ربانی

ربانی
ربانی

سفارشات بیشتر از 150,000 تومان

تا ۷ روز برای تمامی خریدها

بهترین کیفیت بدون محدودیت زمانی

از ساعت ۹ الی ۱۸

نسخه وب اپلیکیشن

ربانی

iOS

Android

پشتیبانی سایت

۰۲۱ ۸۸۸۸۵۰۱۸

تهران – گاندی جنوبی – خیابان ۲۳ – پلاک ۵

تهران – فلکه دوم صادقیه – روبروی برج گلدیس

کرج – خیابان طالقانی – برج یادمان

فروشگاه اینترنتی آنلاین پارچه، الگو و کالای خواب ربـانی مجموعه‌ای کـامل در امور فروش انواع پارچه‌های مجلسی، مانتویی، سنتی و کالای خواب است. پـارچه سرای ربانی دارای دو شعبه در تهران و تنوع بیش از 12000 طـرح پارچه های شانتون، پارچه وال، پارچه لینن، پارچه کرپ، پارچه کتان، پارچه فاستونی، پارچه مخمل و پارچه ژاکارد با تضمین کیفیت و قیمت و ارسال رایگان به سراسر کشور آماده خدمت رسانی به شما عزیزان می‌باشد.

سفارشات بیشتر از 150,000 تومان

تا ۷ روز برای تمامی خریدها

بهترین کیفیت بدون محدودیت زمانی

از ساعت ۹ الی ۱۸

نسخه وب اپلیکیشن

ربانی

iOS

Android

پشتیبانی سایت

۰۲۱ ۸۸۸۸۵۰۱۸

تهران – گاندی جنوبی – خیابان ۲۳ – پلاک ۵

تهران – فلکه دوم صادقیه – روبروی برج گلدیس

کرج – خیابان طالقانی – برج یادمان

بدون شک یکی از پرکاربردترین لباس‌ها در بین دختران و خانم‌های این سرزمین یعنی ایران، مانتو و لباس‌هایی از این دست است که عمده تولیدات لباس و پوشاک مزون‌ها و تولیدکنندگان لباس ایران را به خود اختصاص داده است، بنابراین داشتن آگاهی در این مورد و شناخت پارچه‌های مناسب برای این منظور از اهمیت بالایی برخوردار است، چراکه عموما زمان بسیاری از فعالیت روزانه هر فردی در خارج از خانه و در محیط عمومی سپری می‌شود که در کشور ما پوشش مانتو و لباس‌هایی شبیه به آن  در این اماکن رایج و کاربرد بسیاری دارد پس پارچه انتخابی برای این لباس بایستی برای هر مناسبت و هر فصلی ویژگی‌های ایده‌آل و درخوری را بنا به کاربرد ارائه دهد. در این صفحه ضمن معرفی ویژگی‌های اصلی پارچه‌های مانتویی، بهترین آن‌ها را با قیمتی مناسب و کیفیتی عالی برای شما گردآوری کرده‌ایم پس لطفا با ما همراه باشید.

یکی از دلایل تنوع بسیار زیاد در شکل و طرح مانتو‌ها و همچنین تنوع گسترده پارچه‌های مناسب برای این منظور نوع کاربرد آن است که در واقع بانوی ایرانی بنا به محیط و مراسمی که در آن حضور دارد، مانتویی متفاوت را انتخاب و استفاده می‌کند، بنابراین انواع مانتو‌ها به صورت زیر تعریف شده‌اند که در ادامه به بررسی بیشتر هر کدام خواهیم پرداخت:

که سوال مهم آن است که برای هر کدام از کاربرد‌ها چه پارچه‌ای مناسب‌تر است؟

پارچه‌های مناسب مانتو در بهار و تابستان کدام است؟

خنک بودن و راحتی لباس به خصوص برای مانتو، از مهم‌ترین و خواستنی‌ترین مشخصه‌ها در بین خانم‌ها است که پارچه‌هایی مانند وال، ارگانزا، حریر جوت و… جزء پارچه‌های بسیار خنک و راحت محسوب می‌‍شوند.

ربانی

کدام پارچه برای مانتو مجلسی مناسب و ایده‌آل است؟

پارچه‌هایی مانند ژاکارد، ارگانزا، ارگاندی، مخمل و…

برای یونیفرم اداری چه پارچه و مانتویی بخرم؟

پارچه گاباردین، کتان، کرپ و…

همچنین شما می‌توانید از همین سایت با مشاوران ما در تیم ربانی مشورت و پارچه مناسب مانتوی خود را بنا به کاربرد و فصل مورد استفاده انتخاب نمایید.

علاوه بر کاربردهای بیان شده درباره مانتو، برخی از طرح‌هایی که طراحان لباس برای مانتوها طراحی کرده‌اند به دلیل خاص بودن و پرطرفدار شدن، نام‌هایی به خود گرفته که از جمله از آن‌ها می‌توان به مانتوهای عبایی، سنتی، جلوباز، بلوچ، سوزن‌دوزی، جلوبسته‌، گلدار و… اشاره داشت.

در انتخاب هر پارچه و لباسی به خصوص پارچه مانتویی ویژگی‌هایی همچون رنگ و طرح پارچه در نگاه اول چشم‌ها را به خود معطوف کرده و بنا به سلیقه فردی، طرح و رنگ مورد نظر انتخاب می‌شود اما علاوه بر این دو ویژگی در انتخاب هر پارچه‌ای، ویژگی‌ها و مشخصات دیگری موثرند که در ادامه به آن‌ها نگاهی خواهیم انداخت:

راحتی و خنک بودن پارچه و لباس از جمله مهم‌ترین ویژگی‌هایی است که هر فردی به خصوص خانم‌ها در فصول گرم سال به دنبال آن‌ها هستند و این دو مشخصه در لباسی همچون مانتو اهمیت بسیار بیشتری پیدا می‌کند، که خوشبختانه پارچه‌های بسیار زیادی با جنس‌های متفاوت برای این نیاز تولید شده‌اند که تیم ربانی، تنوع بسیار زیادی از این پارچه‌ها را با کیفیت و قیمتی بسیار مناسب برای شما فراهم کرده است. به همین صورت در فصول سرد سال نیز همچون پاییز و زمستان، پارچه‌هایی با ضخامت و گرماژ بالا در بین عموم محبوب می‌شود  که این محصولات نیز در فصول مربوطه به لیست کالاها و محصولات این فروشگاه اضافه و در اختیار شما قرار خواهد گرفت. اما علاوه بر ویژگی‌های فصلی مطرح شده مشخصات دیگری همچون چروک‌ناپذیر بودن نیز اهمیت بالایی دارد، در واقع به دلایل مختلفی همچون مشغله بسیار زیاد افراد، طبعا پارچه‌ای که چروک‌پذیری نزدیک به صفر یا کمی داشته باشد بر پارچه چروک‌پذیر برتری خواهد داشت(البته این ویژگی را نمی‌توان در همه موارد برتری به حساب آورد).

علاوه بر جنس و ظاهر رویی پارچه، توجه به زیر دست هر پارچه‌ای ضروری است و دلیل این اهمیت آن است که همه ما در عین زیبایی لباس خود، به راحت بودن خود نیز اهمیت می‌دهیم که پارچه‌ای که زیر دست نرم و لطیف و مناسبی داشته باشد و به پوست فرد صدمه نزند، پارچه مناسب و ایده‌الی است.

مشخصه بعدی دارای اهمیت، کشسان بودن و یا نبودن پارچه است که پارچه‌ها  معمولا به حالت تمام کش، کش در یک جهت، کشش عرضی و یا کش در دو جهت در حالت کشسان عرضه می‌شوند که در برخی طرح‌ها توجه به این مورد اهمیت پیدا خواهد کرد. 

عرض ایده‌آل برای بسیاری از پارچه‌ها صد و پنجاه سانتی‌متر تعریف شده است که توجه به آن در انتخاب متراژ مناسب ضروری است در واقع هر فردی بنا به طرح خود برای لباس، به متراژ متفاوتی از پارچه نیاز پیدا خواهد کرد که بهتر است پیش از خرید پارچه، به اندازه طول و عرض پارچه توجه نمایید.

پارچه سرای ربانی تنوع بسیار گسترده‌ای را از بهترین پارچه‌های مانتویی در فروشگاه آنلاین خود گردآوری کرده است که مشخصات مطرح شده در متن بالا، در تهیه پارچه‌ها بررسی شده است تا بهترین پارچه‌های مانتویی در دسترس شما قرار گیرد و برای این منظور پارچه‌هایی با کیفیت و قیمتی مناسب در این فروشگاه آنلاین پارچه، عرضه شده است. شما می‌توانید تنوع انواع پارچه‌های مانتویی در طرح‌ و جنس متفاوت را در همین صفحه مشاهده فرمایید که برای مشاهده توضیحات بیشتر در خصوص هر کدام از پارچه لطفا روی همان محصول کلیک، تا صفحه مربوط به همان پارچه برای شما نمایان شود. ‌ 

سفارشات بیشتر از 150,000 تومان

تا ۷ روز برای تمامی خریدها

بهترین کیفیت بدون محدودیت زمانی

از ساعت ۹ الی ۱۸

نسخه وب اپلیکیشن

iOS

Android

پشتیبانی سایت

۰۲۱ ۸۸۸۸۵۰۱۸

تهران – گاندی جنوبی – خیابان ۲۳ – پلاک ۵

تهران – فلکه دوم صادقیه – روبروی برج گلدیس

کرج – خیابان طالقانی – برج یادمان

گرمی هوای تابستان و حتی رطوبت موجود در هوا در برخی از شهرها انتخاب پارچه مناسب را برای انواع لباس به خصوص برای مانتو سخت کرده است چرا که در این فصل دو ویژگی خنک و سبک بودن پارچه و لباس مد نظر بسیاری از افراد است و حتی پیش از توجه به طرح و نقش پارچه، خنک بودن پارچه مورد بررسی قرار می‌گیرد.رنگ، جنس و ضخامت پارچه در کنار چندین ویژگی دیگر بر خنکی و وزن اثرگذارند، به طوری که رنگ‌های روشن در این فصل محبوبیت بیشتری پیدا می کنند چرا که با انعکاس نور، گرما را از سطح لباس دور کرده و احساس خنکی و نشاط بیشتری را به فردالقا می کند.ضخامت اکثر لباس‌ها در اوج گرمای تابستان در حداقل‌ترین حالت خود به کار گرفته می‌شود که ویژگی‌های یاد شده را برای فرد به ارمغان آورد

یکی از سوالات متداول در زمینه خرید پارچه، متراژ مورد نیاز از آن پارچه برای لباس‌های گوناگون است، بنابراین در ادامه به بررسی متراژ مورد نیاز برای مدل‌های مختلف لباس خواهیم پرداخت اما باید توجه داشت که مقادیر داده شده صرفا جنبه راهنما دارند و ممکن است بنا به طرح، سایز و مدل لباس انتخابی شما، اندکی متغیر گردد. پس در صورت نیاز لطفا با کارشناسان ما در سایت ربانی مشورت کرده و یا از خیاط خود مشاوره بگیرید.متراژ و قواره مورد نیاز برای دوخت شلوار: یک متر و ده سانتی‌مترمتراژ و قواره مورد نیاز برای دوخت مانتو: حدود دو تا دو متر و پنجاه سانتی‌مترمتراژ و قواره مورد نیاز برای دوخت دامن میدی: هشتاد سانتی‌مترمتراژ و قواره مورد نیاز برای دوخت دامن ماکسی ساده: یک مترمتراژ و قواره مورد نیاز برای دوخت شومیز ساده آستین بلند: یک متر و پنجاه سانتی‌مترمتراژ و قواره مورد نیاز برای دوخت کت‌دامن ساده میدی: دو متر و سی سانتی‌مترمتراژ و قواره مورد نیاز برای دوخت کت‌دامن ساده ماکسی: دو متر و پنجاه سانتی‌مترمتراژ و قواره مورد نیاز برای دوخت رو‌تختی یک نفره (به همراه بالش) : یک مترمتراژ و قواره مورد نیاز برای دوخت روتختی برای تخت دو نفره( به همراه بالشت): سه مترمتراژ و قواره مورد نیاز برای دوخت دو عدد بالشت: هفتاد و پنج سانتی‌متر متراژ و قواره مورد نیاز برای دوخت کت تک: یک متر و پنجاه سانتی‌مترمتراژ و قواره مورد نیاز برای دوخت شال: دو تا شال با متراژ دو متر و بیست سانتی‌متر

انواع پارچه تابستانی جدید مانتویی، دخترانه و مجلسی ربانی برای کاربردهایی نظیر دوخت شومیز، پیراهن، شلوار، مانتو و لباس های مردانه در تنوعی کم نظیر از طرح و نقش در این فروشگاه آنلاین پارچه عرضه شده است که در ادامه این متن تمامی این محصولات قابل مشاهده است. شما می توانید با کلیک بر روی هر محصول از قیمت و مشخصات آن اطلاعات کاملی را به دست آورده و در صورت تمایل به صورت آنلاین سفارش مد نظر خود را ثبت و در زمانی کوتاه آن را در مقصد مورد نظر دریافت نمایید

سفارشات بیشتر از 150,000 تومان

تا ۷ روز برای تمامی خریدها

ربانی

بهترین کیفیت بدون محدودیت زمانی

از ساعت ۹ الی ۱۸

نسخه وب اپلیکیشن

iOS

Android

پشتیبانی سایت

۰۲۱ ۸۸۸۸۵۰۱۸

تهران – گاندی جنوبی – خیابان ۲۳ – پلاک ۵

تهران – فلکه دوم صادقیه – روبروی برج گلدیس

کرج – خیابان طالقانی – برج یادمان

سفارشات بیشتر از 150,000 تومان

تا ۷ روز برای تمامی خریدها

بهترین کیفیت بدون محدودیت زمانی

از ساعت ۹ الی ۱۸

نسخه وب اپلیکیشن

ربانی

iOS

Android

پشتیبانی سایت

۰۲۱ ۸۸۸۸۵۰۱۸

تهران – گاندی جنوبی – خیابان ۲۳ – پلاک ۵

تهران – فلکه دوم صادقیه – روبروی برج گلدیس

کرج – خیابان طالقانی – برج یادمان

در دنیای مد و لباس گذر فصل‌ها بر روی پوشش افراد و پارچه استفاده شده برای لباس‌ها بسیار تاثیرگذار است در واقع علاوه بر اجباری که تغییر آب و هوای هر فصل بر روی پوشش هر فرد می‌گذارد، مباحث روانشناسی و ایده از طبیعت نیز باعث تفاوت‌های پارچه‌های هر فصل نسبت به فصول دیگر می‌شود.

رنگ، جنس، طرح، ضخامت، و… از جمله عواملی هستند که باعث تناسب پارچه لباس هر فرد با فصل مورد نظر می‌شوند.

توجه به زیبایی در عین توجه به گرم‌تر بودن لباس از جمله عواملی است که در فصل پاییز و زمستان بایستی رعایت گردد

مطالب و دانستنی‌های بسیار مفیدی درباره اصول پارچه پاییزه در ژرنال ربانی منتشر شده است که در صورت تمایل می‌توانید از مطالب استفاده فرمایید.

در ادامه انواع پارچه‌هایی که برای فصل پاییز مناسب و کاربردی است برای شما نمایش داده خواهد شد که برای اطلاع از قیمت و دانستن ویژگی‌های هر پارچه لطفا روی محصول مورد نظر کلیک کنید.

ربانی

(این صفحه در حال به روزرسانی است)

سفارشات بیشتر از 150,000 تومان

تا ۷ روز برای تمامی خریدها

بهترین کیفیت بدون محدودیت زمانی

از ساعت ۹ الی ۱۸

نسخه وب اپلیکیشن

iOS

Android

پشتیبانی سایت

۰۲۱ ۸۸۸۸۵۰۱۸

تهران – گاندی جنوبی – خیابان ۲۳ – پلاک ۵

تهران – فلکه دوم صادقیه – روبروی برج گلدیس

کرج – خیابان طالقانی – برج یادمان

در فصل زمستان جدا از سرما، برف و زیبا شدن طبیعت، باید به فکر لباس و پارچه زمستانی بود. فصول سرد فرمت لباس خودش را می‌طلبد و پوشش افراد را تغییر می‌دهد. در این فصل تا حدودی باید با لباس‌های راحت خداحافظی کرد. هر چقدر بیشتر هوا رو به سردی برود، شما می‌بایست که بیشتر لباس‌های چند لایه بپوشید.پوشیدن لباس‌های چندلایه با اینکه در مقابل سرما از ما محافظت می‌کنند، اما همین مدل لباس پوشیدن می‌تواند ما را از نظر سنگین بودن، اذیت کند. در فصل زمستان دو موضوع برای لباس پوشیدن مطرح می‌شود. اول گرم نگه داشتن لباس و بعدی حفظ شدن استایل فرد است. این اتفاق شاید برای شما بسیار شایع باشد که از شدت گرم بودن لباستان، احساس خفگی کنید یا لباس که پوشیده‌اید، آن مقدار که باید و شاید، بدن شما را گرم نگه نمی‌دارد. این انتخاب درست شما است که تعادل را برقرار می‌کند.تنوع لباس و پارچه زمستانی بسیار زیاد می‌باشد. از پیراهن تا ژاکت و کلاه، هر کدام در فصل زمستان شکل دیگری به خود می‌گیرند. پارچه‌هایی که برای این فصل مناسب هستند از قبیل کشمیر، فوتر، خز، بافت، تریکو، پشم و… که به دلیل ضخیم بودن، میتوانند گزینه‌ی مناسبی باشند.

پارچه پنبه بسیار سبک است که میتوانید زیر کت و پالتوهای زمستانی از آن استفاده کنید. این لباس به دلیل لطیف‌بودن و گرمای نسبی که دارد، میتواند از سنگین شدن لباس در بدن، جلوگیری کند. در محیط‌های کاری که مجبور میشوید کت یا ژاکت خود را دربیاورید، راحتی این لباس همراه با گرم نگه‌داشتن، بسیار در فصل پاییز و زمستان به شما کمک میکند.

پارچه پشمی همانطور که میدانید از پشم و موهای حیوانات به دست می‌آید. پس به طور کل میتوان در فصل زمستان به این پارچه اطمینان کرد و با خیال راحت از آن استفاده کرد. نکته‌ای که باید در هنگام خرید پارچه پشمی به آن توجه کنید این است که این پارچه میتواند احساس خارش ایجاد کند. اگر تا به حال از این پارچه استفاده نکرده‌اید، کمی با آگاهی بیشتر اقدام به خرید کنید.

پارچه ابریشم از آن دسته پارچه‌ها میباشد که نمیتوان به صورت تنها در بیرون پوشید. باید این مدل پارچه را به مانند پنبه، زیر کت یا ژاکت خود بپوشید. از نکاتی که شاید ترغیب به خرید پارچه ابریشم شوید سبکی و لطیف‌بودن این پارچه است. همچنین به دلیل ظرافت مناسب، منافذ این پارچه به خوبی باعث جریان هوا میشوند و به تنفس پوست کمک میکنند.

از دیگر پارچه‌های مورد استفاده و محبوب در فصل زمستان، الیاف مصنوعی خز میباشند که به اصطلاح، پشم خواب‌دار میباشند. خزها در مدل مصنوعی خود، عایقی بسیار خوب برای فصل سرد میباشند که اصلا حس سنگینی لباس را به شما نمیدهند.

ربانی

پارچه فوتر از پشم بهاره گوسفند تولید میشود که دارای ضخامت زیادی میباشند. در بعضی موارد ممکن است الیاف مصنوعی در روند تولید آن استفاده شود. پارچه‌های فوتر مناسب فصول سرد سال هستند که داری سه نوع ساده، طرح‌دار و استریج در بازار موجود میباشند.

در ادامه این متن، انواع محصولات زمستانی ربانی قابل مشاهده است که قیمت و مشخصات هر محصول در صفحه اختصاصی آن بررسی شده است.  

سفارشات بیشتر از 150,000 تومان

تا ۷ روز برای تمامی خریدها

بهترین کیفیت بدون محدودیت زمانی

از ساعت ۹ الی ۱۸

نسخه وب اپلیکیشن

iOS

Android

پشتیبانی سایت

۰۲۱ ۸۸۸۸۵۰۱۸

تهران – گاندی جنوبی – خیابان ۲۳ – پلاک ۵

تهران – فلکه دوم صادقیه – روبروی برج گلدیس

کرج – خیابان طالقانی – برج یادمان

برهان‌الدین ربانی (زاده: ۲۹ شهریور/سنبله ۱۳۱۹ در فیض‌آباد – ۲۹ شهریور ۱۳۹۰ در کابل) سیاست‌مدار تاجیک تبار افغان، یکی از رهبران مجاهدین، رهبر حزب جمعیت اسلامی، نماینده مردم ولایت بدخشان در مجلس پانزدهم نمایندگان و دهمین رئیس‌جمهور افغانستان بود. وی در یک حمله انتحاری در خانه‌اش در محله وزیر اکبرخان کابل کشته شد. ربانی در زمان مرگ رئیس شورای عالی صلح در افغانستان و مذاکره‌کننده ارشد دولت با گروه طالبان بود.

ربانی زادهٔ ۲۹ شهریور/سنبله ۱۳۱۹ (۲۰ سپتامبر ۱۹۴۰) در شهر فیض‌آباد مرکز ولایت بدخشان افغانستان است.
وی در افغانستان، به استاد ربانی و پروفسور ربانی نیز مشهور است.

ربانی در سال ۱۳۴۲ از دانشکده شرعیات (الهیات) دانشگاه کابل فارغ‌تحصیل شد و در سال ۱۳۴۷ به خاطر ادامه تحصیلات عالی به مصر رفت و در دانشگاه الازهر به تحصیل پرداخت. او در مصر از اندیشه‌های اخوان‌المسلمین تأثیرپذیر شد.

در سال ۱۳۳۶ در دانشکده شرعیات دانشگاه کابل همراه دیگر استادان آن دانشگاه نظیر استاد غلام محمد نیازی، سید محمد موسی توانا، وفی‌الله سمیعی (آخرین وزیر عدلیهٔ حکومت ظاهرشاه)، استاد محمد فاضل، عبدالعزیز فروغ، سید احمد ترجمان و هدایت نهضت جوانان مسلمان را تأسیس کردند که با استعفای غلام محمد نیازی از رهبری آن در سال ۱۳۵۱، ربانی رهبری آن را با نام جمعیت اسلامی افغانستان به دوش گرفت.

با کودتای محمد داوودخان در سال ۱۳۵۲، اعضا و هواداران نهضت اسلامی افغانستان (اخوانی‌ها) تحت فشار رژیم وقت، که تحت تأثیر شاخهٔ پرچم حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود، قرار گرفتند. افسران و نظامیانی که محمد داوودخان را در کودتا یاری رسانیده بودند به احزاب کمونیستی افغانستان تعلق داشتند و در آن سال‌ها و در دههٔ دموکراسی، مبارزان رقیب هم محسوب می‌شدند؛ آن‌ها در مکاتب، دانشگاه‌ها و مراکز علمی و ادوار دولتی باهم درگیری‌هایی داشتند. با قدرت گرفتن آن‌ها، مخصوصاً وزیر داخلهٔ وقت که عضو حزب خلق بود، دستگیری وسیع و گستردهٔ اعضای اسلام‌گرای رقیب آن‌ها در شهرهای مختلف افغانستان آغاز شد.

ربانی

در سال ۱۳۵۳ ربانی و عده‌ای دیگر از فعالان اسلام‌گرا که تحت تعقیب حکومت داوودخان بودند، از افغانستان خارج شده و به پاکستان فرار کردند. در آن‌جا احزاب اسلام‌گرا و حکومت ذوالفقار علی بوتو که روابط سردی با دولت افغانستان به خاطر مسئلهٔ پشتونستان داشت، از آن‌ها پذیرایی کرده و دست به مسلح کردن مهاجران نهضت اسلامی زد تا آن‌ها را برای براندازی حکومت داوود خان آماده کند. اما عده‌ای از رهبران نهضت اسلامی از جمله ربانی مخالف جنگ مسلحانه علیه حکومت داوودخان بوده‌اند؛ آن‌ها به خاطر نزدیکی روابط بعضی از حلقه‌های نهضت اسلامی به دولت وقت پاکستان، عناصر میانه‌روتر مهاجران که زیر فشار قرار گرفته بودند، پاکستان را ترک کردند؛ ربانی در آن میان به عربستان سعودی سفر کرد.

حزب او یکی از قویترین احزاب سیاسی در کنار دیگر احزاب مخالف دولت افغانستان بود. این حزب مشی معتدلی داشته و به باور کارشناسان مسائل سیاسی افغانستان، از آغاز تأسیس تحت تأثیر جنبش اخوان المسلمین بوده‌است.

ربانی تا پایان حکومت‌های تحت حمایت شوروی سابق همواره با آن‌ها درگیر و خواهان خروج نیروهای شوروی سابق از افغانستان و سپردن حکومت به مجاهدین افغانستان بود.

ربانی پس از پیروزی مجاهدین و شکست دولت نجیب الله احمدزی در ۱ تیر/سرطان ۱۳۷۱ (۲۸ ژوئن ۱۹۹۲)، طبق توافق‌نامه گروه‌های مجاهد افغانستان در کنفرانس اسلام‌آباد، به عنوان دومین رئیس‌جمهور موقت افغانستان بعد از دوره دوماهه صبغت‌الله مجددی برگزیده شده بود تا در دورهٔ چهارماههٔ ریاست خود زمینهٔ انتخابات را فراهم کند. اما بر اثر جنگ‌های شدید، و نقض توافقات از طرف جناح‌های مختلف، زمینهٔ انتخابات فراهم نشد و ربانی برای تعیین رئیس‌جمهور بعد از خود شورای اهل حل و عقد را در شهر هرات افغانستان و با حضور شخصیت‌های مختلف از اقوام و نواحی مختلف افغانستان برگزار کرد.

شورای حل و عقد نیز در ۹ دی/جدی ۱۳۷۱ (۳۰ دسامبر سال ۱۹۹۲) برهان‌الدین ربانی را به عنوان نخستین رئیس‌جمهور رسمی حکومت مجاهدین در افغانستان برگزید.

حکومت مجاهدین در ۵ مهر/میزان ۱۳۷۵ (۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶) کابل را که زیر حملات شدید قرار داشت ترک کرد و این شهر به دست طالبان افتاد. اما ربانی که مقر حکومت را به شهر مزار شریف انتقال داده بود هنوز به عنوان رئیس‌جمهور رسمی افغانستان شناخته می‌شد؛ هرچند به مرور زمان قلمرواش کوچک‌تر می‌شد تا این‌که در اواخر حکومت طالبان، فقط بر سی درصد خاک کشور تسلط داشت و بقیهٔ نقاط به دست طالبان افتاده بود.

با حمله آمریکا به افغانستان و شکست طالبان، حامد کرزی در اجلاس بن رئیس‌جمهور دولت موقت افغانستان شد.
برهان‌الدین ربانی در ۱ دی/جدی ۱۳۸۰ (۲۲ دسامبر سال ۲۰۰۱) طی مراسمی رسمی حکومت را به ادارهٔ موقت افغانستان تحویل داد.

او در انتخابات پارلمانی افغانستان در سال ۱۳۸۴ شرکت کرد و به عنوان نمایندهٔ مردم ولایت بدخشان، عضویت پارلمان افغانستان را به دست آورد.[۱]

ربانی در انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان در سال ۱۳۸۸ از حامد کرزی حمایت کرد.[۱]

ربانی در سال ۱۳۸۶ با جمعی از سران جهادی و احزاب کمونیستی سابق جبهه‌ای به نام جبهه ملی را به منظور اصلاحات سیاسی در کشور تشکیل داد. تقویت نقش جامعه مدنی، دفاع از حقوق بشر و تغییر نظام سیاسی افغانستان از ریاستی به پارلمانی، برخی از خواسته‌های مطرح این حزب بود.[۲] پس از کشته‌شدن برهان‌الدین ربانی برخی چهره‌های مطرح سیاسی همانند احمد ضیاء مسعود، محمد محقق و عبدالرشید دوستم در ۲۰ عقرب/آبان ۱۳۹۰ اقدام به بازسازی این جبهه نموده و جبهه نو ملی افغانستان که به جبهه ملی دوم نیز شناخته می‌شود را تشکیل دادند.[۳] رهبری جبهه ملی دوم در اختیار احمد ضیاء مسعود که داماد برهان‌الدین ربانی و برادر احمدشاه مسعود است قرار گرفت.[۴]

وی از سال ۱۳۸۹ خورشیدی تا پایان زندگی‌اش، ریاست شورای عالی صلح افغانستان که با حکم حامد کرزی تشکیل شده بود را بر عهده داشت.[۵]

پس از مرگ استاد ربانی مسئولیت شورای عالی صلح به بزرگترین فرزندش صلاح الدین ربانی سپرده شد.

این شورا وظیفهٔ مذاکره با گروه طالبان با هدف دستیابی به صلح پایدار و یافتن راهی مسالمت‌آمیز برای پایان دادن به درگیری‌ها در افغانستان را بر عهده دارد.

برهان‌الدین ربانی در ۲۹ سنبله/شهریور ۱۳۹۰ در اثر یک انفجار انتحاری در منزل خود کشته شد.[۶]

در زمان انفجار بمب، تعدادی از اعضای شورای عالی صلح افغانستان در منزل وی با دو نفر از اعضای طالبان در حال گفتگو بودند که یکی از نمایندگان طالبان، مواد منفجره‌ای که در دستارش (عمامه‌ای که بر روی سر می‌بندند) پنهان کرده بود را منفجر می‌کند.[۷]

این نمایندهٔ طالبان، به واسطهٔ معصوم استانکزی رئیس دبیرخانهٔ شورای عالی صلح و رحمت‌الله واحدیار یک عضو این شورا، برای صحبت در مورد تلاش‌های صلح و مذاکره با گروه طالبان به خانه آقای ربانی راه یافته بود.[۸]

برهان‌الدین ربانی از مخالفان طالبان بود و مدتی پیش از مرگش در سخنانی از طالبان به دلیل استفاده از «کودکان» در حملات انتحاری و درگیری‌ها به شدت انتقاد کرده بود.

ربانی، یک هفته قبل از ترور شدنش، برای شرکت در اجلاسی تحت عنوان «بیداری اسلامی» به تهران سفر کرد.[۹] وی در سالروز تولد خود (۲۹ شهریور/سنبله) و در آستانه ۷۱ سالگی بر اثر انفجاری در خانه‌اش در کابل کشته شد.[۱۰]

پایگاه شرق[پیوند مرده]


گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد افغانستان هنگام زمامداری برهان‌الدین ربانیDownloads-icon


اسلام دینی آفرینش‌گرا، یکتاپرستانه[۱][۲] و ابراهیمی است.[۳][۴]
به پیروان اسلام «مسلمان» می‌گویند.[۵] هم‌اکنون اسلام از نظر پیروان عقیدتی از دید شمار رسمی با ۱٫۸ میلیارد نفر پیروان، پس از جمعیت مسیحیان و پیش از خداناباوران، در جایگاه دوم جهان، جای دارد.[۶] برخی از آمار اعلام کردند که دین اسلام در سال‌های آتی، بیشترین جمعیت پیروان را خواهد داشت.[۷]

مسلمانان بر این باورند که خداوند، کتاب قرآن را به محمد «پیامبر اسلام» از طریق فرشته‌ای به نام جبرئیل داده‌است. به باور مسلمانان اسلام کامل‌ترین دین جهان و خدا بر بسیاری از پیامبران، وحی فرستاده و محمد آخرین آنان است. مسلمانان محمد را اعاده‌کننده «بازگرداننده» ایمان توحیدی خالص ابراهیم، موسی، عیسی و دیگر پیامبران می‌دانند و معتقدند که اسلام کامل‌ترین و آخرین آیین الهی است.[۸][۹]

به نوشته پل فریدمن، اسلام به معنی «تسلیم در برابر خداست». طبق قرآن: «اسلام دین قانون و عمل است، نه ریاضت و رهبانیت. تشویق به کمک به فقیران می‌کند ولی تشویق به ترک دنیا نمی‌کند.» طبق متون مکتوب کتاب قرآن، اسلام افراد را از شراب‌خواری و قمار منع می‌کند و مسلمانان موظف هستند از خوردن غذای حرام خودداری کنند. مسلمانان می‌توانند مستقیماً با خدا راز و نیاز کنند و لزوماً نیازی به واسطه فیض نیست. مسجد تنها مکان تجمع است. اسلام، پس از ظهور به سرعت دینی فراگیر شد و مردم را با دعوت و جزیه به مسلمان شدن تشویق کرد.[۱۰] طبق کتاب قرآن اجباری در داخل‌شدن و ورود به دین اسلام نیست «لا اکراه فی الدین» اما محدودیت‌های دینی برای اقلیت‌های دینی در جوامع اسلامی بسیار دیده می‌شود.[۱۱][۱۲][۱۳]

دین اسلام حدود یک میلیارد و هشتصد میلیون نفر پیرو دارد که دومین دین پرجمعیت دنیا به‌شمار می‌آید. اسلام سریع‌ترین دین از لحاظ گسترش و رشد در میان ادیان جهان است.[۱۴] گستره جغرافیایی اسلام از صحرای بزرگ آفریقا تا جنوب شرق آسیا است، همچنین جوامع اقلیت‌های مسلمان نیز در سرتاسر جهان پراکنده هستند. در جهان غرب و کشورهای جهان اول، اسلام کماکان درحال افزایش است.[۱۵] اسلام دومین یا سومین دین پرجمعیت در اروپا و قاره آمریکا می‌باشد.[۱۶]

ربانی

بعد از فتح شاهنشاهی هخامنشی توسط اسکندر مقدونی زبان و فرهنگ یونانی در منطقه رواج پیدا کرد، هرچند زبان‌های خاورمیانه و مراکز سنتی دینی جایگاهشان را از دست ندادند. روم در مدیترانه شرقی میراث‌دار یونانیان شد و از زبان یونانی را به عنوان زبان اداری شرق امپراتوری حفظ کرد. در این دوره در خاورمیانه غربی مثل اورشلیم و پالمیرا، فرهنگ‌های ترکیبی به وجود آمد اما ارتباط با سنت‌های دینی پیشین از بین نرفت. مسیحیت در این شرایط به وجود آمد؛ هرچند این دین بر محوریت یک یهودی آرامی‌زبان به نام عیسی شکل گرفت اما پولس بر آن تأثیر بیشتری گذاشت. تا قرن چهارم میلادی دولت روم یک کلیسای رسمی مسیحیِ یونانی‌مآب ایجاد کرد و تلاش آن‌ها برای تحمیل این مسیحیت بر مسیحیان غیریونانی‌زبان خاورمیانه، باعث مقاومت از جانب آن‌ها شد؛ این مقاومت بیشتر از نظر دینی و به خصوص دربارهٔ ماهیت شخص عیسی بود. اسقف‌های سوری و مصری[الف] بر الوهیت عیسی تأکید داشتند اما افرادی مثل تئودور موپسوئستی و نستوریوس معتقد بودند او جنبه‌های الهی و انسانی داشته‌است. سرانجام اینان نتوانستند به توافق برسند و سه کلیسای سریانی، قبطی و مشرق شکل گرفتند؛ کلیسای مشرق — که برخلاف آن دو کلیسا، پیرو نستوریوس بود — نه در روم که شاهنشاهی ساسانی واقع شده بود و شاهان ایران بنا به دلایل سیاسی از ایشان طرفداری می‌کردند. اکثر پیروان کلیسای مشرق در بین‌النهرین ساکن بودند.[۱۷]

اعراب شمالی به مرور پیرو مسیحیتِ کلیساهای خاورمیانه شدند؛ در شام غسانیان کلیسای سریانی و در بین‌النهرین لخمیان کلیسای مشرق را انتخاب کردند.[ب] کلیسای مشرق تقریباً در هر نقطه‌ای که قدرت پادشاهان ایران می‌رسید، سکونتگاه‌های مسیحی ایجاد و کیش خود را تبلیغ می‌کرد؛ جمله در بحرین، عمان و یمن. یمن در واقع مهم‌ترین مرکز مسیحیت شبه‌جزیره عرب در قرون ۵ و ۶ میلادی بود اما به کلیساهای قبطی و سریانی نزدیکی بیشتری داشت. برخی از ساکنان عربستان نیز دین سنتی خود را حفظ کرده بودند. به علاوه، قبایل یهودی مثل بنی‌قریظه نیز در آن منطقه زندگی می‌کردند. در یمن دینی یکتاپرستانه با محوریت خدایی به نام «رحمانان» وجود داشت. «مشرکان» و بت‌پرستانی که قرآن از آن‌ها سخن گفته، احتمالاً پیرو ادیان گوناگونی بوده‌اند. قرآن تعدادی از این خدایان را نام برده: لات، عزی، منات، ود، سواع، یغوث و غیره؛ هبل مهم‌ترین خدای قریش بود. کعبه از جمله مراکز پرستش این خدایان بود. بسیاری از خدایان عرب (و دیگر خدایان سامی) با اجرام آسمانی مرتبط بودند.[۱۸]

پیش از اسلام نیز گرایش‌های مخالفت با بت‌پرستی و نمایش خدا در شمال غرب شبه‌جزیره عرب وجود داشت که البته بیشتر در قالب عدم‌نمایش خدا به صورت انسانی نمود پیدا می‌کرد و به عنوان مثال در برخی موارد قطعه سنگ‌هایی را نماینده خدای مدنظر خود می‌دانستند. به‌طور کلی مخالفت با بت‌پرستی و نمایش خدا پدیده رایجی در جهان باستان بوده‌است. گروهی در فنیقیه به سمت خدایی نامرئی که روی یک صندلی نشسته بود عبادت می‌کردند. حج نیز در عربستان پیش از اسلام وجود داشت و اغلب در ماه ذی‌الحجه از مکان‌های مقدس که یکی از مهم‌ترین آن‌ها کعبه بود، بازدید می‌کردند. در واقع پیش از اسلام در شبه‌جزیره عرب «کعبه‌های» زیادی که به کعبه مشهور واقع در مکه شباهت داشتند، وجود داشت. طواف مکان‌های مقدس و قبور اجداد نیز از دیگر از سنت‌های اعراب بود. طواف گاه به نشانه کنار گذاشتن گناه، برهنه انجام می‌شد تا اینکه آن را در سال نهم هجرت ممنوع کردند. اعراب علاوه بر کعبه‌ها، معابد دیگری هم داشتند و قربانی‌کردن حیوانات از رسوم این معابد بود. علاوه بر یهودیان و تا حد کم‌تری مسیحیان و یکی از ادیان عربستان جنوبی، نشانه‌های دیگری هم از توحید در خاورمیانه باستان، به خصوص پالمیرا، یافت شده‌است. در سنت اسلامی نیز به گروهی یکتاپرست به نام «حنفا» (مفرد: حنیف) اشاره شده‌است. به‌طور دقیق مشخص نیست اینان که بودند اما در سریانی به مشرکان، «حنپا» گفته می‌شد، هر چند قرآن با لحن مثبتی از آن‌ها یاد کرده‌است. مسلمانان اعتقاد دارند محمد قبل از اسلام، «حنیف» بوده‌است.[۱۹]

اسلام در زبان عربی از ریشه «س-ل-م» است و معنی لغوی این ریشه «سالم شدن» و «رهایی یافتن از آفات» است.[۲۰][۲۱] واژه «سلام» نیز مشتق شده از همین ریشه است.[۲۲][۲۳] با توجه به معنی اسلام، «مُسلِم» «در فارسی: مسلمان» یعنی کسی که خدا را خالصانه و بیریا می‌پرستد و اختیار خود را تسلیم امر و نهی او می‌کند.[۲۴]

معارف اسلامی به سه بخش کلی تقسیم می‌شوند:

عقاید را در علم کلام، احکام را در علم فقه و اخلاق را در علم اخلاق شرح و بسط می‌دهند.[۲۵]

از بنیادی‌ترین باورهای مسلمانان تحت عنوان اصول دین یاد می‌شود.
اصول دین نزد مسلمانان سه عدد هستند[۲۶] اعتقاد به هر کدام از این اصول، باورهایی را به عنوان زیر شاخه موجب می‌شود:

در میان این اصول آنچه ریشه بقیه‌است، توحید می‌باشد، به‌طوری‌که دین شناسان مسلمان می‌کوشند تا با اثبات آن بقیه اصول و فروع را ثابت کنند.[۲۷]

شیعیان علاوه بر این سه اصل، به عدل و امامت نیز به عنوان اصل‌های چهارم و پنجم معتقدند.

الله نام خدا در قرآن و نوشتارهای اسلامی است. با این حال فارسی زبانان معمولاً از واژهٔ خدا استفاده می‌کنند.
به باور مسلمانان خداوند در اسلام به زبان اصلی که همان زبان عربی فصیح «زبان قرآن» است ۱۰۰۱ نام دارد که یک نام خداوند، اسم اعظم است. بیشتر اسامی خدا، در اسلام، نشان‌دهندهٔ برتری مطلق است.[۲۸]

شناخت خداوند اصلی‌ترین باور مسلمانان است و همین موضوع است که این دین را در میان سایر ادیان ابراهیمی متمایز ساخته‌است. خلاصه باور مسلمانان به خدا را می‌توان در جمله‌ای از قرآن دید[۲۹] که در آن گفته می‌شود:

ِ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیر (ترجمه: هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست)[۴۲–۱۱]

که در تفسیر آن از علی بن ابی طالب نقل شده که آن را توصیف قابل قبول خدا دانسته‌است[۳۰] و مفسرین هم به تبعیت از وی گفته‌اند: «این جمله در حقیقت پایه اصلی شناخت تمام صفات خدا است که بدون توجه به آن به هیچ‌یک از اوصاف پروردگار نمی‌توان پی برد»[۳۱]

پذیرش اسلام از سه روش امکان دارد:
گفتن شهادتین، با انجام دادن کارهای ویژه مسلمانان، اسلام با پیروی از اعمال مسلمانان.[۳۲]
شهادتین: «اشهد ان لا اله الا الله» و «اشهد ان محمدرسول الله»

قرآن، کتاب مقدس مسلمان است و به زبان عربی نوشته شده‌است، که طبق مندرجات آن و باور مسلمانان توسط جبرئیل به محمد فروفرستاده شد. به اعتقاد مسلمانان «قرآن وحی نامه اعجازآمیز الهی است، که به زبان عربی واژه به واژه توسط فرشته وحی، جبرئیل، از جانب خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پیامبر اسلام هم اجمالاً یکباره، و هم کم‌کم در طول ۲۳ سال نازل شده‌است.»[۳۳]

این کتاب معتبرترین متن دینی نزد مسلمانان است و مسلمانان آن را «معجزه» و «سند اثبات پیامبری» محمد می‌دانند.[۳۴]

اغلب مذاهب اسلامی بر درستی متن آن اتفاق نظر دارند و اختلافات در نحوه خواندن متن، تفسیر و گاهی، ترتیب آن است. میزان این اتفاق نظر به اندازه ایست که شیعیان دوازده‌امامی ایران و اهل سنت عربستان رسم‌الخط واحدی از قرآن را به‌کار می‌برند.[۳۵] مسلمانان روی بی‌خطابودن قرآن تأکید دارند.[۳۶]
مفسرین اهل سنت به صورت تاریخی همواره معتقد بودند که آیات قرآنی که در امروزه در دست ما است دقیقاً همان چیزی است که محمد بیان کرده‌است و هیچگونه تغییری اعم از حذف یا اضافه در آن صورت نگرفته‌است. مسلمانان قرآن را کتاب مقدس دین خود می‌دانند و از آن با القابی چون «کریم» و «مجید» یاد می‌کنند. قرآن، خود را به عنوان «لوح حفاظت شده» «(به عربی: «اللَوح المحفوظ»)[۳۷]» می‌خواند.∗

از دیدگاه مسلمانان، اسلام خاتم ادیان الهی است. خاتمیت به این معناست که اسلام در بر دارنده تمام آن مطالبی است که باید از طریق وحی برای انسان بیان شود.[۳۸] قرآن دین اسلام را به عنوان خاتم ادیان الهی معرفی می‌کند:

یعنی اگر شریعت اسلام را در یکسو و سایر شرایع آسمانی را که برای سراسر حیات بشر در دوران‌های گذشته مقدّر شده‌است در طرف دیگری بگذاریم، شریعت اسلام از همه آن‌ها استوارتر است که این خود معنی خاتمیت و شریعت آخرین است.[۳۹]

به جهانیان بگو: پروردگار مرا به راهی راست رهبری فرموده و آن دینی است قیم و زوال‌ناپذیر که بنیادش از همان سنت و رویه ابراهیم است.[۴۰]
در سوره بینه پس از آنکه می‌فرماید “مشرکین دست از عقیده باطل خود برنمی‌دارند جز آنکه فرستاده خدا با آیات و بینات فرا رسد و آیات کتاب قیم را برایشان بخواند. اینان دستوری ندارند جز آنکه خدای را با نیت پاک پرستش کنند، نماز بخوانند و…، می‌فرماید: ذلِکَ دِینُ الْقَیمَة.
این آیین –اسلام- دینی است قیم و زوال‌ناپذیر.[۴۱]

وَ مَنْ یبْتَغِ غَیرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِین.

هر که جز آیین اسلام در جستجوی آیین دگر آید، تا اید و انقراض جهان از او پذیرفته نیست و بروز رستاخیز از زیان‌کاران است.[۴۲]

الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً.

امروز که پیامبر اسلام عهده‌دار هدایت بشر است، دین را برای شما تکمیل و نعمت را برای شما تمام کردم، و خشنودم که برای همیشه بر دین اسلام باقی باشید.[۴۳]
روشن است که آیات فوق آیین اسلام را پابرجاترین راه هدایت و دین قیم و زوال‌ناپذیر و گرویدن به غیر آن را تا انقراض جهان غیرقابل‌قبول دانسته و او را کمال و بلوغ دیانت و تمام نعمت معرفی کرده‌است.

إِنَّ هَذَا الْإِسْلَامَ دِینُ اللَّهِ الَّذِی اصْطَفَاهُ لِنَفْسِهِ… ثُمَّ جَعَلَهُ لَا انْفِصَامَ لِعُرْوَتِهِ وَ لَا فَکَّ لِحَلْقَتِهِ وَ لَا انْهِدَامَ لِأَسَاسِهِ وَ لَا زَوَالَ لِدَعَائِمِهِ وَ لَا انْقِلَاعَ لِشَجَرَتِهِ وَ لَا انْقِطَاعَ لِمُدَّتِهِ[۴۴]}[۴۵]

اسلام همان آیینی است که پروردگار بزرگ آن را در میان ادیان برگزیده و قوانین آن را به اندازه‌ای استوار فرموده که دستاویز آن پایان ناپذیر و حلقه‌اش گسستنی نیست. اساس و بنیادش انهدام نمی‌پذیرد و ارکانش زایل و نابود نمی‌گردد. درختش هرگز از ریشه بیرون نیاید [این چنین] مدنش نیز هیچ وقت پایان نمی‌پذیرید.[۴۶]

در قرآن، اسلام نسبت به ادیان ابراهیمی جدیدترین «آخرین» و کاملترین دین است.[۴۷] دین اسلام حدود یک میلیارد و هشتصد میلیون نفر پیرو دارد که دومین دین پرجمعیت دنیا به‌شمار می‌آید.[۴۸] «البته لازم است ذکر شود که ادیان بابیه، ایزدی، دروز، راستافاری، صابئه، شَبَک جز ادیان ابراهیمی هستند و پس از اسلام ظهور کردند.[۴۹][۵۰][۵۱][۵۲][۵۳][۵۴]» طبعاً با توجه به مجازات سختگیرانه اعدام برای خارج شوندگان از دین، این آمار حتی شامل کسانی که نمی‌توانند خروج خود را از اسلام علنی کنند، نیز می‌شود. بیشتر کشورهای عربی با حاکمیت دینی پایین‌ترین رده‌ها در آمار مردم‌سالاری در حکومت هستند.[۵۵][۵۶][۵۷][۵۸]

اوقات شرعی، به زمانهای مشخص و دقیقی از شبانه روز، گفته می‌شود که شخص دین‌دار، در آن زمان‌ها، رفتار دینی زمان‌دار خود را انجام می‌دهد. محاسبه دقیق زمان‌های شرعی، از دیرباز، نزد منجمان، رایج بوده‌است.[۵۹]

اهل‌سنت، بر این باور هستند که بعضی عبارات اذان، مانند «الصلاة خیر من النوم» را عمربن‌خطاب افزوده‌است.[۶۰] این در حالی است که شیعیان اذان را عبادتی می‌دانند که از جانب خدا تعیین گردیده و تغییر در جملات اذان را بدعت می‌دانند، شیعیان همچنین از لفظ اشهد ان علی ولی‌الله و اشهد ان علی حجت‌الله در اذان استفاده می‌کنند ولی هیچ دلیلی از محمد مبنی بر کاربرد این الفاظ در اذان ثابت نشده‌است[۶۱] همچنین عقیدهٔ شیعه این است که محمّد پیش از هجرت، برای تمام نمازهای واجب خود، اذان می‌گفته‌است.[۶۲] در ایران، اغلب اذان را در آواز بیات ترک در گوشه روح‌الارواح می‌خوانده‌اند. در مراسم تعزیه، اگر اذان گفته شود، به آواز کردی است.[۶۳]
اولین اذان سال در یکم هجری و در مدینه بود. در مسند ابوداود به اسناد صحیح از عبدالله‌بن‌زیدبن‌عبدربه انصاری آمده که او برای اولین بار پیشنهاد اذان را به محمد داده و محمد از او پذیرفته‌است.[۶۴]

ابوالقاسم محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم «‎۵۷۰–۶۳۲»، بنیان‌گذار و پیامبر دین اسلام است.[۶۵][۶۶]
دربارهٔ زندگی محمد گزارش‌های فراوان و روشنی در متون تاریخی آمده‌است، ولی مانند هر شخصیت مهم تاریخی پیش از دنیای مدرن، تمام جزئیات زندگی او مشخص نیست. از این‌روی که محمد، از تأثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ بشری است. زندگانی، اعمال و افکار او در طی قرن‌ها، بین موافقان و مخالفانش محل اختلاف و منازعه بوده‌است. در دوران جوانی‌اش، او را امانت‌دار می‌دانستند و «محمد امین» خطاب می‌کردند.[۶۷]

در قرون وسطی، محمد در تصور عمومی غربیان بت یا خدایی پنداشته می‌شد که توسط مسلمانان پرستیده می‌شود. پس از اصلاحات پروتستانی، تصور غرب از محمد تغییر کرد، و در نگاه عمومی آنان به شخصی متقلب، مکار و خودخواه تبدیل شد.[۶۸]

در جوانی همراه گروهی از جوانان قبایل ده‌گانه مکه، درصدد برآمده بودند تا با ایجاد گروهی از پاسبان‌های داوطلب، اجازه ندهند تا حق ستم‌دیدگان توسط ستم‌کاران پایمال شود. نام پیمان این نیروهای داوطلب حلف‌الفضول «پیمان جوانمردان»، و محمد از شمار مؤسسان آن بود. او به این موضوع، که در جوانی در چنین نیرویی عضویت داشته‌است افتخار می‌کرد.[۶۷]

خدیجه همسرش، نخستین کسی بود که به وی ایمان آورد و پس از وی علی بن ابیطالب پسر عمو، و زید بن حارث غلام خدیجه. شیعیان بر این باورند که طبق اسناد و مدارکی؛ محمد بارها در معرض عموم علی را به عنوان جانشین خود انتخاب کرده که از مهم‌ترین این اسناد به «زمان دعوت از نزدیکان» «عشیره الاقربین»، و به آخرین سفر حج در غدیر خم اشاره می‌کنند و می‌گویند که در آن زمان حتی عمر و ابوبکر و دیگر صحابه با علی بیعت کرده‌اند. سنی‌ها این قضیه را منکرند، ولی علی را نیز همچون دیگر صحابه محترم می‌شمارند.[۶۹][۷۰][۷۱][۷۲] و نیز گفته می‌شود که جعفر ابن ابوطالب، زید «تنها مسلمانی که بجز محمد، نامش در قرآن آمده»، ابوذر، ابوبکر و زبیر نیز از جمله دیگر نخست ایمان آورندگان به اسلام بودند.[۷۳]

اولین مسلمانان

پس از محمد اولین زن، خدیجه همسر وی، و اولین مرد، علی امام اول شیعیان، و سپس ابوبکر، زید بن حارثه، ابوذر غفاری، سعد بن ابی‌وقاص، لبابه دختر حارث، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبیده جراح، عبدالله بن مسعود، عمار بن یاسر و سمیه مادر وی، در منابع با اختلاف در پسی و پیشی ذکر شده‌اند.[۷۴]

محمد تا سه سال پس از بعثت دعوت خود را آشکار نکرد. وی در حق عمر بن خطاب و عمر بن هشام «ابوجهل» دعا کرد تا مسلمان شوند. ابوجهل پس از گفتگو با محمد، با گروهی از یارانش به کعبه رفت و برای نخستین بار به عنوان یک مسلمان طواف و مراسم حج به جای آورد.[۷۵] پس از آن به کوه صفا رفت، و تمام قریش را به پذیرش اسلام فراخواند.[۷۶]

پس از مدتی سران قریش تصمیم به مقابله با وی گرفتند. اولین اقدام آن‌ها گفتگو با ابوطالب بود.[۷۷][۷۸][۷۹] سران قریش پس از آنکه کمک خواستن از ابوطالب را بیهوده دیدند، تصمیم به یاری جستن از یهودیان مدینه گرفتند، ایشان، سه سؤال را برای پرسش از محمد، مطرح کردند و گفتند اگر وی پاسخ را بداند، در پیامبری او شکی نیست. محمد درست زمانی که سران قریش احساس پیروزی می‌کردند، پاسخ آن پرسش‌ها را داد.[۸۰][۸۱]

بر پایهٔ روایت‌های اسلامی، قریشیان برای کشتن محمد نقشه‌ای را طرح کردند. محمد به کمک علی ایشان را گمراه کرد، و به همراه ابوبکر از مکه بیرون رفت.[۸۲] به این سان، در سال ۶۲۲ میلادی «برابر با سال سیزدهم پس از آغاز دعوت خود» وی به مدینه که آبادی بزرگی بود هجرت کرد. همراهانی که با وی از مکه به مدینه مهاجرت کردند مهاجران، و مردم یثرب که محمد و مهاجران را یاری رسانده بودند انصار نامیده شدند. این هجرت مبدأ تقویم اسلامی شد.[۸۳]

ربانی

به نوشته محمود طالقانی مسلمانان، معتقد به ذکر مشخصات پیامبری محمد در کتاب‌های مقدس پیش از او هستند. او سبب هجرت اقوامی از یهودیان را به سرزمین حجاز، و سکونت در دهکدهٔ گمنام و بی‌نام و نشان یثرب را ناشی از همین پیش‌بینی‌ها و پیش‌گویی‌ها می‌داند.[۸۴] در حالی که یهودیان و مسیحیان چنین موضوعی را نپذیرفتند.

محمد چند ماه پس از حجة الوداع مریض شد، و چند روزی از سردرد و ضعف رنج برد.[۸۵] در روزی دوشنبه که محمد سخت بیمار بود و نتوانست از خانه بیرون رود، ابوبکر به پیش‌نمازی با مسلمانان نماز خواند.[۸۶]
محمد سرانجام در همان روز دوشنبه ۲۸ صفر[۸۷] برابر با ۸ ژوئن ۶۳۲، در حالی که ۶۳ سال زیسته بود درگذشت.[۸۵] پس از درگذشت محمد، ابوبکر وارد مسجد شد و آیه‌ای از قرآن را با این مضمون خواند: «محمد نیست مگر فرستاده‌ای که پیش از او فرستادگان آمده و رفته‌اند؛ پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود به سوی گذشتگان‌تان بازخواهید گشت؟ و هر کس بازگردد به خدا آسیبی نمی‌زند، و خدا سپاس‌گزاران را پاداش می‌دهد. سپس گفت:

ای مردم، هر کس محمد را می‌پرستد، پس بداند همانا محمد مرده‌است و هر کس خدای محمّد را می‌پرستد، بداند که او زنده‌ای است که هرگز نمی‌میرد.[۸۵][۸۸]

او را در خانه عایشه همسرش دفن کردند. مسجدی که بعدها به محل دفنش افزوده شد، به زیارتگاه مسلمانان تبدیل شد.[۸۹]»[آل‌عمران ۱۴۴]

علاوه بر روایت کلاسیک از تاریخ اسلام، پاتریشیا کرون، مایکل کوک و بسیاری دیگر از محققان، بر اساس متن و تحقیقات باستان‌شناسی، تصور کرده‌اند که «مسجدالحرام» در مکه واقع نشده‌است، بلکه در شمال غربی شبه جزیره عربستان واقع شده‌است.[۹۰][۹۱][۹۲][۹۳] دن گیبسون اظهار داشت که اولین مساجد اسلامی و جهت‌های گورستان (قبله) نشان داد پترا، محمد اولین افشاگری‌های خود را در اینجا دریافت کرد و اسلام در اینجا برقرار شد.[۹۴] رابرت برترام سرژانت در ژورنال جامعهٔ شرق‌شناسی آمریکا این نظریه را یک جدال سردرگم و غیرمنطقی توصیف کرد که به دلیل درک نادرست پاتریشیا کرون از متون عربی، عدم آشنایی با جامعهٔ عربستان، و سوءتعبیر از نوشته‌های دیگر به نفع نظریهٔ خود پیچیده‌تر شده‌است.[۹۵]

ابوبکر، از صحابه[۹۶] و دوستان محمد،[۹۷][۹۸][۹۹] برای نخستین بار، لقب «صدیق» را از او دریافت کرد.[۹۸] او، هنگامی که اسلام را پذیرفت، حدود ۴۰ سال سن داشت.[۱۰۰]

پس از درگذشت محمد، اتحاد میان مهاجران، به خصوص زمینه‌سازی عمر و ابوعبیده بن جراح، کار را برای تصدی مقام خلافت توسط ابوبکر، هموار کرد. هر چند منذر بن ارقم در دفاع از علی بن ابیطالب سخن راند، ولی عدم حضور بنی هاشم باعث شد تا سرانجام، در حالی که علی بن ابیطالب، به تغسیل و تدفین ایشان مشغول بود[۱۰۱] اهل سقیفه کار را تمام کرده و از هر عملی که موجب سستی پایه‌های بیعت با ابوبکر شود، جلوگیری کنند.[۱۰۲]

عمر بن خطاب (به عربی: ابو حفص عمر بن الخطاب بن نفیل بن عبد العزی)، از قدرتمندترین خلفای راشدین و فرمانروایان مسلمان در طول تاریخ اسلام می‌باشد[۱۰۳] که تحت فرمان او، سرزمین بین‌النهرین و سوریه را فتح شده و استیلای بر پارس و مصر آغاز شد.[۱۰۴][۱۰۵][۱۰۶] عمر پس از ابوبکر در سال ۶۳۴ میلادی، به خلافت رسید و نخستین کسی بود که لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید.[۱۰۷][۱۰۸] در منابع اهل تسنن ادعا شده‌است، در سال هفتم پس از مرگ محمد، عمر با ام کلثوم دختر علی ابن ابی طالب ازدواج کرد.[۱۰۹][۱۱۰] ولی شیعیان ادعا می‌کنند که عمر قاتل فاطمه زهرا است و علی دخترش را هرگز به ازدواج قاتل همسرش درنیاورد.[۱۱۱] عمر بن خطاب، در طول ده سال خلافت خود، زندگی اقتصادی ساده‌ای داشت و از تجمل گرایی سخت متنفر بود. از جمله خصوصیات عمر بن خطاب سختگیری او دربارهٔ غیر عرب بود؛ به عنوان مثال چنانچه در منابع اهل سنت ذکر شده‌است وی دستور داده بود که سهم بیت المال غیر عرب‌ها برابر سهم بردگانِ عرب باشد[۱۱۲] و نیز اگر مرد عرب از عجم زن گرفت و بچه‌ای از این ازدواج به دنیا آمد، چنانچه آن بچه در بلاد عرب به دنیا بیاید از پدرش ارث می‌برد و اگر در سرزمین غیر عرب به دنیا بیاید از پدرش ارث نمی‌برد[۱۱۳] ویا از ورود غیر عرب‌ها به پایتخت حکومت اسلامی که شعار برابری نژادها را داشت[۱۱۴][۱۱۵] منع کرد[۱۱۶] او توسط یک ایرانی به نام پیروز نهاوندی کشته شود.[۱۰۵]
عمر، در آخرین روزهای عمر خود، شش تن از صحابه را مأمور نمود تا در مدت سه روز خلیفه سوم را تعیین کنند.
این شش تن، عبارت بودند از: علی بن ابیطالب، عثمان بن عفان، عبدالرحمن بن عوف، زبیر بن عوام، طلحة بن عبید اللّه و سعد بن ابی‌وقاص. عمر چنین دستور داد که: «اگر چهار نفر نظری دادند و دو نفر مخالف شدند، آن دو نفر را گردن بزن و اگر سه نفر توافق کردند و سه نفر مخالفت نمودند، سه نفری که عبد الرحمان در میان ایشان نیست، گردن بزن، و اگر سه روز گذشت و بر کسی توافق حاصل نکردند، همه ایشان را گردن بزن».[۱۱۷] در این سه روز مذاکرات زیادی انجام شد و نتیجه بین علی و عثمان مردّد شد. سرانجام، عبدالرحمن، عثمان را انتخاب کرد و عثمان، به خلافت رسید.[۱۱۸]

بخشش فراوان عثمان از بیت المال به خویشاوندانش[۱۱۹] که پیشاپیش توسط خلیفهٔ دوم پیش‌بینی شده بود،[۱۲۰][۱۲۱] و مال اندوزی او،[۱۲۲][۱۲۳] از علل طغیان مردم علیه او به‌شمار می‌رود. علاوه بر این دلایل، علی بن ابیطالب، بی‌تابی مردم در برافکندن عثمان از خلافت را دلیل دیگری بر قتل عثمان می‌داند.[۱۲۴]
پس از کشته شدن عثمان به دست شورشیانی از مصر و کوفه و بصره، نظرها بر علی و طلحه بود. در این میان اهالی مصر متمایل به طلحه بودند و انصار، بصریان و کوفیان تمایل بر خلافت علی داشتند.

سرانجام، ابوالحسن علی ابن ابی طالب در ۱۹ ذیحجه سال ۳۵ برابر ۱۸ ژوئن ۶۵۶، به خلافت برگزیده شد.[۱۲۵]

علی علاوه بر اینکه در مسائل شرعی «به‌خاطر وقوف بسیار زیاد او بر قرآن و سنت»[۱۲۶] و در فقه، تفسیر، سیاست، محل رجوع مسلمین «به خصوص خلیفه دوم» بود[۱۲۷][۱۲۸][۱۲۹][۱۳۰] در سخنوری و ادبیات نیز چیره بود.
مرتضی مطهری به نقل از محمد عبده سخن او را شیواترین سخن پس از قرآن می‌داند.[۱۳۱][۱۳۲] به‌طوری‌که وابستگان بنی امیه، گفتارش را از حفظ می‌کردند، تا بیانشان شیوا شود.∗ بخشی از گفتارها و نوشتارهای وی در کتابی به نام نهج البلاغه جمع‌آوری شد. به گفتهٔ اروینگ، علی، شخصی دلیر، سخنور و بخشنده بود.[۱۳۳]

پس از صلح حسن و معاویه، حکومت به بنی امیه و سپس به بنی عباس رسید. عبدالرحمان سوم و جانشینانش در آندلس، فاطمیان، حفصیان و مرینیان نیز خود را جانشین محمد می‌دانستند. سلاطین عثمانی هیچ‌گاه رسماً خلیفه نبودند. تنها عبدالمجید دوم از ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۴ خود را خلیفه تمامی مسلمانان خواند.[۱۳۴]

مسلمانان به دو مذهب عمده شیعه و سنی بخش می‌شوند. هر یک از این دو فرقه انشعاباتی دارند. برای نمونه صوفی‌گری در میان شیعه و سنی وجود دارد.[۱۳۵]

اهل سنت بر این باورند که محمد، پس از خود جانشینی تعیین نکرد و پس از فوت محمد مسلمانان آن زمان بر اساس شورا یک تن را به عنوان خلیفه مسلمین انتخاب کرده‌اند.[۱۳۵] در آغاز در سقیفهٔ بنی ساعده، ابوبکر را که از صحابه «یاران» و نزدیکان محمد بود و در میان مسلمانان محبوبیت و اعتبار زیادی داشت، برای خلافت پس از محمد بر جامعه نوبنیاد مسلمانان انتخاب کردند.[۱۳۵]

فقه اهل سنت به چهار مکتب فقهی عمده که عبارتند از: حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی تقسیم می‌گردند.[۱۳۶]

شیعیان بر این باورند که امام و جانشین محمد از راه نص شرعی تعیین می‌شود و امامت علی، نخستین امام شیعیان و دیگر امامان شیعه نیز از راه نص شرعی ثابت شده‌است.[۱۳۷] اصول دین در تشیّع پنج‌گانه است و علاوه بر سه اصل دین توحید، نبوت و معاد، به دو اصل دیگر یعنی عدل و امامت نیز باور دارند:

مهم‌ترین مذاهب شیعه، عبارتند از: دوازده‌امامی، اسماعیلیه، زیدیه، کیسانیه، واقفیه و فطحیه.[۱۳۵]

برخی ادعا دارند که: محمد زمانی که در مدینه بود، برای سران امپراتوری‌های جهان «زمامداران» نامه نگاری کرد و آن‌ها را به اسلام دعوت نمود. یکی از این نامه‌ها خطاب به خسرو پرویز شاه ایران بود.[۱۳۸]

پس از درگذشت محمد، مسلمانان در زمان خلیفه دوم به فرمان عمر، به ایران حمله کردند؛ و طی تقریباً ۱۰ سال ایران جز نواحی گیلان و مازندران گشوده شد.

اسلام به سرزمین‌هایی با زبان و فرهنگ متفاوت پا گذاشت. مردمان این سرزمین‌ها برای فهم بیش‌تر قرآن به فراگیری زبان عربی پرداختند. به این ترتیب، برای نخستین‌بار یک زبان بین‌المللی در گسترهٔ وسیعی از جهان رایج شد که به گسترش دانش کمک زیادی کرد. زبان مشترک باعث شد که هیچ دانشمندی در سرزمین‌های اسلامی، احساس غربت نکند و برای دانش‌اندوزی به شهرهای مختلف سفر کند. نگارش کتاب به زبان عربی باعث شد هر دانشمندی از دستاوردهای علمی دانشمندان دیگر آگاه شود و ارتباط علمی، که برای پیشرفت دانش اهمیت زیادی دارد، امکان‌پذیر شود. ترجمهٔ آثار علمی تمدن‌های پیشین به عربی باعث شد که برای نخستین بار بخش عمده‌ای از دستاوردهای علمی و فرهنگی بشر تا آن زمان، کنار هم قرار گیرد.[۱۳۹]

بعضی نویسندگان غربی دربارهٔ سهم اسلام در تمدن جهان نوشته‌اند. از جمله ناصرالدین صاحب زمانی در کتاب خداوند دو کعبه، صص:۲۲۹–۲۲۶ دربارهٔ کتابی با عنوان «سهم اسلام در تمدن جهان»، تألیف استانوود کاب می‌نویسد: «۵ ماه پیش از سفرم به بُستُن، در فروردین ۱۳۴۶ در کتابخانهٔ مسجد زیبای واشینگتن، به کتاب کوچکی از یک نویسندهٔ آمریکایی برخوردم که از جهاتی چند دارای گیرایی خاص بود. کتاب نوشتهٔ استن وود کاب سهم اسلام در تمدن جهان نام دارد «Islamic contribution to civilization» و یکی از کم نظیرترین کتاب‌هایی به‌شمار می‌رود که در کمال اختصار، لیکن با رسایی و دیدی وسیع و جامع، دربارهٔ اهمیت تمدن اسلامی برای تاریخ و فرهنگ انسانی، به یک زبان زندهٔ غربی، تا آنجا که نویسنده آگاهی دارد، تاکنون تدوین یافته‌است.»[۱۴۰]

پیروان اسلام بیش از یک میلیارد و هشتصد میلیون نفر تخمین زده می‌شوند که پیرو آیین محمد فرزند عبدالله از مردمان حجاز و آیینی با قدمت بیش از ۱۴۴۰ سال (سال قمری) هستند. مسلمانان جهان در اعتقاد به پیامبری محمد بن عبدالله به عنوان آخرین پیامبر آسمانی (خاتم‌الانبیاء)، قرآن (کتاب مقدس اسلام)، قبله و بسیاری از احکام شریعت اسلام، اشتراک عقیده دارند. بیشتر کشورهای اسلامی در خاورمیانه، آسیای میانه، شمال آفریقا، و جنوب شرقی آسیا هستند. اندونزی پرجمعیت‌ترین کشور اسلامی است. همهٔ کشورهای اسلامی در سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی عضویت دارند.[۱۴۱] اکثر کشورهای جهان اسلام آمار پایینی در مردم سالاری و آمار بالایی در استبداد، تمامیت‌خواهی، یکّه‌سالاری و خودکامگی دارند.[۱۴۲][۱۴۳][۱۴۴][۱۴۵][۱۴۶][۱۴۷] در جهان عرب جمعیت خداناباوران در حال افزایش است.[۱۴۸][۱۴۹][۱۵۰][۱۵۱][۱۵۲]

جدول کشورهای اسلامی بر اساس جمعیت[۱۵۳]

نقد اسلام عموماً به نقد دین اسلام در باورها، اصول یا هر عقیده مرتبط با اسلام گفته می‌شود که از همان اولین مرحله‌های شکل‌گیری آن وجود داشته‌است. اولین نقدهای نوشتاری توسط مسیحیان و یهودیان نوشته شده، یا همانند مسلمان سابق ابن راوندی. تا قبل از قرن نهم میلادی، برخی اسلام را به‌عنوان شاخه‌ای رادیکال از بدعت‌گذاری در مسیحیت می‌شناختند.[۱۸۲]

هلال ماه و ستاره «گاهی چندین ستاره» یک نشان باستانی است که طی دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ مجدداً به عنوان نماد اسلام یا جامعه اسلامی شناخته شد. این نشان در پرچم بسیاری از کشورهایی که اکثریت مردم، مسلمان هستند همچون ترکیه، آذربایجان، مالزی، الجزایر، لیبی، تونس، موریتانی، پاکستان، سلطان‌نشین آچه در اندونزی و پرچم عثمانی و نشان بسیاری از گروه‌ها و اتحادهای اسلامی مانند اتحادیه مغرب عربی و امت اسلام وجود داشته یا دارد و بر نوک مناره‌ها و گنبدهای اسلامی نیز نصب می‌شود. این نشان پیش از اسلام نیز وجود داشته‌است و ریشه آن به قرن ششم پیش از میلاد مسیح و اطراف اسرائیل باستان و موأب برمی‌گردد و در پیکرنگاری سومری رایج بوده‌است. این نشان پیش از اسلام بر روی سکه بیزانتیوم «استانبول کنونی»، سکه‌های رومی و ساسانی نیز ضرب می‌شده‌است. هفتم اکتبر ۱۹۵۱ زمانی که قانون اساسی لیبی این نشان را برمی‌گزیند هلال ماه را یادآور تقویم هجری قمری و ستاره را نشان راه روشن و پشت سر گذاشتن تاریکی اعلام کرد.[۱۸۳]

«Philosophe, orateur, apôtre, législateur, guerrier, conquérant d’idées, restaurateur de dogmes, d’un culte sans images, fondateur de vingt empires terrestres et d’un empire spirituel, voilà Mahomet!»




رده:دریاچه‌های جامو و کشمیر


https://bora.uib.no/bora-xmlui/bitstream/handle/1956/12367/144806851.pdf?sequence=4&isAllowed=yDownloads-icon


Population Reference Bureau: 2008 Data SheetDownloads-icon


“Population by religion”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


«گزارش نظرسنجی دربارهٔ نگرش ایرانیان به دین (پی‌دی‌اف)»Downloads-icon

بخشی‌از مجموعه مقالات:
مذهب اهل سنت

مذاهب فقهی

حنفی · مالکی · شافعی · حنبلی

شهادتین · نماز · روزه · حج · زکات

خلفای راشدین

ربانی

ابوبکر · عمر · عثمان · علی

صحابه

سعید بن زید · زبیر · طلحه
سعد بن ابی‌وقاص · عبدالرحمن بن عوف
ابوعبیده جراح

مبانی فقه

قرآن · سنت · اجماع · قیاس · اجتهاد

کتب حدیث

صحیح بخاری · صحیح مسلم · سنن نسایی
سنن ابوداود · سنن ترمذی· سنن ابن ماجه
الموطأ

مکان‌های مقدس

مکه · مدینه · بیت‌المقدس

سنی، اهل سنت یا تسنن، بزرگ‌ترین مذهب دین اسلام است که حدود ۸۷ تا ۹۰ درصد مسلمانان پیرو آن هستند.[۱] کلمه اهل سنت در نام این فرقه اسلامی، اشاره به شیوه زندگی محمد بن عبدالله دارد که آن را سنت پیامبر می‌نامند.[۲] اختلاف میان شیعه و سنی از زمان درگذشت پیامبر اسلام و تفاوت نظر بر سر جانشینی او آغاز شد و رفته رفته تبدیل به اختلاف نظرهای سیاسی و دینی گردید.[۳] ‌

به باور اهل سنت، محمد برای خود جانشینی تعیین نکرد و جامعه اسلامی بر اساس سنت عمل کرده و ابوبکر، پدرزن پیامبر اسلام، را به عنوان نخستین خلیفه برگزیده‌است.[۳] در سمت مقابل، شیعیان معتقدند که محمد علی را به عنوان جانشین خود انتخاب کرده‌است.[۴][۵][۶][۷][۸] تنش سیاسی میان شیعیان و اهل سنت در طول تاریخ اسلام به مرور بیشتر شد و اخیراً با ظهور وهابیت، به اوج خود رسیده‌است.[۳]

پیروان تسنن را در عربی اهل سنت و جماعت (عربی: أهل السنة والجماعة) یا به صورت ساده‌تر، اهل سنت می‌نامند.[۹][۱۰] در غرب، به خصوص در زبان انگلیسی، گاهی اوقات اهل سنت را «مسلمانان ارتدکس» نیز خطاب می‌کنند؛[۱۱][۱۲][۱۳] با این حال در مورد این ترجمه اختلاف نظر وجود دارد.[۱۴]

قرآن، حدیث (به خصوص آن دسته از احادیثی که در صحاح سته ذکر آنان رفته) و اجماع، پایه‌های فقه سنی را تشکیل می‌دهند. تسنن مجموعه‌ای از مذاهب سنی است که به مرور زمان، میانشان اختلافاتی پدید آمده‌است. اشاعره و ماتریدی مهم‌ترین مکاتب کلامی، و حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی مذاهب چهارگانه فقهی را تشکیل می‌دهند.[۱۵]

واژه اهل سنّت از دو واژه عربی اهل و سنت تشکیل شده‌است. اهل به معنای گروهی است که در چیزی با هم شریک باشند و سنّت نیز به راه و روش نیکو و پسندیده گفته می‌شود.[۱۶]

سنت در اصطلاح معانی مختلفی دارد:

پیامبر اسلام ده سال پس از هجرت، و چند ماه پس از بازگشت از حجةالوداع، بیمار شد و ظهر روز دوشنبه در ۱۲ ربیع‌الاول سال ۱۱ مصادف با ۷ ژوئن سال ۶۳۲م در خانهٔ همسرش عایشه در شهر مدینه در حالی که ۶۳ سال داشت درگذشت.[۱۸][۱۹] گروهی از مردم به سقیفه بنی ساعده رفتند تا در مورد جانشینی محمد گفتگو کنند.[۲۰] این امر درحالی بود که، علی[۲۱] به همراه طلحه و زبیر و جمعی از خویشان و صحابهٔ محمد، مشغول خاکسپاری‌اش بودند،[۲۲] نتیجه گردهمایی مسلمانان در سقیفه، انتخاب ابوبکر به‌عنوان جانشین محمد بود.[۲۳][۲۴] گروهی از انصار در سقیفه بنی ساعده از سعد بن عباده حمایت می‌کردند، اما مهاجران این را نپذیرفته و خود را از لحاظ خویشاوندی نزدیک‌تر به محمد می‌دانستند. در میان مهاجران عده‌ای نیز به رهبری علی و شامل زبیر، طلحه، عباس بن عبدالمطلب، مقداد، سلمان فارسی، ابوذر غفاری و عمار بن یاسر، علی را وارث مشروع محمد می‌دانستند. در اینجا سه تن از مهاجران به نام‌های ابوبکر و عمر و ابوعبیده جراح انصار را جمع کرده و به آن‌ها ابوبکر را تحمیل کردند. حسادت بین دو قبیلهٔ مهم انصار به نام اوس و خزرج و عدم فعالیت بنی‌هاشم در تبلیغ نظرشان، موفقیت این سه تن را تسهیل نمود.[۲۵]

این انتخاب باعث اختلاف بین هواداران ابوبکر و طرفداران علی شد. طرفداران علی قائل بودند که علی توسط شخص محمد به جانشینی منصوب شده‌است و بنابراین مقام خلافت باید از آن وی باشد.[۲۶][۲۷] علاوه بر آن، طبری در تاریخ خود نقل کرده‌است که گروهی از مخالفان ابوبکر از جمله زبیر در خانهٔ فاطمه گرد آمدند و عمر با تهدید به آتش زدن خانه، آن‌ها را بیرون کشاند. علی بعداً مکرر می‌گفت که اگر چهل یاور داشت قیام می‌کرد.[۲۸] به نوشته پوناوالا علی و بنی‌هاشم تا قبل از مرگ فاطمه (حدود شش ماه) از بیعت با ابوبکر سر باز زدند. علی بر روی حقش پافشاری ننمود، چرا که تمایل نداشت امت نوپای اسلام دچار کشمکش گردد.[۲۹]
بدین ترتیب به تدریج نهاد خلافت پدید آمد که در خارج از جهان اسلام معادلی ندارد. خلیفه از منزلت رهبری و حق گزینش زمامداران برخوردار بود. انتصاب به خلافت نوعی قرارداد بود که تعهدات متقابلی را بین خلیفه و اتباع وی (امت) پدیدمی‌آورد.[۳۰]

اهل سنت معتقدند که اصحاب پیامبر فرستندگان قابل اعتماد اسلام هستند زیرا خدا و پیامبر صداقت آن‌ها را پذیرفتند. منابعی از قرون وسطی حتی لعنت یا اهانت به آن‌ها را منع می‌کنند.[۳۱] روایاتی از پیامبر مانند روایتی که عبدالله بن مسعود از پیامبر نقل کرده‌است که «بهترین افراد نسل من هستند، سپس کسانی که از آن‌ها پیروی می‌کنند، سپس کسانی که از آن‌ها پیروی می‌کنند» این دیدگاه اهل سنت را تأیید کرده‌است. آن‌ها همچنین معتقدند قرآن نیز از این مطلب پشتیبانی می‌کند.[۳۲] بنابرین احادیث اصحاب نیز برای شناخت ایمان اسلامی قابل اعتماد هستند. اهل سنت همچنین معتقدند که اصحاب مؤمن واقعی بودند، زیرا آن‌ها وظیفه گردآوری قرآن را بر عهده داشتند.

طبق پژوهشی از مرکز تحقیقات پیو در سال ۲۰۱۰ که در سال ۲۰۱۱ انتشار یافت،[۳۳] ۱٫۶۲ میلیارد مسلمان در جهان زندگی می‌کنند که ۸۵ تا ۹۰٪ از آن‌ها سنی هستند.[۳۴] اهل سنت در تمام کشورهای جهان اسلام به جز شش کشور ایران، عراق، جمهوری آذربایجان، لبنان، بحرین و عمان در اکثریت هستند که در عمان مذهب اباضیه و در سایرین مذهب تشیع رایج است.

چهار مذهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی مهم‌ترین مذاهب فقهی اهل سنت هستند و امروزه اکثریت قریب به اتفاق اهل سنت پیرو یکی از این مذاهب چهارگانه هستند. در گذشته مذاهب دیگری مانند اوزاعی، ثوری، لیثی، جریری و ظاهری نیز در میان اهل سنت رایج بوده‌اند که هم‌اکنون به جز ظاهری سایرین از میان رفته‌اند. مذهب ظاهری نیز برای سال‌ها از میان رفته بود تا اینکه در میانه قرن بیستم توسط برخی از مسلمانان احیا شد.[۳۵][۳۶]

فقه حنفی در بین مذاهب چهارگانه اهل سنت بیشترین پیرو را دارد و عمده پیروان این مذهب نیز در کشورهای آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، چین، ترکیه، بالکان، شبه قاره هند و آسیای مرکزی قرار دارند و ۷۱ درصد از مسلمان‌های اهل سنت جهان پیرو این مذهب می‌باشند. نام این شاخه منسوب به بنیادگذار آن یعنی ابوحنیفه نعمان بن ثابت زوطی (۱۵۰–۸۰ هجری قمری) است. این مذهب بر منابع قرآن، سنت، گفته اصحاب، قیاس، استحسان، اجماع و عرف بنا شده‌است. آنچه در مسئله قیاس موجب تمایز ابوحنیفه از دیگران بود، میزان کاربرد و به ویژه چگونگی برخورد در موارد تعارض قیاس با ادله ضعیف نقلی همچون خبر واحد و برخی ظواهر بود.[۳۷]

فقه مالکی توسط مالک بن انس و در قرن ۸ میلادی تأسیس شد. فقه مالکی به قرآن و سنت به عنوان منابع اولیه تکیه دارد. در این مذهب، سنت علاوه بر گفتار و رفتار پیامبر، شامل احکام قانونی صادر شده توسط چهار خلیفه نخست، به خصوص احکام صادر شده توسط عمر نیز می‌شود.[۳۸] برخلاف دیگر فقه‌های اسلامی، فقه مالکی، اجماع اهل مدینه را نیز به عنوان منبعی معتبر برای تشریع به رسمیت می‌شناسد.[۳۹] مالک کتابی در حدیث با نام «الموطأ» دارد. او در «اجتهاد» خود اعتماد بر قرآن کریم و حدیث می‌کرد و اگر حدیثی پیدا نمی‌کرد به «قیاس» رجوع می‌نمود. مذهب مالکی در مدینه نشأت یافت و در حجاز منتشر گشت سپس اهل مغرب و اندلس آن را پذیرفتند و اکنون این مذهب در مراکش، الجزایر، تونس، لیبی، جنوب مصر، سودان و کویت رواج دارد.[۴۰] اصول مذهب فقهی مالکی عبارتند از قرآن، سنت نبوی، عمل اهل مدینه، قول صحابی (در صورت فقدان حدیث نبوی)، مصالح مرسله، قیاس، سد ذرایع، اجماع، عرف و عادت، استحسان و استصحاب.[۴۱] این مذهب از نظر شمار پیروان رتبه دوم را در بین مذاهب چهارگانه دارد.

فقه شافعی پیرو ابوعبدالله محمد ادریس شافعی است. وی با ادغام کردن مذاهب حنفی و مالکی روشی نوین را بنا نهاد که از حدیث در آن بهره می‌جست. او قرآن، سنت، اجماع و قیاس را قبول داشت و قائل به استدلال بود ولی به استحسان و مصالح مرسله اعتناء نداشت و آن را مردود می‌شمرد. شافعی نخستین کسی است که مسائل اصول فقه را در کتابی بنام الرساله تدوین و تألیف کرد. گرایش فقهی او میانه گرایش اهل حدیث و اهل رای است، چرا که وی گرایش ابوحنیفه را با گرایش مالک درآمیخت، یعنی از طرفی با اصول و مبانی ابوحنیفه تا حدی موافقت کرد و از طرف دیگر در بها دادن به حدیث با مالک همراه شد، تا آن جا که در عراق و خراسان به اهل حدیث شهره شد و مردم بغداد نام (یاور سنت) بر او نهادند. مذهب شافعی سومین مذهب پرجمعیت اهل سنت و جماعت است و پیروان آن در سومالی، اریتره، اتیوپی، جیبوتی، شرق مصر، تانزانیا، یمن، کردستان، اندونزی، مالزی، سری‌لانکا، مالدیو، کرالا و برخی مناطق ساحلی در هند، سنگاپور، میانمار، تایلند، برونئی، و فیلیپین ساکن هستند.[۴۲]

فقه حنبلی پیرو ابو عبدالرحمان احمد ابن حنبل است. ابن حنبل اهل حدیث بود و توجهی به رأی نداشت. استناد او صرفاً به قرآن و حدیث پیامبر اسلام بود. محمد پسر عبدالوهاب، مؤسس وهابیت نیز مذهب حنبلی داشته‌است. او در استنباط‌های فقهی خود به هشت دلیل قرآن، سنت، فتوای صحابه، اجماع، قیاس، استصحاب، مصالح مرسله و سد ذرایع تکیه کرده‌است.[۴۳] این مذهب کم‌شمارترین پیروان را در میان مذاهب چهارگانه دارد و پیروان آن بیشتر در عربستان، قطر و چهار امارت شارجه، ام‌القوین، راس‌الخیمه و عجمان در امارات متحده عربی ساکن هستند.[۴۴][۴۵]

مذاهب فقهی اهل سنت همگی روش‌های خاص خود را در تفسیر قوانین اسلامی دارند و از آنجا که این مذاهب روش‌های روشنی را برای تفسیر این قوانین بیان شده‌است، تفاوت‌های اندکی در فقه آن‌ها موجود است. گرچه در گذشته درگیری بین مذاهب اغلب خشونت‌آمیز بوده‌است، امروزه چهار مذهب اهل سنت اعتبار یکدیگر را به رسمیت می‌شناسند و در طول قرن‌ها در بحث‌های علمی با یکدیگر تعامل داشته‌اند.[۴۶][۴۷]

از نظر اصول اعتقادی، اهل سنت و جماعت، در طیفی میان اشعریه تا سلفیه پراکنده‌اند. این اختلاف نظر بدین جهت است که گروهی از اندیشمندان در برخورد با مباحث اعتقادی به کلام و استدلال متوسل می‌شدند و گروهی دیگر معتقد به پذیرش نصوص و پیروی از شیوهٔ سلف (صحابه و تابعین) و پرهیز از مباحث کلامی بودند.[۴۸]

اشاعره پیروان مکتب کلامی ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری هستند که در برابر خردگرایان معتزلی، بر نقل (قرآن و سنت) تأکید می‌ورزند و نقل را بر عقل ترجیح می‌دهند.[۴۹] ابوالحسن اشعری، بر خلاف قدمای اهل حدیث مانند احمد بن حنبل، بحث و استدلال و به کار بردن منطق را در اصول دین جایز شمرد و از قرآن و سنت بر مدعای خود دلیل آورد. او کتابی به نام «رسالة فی استحسان الخوض فی علم الکلام» نوشته‌است.[۵۰] پس از او نامداران دیگری در این مکتب ظهور کردند و پایه‌های آن را استوار کردند. از آن میان قاضی ابوبکر باقلانی معاصر شیخ مفید و درگذشته در سال ۴۰۳ و ابواسحاق اسفراینی که در طبقه پس از باقلانی و سید مرتضی به‌شمار می‌رود، و دیگر امام الحرمین جوینی استاد غزالی و خود امام محمد غزالی صاحب «احیاء علوم الدین» متوفای در ۵۰۵ هجری و امام فخرالدین رازی را باید نام برد. اندیشه و روش اشاعره در سده‌های آزگار در دگردیسی بوده‌است، اما آنچه امروز به نام باورهای اشعری بدان‌ها استناد می‌شود، بیش‌تر استدلال‌هایی است، که قاضی عضدالدین ایجی در کتاب مواقف ش آورده‌است.

بنیان‌گذار مکتب ماتریدی ابو منصور ماتریدی بود. میان او و حکیم سمرقندی دربارهٔ اختلاف میان اهل سنت و معتزلیان و کرامیان در سمرقند مناظره بوده‌است.[۵۱] این مکتب تا مدت‌ها با عنوان مکتب علمای سمرقند شناخته می‌شد. بعد از ابومنصور ماتریدی بود که افرادی همچون حکیم سمرقندی، ابولیث سمرقندی، ابوالیسر پزودی و نجم‌الدین عمر نسفی آن را به نام ماتریدی گستردند.[۵۲] دوران ماتریدی دورهٔ ضعف حکومت مرکزی بغداد است و در همین دوره است که حکمرانیهای محلی یکی پس از دیگری استقلال یافته‌اند، از جلمه حکومت ادب‌پرور سامانیان. در دوران حکومت همین خاندان بر خراسان و فرارود بود که ماتریدی تربیت یافت.[۵۳] ماتریدیه برای اثبات خدا و بحث توحید عموماً بر براهینی که دیگر متکلمان نیز به آن اشاره دارند مانند برهان حدوث، برهان وجوب و امکان و برهان نظم تکیه دارند. یکی از براهین جالب توجهی که ماتریدی به چالش می‌کشد، برهان شر است. او از این برهان که به‌طور معمول برای انکار خداوند به کار می‌رود برای اثبات وجود صانع بهره می‌جوید: «اگر عالم خود به خود به وجود آمده بود می‌بایست هر چیزی برای خود بهترین و نیکوترین صفات و حالات را پدیدمی‌آورد و در این صورت شرور و زشتی‌ها وجود نمی‌داشت و وجود اینها دلیل بر این است که جهان خود به خود به وجود نیامده بلکه به واسطه غیر از خود پدید آمده‌است».[۵۴]

معتزله بر خلاف اهل حدیث که انبوه حدیث‌های اصیل و جعلی پیامبر و صحابه را مورد توجه خود قرار داده بودند، عقل و خرد را به تنهایی برای پیروی از اسلام راستین کافی می‌دانستند؛ و گاهی نظرات فلاسفه را با دین مخلوط می‌ساختند. بعدها اشاعره برخاستند و جانشین اهل حدیث شدند. اشاعره را می‌توان جمع میان معتزله و اهل حدیث دانست ولی آن‌ها نیز عقاید معتزله را مردود می‌دانستند. تأکید معتزله بر روی عقل آنچنان جدی بود که بر خلاف بسیاری از فقها که حدیث را مطلق می‌دانستند آنان اعتقاد داشتند که در تعارض حدیث با عقل، عقل مقدم است. به علاوه و باز بر خلاف نظر بسیاری از علما، اعمال و احادیث صحابه را مطلق و لازم‌الاجرا نمی‌دانستند.[۵۵] اما اساسی‌ترین و در عین حال بحث‌انگیزترین موضع‌گیری معتزله در بحث پیچیده مخلوق (حادث) یا غیر مخلوق (قدیم) بودن قرآن پیش‌آمد.[۵۶]

سلفی‌ها به دین اسلام تمسک جسته و خود را پیرو سلف صالح می‌دانند و در عمل و اعتقادات خود از پیامبر اسلام، صحابه و تابعین تبعیت می‌کنند. سلفی‌ها تنها قرآن و سنت را منابع احکام و تصمیمات خود می‌دانند.[۵۷] سلفی گری دو رکن اساسی دارد: یکی بازگشت به شیوهٔ زندگی و مرام سلف صالح و در نهایت سنت حجاز و به خصوص سنت اهل مدینه در ۱۴۰۰ سال پیش، و دوم مبارزه با بدعت، یعنی هر چیزی که سلفی‌ها جدید و خلاف سنت می‌دانند.[۵۸] سلفی‌های معاصر بر معنی خاصی از توحید تأکید زیادی دارند که باعث می‌شود افراد بسیاری «نامعتقد» به آن تلقی گردند.[۵۹] سلفی‌گری دارای ابعاد مذهبی، فرهنگی، اجتماعی، و سیاسی است و تأثیری بنیادین بر متفکران مسلمان در گوشه و کنار جهان اسلام گذاشته‌است.

در تاریخ معاصر دست کم سه گونه سلفی گری قابل تفکیک است. سلفی گری ظاهراگرا پیرو آرای اهل حدیث‎ و بخصوص ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب است. سلفی‌گری جدید، رویکردی متمایز از سلفی گری ظاهرگراست که در آغاز قرن بیستم و در واکنش به پیشرفت‌های غرب توسط سید جمال‌الدین اسدآبادی و محمد عبده با هدف آزادسازی امت اسلام از تقلید و جمود و احیای اخلاقی، فرهنگی، و سیاسی بنیان‌گذاری شد. جهادگرایی سلفی الهام‌بخش بسیاری از گروه‌های مسلح مانند القاعده در آغاز قرن ۲۱ بوده‌است. این گروه‌ها دیدگاه‌های سلفی‌گری علمی (سلفی‌گری سنتی) را رد کرده و خشونت را راهی مناسب و ضروری برای مقابله با حملات غرب علیه اسلام می‌دانند.[۶۰] این گروه‌ها متون اسلامی و تاریخ را بازتفسیر نموده و بر آیات نظامی قرآن و تاریخ نظامی اسلام تأکید بسیار دارند.[۶۱] تخمین زده شده‌است که سلفی‌های جهادی کمتر از یک درصد کل جمعیت مسلمانان را تشکیل می‌دهند.[۶۲]

ربانی

همواره سنت غنی از عرفان به صورت تصوف در میان اهل سنت رایج بوده‌است. از نظر تاریخی، تصوف از اوایل قرون وسطی به بعد «به یک بخش فوق‌العاده مهم از اسلام» و «یکی از جنبه‌های گسترده و همه‌جانبه زندگی مسلمانان» در تمدن اسلامی تبدیل شد و تقریباً در همه جنبه‌های اصلی زندگی مسلمانان سنی از هند و عراق تا سنگال نفوذ کرد.[۶۳][۶۴][۶۵] تصوف تا قرن بیستم همچنان به عنوان بخش مهمی از زندگی روزمره مسلمانان باقی ماند و در این زمان با ظهور سلفی‌گری و وهابیت مبارزه با نفوذ آن بر تمدن اسلامی آغاز شد.[۶۵][۶۶] در قرن یازدهم، تصوف، که پیشتر در تقوای اسلامی کمتر روند «مدونی» داشت، «مدون و متبلور» شد[۶۷] و به صورتی درآمد که تا به امروز ادامه داشته‌است.[۶۷]

تصوف، روشی از سلوک باطنی است. در تعریف تصوف، نظرات مختلفی بیان شده اما اصول آن بر پایه طریقه ایست که شناخت خالق جهان، کشف حقایق خلقت و پیوند بین انسان و حقیقت از طریق سیر و سلوک عرفانی باطنی و نه از راه استدلال عقلی جزئی میسر است. موضوع آن، نیست شدن خود، و پیوستن به خالق هستی و روش آن اصلاح و کنترل نفس و ترک علایق دنیوی و خویشتن داری است.[۶۸][۶۹]
ظاهراً واژه صوفی در قرن دوم هجری، در برخی از سرزمین‌های اسلامی، بخصوص در میان‌رودان، متداول شد. کسانی که در قرن دوم صوفی خوانده می‌شدند، تشکیلات اجتماعی و مکتب و نظام فکری و عرفانی خاصی نداشتند؛ به‌عبارت دیگر، تشکیلات خانقاهی و رابطه مرید و مرادی و آداب و رسوم خاص صوفیه، و همچنین نظام فکری و اعتقادی ای که جنبه نظری تصوف را تشکیل می‌دهد، در قرن دوم و حتی در ربع اول قرن سوم پدید نیامده بود.

قرآن به گونه‌ای که امروزه به صورت کتاب وجود دارد توسط اصحاب پیامبر در عرض چند ماه پس از مرگ وی گردآوری شده و مورد قبول همه فرقه‌های اسلام است.[۷۰] با این حال، مسائل اعتقادی و زندگی روزمره بسیاری وجود دارد که بدان مستقیماً در قرآن اشاره نشده‌است. در ابتدا پیامبر و جامعه اولیه مسلمان نظاره‌گر رفتارها بودند اما با گذر زمان نسل‌های بعدی به دنبال سنت‌های شفاهی در مورد تاریخ اولیه اسلام و اعمال محمد و پیروان نخستین او بودند و آن‌ها را نوشتند تا حفظ شوند. این سنت‌های شفاهی ضبط شده را حدیث می‌نامند.[۷۱] دانشمندان مسلمان در طول دوره‌هایی که حدیث را غربال کرده‌اند و سلسله روایات هر سنت را ارزیابی کرده‌اند، وثاقت راویان را موشکافی می‌کنند و قدرت هر حدیث را بر این اساس قضاوت می‌کنند.[۷۲]

کتب سته یا کتاب‌های شش‌گانه شش کتاب حاوی حدیث هستند. این کتاب‌ها معتبرترین کتب حدیث نزد اهل سنت و پس از قرآن مهم‌ترین منابع دینی است که در دسترس آنان است و توسط علمای اهل سنت مطالعه و استفاده می‌شود. دو کتابی که نوشته بخاری و مسلم هستند در میان سایرین از درستی بیشتری برخوردارند. این شش کتاب عبارتند از:

همچنین مجموعه‌های دیگری از حدیث وجود دارد که حاوی بسیاری از حدیث‌های معتبر است و اغلب توسط پژوهشگران و متخصصان استفاده می‌شود. نمونه‌هایی از این مجموعه‌ها عبارتند از:


[۴]Downloads-icon

تاجیک (تاجیکی: Тоҷик‎)، تاجِک، تاژیک، فارسیوانان تاجیک یا فارس‌های تاجیک نامی عمومی است بر اقوام ایرانی‌تبار[۱۲] و فارسی‌زبان که در آسیای مرکزی و افغانستان زندگی می‌کنند اطلاق می‌شود. وطن اجدادی تاجیک‌ها ایران است و امروزه در تاجیکستان، افغانستان و جنوب ازبکستان نیز زندگی می‌کنند.

در ایران تعداد بسیار زیادی از تاجیک ها در منطقه ورامین واقع در جنوب شرق استان تهران ساکن هستند.تاجیک ها از قدیمی ترین اقوام ورامین و ایران هستند که هنوز هم نام خانوادگی بیش تر این مردم همان تاجیک باقی مانده است. تشکیل خلق تاجیک از دوران ساسانیان بوده و همه تاریخ شناسان اعتقاد دارند تاجیک ها یکی از قدیمی ترین ساکنان ورامین هستند[۱۳][۱۴][۱۵]

تاجیک ها همچنین در قسمت‌هایی از فارس، اصفهان و قسمت‌هایی از شمال غربی هرمزگان نیز به سر می‌برند.

مردم تاجیک از نظرِ زبان، فرهنگ و تاریخ بسیار نزدیک به فارسی‌زبانان ایران‌ هستند. تاجیک‌های چین با وجود اینکه به نام تاجیک شناخته می‌شوند به زبان‌های ایرانی شرقی صحبت می‌کنند و از تاجیک‌های فارسی‌زبان متمایزاند.[۱۶][۱۷]

نام‌های دیگر برای مردمِ تاجیک، فارسی، پارسیوان یا پارسیبان و دهقان (به تاجیکی: Деҳқон) است.[۱۸] دهقان در قدیم به ایرانی اصیلِ صاحبِ ملک و زمین اعم از ده‌نشین و شهرنشین اطلاق می‌شده و مقابلِ تازی و بری پنداشته می‌شده که چادرنشین و بدوی بودند.[۱۹]

ربانی

خاستگاه واژهٔ تاجیک نامعلوم است. شرح و بیان معنای این واژۀ تاریخی در چند مقالهٔ علمی تحلیل و بررسی شده‌است. در این‌جا دیدگاه‌های چند تن از دانشمندان به‌طور فشرده در مورد تاریخ واژهٔ «تاجیک» درج شده‌است:

براساس چند پژوهش خاورشناسان تاریخ تشریح واژهٔ «تاجیک» در نیمۀ اول سدۀ ۱۹ میلادی مورد توجه دانشمندان غرب قرار داشته‌است.
گروهی از دانشمندان بر این باورند که «تاجیک» واژهٔ ایرانی شرقی است که شاید توسط باشندگان آسیای میانه بر عرب‌های فاتح منطقه اطلاق می‌شده‌است، ریشهٔ این واژه به طایفهٔ عربی «طای» (تازی) برمی‌گردد و این واژه از سدۀ یازدهم میلادی به بعد به مردم ایرانی مشرقی اطلاق می‌شود براساس شکل فارسی میانۀ واژهٔ تاجیک یا تازیک به معنای «عرب» نام تاجیک را نیز به عرب نسبت داده‌اند. اما این همگونی یا شباهت آوایی در ربط دادن نام این دو مردم مختلف را گروه دیگر دانشمندان با آوردن دلیل‌ها رد می‌کنند.
در لغتنامهٔ انگلیسی آکسفورد تاجیک را «یک پارسی» و کسی که نه عرب و نه ترک باشد، تعریف شده‌است.

بهار در سبک‌شناسی آورده‌است: ایرانیان از قدیم به مردم اجنبی «تاچیک» یا «تاژیک» می‌گفته‌اند، چنانکه یونانیان «بربر» و اعراب «اعجمی» یا «عجم» گویند. این لفظ در زبان فارسی دری نو، «تازی» تلفظ شد و رفته‌رفته خاص اعراب گردید، ولی در توران و فرارود لهجهٔ قدیم باقی و به اجانب «تاچیک» می‌گفتند و پس از اختلاط ترکان آلتایی با فارسی‌زبانان آن سامان، لفظ «تاچیک» به همان معنی داخل زبان ترکی شد و فارسی‌زبانان را «تاجیک» خواندند و این کلمه بر فارسیان اطلاق گردید و ترک و تاجیک گفته شد.[۲۳]

به‌هر صورت، اثبات این که واژهٔ تاجیک پیش از تسخیر آسیای میانه توسط ترکان کاربرد داشته بسیار مشکل است و این که از سدۀ پانزدهم میلادی به بعد باشندگان ایرانی منطقه خود را تاجیک می‌نامیدند، تا خودشان را ترک‌ها تمیز دهند. همچنان که شاعر میر علیشیرنوایی هم این را گفته‌است.

در ادبیات ترکی-فارسی فاتحان تیمور و بابر، واژهٔ تاجیک به منشیان و دبیران فارسی‌زبانی اطلاق می‌شده،که به زبان عربی تحصیل کرده‌اند. در دورهٔ صفوی، «تاجیک» به مدیران و نجیب‌زادگان دربار اطلاق می‌شده که به جنبش قزلباش مرتبط بودند.

به گفتۀ میرزا شکورزاده، پژوهشگر تاجیک و نویسندهٔ کتاب «تاجیکان در مسیر تاریخ»، براساس پژوهش‌ها مردم پارسی‌گوی در بسیاری از نقاط آسیای میانه، ایران و افغانستان و حتی کشمیر و کاشغر خود را «تاجیک» معرفی کرده‌اند. واژۀ «تاجیک» در ادبیات کلاسیکی فارسی زیاد کاربرد شده و کاربرد آن غالباً در برابر ترک و عرب صورت گرفته‌است:

مثلاً سعدی می‌گوید:

شاید که به پادشاه بگویند،
ترک تو بریخت خون تاجیک.

و یا جامی اشاره‌ای دارد دربارهٔ علیشیر نوایی که:

او که یک ترک بود و من تاجیک،
هردو داشتیم خویشی نزدیک.

و باز سعدی در جای دیگر می‌گوید که:

نگار ترک و تاجیکم کند صد خانه ویرانه،
به آن چشمان تاجیکانه و مژگان ترکانه.
.

تاجیکان گروه‌های عمدهٔ قومی در افغانستان در شهرهای کابل، هرات و ولایات بدخشان، پروان، پنجشیر، کاپیسا، سمنگان، سرپل، تخار،اند. در ازبکستان بیشترین جمعیت شهرهای سمرقند و بخارا را تشکیل می‌دهند و به‌شمار زیاد در ولایت‌های قشقه‌دریا و سرخان‌دریا در جنوب و در امتداد سرحدات شرقی ازبکستان با تاجیکستان و همچنین در درۀ فرغانه (در ولایت‌های فرغانه و نمنگان) زندگی می‌کنند. در گذشته تاجیک‌ها در مناطق وسیع‌تری از آسیای میانه سکنی داشتند، ولی به سبب تهاجم گستردهٔ ترکان از شمال و شرق به این منطقه جابه‌جا شدند.

امروزه تاجیکان حدود ۷۹٫۹٪ تا ۸۴٫۴٪ جمعیت تاجیکستان و بنابر منابع مختلف ۲۷٪ تا ۳۲٪ [۲۴] یا۲۳ [نیازمند منبع] یا ۳۵٪ [نیازمند منبع] یا ۳۷٪ [نیازمند منبع] یا ۳۹٪[نیازمند منبع] از جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند. براساس آمار رسمی ازبکستان تاجیک‌ها ۵٪ جمعیت کل این کشور را شامل‌اند. اما آمارهای غیررسمی تعداد تاجیک‌های این کشور را میان ۸ تا ۱۱ میلیون (۲۵٪ تا ۳۵٪) تخمین می‌زنند.[۳][۴][۵] استان‌های سمرقند، بخارا، سرخان‌دریا، قشقه‌دریا، نمنگان، فرغانه و سیردریا از مناطق تاجیک‌نشین ازبکستان‌اند. برخلاف آمار رسمی فارسی‌زبانان ازبکستان (تاجیک‌ها) ۳۰ تا ۴۰ درصد برآورد شده‌اند.[۲۵][۲۶][۲۷][۳][۴][۵] نمایه‌های رسمی سرشماری کشور ازبکستان شمار تاجیکان این کشور را پیرامون ۵ درصد کل جمعیت اعلام کرده‌اند و این نمایه‌ها به همین شکل بدون چون و چرا از سوی بیشتر غربیان دانشگاهی، روزنامه‌نگار و نویسندگان راهنماهای مسافرتی تکرار شده‌اند. در همین حال تاجیک‌ها در سراسر ازبکستان بر این پافشاری دارند که این نمایه بیشتر به ۲۵ تا ۳۰ درصد نزدیک است و بر این که تاجیک‌ها ۷۰ درصد باشندگان (جمعیت) سمرقند، پایتخت پیشین و دومین شهر بزرگ ازبکستان و بیش از ۹۰ درصد مردم بخارا را تشکیل می‌دهند تأکید می‌کنند. بیشتر مردم منطقۀ کوهستانی شمال خاوری تاشکند، آنسوی سد چورووک تاجیک‌اند، همچنین مردم بخش‌هایی از درۀ فرغانه، استان جیزَّخ، سرخان‌دریا و کشک‌دریا. استادان دانشگاه دولتی سمرقند کل جمعیت تاجیک ازبکستان را ۶ تا ۷ میلیون نفر (۱۸٪ تا ۲۱٪) برآورد می‌کنند. این شمار دو برابر یا بیش از دو برابر جمعیت تاجیکان در جمهوری تاجیکستان است.[۲۸][۲۹] پان‌ترکیسم از اواخر سدۀ نوزدهم یکی از عناصر اصلی در جعل جمهوری بخارا بود. در تمام نقاطی که ساکنانش پارسی (تاجیک) بودند مدارس به زبان ترکی جغتایی ایجاد شد و دانش آموزان تاجیک به اجبار به این مدارس می‌رفتند.[۳۰]

براساس آخرین سرشماری اتحاد جماهیر شوروی که در سال ۱۹۸۹ انجام شد ۴٬۲۱۵٬۳۷۲ نفر از اهالی این کشور خود را تاجیک معرفی کرده‌اند. از این تعداد ۳٬۱۷۲٬۴۲۰ نفر در جمهوری تاجیکستان، ۹۳۳٬۵۶۰ نفر در ازبکستان، ۳۸٬۲۰۸ نفر در روسیه، ۳۳٬۵۱۸ نفر در قرقیزستان، ۲۵٬۵۱۴ نفر در قزاقستان، ۴٬۴۴۷ نفر در اوکراین، ۳٬۱۴۹ نفر در ترکمنستان بوده‌اند.[۳۱]

بدخشان، تخار، کاپیسا، بلخ، جوزجان، پروان، کابل، بغلان، پنجشیر، و هرات مناطق هستند که تاجیک‌ها در آن سکنی دارند. البته تاجیک‌ها در بسیاری از ولایات افغانستان زندگی می‌کنند.

از دیدگاه ظاهری، بیشتر تاجیکان متعلق به نژاد مدیترانه‌ای هستند که شاخه‌ای از نژاد سفید (قفقازی) محسوب می‌شود. با این که اکثر تاجیک‌ها دارای مو و چشمان تیره با پوست گندم‌گون تا سپید هستند، رنگ مو و چشمان روشن در میان آنان کمیاب نیست، به ویژه در مناطق کوهستانی مانند بدخشان. برخی از تاجیک‌های آسیای میانه دارای آمیزهٔ ترکی-مغولی هستند، در حالیکه تاجیک‌های کوهستان‌نشین مناطق دورافتاده بیشتر به باشندگانی می‌مانند که پیش از تازش و مهاجرت ترکان و مغولان می‌زیسته‌اند. همچنین اقلیت کمی از تاجیک‌های افغانستان نیز دارای آمیزهٔ ترکی و یونانی هستند. برخی پژوهش‌های ژن‌شناسی نشان داده است که اقوام ترک و تاجیکی که در امتداد جادۀ ابریشم سکونت دارند، از نگاه شجره‌شناسی زیست‌شناسی از هم چندان تفاوتی ندارند و از نگاه ژن‌شناسی، تفاوت میان این دو گروه قومی کمتر از یک درصد است.[۳۲]

گفته می‌شود در حدود ۱۰٪ از تاجیک‌ها موی بلوند دارند، که بیشتر در ناحیۀ زرافشان و پامیر فراوانند.[۳۳]

نوشتار اصلی: فارسی (پارسی)

زبان تاجیک‌ها فارسی است. این زبان در کشورهای افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ایران و چین صحبت می‌شود. فارسی لهجه‌های محلی و منطقه‌ای دارد. مثلاً فارسی بدخشی، فارسی دوشنبه‌گی، فارسی فرغانی، فارسی سمرقندی، مشهدی، تهرانی، اصفهانی، هراتی، کابلی، پنجشیری، فارسی هزارگی و … .

لهجهٔ هزارگی پارسی ویژهٔ مردم هزاره است که آن‌ها نظر به منطقه لهجه‌های محلی خود را دارند.

آنچه فارسی دری خوانده می‌شود، گونهٔ ادبی و رسمی فارسی است که در سراسر قلمرو فارسی تقریباً یکسان است. فارسی‌زبانی هندواروپائی از شاخهٔ هندوایرانی و زیرشاخهٔ زبان‌های ایرانی است. فارسی تاجیکی زادهٔ زبان فارسی است که همراه با دری از لهجه‌های شرقی فارسی محسوب می‌شوند.

در تاجیکستان، زبان روسی نیز در امور دولتی و تجاری به‌طور گسترده کاربرد می‌شود.

اکثریت تاجیکان پیرو مذهب سنی اسلام هستند، اگر چه اقلیت‌های کوچک اسماعیلی و شیعۀ دوازده امامی نیز در دسته‌های پراکنده وجود دارند. افزون‌بر این، جوامع کوچک یهودی (مشهور به یهودیان بخارایی) از دوران باستان در شهرهای سمرقند و بخارا، و به تعداد کمتر در شهرهای هرات و کابل و جاهای دیگر زیسته‌اند. در سدۀ بیستم یهودیان تاجیک به کشورهای اسرائیل و ایالات متحده آمریکا مهاجرت می‌کنند، اگر چه بیشتر این مهاجران پیوندهای خود با زادگاهشان را حفظ کرده‌اند. با توجه به ظهور مسیونرهای (مبلغان) مسیحی در آسیای میانه از زمان فروپاشی شوروی، جمعیت تاجیکان مسیحی تقریباً وجود دارد.

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و جنگ‌های داخلی در افغانستان باعث احیای ملی‌گرایی تاجیکان در منطقه شده‌است. به ویژه تاجیکستان نقطهٔ کانونی این حرکت بوده. دولت تاجیکستان با آگاهی تمام کوشیده‌است تا میراث امپراتوری سامانیان، نخستین حکومت تاجیک مسلط بر منطقه را پس از حملهٔ تازیان دوباره زنده کند.

در سال‌های ۱۹۲۴ میلادی سمرقند و بخارا دو شهر عمدهٔ تاجیک‌نشین با سیاست‌های شوروی پیشین از تاجیکستان جدا گشته و به ازبکستان پیوست. دولت ازبکستان با سیاست فارسی‌ستیزی خود همچنان محدودیت‌های آموزشی و رسانه‌ای سختی ضد زبان فارسی پیاده کرده‌است.[نیازمند منبع]

به گفته رستم شاهمراد، وزیر دادگستری تاجیکستان، حدود ۱۹ هزار نفر از ساکنان این کشور در شش‌ماهۀ نخست سال ۲۰۱۴ میلادی نشانه (پسوند) روسی را از نام خانوادگی خود حذف کردند و در شناسنامه‌های خود، صاحب نام‌های سنتی شدند. «اُف» و «آوا» نشانه‌های زبان روسی است که در انتهای نام‌های مردانه و زنانۀ شهروندان تاجیکستان وجود دارد. امام علی رحمان رئیس‌جمهوری تاجیکستان نیز سال‌ها پیش نشانۀ روسی را از نام خانوادگی خود حذف کرد.[۳۴]

امیر حکومت کاشغریه که تقریباً ایالت سین کیانگ امروزی را در بر می‌گرفته تاجیکی به نام محمد یعقوب بیگ بوده‌است.[نیازمند منبع] تاجیکان یکی از ۵۶ قومیت رسماً شناخته شده در جمهوری خلق چین هستند. این گروه با ۴۱٬۰۲۸ نفر جمعیت (سرشماری سال ۲۰۰۰) دارند. بیشتر آن‌ها در شهرستان خودمختار تاجیک‌نشین تاش‌قُرغان در استان سین‌کیانگ زندگی می‌کنند. شهری در دروازۀ غربی چین و در کنار قله‌های مرتفع قسمت شرقی فلات پامیر که در دهۀ ۱۹۵۰ ساخته شد و بقیۀ آن‌ها هم در جنوب سین‌کیانگ پراکنده هستند.[۳۵] برخی از پژوهش‌ها آنان را مجموعه‌ای از چندین گروه قومی ایرانی شرقی می‌پندارند که منسوب به تاجیک‌های تاجیکستان می‌باشند.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «IranicaDupree» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «Canada» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «China-AW» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «USA» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «TZ» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «UNIRAN» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «Pakistan» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «CIA-af» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «CIA-uz» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «census2002» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «EofI-Afghanistan» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «Relief» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.


“Ethnic composition of the population in Kyrgyzstan 1999–2007”Downloads-icon


«تاجیکان در منابع تاریخی»Downloads-icon

صلاح‌الدین ربانی (زادهٔ: ۲۰ ثور (اردیبهشت) ۱۳۵۰ خورشیدی در کابل) سیاستمدار اهل افغانستان است. وی در کابینه وحدت ملی، سمت وزیر امور خارجه افغانستان را بر عهده داشت.[۱] وی فرزند برهان‌الدین ربانی، رئیس‌جمهور سابق افغانستان است. صلاح‌الدین پس از ترور پدرش به سمت ریاست شورای عالی صلح افغانستان رسید.[۲] وی رهبری حزب جمعیت اسلامی افغانستان را نیز بر عهده دارد.[۳]

وی متولد ۲۰ ثور (اردیبهشت) ۱۳۵۰ خورشیدی در شهر کابل است. او مکتب (مدرسه) را در پاکستان خوانده و گواهینامه لیسانس (کارشناسی) خود را در رشته مدیریت و بازاریابی از دانشگاه ملک فهد عربستان سعودی گرفته‌است. صلاح‌الدین ربانی تا سال ۱۳۷۸ در عربستان سعودی و امارات متحده عربی در شرکتهای خصوصی کار کرده، اما پس از آن تحصیلاتش را در رشته مدیریت بازرگانی در دانشگاه کینگستون انگلستان تا درجه کارشناسی ارشد ادامه داده‌است.[۴] فرزندان او یغما، عذرا، لی لا، نیما، مروا نام دارد.

جمعیت اسلامی افغانستان یکی از احزاب سیاسی قدرتمند در افغانستان و از قوم تاجیک است که با الهام‌گیری از حزب اخوان المسلمین مصر در سال ۱۳۴۸ فعالیت خود را با رهبری برهان الدین ربانی شروع کرد. این حزب در تاریخ معاصر افغانستان تأثیر مستقیمی بر زندگی مردم افغانستان داشته‌است و پس از سقوط حکومت نجیب الله تا سقوط طالبان در مجامع بین‌المللی به عنوان حاکم افغانستان شناخته می‌شد.در تاریخ ۷ ثور ۱۳۸۴ مجوز فعالیت خود را گرفت. پس از ترور برهان الدین در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۱ ربانی فرزند او صلاح الدین ربانی رهبری این حزب را بر عهده گرفت و شورای رهبری را از ۹ نفر به ۶۴ نفر ارتقاء داد.[۱][۲]

این حزب خواهان برپایی نظام پارلمانی بر اساس خواسته های اسلامی و برچیدن نظام ریاستی در افغانستان هست.

در سال ۱۳۳۶ در دانشگاه شرعیات کابل تعدادی از استادان آن دانشگاه نظیر استاد غلام محمد نیازی، سید محمد موسی توانا، وفی الله سمیعی (آخرین وزیر عدلیهٔ حکومت ظاهرشاه)، استاد محمد فاضل، عبدالعزیز فروغ، سید احمد ترجمان و … هدایت نهضت جوانان مسلمان را تأسیس نمودند که با استعفای غلام محمد نیازی از رهبری آن در سال ۱۳۵۱ رهبری آن آن نهضت را برهان الدین ربانی با نام جمعیت اسلامی افغانستان بدوش می‌گیرد.

با کودتای محمد داوود خان در سال ۱۳۵۲ اعضا و هواداران نهضت اسلامی افغانستان تحت فشار رژیم وقت که زیر تأثیر شاخهٔ پرچم حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود قرار گرفتند.

افسران و نظامیانی که محمد داوود خان را در کودتا یاری رسانیده بودند به احزاب کمونیستی افغانستان تعلق داشتند که در آن سال‌ها و در دههٔ دموکراسی مبارزان رقیب هم محسوب می‌شدند که در مکاتب و دانشگاه‌ها و مراکز علمی و ادوار دولتی درگیری‌هایی با هم داشتند. با قدرت گرفتن آنها، مخصوصاً وزیر داخلهٔ وقت که عضو حزب خلق بود، دستگیری وسیع و گستردهٔ اعضای اسلامگرای رقیب آن‌ها در شهرهای مختلف افغانستان شروع شد.

ربانی

در سال ۱۳۵۳ استاد ربانی و عده‌ای دیگر از فعالان مسلمان که تحت تعقیب حکومت داوود خان بودند از افغانستان خارج شده و به پاکستان هجرت نمودند و در آنجا احزاب اسلامگرا و حکومت ذولفقار علی بوتو که روابط سردی با دولت افغانستان به خاطر مسئلهٔ پشتونستان داشت از آن‌ها پذیرایی نموده و دست به تسلیح مهاجرین نهضت اسلامی زد تا آن‌ها را برای بر اندازی حکومت داوود خان آماده بسازد.

اما عده‌ای از رهبران نهضت اسلامی از جمله استاد ربانی مخالف جنگ مسلحانه علیه حکومت داوود بوده اند، و به خاطر نزدیکی بعضی از حلقه‌های نهضت اسلامی به دولت وقت پاکستان عناصر میانه‌رو تر مهاجرین که زیر فشار قرار می‌گیرند پاکستان را ترک می‌کنند و استاد ربانی در آن میان به عربستان سعودی می‌رود.[۳]

جمعیت اسلامی پس از سقوط حکومت نجیب الله در سال ۱۳۷۱ به عنوان حاکم در افغانستان فعالیت کرد٬ اما به دلیل رقابت و مخالفت احزاب و گروه‌های سیاسی رقیب دوره حکومت آن‌ها به درگیری گذشت. هرچند با سقوط دولت ربانی توسط طالبان و کنترل آنان در ۸۰ درصد خاک افغانستان٬ سازمان‌های بین‌المللی این حزب را به عنوان نماینده افغانستان می‌شناخت. پس از برپایی نظام جمهوری در افغانستان٬ این حزب با توجه به قوانین جدید اساس نامه و مرامنامه خود را در ۷ ثور ۱۳۸۴ به رهبری ربانی در وزارت عدلیه افغانستان به ثبت رسانید.[۲]

اساس نامه حزب حاوی ۸ فصل و ۴۳ ماده هست که در وزارت عدلیه افغانستان به ثبت رسیده‌است. [۱]

پس از ترور برهان‌الدین ربانی در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۱ اعضای حزب جمعیت اسلامی٬ فرزند او صلاح الدین ربانی در ابتدا به صورت موقت و پس از آن در ۳ جوزا ۱۳۹۶ را به عنوان رهبری این حزب تعیین کردند و شورای رهبری این حزب نیز از ۹ به ۶۴ نفر ارتقاء داده شد که از اکثر اقوام افغانستان در این شورای رهبری حضور داشتند.[۱]

جمعیت اسلامی افغانستان به عنوان یکی از بزرگترین احزاب تاریخ افغانستان در سرتاسر کشور دارای کادرهای فعال بوده و شخصیت های سیاسی، فرهنگی ، اقتصادی، نظامی و مذهبی از جمله اعضای این حزب بودند و هستند.

جدا از پنجشیر، بدخشان ، پروان، تخار، جوزجان و سمنگان و بلخ جمعیت اسلامی افغانستان در ولایات هرات، قندهار، هلمند، بادغیس و غور به صورت سنتی دارای نفوذ بسیار مستحکم بوده اعضای بسیاری در این نقاط دارد.

حوزه/ حجت الاسلام والمسلمین ربانی در پیامی درگذشت والده آیت الله مهدی شب زنده دار از اعضای شورای عالی حوزه های علمیه را تسلیت گفت.


حوزه/ مدیر حوزه های علمیه خواهران در پیامی انتصاب حجت الاسلام والمسلمین ربانی به عنوان نماینده ولی فقیه در وزارت جهاد کشاورزی را به ایشان تبریک گفت.

حوزه/ آیت الله اعرافی در پیامی انتصاب حجت الاسلام والمسلمین ربانی به عنوان نمایندگی ولی فقیه در وزارت جهاد کشاورزی را تبریک گفت.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در حکمی حجت‌الاسلام والمسلمین ربانی را به نمایندگی ولی‌فقیه در وزارت جهاد کشاورزی منصوب کردند.

ربانی

حوزه/ آیت الله اعرافی در پیامی درگذشت همسر شهید اوسطی و ام الزوجه حجت الاسلام والمسلمین سید حسن ربانی را تسلیت گفت.

حوزه/ حجت الاسلام و المسلمین ربانی با بیان اینکه تمدن اسلامی بدون تحول در حوزه‌های علمیه محقق نخواهد شد، گفت: تمدن اسلامی که از آرمان‌های انقلاب است منوط به تحول در حوزه است و این تحول اگر بخواهد در حوزه محقق شود به تحول در سازمان‌های حوزوی نیازمند است.

حوزه/ حجت الاسلام و المسلمین عباسی گفت: حجت الاسلام و المسلمین ربانی رئیس مرکز خدمات در هر مسئولیتی منشأ خیر و برکت بوده اند و در مرکز خدمات نیز کارهای بسیار بزرگی با حمایت و هدایت ایشان انجام شد.

حوزه/ حجت الاسلام و المسلمین ربانی گفت: استقلال و عزت کشور ما در گرو حفظ ایمان مردم است و ایمان ما در گرو علمای عاملی است که متصدی رساندن رسالت پیامبر خدا و ائمه اطهار(ع) به مردم هستند.

حوزه/ آیین افتتاح ساختمان اداری مرکز خدمات حوزه‌ علمیه استان آذربایجان غربی، با حضور مسئولان حوزوی برگزار شد.

حوزه/ رئیس مرکز خدمات حوزه‌های علمیه در پیامی درگذشت حجت الاسلام سالاری از روحانیون جهادگر استان کرمان را تسلیت گفت.

حوزه/ رئیس مرکز خدمات حوزه‌های علمیه در تماس تلفنی با نماینده ولی‌فقیه در استان کهگیلویه و بویراحمد در جریان مشکلات مردم زلزله‌زده شهر سی سخت قرار گرفت.

حوزه/ نمایندگان رئیس مرکز خدمات حوزه‌های علمیه با طلاب جهادی در مناطق زلزله‌زده سی سخت دیدار کردند و ضمن قدردانی از این حضور جهادی، در جریان آخرین وضعیت مناطق زلزله‌زده قرار گرفتند.

حوزه/ جلسه مشترک رؤسا و مدیران ارشد مرکز خدمات حوزه‌های علمیه و جامعة المصطفی العالمیه به منظور هم‌افزایی و گسترش همکاری‌های دو نهاد در مرکز خدمات برگزار شد.

حوزه/ نوآوری ها و خلاقیت ها در دستاوردهای ۱۰ ساله دفتر تبلیغات خوب و ارزشمند و در برخی موارد انصافاً روزآمد است و متناسب با نیازهای روز تلاش می کند و این مایه خرسندی می باشد.

حوزه/ رئیس مرکز خدمات حوزه‌های علمیه با حضور در مشهد مقدس با تولیت آستان قدس رضوی دیدار و گفت و گو کرد.

حوزه/ رئیس مرکز خدمات حوزه های علمیه کشور گفت: مبانی قدرت، عزت و اقتدار علم و دانش است و اگر غربی‌ها به قدرت رسیدند، به خاطر علم است و تبریک میگم که جهاد دانشگاهی راه صحیحی را انتخاب کرده و از طریق علم به عزت و اقتدار ملت کمک می‌کند.

حوزه/ حجت الاسلام و المسلمین ربانی با بیان اینکه مجمع نمایندگان طلاب ظرفیتی ارزشمند برای حوزه است، گفت: اعضای مجمع نمایندگان از عناصر فرهیخته و شایسته حوزه و برخاسته از انتخاب طلاب هستند؛ اعضای مجمع افرادی خوش فکر هستند که می‌توانند به خوبی مرکز خدمات را برای تحقق رسالت و مأموریتش یاری کنند.

حوزه/ مراسم افتتاحیه و شروع به کار سامانه جامع توانمندسازی کسب و کارهای بومی «کسب بوم» در مرکز خدمات حوزه‌های علمیه برگزار شد.

حوزه/ رئیس مرکز خدمات حوزه‌های علمیه در پیامی انتخاب آیت الله حسینی بوشهری به ریاست جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را تبریک گفت.

حوزه/ حجت الاسلام و المسلمین ربانی با بیان اینکه پیشرفت کشور را مدیون نخبگانی همچون شهید فخری زاده هستیم، گفت: خداوند را باید شاکر باشیم که با هدایت مقام معظم رهبری و حمایت ایشان از جامعه نخبگانی، چنین نوابغ و چهره‌های برجسته‌ای نسبت به شاخص‌های جهانی داریم.

حوزه/ حجت‌الاسلام امینی‌اطهر از خرید ساختمان برای مجمع طلاب و فضلای کهگیلویه و بویراحمد در قم خبر داد.

حوزه/ رئیس مرکز خدمات حوزه‌های علمیه در پیامی درگذشت حجت الاسلام و المسلمین نجفی روحانی مسئول نمایندگی بعثه مقام معظم رهبری در کشور عراق را تسلیت گفت.

حوزه/ حجت الاسلام و المسلمین ربانی با بیان اینکه ارتباط مرکز خدمات و مجمع نمایندگان طلاب باید نهادینه و مستمر باشد، گفت: این ارتباط باید دو سویه باشد و نیاز است به صورت فصلی جلسه‌ای میان نمایندگان مرکز خدمات و مجمع به منظور تبادل‌نظر برگزار شود.

حوزه/ حجت الاسلام و المسلمین ربانی با بیان اینکه آنچه غربی‌ها در مورد حقوق بشر و آزادی بیان می‌گویند دروغ است، تصریح کرد: در موضوع هولوکاست دانشمندانی که برخی نیز فرانسوی بودند به دلیل انکار آن محاکمه شدند؛ اگر آنها ادعا می‌کنند که آزادی بیان دارند چرا کسی که قصه‌ای تاریخی را مطرح کرده و می‌گوید خلاف است مجازات می‌کنند.

حوزه/ حجت الاسلام و المسلمین ربانی با گرامیداشت یاد شهدای ۱۷ شهریور گفت: ما مدیون خون شهدا هستیم و اگر از خودگذشتگی آنها نبود انقلاب اسلامی به پیروزی نمی‌رسید و نظام طاغوتی و آن ظلم و جور و ذلت برای مردم عزیز کشورمان ادامه داشت.

حوزه/ رئیس مرکز خدمات گفت: برخی افراد برای اینکه مورد سؤال قرار نگیرند آدرس غلط می‌دهند که نشان می‌دهد برای جبران خطاهایشان مرتکب خطاهای بزرگ‌تری می‌شوند.

حوزه/ حجت الاسلام و المسلمین ربانی گفت: بسیاری از دشمنان ایران اسلامی به فکر سوء استفاده از بحران کرونا برای ضربه زدن به کشور بودند ولی خداوند لطف کرد و این بسیج عمومی و رزمایش مؤمنانه از سوی مقام معظم رهبری اعلام شد و مردم هم به خوبی لبیک گفتند و بسیاری از فتنه‌ها را خنثی کردند.

حوزه/ مرکز خدمات حوزه‌های علمیه و شرکت بیمه آسیا برای ششمین سال متوالی قرارداد خود را تمدید کردند.

عکس: عباس فرامرزی

تمامی حقوق این سایت برای خبرگزاری حوزه محفوظ است. ۱۳۹۸©

بازنشر مطالب خبرگزاری حوزه در سایر خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها بدون ذکر منبع آزاد است.

ربانی یک استارت اپ برای خلق یک محصول دیجیتال در حوزه مد و فشن است. برند ربانی با 15 سال سابقه فروش پارچه به صورت سنتی، حالا بستر آنلاین برای این منظور را فراهم کرده است. در حال حاضر فروشگاه‌ ربانی چهار شعبه در تهران و یک شعبه در کرج و یک شعبه در مهاباد دارد و 5000 مدل پارچه را به روش آنلاین و مستقیم به فروش می‌رسانند. شعب و نمایندگی‌های ربانی در حال گسترش است.
ما دغدغه تغییر داریم؛ تلاش ما این است که دسترسی و خرید اینترنتی پارچه‌های باکیفیت و منحصربه‌فرد را برای مشتری در سطح کشور آسانتر کنیم.
اگر تمایل به همکاری در فضای پویای یک استارت اپ دارید، منتظر رزومه‌های شما هستیم.

با معتبرترین شرکت‌های کشور آشنا شوید و محل کار آینده خود را هوشمندانه انتخاب
کنید.نی نی سایت

ربانی
ربانی

بیشتر بخوانید!  اهران تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *