده کوهنوردان در غرب و جنوب غربی میدان ناهارخوران قرار دارد که مسیر اصلی صعود آنها برای رسیدن به سفید چشمه و ارتفاعات بالاتر است. این ارتفاعات دارای راه پله های سنگی قدیمی و زیبایی هسنتد که دسترسی به آن ها را آسان تر می کند.

هر شخصی که دیوانه وار عاشق طبیعت و وقت گذرانی در آن است به پیک نیک کردن در آن اقدام می کند. پس ساعاتی را در دل طبیعت بگذرانید و خاطرات خوبی برای خود بر جا بگذارید.

ناهارخوران پر است از لحظات و مناظر که منتظر ثبت و همیشگی شدن هستند. پس با ثبت آنها در قاب دوربین خود، آن ها را همیشگی کنید.

اگر به دنبال سطحی هموار و مناسب جهت پیاده روی هستید، بلوار ناهارخوران مکانی ایده آل برای انجام این فعالیت است.

همچنین در بخش های مختلف ناهارخوران، زمین های بازی مخصوص کودکان و وسایل ورزشی به چشم می خورند که می توانید از آن ها استفاده کنید.

پس از بازدید از جنگل ناهارخوران گرگان و دیدنی های آن، می توانید به جاذبه های زیر هم سری بزنید:

۱-روستای زیارت

روستای زیارت در ۷ کیلومتری ناهارخوران واقع شده و یکی از ۲۰ روستاهای برتر گردشگری ایران است. این روستا توسط جاده ای جنگلی و بسیار زیبا به ناهارخوران متصل شده است. از نقاط دیدنی و یا تفریحی روستا می توان به آبشار زیارت، چشمه آبگرم، امامزاده عبدالله، امام زاده صالح و همچنین بافت قدیمی روستا اشاره کرد.

۲-پارک جنگلی النگ دره

این پارک جنگلی در ۵ کیلومتری جنوب غربی گرگان قرار دارد و اگر دوست دارید در مسیر منتهی به ناهارخوران باز هم جنگل ببینید، می توانید به النگدره بروید. در کنار تمام دیدنی های این منطقه، النگدره سه چشمه آب هم دارد که می توانید از آن ها دیدن کنید.

جذابیت های روستای زیارت و پارک جنگلی النگدره به همین جا ختم نمی شود؛ تاپ تراول در آینده ای نزدیک به ای دو جاذبه دیدنی گرگان سفر و آن ها را به طور کامل به شما عزیزان معرفی می کند.

روستای زیارت

ناهارخوران گرگان

پارک جنگلی النگ دره

آبشار زیارت

برای اقامت در ناهارخوران می توانید از هتل ها، مهمانسراها، خانه های محلی، آلاچیق ها و کلبه های درون جنگل استفاده کنید. حتی می توانید کمپینگ را در طبیعت تجربه کنید.

پارک جنگلی ناهارخوران آلاچیق، محلی برای برپایی کمپ، هتل، رستوران، میز، نیمکت، آب آشامیدنى، نماز‌خانه، فروشگاه و سرویس بهداشتی دارد تا مسافران امکانات کافی جهت یک سفر خوب را داشته باشند. همچنین می توان در رستوران های محلی موجود در این منطقه لذت واقعی طعم غذاهای محلی را چشید.

آب و هوای ناهار خوران گرگان

به دلیل این که این منطقه در ارتفاعات است، هوای خنک تری نسبت به شهر گرگان دارد. و از آنجا که این جنگل در نواحی معتدل و نیمه مرطوب خزری است؛ آب و هوای مطبوع و ملایمی دارد.بارندگی سالانه این منطقه به ۶۴۹ میلیمتر می رسد و دمای هوای آن  ۱۲ تا ۲۲ درجه سانتیگراد است.

بهترین فصل سفر

جنگل ناهارخوران در هر فصلی جلوه ی خاصی دارد و طبیعتی مناسب برای چهار فصل دارد:

بهار: رود و چشمه ها پر آب شده و می تواند در غروب روزهای بهاری بهترین محل برای گردش و وقت گذرانی باشد.

تابستان: در روزهای گرم تابستان می توان از آب و هوای ییلاقی آن لذت برد.

پاییز: در این فصل برگ های درختان انجیلی که به صورت قرمز و زرد و گلبهی در آمده اند جلوه ی خاصی به منطقه می دهد و گاهی اوقات منطقه را مه فرا می گیرد.

زمستان: در این فصل سفید رنگ، برای لذت بردن از روزهای برفی خود می توان به آن جا سفر کرد.

 لوازم ضروری

 لوازم پیشنهادی

آدرس

استان گلستان، شهر گرگان، ۸ کیلومتری مرکز شهر گرگان به سمت جنوب

راه دسترسی

برای رسیدن به این پارک جنگلی زیبا ابتدا باید به استان گلستان، شهر گرگان بروید و سپس از طریق بلوار ناهارخوران به این منطقه برسید.

فاصله و مسیر شما تا ناهارخوران گرگان بهشتی که هر ایرانی باید ببیند

مسافت و مسیر های پرتردد

گرگان, استان گلستان, ایران

۱۲ کیلومتر | ۲۳ دقیقه

تهران, استان تهران, ایران

۴۲۲ کیلومتر | ۶ ساعت ۴ دقیقه

مشهد, استان خراسان رضوی, ایران

۵۷۷ کیلومتر | ۷ ساعت ۳۷ دقیقه

سمنان, استان سمنان, ایران

۳۱۴ کیلومتر | ۴ ساعت ۲۷ دقیقه

این محل از روزگاران قدیم، بر سر راه کاروان‌های حجاج یا زائران حرم امام رضا (ع) قرار گرفته بود. کاروان‌ زائزین و حجاج معمولا در دامنه‌های کوه‌های جنوب گرگان، اتراق کرده و ناهار می‌خوردند. به همین جهت این منطقه به ناهارخوران معروف شد و پس از مدتی ناهارخوران نام گرفت و البته هنوز هم مردم در جای جای این پارک جنگلی بزرگ ناهار میل می کنند.

پوشش گیاهی این منطقه شامل گونه های بومی و گونه های کاشته شده ی آن است. گونه‌های بومی این جنگل شامل درختان بلوط، انجیلی، ممرز، افراپلت، نمدار، گیلاس وحشی، آزاد، خرمندی و درختچه‌های تمشک، کوله خاس، ازگیل و ولیک هستند اما کاج، سرو، ماگنولیا، شمشاد، برگ نو، بید مجنون، پاپیتال و مینا گونه های کاشته شده در این منطقه اند.  گرچه این گونه ها بومی نیستند اما زیبایی خاصی را ایجاد کرده اند.

به دلیل گسترش شهر و شهرسازی، متاسفانه در این جنگل گونه های جانوری زیادی به چشم نمی خورد اما خوشبختانه با این که انسان ها به عمق طبیعت نفوذ کرده اند و در حال صدمه زدن به آن هستند گونه های گراز، شغال، خفاش، موش، راسو، سنجاب، عقاب، شاهین، قمری، دارکوب، جغد، دم جنبانک، صعوه، سهره، چرخ ریسک، گنجشک، کلاغ، سار و مارمولک جنگلی در آن زندگی می

طبیعت میراث فرزندان آینده ی ماست پس درسالم نگهداشتن آن کوشا باشید و آتش های خود را حتما در حین ترک محل خاموش کنید.

بهتر است با اجاره کردن خانه های اهالی روستا به اقتصاد روستا کمک کنید.

به توصیه های افراد بومی محل توجه کنید تا لحظات بهتری برای خود ثبت کنید.

ناهارخوران از سال ها پیش به عنوان یک منطقه جنگلی تفریحی شناخته می‌ شد ولی در سال های اخیر به دلایل مختلف از جمله استفاده نادرست از منابع طبیعی، جنگل‌ زدایی و توسعه بی‌ برنامه و بی رویه شهر گرگان، بافت آن تغییر کرده است، به طوری که مناطق مسکونی و اداری و امکانات شهری نیز به آن اضافه شده است. با توجه به مطالب ذکر شده در این پارک جنگلی هر روز کم تر از دیروز گونه های جانوری دیده می شود و حیوانات به چند گونه محدود شده اند.

متاسفانه قابل ذکر است که عده ای جهت روشن کردن آتش شاخه ی درختان را قطع می کنند و همین باعث می شود که جنگل ها ذره ذره از بین بروند.

تاپ تراول از تمام گردشگرن تقاضا دارد که قبل از ترک محل، زباله های خود را جمع آوری کرده و برای تهیه آتش مقدار ذغال مدنظر را فراهم کرده و  آتش را پس از اتمام پیکنیک خاموش کنید.

مقالا بیشتر بخوانید :

 

   تبلیغات    

                 تور کیش

جاهای دیدنی ماهنشان در استان زنجان را بیشتر بشناسید

جاهای دیدنی گرماب در استان زنجان را بیشتر بشناسید

Δ

اجاره سوئیت روزانه در تهران

اجاره ویلا در کردان

بلیط اتوبوس

ویزای دبی

خرید بلیط هواپیما از سایت چمدون

اجاره ویلا

اجاره اقامتگاه بوم گردی

فلای تودی

خرید بلیط هواپیما

تورکیش از تهران یا مشهد یا تبریز را بررسی کنید

بلیط هواپیما 

قیمت تور استانبول و آفرهای تور ترکیه را بررسی کنید

بلیط هواپیما تهران

جاهای دیدنی تهران در این مقاله از وب سایت گردشگری تاپ تراول درباره جاهای دیدنی تهران سخن خواهیم گفت…

جاهای دیدنی درگز در این مقاله از معرفی دیدنی استان خراسان رضوی شما را با جاهای دیدنی درگز که…

تور 

بلیط هواپیما

تور استانبول علی بابا

بلیط هواپیما تبریز

ویزا

 

وب سایت مجله گردشگری تاپ تراول در سال 95 با هدف گسترش توریسم و ارائه اطلاعات گردشگری راه اندازی گردیده است

تاپ تراول                تاپ توریست 

تاپ تریپ               تیکت تاپ توریست

       مجله آشپزی تاپ کوکینگ

نام کاربری یا نشانی ایمیل

رمز عبور

مرا به خاطر بسپار

ثبت نام بسته شده است.

در این بخش از وب سایت مجله گردشگری تاپ توریست شما را با ناهارخوران گرگان آشنا خواهیم کرد. برای آشنایی با این جنگل زیبا در گرگان در ادامه با ما همراه باشید.

گرگان از شهرهای شمالی ایران و مرکز استان گلستان است، آب و هوای معتدل دارد. هرچند تابستان‌های آن نسبتاً گرم و شرجی است. اقلیم منطقه بسیار گوناگون و متنوع است. این شهر زیبا یکی از مقاصد پرطرفدار برای سفر در میان مردم به خصوص در ایام تعطیلات و نوروز است. یکی از زیباترین جاذبه های گرگان جنگل ناهارخوران است که بدون شک باید حتما در سفر به گرگان از این جنگل زیبا دیدن کنید. برای آشنایی بیشتر با ناهاخوران گرگان در ادامه با ما باشید.



   تبلیغات    

            | تور لحظه آخری استانبول | اجاره سوئیت در مشهد | اجاره ویلا در چالوس

ناهارخوران گرگان

اینکه وسط شهر ناگهان با جنگل روبه رو شوید تجربه بسیار جالب و فوق العاده ای است. ناهارخوران دقیقا همینطور است و شما در حالی که در خیابان ناهارخوران پیش می روید ناگهان وارد جنگل آن می شوید. این جنگل قدمتی 40 میلیون ساله دارد و بخشی از جنگل های با ارزش هیرکانی محسوب می شود. این منطقه که با نام های روستای ناهارخوران و پارک جنگلی ناهارخوران هم شناخته می شود، جذابیت های بسیاری را در خود جای داده است.

حاشیه بلوار ناهارخوران با رستوران‌ها و قهوه‌خانه‌ها و جگرکی‌هایش که معروف است پر شده است. داخل جنگل که بشویم می‌توانیم زیر آلاچیق‌ها زیراندازمان را پهن کنیم و غرق صدای پرنده‌ها بشویم.

سپنجا   

          | اجاره ویلا در ماسال | اجاره ویلا چالوس |

ازجمله امکانات پارک جنگلی ناهارخوران می توان به آلاچیق، محلی برای برپایی کمپ، هتل، رستوران، میز، نیمکت، آب آشامیدنى، نماز‌خانه، فروشگاه و سرویس بهداشتی اشاره کرد. همچنین می توان در رستوران های محلی موجود در این منطقه لذت واقعی طعم غذاهای محلی را چشید.

برای اقامت در ناهارخوران می توانید از هتل ها، مهمانسراها، خانه های محلی، آلاچیق ها و کلبه های درون جنگل بهره ببرید. حتا می توانید کمپینگ در طبیعت را تجربه کنید.

مقالات گردشگری بیشتر بخوانید:

 

   تبلیغات    

                 تور کیش

دنیا جای بزرگی است ، برای اینکه فقط یک جا بمونی …


آوریل 22, 2019 at 17:39


امتیاز بازدید کننده: ستاره ها ۳


پاسخ


نوامبر 9, 2019 at 07:00


امتیاز بازدید کننده: ستاره ها ۵


پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

نام *

ایمیل *

وب‌ سایت

Δdocument.getElementById( “ak_js” ).setAttribute( “value”, ( new Date() ).getTime() );

کلیسای جامع میلان در این بخش از وب سایت مجله گردشگری تاپ توریست شما …

تورکیش از تهران یا مشهد یا تبریز را بررسی کنید

قیمت تور استانبول و آفرهای تور ترکیه را بررسی کنید

آرامگاه مولانا در قونیه در این بخش از وب سایت مجله گردشگری تاپ توریست درباره …

مونترال یکی از شهرهای کشور کانادا و بزرگترین شهر استان کبک در این کشور …

ناهارخوران گرگان

ورود


نام کاربری یا نشانی ایمیل


رمز عبور

مرا به خاطر بسپار

خانه » استان ها و شهرهای ایران » استان گلستان » گرگان » بلوار ناهارخوران گرگان

بلوار ناهارخوران گرگان ، یکی از جاذبه های گردشگری شهر گرگان است . این خیابان در اصل بخشی از طولانی ترین خیابان گرگان است که مرکز این شهر را به جنوبی‌ترین منطقه شهر متصل می‌کند. بلوار ناهارخوران حدفاصل خیابان شالیکوبی (ولیعصر) و جاده روستای زیارت در جنوب شهر گرگان قرار دارد.سرتاسر بلوار ناهای خوران از مراکز خرید ، ورزشی و تفریحی پر است . این بلوار درست از وسط جنگل ناهارخوران می‌گذرد و بنابراین نه‌تنها آب و هوایی دلچسب دارد ، بلکه در هر فصلی زیبایی آن نیز خیره‌کننده است.

بلوار ناهارخوران همیشه پر رفت ‌و ‌آمد، شلوغ و زنده است، صبح یا عصر، تابستان یا زمستان، فرقی ندارد. در هر زمان که به اینجا بیاید مغازه‌ها و فروشگاه‌های باز و پر از مشتری، ماشین‌هایی که به سرعت از خیابان عبور می‌کنند، مردمی را خواهید دید که برای یک گردش کوتاه یا ورزش در هوای تازه بیرون آمده‌اند.فروشگاه‌های پوشاک و مراکز خرید بزرگ نیز اینجا زیاد است، می‌توان ساعت‌ها در آن‌ها گشت و با کلی خریدهای خوب به خانه برگشت. اگر عاشق لوازم منزل و دکوراسیون هستید، باز هم اینجا جای شماست.

ناهارخوران گرگان

گرچه بلوار ناهارخوران اصلی‌ترین بخش گرگان برای تفریح و خوش‌گذرانی محسوب می‌شود، اما این خیابان معمولا هنگام صبح چهره‌ کمی جدی‌تری دارد، مردمی که صبح‌ها در این قسمت از شهر دیده می‌شوند، اغلب برای انجام امور کاری و روزمره بیرون آمده‌اند، اما هستند افراد پیر یا جوانی که خلوتی این ساعت از روز را برای یک پیاده‌روی اول وقت غنیمت شمرده‌ و به اینجا آمده‌اند.

البته ورزش‌دوستان اصلی این شهر را بیشتر می‌توان صبح زود در این قسمت شهر دید، بیشتر آن‌ها افراد سالمندی هستند که برخلاف برخی جوان‌ترها سحرخیز هستند و معمولا ساعت پنج یا شش صبح با یک لباس ورزشی مناسب از خانه بیرون زده‌اند و حالا اینجا هستند تا از هوای تازه صبح، مناظر جنگل ناهارخوران و سکوت خیابانی که خیلی زود زندگی پرهیاهوی روزمره‌اش را شروع می‌کند، لذت ببرند.

اما آخر هفته‌ها بین افرادی که برای پیاده‌روی به ناهارخوران آمده‌اند، ممکن است چند نفری هم دیده شوند که با کوله‌پشتی و لباس کوهنوردی به سمت جنوب شهر حرکت می‌کنند، همان‌ جایی که از طریق آن می‌توانند به بسیاری از مسیرهای کوهنوردی و گلگشت اطراف گرگان دسترسی پیدا کرده و یک روز فوق‌العاده را سپری کنند.

کافه‌ها، رستوران‌ها و بستنی‌فروشی‌ها ی زیادی در این بلوار مشغول به کار هستند .کنار افرادی که مشغول خوردن یا نوشیدن در کافه‌های اطراف هستند و مردمی که خرید می‌کنند، دوچرخه‌سواران زیادی هم دیده می‌شوند، پیر و جوان هم ندارد، زنان و مردان میانسال، جوانان و کودکان، هرکسی که عاشق دوچرخه‌سواری باشد یا به فکر سلامتی، عصر که بشود با دوچرخه به اینجا می‌آید و در مسیر نه‌چندان آسان آن به ورزش و تفریح مشغول می‌شود.

اینجا بهترین جای شهر برای عاشقان خرید و پاساژگردی است. چه به خرید پوشاک علاقه‌مند باشید چه کتاب، چه از گشتن در فروشگاه‌های مواد خوراکی لذت ببرید و چه از خرید لوازم خانه، اینجا بهترین مکان است. چندین فروشگاه بزرگ مواد غذایی در این بخش از شهر قرار دارند که شهروندان می‌توانند تمام مواد غذایی موردنظرشان را در آن‌ها پیدا کنند، از ساده‌ترین تا لوکس‌ترین اجناس.

یکی از شعب شهر کتاب نیز در همین بخش شهر قرار دارد که در آن می‌توانید دریایی از کتب و مجلات مختلف را ببینید و بخرید، به اضافه کلی صنایع دستی و اسباب‌بازی‌های مختلف. کافه، قنادی، آشکده، بستنی‌فروشی و آبمیوه‌فروشی نیز به وفور در اینجا یافت می‌شوند و می‌توانند جای خوبی برای گرفتن خستگی پیاده‌روی یا خرید باشند.

فروشگاه‌های پوشاک و مراکز خرید بزرگ نیز اینجا زیاد است، می‌توان ساعت‌ها در آن‌ها گشت و با کلی خریدهای خوب به خانه برگشت. اگر عاشق لوازم منزل و دکوراسیون هستید، باز هم اینجا جای شماست، فروشگاه‌های کوچک و بزرگ لوازم منزل که برخی شعب برندهای معروف هستند و برخی برندهای کمتر شناخته‌شده.

اگر دوست دارید به غیر از پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری، ورزش‌های دیگری نیز انجام دهید، ده‌ها سالن ورزشی در این قسمت از شهر وجود دارد که قطعا می‌توانید رشته ورزشی دلخواه خود را در آن‌ها پیدا کنید، سالن‌های ورزشی که هر کدام سعی می‌کنند روش خاص خود را داشته باشند و مشتریان خود را راضی نگه دارند.

هرچه بالاتر بروید از تعداد فروشگاه‌ها و مراکز خرید کم می‌شود و خیابان شکلی خلوت‌تر به خود می‌گیرد، از اینجا کم‌کم می‌توانید برخی هتل‌های معروف گرگان، شهر بازی و محل اسکان مسافران را ببینید.

در شرایط عادی می‌توان گفت تقریبا در هر فصل سال اینجا پر از مسافر و گردشگر است، مسافرانی که یا در حال لذت از هوای پاک و خنکای جنگل هستند یا مشغول خرید از فروشگاه‌های صنایع‌دستی که در آن اطراف وجود دارد.

البته حضور کافه‌های کوچک و میز و صندلی‌هایی که در محوطه جنگل چیده شده است نیز در اینجا همیشگی است، کافه‌هایی که با سرو چای، آش یا غذاهای ساده دیگر پذیرای رهگذران هستند.

این مسیر می‌تواند به همین شکل ادامه پیدا کند و رهگذرانش را به جاهای بهتر و زیباتری ببرد، از همین مسیر است که می‌توان در بهشت طبیعت استان گلستان گم شد، کافی است از پیچی گذر کرد، در مسیر اصلی وارد یک جاده فرعی شد یا کوره‌راهی در میان جنگل یافت، آنگاه با ادامه دادن هر کدام از این راه‌ها می‌توانید به یکی از مقاصد ناب طبیعت‌گردی در گلستان برسید و تجربه‌ای شگفت انگیز از بودن در طبیعت برای خود ثبت کنید.

مهمترین سوغات شهر گرگان عبارتند از : حلوا اماج، نان زنجبیلی(لوزی)، نان شیرینی (خرمایی)، سرغربیلی،…

این بنا نزدیک چهارراه میدان واقع گردیده است . اصل آن را از دوره صفویه…

اطلاعات فرودگاه گرگان : کد فرودگاه گرگان : IATA: GBT – ICAO: OING نوع فرودگاه…

این رودخانه از کوه های آلاداغ در شمال بجنورد سر چشمه می گیرد و در…

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.

Δdocument.getElementById( “ak_js” ).setAttribute( “value”, ( new Date() ).getTime() );


دانلود فایل PDF بهترین کافه و رستوران های تهران
Downloads-icon


دانلود فایل PDF بهترین سوغاتی های ایران
Downloads-icon


دانلود فایل PDF معرفی ۹۹۹ غذای محلی ایران
Downloads-icon
نی نی سایت

ناهارخوران گرگان
ناهارخوران گرگان

بیشتر بخوانید!  فلزیاب فراز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *