حسین کیانی نیا

حسین کیانی نیا
حسین کیانی نیا

همانطور که در تمام لیگ‌های حرفه‌ای فوتبال دنیا، تبلیغات محیطی، حق پخش تلویزیونی و درآمد بلیط‌فروشی از آن باشگاه‌هاست، در صورتی که خواهان حرفه‌ای شدن حقیقی و نه صوری فوتبال ایران هستیم، باید باشگاه‌ها از این حقوق به حق خود برخوردار شوند.

دیپلماسی تله وام گونه‌ای دیپلماسی در روابط دو جانبه میان کشورها است که در آن کشور وام دهنده با قصد منفی به کشور دیگر وام می‌دهد.کشور وام دهنده از عمد به کشور وام گیرنده وام‌های فراوانی می‌دهد با این هدف که پس از ناتوانی کشور وام گیرنده در بازپرداخت وام‌ها کشور وام دهنده امتیازات سیاسی و اقتصادی مورد نظرش را استخراج کند.

به لطف خداوندگار، فرصت را غنیمت شمرده و سال نو و بهار جدید را به محضر حقیقت بهار، انسان کامل، حضرت امام زمان (عج)، مردم عزیز و رنج‌دیده ایران زمین، تمام کسانی که نوروز را جشن می‌گیرند و بر تمام  ملت های جهان تبریک و تهنیت عرض می‌نمایم.

این روزها حال سی‌سخت خوب نیست؛مردم عزیز سی‌سخت با همه سرسختیشان، حالا در مقابل مشکلات پس از زلزله، عدم امداد رسانی مناسب، کمبود امکانات و سرمای سخت، کمرشان خم شده است.

بر پایه داده‌های این پروژه، سرانه تولید ناخالص داخلی ایران بر پایه شاخص برابری قدرت خرید در سال ۱۹۷۶ (۱۳۵۶) به اوج ۱۰ هزار و ۶۶۵ دلاری رسیده و پس از آن روند نزولی به خود گرفته است. این شاخص در سال ۲۰۰۳ (۱۳۸۲) بار دیگر به سطح سال ۱۹۷۶ می‌رسد و تا رقم ۱۸ هزار دلار در سال ۲۰۱۱ (۱۳۹۰) صعود می‌کند سپس تا سال ۲۰۱۸ به سطح ۱۷ هزار دلار باز می‌گردد.حسین کیانی نیا

در کنار همه نقدها، اعتقاد دارم باید حاکمیت را برای اصلاح و تغییرات ساختاری کمک کرد. چرا که هرگونه انقلابی در فرم کلاسیک، باعث عقب‌ماندگی چندساله کشور می‌شود.ما تلاشمان را می‌کنیم. بقیه‌اش با آن‌هاست که آیا دوام حکومت خود را می‌خواهند یا انقلاب و آشوب و براندازی!

از تهرانِ پایتخت تا تهرانِ حاشیه، خیلی فاصله نیست و هم خیلی فاصله هست!تا جایی در حاشیه جاده امام رضا(ع) و در حوالی کمربندی دوم تهران چند ربع ساعت فاصله مکانی و چند ده سال فاصله زمانی است!

چاره، برگشت بر آن خویشتنِ انسان استوَرنه هر روز بر ایران، گُذرِ آبان است!

گَر همین رَه که گرفتیم پیاپی برویمخونِ مظلوم، کُتَل بر سر هر میدان است

فتح بابل توسط کورش بزرگدولت های بزرگ دنیای قدیم که از  چهار هزار سال قبل شکل گرفته بودند بیشترین تمرکز را در بین النهرین یا عراق کنونی داشتند. این دولت های اکثرا قدرتمند، ثروتمند و بعضا جنگجو مانند قوم آشور بودند.

معتقدم همانگونه که خداوند در قرآن کریم فرموده، تمامِ زمین متعلق به تمامِ اقوامِ بشر است و مرزهای جغرافیایی چیزی جز یک پدیده انسان‌ساختِ غیر انسانی نیست؛ اما در عین حال با گلوبالیست‌ها که ادعای جهان‌وطنی و جهانی شدن را دارند، آبم در یک جوی نمی‌رود!

سال 1330ه ش در خانوده‌ای مقید به
اسلام ودر روستای کیان  نهاوند به دنیا آمد. حسین پس از سپری
کردن دوران پر جنب و جوش کودکی ,وارد مدرسه‌ی ابتدائی این روستان شد وبا پشت سر
گذاشتن این دوران ,تحصیلات راهنمایی را نیز درکیان به پایان برد.او علاقه ی زیادی
به تحصیل داشت اما بعد از دوره راهنمایی به دلیل نبودن دبیرستان در کیان باید با
دنیای تحصیل خداحافظی می کرد.
حسین با وجود نبودامکانات با علاقه ی
زیادی که به درس داشت مشکلات زیادی را تحمل کرد تابه نهاوند برود و مشغول تحصیل
شود.
حسین در دوران دبیرستان مشغول تحصیل
بود که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید,او بعد از پیروزی انقلاب درس را رها کرد
وبرای پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی وارد بسیج وسپاه شد.
ابتدا در ستاد مبارزه با مواد مخدر
مشغول فعالیت شد.بعداز آن دربخشهای مختلف سپاه وبسیج خدمت کرد.
مدتی برای تامین نیازهای مالی خود
رانندگی می‌کرد و از راه مسافر کشی نیازهای مالی خودرا تامین می کرد. حسین در هر
عرصه ای که احساس می کرد نیاز به تلاش وکار است وارد می شد وبدون چشمداشتی به
فعالیت می پرداخت.او یکی از بنیانگذاران پایگاه بسیج کیان بود ودر برپایی جلسات
قرآن در این پایگاه فعالیت زیادی داشت.
اودر سالهای ابتدای انقلاب ازدواج
کردکه 3 فرزند پسر یادگار آن ازدواج مبارک است. حسین فرزندانش را بسیار دوست داشت
و به همسر خود احترام زیاد می‌گذاشت. بسیار مهربان و صبور بود، خیلی معتقد و مومن
به دین اسلام بود.
همسرش می گوید:بسیار باگذشت بود و در
کارهای منزل به من زیاد کمک می‌کرد.
با شروع جنگ تحمیلی از سوی سپاه
همدان  به جبهه رفت وبرای اولین بار 3 ماه در جبهه بود.بعد از آن مدتی به همدان
برگشت اما طاقت دوری از جبهه را نداشت ودوباره به جبهه برگشت.
او از اوائل جنگ تحمیلی در سال 1360که
به جبهه رفت تا عملیات کربلای 5در سال 1365حضورمستمر وتاثیر گذاری در جبهه ها داشت.
اوکه در روزهای آغازین حضورش به عنوان
یک نیروی عادی به جبهه رفته بود طولی نکشید با نشان دادن توانمندیهایش به
فرماندهی,دسته,گروهان وقائم مقام فرمانده گردان152لشکر32انصارالحسین(ع)برگزیده شد.
حسین کیانی پس از سالها مجاهدت وتلاش
خستگی ناپذیردر کربلای 5 که در زمستان 1365در منطقه‌ی عملیاتی شلمچه انجام شد به
شهادت رسید.

روحش شاد و یادش گرامی باد

 

حسین کیانی نیا


وصیتنامه

بسم الله الرحمن الرحیم

  روح اله
و میثم را خوب تربیت کنید. اگر امکان دارد به حوزه بروند.
از زحمات همسرم در طول زندگی تشکر می
کنم واز او حلالیت می خواهم.
همسرم آزاد است اگر دوست داشت بالاى
سر بچه ها باشد واگر می خواهد برود هم آزاد است.

برادران و خواهران امروز اسلام مظلوم
است و مسئله جنگ و جهاد برای ما حل نشده است .به قول علی (ع) ایمان بر چهار پایه
است و پایه اصلی جهاد است. تمامی
دنیای غرب و شرق خودشان را آماده کرده‌اند برای نابودی جهاد. اگر معنی این 
لغت معنوی را درک کنیم, اگر ما قدرت و عدالت و شجاعت اسلام را درک کنیم, اگر ما
خدا را بشناسیم؛ چه باک، ترس برای چه، درد این است که شناخت نداریم.
شهیدان رفتند و ما زبونان ماندیم. به
قول امام عزیز شکست و پیروزی مهم نیست رضای خدا مهم است.
برادران حزب اللهی هوشیار باشید که
منافقان زیرک اگر نفوذ کنند نه اسلام می‌ماند و نه دین و همین زاهدان کمر علی (ع)
را شکستند. برادران اتحاد و وحدت عملی داشته باشید. اسلام غریب است ,بیشتر بدبختی‌های
ما در جهان اسلام و انحراف‌های دینی از اسلام گریزی ماست.
برادران و خواهران نماز بدون جهاد
باطل است ,جهاد است که به انسانهای تاریخ ارزشمندی می‌دهد. برادران حزب الهی این
بیماری را دوا کنید, این تفرقه‌ها را اصلاح کنید, جنگ ریاست نکنید.
ایمانی باطنی داشته باشیم ,توکل کنید
بر خدا. کسی که برای خدا کار کند در پیمودن راه حق به خود تزلزلی راه نمی دهد.
مطمئن باشید اگر خدا را در نظر داشته
باشیم, اگر زندگی با خدا باشد, اگر همه چیز را فراموش کنیم جز خداوندو جهاد در راه
او, آن وقت چقدر قدرت داریم. برادران شما مسئول خون شهدای اسلام هستید, مرگ راهی
است که باید رفت ,چه
بهتر در راه خدا باشد.
فرهنگ ما فرهنگ شهادت است ,ما با حسین
(ع) و با راه حسین(ع) و با خون حسین(ع) زنده هستیم. ای کسانی که جنگ ریاست می‌کنید,
ای فرصت طلبان سودجو, ای نام‌جویان دنیوی در منطق علی این چیزها نیست.
ریاست طلبی از پستی روح است ,کسانی که
ریاست طلبید, روح شما کوچک است بروید درد خودتان را دوا کنید. یک روز در برابر خدا
محاکمه می‌شوید.
این ذلت است, این خواری است ,برادران
هجرت کنید از خانه کفر به خانه ایمان ,مگر امام نگفت جنگ بین مؤمن‌ها نیست؛که اگر این جنگ باشد ,برای
خدا نیست, بت
پرستی است. ریاست آفت دین است, انسان مسلمان و دست پرورده امام و اسلام ,در برابر همه جلوه‌های ظلم و فساد
حساس است, هرگز بی تفاوت نیست, ای انسان یک روز باید رفت, باید کوچ کرد, مگر امام
نمی‌گوید آن مذهبی که جهاد در آن نیست ناقص است. قرآن همه بشر را دعوت می‌کند به
مقابله برای رفع فتنه, پس چرا خوابیده اید. ای راحت طلب‌ها ای کسانی که نه حجاب
دارید نه گوش شنوا دارید نه چشم بینا,  ای زورگویان زرپرست ,فردای قیامت جواب
رسول خدا را چه می‌دهید.
ما اگر امام را دوست داریم به خاطر
ارزشهای اسلامی اوست ,به خاطر انسانیت اوست. حرف این حسین زمان را چرا گوش نمی‌کنید.
ما از شرق و غرب نمی‌ترسیم, از اختلاف می‌ترسیم. ای برادران کارهایی که انجام می
شود با اخلاقی انجام ‌شود, باید عقلی باشد, روی میل کار نکنید. ای مسئولین جمهوری
اسلامی ایران ,جایگاهتان را قلب ملت قرار دهید که بهترین حصارها است.
ای انسان همین که روح از بدنت جدا شد
پیکرت به‌سرعت باورنکردنی می‌رود تا به زباله‌ای متعفن و نفرت انگیز مبدل ‌شود پس
چرا پا روی حق می‌گذاری. دلم خون است از مشاهده ی بعضی رفتارهای غیر اصولی,چرا شما
را وادار می‌کنند که پا روی حق بگذارید. اگر پیروزی منهای تقوی باشد, پیروزی نیست. ای برادران کارها باید
رنگ خدایی داشته باشد, چه رنگ خوبی است, اگر انسان متقی شود خدا از او راضی می‌شود.
ای برادران سپاه را خدای نکرده در دسته بندی ها وارد نکنید ,با شما ها هستم, اگر
ما شیعه علی (ع) باشیم.
تو جوان، تو پاسدار بدان که اسلام با تن آسایی، هرزگی، بیکاری، خور و خواب مخالفت
می‌کند. اسلام دین  رنج و آئین تلاش است. برادران استقامت و فعالیت انسان را
به خدا نزدیک می‌کند. اگر هوا و هوس بر انسان مسلط شود و آن بعد حیوانی بر او غلبه
پیدا کند, قرآن می‌گوید: چنین شخصی بت پرست است. خداوندا ما آمده‌ایم که دین تو را یاری کنیم و راه حسین (ع) را
برویم, آمده‌ایم
تا مظلومان جهان را نجات دهیم, آمده‌ایم تا فرهنگ قرآن را معرفی کنیم, آمده‌ایم تا
کربلا را معرفی کنیم, آمده‌ایم تا با باطل جنگ کنیم,آمده‌ایم تا عدالت و ایمان را
به حکومت برسانیم, آمده‌ایم تا لبیک گوی حسین باشیم, آمده‌ایم تا به جهان بگوئیم
که پیرو حسین(ع) هستیم که در برابر سی هزار نفر تسلیم نشد. آمده‌ایم بگوئیم ای
دنیا ما رهبری داریم که رفاه و آسایش خودش را در جنگ و کشته شدن می‌داند و می‌فرماید
اگر تمام دنیا به من حمله کنند نمی‌ترسم ,رهبری داریم که به عشق شهادت زندگی می‌کند. آمده‌ایم که ولایت را زنده کنیم. آمده‌ایم
تا شکم باطل را بشکافیم تا حق زنده باشد.
والسلام       

 
حسین کیانی


با سلام . از اقدام ارزشمندتان درباره اختصاص وبلاگتان به شهدای گرانقدر شهرمان ممنونم.به نظاره می نشینیم تا وبلاگ ارزشمند و خوبتان ۸۵۰ شهید شهرستان را به طور کامل معرفی نماییدُ باز هم ممنون امیدوارم موفق و موید باشید .

شهدا الگوهستند.الگوهایی که انتخاب میشوندتا چراغ هدایت دیگران باشند/سردار شهید مهدی زین الدینسلام بزرگوار.ممنون که به سرای مجازی ما آمدید وابراز لطف کردید.پاسخی سوالی هم که دررابطه با نسبت من وآقا مهدی پرسیدیددر قسمت پروفایل وبلاگ هم برای شما وهم باقی دوستان داده شده.انشالله شهدایی باشید وحیاتتان هم ختم به شهادت.انشالله.التماس دعا.نسئل الله منازل الشهدا

“ان فی قتل الحسین حرارة فی قلوب المومنین لاتبرد ابداً “” همانا در قتل حسین آتشی در دلهای مومنین فروزان شد که هرگز به خاموشی نگراید “سلام بزرگوارعزاداریها قبول درگاه حق انشاءاللهخداوند مقام این شهید بزرگوار را متعالی گرداندصدای وبلاگم قابل شنیدنه فقط باید صدای بلندگوهاتون را زیاد کنید چون قدیمیه کیفیتش پایینهالتماس دعایاعلی

سلام خسته نباشید . از شهید علیصمد سلگی هیچی ننوشتید . پیشنهاد میکنم اگه میخواید اطلاعاتی رو از ایشون به دست بیارید از بنده خبر بگیریدلازم به ذکر است که چند وقت پیش درجه ی سرتیپی ایشون اومد.

حسین كیانی
دوم شهریور ماه سال 1330 در روستای كیان شهرستان نهاوند متولد شد. كودكی آرام و
ساكت بود. از همان کودکی کمک حال پدر بود و در امور کشاورزی و باغداری به پدر کمک
می کرد.

دوره
ابتدایی را در مدرسه حافظ در همان روستای كیان گذراند و پس از آن به علت مشکلات
متعدد و کمبود امکانات، ترك تحصیل کرد تا بیش از پیش به پدر كمك کند. تنبلی و بیكاری
را دوست نداشت و بسیار فعال، پركار و زحمتكش بود.

از نوجوانی
و قبل از سن بلوغ شروع به نماز خواندن كرد و همیشه با وضو بود. در همه برنامه های
مسجد محل و مراسم های مذهبی شرکت می کرد. در ماه های رمضان و محرم و روزهای عاشورا
و تاسوعا در هیئت مسجد فعالیت چشمگیر داشت.

به سن
قانونی که رسید به خدمت سربازی رفت و این ایام همزمان بود با سال های مبارزات
انقلابی مردم ایران. حدود شش ماه از خدمت سربازی را پشت سر نهاده بود که به دستور حضرت
امام (ره) از پادگان فرار كرد.

در سال
1357 با خانم افسر كیانی ازدواج كرد که پس از 8 سال زندگی مشترک، خداوند 3 فرزند
به نام های روح الله، سجاد و میثم به آنها عنایت فرمود.حسین کیانی نیا

به گفته
پدرش: مراسم عقد و ازدواج آنها بسیار ساده برگزار شد. خیلی از مراسم های مرسوم آن
موقع را انجام ندادند. احترام همسرش را داشت و انصافاً همسرش نیز احترام او را نگه
می داشت. هر كاری داشت خودش انجام می داد و به همسرش دستور نمی داد.

همسرش
می گوید: چون انسانی مؤمن، با تقوی ، اهل كار و تلاش بود، به
او جواب مثبت دادم. اخلاق، رفتار، نماز، عبادت و صبرش بسیار خوب بود. در مقابل
مشكلات صبر داشت. یك طوری رفتار می كرد كه ما متوجه نمی شدیم كه مشكلی است. با پدر
و مادر من هم خیلی خوب بود و همه از دست او راضی بودند.

آرزوی پیروزی
اسلام و انقلاب را داشت و همه چیز خود را فدای انقلاب كرد. آرزوی سلامتی امام را می
كرد و می گفت: تمام زندگی و جانم فدای امام شود.

به
افراد در خط اسلام و امام علاقه داشت و آن فرد را روی سرش می گذاشت. از اشخاص ضد
انقلاب و ضد اسلام متنفر بود. از افراد قاچاقچی بدش می آمد. اگر كسی علیه انقلاب و امام حرفی می زد، بغض گلویش
را می گرفت.

او
افراد را راهنمایی می كرد كه در راه خدا قدم بردارند و از راه حلال كسب روزی نمایند.
بعد از پیروزی انقلاب، كشاورزی را رها كرد و به سپاه پیوست و در ستاد مبارزه با
مواد مخدر مشغول خدمت شد.

عضو بسیج
نیز بود و در پایگاه بسیج در امر مبارزه با مواد مخدر فعالیت و با منافقین نیز
مبارزه می كرد. زمانی كه در ستاد مبارزه با مواد مخدر بود، چند نفر قاچاقچی را تا پای
اعدام كشاند.

با خویشاوندان
و اقوامی كه در پخش مواد مخدر بودند، رابطه نداشت و همان ها در زمان شهادت حسین در
کمال ناجوانمردی بسیار خوشحال شدند و شیرینی پخش می كردند.

زمانی
كه در ستاد مبارزه با مواد مخدر بود، شبانه روزی كار می كرد و هفته ای یك شب به
منزلش می رفت. هنگامی كه در سپاه بود، بیشتر از گذشته مطالعه می كرد و به خواندن كتاب
های دینی، مذهبی و تاریخی می پرداخت.

با شروع
جنگ تحمیلی، ملبس به لباس مقدس پاسداری شد. ابتدا به صورت بسیجی و بعد به عنوان
پاسدار رسمی در جبهه حضور یافت.

برای
جلب رضای خداوند و انجام تكلیف عازم جبهه های حق علیه باطل شد و در عملیات های
مختلفی شركت داشت.

ابتدا
فرمانده گروهان بود و بعد معاون گردان شد. در عملیات كربلای 5 معاون گردان 152 لشكر انصار بود.

در
منطقه دوبار مجروح شد. در منطقه چنگوله با برادرش، عباس، در جبهه بودند كه او در
آن عملیات از ناحیه پا مجروح شد و برادرش عباس، به شهادت رسید.

به گفته
پدرش: زمانی كه حسین مجروح و در بیمارستان تهران بستری بود، به عیادتش رفتم و
گفتم: ما خوشحالیم كه تو زنده هستی، هر چند كه عباس شهید شده است. گفت: پدر، این
حرف ها را نزنید، اگر عباس شهید شده است و من مجروح شده ام، به خاطر این است كه شیری
كه عباس خورده است از شیری كه من خورده ام پاكتر بوده است.

به همین
خاطر او شهید شده و من مجروح شده ام. به حسین گفتم: به جبهه نرو تا سالم بمانی و
پیش من و مادرت بمانی، چون عباس شهید شده است. گفت: پدر، به خدا قسم تا جنگ و امام
است، من دست از جبهه برنمی دارم و با آن حال مجروحیت دوباره به جبهه رفت.

هر وقت
به مرخصی می آمد به پایگاه مسجد می رفت و یا به خانواده های شهدا سركشی می كرد. به
عبادت و نماز و نماز شب می پرداخت و یا قرآن تلاوت می نمود و به خانواده های شهدا
سركشی می كرد. به او می گفتم: این چند روز را پیش ما و زن و بچه ات باش. می گفت:
پدر، سركشی از خانواده شهدا از شما واجب تر است. یا هر وقت به او می گفتیم: كمتر
به جبهه برو چون زن و بچه داری. می گفت: مگر امام حسین(ع) زن و فرزند نداشت، مگر
حضرت

عباس (ع) همسر و بچه نداشت، چرا شما از این حرف ها می زنید؟
به خانواده های شهدا، فرزندان شهدا و رزمندگان جانباز علاقه داشت.

خانم
کیانی همسر شهید می گوید: هر وقت به او می گفتم شما چند تا بچه دارید، فكری هم به
حال ما بكنید. می گفت: من به جبهه می روم و تو از بچه ها نگهداری كن، من نصف ثوابش
را به تو می دهم. با این حرف های او من دلگرم می شدم.

در جبهه
نماز شبش ترك نمی شد. در قید حقوق و مزایا نبود. از طرف سپاه به او زمینی در
نهاوند دادند كه او زمین را نگرفت و گفت مگر من به خاطر زمین به جبهه می روم. خمس
و وجوهات شرعی را هر سال می پرداخت.

نسبت به
بیت المال حساس بود. حتی یك بار كه می خواست همسرش را با خود به نهاوند ببرد، ماشین
سپاه را در حیاط گذاشت و ماشین كرایه كرد.

به
خانواده اش توصیه می كرد صبر و توكل به خدا داشته باشید، منحرف نشوید. امر به
معروف و نهی از منكر كنید. حجاب را رعایت كنید. نماز را اول وقت بخوانید. فرزندانم
را خوب تربیت كنید. به مسجد و پایگاه بروید.

آرزوی
شهادت داشت. می گفت: خوشا به سعادت آن هایی كه شهید شده اند. دعا كنید من
هم شهید شوم.

به گفته
همرزمانش در عملیات كربلای 5، آتش دشمن روی محور ما خیلی سنگین بود. بچه های زیادی
شهید شدند. یك جایی بود كه حاجی شهدا را آنجا می برد. در داخل سنگر وضو گرفت و
نماز خواند و بعد یك جعبه مهمات برداشت و برای رزمندگان برد. به او گفتم آتش دشمن
زیاد است، شهید می شوی. گفت : اشكال ندارد. باید این

مهمات
را به نیروها برسانم. بعد از ساعتی متوجه شدیم او شهید شده است.

حاج حسین
كیانی در 24 دیماه سال 1365 در منطقه شلمچه به علت اصابت تركش
به گلو و سر به شهادت رسید.

علی حسین
كیانی، پدر شهید، می گوید، حسین دشمنان زیادی در روستا داشت كه همه آن ها قاچاقچی
ها بودند و همه خوشحال از این كه او شهید شده است. من به خاطر این كه دشمنان او
خوشحال نشوند، اصلا ناراحت

نشدم.
وقتی جنازه اش را در بهشت زهرای نهاوند دیدم ، دستهایم را به طرف آسمان بلند كردم
و گفتم: خدایا، تو را شكر كه این چنین فرزندی به من عطا كردی.

شهید حسین
کیانی در وصیت نامه خود نوشته است: سلام به مادر مهربانم، مادری كه از جان و دل به
او عشق می ورزم، مادری كه دوری او را یك لحظه نمی توانم تحمل كنم. اما چه باید كرد
كه اسلام از تو مادر عزیزتر است .

مادر،
اگر من شهید شدم، صبر داشته باش. همانطور كه زینب (س) در برابر شهادت برادر و
فرزندانش صبر كرد و دنیا به خاطر این بانوی بزرگوار برپا مانده است. همسرم، ان شاء
الله خداوند به شما صبر عنایت كند .

سفارش
من این است كه روح الله، فرزندم، را راهی جبهه كنی كه اسلحه من روی زمین نماند. برادران، شعار ندهید، عمل نمایید. ما مسئول خون
شهدای اسلام هستیم. مرگ راهی است كه باید همه از آن عبور كنند، پس چه بهتر كه

مرگ در
راه خدا باشد. فرهنگ ما، فرهنگ شهادت است. ما با یاد حسین(ع)، راه حسین (ع) و خون
حسین(ع) زنده هستیم.

ای ملت شهید
پرور، امام را تنها نگذارید. اگر رهبری تضعیف شود، این انقلاب شكست می خورد. پشتیبان
ولایت و یاران امام باشید و خودتان را آماده كنید برای سختی هایی
كه در آینده پیش می آید.

 

تعریف توسعه اقتصادی

توسعه در لغت به معنی گسترش و بهبود است . در تعاریفی که از توسعه اقتصادی ارائه شده به طور ضمنی به مفهوم بهبود و گسترش وضع اقتصادی کشورها اشاره شده است .توسعه اقتصادی فقط به رشد اقتصادی محدود نمی شود بلکه در بعد گسترده تری مسائل مربوط به فقر، نابرابری، شهر نشینی، مهاجرت، بیکاری، توزیع درآمد و شاخص های اجتماعی را نیز در بر می گیرد.

در حال حاضر مسائل مربوط به بحران انرژی ، کمبود مواد غذایی در کشورهای در حال گذار، بحران تراز پرداخت ها، تلاش و مبارزه کشورهای در حال گذار برای خودکفایی و خود اتکایی جمعی در مقابل جهان توسعه یافته، فروریزی تصورات آسیب ناپذیری کشورهای توسعه یافته در مقابل کشورهای در حال گذار و پیشنهاد تغییر نظام اقتصادی بین المللی کنونی، در زمینه توسعه اقتصادی به وقوع پیوسته است .حسین کیانی نیا

 

در مورد توسعه اقتصادی تعاریف متعددی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم :

شومپیتر توسعه را تغییرات مداوم و خود به خودی در کشورهای در حال توسعه که بعد از استقلال ی تعادل اقتصادی موجود در اقتصاد را از دست داده اند، تعریف می کند .

میردال می گوید توسعه اقتصادی عبارت است از حرکت یک سیستم یک دست اجتماعی به سمت جلو و همچنین به عقیده وی در توسعه نه تنها روش تولید و توزیع محصولات و حجم تولید مد نظر است بلکه تغییرات در سطح زندگی، نهادهای جامعه و ت ها نیز مورد توجه است .

کیندل برگر توسعه اقتصادی را هم تولید بیشتر و هم پیدایش تحول در چگونگی تولید محصول می داند. به نظر وی مفهوم توسعه از رشد گسترده تر است چون شامل ایجاد تحول در چگونگی تولید و تخصیص مجدد منابع و نیروی کار در تولیدات گوناگون است .

به نظر فریدمن توسعه عبارت است از یک روند خلاق و نوآور در جهت ایجاد تغییرات زیر بنایی در سیستم اجتماعی .

بلاک معتقد است که : توسعه اقتصادی عبارت است از دستیابی به تعدادی از هدف های مطلوب از قبیل افزایش بازدهی تولید، ایجاد برابری های اجتماعی و اقتصادی، کسب دانش و فن و مهارت های جدید، بهبود در وضع نهاده ها و یا به طور منطقی دستیابی به یک سیستم موزون و هماهنگ از ت های مختلف که بتواند انبوه شرایط نامطلوب یک نظام اجتماعی را برطرف سازد.

به نظر جرالد میر توسعه اقتصادی عبارت است از فرایندی که به موجب آن درآمد واقعی سرانه در یک کشور در دورانی طویل المدت، افزایش می یابد .توسعه اقتصادی مستم چیزی بیش از رشد اقتصادی است. توسعه به معنای رشد به اضافه تغییر است. لذا در فراگرد توسعه ابعاد کیفی اساسی تری وجود دارد که فراتر از رشد یا گسترش یک اقتصاد است. جرالد میر به این دلیل بر مفهوم بلندمدت تکیه می کند که از نظر وی توسعه افزایش مداوم درآمد واقعی ـ نه افزایش ساده کوتاه مدت آنچه که در دوره پیشرفت چرخه تجاری روی می دهد ـ است . از نظر جرالد میر توسعه اقتصادی هدف نیست بلکه وسیله ای برای نابودی فقر و ایجاد شرایط بهتر اجتماعی است.

برنامه های توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) بر مفهوم و اندازه گیری توسعه بر حسب شاخص توسعه انسانی (HDI) تأکید دارد. این شاخص نه تنها بر پایه درآمد واقعی، بلکه بر اساس شاخص های اجتماعی مانند امید به زندگی، میزان باسوادی بزرگسالان و سال های تحصیلی مبتنی است.

تودارو توسعه را فرایند بهبود بخشیدن به کیفیت زندگی تمام مردم می داند.

او به سه جنبه مهم توسعه اشاره دارد :

 

ادامه دارد.

 

فروپاشی شوروی سابق و ایجاد کشورهای تازه استقلال یافته و گرایش آنها به سمت نظام بازار، این باور را در بعضی از افراد ایجاد کرده است که کشورها برای ارتقاء سطح اقتصاد خود نیاز به برنامه ریزی ندارند.

اما تاریخ اقتصادی جهان گواه آن است که هیچ کشور توسعه یافته ای بدون برنامه ریزی توسعه نیافته است.

واگذاری فعالیت های اقتصادی به بخش خصوصی و نظام بازار نیز مستم برنامه ریزی است.

 

برنامه ریزی توسعه با نظام برنامه ریزی متمرکز متفاوت است.

برنامه به معنی مقررات یا نظامی برای انجام کار یا کارهای معین و برنامه ریزی به معنی عمل یا فرایند یافتن و تنظیم کردن مقررات و نظام برای اجرای یک کار یا رشته ای از کارها می باشد .

 

برای برنامه ریزی نیز تعاریف متعددی وجود دارد:

تودارو برنامه ریزی اقتصادی را تلاش آگاهانه دولت در جهت هماهنگ نمودن تصمیمات اقتصادی در بلندمدت ، تأثیرگذاشتن و جهت دادن در برخی موارد حتی کنترل سطح رشد متغیرهای اصلی اقتصادی یک کشور برای رسیدن به یک سلسله هدف های از قبل تعیین شده توسعه می داند .

به نظر پروفسور رابیس برنامه ریزی اقتصادی عبارت از کنترل کلی ابعاد فعالیت های بخش خصوصی در تولید و تجارت خارجی است.

 

برای سنجش توسعه اقتصادی شاخص‌های متعددی برای ارزیابی وجود دارد که در ذیل به برخی از آن‌ها اشاره شده است:

شاخص درآمد سرانهاز تقسیم درآمد ملی یک کشور (تولید ناخالص داخلی) به جمعیت آن، درآمد سرانه به دست می‌آید. این شاخص ساده در کشور‌های مختلف، معمولا با سطح درآمد سرانه کشور‌های پیشرفته مقایسه می‌شود.

شاخص برابری قدرت خریداز آنجا که شاخص درآمد سرانه از قیمت‌های محلی کشور‌ها محاسبه می‌شود و معمولا سطح قیمت محصولات و خدمات در کشور‌های مختلف جهان یکسان نیست، از شاخص برابری قدرت خرید استفاده می‌شود.در این روش، مقدار تولید کالا‌های مختلف در هر کشور، در قیمت‌های جهانی آن کالا‌ها ضرب شده و پس از انجام تعدیلات لازم، تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه آنان محاسبه می‌گردد.

شاخص درآمد پایدارکوشش برای غلبه بر نارسایی‌های شاخص درآمد سرانه و توجه به توسعه پایدار» به جای توسعه اقتصادی»، منجر به محاسبه شاخص درآمد پایدار گردید.در این روش، هزینه‌های زیست محیطی که در جریان تولید و رشد اقتصادی ایجاد می‌شود نیز در حساب‌های ملی منظور گردیده (چه به عنوان خسارت و چه به عنوان بهبود منابع و محیط زیست) و سپس میزان رشد و توسعه به دست می‌آید.

شاخص‌های ترکیبی توسعهاز اوایل دهه ۱۹۸۰، برخی از اقتصاددانان به جای تکیه بر یک شاخص انفرادی برای اندازه گیری و مقایسه توسعه اقتصادی بین کشورها، استفاده از شاخص‌های ترکیبی را پیشنهاد کردند. این شاخص‌ها بر اساس چند شاخص اصلی و همچنین چند زیرشاخه تعریف می‌شدند:

 

ادامه دارد.

به طور کلی، اقتصاد به سه بخش صنعت، خدمات و کشاورزی تقسیم بندی می شود که هر کدام از این بخش ها گستره وسیعی از زیربخش ها را در بر می گیرد.

حسین کیانی نیا

بخش کشاورزی

بخش کشاورزی یکی از بخشهای اصلی فعالیتهای اقتصادی است که با وجود مزیتهای نسبی اقتصادی چشمگیر، از حیث توسعه اشتغال معمولاً بخشی فروکاهنده و دارای محدودیت ارزیابی می شود. نگاهی به سهم اشتغال بخش کشاورزی درکشور نشان می دهدکه طی چهار دهه گذشته سهم اشتغال بخش کشاورزی در کشور به طور قابل توجهی کاهش یافته است (کرباسی و همکاران،1387).

بخش صنعت

صنعت یکی از مهمترین عناصر و عوامل رشد وتوسعه اقتصادی است. رشد و توسعه بخش صنعت، زمینه و امکان رشد و توسعه سایر بخشها ازجمله کشاورزی ، بهداشت و درمان ، حمل و نقل و انرژی را فراهم می کند. بنابراین بخش صنعت در تحولات اقتصادی کشور نقش کلیدی ایفا می کند و به واسطه اهمیتی که در ایجاد تقاضا و تأمین مواد اولیه ،کالاهای واسطه ای و سرمایه ای با منشأ صنعتی برای بخشهای مختلف اقتصاد دارد، می تواند به نقش کلیدی خودکفا عمل کند (پدرام و حبیبیفر ،1387)

بخش خدمات

بخش خدمات از ارکان اساسی فعالیتهای اقتصادی است .این بخش با ظهور شهرنشینی شکل میگیرد و با گسترش شهرنشینی پوشش وسیعتری می یابد . در حال حاضر تگذاران اقتصادی در کشورهای در حال توسعه باید به این نکته توجه داشته باشند که دیگر نمیتوان محورهای توسعه را تنها در بخش کشاورزی یا صنعت جستجو کرد ، بلکه باید به کمک نوآوریهای فنی ، بخش خدمات را در فرایند توسعه اقتصادی در یک موقعیت استراتژیک قرار داد(حکیمیان،1378).

 

تقسیم‌بندی کلاسیک بخش‌های اقتصادی شامل موارد زیر است:

ادامه دارد.

 

مجموعه نوشتاری عدل برتر است یا جود و احسان؟

بخش اول: تقدم #عدالت بر #احسان

 

از مولا علی علیه‌السلام سؤال کردند: از این دو کدام برترند: عدالت یا جود؟» وَسُئِلَ أَیُّهُمَا أَفْضَلُ، الْعَدْلُ أَوِ الْجُودُ؟

علی علیه‌السلام جواب بسیار جامع و حساب شده‌اى داد؛ فرمود: عدل، هرچیزى را در جاى خود قرار مى دهد ولى جود و بخشش آن را از مسیرش فراتر مى برد، (اضافه بر این) عدالت، قانونى است همگانى ولى جود و بخشش جنبه خصوصى دارد بنابراین، عدل، شریف تر و برتر است»؛

فَقال: العَدْلُ یَضَعُ الاُْمُورَ مَوَاضِعَهَا، وَالْجُودُ یُخْرِجُهَا مِنْ جِهَتِهَا، و الْعَدْلُ سَائِسٌ عَامٌّ، وَالْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌّ، فَالْعَدْلُ أَشْرَفُهُمَا وَأَفْضَلُهُمَا.

در اینجا مولا علیه‌السلام دو نکته اصلی را اشارت نمودند: اول اینکه عدالت موجب می‌شود در جامعه هر کس به حق خویش برسد و هر چیز سر جای خودش باشد؛ اما جود و احسان جنبه عمومی ندارد و یک امر خصوصی است. بنابر این عدل شریف‌تر و برتر از احسان است؛

دوم اینکه عدالت فراگیر است و ثمره‌اش تمامی جامعه انسانی را در بر می‌گیرد و در سایه عدالت است که انسان می‌تواند زندگی آبرومندانه و با کرامتی داشته باشد؛ در حالی که جود و احسان امری فراگیر نیست و یک حرکت موضعی و مقطعی است؛

خداوند در قرآن نیز در آیه ۹۰ سوره نحل اشاره پر معنایى به این موضوع دارد:

إِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِى الْقُرْبَى وَیَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ وَالْبَغْىِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ؛

خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان مى دهد، و از فحشا و منکر و ستم نهى می‌کند؛ خداوند به شما اندرز مى دهد، شاید متذکّر شوید!

در این آیه تقدم بر عدالت است و نخست به اصل عدالت به عنوان یک اصل فراگیر اشاره مى کند و مسأله احسان را در درجه بعد قرار مى دهد، و از تعبیر به (إِیتَاءِ ذِى الْقُرْبَى) فراگیر نبودن آن روشن مى شود.

بنابراین می‌توان به استناد موارد بالا اینچنین گفت که به یقین، عدالت مقدم بر احسان است و مهمترین دلیلش نیز فراگیر بودن و جنبه اجتماعی داشتن عدالت است.

از طرفی اگر عدالت به درستی در یک جامعه جاری شود، قریب به یقین دیگر نیازمندان زیادی باقی نمی‌ماند که لازم باشد مومنان احسان و جود فراگیر را سرلوحه کار خود قرار دهند.

به تعبیر بنده “احسان فراگیر در جایی وجوب می‌یابد که آن جامعه درگیر تبعیض و بی‌عدالتی فراگیر باشد”؛ لذا در جامعه‌ای که نیاز به جود و احسان بسیار احساس می‌شود، فی‌الواقع آن جامعه گرفتار بی‌عدالتی و تبعیض است!

 

ادامه دارد.

 

حسین کیانی نیا

پانزدهم اردی‌بهشت‌ماه ۱۳۹۹

 

 

مجموعه نوشتاری عدل برتر است یا جود و احسان؟بخش دوم: وظیفه حکومت اقامه عدالت است یا احسان؟!

 

در بخش اول این مجموعه نوشتاری به شرح حکمت ۴۳۷ نهج البلاغه پرداخته شد.

در ادامه به این بحث می پردازیم؛ با توجه به پیامدهای اقتصادی منفی #کرونا چندی پیش رهبری توصیه ای مبنی بر #مواسات و کمک مومنانه برای حمایت از اقشار آسیب پذیر در بحران کرونا، داشتند. بلافاصله نهادهای حاکمیتی اقدام به برگزاری طرحی با عنوان #رزمایش_همدلی نمودند که طی آن این نهادهای حاکمیتی واسطه دریافت کمکهای مردمی برای تهیه مایحتاج اقشار آسیب دیده شدند. دفتر رهبری نیز پویشی تحت عنوان #ایران_همدل راه اندازی نمود تا با استفاده از ظرفیت های گسترده فضای رسانه ای و با استفاده از وجهه مردمی برخی سلبریتی ها به گسترش این طرح مواسات بپردازند.

حال، بر اساس مفروضات مطرح شده، این سوال پیش می آید که آیا وظیفه حکومت اقامه #عدالت است یا اجرای #احسان؟!

در این زمینه به گفتاری از #شهید_مطهری اشاره می کنیم:

در این گفتار شهید مطهری مستقیما جود و احسان را یک امر خصوصی و داوطلبانه می داند که باید در چارچوب مشخص و تحت شرایط مشخصی انجام شود؛ که حتی برای احسان بی حساب و کتاب، خساراتی را نیز بر می شمارد.

از طرفی، جود و ایثار جنبه عمومی نداشته و آنچه کلیت و عمومیت دارد و میتوان بر اساس آن مقرراتی را وضع و اجرا کرد، #عدالت است.

این وضع مقررات و اجرای آن، از وظایف حکومت است و بر خلاف احسان که از وظایف شخصی هر فرد است، نمیتوان حکومت داری را با شیوه #احسان_حکومتی به پیش برد و نتایج مثبتی را از آن گرفت.

همین فراگیری و ارجحیت موضوع عدالت بر موضوع احسان، به خوبی نمایان می سازد که وظیفه حکومت اسلامی، در درجه نخست، اقامه عدالت و قسط است و توصیه به احسان، نمیتواند از فضائل حکومتی شمرده شود و فقط می تواند به عنوان موعظه اخلاقی در شرایط خاص مطرح گردد و ضمنا نباید این احسان جنبه حکومتی پیدا کند.

بنابر مشروحات مطرح شده، به نظر اینجانب، اولین وظیفه هر حکومتی – چه اسلامی و چه غیر اسلامی – اقامه عدالت است و احسان و بخشش و صدقات باید به صورت خودجوش توسط مردم انجام گیرد نه در یک چارچوب حکومتی و دیکته شده!

 

حسین کیانی نیا

۱۷ اردی‌بهشت‌ماه ۱۳۹۹


اقتصاد کلان پیشرفته رومر ترجمه عراقی pdfDownloads-icon


دفترچه راهنمای ماشین لباسشویی اتوماتیک فریدولین pdfDownloads-icon


دانلود رایگان کامل کتاب زندگی خودرا دوباره بیافرینید pdfDownloads-icon


pdf دانلود مبانی سازمان مدیریت، محمد مقیمیDownloads-icon


دانلود رایگان pdfدستنامه سنجش روانشناختی گری گراثDownloads-icon


دانلود رایگان کتاب سیری در مبانی نظری معماری pdfDownloads-icon


دانلود رمان دختر شیطون استاد مغرور با لینک مستقیم pdfDownloads-icon


دانلود رمان استاد دانشجوی مغرور شیطون pdfDownloads-icon


رمان استاد مغرور دانشجوی شیطون pdfDownloads-icon


دانلود کتاب توسعه مهارتهای مدیران pdfDownloads-icon


تلخیص نهایه الحکمه pdfDownloads-icon


دانلود رایگان کتاب مدیریت مالی۲ ریموند پی نوو pdfDownloads-icon


دانلود رایگان کتاب اخلاق اسلامی دانشگاه pdfDownloads-icon


دانلود pdf رمان ماه من ارام بخوابDownloads-icon


دانلود رمان استاد دانشجویی pdfDownloads-icon


دانلود رایگان کتاب فارسی عمومی دکتر فتوحی pdfDownloads-icon
نی نی سایت

حسین کیانی نیا
حسین کیانی نیا

بیشتر بخوانید!  فروشنده قطعات آسانسور در تهران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *