استان قائم شهر

استان قائم شهر
استان قائم شهر

Qaem Shahr pronunciation (help·info) (Persian: قائم‌شهر‎, also Romanized as Qā’em Shahr; formerly known as Shāhi (Persian: Ŝāhi) [2] is a city and capital of Qaem Shahr County, Mazandaran Province, Iran. At the 2016 census, its population was 204,953.[3]
Originally known as Aliyabad, the name Ŝâhi (Shahi) was used until the Iranian Revolution in 1979 when the city acquired its current name.

The city is situated 237 kilometres (147 mi) north-east of Tehran; 20 kilometres (12 mi) southeast of Babol; and 23 kilometres (14 mi) south west of Sari which is the capital of Mazandaran province.

In 1951, Qa’em Shahr’s population was around 18,000, growing to 123,684 in 1991. The city is where the North Iranian railway quits the fertile plains of Mazandaran to cross the highest mountain range of the Middle East, the Alborz.

Ghaemshahr is one of the sports poles in Iran. World and Olympic champion weightlifter Behdad Salimi hails from Qaem Shahr.


استان قائم شهر

This Qaem Shahr County location article is a stub. You can help Wikipedia by expanding it.

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

قائم‌شهر ( تلفظ راهنما·اطلاعات) از پرجمعیت‌ترین و بزرگترین شهرهای استان مازندران و شمال ایران و مرکز شهرستان قائم‌شهر می‌باشد که در ناحیهٔ البرز مرکزی قرار گرفته و در گذشته (قبل از انقلاب ۱۳۵۷ ایران) آن را شاهی می‌نامیدند. قائم‌شهر قطب صنعت و صادرات در مازندران و از شهرهای مهم ترابری، کشاورزی، گردشگری، معدنی و صنعتی ایران می‌باشد.

مناطق شهری علی‌آباد متشکل از: هفت محلهٔ کوچکسرا، کتی‌سر، آب‌بندان‌سر، حسن‌آباد، سیدمحله، بربری‌محله و مجاور محله (شامل: ترک‌محله و کبریت‌محله) و روستاهای اطراف بود که در شهریور سال ۱۳۱۴ ه‍.ش به موجب تصویب‌نامه هیئت وزیران، نام علی‌آباد به شاهی مبدل گردید،[۵] در سال ۱۳۵۷ و در جریان انقلاب ۱۳۵۷ ایران به قائم‌شهر تغییر نام پیدا کرد، شهرستان قائم‌شهر از سمت شمال و شمال غرب به شهرستان جویبار و دریای مازندران (دریای خزر)، از سمت جنوب به شهرستان سوادکوه، از سمت غرب به شهرستان بابل و از سمت شرق به شهرستان ساری محدود است. در گذشته شهرستان فیروزکوه و بخش‌هایی از شهمیرزاد، تا سال ۱۳۵۹ شهرستان سوادکوه و تا سال ۱۳۷۶ شهرستان جویبار و تا سال ۱۳۹۱ شهرستان سیمرغ، بخش‌هایی از قائم شهر بوده که به شهرستان تبدیل شدند، شهر قائم شهر پرجمعیت بوده و جمعیت آن بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۲۰۴٬۹۵۳ نفر است. بیشتر ساکنان شهر مسلمان و شیعه دوازده امامی هستند.[۶] شهرستان قائم‌شهر در ۳۶ درجه و ۲۸ دقیقه عرض شمالی تا ۵۲ درجه و ۵۳ دقیقه طول شرقی واقع شده‌است.[۷]

از نام‌های قدیمی‌تر به عشق‌آباد و قصرشیرین اشاره شده‌است.

چمنو :همچنین چمنو که از دو جزء «چمن» و «او» (آب در زبان تبری) تشکیل شده‌است و به ناحیه‌ای اطلاق می‌شد که دارای چمن و آب یا چمنزارهای با طراوت بود. در تاریخ‌های تبرستان نوشته‌اند که در سده ۶ هجری قمری، رودی از چمنو می‌گذشت که پل آن را اسپهبد نصیرالدوله رستم شاه غازی باوندی (۵۳۶ تا ۴۶۰ هجری) پادشاه تبرستان به هزینه شخصی خود تعمیر نمود تا آب آن به هرز نرود. ابن اسفندیار نیز در تاریخ طبرستان به دفعات از چمنو یاد کرده‌است. اکنون محله‌ای به نام جمنان در قائم شهر وجود دارد.

استان قائم شهر

شاهی: در دههٔ اول ۱۳۰۰ به فرمان رضاشاه؛ زادگاهش، شهر جدید شاهی بنا شد و علی‌آباد به شاهی تغییر نام یافت.[۸]

سپیدرود:[۹]

قائم شهر: در بهمن ۵۷ و پس از پیروزی انقلاب اسلامی شاهی به قائم‌شهر تغییر نام یافت.[۱۰]

جمعیت شهرستان قائم‌شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۳۰۹٬۱۹۹ نفر است، که ۲۱۵٬۲۸۰ نفر در مناطق شهری و ۹۳٬۹۱۹ در نقاط روستایی ساکن هستند[۱۱] این شهرستان در حال حاضر از ۲ شهر قائم‌شهر و ارطه و ۱ بخش مرکزی تشکیل شده‌است.
تراکم جمعیت در آن ۶۹۹ نفر در هر کیلومترمربع است که پرتراکم‌ترین شهرستان در سطح استان مازندران به نسبت وسعتش محسوب می‌شود.[۱۲][۱۳] ترکیب جمعیتی شهرستان با توجه به مهاجرپذیر بودن آن شامل اقوام مختلفی از جمله سوادکوهی‌ها، شهمیرزادی‌ها، سمنانی‌ها، گرمساری‌ها و ساکنان بومی است که اغلب آن‌ها به گویش قائمشهری[۱۴] زبان مازندرانی سخن می‌گویند.[۱۵]

مردم قائمشهر به گویش قائمشهری که یکی از گویش‌های زبان مازندرانی هست صحبت می‌کنند.[۱۶] این گویش به گویش‌های فیروزکوهی، سوادکوهی، جویباری و ساروی نزدیکی فراوانی دارد.[۱۷][۱۸][۱۹]

شهرستان قائم‌شهر برحسب شواهد و قرائن موجود از جمله اماکن مذهبی نظیر امامزاده یوسف‌رضا یا آرامگاه علامه فقیه شیخ طبرسی از سابقه دیرینه تمدن و فرهنگ قبل از قرن ششم هجری خبر می‌دهد.

در شهر شاهی هفته یک روز چهارشنبه بازار می‌شد چون در روزهای چهارشنبه هر هفته در این نقطه بازار می‌شد و اهالی دهستان‌های مجاور امتعه اهالی قراء و قصبات اطراف و حتی کسبه سایر شهرها سکه اجناس و محصولات خود را به بازار مزبور برده به معرض فروش می‌رساندند، نسبتاً اعتباری حاصل و مرکزیتی پیدا کرده‌بود.

در زمان خاندان بنی امیه حکومت عرب در جهت کنترل و تسلط بر نواحی جنوبی دریای مازندران اقدام به برقراری ۴۴ پاسگاه نظامی از آستارای کنونی تا استرآباد یا گرگان کنونی کرد که یکی از مهم‌ترین این پاسگاه‌ها قلعهٔ نظامی آرتا بود. این ۴۴ پاسگاه نظامی به «دینه سر» که در واقع معنایش «محافظ» دین است، مشهورند. در قلعهٔ نظامی آرتا فرمانده‌ای به نام بنی عباس با ۳۳۰ سرباز بر نواحی قائم شهر کنونی و ارطه و ساری کنونی حکومت می‌کرد.

با توجه به وجود تپه‌های باستانی موجود قائم شهر قدمتی دیرینه و طولانی برخوردار است:

این تاریخ دیرینه را اثبات می‌کند.

بخشی از سفرنامه دلاواله دربارهٔ مازندران: سیاح ایتالیایی از راه کویر و فیروزکوه (علی‌آباد) به مازندران رفت
در سفر به مازندران هم از خصوصیات ظاهری و اخلاقی مردم این دیار از سرزمین ایران اظهار نظر کرده و هم دربارهٔ آب و هوای منطقه و همچنین دربارهٔ دلایل توجه خاص شاه به این مناطق نگاشته‌است. دلاواله در این باره تأکید می‌کند: “زنان و مردان مازندرانی دارای چشم و ابروی سیاه و موهای مشکی هستند و بخصوص زنان در نظر من زیبا جلوه می‌کنند و بر عکس زنهای مسلمان دیگر هیچوقت چهره خود را نمی‌پوشانند و از حرف زدن با مردان امتناعی ندارند و مانند مردان این دیار در برخورد بسیار مودب و مهربان هستند و همگی مردم مازندران دوست دارند خانه خود را در اختیار مهمان قرار دهند و در قبیال او با کمال ادب و رافت رفتار کنند و من در هیچ جای دیگر دنیا ندیده‌ام مردم دهات آنقدر دارای تمدن و آداب و رسوم پسندیده باشند و ملاحظه کردم ایالت هیرکانیا که به قول قدما باید عاری از تمدن و جایگاه پلنگان وحشی باشد زیباترین نقطه ایست که تا به حال در آسیا دیده‌ام و مردم آن متمدن‌ترین و باادب‌ترین مردمی هستند که ممکن است در دنیا وجود داشته باشند، دلاواله دربارهٔ علل توجه مخصوص شاه عباس به فرح آباد و مازندران یادآوری می‌کند: “شاه عباس از عشق به آبادانی و زیبایی مملکت که می‌توان گفت در وجودش نهفته‌است و دقیقه‌ای از این کار غافل نیست، و علاقه مخصوصی که به ایالت مازندران دارد زیرا مادرش اهل منطقه بوده و خودش نیز همیشه می‌گوید خون مازندرانی در رگهایش جریان دارد.”

دلاواله در ادامه می‌افزاید از دیگر دلایل توجه شاه عباس به مازندران این است که از نظر عدم دسترسی دشمن به آن یکی از مستحکمترین نقاط ایران است. چرا که از شمال محدود به دریا و از جنوب سراسر اطراف آن را کوهستان‌های مرتفع و صعب العبور پوشانده‌است. هیچ‌یک از حکمرانان ایرانی مانند شاه عباس به فکر آبادانی منطقه نبوده‌اند و او فرح آباد را مرکز مازندران برگزیده و در آن ساختمان‌ها و قصور متعدد ساخته‌است و حتی برای آبادانی آن جمعیت‌هایی از سایر نقاط به آنجا کوچانده‌است و این مسئله باعث رونق کار هنرهای دستی و کشاورزی در سراسر منطقه شده‌است.[۲۰]

در نخستین سفرنامه ناصرالدین‌شاه به مازندران دربارهٔ قائم‌شهر سخن گفته شده:

اول از رودخانهٔ اوتی‌جان گذشتیم آب صاف همواری دارد ممرش پهن سنگ ریزهای سفید قعرش نمایان بسیار مطبوع بود این رودخانه نیز داخل تالار می‌شود. اسب در میان رودخانه راندم خیلی با صفا بود پس از عبور از رودخانه سوار کالسکه شدم با عین‌الملک صحبت می‌داشتم در این بین میرزا اسمعیل‌خان بندپئی آمد قدری با او صحبت داشتم از راه لاریجان آمده بود از صعوبت راه تعریف می‌کرد. سیم تلگراف در این منزل پاره شده بود گفتم زود بسازند. بعد از آن راه سنگستان شد سوار اسب شدم از رودخانه دیگر گذشتیم که پل یک چشمه داشت از بناهای شاه عباس رحمت‌الله مسمّی به پل بشل است. عباسقلیخان لاریجانی آمد قدری با او صحبت شد صد سوار خوب همراه داشت. زمین امروز هم صحرا هم کوه‌های کوچک هم جنگل کوتاه تک تک درخت توت ابریشم درخت گردو بسیار است. طرف دست راست دهات سروکلا، متن‌کلاً، هیوکلاده که جزء علی‌آباد است. بالای تپه متن‌کلاً به ناهار افتادیم بسیار جای خوبی است. امروز کوه دماوند و کّل کوه‌های برف‌دار لاریجان و نوا و کجور – نور همه پیداست بسیار بسیار با صفاست. از این تپّه ده واس‌کس پیداست خانه‌های سفالی تک‌تک درخت‌های مرکبات جنگل خیلی خوب و با صفا می‌نمود. از متن‌کلاً رفتم لیون پسرهای عبّاسخان بیگلربیگی آمدند به قدر ده نفر بودند. صبح در دم سراپرده محمّد مهدیخان برادر علیرضا خان آمد امروز سرکردهای نوکر اشرف و توابع آمدند قرقاول بسیاری آوردند از اینجا به علی‌آباد رسیدیم جلگه[ای] دارد چمن است. امامزادهٔ یوسف‌رضا آنجا واقع است خوب ساخته‌اند سردری مطبوع داشت یک سرو بلندی در صحنش رسته بود. کیاکلا به دو فرسخ فاصله طرف دست چپ علی‌آباد است. شیخ‌طبرسی هم در طرف دست چپ علی‌آباد است به فاصلهٔ دو فرسخ. عبّاسقلیخان می‌گفت قرقاول بسیاری دارد محمدرحیم خان واو مرخّص شده رفتند شکار آنجا. چهار پنج ساعت به غروب مانده وارد منزل شدیم کاغذهای استانبول که وزیر خارجه فرستاده بود خواندم. هوا امروز بسیار گرم بود. محمدرحیم خان [و] عبّاسقلیخان که شکار رفته بودند آمدند چند قرقاول آوردند. شتران بنه که آمدند موجب تعجّب اهل مازندران بود. شب را شغال بسیار فریاد کرد. شب را قرق[۱۶] شد به هر حال خوش گذشت.

روز شنبه پنجم ماه ذی‌الحجه صبح هوا صاف و باد تند خنکی می‌آمد. آقاسلمان‌خان رخت سواری و شمشیر مرصّع را آورد لباس پوشیدم اسب کبود ایلخانی‌فارس را یراق مرصّع زده سوار شدم. با عین‌الملک صحبت می‌داشتم راه همه خیابان بود بعضی جا آباد بعضی جا خراب. دو طرف راه جنگل کمی داشت باقی جنگل را تراشیده دهات آباد نموده گندم و شالی می‌کارند. زن و مرد بسیاری در سر خیابان به تماشا آمده بودند. طرف دست راست محال ارطی است که جزء علی‌آباد است جمعیّت و آبادی زیادی داشت که در سر راه ایستاده بودند. طرف دست چپ محال نوکنده کاه تیولی حاجی ملکزاده‌است جمعیّت زیادی از آنجا آمده بودند به استقبال اما خود دهات پیدا نبود علم شیر خالصه تیول حاجی شریف خان آن سمت نوکنده کاه است. شرف داراب کلای خالصه آن طرف دست چپ است قدری در خیابان کالسکه نشستم راه بد شد سوار گشتم. میان جنگل طرف دست چپ به ناهار افتادیم. تیمور میرزا، عین‌الملک [و] سایر پیشخدمتان بودند. پس از صرف ناهار سوار شده راندیم. قدری از خیابان را طی نمودیم خبر آوردند در جلو راه خیابان خراب است؛ راه دیگری از میان زراعت ساخته بودند از آنجا رفتیم، سوارهای نظام با بیرق و لباس خوب در جلو بودند. از ده ماه فروجک گذشتیم.[۲۱]

در سفرنامه رضاشاه به علی‌آباد آمده‌است:

صبح زود پس از قدری گردش در حوالی “شیرگاه“ به طرف “علی‌آباد“ راندیم. راه در سطح دشت امتداد دارد. تقریباً دیگر پست و بلندی مهمی پیش نمی‌آید. از اینجا، نواحی گرمسیر “مازندران“ شروع می‌شود. به کلی با قسمت کوهستان که طی کردیم اختلاف دارد، اما جنگل در زمین مسطح هم قطع نمی‌شود، فقط در مزارع دستی جنگل را بریده‌اند، و زمین را قلم و پنبه و برنج کاشته‌اند. در حدود مزارع از بقایای جنگل نمایان است، که مثل دیواری، قطعات کشت و زرع را از یکدیگر جدا می‌سازد.

“علی‌آباد“ مطابق مثل مشهور، نسبت به دهاتی که دیده بودیم، شهر محسوب می‌شود. این نقطه که در سر سه‌راه “شیرگاه“ و “ساری“ و “بارفروش“ واقع گردیده، بازار “علی‌آباد“ است، و آبادی نسبتاً مهمی دارد.
روزهای چهارشنبه اینجا بازار عمومی می‌شود. یکی از ملاکین اخیراً مهمانخانه مفصلی بنا گذارده که هرچند تمام نیست، ولی پس از دایر شدن موجب آسایش مسافرین خواهد بود.

در “علی‌آباد“ توقف نکردیم، یکسر به “کیاکلا“ که از جمله دهات حاصلخیز این حدود است، رهسپار گردیدیم، زیرا در آنجا وسائل آسایش و توقف بیشتر فراهم است.

از “علی‌آباد“ تا “کیاکلا“ سه فرسخ راه است. جاده شوسه نیست، ولی قبلاً امر داده بودم که برای هدایت اتومبیل‌ها در کنار راه‌های روستائی، در فاصله‌های مختلف نی نصب کنند که همراهان راه را گم نکنند و به‌زحمت دچار نشوند. مع‌هذا راه را با منتهای زحمت عبور کردیم. باتلاق و آب و پست و بلندی زیاد است. غالباً اتومبیل‌ها را با دست می‌کشیدند و می‌بردند. دو دستگاه اتومبیل در بین راه ماند، که قادر بر حرکت دادن آن‌ها نشدند، متجاوز از سه ساعت طول کشید تا این سه فرسنگ راه را طی کردیم.

یک نواختی زمین، موانع جنگل، رطوبت و گرمی هوا از یک‌طرف، پشه و باتلاق و عفونت بعضی قسمت‌ها از طرف دیگر، تمام دشت “مازندران“ را غیرقابل توقف می‌کند.

هرچند از حیث هوا و آب و چشم‌انداز، در صفحات صحرائی “مازندران“، جای قابل تمجیدی دیده نمی‌شود، اما از لحاظ زراعت و تجارت یکی از برومندترین و حاصلخیزترین و نافع‌ترین اراضی ایران به‌شمار می‌رود. برکت خاک، نزدیکی به دریا، رودخانه‌های قوی، و سایر عوامل ترقی و توسعه موجود است.
در “کیاکلا“ امر دادم دواخانه‌ای دایر نموده‌اند. مریضخانه کوچکی هم نظر دارم اینجا بسازم.
چنان‌که در اول این سفرنامه اشاره کردم، “مازندران“ خانه من، و مسقط‌الرأس من است. من وظیفه شخصی خود می‌دانم که به عمران و آبادی این نقطه توجه مخصوص نمایم.

قبل از ظهر به قریه “کیاکلا“ رسیدیم. امروز نوبت بازار در این ده بود.

مرسوم است که هر روزی در یکی از نقاط، که نسبتاً مرکزیت داشته باشد، بازار عمومی تشکیل می‌شود. روزهای یک‌شنبه در “کیاکلا“، و روزهای چهارشنبه در “علی‌آباد“ بازار دایر می‌گردد.

از نقاط مختلف اشخاصی که اجناس فروختنی داشته باشند، به آن محل آورده عرضه می‌کنند. همچنین مشتریان و تماشاچیان از هر طرف به آنجا روی نهاده، از اجناس بازار، یا از دیدار رفقای خود، استفاده می‌کنند. فی‌الحقیقه این یک نوع نمایشگاه یا سوق عکاظ است که فوائد بسیار برای اهالی دارد. هم اجناس آن‌ها به‌فروش می‌رسد، هم با یکدیگر معاشرت می‌کنند، و هم از صنایع یکدیگر تقلید می‌نمایند. سابقاً در خیلی از نقاط، این بازار دایر می‌شده، ولی اکنون جز در چند نقطه باقی نیست.

در فضای جلوی ده جمعی کثیر، از زن و مرد و طفل گردآمده بودند، بعضی در روی زمین اجناس محلی و امتعه خارجی خود را گسترده و مشتریان از هر جانب آن را احاطه کرده بودند. بعضی هم در راه دیده می‌شدند، که نفت و قند غیره خریداری به‌دهات خود مراجعت می‌کردند.
قریه “کیاکلا“ از دهات بزرگ این ناحیه علی‌آباد است. اخیراً بر حسب دستور من، یک باب کارخانه پنبه پاک کنی در آنجا دایر شده‌است. لدی‌الورود، قبل از صرف ناهار، رفتم به کارخانه. ساختمان، آلات و ادوات، ماشین‌های کارخانه، انبارها، نوع پنبه، ملزومات و اثاثیه کارخانه را تماشا کردم.
را که از دایر شدن این مؤسسه در خود احساس کردم، از حد وصف قلم خارج است. اولین دفعه است که دست تمدن جدید، صنعت جدید و ماشین در این ناحیه وارد شده‌است. اولین دفعه است که “مازندران“ قدیم، “مازندران“ تاریخ‌دار، از مدنیت جدید و تکامل جدید و تکامل تدریجی حسن استقبال می‌کند. اولین دفعه است که “مازندران“ بی‌نظیر، استعداد فطری خود را برای جلب منافع مشروع ظاهر می‌سازد. اولین دفعه است که “مازندران“ بازار “اروپا“ و دنیا را در نظر گرفته و می‌خواهد علائم و آثار مثبتی از خود در عرصه گیتی ابراز نماید.

منظره درخت‌های مرکبات در این ناحیه، لطف مخصوصی دارد. مبالغه نخواهد بود اگر بعضی از آن‌ها را به درخت‌های گردوی کوچکی تشبیه کنیم که در نقاط ییلاقی به عمل می‌آید. بوته‌های پنبه در این حدود و صحرای “گرگان“ شبیه به هیچ‌یک از نقاط ایران نیست.

چای کاری و اهمیت این زراعت پرمنفعت برمردم این حدود مجهول است، و تازه در “لاهیجان“ شروع کرده‌اند که این محصول را بکارند. من تصور می‌کنیم که اغلب نقاط “مازندران“ برای چای کاری خوب است. باید دستور بدهم که مطالعه کاملی در این باب بنمایند. خیال می‌کنم که رفع احتیاج اهالی را به‌وجه خیلی خوب، می‌توان از حیث چای نمود.
در ضمن اوامری که برای ساختن راه‌های “مازندران“ داده‌ام، یکی هم بنای پل آهنین معظمی است بر روی این رودخانه، که کاملاً رشته ارتباط را مستحکم سازد. “بارفروش“ را “بارفروش‌ده“ هم می‌گفتند. تدریجاً شهر بزرگ تجارتی شده‌است، و سزاوار لقب ده نیست. بیشتر اهمیت این شهر از حسن موقع “مشهدسر“ است، که در امتداد شمالی “کیاکلا“ واقع، و اخیراً براعتبار تجارتی آن افزوده شده‌است. این بندر هم مثل “بندرجز“، قابل ورود کشتی‌های بزرگ تا ساحل نیست، و سفاین در مسافت هزار و پانصد ذرع ایستاده، احمال خود را به کرجی‌ها و قایق‌ها تحویل می‌دهند.
صبح دوشنبه نیز در این قریه مانده، تجار و محترمین “بارفروش“ را که آمده بودند، پذیرفتم. دستورهایی راجع به ترویج زراعت پنبه و چای صادر کرده، و بعد از ظهر اجازه حرکت به‌طرف “ساری“ دادم.

خیال داشتم که در “کیاکلا“ دوسه شب بمانم. چون هوا قصد بارندگی داشت، نتوانستم به تصمیم خود عمل نمایم، زیرا در صورت بارندگی، عبور از این دو سه فرسخ راه تا “علی‌آباد“ غیرممکن می‌گشت، و با علامات نی و نصب چوب هم نمی‌شد عبور نمود، و مجبور می‌شدیم مدتی در این قریه بمانیم. لهذا از همان راهی که دیروز آمده بودیم، به “علی‌آباد“ بازگشتیم.

در “کیاکلا“، چیزی که دقت مرا کاملاً جلب کرد، این بود که از تمام خانه‌های ده، تنها کوچه و در خانه‌ای که جارو و تمیز شده بود، فقط دو سه‌خانه‌ای بود که ارامنه در آنجا سکنی داشتند، و از اطفال ده نیز که در کوچه‌ها مشغول بازی بودند، فقط دخترهای کوچک این سه چهار خانواده ارامنه را دیدم که موهای خود را شانه زده‌اند.

پل رودخانه “سیاه‌رود“ فعلاً بد نیست. شاگردان مدارس دهات، که اخیراً تأسیس شده، با پرچم‌های سه‌رنگ در کنار جاده صف کشیده، سرود می‌خواندند. سرود آن‌ها تقریباً با همان لهجه مازندرانی، خالی از مزه نبود. شاگردها را نوازش کردم. معلمین و مدیرها را هم تشویق کردم که بر مراقبت خود در تربیت شاگردها بیفزایند.

منظره محصلین مدارس، و چهره‌های بی‌گناه آنها، از هر چیز بیشتر مرا متأثر می‌کند، اما تأثری که پایه آن فقط بر روی شوق و آمال بزرگ گذارده شده‌است، و بالاخره همین نسل است که باید غرور ملی و عرق وطن‌پرستی، در دیباچه دفاتر زندگی آن‌ها نقش بندد.

“علی‌آباد“، همین نقطه‌ای که فعلاً اقامت دارم، بهترین و مناسبترین محلی است که باید مرکز “مازندران“ را تشکیل دهد، و این قصبه کثیف و ویران به یک شهر زیبائی مبدل گردد که برای اقامت دائمی هر طبقه‌ای مجاز و ممتاز بماند.

اگر موفق به کشیدن خط‌آهن ایران شدم که “بحر خزر“ را با “خلیج‌فارس“ مربوط نماید، یکی از استاسیون‌های مهم آن ناچار در همین “علی‌آباد“ مستقر می‌شود، و بهترین وسیله‌ای خواهد شد که عمارت و آبادی و شهرت این نقطه را تأمین نماید.

تمام اراضی و مزارع اطراف و جوانب “علی‌آباد“ پوشیده شده‌اند از محصول پنبه، و برای تأمین تجارت این نقطه، فوراً باید یک کارخانه بزرگ نخ‌ریسی در اینجا دایر نمود، که رعایای اینجا منتظر خرید این و آن نشده، بلافاصله بتوانند مقدمات زحمت و زراعت خود را به یک نتیجه قابل انتظاری تبدیل نمایند، و راه ثروت و تمول را بروی خود بگشایند.[۲۲]

استان قائم شهر

سرانجام شاهی در سال ۱۳۰۸ به همراه چند شهر در مازندران مثل مشهد سر(بابلسر) تبرآباد (محمودآباد) دهنو (نوشهر) و سخت سر(رامسر) به فرمان رضاشاه؛ زادگاهش، شهر جدید شاهی بنا شد و علی‌آباد به شاهی تغییر نام یافت.

این کارخانجات جهت تولید خود دارای استانداردهای ملی کشور، استاندارد بین‌المللی IMS شاملISO 9001:2008، ISO14001:2005 و OHSAS18001:2005 بوده و موفق به اخذ جایزه کیفیت بر اساس مدل EFQM شده‌است.

در حاضر از قدمت فراوانی برخوردار و از بزرگترین کارخانجات نساجی خاورمیانه‌است. کلنگ احداث این کارخانه در سال ۱۳۰۷ به زمین‌خورد و در سال ۱۳۰۹ در زمینی به مساحت ۶۶۳۳ متر مربع به مدت یکسال احداث گردید، کارخانه بیشتر به منظور تهیه پارچه‌های لباس سربازان شروع به کار نموده و به مرور زمان تولیدات آن متنوع گردید. در سال ۱۳۱۵ اقدام به توسعه کارخانه گردیده شد و قسمت تهیه پنبه بهداشتی (هیدروفیل) احداث گردید، و همچنین تیم فوتبال این کارخانه با نام باشگاه فوتبال نساجی مازندران از قدیمی‌ترین تیم‌های ایران و ریشه در قلب‌های هر مازندرانی ورزش دوست دارد.

فهرست آثار باستانی ملی ثبت‌شده واقع در شهرستان قائم‌شهر:

 * شماره‌های درج شده در مقابل هر عنوان شماره ثبت اثر به عنوان یکی آثار ملی ایران می‌باشد. 

تبدیل شدن ساختمان سابق شهرداری قائم‌شهر به موزه

به گفته محسن باستانی، رئیس اداره میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری شهرستان قائم‌شهر، به منظور حفظ آثار ملی به همت این اداره و همکاری و مساعدت فرماندار و شهرداری قائم‌شهر، ساختمان قدیمی شهرداری به عنوان یازدهمین موزه استان مازندران تجهیز و بازسازی می‌شود.
این موزه دارای بخش‌های مردم‌شناسی، کتابخانه و باستان‌شناسی است که تاکنون ۴۰ درصد این ساختمان مرمت و نوسازی شده‌است. گفتنی است، ساختمان قدیمی شهرداری قائم‌شهر که قدمت آن به سال ۱۳۰۵ هجری شمسی (دوره پهلوی اول) برمی‌گردد در سال ۱۳۵۶ در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده‌است.[۲۵]

با توجه به سوابق موجود بنای اولیه این شهر در دوران قاجاریه با نام علی‌آباد نهاده شد که شامل قریه‌ای با واحدهای تجاری و مسکونی در حوالی میدان طالقانی امروزی و محله‌هایی در اطراف و روستاهای بزرگ نظیر چمنو (جمنان فعلی، که در حال حاضر بخشی از خود شهر می‌باشد) قادیکلای بزرگ و کوچکسرا در حاشیه بوده‌است که بعد از انقراض دوران قاجاریه و آغاز حکومت رضا خانی به لحاظ موقعیت خاص منطقه‌ای (محل عبور کاروان‌های تجارتی و زیارتی از استان‌های همجوار مانند تهران، گیلان و خراسان).

امروز به عنوان یک شهرستان استراتژیک جغرافیایی که ارتباط تهران بزرگ را با شمال و شمال‌شرقی از دو مسیر متفاوت جاده فیروزکوه و جاده هراز مرتبط می‌سازد دارای اهمیت ویژه می‌باشد. گفته می‌شود سالانه پنج میلیون مسافر از محور جاده فیروزکوه به قائم شهر تردد می‌کنند و از بندر بابلسر به مرز دریایی متصل می‌باشد.[۲۶][۲۷]
از نظر آب و هوایی و جغرافیایی: مدیترانه‌ای و معتدل خزری تابستان شرجی و نواحی جنوبی زمستان‌های نسبتاً سرد و پر بارش می‌باشد.
واز مرکز استان ۲۰ کیلومتر فاصله داشته و ۱۸۰ کیلومتری شمال تهران بین دریای خزر و رشته کوه‌های البرز واقع شده

شهر قائم‌شهر به دلیل قرار گرفتن میان کوه و دریا، آب و هوای معتدل و مرطوب دارد و میزان بارش زیاد باران و رطوبت بالا و قسمت‌های جنوبی شهرستان به دلیل دارا بودن پوشش کوهپایه‌ای و ارتفاع زیاد آب و هوای سردتر و کوهستانی و زمستان‌های بارانی و برفی دارد.

آمار سالیانه ایستگاه‌های سینوپتیک اداره کل هواشناسی استان مازندران در سال ۱۳۸۷[۲۸]

فاصله این شهرستان تا تهران ۲۳۷، تا ساری ۲۱ و تا بابل ۱۵ کیلومتر است. [نیازمند منبع]
راه‌های آسفالته این شهر از شهرستان فیروزکوه به مرکز کشور یکی از پرترددترین مسیرهای اصلی به‌شمار می‌رود و همچنین از آمل به تهران متصل است.

خیابان‌های اصلی این شهرستان به دلیل اینکه هرکدام به یکی از شهرستان‌های همجوار بابل، ساری، تهران و جویبار منتهی می‌شوند، در میان عامه مردم به نام این شهرستان‌ها شهرت یافته‌اند که این امر خود انتقادهایی[۲۹] را نیز به همراه داشته‌است.

خیابان ساری بلندترین خیابان شمال ایران و از صنعتی‌ترین خیابان‌های خاورمیانه می‌باشد.

راه‌آهن سراسری در شمال وارد این شهر شده و سپس تا گرگان ادامه می‌یابد.
اولین خط راه‌آهن نوین ایران در دوران رضا شاه پهلوی از شاهی (قائم شهر کنونی) تا بندر شاه (بندر ترکمن امروزی) کشیده گشت، پس از اتمام ساخت پل گردن در ساری اولین قطار در مهرماه ۱۳۰۸ به دستور رضا شاه پهلوی عازم بندر ترکمن گردید.

پس از آن هم‌زمان با احداث راه‌آهن خوزستان، کارها در رشته کوه‌های البرز آغاز گردید، کارگران مازندرانی و ترک و… در کنار سایرین و مهندسین و پیمانکاران به ویژه آلمانی‌ها، کار ساخت تونل‌ها و پل‌ها را پیگیری کردند.

به ترتیب حروف الفبا: بهشتی‌محله، بربری محله، تازه‌آباد (اسلام‌آباد یا جوکی‌محله)، تُرک محله، جمنان، چمازکتی، حسن‌آباد، سیاه کلاً، سیدمحله، شانزده‌متری دوم، شهدا محله، صفی‌آباد، فردوس محله، فرهنگ شهر، قائم‌محله، قائمیه، کارگر محله، کفشگرکلا، کوچکسرا، لیلاباد، مجاور محله، مطهری‌محله و …

کوچکسرا: از محله‌های قدیمی و سنتی شهر می‌باشد که درباره‌اش آمده‌است:
به بازار علی‌آباد و معصوم‌زاده که یوسف رضا باشد رسیدیم که پایتخت علی‌آباد است. از این بازار بلا ۵۷ وارد شدیم و در عمارت ماشین خانه که پنبه را از تخم جدا «کوشک سرا» فاصله به می‌کنند ۵۸ در اتاق‌های خوب منزل کردیم. پذیرایی و ضیافت ایالت و همراهان به عهده ابوالقاسم خان سعید حضور حاکم بلوک علی‌آباد است که از خانواده‌های قدیم است.
شیرینی و تقدیمات و تشریفات خوبی فراهم آورده بود.
سلسله نسب مشارٌالیه از این قرار است: ابوالقاسم خان سعید حضور علی‌آبادی پسر میرزا جعفر، این میرزا علینقی آقا مستوفی سرکار است، ابن
میرزا تقی آقای صاحب دیوان وزیر در اندرون فتحعلی شاه، ابن میرزا زکی بزرگ، ابن میرزا علینقی بزرگ، ابن حاجی میرزا بیع، ابن حاجی ابوالحسن. معروف به مشهدبان است ۵۹ حاجی ابوالحسن مشهد بان جد اعلای این طایفه به واسطه انقلابات و حوادث خراسان و تاخت و تاز ترکمان یا افغان از مشهد مهاجرت و با تمول بسیار و جواهر اندوخته بی‌شمار به خط مستقیم به این سرزمین آمده میل کرده‌است که در اینجا زندگانی کند، بعضی دهات و املاک علی‌آباد را خر یده این صفحات را آباد کرده‌است، چون از مشهد رضا (ع به اینجا آمده، به مشهد بان معروف شده‌است. اولاد و احفاد او همه محترم بوده، غالب این‌ها به رتبه وزارت رسیده، بعضی از ایشان در دفتر مالیه از مستوفیان عظام بوده‌اند و من با بعضی از آن‌ها در دفتر دوستی و خلطه داشتم.
«ملالی» وی شاعری توانا بود و در قصیده مهارت به سزایی داشت. در ابتدا متخلص به» بود و پس از ورود به دربار ملقب به صاحب دیوان ادبیات دوره قاجار معروف به‌است. دیوان اشعارش که دارای حدود شش هزار بیت است در «صاحب علی‌آبادی دوران حیاتش چاپ شده‌است. وی سرانجام در ۱۲۶۵ در گذشت.
در دهات علی‌آباد «کوشک سرا» دویست خانوار است.[۳۰]

ترک محله: یکی دیگر از محله‌های قدیمی که هنوزم در بعضی مناطق می‌توان بافت قدیم و سنتی بعضی خانه‌ها را در آن دید. برج جدید شهرداری قائم شهر در ورودی ترک محله قرار داشته، مسجد بزرگ آذربایجانی‌ها نیز در این محله جای دارد.

اسلام‌آباد یا جوکی‌محله:
در دوران تیمور گورکانی عده‌ای از مردم شمال هندوستان که غالباً سیه چرده بوده و از ایلیات بودند به ایران مهاجرت کردند و در سراسر ایران پخش شدند که عده کمی از آنان امروزه در مازندران و قائم شهر مانده‌اند. آن‌ها امروزه در گوشه‌ای از شهر که اصطلاحاً به آن جوگی محله می‌گویند زندگی می‌کنند و بعضاً اخلال در شهر و زندگی مردم دارند و این محله صورت خوشی در بین اهالی شهر ندارد.

اشتغال مردم شهر بیشتر در امر صنایع ماشینی است. کارخانجات نساجی مازندران از بزرگترین کارخانجات نساجی خاورمیانه می‌باشد و نه‌تنها اهالی شهر بلکه از شهرها و استان‌های همجوار نیز در این سه کارخانه مشغول بوده‌اند که متأسفانه امروزه رونق سابق را ندارد، از این جهت از قائم‌شهر به عنوان شهر کارگری یاد می‌کنند، گونی‌بافی، کنسرو سازی، فرش بافی، دستمال بافی و پنبه پاک‌کنی و همچنین سه شهرک صنعتی در این شهر وجود دارد.

«غلام حسین افضل‌الملک» از مورخین کشور حدود ۱۰۰ سال پیش که به قائم‌شهر آمد در آثار نگاشته شده خود از کارخانه پنبه پاک‌کنی این شهر یاد کرد.

این کارخانه روزانه ۴/۵تن خمیر کاغذ، ۵۰کارتن ۴۲عددی دستمال کاغذی ۲۰برگی، ۵۰کارتن ۴۲عددی دستمال کاغذی ۳۰۰برگی، ۱۰تن دستمال لوله و ۱۷۰کارتن ۲۰تایی پوشک را تولید و به بازار عرضه می‌کند.[۳۲]

این طرح طی دو فاز در محل فعلی دپوی زباله قائم‌شهر در حال ساخت است.

وی اعتبار فاز نخست این طرح را ۸ میلیارد ریال عنوان کرد و افزود:

برای فاز دوم این طرح ۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال اعتبار در نظر گرفته شده‌است.

گران اوریمی با اظهار این که عملیات اجرایی کارخانه کمپوست قائم‌شهر از محل اعتبارات عمرانی در سال ۱۳۸۷ آغاز شد، گفت:

مساحت این کارخانه ۲۷ هزار متر مربع است و ظرفیت پذیریش روزانه ۵۰۰ تن زباله را دارد.

[۳۷]

سید عیسی هاشمی، معاون عمرانی استاندار مازندران، پیش از ظهر ۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ در همایش مدیریت صحیح پسماند و صیانت از محیط زیست که در سازمان جهاد کشاورزی مازندران برگزار شد، زمان بهره‌برداری از این واحد صنعتی را ۶ ماه آینده اعلام کرد.[۳۸]

وضعیت شاخص‌های مخابراتی مدیریت مخابرات قائم‌شهر (تا پایان سال ۱۳۸۹)

[۳۹]

امام‌زاده‌ها:[۴۰][۴۱]

حوزه‌های علمیه:[۴۲][۴۳][۴۴]

با توجه به اوضاع طبیعی شهرستان قائم‌شهر، بارش و رطوبت جهت ایجاد پوشش گیاهی فراهم است. البته پوشش گیاهی در تمام نقاط آن یکسان نیست زیرا تا ارتفاع ۲۰۰۰ متری که نفوذ رطوبت دریای خزر از بین رفته یا به کمترین مقدار می‌رسد، از تراکم جنگل بسیار کم می‌شود و به مرور به جای جنگل، مراتع جایگزین می‌شود.

در شهرستان قائم‌شهر فصل خشک به‌طور کامل وجود ندارد. قائم‌شهر واقع در یک جلگه به نام خودش، جلگه قائم‌شهر است. شروع جنگل قائم‌شهر از کوه پایه‌های البرز شمالی است که دارای حداکثر بارندگی است و میزان گسترش جنگل در گذشته به طرف دشت بیشتر بوده‌است که به مرور به منظور تهیه اراضی مزروعی، درختان جنگل کاملاً بریده شده‌اند یا به صورت بقایای جنگل مخروبه با درختان پهن برگ دیده می‌شوند. به‌طور کلی جنگل‌ها در حاشیه جنوبی قائم‌شهر دارای تراکم بیشتری است و انواع درختان مانند راش، ممرز، توسکا و کلهر ملج انجیلی و… را می‌توان دید.

گونه‌های اصلی جانوری منطقهمرال، شوکا، پلنگ، سیاه‌گوش، گربه وحشی ،خرس قهوه‌ای، شغال، گراز، روباه معمولی، تشی، رودک، جوجه تیغی، سنجابک، درختی، قرقاول، کبوتر جنگلی، ابیا، عقاب، کرکس، قرقی، توکای گلوسیاه، توکای پشت بلوطی، مار آبی، و لوس مار و… هستند.

سد زمزم (برنجستانک): سد زمزم سدی از نوع خاکی با هسته رسی واقع در قائم‌شهر، روستای برنجستانک می‌باشد.
طول این سد ۲۴۲ متر، عرض آن ۱۰ متر و ارتفاعش از کف پی ۳۲ متر بوده و حجم آن ۹٫۰۰۰٫۰۰۰ متر مکعب می‌باشد.
این سد به منظور ذخیره‌سازی آب و استفاده از آن در مواقع کم‌آبی برای تأمین آب در ۱۱۲۰ هکتار از اراضی کشاورزی و شالیزارهای پایین‌دست سد، احداث گردیده‌است.

این سد در منطقه‌ای بین شهر شیرگاه و قائم شهر واقع شده‌است.

آب‌بندان ساروکلا

قائم شهر یکی از معدود شهرهای استان می‌باشد که دو رودخانه تلار و سیاهرود را در غرب و شرق خود جای داده که وجود این دو رودخانه جلوه زیبایی به بافت شهری داده‌است.

رودخانه‌های تلار و سیاهرود از ارتفاعات کوه‌های شهرستان سوادکوه و قائم شهر، در جنوب شهرستان قائم‌شهر سرچشمه گرفته و پس از مشروب کردن شهرهای سواد کوه، سیاهرود از شرق و تلار از غرب قائم‌شهر گذشته و به دریای مازندران می‌ریزند.

از جمله رودخانه‌های منطقه‌ای این شهر، به رودخانه سید رود در روستای طارسی‌کلاً و رودخانه هتکه روستای حاجی‌کلاً صنم بزرگترین و پرآب‌ترین رودخانه روستا می‌باشد که از رودخانه بزرگ تلار سرچشمه می‌گیرد. این رودخانه قسمت عظیمی از آب شالیکاران روستای صنم حاجیکلا را فراهم می‌نماید. در ادامه این رودخانه قسمتی از آن در آب‌بندان بزرگ روستا می‌ریزد و بخش اعظم آن دوباره پس از طی مسیر و آبیاری روستای ملک‌خیل و دیگر روستاها دوباره به رودخانه تلار می‌پیوندد و به دریا می‌ریزد؛ که نقش بسزایی در کشاورزی منطقه ایفا می‌کند نیز می‌توان اشاره کرد.[۵۱]

رودخانه سیاهرود از نقطه‌ای به طول جغرافیایی ۵۳درجه و ۲۸دقیقه شرقی و عرض۳۶درجه و ۲۷دقیقه شمالی و ارتفاع ۲۶۰ متری شرق روستای پرچینک واقع در ارتفاعات بین قائم‌شهر و ساری در استان مازندران سرچشمه گرفته پس از گذشت از داخل شهر قائم‌شهر و شرق شهرستان جویبار مستقلاً به دریای خزر می‌ریزد. این سرشاخه دارای حوزه‌ای باران‌گیر می‌باشد و در مواقع بارندگی با سیلاب نسبتاً زیاد همراه‌است.

سیاهرود نام خود را از سیاهی و ناپاکی نگرفته‌است بلکه سایه تاج پوشش بهم‌تنیده درختان بلوط بلند مازو (Quercus castaneifolia) که همچون چتری سبز آن را در بر می‌گرفت سبب شد که نام آن را سیاهرود (به مازندرانی: سیو رود) نهند. چنانچه از برخی نوشته‌ها بر می‌آید در زمان‌های دور سیاهرود یکی از زیستگاه‌های ماهی قزل‌آلا بوده‌است. (قزل‌آلا بیواندیکاتور آب سالم و آشامیدنی است). و همچنین ماهی اورنج که در حال منقرض شدن می‌باشد. رودی پرآب و پاک که در مسیر خود آبندان‌هایی را سیراب می‌نمود و مورد استفاده تفریحی نیز قرار می‌گرفت، اما امروزه عوامل انسانی همچون سد بیولوژیک فرایندهای طبیعی این اکوسیستم را مختل نموده‌است.

در ارتفاعات بالا دست و سرچشمه رودخانه چشمه‌سارهای بکر دیده می‌شوند. در ارتفاعات رودخانه کم عمق، شفاف، پرپیچ و خم با بستری قلوه سنگی بوده با میزان اکسیژن محلول (Do) بالا که امکان زیست موجودات آبزی اکسیژن دوستی نظیر خرچنگ آبی، مار آبی و قورباغه‌ها و ماهیان رودخانه‌ای را داده‌است. هر چه به نواحی دشتی نزدیکتر می‌شویم با ورود عوامل انسانی نظیر انواع آلاینده‌های شهری و صنعتی، کیفیت فیزیکوشیمیایی آب دچار تغییر شده و به دنبال آن تنوع و پراکنش میکرو و ماکرو ارگانیسم‌های آبی را تحت تأثیر قرار داده‌است.[۵۲]

پارک ساحلی رودخانه سیاه‌رود و کمپینگ اسکان مسافران و زمین ورزشی واقع در کمربندی قائم شهر-پرچیکلا در حاشیه رودخانه قرار دارد؛ که بزودی در این مکان بازار بزرگ ماهی فروشان احداث می‌گردد.

مشخصات سر شاخه سیاهرود: وسعت ۹/۱۳۱ کیلومتر مربع

طول شاخه اصلی تا ساحل دریا ۲۵/۶۱ کیلومتر

ارتفاع حداقل ۸۰ + متر

حداقل دبی ۲/۰ لیتر در ثانیه

حداکثر دبی ۴ لیتر در ثانیه

مجموع دبی چشمه‌های آمار برداری شده: ۴۰ لیتر در ثانیه

رودخانه تلار از ارتفاعات ۲۵۰۰ متری جنوب قائم شهر و رشته کوه‌های البرز در سوادکوه سرچشمه می‌گیردو در منطقهٔ دوآب با رودخانهٔ کبیر که از ارتفاعات دهستان چاشم سرازیر می‌شود ترکیب شده و رودخانهٔ تلار را تشکیل می‌دهد.

ریخت‌شناسی این رودخانه تلفیقی از رود پیچان (meander) و دره- رودخانه (River – Valley) می‌باشند. تلار (رود) به موازات جاده فیروز کوه – قائم شهر جریان داشته و در محل روستای ملک کلاً وارد پهنه ساحلی خزر می‌گردد.

درازای تلار در پهنه خزر بیش از ۲۵ کیلومتر و شیب بستر آن ۱۰ در هزار(۱درصد) است. تلار رود از حاشیه باختری قائم شهر گذر کرده و از پیرامون بسیاری از محله‌ها و روستاها عبور می‌نماید. پس از گذر از قائم شهر و بهنمیر در محل شیلات می‌رود (۸ کیلومتری خاور بابلسر) وارد دریای خزر می‌گردد. سطح اساس محلی تلار ۲۴- متر از سطح دریای آزاد می‌باشد(LBL=-۲۴)

تقریباً در ۳ کیلومتری باختر قائم شهر و در میانه دو روستای «سراج کلاً» و همت‌آباد جاده بابل – قائم شهر را قطع می‌کند. این رودخانه هم چنین در باختر روستای «عرب خیل» و «کاله» از محور بابلسر- بهنمیر گذر می‌نماید. دستگاه‌های آب‌نگاری و سیلاب در این رودخانه نصب نشده‌است. در فاصله کیلومتر ۳۰۰+ ۳۰ یک پل بتنی دوبانده محور بابل- قائم شهر، دو ساحل تلارود را به یکدیگر متصل می‌کند. این پل ۶ سال پیش‌ساخته شده‌است.[۵۲]

هتل تلار و نمایشگاه بین‌المللی مازندران و پارک ساحلی سراج بر حاشیه این رودخانه در نزدیکی روستای سراج کلاً احداث شده که دارای شهربازی و پیست کارتینگ و کمپینگ اسکان مسافران می‌باشد.

تیرماسیزه شو[۵۳] یا تیرگان یکی از جشن‌های ایرانی در روز تیر از ماه تیر برابر با سیزدهم تیرماه‌است. عده‌ای این جشن را در روزهای دیگر و از جمله در دهم تیر برگزار می‌کنند که به اعتقاد استادان ایران‌شناس نادرست است. جشن همه ساله توسط زرتشتیان ایران در بیشتر شهرهای جهان و ایران نیز برگزار می‌شود.

کشتی لوچو[۵۴] از کشتی‌های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می‌شد. امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان، انجام می‌شود. در ایام دیگر مانند اعیاد مذهبی و ملی نیز کشتی لوچو برگزار می‌شود و جایزه برنده یک راس گاو است که توسط اهالی خریداری می‌شود. برای مسابقه دو نفر از کشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می‌شوند در این کشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست، سرچنگک و ضربه زدن به کتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می‌شود. کشتی‌گیری که در این دو هفته تمام حریفان را شکست دهد، برنده مسابقه‌است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می‌شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه بدهد. همه ساله جام‌هایی در روستاهای قراخیل[۵۵] و المشیر برگزار می‌شود که شرکت کنندگان از سراسر مازندران به رقابت می‌پردازند.

نوروز خوانان معمولاً” پانزده روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند.
نوروز خوانان معمولاً” پانزده روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه‌های محلی، طلیعه سال نو را به آنان مژده می‌دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می‌خواند، یک نفر ساز می‌زند، نفر دیگر که به آن کوله کش (بارکش) می‌گویند به در خانه‌های مردم می‌رود و می‌خواند:
باد بِهارون بِیَمو / نِئروز سلطان بِیَمو
مژده هادین دوستان رِ / گل بیَمو گلستون رِ
بهار آمد بهار آمد خِش آمد / علی با ذولفقار آمد، خوش آمد
نِئروزتان نِئروز دیگر / شِه ما رِ سال نی بووئه مِوارِک
صاحب خانه نیز با دادن پول، شیرینی، گردو، تخم مرغ و نخود، و کشمش از آنان پذیرایی می‌کند.
حضور نوروز خوانان در شهرستان قائمشهر، رنگ و بویی دیگر به شهر بخشید و موجب شد تا این سنت نیکوی گذشتگان همچنان زنده و پابرجا بماند.[۵۶]

نوروز خوانی در مازندران – روایت تصویر[پیوند مرده]

هنگام تحویل سال افراد خانواده دور سفره یا مشابه آن هفت سین که با ظرافت و سلیقه خانم خانه چیده شده می‌نشینند و در حالیکه پدر خانواده دعای تحویل می‌خواند منتظر سال نو می‌شوند. در گذشته که امکانات ارتباطی مانند رادیو و تلویزیون نبود با تیراندازی یا گفتن اذان سال جدید را به همه اعلام می‌داشتند. بعد از این که سال نو شد کسی (معمولاً بچه‌ها) که به عنوان مادرمه (مادِرمه) انتخاب شده با مجمعی که در ان قرآن، آیینه، اب، سبزه و شاخه‌های سبز جوان قرار دارد وارد خانه می‌شود چهارگوشه اتاق‌ها را آب می‌پاشد قرآن را کنار سفره هفت سین می‌گذارد و شاخه‌های تازه سبز شده و دارای شکوفه (معمولاً از درخت گوجه سبز) را به این نیت که سال سرسبز و خوش و خرمی برای خانواده باشد، جلوی در اتاق آویزان یا روی طاقچه اتاق می‌گذارد. در این روز مادر خانه، غذای عید، سبزی پلو با مرغ یا گوشت درست می‌کند. علاوه بر آن بعضی هم غذایی به عنوان خیرات برای اموات می‌برند و بین مردم پخش می‌کنند، معمولاً رسم بر این است که فرد خوش خو و خوش قدم ماه در مه انجام دهد.[۵۷][۵۸]

سیزده شو یا (لال شو)

یکی از قدیمی‌ترین جشن‌های مازندرانی می‌باشد که در حال حاضر رو به فراموشی می‌باشد

خوراکی‌های معرف این جشن

پیس کنده

بادونه

پشت زیک

کماج

آش

شعر این شب که توسط چند نقر با در داشتن ترکه و کیسه به سر به همراه کودکان با درست داشتن یک کیسه به درب خانه‌های همایسگان رفته و این شعر را می‌خوانند،

«لال بیَمو، لال بیَمو، پارسال و پیرار بیَمو، چِل بَزِن دیگه بَزِن، لال اِنِه لالَک اِنِه، سالو ماه ارزون بوه، لال مار رسوا نَوِ، لال اِنِه لالَک اِنِه، پار بورده امسال انه»

نفری که نقش لال را بازی می‌کند با در دست داشتن ترکه به یکی از افراد خانه ضربه آرامی می‌زند مازندرن‌ها باور دارند که لال هر کس را با ترکه بزند تا سال بعد مریض نخواهد شد.

بعد از خواندن این شعر صاحب خانه هدیه ای به آن‌ها از جمله پول، شیرنی و نان سنتی در داخل کیسه آنها قرار می‌دهد.

یکی دیگر از رسم‌های خوب این شب جمع شدن کل اقوام دور هم به مدت ۸ ساعت یا بیشتر، گذراندن وقت و خوردن گردو، سنجد، شیرینی، میوه و چای در کنار هم این شب را به اتمام می‌رسانند.

اراضی حاصلخیز این شهرستان استعداد سرشاری جهت کشت محصولات متنوع مخصوصاً گندم، جو، برنج، صیفی‌جات، لوبیای روغنی و… دارد. همچنین قائم‌شهر قطب تولید مرکبات در ایران است؛[۵۹] باغ‌های پرمحصول مرکبات این شهر درجاده نظامی مورد توجه‌است.[۶۰]
محصولاتی نیز مانند نیشکر،[۶۱] عسل، ابریشم،[۶۲] کنف، کنجد در روستاهای جنگلی و کوهپایه‌ای مانند سید ابوصالح، گل‌افشان و ریکنده به چشم می‌خورد.
پرورش گاو و گوسفند و بز نیز در نواحی مختلف جلگه‌ای و کوهپایه‌ای و با استفاده از امکانات هر روستا متداول است.

کاشت و تهیه شکر قرمز به سبک سنتی از نیشکر بیشتر در روستاهای سیف کتی، ریکنده و سید ابوصالح قائمشهر به چشم می‌خورد. نیشکر در کارگاه‌های سنتی فراوری شده و علاوه بر شکر دوشاب نیز از آن گرفته می‌شود. شکر حاصل از آن به رنگ قهوه‌ای یا به زبان محلی سیاه شکر، خواص زیادی دارد که از آن جمله می‌توان به رفع خستگی مزمن، پاک‌کننده ضایعات کبدی، رفع گرمی دهان و زبان و التهابات لثه اشاره کرد. همچنین برای درمان فاویسم، کم خونی یرقان داخلی و عصبی بسیار مفید می‌باشد.
نیشکر پس از سقوط و انحطاط به‌طور بسیار ابتدائی و به مقیاس کم در مازندران و نواحی مساعد کنار دریای خزر کشت می‌شد.
در زمان ناصرالدین شاه و به کوشش امیر کبیر اقداماتی در جهت احیاء این صنعت نیشکر مازندران را برای کشت به خوزستان برد، تلاش او در مازندران و خوزستان از طریق ورود قلمه‌های جدید از هندوستان به عمل آمد. لیکن قند سازی از نیشکر نه در مازندران و نه در خوزستان رونق نیافت.[۶۳][۶۴][۶۵]
تصویری/ پختن نیشکر در قائمشهر

از سوغاتی‌های قائم شهر شامل غذاهای سنتی، میوه‌ها و صنایع دستی این شهر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

غذاهای سنتی قائم شهر شامل، ناز خاتون، آش گزنه (گزنه آش) ،آش کدو ،آش ترش(تِرش آش)، آش دوغ، ته چین، فسنجان، انار تیم خِرِش، خورش مرغ ترش، باقالا پلو، امرغ شکم پر، کدو پلو (کهی پِلا)، اکبر جوجه، ماهی شکم پر، و… می‌شود. همچنین به دلیل استفاده از شکر سرخ، و رب انار طعم مَلَس دارد.

نان و شیرینی: تندیرنون (نان محلی)، سوهان کنجد (پِشتِ زیک) ،برنجک (بهادانه)، پیس گندله، کوماج و…

ترشی:بادمجان ترشی، سیر ترشی، هفت بیجار، ترشی یارمسی، ناز خاتون، وینگوم زالک، هلی ترشی، آبغوره، آب نارنج و …

مربا: آلبالو، بِه، تمشک، گلابی، سیب، پرتقال، انجیر، هویج، بالنگ، بهارنارنج و …

شربت: بهارنارنج، آلبالو، انار و …

میوه و …: انواع مرکبات، کیوی، ازگیل جنگلی (کِنِس)، گلابی وحشی، تمشک وحشی جنگلی، زردکیجا (نوعی قارچ‌خوراکی)، گزنه و ولیک، غوره، کنجد، خرمالو وحشی، برنج، سویا، کُلزا ،تره بار، گوجه سبز، توتون، کنف ،شکر سرخ و…

صنایع‌چوبی، مبل سازی، نساجی، گونی‌بافی، حصیربافی، گلیم‌بافی، جاجیم‌بافی، جوراب‌بافی، موج‌بافی، پارچه‌بافی، سفال‌گری و…دستمال کاغذی، انواع پارچه، حوله، فرش ماشینی، کنسرو ،بلدرچین، مرغ و گوشت از صادرات شهرستان قائم‌شهر است.

قائم‌شهر یکی از قطب‌های ورزش در ایران می‌باشد[۵۹] و همواره در رشته‌های مختلف همانند فوتبال، ووشو،[۶۶] کبدی،[۶۷] وزنه‌برداری،[۶۸][۶۹] اسکیت رولر،[۷۰] شنا،[۷۱][۷۲][۷۳] بسکتبال،[۷۴] کشتی، ژیمناستیک،[۷۵] بوکس،[۷۶] شطرنج[۷۷] و ورزش‌های رزمی[۷۸] دارای نام‌آوران جهانی و بین‌المللی می‌باشد.
در سال ۱۳۸۹ ورزشکاران این شهر توانستند در مدت هفت ماه ۱۸۹ مدال جهانی، آسیایی، بین‌المللی و کشوری کسب کنند و قائم‌شهر پرافتخارترین شهرستان از این دیدگاه در کشور محسوب می‌شود.[۷۹]

فوتبال در شهر قائم‌شهر سابقهٔ دیرینه‌ای دارد ورزشگاه شهید وطنی (شهنا سابق) در دهه ۱۳۲۰ در قائم‌شهر ساخته شد و در گذشته‌های بسیار دور تیم‌هایی چون تاج شاهی در قبل دههٔ ۳۰ و تیم‌های بانک ملت، آزمایش، باشگاه فوتبال نساجی مازندران (تأسیس ۱۳۳۸) که یکی از قدیمی‌ترین تیم‌های ایران و به قدمت فوتبال در شمال ایران از آن یاد می‌شود و همچنین تیم نفت قائم‌شهر که بعدها منحل شد از جمله آن‌ها می‌باشند.[۸۰]
در دههٔ ۶۰ فوتبال در قائم‌شهر بین ۲ قطب نساجی و صنعت نفت قائم‌شهر که در لیگ اول ایران جام آزادگان، (هنوز لیگ برتر وجود نداشت) تقسیم شد و این ۲ تیم سرسخت‌ترین حریفان حتی استقلال یا پرسپولیس را در قائم‌شهر شکست داده یا در تهران متوقف می‌کردند.
نساجی مازندران (۲) پیروزی تهران (۰) گلها: عباس کاوند (۷۰) و قدیر غفاری (۹۳)[پیوند مرده]
در دهه ۴۰ بازیکنانی چون مسیح زاده در تیم ملی و استقلال بازی می‌کرد و در ده ۶۰ حسین مسگر ساروی کاپیتان تیم ملی هم بود و فوتبال قائم‌شهر را با درخشش بازیکنی چون نادر دست نشان می‌شناختند، (نادر دست نشان در ۸ بازی لیگ ایران سال ۷۲ توانست ۹ گل برای تیم نساجی به ثمر رساند که یک رکورد محسوب می‌شود و تاکنون کسی موفق به شکستن آن نشده)[۸۱] اما به یکباره دوران افت فوتبال قائم‌شهر آغاز شد که نفت منحل و نساجی به لیگ دسته ۱ سقوط کرده بود که سال ۱۳۹۷ پس از بیست و چهار سال انتظار هواداران به لیگ برتر ایران برگشت،[۸۲] هرچند این سال‌ها قائم‌شهر بازیکنان زیادی به لیگ برتر و تیم ملی معرفی کرده اما این‌ها نتوانسته بود جای خالی نساجی در لیگ برتر را پر کند.[۸۳]

قائم‌شهر به همراه بندر انزلی تنها شهرهایی در فوتبال ایران هستند که مرکز استان نیستند و در زمانی صاحب دو نماینده در سطح اول فوتبال کشور شده‌اند.

ترکیب جمعیتی و ادغام قومیت‌های مختلف، در کنار سایر عوامل تاریخی، ارتباطی، صنعتی و غیره، موقعیت و خصوصیات فرهنگی ویژه‌ای را به وجود آورده‌است. قائم‌شهر از نظر درصد با سوادی مردم دارای رتبه اول در استان است.[۹۴] جمعیت افراد با سواد در قائم‌شهر ۸۹٫۳٪ است.

این مجموعه به مساحت حدود ۱۴ هکتار در شهرستان قائم‌شهر و در حاشیه رودخانه تِلار واقع شده‌است.

اطلاعات جامعی از قائمشهر همچون تاریخ، محله ها، روستاها، بزرگان، قهرمانان، نقاط دیدنی ، آداب و رسوم مردم و … در سایت قائمشهر در دست جمع آوری است. tireng.ir

بقعه آرامگاه امامزاده سید محمد زرین نوا

ساختمان قدیمی شهرداری قائم‌شهر

طبیعت زیبای سد زمزم

رودخانه سیاهرود قائم‌شهر

بنای قدیم شهرداری قائم‌شهر

پل سنگی شاهپور

طبیعت زمستان در جاده شیرگاه

آب‌بندان ساروکلا

امامزاده سید ابوصالح

پارک ولیعصر

برج شهرداری (ساختمان جدید)

آب‌بندان ساروکلا

منطقه جنگلی جاده نظامی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائم شهر



«آدرس موسسات غیرانتفاعی مازندران»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

قائم‌شهر ( تلفظ راهنما·اطلاعات) از پرجمعیت‌ترین و بزرگترین شهرهای استان مازندران و شمال ایران و مرکز شهرستان قائم‌شهر می‌باشد که در ناحیهٔ البرز مرکزی قرار گرفته و در گذشته (قبل از انقلاب ۱۳۵۷ ایران) آن را شاهی می‌نامیدند. قائم‌شهر قطب صنعت و صادرات در مازندران و از شهرهای مهم ترابری، کشاورزی، گردشگری، معدنی و صنعتی ایران می‌باشد.

مناطق شهری علی‌آباد متشکل از: هفت محلهٔ کوچکسرا، کتی‌سر، آب‌بندان‌سر، حسن‌آباد، سیدمحله، بربری‌محله و مجاور محله (شامل: ترک‌محله و کبریت‌محله) و روستاهای اطراف بود که در شهریور سال ۱۳۱۴ ه‍.ش به موجب تصویب‌نامه هیئت وزیران، نام علی‌آباد به شاهی مبدل گردید،[۵] در سال ۱۳۵۷ و در جریان انقلاب ۱۳۵۷ ایران به قائم‌شهر تغییر نام پیدا کرد، شهرستان قائم‌شهر از سمت شمال و شمال غرب به شهرستان جویبار و دریای مازندران (دریای خزر)، از سمت جنوب به شهرستان سوادکوه، از سمت غرب به شهرستان بابل و از سمت شرق به شهرستان ساری محدود است. در گذشته شهرستان فیروزکوه و بخش‌هایی از شهمیرزاد، تا سال ۱۳۵۹ شهرستان سوادکوه و تا سال ۱۳۷۶ شهرستان جویبار و تا سال ۱۳۹۱ شهرستان سیمرغ، بخش‌هایی از قائم شهر بوده که به شهرستان تبدیل شدند، شهر قائم شهر پرجمعیت بوده و جمعیت آن بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۲۰۴٬۹۵۳ نفر است. بیشتر ساکنان شهر مسلمان و شیعه دوازده امامی هستند.[۶] شهرستان قائم‌شهر در ۳۶ درجه و ۲۸ دقیقه عرض شمالی تا ۵۲ درجه و ۵۳ دقیقه طول شرقی واقع شده‌است.[۷]

از نام‌های قدیمی‌تر به عشق‌آباد و قصرشیرین اشاره شده‌است.

چمنو :همچنین چمنو که از دو جزء «چمن» و «او» (آب در زبان تبری) تشکیل شده‌است و به ناحیه‌ای اطلاق می‌شد که دارای چمن و آب یا چمنزارهای با طراوت بود. در تاریخ‌های تبرستان نوشته‌اند که در سده ۶ هجری قمری، رودی از چمنو می‌گذشت که پل آن را اسپهبد نصیرالدوله رستم شاه غازی باوندی (۵۳۶ تا ۴۶۰ هجری) پادشاه تبرستان به هزینه شخصی خود تعمیر نمود تا آب آن به هرز نرود. ابن اسفندیار نیز در تاریخ طبرستان به دفعات از چمنو یاد کرده‌است. اکنون محله‌ای به نام جمنان در قائم شهر وجود دارد.

استان قائم شهر

شاهی: در دههٔ اول ۱۳۰۰ به فرمان رضاشاه؛ زادگاهش، شهر جدید شاهی بنا شد و علی‌آباد به شاهی تغییر نام یافت.[۸]

سپیدرود:[۹]

قائم شهر: در بهمن ۵۷ و پس از پیروزی انقلاب اسلامی شاهی به قائم‌شهر تغییر نام یافت.[۱۰]

جمعیت شهرستان قائم‌شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۳۰۹٬۱۹۹ نفر است، که ۲۱۵٬۲۸۰ نفر در مناطق شهری و ۹۳٬۹۱۹ در نقاط روستایی ساکن هستند[۱۱] این شهرستان در حال حاضر از ۲ شهر قائم‌شهر و ارطه و ۱ بخش مرکزی تشکیل شده‌است.
تراکم جمعیت در آن ۶۹۹ نفر در هر کیلومترمربع است که پرتراکم‌ترین شهرستان در سطح استان مازندران به نسبت وسعتش محسوب می‌شود.[۱۲][۱۳] ترکیب جمعیتی شهرستان با توجه به مهاجرپذیر بودن آن شامل اقوام مختلفی از جمله سوادکوهی‌ها، شهمیرزادی‌ها، سمنانی‌ها، گرمساری‌ها و ساکنان بومی است که اغلب آن‌ها به گویش قائمشهری[۱۴] زبان مازندرانی سخن می‌گویند.[۱۵]

مردم قائمشهر به گویش قائمشهری که یکی از گویش‌های زبان مازندرانی هست صحبت می‌کنند.[۱۶] این گویش به گویش‌های فیروزکوهی، سوادکوهی، جویباری و ساروی نزدیکی فراوانی دارد.[۱۷][۱۸][۱۹]

شهرستان قائم‌شهر برحسب شواهد و قرائن موجود از جمله اماکن مذهبی نظیر امامزاده یوسف‌رضا یا آرامگاه علامه فقیه شیخ طبرسی از سابقه دیرینه تمدن و فرهنگ قبل از قرن ششم هجری خبر می‌دهد.

در شهر شاهی هفته یک روز چهارشنبه بازار می‌شد چون در روزهای چهارشنبه هر هفته در این نقطه بازار می‌شد و اهالی دهستان‌های مجاور امتعه اهالی قراء و قصبات اطراف و حتی کسبه سایر شهرها سکه اجناس و محصولات خود را به بازار مزبور برده به معرض فروش می‌رساندند، نسبتاً اعتباری حاصل و مرکزیتی پیدا کرده‌بود.

در زمان خاندان بنی امیه حکومت عرب در جهت کنترل و تسلط بر نواحی جنوبی دریای مازندران اقدام به برقراری ۴۴ پاسگاه نظامی از آستارای کنونی تا استرآباد یا گرگان کنونی کرد که یکی از مهم‌ترین این پاسگاه‌ها قلعهٔ نظامی آرتا بود. این ۴۴ پاسگاه نظامی به «دینه سر» که در واقع معنایش «محافظ» دین است، مشهورند. در قلعهٔ نظامی آرتا فرمانده‌ای به نام بنی عباس با ۳۳۰ سرباز بر نواحی قائم شهر کنونی و ارطه و ساری کنونی حکومت می‌کرد.

با توجه به وجود تپه‌های باستانی موجود قائم شهر قدمتی دیرینه و طولانی برخوردار است:

این تاریخ دیرینه را اثبات می‌کند.

بخشی از سفرنامه دلاواله دربارهٔ مازندران: سیاح ایتالیایی از راه کویر و فیروزکوه (علی‌آباد) به مازندران رفت
در سفر به مازندران هم از خصوصیات ظاهری و اخلاقی مردم این دیار از سرزمین ایران اظهار نظر کرده و هم دربارهٔ آب و هوای منطقه و همچنین دربارهٔ دلایل توجه خاص شاه به این مناطق نگاشته‌است. دلاواله در این باره تأکید می‌کند: “زنان و مردان مازندرانی دارای چشم و ابروی سیاه و موهای مشکی هستند و بخصوص زنان در نظر من زیبا جلوه می‌کنند و بر عکس زنهای مسلمان دیگر هیچوقت چهره خود را نمی‌پوشانند و از حرف زدن با مردان امتناعی ندارند و مانند مردان این دیار در برخورد بسیار مودب و مهربان هستند و همگی مردم مازندران دوست دارند خانه خود را در اختیار مهمان قرار دهند و در قبیال او با کمال ادب و رافت رفتار کنند و من در هیچ جای دیگر دنیا ندیده‌ام مردم دهات آنقدر دارای تمدن و آداب و رسوم پسندیده باشند و ملاحظه کردم ایالت هیرکانیا که به قول قدما باید عاری از تمدن و جایگاه پلنگان وحشی باشد زیباترین نقطه ایست که تا به حال در آسیا دیده‌ام و مردم آن متمدن‌ترین و باادب‌ترین مردمی هستند که ممکن است در دنیا وجود داشته باشند، دلاواله دربارهٔ علل توجه مخصوص شاه عباس به فرح آباد و مازندران یادآوری می‌کند: “شاه عباس از عشق به آبادانی و زیبایی مملکت که می‌توان گفت در وجودش نهفته‌است و دقیقه‌ای از این کار غافل نیست، و علاقه مخصوصی که به ایالت مازندران دارد زیرا مادرش اهل منطقه بوده و خودش نیز همیشه می‌گوید خون مازندرانی در رگهایش جریان دارد.”

دلاواله در ادامه می‌افزاید از دیگر دلایل توجه شاه عباس به مازندران این است که از نظر عدم دسترسی دشمن به آن یکی از مستحکمترین نقاط ایران است. چرا که از شمال محدود به دریا و از جنوب سراسر اطراف آن را کوهستان‌های مرتفع و صعب العبور پوشانده‌است. هیچ‌یک از حکمرانان ایرانی مانند شاه عباس به فکر آبادانی منطقه نبوده‌اند و او فرح آباد را مرکز مازندران برگزیده و در آن ساختمان‌ها و قصور متعدد ساخته‌است و حتی برای آبادانی آن جمعیت‌هایی از سایر نقاط به آنجا کوچانده‌است و این مسئله باعث رونق کار هنرهای دستی و کشاورزی در سراسر منطقه شده‌است.[۲۰]

در نخستین سفرنامه ناصرالدین‌شاه به مازندران دربارهٔ قائم‌شهر سخن گفته شده:

اول از رودخانهٔ اوتی‌جان گذشتیم آب صاف همواری دارد ممرش پهن سنگ ریزهای سفید قعرش نمایان بسیار مطبوع بود این رودخانه نیز داخل تالار می‌شود. اسب در میان رودخانه راندم خیلی با صفا بود پس از عبور از رودخانه سوار کالسکه شدم با عین‌الملک صحبت می‌داشتم در این بین میرزا اسمعیل‌خان بندپئی آمد قدری با او صحبت داشتم از راه لاریجان آمده بود از صعوبت راه تعریف می‌کرد. سیم تلگراف در این منزل پاره شده بود گفتم زود بسازند. بعد از آن راه سنگستان شد سوار اسب شدم از رودخانه دیگر گذشتیم که پل یک چشمه داشت از بناهای شاه عباس رحمت‌الله مسمّی به پل بشل است. عباسقلیخان لاریجانی آمد قدری با او صحبت شد صد سوار خوب همراه داشت. زمین امروز هم صحرا هم کوه‌های کوچک هم جنگل کوتاه تک تک درخت توت ابریشم درخت گردو بسیار است. طرف دست راست دهات سروکلا، متن‌کلاً، هیوکلاده که جزء علی‌آباد است. بالای تپه متن‌کلاً به ناهار افتادیم بسیار جای خوبی است. امروز کوه دماوند و کّل کوه‌های برف‌دار لاریجان و نوا و کجور – نور همه پیداست بسیار بسیار با صفاست. از این تپّه ده واس‌کس پیداست خانه‌های سفالی تک‌تک درخت‌های مرکبات جنگل خیلی خوب و با صفا می‌نمود. از متن‌کلاً رفتم لیون پسرهای عبّاسخان بیگلربیگی آمدند به قدر ده نفر بودند. صبح در دم سراپرده محمّد مهدیخان برادر علیرضا خان آمد امروز سرکردهای نوکر اشرف و توابع آمدند قرقاول بسیاری آوردند از اینجا به علی‌آباد رسیدیم جلگه[ای] دارد چمن است. امامزادهٔ یوسف‌رضا آنجا واقع است خوب ساخته‌اند سردری مطبوع داشت یک سرو بلندی در صحنش رسته بود. کیاکلا به دو فرسخ فاصله طرف دست چپ علی‌آباد است. شیخ‌طبرسی هم در طرف دست چپ علی‌آباد است به فاصلهٔ دو فرسخ. عبّاسقلیخان می‌گفت قرقاول بسیاری دارد محمدرحیم خان واو مرخّص شده رفتند شکار آنجا. چهار پنج ساعت به غروب مانده وارد منزل شدیم کاغذهای استانبول که وزیر خارجه فرستاده بود خواندم. هوا امروز بسیار گرم بود. محمدرحیم خان [و] عبّاسقلیخان که شکار رفته بودند آمدند چند قرقاول آوردند. شتران بنه که آمدند موجب تعجّب اهل مازندران بود. شب را شغال بسیار فریاد کرد. شب را قرق[۱۶] شد به هر حال خوش گذشت.

روز شنبه پنجم ماه ذی‌الحجه صبح هوا صاف و باد تند خنکی می‌آمد. آقاسلمان‌خان رخت سواری و شمشیر مرصّع را آورد لباس پوشیدم اسب کبود ایلخانی‌فارس را یراق مرصّع زده سوار شدم. با عین‌الملک صحبت می‌داشتم راه همه خیابان بود بعضی جا آباد بعضی جا خراب. دو طرف راه جنگل کمی داشت باقی جنگل را تراشیده دهات آباد نموده گندم و شالی می‌کارند. زن و مرد بسیاری در سر خیابان به تماشا آمده بودند. طرف دست راست محال ارطی است که جزء علی‌آباد است جمعیّت و آبادی زیادی داشت که در سر راه ایستاده بودند. طرف دست چپ محال نوکنده کاه تیولی حاجی ملکزاده‌است جمعیّت زیادی از آنجا آمده بودند به استقبال اما خود دهات پیدا نبود علم شیر خالصه تیول حاجی شریف خان آن سمت نوکنده کاه است. شرف داراب کلای خالصه آن طرف دست چپ است قدری در خیابان کالسکه نشستم راه بد شد سوار گشتم. میان جنگل طرف دست چپ به ناهار افتادیم. تیمور میرزا، عین‌الملک [و] سایر پیشخدمتان بودند. پس از صرف ناهار سوار شده راندیم. قدری از خیابان را طی نمودیم خبر آوردند در جلو راه خیابان خراب است؛ راه دیگری از میان زراعت ساخته بودند از آنجا رفتیم، سوارهای نظام با بیرق و لباس خوب در جلو بودند. از ده ماه فروجک گذشتیم.[۲۱]

در سفرنامه رضاشاه به علی‌آباد آمده‌است:

صبح زود پس از قدری گردش در حوالی “شیرگاه“ به طرف “علی‌آباد“ راندیم. راه در سطح دشت امتداد دارد. تقریباً دیگر پست و بلندی مهمی پیش نمی‌آید. از اینجا، نواحی گرمسیر “مازندران“ شروع می‌شود. به کلی با قسمت کوهستان که طی کردیم اختلاف دارد، اما جنگل در زمین مسطح هم قطع نمی‌شود، فقط در مزارع دستی جنگل را بریده‌اند، و زمین را قلم و پنبه و برنج کاشته‌اند. در حدود مزارع از بقایای جنگل نمایان است، که مثل دیواری، قطعات کشت و زرع را از یکدیگر جدا می‌سازد.

“علی‌آباد“ مطابق مثل مشهور، نسبت به دهاتی که دیده بودیم، شهر محسوب می‌شود. این نقطه که در سر سه‌راه “شیرگاه“ و “ساری“ و “بارفروش“ واقع گردیده، بازار “علی‌آباد“ است، و آبادی نسبتاً مهمی دارد.
روزهای چهارشنبه اینجا بازار عمومی می‌شود. یکی از ملاکین اخیراً مهمانخانه مفصلی بنا گذارده که هرچند تمام نیست، ولی پس از دایر شدن موجب آسایش مسافرین خواهد بود.

در “علی‌آباد“ توقف نکردیم، یکسر به “کیاکلا“ که از جمله دهات حاصلخیز این حدود است، رهسپار گردیدیم، زیرا در آنجا وسائل آسایش و توقف بیشتر فراهم است.

از “علی‌آباد“ تا “کیاکلا“ سه فرسخ راه است. جاده شوسه نیست، ولی قبلاً امر داده بودم که برای هدایت اتومبیل‌ها در کنار راه‌های روستائی، در فاصله‌های مختلف نی نصب کنند که همراهان راه را گم نکنند و به‌زحمت دچار نشوند. مع‌هذا راه را با منتهای زحمت عبور کردیم. باتلاق و آب و پست و بلندی زیاد است. غالباً اتومبیل‌ها را با دست می‌کشیدند و می‌بردند. دو دستگاه اتومبیل در بین راه ماند، که قادر بر حرکت دادن آن‌ها نشدند، متجاوز از سه ساعت طول کشید تا این سه فرسنگ راه را طی کردیم.

یک نواختی زمین، موانع جنگل، رطوبت و گرمی هوا از یک‌طرف، پشه و باتلاق و عفونت بعضی قسمت‌ها از طرف دیگر، تمام دشت “مازندران“ را غیرقابل توقف می‌کند.

هرچند از حیث هوا و آب و چشم‌انداز، در صفحات صحرائی “مازندران“، جای قابل تمجیدی دیده نمی‌شود، اما از لحاظ زراعت و تجارت یکی از برومندترین و حاصلخیزترین و نافع‌ترین اراضی ایران به‌شمار می‌رود. برکت خاک، نزدیکی به دریا، رودخانه‌های قوی، و سایر عوامل ترقی و توسعه موجود است.
در “کیاکلا“ امر دادم دواخانه‌ای دایر نموده‌اند. مریضخانه کوچکی هم نظر دارم اینجا بسازم.
چنان‌که در اول این سفرنامه اشاره کردم، “مازندران“ خانه من، و مسقط‌الرأس من است. من وظیفه شخصی خود می‌دانم که به عمران و آبادی این نقطه توجه مخصوص نمایم.

قبل از ظهر به قریه “کیاکلا“ رسیدیم. امروز نوبت بازار در این ده بود.

مرسوم است که هر روزی در یکی از نقاط، که نسبتاً مرکزیت داشته باشد، بازار عمومی تشکیل می‌شود. روزهای یک‌شنبه در “کیاکلا“، و روزهای چهارشنبه در “علی‌آباد“ بازار دایر می‌گردد.

از نقاط مختلف اشخاصی که اجناس فروختنی داشته باشند، به آن محل آورده عرضه می‌کنند. همچنین مشتریان و تماشاچیان از هر طرف به آنجا روی نهاده، از اجناس بازار، یا از دیدار رفقای خود، استفاده می‌کنند. فی‌الحقیقه این یک نوع نمایشگاه یا سوق عکاظ است که فوائد بسیار برای اهالی دارد. هم اجناس آن‌ها به‌فروش می‌رسد، هم با یکدیگر معاشرت می‌کنند، و هم از صنایع یکدیگر تقلید می‌نمایند. سابقاً در خیلی از نقاط، این بازار دایر می‌شده، ولی اکنون جز در چند نقطه باقی نیست.

در فضای جلوی ده جمعی کثیر، از زن و مرد و طفل گردآمده بودند، بعضی در روی زمین اجناس محلی و امتعه خارجی خود را گسترده و مشتریان از هر جانب آن را احاطه کرده بودند. بعضی هم در راه دیده می‌شدند، که نفت و قند غیره خریداری به‌دهات خود مراجعت می‌کردند.
قریه “کیاکلا“ از دهات بزرگ این ناحیه علی‌آباد است. اخیراً بر حسب دستور من، یک باب کارخانه پنبه پاک کنی در آنجا دایر شده‌است. لدی‌الورود، قبل از صرف ناهار، رفتم به کارخانه. ساختمان، آلات و ادوات، ماشین‌های کارخانه، انبارها، نوع پنبه، ملزومات و اثاثیه کارخانه را تماشا کردم.
را که از دایر شدن این مؤسسه در خود احساس کردم، از حد وصف قلم خارج است. اولین دفعه است که دست تمدن جدید، صنعت جدید و ماشین در این ناحیه وارد شده‌است. اولین دفعه است که “مازندران“ قدیم، “مازندران“ تاریخ‌دار، از مدنیت جدید و تکامل جدید و تکامل تدریجی حسن استقبال می‌کند. اولین دفعه است که “مازندران“ بی‌نظیر، استعداد فطری خود را برای جلب منافع مشروع ظاهر می‌سازد. اولین دفعه است که “مازندران“ بازار “اروپا“ و دنیا را در نظر گرفته و می‌خواهد علائم و آثار مثبتی از خود در عرصه گیتی ابراز نماید.

منظره درخت‌های مرکبات در این ناحیه، لطف مخصوصی دارد. مبالغه نخواهد بود اگر بعضی از آن‌ها را به درخت‌های گردوی کوچکی تشبیه کنیم که در نقاط ییلاقی به عمل می‌آید. بوته‌های پنبه در این حدود و صحرای “گرگان“ شبیه به هیچ‌یک از نقاط ایران نیست.

چای کاری و اهمیت این زراعت پرمنفعت برمردم این حدود مجهول است، و تازه در “لاهیجان“ شروع کرده‌اند که این محصول را بکارند. من تصور می‌کنیم که اغلب نقاط “مازندران“ برای چای کاری خوب است. باید دستور بدهم که مطالعه کاملی در این باب بنمایند. خیال می‌کنم که رفع احتیاج اهالی را به‌وجه خیلی خوب، می‌توان از حیث چای نمود.
در ضمن اوامری که برای ساختن راه‌های “مازندران“ داده‌ام، یکی هم بنای پل آهنین معظمی است بر روی این رودخانه، که کاملاً رشته ارتباط را مستحکم سازد. “بارفروش“ را “بارفروش‌ده“ هم می‌گفتند. تدریجاً شهر بزرگ تجارتی شده‌است، و سزاوار لقب ده نیست. بیشتر اهمیت این شهر از حسن موقع “مشهدسر“ است، که در امتداد شمالی “کیاکلا“ واقع، و اخیراً براعتبار تجارتی آن افزوده شده‌است. این بندر هم مثل “بندرجز“، قابل ورود کشتی‌های بزرگ تا ساحل نیست، و سفاین در مسافت هزار و پانصد ذرع ایستاده، احمال خود را به کرجی‌ها و قایق‌ها تحویل می‌دهند.
صبح دوشنبه نیز در این قریه مانده، تجار و محترمین “بارفروش“ را که آمده بودند، پذیرفتم. دستورهایی راجع به ترویج زراعت پنبه و چای صادر کرده، و بعد از ظهر اجازه حرکت به‌طرف “ساری“ دادم.

خیال داشتم که در “کیاکلا“ دوسه شب بمانم. چون هوا قصد بارندگی داشت، نتوانستم به تصمیم خود عمل نمایم، زیرا در صورت بارندگی، عبور از این دو سه فرسخ راه تا “علی‌آباد“ غیرممکن می‌گشت، و با علامات نی و نصب چوب هم نمی‌شد عبور نمود، و مجبور می‌شدیم مدتی در این قریه بمانیم. لهذا از همان راهی که دیروز آمده بودیم، به “علی‌آباد“ بازگشتیم.

در “کیاکلا“، چیزی که دقت مرا کاملاً جلب کرد، این بود که از تمام خانه‌های ده، تنها کوچه و در خانه‌ای که جارو و تمیز شده بود، فقط دو سه‌خانه‌ای بود که ارامنه در آنجا سکنی داشتند، و از اطفال ده نیز که در کوچه‌ها مشغول بازی بودند، فقط دخترهای کوچک این سه چهار خانواده ارامنه را دیدم که موهای خود را شانه زده‌اند.

پل رودخانه “سیاه‌رود“ فعلاً بد نیست. شاگردان مدارس دهات، که اخیراً تأسیس شده، با پرچم‌های سه‌رنگ در کنار جاده صف کشیده، سرود می‌خواندند. سرود آن‌ها تقریباً با همان لهجه مازندرانی، خالی از مزه نبود. شاگردها را نوازش کردم. معلمین و مدیرها را هم تشویق کردم که بر مراقبت خود در تربیت شاگردها بیفزایند.

منظره محصلین مدارس، و چهره‌های بی‌گناه آنها، از هر چیز بیشتر مرا متأثر می‌کند، اما تأثری که پایه آن فقط بر روی شوق و آمال بزرگ گذارده شده‌است، و بالاخره همین نسل است که باید غرور ملی و عرق وطن‌پرستی، در دیباچه دفاتر زندگی آن‌ها نقش بندد.

“علی‌آباد“، همین نقطه‌ای که فعلاً اقامت دارم، بهترین و مناسبترین محلی است که باید مرکز “مازندران“ را تشکیل دهد، و این قصبه کثیف و ویران به یک شهر زیبائی مبدل گردد که برای اقامت دائمی هر طبقه‌ای مجاز و ممتاز بماند.

اگر موفق به کشیدن خط‌آهن ایران شدم که “بحر خزر“ را با “خلیج‌فارس“ مربوط نماید، یکی از استاسیون‌های مهم آن ناچار در همین “علی‌آباد“ مستقر می‌شود، و بهترین وسیله‌ای خواهد شد که عمارت و آبادی و شهرت این نقطه را تأمین نماید.

تمام اراضی و مزارع اطراف و جوانب “علی‌آباد“ پوشیده شده‌اند از محصول پنبه، و برای تأمین تجارت این نقطه، فوراً باید یک کارخانه بزرگ نخ‌ریسی در اینجا دایر نمود، که رعایای اینجا منتظر خرید این و آن نشده، بلافاصله بتوانند مقدمات زحمت و زراعت خود را به یک نتیجه قابل انتظاری تبدیل نمایند، و راه ثروت و تمول را بروی خود بگشایند.[۲۲]

استان قائم شهر

سرانجام شاهی در سال ۱۳۰۸ به همراه چند شهر در مازندران مثل مشهد سر(بابلسر) تبرآباد (محمودآباد) دهنو (نوشهر) و سخت سر(رامسر) به فرمان رضاشاه؛ زادگاهش، شهر جدید شاهی بنا شد و علی‌آباد به شاهی تغییر نام یافت.

این کارخانجات جهت تولید خود دارای استانداردهای ملی کشور، استاندارد بین‌المللی IMS شاملISO 9001:2008، ISO14001:2005 و OHSAS18001:2005 بوده و موفق به اخذ جایزه کیفیت بر اساس مدل EFQM شده‌است.

در حاضر از قدمت فراوانی برخوردار و از بزرگترین کارخانجات نساجی خاورمیانه‌است. کلنگ احداث این کارخانه در سال ۱۳۰۷ به زمین‌خورد و در سال ۱۳۰۹ در زمینی به مساحت ۶۶۳۳ متر مربع به مدت یکسال احداث گردید، کارخانه بیشتر به منظور تهیه پارچه‌های لباس سربازان شروع به کار نموده و به مرور زمان تولیدات آن متنوع گردید. در سال ۱۳۱۵ اقدام به توسعه کارخانه گردیده شد و قسمت تهیه پنبه بهداشتی (هیدروفیل) احداث گردید، و همچنین تیم فوتبال این کارخانه با نام باشگاه فوتبال نساجی مازندران از قدیمی‌ترین تیم‌های ایران و ریشه در قلب‌های هر مازندرانی ورزش دوست دارد.

فهرست آثار باستانی ملی ثبت‌شده واقع در شهرستان قائم‌شهر:

 * شماره‌های درج شده در مقابل هر عنوان شماره ثبت اثر به عنوان یکی آثار ملی ایران می‌باشد. 

تبدیل شدن ساختمان سابق شهرداری قائم‌شهر به موزه

به گفته محسن باستانی، رئیس اداره میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری شهرستان قائم‌شهر، به منظور حفظ آثار ملی به همت این اداره و همکاری و مساعدت فرماندار و شهرداری قائم‌شهر، ساختمان قدیمی شهرداری به عنوان یازدهمین موزه استان مازندران تجهیز و بازسازی می‌شود.
این موزه دارای بخش‌های مردم‌شناسی، کتابخانه و باستان‌شناسی است که تاکنون ۴۰ درصد این ساختمان مرمت و نوسازی شده‌است. گفتنی است، ساختمان قدیمی شهرداری قائم‌شهر که قدمت آن به سال ۱۳۰۵ هجری شمسی (دوره پهلوی اول) برمی‌گردد در سال ۱۳۵۶ در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده‌است.[۲۵]

با توجه به سوابق موجود بنای اولیه این شهر در دوران قاجاریه با نام علی‌آباد نهاده شد که شامل قریه‌ای با واحدهای تجاری و مسکونی در حوالی میدان طالقانی امروزی و محله‌هایی در اطراف و روستاهای بزرگ نظیر چمنو (جمنان فعلی، که در حال حاضر بخشی از خود شهر می‌باشد) قادیکلای بزرگ و کوچکسرا در حاشیه بوده‌است که بعد از انقراض دوران قاجاریه و آغاز حکومت رضا خانی به لحاظ موقعیت خاص منطقه‌ای (محل عبور کاروان‌های تجارتی و زیارتی از استان‌های همجوار مانند تهران، گیلان و خراسان).

امروز به عنوان یک شهرستان استراتژیک جغرافیایی که ارتباط تهران بزرگ را با شمال و شمال‌شرقی از دو مسیر متفاوت جاده فیروزکوه و جاده هراز مرتبط می‌سازد دارای اهمیت ویژه می‌باشد. گفته می‌شود سالانه پنج میلیون مسافر از محور جاده فیروزکوه به قائم شهر تردد می‌کنند و از بندر بابلسر به مرز دریایی متصل می‌باشد.[۲۶][۲۷]
از نظر آب و هوایی و جغرافیایی: مدیترانه‌ای و معتدل خزری تابستان شرجی و نواحی جنوبی زمستان‌های نسبتاً سرد و پر بارش می‌باشد.
واز مرکز استان ۲۰ کیلومتر فاصله داشته و ۱۸۰ کیلومتری شمال تهران بین دریای خزر و رشته کوه‌های البرز واقع شده

شهر قائم‌شهر به دلیل قرار گرفتن میان کوه و دریا، آب و هوای معتدل و مرطوب دارد و میزان بارش زیاد باران و رطوبت بالا و قسمت‌های جنوبی شهرستان به دلیل دارا بودن پوشش کوهپایه‌ای و ارتفاع زیاد آب و هوای سردتر و کوهستانی و زمستان‌های بارانی و برفی دارد.

آمار سالیانه ایستگاه‌های سینوپتیک اداره کل هواشناسی استان مازندران در سال ۱۳۸۷[۲۸]

فاصله این شهرستان تا تهران ۲۳۷، تا ساری ۲۱ و تا بابل ۱۵ کیلومتر است. [نیازمند منبع]
راه‌های آسفالته این شهر از شهرستان فیروزکوه به مرکز کشور یکی از پرترددترین مسیرهای اصلی به‌شمار می‌رود و همچنین از آمل به تهران متصل است.

خیابان‌های اصلی این شهرستان به دلیل اینکه هرکدام به یکی از شهرستان‌های همجوار بابل، ساری، تهران و جویبار منتهی می‌شوند، در میان عامه مردم به نام این شهرستان‌ها شهرت یافته‌اند که این امر خود انتقادهایی[۲۹] را نیز به همراه داشته‌است.

خیابان ساری بلندترین خیابان شمال ایران و از صنعتی‌ترین خیابان‌های خاورمیانه می‌باشد.

راه‌آهن سراسری در شمال وارد این شهر شده و سپس تا گرگان ادامه می‌یابد.
اولین خط راه‌آهن نوین ایران در دوران رضا شاه پهلوی از شاهی (قائم شهر کنونی) تا بندر شاه (بندر ترکمن امروزی) کشیده گشت، پس از اتمام ساخت پل گردن در ساری اولین قطار در مهرماه ۱۳۰۸ به دستور رضا شاه پهلوی عازم بندر ترکمن گردید.

پس از آن هم‌زمان با احداث راه‌آهن خوزستان، کارها در رشته کوه‌های البرز آغاز گردید، کارگران مازندرانی و ترک و… در کنار سایرین و مهندسین و پیمانکاران به ویژه آلمانی‌ها، کار ساخت تونل‌ها و پل‌ها را پیگیری کردند.

به ترتیب حروف الفبا: بهشتی‌محله، بربری محله، تازه‌آباد (اسلام‌آباد یا جوکی‌محله)، تُرک محله، جمنان، چمازکتی، حسن‌آباد، سیاه کلاً، سیدمحله، شانزده‌متری دوم، شهدا محله، صفی‌آباد، فردوس محله، فرهنگ شهر، قائم‌محله، قائمیه، کارگر محله، کفشگرکلا، کوچکسرا، لیلاباد، مجاور محله، مطهری‌محله و …

کوچکسرا: از محله‌های قدیمی و سنتی شهر می‌باشد که درباره‌اش آمده‌است:
به بازار علی‌آباد و معصوم‌زاده که یوسف رضا باشد رسیدیم که پایتخت علی‌آباد است. از این بازار بلا ۵۷ وارد شدیم و در عمارت ماشین خانه که پنبه را از تخم جدا «کوشک سرا» فاصله به می‌کنند ۵۸ در اتاق‌های خوب منزل کردیم. پذیرایی و ضیافت ایالت و همراهان به عهده ابوالقاسم خان سعید حضور حاکم بلوک علی‌آباد است که از خانواده‌های قدیم است.
شیرینی و تقدیمات و تشریفات خوبی فراهم آورده بود.
سلسله نسب مشارٌالیه از این قرار است: ابوالقاسم خان سعید حضور علی‌آبادی پسر میرزا جعفر، این میرزا علینقی آقا مستوفی سرکار است، ابن
میرزا تقی آقای صاحب دیوان وزیر در اندرون فتحعلی شاه، ابن میرزا زکی بزرگ، ابن میرزا علینقی بزرگ، ابن حاجی میرزا بیع، ابن حاجی ابوالحسن. معروف به مشهدبان است ۵۹ حاجی ابوالحسن مشهد بان جد اعلای این طایفه به واسطه انقلابات و حوادث خراسان و تاخت و تاز ترکمان یا افغان از مشهد مهاجرت و با تمول بسیار و جواهر اندوخته بی‌شمار به خط مستقیم به این سرزمین آمده میل کرده‌است که در اینجا زندگانی کند، بعضی دهات و املاک علی‌آباد را خر یده این صفحات را آباد کرده‌است، چون از مشهد رضا (ع به اینجا آمده، به مشهد بان معروف شده‌است. اولاد و احفاد او همه محترم بوده، غالب این‌ها به رتبه وزارت رسیده، بعضی از ایشان در دفتر مالیه از مستوفیان عظام بوده‌اند و من با بعضی از آن‌ها در دفتر دوستی و خلطه داشتم.
«ملالی» وی شاعری توانا بود و در قصیده مهارت به سزایی داشت. در ابتدا متخلص به» بود و پس از ورود به دربار ملقب به صاحب دیوان ادبیات دوره قاجار معروف به‌است. دیوان اشعارش که دارای حدود شش هزار بیت است در «صاحب علی‌آبادی دوران حیاتش چاپ شده‌است. وی سرانجام در ۱۲۶۵ در گذشت.
در دهات علی‌آباد «کوشک سرا» دویست خانوار است.[۳۰]

ترک محله: یکی دیگر از محله‌های قدیمی که هنوزم در بعضی مناطق می‌توان بافت قدیم و سنتی بعضی خانه‌ها را در آن دید. برج جدید شهرداری قائم شهر در ورودی ترک محله قرار داشته، مسجد بزرگ آذربایجانی‌ها نیز در این محله جای دارد.

اسلام‌آباد یا جوکی‌محله:
در دوران تیمور گورکانی عده‌ای از مردم شمال هندوستان که غالباً سیه چرده بوده و از ایلیات بودند به ایران مهاجرت کردند و در سراسر ایران پخش شدند که عده کمی از آنان امروزه در مازندران و قائم شهر مانده‌اند. آن‌ها امروزه در گوشه‌ای از شهر که اصطلاحاً به آن جوگی محله می‌گویند زندگی می‌کنند و بعضاً اخلال در شهر و زندگی مردم دارند و این محله صورت خوشی در بین اهالی شهر ندارد.

اشتغال مردم شهر بیشتر در امر صنایع ماشینی است. کارخانجات نساجی مازندران از بزرگترین کارخانجات نساجی خاورمیانه می‌باشد و نه‌تنها اهالی شهر بلکه از شهرها و استان‌های همجوار نیز در این سه کارخانه مشغول بوده‌اند که متأسفانه امروزه رونق سابق را ندارد، از این جهت از قائم‌شهر به عنوان شهر کارگری یاد می‌کنند، گونی‌بافی، کنسرو سازی، فرش بافی، دستمال بافی و پنبه پاک‌کنی و همچنین سه شهرک صنعتی در این شهر وجود دارد.

«غلام حسین افضل‌الملک» از مورخین کشور حدود ۱۰۰ سال پیش که به قائم‌شهر آمد در آثار نگاشته شده خود از کارخانه پنبه پاک‌کنی این شهر یاد کرد.

این کارخانه روزانه ۴/۵تن خمیر کاغذ، ۵۰کارتن ۴۲عددی دستمال کاغذی ۲۰برگی، ۵۰کارتن ۴۲عددی دستمال کاغذی ۳۰۰برگی، ۱۰تن دستمال لوله و ۱۷۰کارتن ۲۰تایی پوشک را تولید و به بازار عرضه می‌کند.[۳۲]

این طرح طی دو فاز در محل فعلی دپوی زباله قائم‌شهر در حال ساخت است.

وی اعتبار فاز نخست این طرح را ۸ میلیارد ریال عنوان کرد و افزود:

برای فاز دوم این طرح ۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال اعتبار در نظر گرفته شده‌است.

گران اوریمی با اظهار این که عملیات اجرایی کارخانه کمپوست قائم‌شهر از محل اعتبارات عمرانی در سال ۱۳۸۷ آغاز شد، گفت:

مساحت این کارخانه ۲۷ هزار متر مربع است و ظرفیت پذیریش روزانه ۵۰۰ تن زباله را دارد.

[۳۷]

سید عیسی هاشمی، معاون عمرانی استاندار مازندران، پیش از ظهر ۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ در همایش مدیریت صحیح پسماند و صیانت از محیط زیست که در سازمان جهاد کشاورزی مازندران برگزار شد، زمان بهره‌برداری از این واحد صنعتی را ۶ ماه آینده اعلام کرد.[۳۸]

وضعیت شاخص‌های مخابراتی مدیریت مخابرات قائم‌شهر (تا پایان سال ۱۳۸۹)

[۳۹]

امام‌زاده‌ها:[۴۰][۴۱]

حوزه‌های علمیه:[۴۲][۴۳][۴۴]

با توجه به اوضاع طبیعی شهرستان قائم‌شهر، بارش و رطوبت جهت ایجاد پوشش گیاهی فراهم است. البته پوشش گیاهی در تمام نقاط آن یکسان نیست زیرا تا ارتفاع ۲۰۰۰ متری که نفوذ رطوبت دریای خزر از بین رفته یا به کمترین مقدار می‌رسد، از تراکم جنگل بسیار کم می‌شود و به مرور به جای جنگل، مراتع جایگزین می‌شود.

در شهرستان قائم‌شهر فصل خشک به‌طور کامل وجود ندارد. قائم‌شهر واقع در یک جلگه به نام خودش، جلگه قائم‌شهر است. شروع جنگل قائم‌شهر از کوه پایه‌های البرز شمالی است که دارای حداکثر بارندگی است و میزان گسترش جنگل در گذشته به طرف دشت بیشتر بوده‌است که به مرور به منظور تهیه اراضی مزروعی، درختان جنگل کاملاً بریده شده‌اند یا به صورت بقایای جنگل مخروبه با درختان پهن برگ دیده می‌شوند. به‌طور کلی جنگل‌ها در حاشیه جنوبی قائم‌شهر دارای تراکم بیشتری است و انواع درختان مانند راش، ممرز، توسکا و کلهر ملج انجیلی و… را می‌توان دید.

گونه‌های اصلی جانوری منطقهمرال، شوکا، پلنگ، سیاه‌گوش، گربه وحشی ،خرس قهوه‌ای، شغال، گراز، روباه معمولی، تشی، رودک، جوجه تیغی، سنجابک، درختی، قرقاول، کبوتر جنگلی، ابیا، عقاب، کرکس، قرقی، توکای گلوسیاه، توکای پشت بلوطی، مار آبی، و لوس مار و… هستند.

سد زمزم (برنجستانک): سد زمزم سدی از نوع خاکی با هسته رسی واقع در قائم‌شهر، روستای برنجستانک می‌باشد.
طول این سد ۲۴۲ متر، عرض آن ۱۰ متر و ارتفاعش از کف پی ۳۲ متر بوده و حجم آن ۹٫۰۰۰٫۰۰۰ متر مکعب می‌باشد.
این سد به منظور ذخیره‌سازی آب و استفاده از آن در مواقع کم‌آبی برای تأمین آب در ۱۱۲۰ هکتار از اراضی کشاورزی و شالیزارهای پایین‌دست سد، احداث گردیده‌است.

این سد در منطقه‌ای بین شهر شیرگاه و قائم شهر واقع شده‌است.

آب‌بندان ساروکلا

قائم شهر یکی از معدود شهرهای استان می‌باشد که دو رودخانه تلار و سیاهرود را در غرب و شرق خود جای داده که وجود این دو رودخانه جلوه زیبایی به بافت شهری داده‌است.

رودخانه‌های تلار و سیاهرود از ارتفاعات کوه‌های شهرستان سوادکوه و قائم شهر، در جنوب شهرستان قائم‌شهر سرچشمه گرفته و پس از مشروب کردن شهرهای سواد کوه، سیاهرود از شرق و تلار از غرب قائم‌شهر گذشته و به دریای مازندران می‌ریزند.

از جمله رودخانه‌های منطقه‌ای این شهر، به رودخانه سید رود در روستای طارسی‌کلاً و رودخانه هتکه روستای حاجی‌کلاً صنم بزرگترین و پرآب‌ترین رودخانه روستا می‌باشد که از رودخانه بزرگ تلار سرچشمه می‌گیرد. این رودخانه قسمت عظیمی از آب شالیکاران روستای صنم حاجیکلا را فراهم می‌نماید. در ادامه این رودخانه قسمتی از آن در آب‌بندان بزرگ روستا می‌ریزد و بخش اعظم آن دوباره پس از طی مسیر و آبیاری روستای ملک‌خیل و دیگر روستاها دوباره به رودخانه تلار می‌پیوندد و به دریا می‌ریزد؛ که نقش بسزایی در کشاورزی منطقه ایفا می‌کند نیز می‌توان اشاره کرد.[۵۱]

رودخانه سیاهرود از نقطه‌ای به طول جغرافیایی ۵۳درجه و ۲۸دقیقه شرقی و عرض۳۶درجه و ۲۷دقیقه شمالی و ارتفاع ۲۶۰ متری شرق روستای پرچینک واقع در ارتفاعات بین قائم‌شهر و ساری در استان مازندران سرچشمه گرفته پس از گذشت از داخل شهر قائم‌شهر و شرق شهرستان جویبار مستقلاً به دریای خزر می‌ریزد. این سرشاخه دارای حوزه‌ای باران‌گیر می‌باشد و در مواقع بارندگی با سیلاب نسبتاً زیاد همراه‌است.

سیاهرود نام خود را از سیاهی و ناپاکی نگرفته‌است بلکه سایه تاج پوشش بهم‌تنیده درختان بلوط بلند مازو (Quercus castaneifolia) که همچون چتری سبز آن را در بر می‌گرفت سبب شد که نام آن را سیاهرود (به مازندرانی: سیو رود) نهند. چنانچه از برخی نوشته‌ها بر می‌آید در زمان‌های دور سیاهرود یکی از زیستگاه‌های ماهی قزل‌آلا بوده‌است. (قزل‌آلا بیواندیکاتور آب سالم و آشامیدنی است). و همچنین ماهی اورنج که در حال منقرض شدن می‌باشد. رودی پرآب و پاک که در مسیر خود آبندان‌هایی را سیراب می‌نمود و مورد استفاده تفریحی نیز قرار می‌گرفت، اما امروزه عوامل انسانی همچون سد بیولوژیک فرایندهای طبیعی این اکوسیستم را مختل نموده‌است.

در ارتفاعات بالا دست و سرچشمه رودخانه چشمه‌سارهای بکر دیده می‌شوند. در ارتفاعات رودخانه کم عمق، شفاف، پرپیچ و خم با بستری قلوه سنگی بوده با میزان اکسیژن محلول (Do) بالا که امکان زیست موجودات آبزی اکسیژن دوستی نظیر خرچنگ آبی، مار آبی و قورباغه‌ها و ماهیان رودخانه‌ای را داده‌است. هر چه به نواحی دشتی نزدیکتر می‌شویم با ورود عوامل انسانی نظیر انواع آلاینده‌های شهری و صنعتی، کیفیت فیزیکوشیمیایی آب دچار تغییر شده و به دنبال آن تنوع و پراکنش میکرو و ماکرو ارگانیسم‌های آبی را تحت تأثیر قرار داده‌است.[۵۲]

پارک ساحلی رودخانه سیاه‌رود و کمپینگ اسکان مسافران و زمین ورزشی واقع در کمربندی قائم شهر-پرچیکلا در حاشیه رودخانه قرار دارد؛ که بزودی در این مکان بازار بزرگ ماهی فروشان احداث می‌گردد.

مشخصات سر شاخه سیاهرود: وسعت ۹/۱۳۱ کیلومتر مربع

طول شاخه اصلی تا ساحل دریا ۲۵/۶۱ کیلومتر

ارتفاع حداقل ۸۰ + متر

حداقل دبی ۲/۰ لیتر در ثانیه

حداکثر دبی ۴ لیتر در ثانیه

مجموع دبی چشمه‌های آمار برداری شده: ۴۰ لیتر در ثانیه

رودخانه تلار از ارتفاعات ۲۵۰۰ متری جنوب قائم شهر و رشته کوه‌های البرز در سوادکوه سرچشمه می‌گیردو در منطقهٔ دوآب با رودخانهٔ کبیر که از ارتفاعات دهستان چاشم سرازیر می‌شود ترکیب شده و رودخانهٔ تلار را تشکیل می‌دهد.

ریخت‌شناسی این رودخانه تلفیقی از رود پیچان (meander) و دره- رودخانه (River – Valley) می‌باشند. تلار (رود) به موازات جاده فیروز کوه – قائم شهر جریان داشته و در محل روستای ملک کلاً وارد پهنه ساحلی خزر می‌گردد.

درازای تلار در پهنه خزر بیش از ۲۵ کیلومتر و شیب بستر آن ۱۰ در هزار(۱درصد) است. تلار رود از حاشیه باختری قائم شهر گذر کرده و از پیرامون بسیاری از محله‌ها و روستاها عبور می‌نماید. پس از گذر از قائم شهر و بهنمیر در محل شیلات می‌رود (۸ کیلومتری خاور بابلسر) وارد دریای خزر می‌گردد. سطح اساس محلی تلار ۲۴- متر از سطح دریای آزاد می‌باشد(LBL=-۲۴)

تقریباً در ۳ کیلومتری باختر قائم شهر و در میانه دو روستای «سراج کلاً» و همت‌آباد جاده بابل – قائم شهر را قطع می‌کند. این رودخانه هم چنین در باختر روستای «عرب خیل» و «کاله» از محور بابلسر- بهنمیر گذر می‌نماید. دستگاه‌های آب‌نگاری و سیلاب در این رودخانه نصب نشده‌است. در فاصله کیلومتر ۳۰۰+ ۳۰ یک پل بتنی دوبانده محور بابل- قائم شهر، دو ساحل تلارود را به یکدیگر متصل می‌کند. این پل ۶ سال پیش‌ساخته شده‌است.[۵۲]

هتل تلار و نمایشگاه بین‌المللی مازندران و پارک ساحلی سراج بر حاشیه این رودخانه در نزدیکی روستای سراج کلاً احداث شده که دارای شهربازی و پیست کارتینگ و کمپینگ اسکان مسافران می‌باشد.

تیرماسیزه شو[۵۳] یا تیرگان یکی از جشن‌های ایرانی در روز تیر از ماه تیر برابر با سیزدهم تیرماه‌است. عده‌ای این جشن را در روزهای دیگر و از جمله در دهم تیر برگزار می‌کنند که به اعتقاد استادان ایران‌شناس نادرست است. جشن همه ساله توسط زرتشتیان ایران در بیشتر شهرهای جهان و ایران نیز برگزار می‌شود.

کشتی لوچو[۵۴] از کشتی‌های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می‌شد. امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان، انجام می‌شود. در ایام دیگر مانند اعیاد مذهبی و ملی نیز کشتی لوچو برگزار می‌شود و جایزه برنده یک راس گاو است که توسط اهالی خریداری می‌شود. برای مسابقه دو نفر از کشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می‌شوند در این کشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست، سرچنگک و ضربه زدن به کتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می‌شود. کشتی‌گیری که در این دو هفته تمام حریفان را شکست دهد، برنده مسابقه‌است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می‌شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه بدهد. همه ساله جام‌هایی در روستاهای قراخیل[۵۵] و المشیر برگزار می‌شود که شرکت کنندگان از سراسر مازندران به رقابت می‌پردازند.

نوروز خوانان معمولاً” پانزده روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند.
نوروز خوانان معمولاً” پانزده روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه‌های محلی، طلیعه سال نو را به آنان مژده می‌دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می‌خواند، یک نفر ساز می‌زند، نفر دیگر که به آن کوله کش (بارکش) می‌گویند به در خانه‌های مردم می‌رود و می‌خواند:
باد بِهارون بِیَمو / نِئروز سلطان بِیَمو
مژده هادین دوستان رِ / گل بیَمو گلستون رِ
بهار آمد بهار آمد خِش آمد / علی با ذولفقار آمد، خوش آمد
نِئروزتان نِئروز دیگر / شِه ما رِ سال نی بووئه مِوارِک
صاحب خانه نیز با دادن پول، شیرینی، گردو، تخم مرغ و نخود، و کشمش از آنان پذیرایی می‌کند.
حضور نوروز خوانان در شهرستان قائمشهر، رنگ و بویی دیگر به شهر بخشید و موجب شد تا این سنت نیکوی گذشتگان همچنان زنده و پابرجا بماند.[۵۶]

نوروز خوانی در مازندران – روایت تصویر[پیوند مرده]

هنگام تحویل سال افراد خانواده دور سفره یا مشابه آن هفت سین که با ظرافت و سلیقه خانم خانه چیده شده می‌نشینند و در حالیکه پدر خانواده دعای تحویل می‌خواند منتظر سال نو می‌شوند. در گذشته که امکانات ارتباطی مانند رادیو و تلویزیون نبود با تیراندازی یا گفتن اذان سال جدید را به همه اعلام می‌داشتند. بعد از این که سال نو شد کسی (معمولاً بچه‌ها) که به عنوان مادرمه (مادِرمه) انتخاب شده با مجمعی که در ان قرآن، آیینه، اب، سبزه و شاخه‌های سبز جوان قرار دارد وارد خانه می‌شود چهارگوشه اتاق‌ها را آب می‌پاشد قرآن را کنار سفره هفت سین می‌گذارد و شاخه‌های تازه سبز شده و دارای شکوفه (معمولاً از درخت گوجه سبز) را به این نیت که سال سرسبز و خوش و خرمی برای خانواده باشد، جلوی در اتاق آویزان یا روی طاقچه اتاق می‌گذارد. در این روز مادر خانه، غذای عید، سبزی پلو با مرغ یا گوشت درست می‌کند. علاوه بر آن بعضی هم غذایی به عنوان خیرات برای اموات می‌برند و بین مردم پخش می‌کنند، معمولاً رسم بر این است که فرد خوش خو و خوش قدم ماه در مه انجام دهد.[۵۷][۵۸]

سیزده شو یا (لال شو)

یکی از قدیمی‌ترین جشن‌های مازندرانی می‌باشد که در حال حاضر رو به فراموشی می‌باشد

خوراکی‌های معرف این جشن

پیس کنده

بادونه

پشت زیک

کماج

آش

شعر این شب که توسط چند نقر با در داشتن ترکه و کیسه به سر به همراه کودکان با درست داشتن یک کیسه به درب خانه‌های همایسگان رفته و این شعر را می‌خوانند،

«لال بیَمو، لال بیَمو، پارسال و پیرار بیَمو، چِل بَزِن دیگه بَزِن، لال اِنِه لالَک اِنِه، سالو ماه ارزون بوه، لال مار رسوا نَوِ، لال اِنِه لالَک اِنِه، پار بورده امسال انه»

نفری که نقش لال را بازی می‌کند با در دست داشتن ترکه به یکی از افراد خانه ضربه آرامی می‌زند مازندرن‌ها باور دارند که لال هر کس را با ترکه بزند تا سال بعد مریض نخواهد شد.

بعد از خواندن این شعر صاحب خانه هدیه ای به آن‌ها از جمله پول، شیرنی و نان سنتی در داخل کیسه آنها قرار می‌دهد.

یکی دیگر از رسم‌های خوب این شب جمع شدن کل اقوام دور هم به مدت ۸ ساعت یا بیشتر، گذراندن وقت و خوردن گردو، سنجد، شیرینی، میوه و چای در کنار هم این شب را به اتمام می‌رسانند.

اراضی حاصلخیز این شهرستان استعداد سرشاری جهت کشت محصولات متنوع مخصوصاً گندم، جو، برنج، صیفی‌جات، لوبیای روغنی و… دارد. همچنین قائم‌شهر قطب تولید مرکبات در ایران است؛[۵۹] باغ‌های پرمحصول مرکبات این شهر درجاده نظامی مورد توجه‌است.[۶۰]
محصولاتی نیز مانند نیشکر،[۶۱] عسل، ابریشم،[۶۲] کنف، کنجد در روستاهای جنگلی و کوهپایه‌ای مانند سید ابوصالح، گل‌افشان و ریکنده به چشم می‌خورد.
پرورش گاو و گوسفند و بز نیز در نواحی مختلف جلگه‌ای و کوهپایه‌ای و با استفاده از امکانات هر روستا متداول است.

کاشت و تهیه شکر قرمز به سبک سنتی از نیشکر بیشتر در روستاهای سیف کتی، ریکنده و سید ابوصالح قائمشهر به چشم می‌خورد. نیشکر در کارگاه‌های سنتی فراوری شده و علاوه بر شکر دوشاب نیز از آن گرفته می‌شود. شکر حاصل از آن به رنگ قهوه‌ای یا به زبان محلی سیاه شکر، خواص زیادی دارد که از آن جمله می‌توان به رفع خستگی مزمن، پاک‌کننده ضایعات کبدی، رفع گرمی دهان و زبان و التهابات لثه اشاره کرد. همچنین برای درمان فاویسم، کم خونی یرقان داخلی و عصبی بسیار مفید می‌باشد.
نیشکر پس از سقوط و انحطاط به‌طور بسیار ابتدائی و به مقیاس کم در مازندران و نواحی مساعد کنار دریای خزر کشت می‌شد.
در زمان ناصرالدین شاه و به کوشش امیر کبیر اقداماتی در جهت احیاء این صنعت نیشکر مازندران را برای کشت به خوزستان برد، تلاش او در مازندران و خوزستان از طریق ورود قلمه‌های جدید از هندوستان به عمل آمد. لیکن قند سازی از نیشکر نه در مازندران و نه در خوزستان رونق نیافت.[۶۳][۶۴][۶۵]
تصویری/ پختن نیشکر در قائمشهر

از سوغاتی‌های قائم شهر شامل غذاهای سنتی، میوه‌ها و صنایع دستی این شهر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

غذاهای سنتی قائم شهر شامل، ناز خاتون، آش گزنه (گزنه آش) ،آش کدو ،آش ترش(تِرش آش)، آش دوغ، ته چین، فسنجان، انار تیم خِرِش، خورش مرغ ترش، باقالا پلو، امرغ شکم پر، کدو پلو (کهی پِلا)، اکبر جوجه، ماهی شکم پر، و… می‌شود. همچنین به دلیل استفاده از شکر سرخ، و رب انار طعم مَلَس دارد.

نان و شیرینی: تندیرنون (نان محلی)، سوهان کنجد (پِشتِ زیک) ،برنجک (بهادانه)، پیس گندله، کوماج و…

ترشی:بادمجان ترشی، سیر ترشی، هفت بیجار، ترشی یارمسی، ناز خاتون، وینگوم زالک، هلی ترشی، آبغوره، آب نارنج و …

مربا: آلبالو، بِه، تمشک، گلابی، سیب، پرتقال، انجیر، هویج، بالنگ، بهارنارنج و …

شربت: بهارنارنج، آلبالو، انار و …

میوه و …: انواع مرکبات، کیوی، ازگیل جنگلی (کِنِس)، گلابی وحشی، تمشک وحشی جنگلی، زردکیجا (نوعی قارچ‌خوراکی)، گزنه و ولیک، غوره، کنجد، خرمالو وحشی، برنج، سویا، کُلزا ،تره بار، گوجه سبز، توتون، کنف ،شکر سرخ و…

صنایع‌چوبی، مبل سازی، نساجی، گونی‌بافی، حصیربافی، گلیم‌بافی، جاجیم‌بافی، جوراب‌بافی، موج‌بافی، پارچه‌بافی، سفال‌گری و…دستمال کاغذی، انواع پارچه، حوله، فرش ماشینی، کنسرو ،بلدرچین، مرغ و گوشت از صادرات شهرستان قائم‌شهر است.

قائم‌شهر یکی از قطب‌های ورزش در ایران می‌باشد[۵۹] و همواره در رشته‌های مختلف همانند فوتبال، ووشو،[۶۶] کبدی،[۶۷] وزنه‌برداری،[۶۸][۶۹] اسکیت رولر،[۷۰] شنا،[۷۱][۷۲][۷۳] بسکتبال،[۷۴] کشتی، ژیمناستیک،[۷۵] بوکس،[۷۶] شطرنج[۷۷] و ورزش‌های رزمی[۷۸] دارای نام‌آوران جهانی و بین‌المللی می‌باشد.
در سال ۱۳۸۹ ورزشکاران این شهر توانستند در مدت هفت ماه ۱۸۹ مدال جهانی، آسیایی، بین‌المللی و کشوری کسب کنند و قائم‌شهر پرافتخارترین شهرستان از این دیدگاه در کشور محسوب می‌شود.[۷۹]

فوتبال در شهر قائم‌شهر سابقهٔ دیرینه‌ای دارد ورزشگاه شهید وطنی (شهنا سابق) در دهه ۱۳۲۰ در قائم‌شهر ساخته شد و در گذشته‌های بسیار دور تیم‌هایی چون تاج شاهی در قبل دههٔ ۳۰ و تیم‌های بانک ملت، آزمایش، باشگاه فوتبال نساجی مازندران (تأسیس ۱۳۳۸) که یکی از قدیمی‌ترین تیم‌های ایران و به قدمت فوتبال در شمال ایران از آن یاد می‌شود و همچنین تیم نفت قائم‌شهر که بعدها منحل شد از جمله آن‌ها می‌باشند.[۸۰]
در دههٔ ۶۰ فوتبال در قائم‌شهر بین ۲ قطب نساجی و صنعت نفت قائم‌شهر که در لیگ اول ایران جام آزادگان، (هنوز لیگ برتر وجود نداشت) تقسیم شد و این ۲ تیم سرسخت‌ترین حریفان حتی استقلال یا پرسپولیس را در قائم‌شهر شکست داده یا در تهران متوقف می‌کردند.
نساجی مازندران (۲) پیروزی تهران (۰) گلها: عباس کاوند (۷۰) و قدیر غفاری (۹۳)[پیوند مرده]
در دهه ۴۰ بازیکنانی چون مسیح زاده در تیم ملی و استقلال بازی می‌کرد و در ده ۶۰ حسین مسگر ساروی کاپیتان تیم ملی هم بود و فوتبال قائم‌شهر را با درخشش بازیکنی چون نادر دست نشان می‌شناختند، (نادر دست نشان در ۸ بازی لیگ ایران سال ۷۲ توانست ۹ گل برای تیم نساجی به ثمر رساند که یک رکورد محسوب می‌شود و تاکنون کسی موفق به شکستن آن نشده)[۸۱] اما به یکباره دوران افت فوتبال قائم‌شهر آغاز شد که نفت منحل و نساجی به لیگ دسته ۱ سقوط کرده بود که سال ۱۳۹۷ پس از بیست و چهار سال انتظار هواداران به لیگ برتر ایران برگشت،[۸۲] هرچند این سال‌ها قائم‌شهر بازیکنان زیادی به لیگ برتر و تیم ملی معرفی کرده اما این‌ها نتوانسته بود جای خالی نساجی در لیگ برتر را پر کند.[۸۳]

قائم‌شهر به همراه بندر انزلی تنها شهرهایی در فوتبال ایران هستند که مرکز استان نیستند و در زمانی صاحب دو نماینده در سطح اول فوتبال کشور شده‌اند.

ترکیب جمعیتی و ادغام قومیت‌های مختلف، در کنار سایر عوامل تاریخی، ارتباطی، صنعتی و غیره، موقعیت و خصوصیات فرهنگی ویژه‌ای را به وجود آورده‌است. قائم‌شهر از نظر درصد با سوادی مردم دارای رتبه اول در استان است.[۹۴] جمعیت افراد با سواد در قائم‌شهر ۸۹٫۳٪ است.

این مجموعه به مساحت حدود ۱۴ هکتار در شهرستان قائم‌شهر و در حاشیه رودخانه تِلار واقع شده‌است.

اطلاعات جامعی از قائمشهر همچون تاریخ، محله ها، روستاها، بزرگان، قهرمانان، نقاط دیدنی ، آداب و رسوم مردم و … در سایت قائمشهر در دست جمع آوری است. tireng.ir

بقعه آرامگاه امامزاده سید محمد زرین نوا

ساختمان قدیمی شهرداری قائم‌شهر

طبیعت زیبای سد زمزم

رودخانه سیاهرود قائم‌شهر

بنای قدیم شهرداری قائم‌شهر

پل سنگی شاهپور

طبیعت زمستان در جاده شیرگاه

آب‌بندان ساروکلا

امامزاده سید ابوصالح

پارک ولیعصر

برج شهرداری (ساختمان جدید)

آب‌بندان ساروکلا

منطقه جنگلی جاده نظامی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائم شهر



«آدرس موسسات غیرانتفاعی مازندران»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

قائم‌شهر ( تلفظ راهنما·اطلاعات) از پرجمعیت‌ترین و بزرگترین شهرهای استان مازندران و شمال ایران و مرکز شهرستان قائم‌شهر می‌باشد که در ناحیهٔ البرز مرکزی قرار گرفته و در گذشته (قبل از انقلاب ۱۳۵۷ ایران) آن را شاهی می‌نامیدند. قائم‌شهر قطب صنعت و صادرات در مازندران و از شهرهای مهم ترابری، کشاورزی، گردشگری، معدنی و صنعتی ایران می‌باشد.

مناطق شهری علی‌آباد متشکل از: هفت محلهٔ کوچکسرا، کتی‌سر، آب‌بندان‌سر، حسن‌آباد، سیدمحله، بربری‌محله و مجاور محله (شامل: ترک‌محله و کبریت‌محله) و روستاهای اطراف بود که در شهریور سال ۱۳۱۴ ه‍.ش به موجب تصویب‌نامه هیئت وزیران، نام علی‌آباد به شاهی مبدل گردید،[۵] در سال ۱۳۵۷ و در جریان انقلاب ۱۳۵۷ ایران به قائم‌شهر تغییر نام پیدا کرد، شهرستان قائم‌شهر از سمت شمال و شمال غرب به شهرستان جویبار و دریای مازندران (دریای خزر)، از سمت جنوب به شهرستان سوادکوه، از سمت غرب به شهرستان بابل و از سمت شرق به شهرستان ساری محدود است. در گذشته شهرستان فیروزکوه و بخش‌هایی از شهمیرزاد، تا سال ۱۳۵۹ شهرستان سوادکوه و تا سال ۱۳۷۶ شهرستان جویبار و تا سال ۱۳۹۱ شهرستان سیمرغ، بخش‌هایی از قائم شهر بوده که به شهرستان تبدیل شدند، شهر قائم شهر پرجمعیت بوده و جمعیت آن بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۲۰۴٬۹۵۳ نفر است. بیشتر ساکنان شهر مسلمان و شیعه دوازده امامی هستند.[۶] شهرستان قائم‌شهر در ۳۶ درجه و ۲۸ دقیقه عرض شمالی تا ۵۲ درجه و ۵۳ دقیقه طول شرقی واقع شده‌است.[۷]

از نام‌های قدیمی‌تر به عشق‌آباد و قصرشیرین اشاره شده‌است.

چمنو :همچنین چمنو که از دو جزء «چمن» و «او» (آب در زبان تبری) تشکیل شده‌است و به ناحیه‌ای اطلاق می‌شد که دارای چمن و آب یا چمنزارهای با طراوت بود. در تاریخ‌های تبرستان نوشته‌اند که در سده ۶ هجری قمری، رودی از چمنو می‌گذشت که پل آن را اسپهبد نصیرالدوله رستم شاه غازی باوندی (۵۳۶ تا ۴۶۰ هجری) پادشاه تبرستان به هزینه شخصی خود تعمیر نمود تا آب آن به هرز نرود. ابن اسفندیار نیز در تاریخ طبرستان به دفعات از چمنو یاد کرده‌است. اکنون محله‌ای به نام جمنان در قائم شهر وجود دارد.

استان قائم شهر

شاهی: در دههٔ اول ۱۳۰۰ به فرمان رضاشاه؛ زادگاهش، شهر جدید شاهی بنا شد و علی‌آباد به شاهی تغییر نام یافت.[۸]

سپیدرود:[۹]

قائم شهر: در بهمن ۵۷ و پس از پیروزی انقلاب اسلامی شاهی به قائم‌شهر تغییر نام یافت.[۱۰]

جمعیت شهرستان قائم‌شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۳۰۹٬۱۹۹ نفر است، که ۲۱۵٬۲۸۰ نفر در مناطق شهری و ۹۳٬۹۱۹ در نقاط روستایی ساکن هستند[۱۱] این شهرستان در حال حاضر از ۲ شهر قائم‌شهر و ارطه و ۱ بخش مرکزی تشکیل شده‌است.
تراکم جمعیت در آن ۶۹۹ نفر در هر کیلومترمربع است که پرتراکم‌ترین شهرستان در سطح استان مازندران به نسبت وسعتش محسوب می‌شود.[۱۲][۱۳] ترکیب جمعیتی شهرستان با توجه به مهاجرپذیر بودن آن شامل اقوام مختلفی از جمله سوادکوهی‌ها، شهمیرزادی‌ها، سمنانی‌ها، گرمساری‌ها و ساکنان بومی است که اغلب آن‌ها به گویش قائمشهری[۱۴] زبان مازندرانی سخن می‌گویند.[۱۵]

مردم قائمشهر به گویش قائمشهری که یکی از گویش‌های زبان مازندرانی هست صحبت می‌کنند.[۱۶] این گویش به گویش‌های فیروزکوهی، سوادکوهی، جویباری و ساروی نزدیکی فراوانی دارد.[۱۷][۱۸][۱۹]

شهرستان قائم‌شهر برحسب شواهد و قرائن موجود از جمله اماکن مذهبی نظیر امامزاده یوسف‌رضا یا آرامگاه علامه فقیه شیخ طبرسی از سابقه دیرینه تمدن و فرهنگ قبل از قرن ششم هجری خبر می‌دهد.

در شهر شاهی هفته یک روز چهارشنبه بازار می‌شد چون در روزهای چهارشنبه هر هفته در این نقطه بازار می‌شد و اهالی دهستان‌های مجاور امتعه اهالی قراء و قصبات اطراف و حتی کسبه سایر شهرها سکه اجناس و محصولات خود را به بازار مزبور برده به معرض فروش می‌رساندند، نسبتاً اعتباری حاصل و مرکزیتی پیدا کرده‌بود.

در زمان خاندان بنی امیه حکومت عرب در جهت کنترل و تسلط بر نواحی جنوبی دریای مازندران اقدام به برقراری ۴۴ پاسگاه نظامی از آستارای کنونی تا استرآباد یا گرگان کنونی کرد که یکی از مهم‌ترین این پاسگاه‌ها قلعهٔ نظامی آرتا بود. این ۴۴ پاسگاه نظامی به «دینه سر» که در واقع معنایش «محافظ» دین است، مشهورند. در قلعهٔ نظامی آرتا فرمانده‌ای به نام بنی عباس با ۳۳۰ سرباز بر نواحی قائم شهر کنونی و ارطه و ساری کنونی حکومت می‌کرد.

با توجه به وجود تپه‌های باستانی موجود قائم شهر قدمتی دیرینه و طولانی برخوردار است:

این تاریخ دیرینه را اثبات می‌کند.

بخشی از سفرنامه دلاواله دربارهٔ مازندران: سیاح ایتالیایی از راه کویر و فیروزکوه (علی‌آباد) به مازندران رفت
در سفر به مازندران هم از خصوصیات ظاهری و اخلاقی مردم این دیار از سرزمین ایران اظهار نظر کرده و هم دربارهٔ آب و هوای منطقه و همچنین دربارهٔ دلایل توجه خاص شاه به این مناطق نگاشته‌است. دلاواله در این باره تأکید می‌کند: “زنان و مردان مازندرانی دارای چشم و ابروی سیاه و موهای مشکی هستند و بخصوص زنان در نظر من زیبا جلوه می‌کنند و بر عکس زنهای مسلمان دیگر هیچوقت چهره خود را نمی‌پوشانند و از حرف زدن با مردان امتناعی ندارند و مانند مردان این دیار در برخورد بسیار مودب و مهربان هستند و همگی مردم مازندران دوست دارند خانه خود را در اختیار مهمان قرار دهند و در قبیال او با کمال ادب و رافت رفتار کنند و من در هیچ جای دیگر دنیا ندیده‌ام مردم دهات آنقدر دارای تمدن و آداب و رسوم پسندیده باشند و ملاحظه کردم ایالت هیرکانیا که به قول قدما باید عاری از تمدن و جایگاه پلنگان وحشی باشد زیباترین نقطه ایست که تا به حال در آسیا دیده‌ام و مردم آن متمدن‌ترین و باادب‌ترین مردمی هستند که ممکن است در دنیا وجود داشته باشند، دلاواله دربارهٔ علل توجه مخصوص شاه عباس به فرح آباد و مازندران یادآوری می‌کند: “شاه عباس از عشق به آبادانی و زیبایی مملکت که می‌توان گفت در وجودش نهفته‌است و دقیقه‌ای از این کار غافل نیست، و علاقه مخصوصی که به ایالت مازندران دارد زیرا مادرش اهل منطقه بوده و خودش نیز همیشه می‌گوید خون مازندرانی در رگهایش جریان دارد.”

دلاواله در ادامه می‌افزاید از دیگر دلایل توجه شاه عباس به مازندران این است که از نظر عدم دسترسی دشمن به آن یکی از مستحکمترین نقاط ایران است. چرا که از شمال محدود به دریا و از جنوب سراسر اطراف آن را کوهستان‌های مرتفع و صعب العبور پوشانده‌است. هیچ‌یک از حکمرانان ایرانی مانند شاه عباس به فکر آبادانی منطقه نبوده‌اند و او فرح آباد را مرکز مازندران برگزیده و در آن ساختمان‌ها و قصور متعدد ساخته‌است و حتی برای آبادانی آن جمعیت‌هایی از سایر نقاط به آنجا کوچانده‌است و این مسئله باعث رونق کار هنرهای دستی و کشاورزی در سراسر منطقه شده‌است.[۲۰]

در نخستین سفرنامه ناصرالدین‌شاه به مازندران دربارهٔ قائم‌شهر سخن گفته شده:

اول از رودخانهٔ اوتی‌جان گذشتیم آب صاف همواری دارد ممرش پهن سنگ ریزهای سفید قعرش نمایان بسیار مطبوع بود این رودخانه نیز داخل تالار می‌شود. اسب در میان رودخانه راندم خیلی با صفا بود پس از عبور از رودخانه سوار کالسکه شدم با عین‌الملک صحبت می‌داشتم در این بین میرزا اسمعیل‌خان بندپئی آمد قدری با او صحبت داشتم از راه لاریجان آمده بود از صعوبت راه تعریف می‌کرد. سیم تلگراف در این منزل پاره شده بود گفتم زود بسازند. بعد از آن راه سنگستان شد سوار اسب شدم از رودخانه دیگر گذشتیم که پل یک چشمه داشت از بناهای شاه عباس رحمت‌الله مسمّی به پل بشل است. عباسقلیخان لاریجانی آمد قدری با او صحبت شد صد سوار خوب همراه داشت. زمین امروز هم صحرا هم کوه‌های کوچک هم جنگل کوتاه تک تک درخت توت ابریشم درخت گردو بسیار است. طرف دست راست دهات سروکلا، متن‌کلاً، هیوکلاده که جزء علی‌آباد است. بالای تپه متن‌کلاً به ناهار افتادیم بسیار جای خوبی است. امروز کوه دماوند و کّل کوه‌های برف‌دار لاریجان و نوا و کجور – نور همه پیداست بسیار بسیار با صفاست. از این تپّه ده واس‌کس پیداست خانه‌های سفالی تک‌تک درخت‌های مرکبات جنگل خیلی خوب و با صفا می‌نمود. از متن‌کلاً رفتم لیون پسرهای عبّاسخان بیگلربیگی آمدند به قدر ده نفر بودند. صبح در دم سراپرده محمّد مهدیخان برادر علیرضا خان آمد امروز سرکردهای نوکر اشرف و توابع آمدند قرقاول بسیاری آوردند از اینجا به علی‌آباد رسیدیم جلگه[ای] دارد چمن است. امامزادهٔ یوسف‌رضا آنجا واقع است خوب ساخته‌اند سردری مطبوع داشت یک سرو بلندی در صحنش رسته بود. کیاکلا به دو فرسخ فاصله طرف دست چپ علی‌آباد است. شیخ‌طبرسی هم در طرف دست چپ علی‌آباد است به فاصلهٔ دو فرسخ. عبّاسقلیخان می‌گفت قرقاول بسیاری دارد محمدرحیم خان واو مرخّص شده رفتند شکار آنجا. چهار پنج ساعت به غروب مانده وارد منزل شدیم کاغذهای استانبول که وزیر خارجه فرستاده بود خواندم. هوا امروز بسیار گرم بود. محمدرحیم خان [و] عبّاسقلیخان که شکار رفته بودند آمدند چند قرقاول آوردند. شتران بنه که آمدند موجب تعجّب اهل مازندران بود. شب را شغال بسیار فریاد کرد. شب را قرق[۱۶] شد به هر حال خوش گذشت.

روز شنبه پنجم ماه ذی‌الحجه صبح هوا صاف و باد تند خنکی می‌آمد. آقاسلمان‌خان رخت سواری و شمشیر مرصّع را آورد لباس پوشیدم اسب کبود ایلخانی‌فارس را یراق مرصّع زده سوار شدم. با عین‌الملک صحبت می‌داشتم راه همه خیابان بود بعضی جا آباد بعضی جا خراب. دو طرف راه جنگل کمی داشت باقی جنگل را تراشیده دهات آباد نموده گندم و شالی می‌کارند. زن و مرد بسیاری در سر خیابان به تماشا آمده بودند. طرف دست راست محال ارطی است که جزء علی‌آباد است جمعیّت و آبادی زیادی داشت که در سر راه ایستاده بودند. طرف دست چپ محال نوکنده کاه تیولی حاجی ملکزاده‌است جمعیّت زیادی از آنجا آمده بودند به استقبال اما خود دهات پیدا نبود علم شیر خالصه تیول حاجی شریف خان آن سمت نوکنده کاه است. شرف داراب کلای خالصه آن طرف دست چپ است قدری در خیابان کالسکه نشستم راه بد شد سوار گشتم. میان جنگل طرف دست چپ به ناهار افتادیم. تیمور میرزا، عین‌الملک [و] سایر پیشخدمتان بودند. پس از صرف ناهار سوار شده راندیم. قدری از خیابان را طی نمودیم خبر آوردند در جلو راه خیابان خراب است؛ راه دیگری از میان زراعت ساخته بودند از آنجا رفتیم، سوارهای نظام با بیرق و لباس خوب در جلو بودند. از ده ماه فروجک گذشتیم.[۲۱]

در سفرنامه رضاشاه به علی‌آباد آمده‌است:

صبح زود پس از قدری گردش در حوالی “شیرگاه“ به طرف “علی‌آباد“ راندیم. راه در سطح دشت امتداد دارد. تقریباً دیگر پست و بلندی مهمی پیش نمی‌آید. از اینجا، نواحی گرمسیر “مازندران“ شروع می‌شود. به کلی با قسمت کوهستان که طی کردیم اختلاف دارد، اما جنگل در زمین مسطح هم قطع نمی‌شود، فقط در مزارع دستی جنگل را بریده‌اند، و زمین را قلم و پنبه و برنج کاشته‌اند. در حدود مزارع از بقایای جنگل نمایان است، که مثل دیواری، قطعات کشت و زرع را از یکدیگر جدا می‌سازد.

“علی‌آباد“ مطابق مثل مشهور، نسبت به دهاتی که دیده بودیم، شهر محسوب می‌شود. این نقطه که در سر سه‌راه “شیرگاه“ و “ساری“ و “بارفروش“ واقع گردیده، بازار “علی‌آباد“ است، و آبادی نسبتاً مهمی دارد.
روزهای چهارشنبه اینجا بازار عمومی می‌شود. یکی از ملاکین اخیراً مهمانخانه مفصلی بنا گذارده که هرچند تمام نیست، ولی پس از دایر شدن موجب آسایش مسافرین خواهد بود.

در “علی‌آباد“ توقف نکردیم، یکسر به “کیاکلا“ که از جمله دهات حاصلخیز این حدود است، رهسپار گردیدیم، زیرا در آنجا وسائل آسایش و توقف بیشتر فراهم است.

از “علی‌آباد“ تا “کیاکلا“ سه فرسخ راه است. جاده شوسه نیست، ولی قبلاً امر داده بودم که برای هدایت اتومبیل‌ها در کنار راه‌های روستائی، در فاصله‌های مختلف نی نصب کنند که همراهان راه را گم نکنند و به‌زحمت دچار نشوند. مع‌هذا راه را با منتهای زحمت عبور کردیم. باتلاق و آب و پست و بلندی زیاد است. غالباً اتومبیل‌ها را با دست می‌کشیدند و می‌بردند. دو دستگاه اتومبیل در بین راه ماند، که قادر بر حرکت دادن آن‌ها نشدند، متجاوز از سه ساعت طول کشید تا این سه فرسنگ راه را طی کردیم.

یک نواختی زمین، موانع جنگل، رطوبت و گرمی هوا از یک‌طرف، پشه و باتلاق و عفونت بعضی قسمت‌ها از طرف دیگر، تمام دشت “مازندران“ را غیرقابل توقف می‌کند.

هرچند از حیث هوا و آب و چشم‌انداز، در صفحات صحرائی “مازندران“، جای قابل تمجیدی دیده نمی‌شود، اما از لحاظ زراعت و تجارت یکی از برومندترین و حاصلخیزترین و نافع‌ترین اراضی ایران به‌شمار می‌رود. برکت خاک، نزدیکی به دریا، رودخانه‌های قوی، و سایر عوامل ترقی و توسعه موجود است.
در “کیاکلا“ امر دادم دواخانه‌ای دایر نموده‌اند. مریضخانه کوچکی هم نظر دارم اینجا بسازم.
چنان‌که در اول این سفرنامه اشاره کردم، “مازندران“ خانه من، و مسقط‌الرأس من است. من وظیفه شخصی خود می‌دانم که به عمران و آبادی این نقطه توجه مخصوص نمایم.

قبل از ظهر به قریه “کیاکلا“ رسیدیم. امروز نوبت بازار در این ده بود.

مرسوم است که هر روزی در یکی از نقاط، که نسبتاً مرکزیت داشته باشد، بازار عمومی تشکیل می‌شود. روزهای یک‌شنبه در “کیاکلا“، و روزهای چهارشنبه در “علی‌آباد“ بازار دایر می‌گردد.

از نقاط مختلف اشخاصی که اجناس فروختنی داشته باشند، به آن محل آورده عرضه می‌کنند. همچنین مشتریان و تماشاچیان از هر طرف به آنجا روی نهاده، از اجناس بازار، یا از دیدار رفقای خود، استفاده می‌کنند. فی‌الحقیقه این یک نوع نمایشگاه یا سوق عکاظ است که فوائد بسیار برای اهالی دارد. هم اجناس آن‌ها به‌فروش می‌رسد، هم با یکدیگر معاشرت می‌کنند، و هم از صنایع یکدیگر تقلید می‌نمایند. سابقاً در خیلی از نقاط، این بازار دایر می‌شده، ولی اکنون جز در چند نقطه باقی نیست.

در فضای جلوی ده جمعی کثیر، از زن و مرد و طفل گردآمده بودند، بعضی در روی زمین اجناس محلی و امتعه خارجی خود را گسترده و مشتریان از هر جانب آن را احاطه کرده بودند. بعضی هم در راه دیده می‌شدند، که نفت و قند غیره خریداری به‌دهات خود مراجعت می‌کردند.
قریه “کیاکلا“ از دهات بزرگ این ناحیه علی‌آباد است. اخیراً بر حسب دستور من، یک باب کارخانه پنبه پاک کنی در آنجا دایر شده‌است. لدی‌الورود، قبل از صرف ناهار، رفتم به کارخانه. ساختمان، آلات و ادوات، ماشین‌های کارخانه، انبارها، نوع پنبه، ملزومات و اثاثیه کارخانه را تماشا کردم.
را که از دایر شدن این مؤسسه در خود احساس کردم، از حد وصف قلم خارج است. اولین دفعه است که دست تمدن جدید، صنعت جدید و ماشین در این ناحیه وارد شده‌است. اولین دفعه است که “مازندران“ قدیم، “مازندران“ تاریخ‌دار، از مدنیت جدید و تکامل جدید و تکامل تدریجی حسن استقبال می‌کند. اولین دفعه است که “مازندران“ بی‌نظیر، استعداد فطری خود را برای جلب منافع مشروع ظاهر می‌سازد. اولین دفعه است که “مازندران“ بازار “اروپا“ و دنیا را در نظر گرفته و می‌خواهد علائم و آثار مثبتی از خود در عرصه گیتی ابراز نماید.

منظره درخت‌های مرکبات در این ناحیه، لطف مخصوصی دارد. مبالغه نخواهد بود اگر بعضی از آن‌ها را به درخت‌های گردوی کوچکی تشبیه کنیم که در نقاط ییلاقی به عمل می‌آید. بوته‌های پنبه در این حدود و صحرای “گرگان“ شبیه به هیچ‌یک از نقاط ایران نیست.

چای کاری و اهمیت این زراعت پرمنفعت برمردم این حدود مجهول است، و تازه در “لاهیجان“ شروع کرده‌اند که این محصول را بکارند. من تصور می‌کنیم که اغلب نقاط “مازندران“ برای چای کاری خوب است. باید دستور بدهم که مطالعه کاملی در این باب بنمایند. خیال می‌کنم که رفع احتیاج اهالی را به‌وجه خیلی خوب، می‌توان از حیث چای نمود.
در ضمن اوامری که برای ساختن راه‌های “مازندران“ داده‌ام، یکی هم بنای پل آهنین معظمی است بر روی این رودخانه، که کاملاً رشته ارتباط را مستحکم سازد. “بارفروش“ را “بارفروش‌ده“ هم می‌گفتند. تدریجاً شهر بزرگ تجارتی شده‌است، و سزاوار لقب ده نیست. بیشتر اهمیت این شهر از حسن موقع “مشهدسر“ است، که در امتداد شمالی “کیاکلا“ واقع، و اخیراً براعتبار تجارتی آن افزوده شده‌است. این بندر هم مثل “بندرجز“، قابل ورود کشتی‌های بزرگ تا ساحل نیست، و سفاین در مسافت هزار و پانصد ذرع ایستاده، احمال خود را به کرجی‌ها و قایق‌ها تحویل می‌دهند.
صبح دوشنبه نیز در این قریه مانده، تجار و محترمین “بارفروش“ را که آمده بودند، پذیرفتم. دستورهایی راجع به ترویج زراعت پنبه و چای صادر کرده، و بعد از ظهر اجازه حرکت به‌طرف “ساری“ دادم.

خیال داشتم که در “کیاکلا“ دوسه شب بمانم. چون هوا قصد بارندگی داشت، نتوانستم به تصمیم خود عمل نمایم، زیرا در صورت بارندگی، عبور از این دو سه فرسخ راه تا “علی‌آباد“ غیرممکن می‌گشت، و با علامات نی و نصب چوب هم نمی‌شد عبور نمود، و مجبور می‌شدیم مدتی در این قریه بمانیم. لهذا از همان راهی که دیروز آمده بودیم، به “علی‌آباد“ بازگشتیم.

در “کیاکلا“، چیزی که دقت مرا کاملاً جلب کرد، این بود که از تمام خانه‌های ده، تنها کوچه و در خانه‌ای که جارو و تمیز شده بود، فقط دو سه‌خانه‌ای بود که ارامنه در آنجا سکنی داشتند، و از اطفال ده نیز که در کوچه‌ها مشغول بازی بودند، فقط دخترهای کوچک این سه چهار خانواده ارامنه را دیدم که موهای خود را شانه زده‌اند.

پل رودخانه “سیاه‌رود“ فعلاً بد نیست. شاگردان مدارس دهات، که اخیراً تأسیس شده، با پرچم‌های سه‌رنگ در کنار جاده صف کشیده، سرود می‌خواندند. سرود آن‌ها تقریباً با همان لهجه مازندرانی، خالی از مزه نبود. شاگردها را نوازش کردم. معلمین و مدیرها را هم تشویق کردم که بر مراقبت خود در تربیت شاگردها بیفزایند.

منظره محصلین مدارس، و چهره‌های بی‌گناه آنها، از هر چیز بیشتر مرا متأثر می‌کند، اما تأثری که پایه آن فقط بر روی شوق و آمال بزرگ گذارده شده‌است، و بالاخره همین نسل است که باید غرور ملی و عرق وطن‌پرستی، در دیباچه دفاتر زندگی آن‌ها نقش بندد.

“علی‌آباد“، همین نقطه‌ای که فعلاً اقامت دارم، بهترین و مناسبترین محلی است که باید مرکز “مازندران“ را تشکیل دهد، و این قصبه کثیف و ویران به یک شهر زیبائی مبدل گردد که برای اقامت دائمی هر طبقه‌ای مجاز و ممتاز بماند.

اگر موفق به کشیدن خط‌آهن ایران شدم که “بحر خزر“ را با “خلیج‌فارس“ مربوط نماید، یکی از استاسیون‌های مهم آن ناچار در همین “علی‌آباد“ مستقر می‌شود، و بهترین وسیله‌ای خواهد شد که عمارت و آبادی و شهرت این نقطه را تأمین نماید.

تمام اراضی و مزارع اطراف و جوانب “علی‌آباد“ پوشیده شده‌اند از محصول پنبه، و برای تأمین تجارت این نقطه، فوراً باید یک کارخانه بزرگ نخ‌ریسی در اینجا دایر نمود، که رعایای اینجا منتظر خرید این و آن نشده، بلافاصله بتوانند مقدمات زحمت و زراعت خود را به یک نتیجه قابل انتظاری تبدیل نمایند، و راه ثروت و تمول را بروی خود بگشایند.[۲۲]

استان قائم شهر

سرانجام شاهی در سال ۱۳۰۸ به همراه چند شهر در مازندران مثل مشهد سر(بابلسر) تبرآباد (محمودآباد) دهنو (نوشهر) و سخت سر(رامسر) به فرمان رضاشاه؛ زادگاهش، شهر جدید شاهی بنا شد و علی‌آباد به شاهی تغییر نام یافت.

این کارخانجات جهت تولید خود دارای استانداردهای ملی کشور، استاندارد بین‌المللی IMS شاملISO 9001:2008، ISO14001:2005 و OHSAS18001:2005 بوده و موفق به اخذ جایزه کیفیت بر اساس مدل EFQM شده‌است.

در حاضر از قدمت فراوانی برخوردار و از بزرگترین کارخانجات نساجی خاورمیانه‌است. کلنگ احداث این کارخانه در سال ۱۳۰۷ به زمین‌خورد و در سال ۱۳۰۹ در زمینی به مساحت ۶۶۳۳ متر مربع به مدت یکسال احداث گردید، کارخانه بیشتر به منظور تهیه پارچه‌های لباس سربازان شروع به کار نموده و به مرور زمان تولیدات آن متنوع گردید. در سال ۱۳۱۵ اقدام به توسعه کارخانه گردیده شد و قسمت تهیه پنبه بهداشتی (هیدروفیل) احداث گردید، و همچنین تیم فوتبال این کارخانه با نام باشگاه فوتبال نساجی مازندران از قدیمی‌ترین تیم‌های ایران و ریشه در قلب‌های هر مازندرانی ورزش دوست دارد.

فهرست آثار باستانی ملی ثبت‌شده واقع در شهرستان قائم‌شهر:

 * شماره‌های درج شده در مقابل هر عنوان شماره ثبت اثر به عنوان یکی آثار ملی ایران می‌باشد. 

تبدیل شدن ساختمان سابق شهرداری قائم‌شهر به موزه

به گفته محسن باستانی، رئیس اداره میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری شهرستان قائم‌شهر، به منظور حفظ آثار ملی به همت این اداره و همکاری و مساعدت فرماندار و شهرداری قائم‌شهر، ساختمان قدیمی شهرداری به عنوان یازدهمین موزه استان مازندران تجهیز و بازسازی می‌شود.
این موزه دارای بخش‌های مردم‌شناسی، کتابخانه و باستان‌شناسی است که تاکنون ۴۰ درصد این ساختمان مرمت و نوسازی شده‌است. گفتنی است، ساختمان قدیمی شهرداری قائم‌شهر که قدمت آن به سال ۱۳۰۵ هجری شمسی (دوره پهلوی اول) برمی‌گردد در سال ۱۳۵۶ در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده‌است.[۲۵]

با توجه به سوابق موجود بنای اولیه این شهر در دوران قاجاریه با نام علی‌آباد نهاده شد که شامل قریه‌ای با واحدهای تجاری و مسکونی در حوالی میدان طالقانی امروزی و محله‌هایی در اطراف و روستاهای بزرگ نظیر چمنو (جمنان فعلی، که در حال حاضر بخشی از خود شهر می‌باشد) قادیکلای بزرگ و کوچکسرا در حاشیه بوده‌است که بعد از انقراض دوران قاجاریه و آغاز حکومت رضا خانی به لحاظ موقعیت خاص منطقه‌ای (محل عبور کاروان‌های تجارتی و زیارتی از استان‌های همجوار مانند تهران، گیلان و خراسان).

امروز به عنوان یک شهرستان استراتژیک جغرافیایی که ارتباط تهران بزرگ را با شمال و شمال‌شرقی از دو مسیر متفاوت جاده فیروزکوه و جاده هراز مرتبط می‌سازد دارای اهمیت ویژه می‌باشد. گفته می‌شود سالانه پنج میلیون مسافر از محور جاده فیروزکوه به قائم شهر تردد می‌کنند و از بندر بابلسر به مرز دریایی متصل می‌باشد.[۲۶][۲۷]
از نظر آب و هوایی و جغرافیایی: مدیترانه‌ای و معتدل خزری تابستان شرجی و نواحی جنوبی زمستان‌های نسبتاً سرد و پر بارش می‌باشد.
واز مرکز استان ۲۰ کیلومتر فاصله داشته و ۱۸۰ کیلومتری شمال تهران بین دریای خزر و رشته کوه‌های البرز واقع شده

شهر قائم‌شهر به دلیل قرار گرفتن میان کوه و دریا، آب و هوای معتدل و مرطوب دارد و میزان بارش زیاد باران و رطوبت بالا و قسمت‌های جنوبی شهرستان به دلیل دارا بودن پوشش کوهپایه‌ای و ارتفاع زیاد آب و هوای سردتر و کوهستانی و زمستان‌های بارانی و برفی دارد.

آمار سالیانه ایستگاه‌های سینوپتیک اداره کل هواشناسی استان مازندران در سال ۱۳۸۷[۲۸]

فاصله این شهرستان تا تهران ۲۳۷، تا ساری ۲۱ و تا بابل ۱۵ کیلومتر است. [نیازمند منبع]
راه‌های آسفالته این شهر از شهرستان فیروزکوه به مرکز کشور یکی از پرترددترین مسیرهای اصلی به‌شمار می‌رود و همچنین از آمل به تهران متصل است.

خیابان‌های اصلی این شهرستان به دلیل اینکه هرکدام به یکی از شهرستان‌های همجوار بابل، ساری، تهران و جویبار منتهی می‌شوند، در میان عامه مردم به نام این شهرستان‌ها شهرت یافته‌اند که این امر خود انتقادهایی[۲۹] را نیز به همراه داشته‌است.

خیابان ساری بلندترین خیابان شمال ایران و از صنعتی‌ترین خیابان‌های خاورمیانه می‌باشد.

راه‌آهن سراسری در شمال وارد این شهر شده و سپس تا گرگان ادامه می‌یابد.
اولین خط راه‌آهن نوین ایران در دوران رضا شاه پهلوی از شاهی (قائم شهر کنونی) تا بندر شاه (بندر ترکمن امروزی) کشیده گشت، پس از اتمام ساخت پل گردن در ساری اولین قطار در مهرماه ۱۳۰۸ به دستور رضا شاه پهلوی عازم بندر ترکمن گردید.

پس از آن هم‌زمان با احداث راه‌آهن خوزستان، کارها در رشته کوه‌های البرز آغاز گردید، کارگران مازندرانی و ترک و… در کنار سایرین و مهندسین و پیمانکاران به ویژه آلمانی‌ها، کار ساخت تونل‌ها و پل‌ها را پیگیری کردند.

به ترتیب حروف الفبا: بهشتی‌محله، بربری محله، تازه‌آباد (اسلام‌آباد یا جوکی‌محله)، تُرک محله، جمنان، چمازکتی، حسن‌آباد، سیاه کلاً، سیدمحله، شانزده‌متری دوم، شهدا محله، صفی‌آباد، فردوس محله، فرهنگ شهر، قائم‌محله، قائمیه، کارگر محله، کفشگرکلا، کوچکسرا، لیلاباد، مجاور محله، مطهری‌محله و …

کوچکسرا: از محله‌های قدیمی و سنتی شهر می‌باشد که درباره‌اش آمده‌است:
به بازار علی‌آباد و معصوم‌زاده که یوسف رضا باشد رسیدیم که پایتخت علی‌آباد است. از این بازار بلا ۵۷ وارد شدیم و در عمارت ماشین خانه که پنبه را از تخم جدا «کوشک سرا» فاصله به می‌کنند ۵۸ در اتاق‌های خوب منزل کردیم. پذیرایی و ضیافت ایالت و همراهان به عهده ابوالقاسم خان سعید حضور حاکم بلوک علی‌آباد است که از خانواده‌های قدیم است.
شیرینی و تقدیمات و تشریفات خوبی فراهم آورده بود.
سلسله نسب مشارٌالیه از این قرار است: ابوالقاسم خان سعید حضور علی‌آبادی پسر میرزا جعفر، این میرزا علینقی آقا مستوفی سرکار است، ابن
میرزا تقی آقای صاحب دیوان وزیر در اندرون فتحعلی شاه، ابن میرزا زکی بزرگ، ابن میرزا علینقی بزرگ، ابن حاجی میرزا بیع، ابن حاجی ابوالحسن. معروف به مشهدبان است ۵۹ حاجی ابوالحسن مشهد بان جد اعلای این طایفه به واسطه انقلابات و حوادث خراسان و تاخت و تاز ترکمان یا افغان از مشهد مهاجرت و با تمول بسیار و جواهر اندوخته بی‌شمار به خط مستقیم به این سرزمین آمده میل کرده‌است که در اینجا زندگانی کند، بعضی دهات و املاک علی‌آباد را خر یده این صفحات را آباد کرده‌است، چون از مشهد رضا (ع به اینجا آمده، به مشهد بان معروف شده‌است. اولاد و احفاد او همه محترم بوده، غالب این‌ها به رتبه وزارت رسیده، بعضی از ایشان در دفتر مالیه از مستوفیان عظام بوده‌اند و من با بعضی از آن‌ها در دفتر دوستی و خلطه داشتم.
«ملالی» وی شاعری توانا بود و در قصیده مهارت به سزایی داشت. در ابتدا متخلص به» بود و پس از ورود به دربار ملقب به صاحب دیوان ادبیات دوره قاجار معروف به‌است. دیوان اشعارش که دارای حدود شش هزار بیت است در «صاحب علی‌آبادی دوران حیاتش چاپ شده‌است. وی سرانجام در ۱۲۶۵ در گذشت.
در دهات علی‌آباد «کوشک سرا» دویست خانوار است.[۳۰]

ترک محله: یکی دیگر از محله‌های قدیمی که هنوزم در بعضی مناطق می‌توان بافت قدیم و سنتی بعضی خانه‌ها را در آن دید. برج جدید شهرداری قائم شهر در ورودی ترک محله قرار داشته، مسجد بزرگ آذربایجانی‌ها نیز در این محله جای دارد.

اسلام‌آباد یا جوکی‌محله:
در دوران تیمور گورکانی عده‌ای از مردم شمال هندوستان که غالباً سیه چرده بوده و از ایلیات بودند به ایران مهاجرت کردند و در سراسر ایران پخش شدند که عده کمی از آنان امروزه در مازندران و قائم شهر مانده‌اند. آن‌ها امروزه در گوشه‌ای از شهر که اصطلاحاً به آن جوگی محله می‌گویند زندگی می‌کنند و بعضاً اخلال در شهر و زندگی مردم دارند و این محله صورت خوشی در بین اهالی شهر ندارد.

اشتغال مردم شهر بیشتر در امر صنایع ماشینی است. کارخانجات نساجی مازندران از بزرگترین کارخانجات نساجی خاورمیانه می‌باشد و نه‌تنها اهالی شهر بلکه از شهرها و استان‌های همجوار نیز در این سه کارخانه مشغول بوده‌اند که متأسفانه امروزه رونق سابق را ندارد، از این جهت از قائم‌شهر به عنوان شهر کارگری یاد می‌کنند، گونی‌بافی، کنسرو سازی، فرش بافی، دستمال بافی و پنبه پاک‌کنی و همچنین سه شهرک صنعتی در این شهر وجود دارد.

«غلام حسین افضل‌الملک» از مورخین کشور حدود ۱۰۰ سال پیش که به قائم‌شهر آمد در آثار نگاشته شده خود از کارخانه پنبه پاک‌کنی این شهر یاد کرد.

این کارخانه روزانه ۴/۵تن خمیر کاغذ، ۵۰کارتن ۴۲عددی دستمال کاغذی ۲۰برگی، ۵۰کارتن ۴۲عددی دستمال کاغذی ۳۰۰برگی، ۱۰تن دستمال لوله و ۱۷۰کارتن ۲۰تایی پوشک را تولید و به بازار عرضه می‌کند.[۳۲]

این طرح طی دو فاز در محل فعلی دپوی زباله قائم‌شهر در حال ساخت است.

وی اعتبار فاز نخست این طرح را ۸ میلیارد ریال عنوان کرد و افزود:

برای فاز دوم این طرح ۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال اعتبار در نظر گرفته شده‌است.

گران اوریمی با اظهار این که عملیات اجرایی کارخانه کمپوست قائم‌شهر از محل اعتبارات عمرانی در سال ۱۳۸۷ آغاز شد، گفت:

مساحت این کارخانه ۲۷ هزار متر مربع است و ظرفیت پذیریش روزانه ۵۰۰ تن زباله را دارد.

[۳۷]

سید عیسی هاشمی، معاون عمرانی استاندار مازندران، پیش از ظهر ۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ در همایش مدیریت صحیح پسماند و صیانت از محیط زیست که در سازمان جهاد کشاورزی مازندران برگزار شد، زمان بهره‌برداری از این واحد صنعتی را ۶ ماه آینده اعلام کرد.[۳۸]

وضعیت شاخص‌های مخابراتی مدیریت مخابرات قائم‌شهر (تا پایان سال ۱۳۸۹)

[۳۹]

امام‌زاده‌ها:[۴۰][۴۱]

حوزه‌های علمیه:[۴۲][۴۳][۴۴]

با توجه به اوضاع طبیعی شهرستان قائم‌شهر، بارش و رطوبت جهت ایجاد پوشش گیاهی فراهم است. البته پوشش گیاهی در تمام نقاط آن یکسان نیست زیرا تا ارتفاع ۲۰۰۰ متری که نفوذ رطوبت دریای خزر از بین رفته یا به کمترین مقدار می‌رسد، از تراکم جنگل بسیار کم می‌شود و به مرور به جای جنگل، مراتع جایگزین می‌شود.

در شهرستان قائم‌شهر فصل خشک به‌طور کامل وجود ندارد. قائم‌شهر واقع در یک جلگه به نام خودش، جلگه قائم‌شهر است. شروع جنگل قائم‌شهر از کوه پایه‌های البرز شمالی است که دارای حداکثر بارندگی است و میزان گسترش جنگل در گذشته به طرف دشت بیشتر بوده‌است که به مرور به منظور تهیه اراضی مزروعی، درختان جنگل کاملاً بریده شده‌اند یا به صورت بقایای جنگل مخروبه با درختان پهن برگ دیده می‌شوند. به‌طور کلی جنگل‌ها در حاشیه جنوبی قائم‌شهر دارای تراکم بیشتری است و انواع درختان مانند راش، ممرز، توسکا و کلهر ملج انجیلی و… را می‌توان دید.

گونه‌های اصلی جانوری منطقهمرال، شوکا، پلنگ، سیاه‌گوش، گربه وحشی ،خرس قهوه‌ای، شغال، گراز، روباه معمولی، تشی، رودک، جوجه تیغی، سنجابک، درختی، قرقاول، کبوتر جنگلی، ابیا، عقاب، کرکس، قرقی، توکای گلوسیاه، توکای پشت بلوطی، مار آبی، و لوس مار و… هستند.

سد زمزم (برنجستانک): سد زمزم سدی از نوع خاکی با هسته رسی واقع در قائم‌شهر، روستای برنجستانک می‌باشد.
طول این سد ۲۴۲ متر، عرض آن ۱۰ متر و ارتفاعش از کف پی ۳۲ متر بوده و حجم آن ۹٫۰۰۰٫۰۰۰ متر مکعب می‌باشد.
این سد به منظور ذخیره‌سازی آب و استفاده از آن در مواقع کم‌آبی برای تأمین آب در ۱۱۲۰ هکتار از اراضی کشاورزی و شالیزارهای پایین‌دست سد، احداث گردیده‌است.

این سد در منطقه‌ای بین شهر شیرگاه و قائم شهر واقع شده‌است.

آب‌بندان ساروکلا

قائم شهر یکی از معدود شهرهای استان می‌باشد که دو رودخانه تلار و سیاهرود را در غرب و شرق خود جای داده که وجود این دو رودخانه جلوه زیبایی به بافت شهری داده‌است.

رودخانه‌های تلار و سیاهرود از ارتفاعات کوه‌های شهرستان سوادکوه و قائم شهر، در جنوب شهرستان قائم‌شهر سرچشمه گرفته و پس از مشروب کردن شهرهای سواد کوه، سیاهرود از شرق و تلار از غرب قائم‌شهر گذشته و به دریای مازندران می‌ریزند.

از جمله رودخانه‌های منطقه‌ای این شهر، به رودخانه سید رود در روستای طارسی‌کلاً و رودخانه هتکه روستای حاجی‌کلاً صنم بزرگترین و پرآب‌ترین رودخانه روستا می‌باشد که از رودخانه بزرگ تلار سرچشمه می‌گیرد. این رودخانه قسمت عظیمی از آب شالیکاران روستای صنم حاجیکلا را فراهم می‌نماید. در ادامه این رودخانه قسمتی از آن در آب‌بندان بزرگ روستا می‌ریزد و بخش اعظم آن دوباره پس از طی مسیر و آبیاری روستای ملک‌خیل و دیگر روستاها دوباره به رودخانه تلار می‌پیوندد و به دریا می‌ریزد؛ که نقش بسزایی در کشاورزی منطقه ایفا می‌کند نیز می‌توان اشاره کرد.[۵۱]

رودخانه سیاهرود از نقطه‌ای به طول جغرافیایی ۵۳درجه و ۲۸دقیقه شرقی و عرض۳۶درجه و ۲۷دقیقه شمالی و ارتفاع ۲۶۰ متری شرق روستای پرچینک واقع در ارتفاعات بین قائم‌شهر و ساری در استان مازندران سرچشمه گرفته پس از گذشت از داخل شهر قائم‌شهر و شرق شهرستان جویبار مستقلاً به دریای خزر می‌ریزد. این سرشاخه دارای حوزه‌ای باران‌گیر می‌باشد و در مواقع بارندگی با سیلاب نسبتاً زیاد همراه‌است.

سیاهرود نام خود را از سیاهی و ناپاکی نگرفته‌است بلکه سایه تاج پوشش بهم‌تنیده درختان بلوط بلند مازو (Quercus castaneifolia) که همچون چتری سبز آن را در بر می‌گرفت سبب شد که نام آن را سیاهرود (به مازندرانی: سیو رود) نهند. چنانچه از برخی نوشته‌ها بر می‌آید در زمان‌های دور سیاهرود یکی از زیستگاه‌های ماهی قزل‌آلا بوده‌است. (قزل‌آلا بیواندیکاتور آب سالم و آشامیدنی است). و همچنین ماهی اورنج که در حال منقرض شدن می‌باشد. رودی پرآب و پاک که در مسیر خود آبندان‌هایی را سیراب می‌نمود و مورد استفاده تفریحی نیز قرار می‌گرفت، اما امروزه عوامل انسانی همچون سد بیولوژیک فرایندهای طبیعی این اکوسیستم را مختل نموده‌است.

در ارتفاعات بالا دست و سرچشمه رودخانه چشمه‌سارهای بکر دیده می‌شوند. در ارتفاعات رودخانه کم عمق، شفاف، پرپیچ و خم با بستری قلوه سنگی بوده با میزان اکسیژن محلول (Do) بالا که امکان زیست موجودات آبزی اکسیژن دوستی نظیر خرچنگ آبی، مار آبی و قورباغه‌ها و ماهیان رودخانه‌ای را داده‌است. هر چه به نواحی دشتی نزدیکتر می‌شویم با ورود عوامل انسانی نظیر انواع آلاینده‌های شهری و صنعتی، کیفیت فیزیکوشیمیایی آب دچار تغییر شده و به دنبال آن تنوع و پراکنش میکرو و ماکرو ارگانیسم‌های آبی را تحت تأثیر قرار داده‌است.[۵۲]

پارک ساحلی رودخانه سیاه‌رود و کمپینگ اسکان مسافران و زمین ورزشی واقع در کمربندی قائم شهر-پرچیکلا در حاشیه رودخانه قرار دارد؛ که بزودی در این مکان بازار بزرگ ماهی فروشان احداث می‌گردد.

مشخصات سر شاخه سیاهرود: وسعت ۹/۱۳۱ کیلومتر مربع

طول شاخه اصلی تا ساحل دریا ۲۵/۶۱ کیلومتر

ارتفاع حداقل ۸۰ + متر

حداقل دبی ۲/۰ لیتر در ثانیه

حداکثر دبی ۴ لیتر در ثانیه

مجموع دبی چشمه‌های آمار برداری شده: ۴۰ لیتر در ثانیه

رودخانه تلار از ارتفاعات ۲۵۰۰ متری جنوب قائم شهر و رشته کوه‌های البرز در سوادکوه سرچشمه می‌گیردو در منطقهٔ دوآب با رودخانهٔ کبیر که از ارتفاعات دهستان چاشم سرازیر می‌شود ترکیب شده و رودخانهٔ تلار را تشکیل می‌دهد.

ریخت‌شناسی این رودخانه تلفیقی از رود پیچان (meander) و دره- رودخانه (River – Valley) می‌باشند. تلار (رود) به موازات جاده فیروز کوه – قائم شهر جریان داشته و در محل روستای ملک کلاً وارد پهنه ساحلی خزر می‌گردد.

درازای تلار در پهنه خزر بیش از ۲۵ کیلومتر و شیب بستر آن ۱۰ در هزار(۱درصد) است. تلار رود از حاشیه باختری قائم شهر گذر کرده و از پیرامون بسیاری از محله‌ها و روستاها عبور می‌نماید. پس از گذر از قائم شهر و بهنمیر در محل شیلات می‌رود (۸ کیلومتری خاور بابلسر) وارد دریای خزر می‌گردد. سطح اساس محلی تلار ۲۴- متر از سطح دریای آزاد می‌باشد(LBL=-۲۴)

تقریباً در ۳ کیلومتری باختر قائم شهر و در میانه دو روستای «سراج کلاً» و همت‌آباد جاده بابل – قائم شهر را قطع می‌کند. این رودخانه هم چنین در باختر روستای «عرب خیل» و «کاله» از محور بابلسر- بهنمیر گذر می‌نماید. دستگاه‌های آب‌نگاری و سیلاب در این رودخانه نصب نشده‌است. در فاصله کیلومتر ۳۰۰+ ۳۰ یک پل بتنی دوبانده محور بابل- قائم شهر، دو ساحل تلارود را به یکدیگر متصل می‌کند. این پل ۶ سال پیش‌ساخته شده‌است.[۵۲]

هتل تلار و نمایشگاه بین‌المللی مازندران و پارک ساحلی سراج بر حاشیه این رودخانه در نزدیکی روستای سراج کلاً احداث شده که دارای شهربازی و پیست کارتینگ و کمپینگ اسکان مسافران می‌باشد.

تیرماسیزه شو[۵۳] یا تیرگان یکی از جشن‌های ایرانی در روز تیر از ماه تیر برابر با سیزدهم تیرماه‌است. عده‌ای این جشن را در روزهای دیگر و از جمله در دهم تیر برگزار می‌کنند که به اعتقاد استادان ایران‌شناس نادرست است. جشن همه ساله توسط زرتشتیان ایران در بیشتر شهرهای جهان و ایران نیز برگزار می‌شود.

کشتی لوچو[۵۴] از کشتی‌های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می‌شد. امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان، انجام می‌شود. در ایام دیگر مانند اعیاد مذهبی و ملی نیز کشتی لوچو برگزار می‌شود و جایزه برنده یک راس گاو است که توسط اهالی خریداری می‌شود. برای مسابقه دو نفر از کشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می‌شوند در این کشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست، سرچنگک و ضربه زدن به کتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می‌شود. کشتی‌گیری که در این دو هفته تمام حریفان را شکست دهد، برنده مسابقه‌است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می‌شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه بدهد. همه ساله جام‌هایی در روستاهای قراخیل[۵۵] و المشیر برگزار می‌شود که شرکت کنندگان از سراسر مازندران به رقابت می‌پردازند.

نوروز خوانان معمولاً” پانزده روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند.
نوروز خوانان معمولاً” پانزده روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه‌های محلی، طلیعه سال نو را به آنان مژده می‌دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می‌خواند، یک نفر ساز می‌زند، نفر دیگر که به آن کوله کش (بارکش) می‌گویند به در خانه‌های مردم می‌رود و می‌خواند:
باد بِهارون بِیَمو / نِئروز سلطان بِیَمو
مژده هادین دوستان رِ / گل بیَمو گلستون رِ
بهار آمد بهار آمد خِش آمد / علی با ذولفقار آمد، خوش آمد
نِئروزتان نِئروز دیگر / شِه ما رِ سال نی بووئه مِوارِک
صاحب خانه نیز با دادن پول، شیرینی، گردو، تخم مرغ و نخود، و کشمش از آنان پذیرایی می‌کند.
حضور نوروز خوانان در شهرستان قائمشهر، رنگ و بویی دیگر به شهر بخشید و موجب شد تا این سنت نیکوی گذشتگان همچنان زنده و پابرجا بماند.[۵۶]

نوروز خوانی در مازندران – روایت تصویر[پیوند مرده]

هنگام تحویل سال افراد خانواده دور سفره یا مشابه آن هفت سین که با ظرافت و سلیقه خانم خانه چیده شده می‌نشینند و در حالیکه پدر خانواده دعای تحویل می‌خواند منتظر سال نو می‌شوند. در گذشته که امکانات ارتباطی مانند رادیو و تلویزیون نبود با تیراندازی یا گفتن اذان سال جدید را به همه اعلام می‌داشتند. بعد از این که سال نو شد کسی (معمولاً بچه‌ها) که به عنوان مادرمه (مادِرمه) انتخاب شده با مجمعی که در ان قرآن، آیینه، اب، سبزه و شاخه‌های سبز جوان قرار دارد وارد خانه می‌شود چهارگوشه اتاق‌ها را آب می‌پاشد قرآن را کنار سفره هفت سین می‌گذارد و شاخه‌های تازه سبز شده و دارای شکوفه (معمولاً از درخت گوجه سبز) را به این نیت که سال سرسبز و خوش و خرمی برای خانواده باشد، جلوی در اتاق آویزان یا روی طاقچه اتاق می‌گذارد. در این روز مادر خانه، غذای عید، سبزی پلو با مرغ یا گوشت درست می‌کند. علاوه بر آن بعضی هم غذایی به عنوان خیرات برای اموات می‌برند و بین مردم پخش می‌کنند، معمولاً رسم بر این است که فرد خوش خو و خوش قدم ماه در مه انجام دهد.[۵۷][۵۸]

سیزده شو یا (لال شو)

یکی از قدیمی‌ترین جشن‌های مازندرانی می‌باشد که در حال حاضر رو به فراموشی می‌باشد

خوراکی‌های معرف این جشن

پیس کنده

بادونه

پشت زیک

کماج

آش

شعر این شب که توسط چند نقر با در داشتن ترکه و کیسه به سر به همراه کودکان با درست داشتن یک کیسه به درب خانه‌های همایسگان رفته و این شعر را می‌خوانند،

«لال بیَمو، لال بیَمو، پارسال و پیرار بیَمو، چِل بَزِن دیگه بَزِن، لال اِنِه لالَک اِنِه، سالو ماه ارزون بوه، لال مار رسوا نَوِ، لال اِنِه لالَک اِنِه، پار بورده امسال انه»

نفری که نقش لال را بازی می‌کند با در دست داشتن ترکه به یکی از افراد خانه ضربه آرامی می‌زند مازندرن‌ها باور دارند که لال هر کس را با ترکه بزند تا سال بعد مریض نخواهد شد.

بعد از خواندن این شعر صاحب خانه هدیه ای به آن‌ها از جمله پول، شیرنی و نان سنتی در داخل کیسه آنها قرار می‌دهد.

یکی دیگر از رسم‌های خوب این شب جمع شدن کل اقوام دور هم به مدت ۸ ساعت یا بیشتر، گذراندن وقت و خوردن گردو، سنجد، شیرینی، میوه و چای در کنار هم این شب را به اتمام می‌رسانند.

اراضی حاصلخیز این شهرستان استعداد سرشاری جهت کشت محصولات متنوع مخصوصاً گندم، جو، برنج، صیفی‌جات، لوبیای روغنی و… دارد. همچنین قائم‌شهر قطب تولید مرکبات در ایران است؛[۵۹] باغ‌های پرمحصول مرکبات این شهر درجاده نظامی مورد توجه‌است.[۶۰]
محصولاتی نیز مانند نیشکر،[۶۱] عسل، ابریشم،[۶۲] کنف، کنجد در روستاهای جنگلی و کوهپایه‌ای مانند سید ابوصالح، گل‌افشان و ریکنده به چشم می‌خورد.
پرورش گاو و گوسفند و بز نیز در نواحی مختلف جلگه‌ای و کوهپایه‌ای و با استفاده از امکانات هر روستا متداول است.

کاشت و تهیه شکر قرمز به سبک سنتی از نیشکر بیشتر در روستاهای سیف کتی، ریکنده و سید ابوصالح قائمشهر به چشم می‌خورد. نیشکر در کارگاه‌های سنتی فراوری شده و علاوه بر شکر دوشاب نیز از آن گرفته می‌شود. شکر حاصل از آن به رنگ قهوه‌ای یا به زبان محلی سیاه شکر، خواص زیادی دارد که از آن جمله می‌توان به رفع خستگی مزمن، پاک‌کننده ضایعات کبدی، رفع گرمی دهان و زبان و التهابات لثه اشاره کرد. همچنین برای درمان فاویسم، کم خونی یرقان داخلی و عصبی بسیار مفید می‌باشد.
نیشکر پس از سقوط و انحطاط به‌طور بسیار ابتدائی و به مقیاس کم در مازندران و نواحی مساعد کنار دریای خزر کشت می‌شد.
در زمان ناصرالدین شاه و به کوشش امیر کبیر اقداماتی در جهت احیاء این صنعت نیشکر مازندران را برای کشت به خوزستان برد، تلاش او در مازندران و خوزستان از طریق ورود قلمه‌های جدید از هندوستان به عمل آمد. لیکن قند سازی از نیشکر نه در مازندران و نه در خوزستان رونق نیافت.[۶۳][۶۴][۶۵]
تصویری/ پختن نیشکر در قائمشهر

از سوغاتی‌های قائم شهر شامل غذاهای سنتی، میوه‌ها و صنایع دستی این شهر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

غذاهای سنتی قائم شهر شامل، ناز خاتون، آش گزنه (گزنه آش) ،آش کدو ،آش ترش(تِرش آش)، آش دوغ، ته چین، فسنجان، انار تیم خِرِش، خورش مرغ ترش، باقالا پلو، امرغ شکم پر، کدو پلو (کهی پِلا)، اکبر جوجه، ماهی شکم پر، و… می‌شود. همچنین به دلیل استفاده از شکر سرخ، و رب انار طعم مَلَس دارد.

نان و شیرینی: تندیرنون (نان محلی)، سوهان کنجد (پِشتِ زیک) ،برنجک (بهادانه)، پیس گندله، کوماج و…

ترشی:بادمجان ترشی، سیر ترشی، هفت بیجار، ترشی یارمسی، ناز خاتون، وینگوم زالک، هلی ترشی، آبغوره، آب نارنج و …

مربا: آلبالو، بِه، تمشک، گلابی، سیب، پرتقال، انجیر، هویج، بالنگ، بهارنارنج و …

شربت: بهارنارنج، آلبالو، انار و …

میوه و …: انواع مرکبات، کیوی، ازگیل جنگلی (کِنِس)، گلابی وحشی، تمشک وحشی جنگلی، زردکیجا (نوعی قارچ‌خوراکی)، گزنه و ولیک، غوره، کنجد، خرمالو وحشی، برنج، سویا، کُلزا ،تره بار، گوجه سبز، توتون، کنف ،شکر سرخ و…

صنایع‌چوبی، مبل سازی، نساجی، گونی‌بافی، حصیربافی، گلیم‌بافی، جاجیم‌بافی، جوراب‌بافی، موج‌بافی، پارچه‌بافی، سفال‌گری و…دستمال کاغذی، انواع پارچه، حوله، فرش ماشینی، کنسرو ،بلدرچین، مرغ و گوشت از صادرات شهرستان قائم‌شهر است.

قائم‌شهر یکی از قطب‌های ورزش در ایران می‌باشد[۵۹] و همواره در رشته‌های مختلف همانند فوتبال، ووشو،[۶۶] کبدی،[۶۷] وزنه‌برداری،[۶۸][۶۹] اسکیت رولر،[۷۰] شنا،[۷۱][۷۲][۷۳] بسکتبال،[۷۴] کشتی، ژیمناستیک،[۷۵] بوکس،[۷۶] شطرنج[۷۷] و ورزش‌های رزمی[۷۸] دارای نام‌آوران جهانی و بین‌المللی می‌باشد.
در سال ۱۳۸۹ ورزشکاران این شهر توانستند در مدت هفت ماه ۱۸۹ مدال جهانی، آسیایی، بین‌المللی و کشوری کسب کنند و قائم‌شهر پرافتخارترین شهرستان از این دیدگاه در کشور محسوب می‌شود.[۷۹]

فوتبال در شهر قائم‌شهر سابقهٔ دیرینه‌ای دارد ورزشگاه شهید وطنی (شهنا سابق) در دهه ۱۳۲۰ در قائم‌شهر ساخته شد و در گذشته‌های بسیار دور تیم‌هایی چون تاج شاهی در قبل دههٔ ۳۰ و تیم‌های بانک ملت، آزمایش، باشگاه فوتبال نساجی مازندران (تأسیس ۱۳۳۸) که یکی از قدیمی‌ترین تیم‌های ایران و به قدمت فوتبال در شمال ایران از آن یاد می‌شود و همچنین تیم نفت قائم‌شهر که بعدها منحل شد از جمله آن‌ها می‌باشند.[۸۰]
در دههٔ ۶۰ فوتبال در قائم‌شهر بین ۲ قطب نساجی و صنعت نفت قائم‌شهر که در لیگ اول ایران جام آزادگان، (هنوز لیگ برتر وجود نداشت) تقسیم شد و این ۲ تیم سرسخت‌ترین حریفان حتی استقلال یا پرسپولیس را در قائم‌شهر شکست داده یا در تهران متوقف می‌کردند.
نساجی مازندران (۲) پیروزی تهران (۰) گلها: عباس کاوند (۷۰) و قدیر غفاری (۹۳)[پیوند مرده]
در دهه ۴۰ بازیکنانی چون مسیح زاده در تیم ملی و استقلال بازی می‌کرد و در ده ۶۰ حسین مسگر ساروی کاپیتان تیم ملی هم بود و فوتبال قائم‌شهر را با درخشش بازیکنی چون نادر دست نشان می‌شناختند، (نادر دست نشان در ۸ بازی لیگ ایران سال ۷۲ توانست ۹ گل برای تیم نساجی به ثمر رساند که یک رکورد محسوب می‌شود و تاکنون کسی موفق به شکستن آن نشده)[۸۱] اما به یکباره دوران افت فوتبال قائم‌شهر آغاز شد که نفت منحل و نساجی به لیگ دسته ۱ سقوط کرده بود که سال ۱۳۹۷ پس از بیست و چهار سال انتظار هواداران به لیگ برتر ایران برگشت،[۸۲] هرچند این سال‌ها قائم‌شهر بازیکنان زیادی به لیگ برتر و تیم ملی معرفی کرده اما این‌ها نتوانسته بود جای خالی نساجی در لیگ برتر را پر کند.[۸۳]

قائم‌شهر به همراه بندر انزلی تنها شهرهایی در فوتبال ایران هستند که مرکز استان نیستند و در زمانی صاحب دو نماینده در سطح اول فوتبال کشور شده‌اند.

ترکیب جمعیتی و ادغام قومیت‌های مختلف، در کنار سایر عوامل تاریخی، ارتباطی، صنعتی و غیره، موقعیت و خصوصیات فرهنگی ویژه‌ای را به وجود آورده‌است. قائم‌شهر از نظر درصد با سوادی مردم دارای رتبه اول در استان است.[۹۴] جمعیت افراد با سواد در قائم‌شهر ۸۹٫۳٪ است.

این مجموعه به مساحت حدود ۱۴ هکتار در شهرستان قائم‌شهر و در حاشیه رودخانه تِلار واقع شده‌است.

اطلاعات جامعی از قائمشهر همچون تاریخ، محله ها، روستاها، بزرگان، قهرمانان، نقاط دیدنی ، آداب و رسوم مردم و … در سایت قائمشهر در دست جمع آوری است. tireng.ir

بقعه آرامگاه امامزاده سید محمد زرین نوا

ساختمان قدیمی شهرداری قائم‌شهر

طبیعت زیبای سد زمزم

رودخانه سیاهرود قائم‌شهر

بنای قدیم شهرداری قائم‌شهر

پل سنگی شاهپور

طبیعت زمستان در جاده شیرگاه

آب‌بندان ساروکلا

امامزاده سید ابوصالح

پارک ولیعصر

برج شهرداری (ساختمان جدید)

آب‌بندان ساروکلا

منطقه جنگلی جاده نظامی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائم شهر



«آدرس موسسات غیرانتفاعی مازندران»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

قائم‌شهر ( تلفظ راهنما·اطلاعات) از پرجمعیت‌ترین و بزرگترین شهرهای استان مازندران و شمال ایران و مرکز شهرستان قائم‌شهر می‌باشد که در ناحیهٔ البرز مرکزی قرار گرفته و در گذشته (قبل از انقلاب ۱۳۵۷ ایران) آن را شاهی می‌نامیدند. قائم‌شهر قطب صنعت و صادرات در مازندران و از شهرهای مهم ترابری، کشاورزی، گردشگری، معدنی و صنعتی ایران می‌باشد.

مناطق شهری علی‌آباد متشکل از: هفت محلهٔ کوچکسرا، کتی‌سر، آب‌بندان‌سر، حسن‌آباد، سیدمحله، بربری‌محله و مجاور محله (شامل: ترک‌محله و کبریت‌محله) و روستاهای اطراف بود که در شهریور سال ۱۳۱۴ ه‍.ش به موجب تصویب‌نامه هیئت وزیران، نام علی‌آباد به شاهی مبدل گردید،[۵] در سال ۱۳۵۷ و در جریان انقلاب ۱۳۵۷ ایران به قائم‌شهر تغییر نام پیدا کرد، شهرستان قائم‌شهر از سمت شمال و شمال غرب به شهرستان جویبار و دریای مازندران (دریای خزر)، از سمت جنوب به شهرستان سوادکوه، از سمت غرب به شهرستان بابل و از سمت شرق به شهرستان ساری محدود است. در گذشته شهرستان فیروزکوه و بخش‌هایی از شهمیرزاد، تا سال ۱۳۵۹ شهرستان سوادکوه و تا سال ۱۳۷۶ شهرستان جویبار و تا سال ۱۳۹۱ شهرستان سیمرغ، بخش‌هایی از قائم شهر بوده که به شهرستان تبدیل شدند، شهر قائم شهر پرجمعیت بوده و جمعیت آن بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۲۰۴٬۹۵۳ نفر است. بیشتر ساکنان شهر مسلمان و شیعه دوازده امامی هستند.[۶] شهرستان قائم‌شهر در ۳۶ درجه و ۲۸ دقیقه عرض شمالی تا ۵۲ درجه و ۵۳ دقیقه طول شرقی واقع شده‌است.[۷]

از نام‌های قدیمی‌تر به عشق‌آباد و قصرشیرین اشاره شده‌است.

چمنو :همچنین چمنو که از دو جزء «چمن» و «او» (آب در زبان تبری) تشکیل شده‌است و به ناحیه‌ای اطلاق می‌شد که دارای چمن و آب یا چمنزارهای با طراوت بود. در تاریخ‌های تبرستان نوشته‌اند که در سده ۶ هجری قمری، رودی از چمنو می‌گذشت که پل آن را اسپهبد نصیرالدوله رستم شاه غازی باوندی (۵۳۶ تا ۴۶۰ هجری) پادشاه تبرستان به هزینه شخصی خود تعمیر نمود تا آب آن به هرز نرود. ابن اسفندیار نیز در تاریخ طبرستان به دفعات از چمنو یاد کرده‌است. اکنون محله‌ای به نام جمنان در قائم شهر وجود دارد.

استان قائم شهر

شاهی: در دههٔ اول ۱۳۰۰ به فرمان رضاشاه؛ زادگاهش، شهر جدید شاهی بنا شد و علی‌آباد به شاهی تغییر نام یافت.[۸]

سپیدرود:[۹]

قائم شهر: در بهمن ۵۷ و پس از پیروزی انقلاب اسلامی شاهی به قائم‌شهر تغییر نام یافت.[۱۰]

جمعیت شهرستان قائم‌شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۳۰۹٬۱۹۹ نفر است، که ۲۱۵٬۲۸۰ نفر در مناطق شهری و ۹۳٬۹۱۹ در نقاط روستایی ساکن هستند[۱۱] این شهرستان در حال حاضر از ۲ شهر قائم‌شهر و ارطه و ۱ بخش مرکزی تشکیل شده‌است.
تراکم جمعیت در آن ۶۹۹ نفر در هر کیلومترمربع است که پرتراکم‌ترین شهرستان در سطح استان مازندران به نسبت وسعتش محسوب می‌شود.[۱۲][۱۳] ترکیب جمعیتی شهرستان با توجه به مهاجرپذیر بودن آن شامل اقوام مختلفی از جمله سوادکوهی‌ها، شهمیرزادی‌ها، سمنانی‌ها، گرمساری‌ها و ساکنان بومی است که اغلب آن‌ها به گویش قائمشهری[۱۴] زبان مازندرانی سخن می‌گویند.[۱۵]

مردم قائمشهر به گویش قائمشهری که یکی از گویش‌های زبان مازندرانی هست صحبت می‌کنند.[۱۶] این گویش به گویش‌های فیروزکوهی، سوادکوهی، جویباری و ساروی نزدیکی فراوانی دارد.[۱۷][۱۸][۱۹]

شهرستان قائم‌شهر برحسب شواهد و قرائن موجود از جمله اماکن مذهبی نظیر امامزاده یوسف‌رضا یا آرامگاه علامه فقیه شیخ طبرسی از سابقه دیرینه تمدن و فرهنگ قبل از قرن ششم هجری خبر می‌دهد.

در شهر شاهی هفته یک روز چهارشنبه بازار می‌شد چون در روزهای چهارشنبه هر هفته در این نقطه بازار می‌شد و اهالی دهستان‌های مجاور امتعه اهالی قراء و قصبات اطراف و حتی کسبه سایر شهرها سکه اجناس و محصولات خود را به بازار مزبور برده به معرض فروش می‌رساندند، نسبتاً اعتباری حاصل و مرکزیتی پیدا کرده‌بود.

در زمان خاندان بنی امیه حکومت عرب در جهت کنترل و تسلط بر نواحی جنوبی دریای مازندران اقدام به برقراری ۴۴ پاسگاه نظامی از آستارای کنونی تا استرآباد یا گرگان کنونی کرد که یکی از مهم‌ترین این پاسگاه‌ها قلعهٔ نظامی آرتا بود. این ۴۴ پاسگاه نظامی به «دینه سر» که در واقع معنایش «محافظ» دین است، مشهورند. در قلعهٔ نظامی آرتا فرمانده‌ای به نام بنی عباس با ۳۳۰ سرباز بر نواحی قائم شهر کنونی و ارطه و ساری کنونی حکومت می‌کرد.

با توجه به وجود تپه‌های باستانی موجود قائم شهر قدمتی دیرینه و طولانی برخوردار است:

این تاریخ دیرینه را اثبات می‌کند.

بخشی از سفرنامه دلاواله دربارهٔ مازندران: سیاح ایتالیایی از راه کویر و فیروزکوه (علی‌آباد) به مازندران رفت
در سفر به مازندران هم از خصوصیات ظاهری و اخلاقی مردم این دیار از سرزمین ایران اظهار نظر کرده و هم دربارهٔ آب و هوای منطقه و همچنین دربارهٔ دلایل توجه خاص شاه به این مناطق نگاشته‌است. دلاواله در این باره تأکید می‌کند: “زنان و مردان مازندرانی دارای چشم و ابروی سیاه و موهای مشکی هستند و بخصوص زنان در نظر من زیبا جلوه می‌کنند و بر عکس زنهای مسلمان دیگر هیچوقت چهره خود را نمی‌پوشانند و از حرف زدن با مردان امتناعی ندارند و مانند مردان این دیار در برخورد بسیار مودب و مهربان هستند و همگی مردم مازندران دوست دارند خانه خود را در اختیار مهمان قرار دهند و در قبیال او با کمال ادب و رافت رفتار کنند و من در هیچ جای دیگر دنیا ندیده‌ام مردم دهات آنقدر دارای تمدن و آداب و رسوم پسندیده باشند و ملاحظه کردم ایالت هیرکانیا که به قول قدما باید عاری از تمدن و جایگاه پلنگان وحشی باشد زیباترین نقطه ایست که تا به حال در آسیا دیده‌ام و مردم آن متمدن‌ترین و باادب‌ترین مردمی هستند که ممکن است در دنیا وجود داشته باشند، دلاواله دربارهٔ علل توجه مخصوص شاه عباس به فرح آباد و مازندران یادآوری می‌کند: “شاه عباس از عشق به آبادانی و زیبایی مملکت که می‌توان گفت در وجودش نهفته‌است و دقیقه‌ای از این کار غافل نیست، و علاقه مخصوصی که به ایالت مازندران دارد زیرا مادرش اهل منطقه بوده و خودش نیز همیشه می‌گوید خون مازندرانی در رگهایش جریان دارد.”

دلاواله در ادامه می‌افزاید از دیگر دلایل توجه شاه عباس به مازندران این است که از نظر عدم دسترسی دشمن به آن یکی از مستحکمترین نقاط ایران است. چرا که از شمال محدود به دریا و از جنوب سراسر اطراف آن را کوهستان‌های مرتفع و صعب العبور پوشانده‌است. هیچ‌یک از حکمرانان ایرانی مانند شاه عباس به فکر آبادانی منطقه نبوده‌اند و او فرح آباد را مرکز مازندران برگزیده و در آن ساختمان‌ها و قصور متعدد ساخته‌است و حتی برای آبادانی آن جمعیت‌هایی از سایر نقاط به آنجا کوچانده‌است و این مسئله باعث رونق کار هنرهای دستی و کشاورزی در سراسر منطقه شده‌است.[۲۰]

در نخستین سفرنامه ناصرالدین‌شاه به مازندران دربارهٔ قائم‌شهر سخن گفته شده:

اول از رودخانهٔ اوتی‌جان گذشتیم آب صاف همواری دارد ممرش پهن سنگ ریزهای سفید قعرش نمایان بسیار مطبوع بود این رودخانه نیز داخل تالار می‌شود. اسب در میان رودخانه راندم خیلی با صفا بود پس از عبور از رودخانه سوار کالسکه شدم با عین‌الملک صحبت می‌داشتم در این بین میرزا اسمعیل‌خان بندپئی آمد قدری با او صحبت داشتم از راه لاریجان آمده بود از صعوبت راه تعریف می‌کرد. سیم تلگراف در این منزل پاره شده بود گفتم زود بسازند. بعد از آن راه سنگستان شد سوار اسب شدم از رودخانه دیگر گذشتیم که پل یک چشمه داشت از بناهای شاه عباس رحمت‌الله مسمّی به پل بشل است. عباسقلیخان لاریجانی آمد قدری با او صحبت شد صد سوار خوب همراه داشت. زمین امروز هم صحرا هم کوه‌های کوچک هم جنگل کوتاه تک تک درخت توت ابریشم درخت گردو بسیار است. طرف دست راست دهات سروکلا، متن‌کلاً، هیوکلاده که جزء علی‌آباد است. بالای تپه متن‌کلاً به ناهار افتادیم بسیار جای خوبی است. امروز کوه دماوند و کّل کوه‌های برف‌دار لاریجان و نوا و کجور – نور همه پیداست بسیار بسیار با صفاست. از این تپّه ده واس‌کس پیداست خانه‌های سفالی تک‌تک درخت‌های مرکبات جنگل خیلی خوب و با صفا می‌نمود. از متن‌کلاً رفتم لیون پسرهای عبّاسخان بیگلربیگی آمدند به قدر ده نفر بودند. صبح در دم سراپرده محمّد مهدیخان برادر علیرضا خان آمد امروز سرکردهای نوکر اشرف و توابع آمدند قرقاول بسیاری آوردند از اینجا به علی‌آباد رسیدیم جلگه[ای] دارد چمن است. امامزادهٔ یوسف‌رضا آنجا واقع است خوب ساخته‌اند سردری مطبوع داشت یک سرو بلندی در صحنش رسته بود. کیاکلا به دو فرسخ فاصله طرف دست چپ علی‌آباد است. شیخ‌طبرسی هم در طرف دست چپ علی‌آباد است به فاصلهٔ دو فرسخ. عبّاسقلیخان می‌گفت قرقاول بسیاری دارد محمدرحیم خان واو مرخّص شده رفتند شکار آنجا. چهار پنج ساعت به غروب مانده وارد منزل شدیم کاغذهای استانبول که وزیر خارجه فرستاده بود خواندم. هوا امروز بسیار گرم بود. محمدرحیم خان [و] عبّاسقلیخان که شکار رفته بودند آمدند چند قرقاول آوردند. شتران بنه که آمدند موجب تعجّب اهل مازندران بود. شب را شغال بسیار فریاد کرد. شب را قرق[۱۶] شد به هر حال خوش گذشت.

روز شنبه پنجم ماه ذی‌الحجه صبح هوا صاف و باد تند خنکی می‌آمد. آقاسلمان‌خان رخت سواری و شمشیر مرصّع را آورد لباس پوشیدم اسب کبود ایلخانی‌فارس را یراق مرصّع زده سوار شدم. با عین‌الملک صحبت می‌داشتم راه همه خیابان بود بعضی جا آباد بعضی جا خراب. دو طرف راه جنگل کمی داشت باقی جنگل را تراشیده دهات آباد نموده گندم و شالی می‌کارند. زن و مرد بسیاری در سر خیابان به تماشا آمده بودند. طرف دست راست محال ارطی است که جزء علی‌آباد است جمعیّت و آبادی زیادی داشت که در سر راه ایستاده بودند. طرف دست چپ محال نوکنده کاه تیولی حاجی ملکزاده‌است جمعیّت زیادی از آنجا آمده بودند به استقبال اما خود دهات پیدا نبود علم شیر خالصه تیول حاجی شریف خان آن سمت نوکنده کاه است. شرف داراب کلای خالصه آن طرف دست چپ است قدری در خیابان کالسکه نشستم راه بد شد سوار گشتم. میان جنگل طرف دست چپ به ناهار افتادیم. تیمور میرزا، عین‌الملک [و] سایر پیشخدمتان بودند. پس از صرف ناهار سوار شده راندیم. قدری از خیابان را طی نمودیم خبر آوردند در جلو راه خیابان خراب است؛ راه دیگری از میان زراعت ساخته بودند از آنجا رفتیم، سوارهای نظام با بیرق و لباس خوب در جلو بودند. از ده ماه فروجک گذشتیم.[۲۱]

در سفرنامه رضاشاه به علی‌آباد آمده‌است:

صبح زود پس از قدری گردش در حوالی “شیرگاه“ به طرف “علی‌آباد“ راندیم. راه در سطح دشت امتداد دارد. تقریباً دیگر پست و بلندی مهمی پیش نمی‌آید. از اینجا، نواحی گرمسیر “مازندران“ شروع می‌شود. به کلی با قسمت کوهستان که طی کردیم اختلاف دارد، اما جنگل در زمین مسطح هم قطع نمی‌شود، فقط در مزارع دستی جنگل را بریده‌اند، و زمین را قلم و پنبه و برنج کاشته‌اند. در حدود مزارع از بقایای جنگل نمایان است، که مثل دیواری، قطعات کشت و زرع را از یکدیگر جدا می‌سازد.

“علی‌آباد“ مطابق مثل مشهور، نسبت به دهاتی که دیده بودیم، شهر محسوب می‌شود. این نقطه که در سر سه‌راه “شیرگاه“ و “ساری“ و “بارفروش“ واقع گردیده، بازار “علی‌آباد“ است، و آبادی نسبتاً مهمی دارد.
روزهای چهارشنبه اینجا بازار عمومی می‌شود. یکی از ملاکین اخیراً مهمانخانه مفصلی بنا گذارده که هرچند تمام نیست، ولی پس از دایر شدن موجب آسایش مسافرین خواهد بود.

در “علی‌آباد“ توقف نکردیم، یکسر به “کیاکلا“ که از جمله دهات حاصلخیز این حدود است، رهسپار گردیدیم، زیرا در آنجا وسائل آسایش و توقف بیشتر فراهم است.

از “علی‌آباد“ تا “کیاکلا“ سه فرسخ راه است. جاده شوسه نیست، ولی قبلاً امر داده بودم که برای هدایت اتومبیل‌ها در کنار راه‌های روستائی، در فاصله‌های مختلف نی نصب کنند که همراهان راه را گم نکنند و به‌زحمت دچار نشوند. مع‌هذا راه را با منتهای زحمت عبور کردیم. باتلاق و آب و پست و بلندی زیاد است. غالباً اتومبیل‌ها را با دست می‌کشیدند و می‌بردند. دو دستگاه اتومبیل در بین راه ماند، که قادر بر حرکت دادن آن‌ها نشدند، متجاوز از سه ساعت طول کشید تا این سه فرسنگ راه را طی کردیم.

یک نواختی زمین، موانع جنگل، رطوبت و گرمی هوا از یک‌طرف، پشه و باتلاق و عفونت بعضی قسمت‌ها از طرف دیگر، تمام دشت “مازندران“ را غیرقابل توقف می‌کند.

هرچند از حیث هوا و آب و چشم‌انداز، در صفحات صحرائی “مازندران“، جای قابل تمجیدی دیده نمی‌شود، اما از لحاظ زراعت و تجارت یکی از برومندترین و حاصلخیزترین و نافع‌ترین اراضی ایران به‌شمار می‌رود. برکت خاک، نزدیکی به دریا، رودخانه‌های قوی، و سایر عوامل ترقی و توسعه موجود است.
در “کیاکلا“ امر دادم دواخانه‌ای دایر نموده‌اند. مریضخانه کوچکی هم نظر دارم اینجا بسازم.
چنان‌که در اول این سفرنامه اشاره کردم، “مازندران“ خانه من، و مسقط‌الرأس من است. من وظیفه شخصی خود می‌دانم که به عمران و آبادی این نقطه توجه مخصوص نمایم.

قبل از ظهر به قریه “کیاکلا“ رسیدیم. امروز نوبت بازار در این ده بود.

مرسوم است که هر روزی در یکی از نقاط، که نسبتاً مرکزیت داشته باشد، بازار عمومی تشکیل می‌شود. روزهای یک‌شنبه در “کیاکلا“، و روزهای چهارشنبه در “علی‌آباد“ بازار دایر می‌گردد.

از نقاط مختلف اشخاصی که اجناس فروختنی داشته باشند، به آن محل آورده عرضه می‌کنند. همچنین مشتریان و تماشاچیان از هر طرف به آنجا روی نهاده، از اجناس بازار، یا از دیدار رفقای خود، استفاده می‌کنند. فی‌الحقیقه این یک نوع نمایشگاه یا سوق عکاظ است که فوائد بسیار برای اهالی دارد. هم اجناس آن‌ها به‌فروش می‌رسد، هم با یکدیگر معاشرت می‌کنند، و هم از صنایع یکدیگر تقلید می‌نمایند. سابقاً در خیلی از نقاط، این بازار دایر می‌شده، ولی اکنون جز در چند نقطه باقی نیست.

در فضای جلوی ده جمعی کثیر، از زن و مرد و طفل گردآمده بودند، بعضی در روی زمین اجناس محلی و امتعه خارجی خود را گسترده و مشتریان از هر جانب آن را احاطه کرده بودند. بعضی هم در راه دیده می‌شدند، که نفت و قند غیره خریداری به‌دهات خود مراجعت می‌کردند.
قریه “کیاکلا“ از دهات بزرگ این ناحیه علی‌آباد است. اخیراً بر حسب دستور من، یک باب کارخانه پنبه پاک کنی در آنجا دایر شده‌است. لدی‌الورود، قبل از صرف ناهار، رفتم به کارخانه. ساختمان، آلات و ادوات، ماشین‌های کارخانه، انبارها، نوع پنبه، ملزومات و اثاثیه کارخانه را تماشا کردم.
را که از دایر شدن این مؤسسه در خود احساس کردم، از حد وصف قلم خارج است. اولین دفعه است که دست تمدن جدید، صنعت جدید و ماشین در این ناحیه وارد شده‌است. اولین دفعه است که “مازندران“ قدیم، “مازندران“ تاریخ‌دار، از مدنیت جدید و تکامل جدید و تکامل تدریجی حسن استقبال می‌کند. اولین دفعه است که “مازندران“ بی‌نظیر، استعداد فطری خود را برای جلب منافع مشروع ظاهر می‌سازد. اولین دفعه است که “مازندران“ بازار “اروپا“ و دنیا را در نظر گرفته و می‌خواهد علائم و آثار مثبتی از خود در عرصه گیتی ابراز نماید.

منظره درخت‌های مرکبات در این ناحیه، لطف مخصوصی دارد. مبالغه نخواهد بود اگر بعضی از آن‌ها را به درخت‌های گردوی کوچکی تشبیه کنیم که در نقاط ییلاقی به عمل می‌آید. بوته‌های پنبه در این حدود و صحرای “گرگان“ شبیه به هیچ‌یک از نقاط ایران نیست.

چای کاری و اهمیت این زراعت پرمنفعت برمردم این حدود مجهول است، و تازه در “لاهیجان“ شروع کرده‌اند که این محصول را بکارند. من تصور می‌کنیم که اغلب نقاط “مازندران“ برای چای کاری خوب است. باید دستور بدهم که مطالعه کاملی در این باب بنمایند. خیال می‌کنم که رفع احتیاج اهالی را به‌وجه خیلی خوب، می‌توان از حیث چای نمود.
در ضمن اوامری که برای ساختن راه‌های “مازندران“ داده‌ام، یکی هم بنای پل آهنین معظمی است بر روی این رودخانه، که کاملاً رشته ارتباط را مستحکم سازد. “بارفروش“ را “بارفروش‌ده“ هم می‌گفتند. تدریجاً شهر بزرگ تجارتی شده‌است، و سزاوار لقب ده نیست. بیشتر اهمیت این شهر از حسن موقع “مشهدسر“ است، که در امتداد شمالی “کیاکلا“ واقع، و اخیراً براعتبار تجارتی آن افزوده شده‌است. این بندر هم مثل “بندرجز“، قابل ورود کشتی‌های بزرگ تا ساحل نیست، و سفاین در مسافت هزار و پانصد ذرع ایستاده، احمال خود را به کرجی‌ها و قایق‌ها تحویل می‌دهند.
صبح دوشنبه نیز در این قریه مانده، تجار و محترمین “بارفروش“ را که آمده بودند، پذیرفتم. دستورهایی راجع به ترویج زراعت پنبه و چای صادر کرده، و بعد از ظهر اجازه حرکت به‌طرف “ساری“ دادم.

خیال داشتم که در “کیاکلا“ دوسه شب بمانم. چون هوا قصد بارندگی داشت، نتوانستم به تصمیم خود عمل نمایم، زیرا در صورت بارندگی، عبور از این دو سه فرسخ راه تا “علی‌آباد“ غیرممکن می‌گشت، و با علامات نی و نصب چوب هم نمی‌شد عبور نمود، و مجبور می‌شدیم مدتی در این قریه بمانیم. لهذا از همان راهی که دیروز آمده بودیم، به “علی‌آباد“ بازگشتیم.

در “کیاکلا“، چیزی که دقت مرا کاملاً جلب کرد، این بود که از تمام خانه‌های ده، تنها کوچه و در خانه‌ای که جارو و تمیز شده بود، فقط دو سه‌خانه‌ای بود که ارامنه در آنجا سکنی داشتند، و از اطفال ده نیز که در کوچه‌ها مشغول بازی بودند، فقط دخترهای کوچک این سه چهار خانواده ارامنه را دیدم که موهای خود را شانه زده‌اند.

پل رودخانه “سیاه‌رود“ فعلاً بد نیست. شاگردان مدارس دهات، که اخیراً تأسیس شده، با پرچم‌های سه‌رنگ در کنار جاده صف کشیده، سرود می‌خواندند. سرود آن‌ها تقریباً با همان لهجه مازندرانی، خالی از مزه نبود. شاگردها را نوازش کردم. معلمین و مدیرها را هم تشویق کردم که بر مراقبت خود در تربیت شاگردها بیفزایند.

منظره محصلین مدارس، و چهره‌های بی‌گناه آنها، از هر چیز بیشتر مرا متأثر می‌کند، اما تأثری که پایه آن فقط بر روی شوق و آمال بزرگ گذارده شده‌است، و بالاخره همین نسل است که باید غرور ملی و عرق وطن‌پرستی، در دیباچه دفاتر زندگی آن‌ها نقش بندد.

“علی‌آباد“، همین نقطه‌ای که فعلاً اقامت دارم، بهترین و مناسبترین محلی است که باید مرکز “مازندران“ را تشکیل دهد، و این قصبه کثیف و ویران به یک شهر زیبائی مبدل گردد که برای اقامت دائمی هر طبقه‌ای مجاز و ممتاز بماند.

اگر موفق به کشیدن خط‌آهن ایران شدم که “بحر خزر“ را با “خلیج‌فارس“ مربوط نماید، یکی از استاسیون‌های مهم آن ناچار در همین “علی‌آباد“ مستقر می‌شود، و بهترین وسیله‌ای خواهد شد که عمارت و آبادی و شهرت این نقطه را تأمین نماید.

تمام اراضی و مزارع اطراف و جوانب “علی‌آباد“ پوشیده شده‌اند از محصول پنبه، و برای تأمین تجارت این نقطه، فوراً باید یک کارخانه بزرگ نخ‌ریسی در اینجا دایر نمود، که رعایای اینجا منتظر خرید این و آن نشده، بلافاصله بتوانند مقدمات زحمت و زراعت خود را به یک نتیجه قابل انتظاری تبدیل نمایند، و راه ثروت و تمول را بروی خود بگشایند.[۲۲]

استان قائم شهر

سرانجام شاهی در سال ۱۳۰۸ به همراه چند شهر در مازندران مثل مشهد سر(بابلسر) تبرآباد (محمودآباد) دهنو (نوشهر) و سخت سر(رامسر) به فرمان رضاشاه؛ زادگاهش، شهر جدید شاهی بنا شد و علی‌آباد به شاهی تغییر نام یافت.

این کارخانجات جهت تولید خود دارای استانداردهای ملی کشور، استاندارد بین‌المللی IMS شاملISO 9001:2008، ISO14001:2005 و OHSAS18001:2005 بوده و موفق به اخذ جایزه کیفیت بر اساس مدل EFQM شده‌است.

در حاضر از قدمت فراوانی برخوردار و از بزرگترین کارخانجات نساجی خاورمیانه‌است. کلنگ احداث این کارخانه در سال ۱۳۰۷ به زمین‌خورد و در سال ۱۳۰۹ در زمینی به مساحت ۶۶۳۳ متر مربع به مدت یکسال احداث گردید، کارخانه بیشتر به منظور تهیه پارچه‌های لباس سربازان شروع به کار نموده و به مرور زمان تولیدات آن متنوع گردید. در سال ۱۳۱۵ اقدام به توسعه کارخانه گردیده شد و قسمت تهیه پنبه بهداشتی (هیدروفیل) احداث گردید، و همچنین تیم فوتبال این کارخانه با نام باشگاه فوتبال نساجی مازندران از قدیمی‌ترین تیم‌های ایران و ریشه در قلب‌های هر مازندرانی ورزش دوست دارد.

فهرست آثار باستانی ملی ثبت‌شده واقع در شهرستان قائم‌شهر:

 * شماره‌های درج شده در مقابل هر عنوان شماره ثبت اثر به عنوان یکی آثار ملی ایران می‌باشد. 

تبدیل شدن ساختمان سابق شهرداری قائم‌شهر به موزه

به گفته محسن باستانی، رئیس اداره میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری شهرستان قائم‌شهر، به منظور حفظ آثار ملی به همت این اداره و همکاری و مساعدت فرماندار و شهرداری قائم‌شهر، ساختمان قدیمی شهرداری به عنوان یازدهمین موزه استان مازندران تجهیز و بازسازی می‌شود.
این موزه دارای بخش‌های مردم‌شناسی، کتابخانه و باستان‌شناسی است که تاکنون ۴۰ درصد این ساختمان مرمت و نوسازی شده‌است. گفتنی است، ساختمان قدیمی شهرداری قائم‌شهر که قدمت آن به سال ۱۳۰۵ هجری شمسی (دوره پهلوی اول) برمی‌گردد در سال ۱۳۵۶ در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده‌است.[۲۵]

با توجه به سوابق موجود بنای اولیه این شهر در دوران قاجاریه با نام علی‌آباد نهاده شد که شامل قریه‌ای با واحدهای تجاری و مسکونی در حوالی میدان طالقانی امروزی و محله‌هایی در اطراف و روستاهای بزرگ نظیر چمنو (جمنان فعلی، که در حال حاضر بخشی از خود شهر می‌باشد) قادیکلای بزرگ و کوچکسرا در حاشیه بوده‌است که بعد از انقراض دوران قاجاریه و آغاز حکومت رضا خانی به لحاظ موقعیت خاص منطقه‌ای (محل عبور کاروان‌های تجارتی و زیارتی از استان‌های همجوار مانند تهران، گیلان و خراسان).

امروز به عنوان یک شهرستان استراتژیک جغرافیایی که ارتباط تهران بزرگ را با شمال و شمال‌شرقی از دو مسیر متفاوت جاده فیروزکوه و جاده هراز مرتبط می‌سازد دارای اهمیت ویژه می‌باشد. گفته می‌شود سالانه پنج میلیون مسافر از محور جاده فیروزکوه به قائم شهر تردد می‌کنند و از بندر بابلسر به مرز دریایی متصل می‌باشد.[۲۶][۲۷]
از نظر آب و هوایی و جغرافیایی: مدیترانه‌ای و معتدل خزری تابستان شرجی و نواحی جنوبی زمستان‌های نسبتاً سرد و پر بارش می‌باشد.
واز مرکز استان ۲۰ کیلومتر فاصله داشته و ۱۸۰ کیلومتری شمال تهران بین دریای خزر و رشته کوه‌های البرز واقع شده

شهر قائم‌شهر به دلیل قرار گرفتن میان کوه و دریا، آب و هوای معتدل و مرطوب دارد و میزان بارش زیاد باران و رطوبت بالا و قسمت‌های جنوبی شهرستان به دلیل دارا بودن پوشش کوهپایه‌ای و ارتفاع زیاد آب و هوای سردتر و کوهستانی و زمستان‌های بارانی و برفی دارد.

آمار سالیانه ایستگاه‌های سینوپتیک اداره کل هواشناسی استان مازندران در سال ۱۳۸۷[۲۸]

فاصله این شهرستان تا تهران ۲۳۷، تا ساری ۲۱ و تا بابل ۱۵ کیلومتر است. [نیازمند منبع]
راه‌های آسفالته این شهر از شهرستان فیروزکوه به مرکز کشور یکی از پرترددترین مسیرهای اصلی به‌شمار می‌رود و همچنین از آمل به تهران متصل است.

خیابان‌های اصلی این شهرستان به دلیل اینکه هرکدام به یکی از شهرستان‌های همجوار بابل، ساری، تهران و جویبار منتهی می‌شوند، در میان عامه مردم به نام این شهرستان‌ها شهرت یافته‌اند که این امر خود انتقادهایی[۲۹] را نیز به همراه داشته‌است.

خیابان ساری بلندترین خیابان شمال ایران و از صنعتی‌ترین خیابان‌های خاورمیانه می‌باشد.

راه‌آهن سراسری در شمال وارد این شهر شده و سپس تا گرگان ادامه می‌یابد.
اولین خط راه‌آهن نوین ایران در دوران رضا شاه پهلوی از شاهی (قائم شهر کنونی) تا بندر شاه (بندر ترکمن امروزی) کشیده گشت، پس از اتمام ساخت پل گردن در ساری اولین قطار در مهرماه ۱۳۰۸ به دستور رضا شاه پهلوی عازم بندر ترکمن گردید.

پس از آن هم‌زمان با احداث راه‌آهن خوزستان، کارها در رشته کوه‌های البرز آغاز گردید، کارگران مازندرانی و ترک و… در کنار سایرین و مهندسین و پیمانکاران به ویژه آلمانی‌ها، کار ساخت تونل‌ها و پل‌ها را پیگیری کردند.

به ترتیب حروف الفبا: بهشتی‌محله، بربری محله، تازه‌آباد (اسلام‌آباد یا جوکی‌محله)، تُرک محله، جمنان، چمازکتی، حسن‌آباد، سیاه کلاً، سیدمحله، شانزده‌متری دوم، شهدا محله، صفی‌آباد، فردوس محله، فرهنگ شهر، قائم‌محله، قائمیه، کارگر محله، کفشگرکلا، کوچکسرا، لیلاباد، مجاور محله، مطهری‌محله و …

کوچکسرا: از محله‌های قدیمی و سنتی شهر می‌باشد که درباره‌اش آمده‌است:
به بازار علی‌آباد و معصوم‌زاده که یوسف رضا باشد رسیدیم که پایتخت علی‌آباد است. از این بازار بلا ۵۷ وارد شدیم و در عمارت ماشین خانه که پنبه را از تخم جدا «کوشک سرا» فاصله به می‌کنند ۵۸ در اتاق‌های خوب منزل کردیم. پذیرایی و ضیافت ایالت و همراهان به عهده ابوالقاسم خان سعید حضور حاکم بلوک علی‌آباد است که از خانواده‌های قدیم است.
شیرینی و تقدیمات و تشریفات خوبی فراهم آورده بود.
سلسله نسب مشارٌالیه از این قرار است: ابوالقاسم خان سعید حضور علی‌آبادی پسر میرزا جعفر، این میرزا علینقی آقا مستوفی سرکار است، ابن
میرزا تقی آقای صاحب دیوان وزیر در اندرون فتحعلی شاه، ابن میرزا زکی بزرگ، ابن میرزا علینقی بزرگ، ابن حاجی میرزا بیع، ابن حاجی ابوالحسن. معروف به مشهدبان است ۵۹ حاجی ابوالحسن مشهد بان جد اعلای این طایفه به واسطه انقلابات و حوادث خراسان و تاخت و تاز ترکمان یا افغان از مشهد مهاجرت و با تمول بسیار و جواهر اندوخته بی‌شمار به خط مستقیم به این سرزمین آمده میل کرده‌است که در اینجا زندگانی کند، بعضی دهات و املاک علی‌آباد را خر یده این صفحات را آباد کرده‌است، چون از مشهد رضا (ع به اینجا آمده، به مشهد بان معروف شده‌است. اولاد و احفاد او همه محترم بوده، غالب این‌ها به رتبه وزارت رسیده، بعضی از ایشان در دفتر مالیه از مستوفیان عظام بوده‌اند و من با بعضی از آن‌ها در دفتر دوستی و خلطه داشتم.
«ملالی» وی شاعری توانا بود و در قصیده مهارت به سزایی داشت. در ابتدا متخلص به» بود و پس از ورود به دربار ملقب به صاحب دیوان ادبیات دوره قاجار معروف به‌است. دیوان اشعارش که دارای حدود شش هزار بیت است در «صاحب علی‌آبادی دوران حیاتش چاپ شده‌است. وی سرانجام در ۱۲۶۵ در گذشت.
در دهات علی‌آباد «کوشک سرا» دویست خانوار است.[۳۰]

ترک محله: یکی دیگر از محله‌های قدیمی که هنوزم در بعضی مناطق می‌توان بافت قدیم و سنتی بعضی خانه‌ها را در آن دید. برج جدید شهرداری قائم شهر در ورودی ترک محله قرار داشته، مسجد بزرگ آذربایجانی‌ها نیز در این محله جای دارد.

اسلام‌آباد یا جوکی‌محله:
در دوران تیمور گورکانی عده‌ای از مردم شمال هندوستان که غالباً سیه چرده بوده و از ایلیات بودند به ایران مهاجرت کردند و در سراسر ایران پخش شدند که عده کمی از آنان امروزه در مازندران و قائم شهر مانده‌اند. آن‌ها امروزه در گوشه‌ای از شهر که اصطلاحاً به آن جوگی محله می‌گویند زندگی می‌کنند و بعضاً اخلال در شهر و زندگی مردم دارند و این محله صورت خوشی در بین اهالی شهر ندارد.

اشتغال مردم شهر بیشتر در امر صنایع ماشینی است. کارخانجات نساجی مازندران از بزرگترین کارخانجات نساجی خاورمیانه می‌باشد و نه‌تنها اهالی شهر بلکه از شهرها و استان‌های همجوار نیز در این سه کارخانه مشغول بوده‌اند که متأسفانه امروزه رونق سابق را ندارد، از این جهت از قائم‌شهر به عنوان شهر کارگری یاد می‌کنند، گونی‌بافی، کنسرو سازی، فرش بافی، دستمال بافی و پنبه پاک‌کنی و همچنین سه شهرک صنعتی در این شهر وجود دارد.

«غلام حسین افضل‌الملک» از مورخین کشور حدود ۱۰۰ سال پیش که به قائم‌شهر آمد در آثار نگاشته شده خود از کارخانه پنبه پاک‌کنی این شهر یاد کرد.

این کارخانه روزانه ۴/۵تن خمیر کاغذ، ۵۰کارتن ۴۲عددی دستمال کاغذی ۲۰برگی، ۵۰کارتن ۴۲عددی دستمال کاغذی ۳۰۰برگی، ۱۰تن دستمال لوله و ۱۷۰کارتن ۲۰تایی پوشک را تولید و به بازار عرضه می‌کند.[۳۲]

این طرح طی دو فاز در محل فعلی دپوی زباله قائم‌شهر در حال ساخت است.

وی اعتبار فاز نخست این طرح را ۸ میلیارد ریال عنوان کرد و افزود:

برای فاز دوم این طرح ۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال اعتبار در نظر گرفته شده‌است.

گران اوریمی با اظهار این که عملیات اجرایی کارخانه کمپوست قائم‌شهر از محل اعتبارات عمرانی در سال ۱۳۸۷ آغاز شد، گفت:

مساحت این کارخانه ۲۷ هزار متر مربع است و ظرفیت پذیریش روزانه ۵۰۰ تن زباله را دارد.

[۳۷]

سید عیسی هاشمی، معاون عمرانی استاندار مازندران، پیش از ظهر ۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ در همایش مدیریت صحیح پسماند و صیانت از محیط زیست که در سازمان جهاد کشاورزی مازندران برگزار شد، زمان بهره‌برداری از این واحد صنعتی را ۶ ماه آینده اعلام کرد.[۳۸]

وضعیت شاخص‌های مخابراتی مدیریت مخابرات قائم‌شهر (تا پایان سال ۱۳۸۹)

[۳۹]

امام‌زاده‌ها:[۴۰][۴۱]

حوزه‌های علمیه:[۴۲][۴۳][۴۴]

با توجه به اوضاع طبیعی شهرستان قائم‌شهر، بارش و رطوبت جهت ایجاد پوشش گیاهی فراهم است. البته پوشش گیاهی در تمام نقاط آن یکسان نیست زیرا تا ارتفاع ۲۰۰۰ متری که نفوذ رطوبت دریای خزر از بین رفته یا به کمترین مقدار می‌رسد، از تراکم جنگل بسیار کم می‌شود و به مرور به جای جنگل، مراتع جایگزین می‌شود.

در شهرستان قائم‌شهر فصل خشک به‌طور کامل وجود ندارد. قائم‌شهر واقع در یک جلگه به نام خودش، جلگه قائم‌شهر است. شروع جنگل قائم‌شهر از کوه پایه‌های البرز شمالی است که دارای حداکثر بارندگی است و میزان گسترش جنگل در گذشته به طرف دشت بیشتر بوده‌است که به مرور به منظور تهیه اراضی مزروعی، درختان جنگل کاملاً بریده شده‌اند یا به صورت بقایای جنگل مخروبه با درختان پهن برگ دیده می‌شوند. به‌طور کلی جنگل‌ها در حاشیه جنوبی قائم‌شهر دارای تراکم بیشتری است و انواع درختان مانند راش، ممرز، توسکا و کلهر ملج انجیلی و… را می‌توان دید.

گونه‌های اصلی جانوری منطقهمرال، شوکا، پلنگ، سیاه‌گوش، گربه وحشی ،خرس قهوه‌ای، شغال، گراز، روباه معمولی، تشی، رودک، جوجه تیغی، سنجابک، درختی، قرقاول، کبوتر جنگلی، ابیا، عقاب، کرکس، قرقی، توکای گلوسیاه، توکای پشت بلوطی، مار آبی، و لوس مار و… هستند.

سد زمزم (برنجستانک): سد زمزم سدی از نوع خاکی با هسته رسی واقع در قائم‌شهر، روستای برنجستانک می‌باشد.
طول این سد ۲۴۲ متر، عرض آن ۱۰ متر و ارتفاعش از کف پی ۳۲ متر بوده و حجم آن ۹٫۰۰۰٫۰۰۰ متر مکعب می‌باشد.
این سد به منظور ذخیره‌سازی آب و استفاده از آن در مواقع کم‌آبی برای تأمین آب در ۱۱۲۰ هکتار از اراضی کشاورزی و شالیزارهای پایین‌دست سد، احداث گردیده‌است.

این سد در منطقه‌ای بین شهر شیرگاه و قائم شهر واقع شده‌است.

آب‌بندان ساروکلا

قائم شهر یکی از معدود شهرهای استان می‌باشد که دو رودخانه تلار و سیاهرود را در غرب و شرق خود جای داده که وجود این دو رودخانه جلوه زیبایی به بافت شهری داده‌است.

رودخانه‌های تلار و سیاهرود از ارتفاعات کوه‌های شهرستان سوادکوه و قائم شهر، در جنوب شهرستان قائم‌شهر سرچشمه گرفته و پس از مشروب کردن شهرهای سواد کوه، سیاهرود از شرق و تلار از غرب قائم‌شهر گذشته و به دریای مازندران می‌ریزند.

از جمله رودخانه‌های منطقه‌ای این شهر، به رودخانه سید رود در روستای طارسی‌کلاً و رودخانه هتکه روستای حاجی‌کلاً صنم بزرگترین و پرآب‌ترین رودخانه روستا می‌باشد که از رودخانه بزرگ تلار سرچشمه می‌گیرد. این رودخانه قسمت عظیمی از آب شالیکاران روستای صنم حاجیکلا را فراهم می‌نماید. در ادامه این رودخانه قسمتی از آن در آب‌بندان بزرگ روستا می‌ریزد و بخش اعظم آن دوباره پس از طی مسیر و آبیاری روستای ملک‌خیل و دیگر روستاها دوباره به رودخانه تلار می‌پیوندد و به دریا می‌ریزد؛ که نقش بسزایی در کشاورزی منطقه ایفا می‌کند نیز می‌توان اشاره کرد.[۵۱]

رودخانه سیاهرود از نقطه‌ای به طول جغرافیایی ۵۳درجه و ۲۸دقیقه شرقی و عرض۳۶درجه و ۲۷دقیقه شمالی و ارتفاع ۲۶۰ متری شرق روستای پرچینک واقع در ارتفاعات بین قائم‌شهر و ساری در استان مازندران سرچشمه گرفته پس از گذشت از داخل شهر قائم‌شهر و شرق شهرستان جویبار مستقلاً به دریای خزر می‌ریزد. این سرشاخه دارای حوزه‌ای باران‌گیر می‌باشد و در مواقع بارندگی با سیلاب نسبتاً زیاد همراه‌است.

سیاهرود نام خود را از سیاهی و ناپاکی نگرفته‌است بلکه سایه تاج پوشش بهم‌تنیده درختان بلوط بلند مازو (Quercus castaneifolia) که همچون چتری سبز آن را در بر می‌گرفت سبب شد که نام آن را سیاهرود (به مازندرانی: سیو رود) نهند. چنانچه از برخی نوشته‌ها بر می‌آید در زمان‌های دور سیاهرود یکی از زیستگاه‌های ماهی قزل‌آلا بوده‌است. (قزل‌آلا بیواندیکاتور آب سالم و آشامیدنی است). و همچنین ماهی اورنج که در حال منقرض شدن می‌باشد. رودی پرآب و پاک که در مسیر خود آبندان‌هایی را سیراب می‌نمود و مورد استفاده تفریحی نیز قرار می‌گرفت، اما امروزه عوامل انسانی همچون سد بیولوژیک فرایندهای طبیعی این اکوسیستم را مختل نموده‌است.

در ارتفاعات بالا دست و سرچشمه رودخانه چشمه‌سارهای بکر دیده می‌شوند. در ارتفاعات رودخانه کم عمق، شفاف، پرپیچ و خم با بستری قلوه سنگی بوده با میزان اکسیژن محلول (Do) بالا که امکان زیست موجودات آبزی اکسیژن دوستی نظیر خرچنگ آبی، مار آبی و قورباغه‌ها و ماهیان رودخانه‌ای را داده‌است. هر چه به نواحی دشتی نزدیکتر می‌شویم با ورود عوامل انسانی نظیر انواع آلاینده‌های شهری و صنعتی، کیفیت فیزیکوشیمیایی آب دچار تغییر شده و به دنبال آن تنوع و پراکنش میکرو و ماکرو ارگانیسم‌های آبی را تحت تأثیر قرار داده‌است.[۵۲]

پارک ساحلی رودخانه سیاه‌رود و کمپینگ اسکان مسافران و زمین ورزشی واقع در کمربندی قائم شهر-پرچیکلا در حاشیه رودخانه قرار دارد؛ که بزودی در این مکان بازار بزرگ ماهی فروشان احداث می‌گردد.

مشخصات سر شاخه سیاهرود: وسعت ۹/۱۳۱ کیلومتر مربع

طول شاخه اصلی تا ساحل دریا ۲۵/۶۱ کیلومتر

ارتفاع حداقل ۸۰ + متر

حداقل دبی ۲/۰ لیتر در ثانیه

حداکثر دبی ۴ لیتر در ثانیه

مجموع دبی چشمه‌های آمار برداری شده: ۴۰ لیتر در ثانیه

رودخانه تلار از ارتفاعات ۲۵۰۰ متری جنوب قائم شهر و رشته کوه‌های البرز در سوادکوه سرچشمه می‌گیردو در منطقهٔ دوآب با رودخانهٔ کبیر که از ارتفاعات دهستان چاشم سرازیر می‌شود ترکیب شده و رودخانهٔ تلار را تشکیل می‌دهد.

ریخت‌شناسی این رودخانه تلفیقی از رود پیچان (meander) و دره- رودخانه (River – Valley) می‌باشند. تلار (رود) به موازات جاده فیروز کوه – قائم شهر جریان داشته و در محل روستای ملک کلاً وارد پهنه ساحلی خزر می‌گردد.

درازای تلار در پهنه خزر بیش از ۲۵ کیلومتر و شیب بستر آن ۱۰ در هزار(۱درصد) است. تلار رود از حاشیه باختری قائم شهر گذر کرده و از پیرامون بسیاری از محله‌ها و روستاها عبور می‌نماید. پس از گذر از قائم شهر و بهنمیر در محل شیلات می‌رود (۸ کیلومتری خاور بابلسر) وارد دریای خزر می‌گردد. سطح اساس محلی تلار ۲۴- متر از سطح دریای آزاد می‌باشد(LBL=-۲۴)

تقریباً در ۳ کیلومتری باختر قائم شهر و در میانه دو روستای «سراج کلاً» و همت‌آباد جاده بابل – قائم شهر را قطع می‌کند. این رودخانه هم چنین در باختر روستای «عرب خیل» و «کاله» از محور بابلسر- بهنمیر گذر می‌نماید. دستگاه‌های آب‌نگاری و سیلاب در این رودخانه نصب نشده‌است. در فاصله کیلومتر ۳۰۰+ ۳۰ یک پل بتنی دوبانده محور بابل- قائم شهر، دو ساحل تلارود را به یکدیگر متصل می‌کند. این پل ۶ سال پیش‌ساخته شده‌است.[۵۲]

هتل تلار و نمایشگاه بین‌المللی مازندران و پارک ساحلی سراج بر حاشیه این رودخانه در نزدیکی روستای سراج کلاً احداث شده که دارای شهربازی و پیست کارتینگ و کمپینگ اسکان مسافران می‌باشد.

تیرماسیزه شو[۵۳] یا تیرگان یکی از جشن‌های ایرانی در روز تیر از ماه تیر برابر با سیزدهم تیرماه‌است. عده‌ای این جشن را در روزهای دیگر و از جمله در دهم تیر برگزار می‌کنند که به اعتقاد استادان ایران‌شناس نادرست است. جشن همه ساله توسط زرتشتیان ایران در بیشتر شهرهای جهان و ایران نیز برگزار می‌شود.

کشتی لوچو[۵۴] از کشتی‌های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می‌شد. امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان، انجام می‌شود. در ایام دیگر مانند اعیاد مذهبی و ملی نیز کشتی لوچو برگزار می‌شود و جایزه برنده یک راس گاو است که توسط اهالی خریداری می‌شود. برای مسابقه دو نفر از کشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می‌شوند در این کشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست، سرچنگک و ضربه زدن به کتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می‌شود. کشتی‌گیری که در این دو هفته تمام حریفان را شکست دهد، برنده مسابقه‌است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می‌شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه بدهد. همه ساله جام‌هایی در روستاهای قراخیل[۵۵] و المشیر برگزار می‌شود که شرکت کنندگان از سراسر مازندران به رقابت می‌پردازند.

نوروز خوانان معمولاً” پانزده روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند.
نوروز خوانان معمولاً” پانزده روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه‌های محلی، طلیعه سال نو را به آنان مژده می‌دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می‌خواند، یک نفر ساز می‌زند، نفر دیگر که به آن کوله کش (بارکش) می‌گویند به در خانه‌های مردم می‌رود و می‌خواند:
باد بِهارون بِیَمو / نِئروز سلطان بِیَمو
مژده هادین دوستان رِ / گل بیَمو گلستون رِ
بهار آمد بهار آمد خِش آمد / علی با ذولفقار آمد، خوش آمد
نِئروزتان نِئروز دیگر / شِه ما رِ سال نی بووئه مِوارِک
صاحب خانه نیز با دادن پول، شیرینی، گردو، تخم مرغ و نخود، و کشمش از آنان پذیرایی می‌کند.
حضور نوروز خوانان در شهرستان قائمشهر، رنگ و بویی دیگر به شهر بخشید و موجب شد تا این سنت نیکوی گذشتگان همچنان زنده و پابرجا بماند.[۵۶]

نوروز خوانی در مازندران – روایت تصویر[پیوند مرده]

هنگام تحویل سال افراد خانواده دور سفره یا مشابه آن هفت سین که با ظرافت و سلیقه خانم خانه چیده شده می‌نشینند و در حالیکه پدر خانواده دعای تحویل می‌خواند منتظر سال نو می‌شوند. در گذشته که امکانات ارتباطی مانند رادیو و تلویزیون نبود با تیراندازی یا گفتن اذان سال جدید را به همه اعلام می‌داشتند. بعد از این که سال نو شد کسی (معمولاً بچه‌ها) که به عنوان مادرمه (مادِرمه) انتخاب شده با مجمعی که در ان قرآن، آیینه، اب، سبزه و شاخه‌های سبز جوان قرار دارد وارد خانه می‌شود چهارگوشه اتاق‌ها را آب می‌پاشد قرآن را کنار سفره هفت سین می‌گذارد و شاخه‌های تازه سبز شده و دارای شکوفه (معمولاً از درخت گوجه سبز) را به این نیت که سال سرسبز و خوش و خرمی برای خانواده باشد، جلوی در اتاق آویزان یا روی طاقچه اتاق می‌گذارد. در این روز مادر خانه، غذای عید، سبزی پلو با مرغ یا گوشت درست می‌کند. علاوه بر آن بعضی هم غذایی به عنوان خیرات برای اموات می‌برند و بین مردم پخش می‌کنند، معمولاً رسم بر این است که فرد خوش خو و خوش قدم ماه در مه انجام دهد.[۵۷][۵۸]

سیزده شو یا (لال شو)

یکی از قدیمی‌ترین جشن‌های مازندرانی می‌باشد که در حال حاضر رو به فراموشی می‌باشد

خوراکی‌های معرف این جشن

پیس کنده

بادونه

پشت زیک

کماج

آش

شعر این شب که توسط چند نقر با در داشتن ترکه و کیسه به سر به همراه کودکان با درست داشتن یک کیسه به درب خانه‌های همایسگان رفته و این شعر را می‌خوانند،

«لال بیَمو، لال بیَمو، پارسال و پیرار بیَمو، چِل بَزِن دیگه بَزِن، لال اِنِه لالَک اِنِه، سالو ماه ارزون بوه، لال مار رسوا نَوِ، لال اِنِه لالَک اِنِه، پار بورده امسال انه»

نفری که نقش لال را بازی می‌کند با در دست داشتن ترکه به یکی از افراد خانه ضربه آرامی می‌زند مازندرن‌ها باور دارند که لال هر کس را با ترکه بزند تا سال بعد مریض نخواهد شد.

بعد از خواندن این شعر صاحب خانه هدیه ای به آن‌ها از جمله پول، شیرنی و نان سنتی در داخل کیسه آنها قرار می‌دهد.

یکی دیگر از رسم‌های خوب این شب جمع شدن کل اقوام دور هم به مدت ۸ ساعت یا بیشتر، گذراندن وقت و خوردن گردو، سنجد، شیرینی، میوه و چای در کنار هم این شب را به اتمام می‌رسانند.

اراضی حاصلخیز این شهرستان استعداد سرشاری جهت کشت محصولات متنوع مخصوصاً گندم، جو، برنج، صیفی‌جات، لوبیای روغنی و… دارد. همچنین قائم‌شهر قطب تولید مرکبات در ایران است؛[۵۹] باغ‌های پرمحصول مرکبات این شهر درجاده نظامی مورد توجه‌است.[۶۰]
محصولاتی نیز مانند نیشکر،[۶۱] عسل، ابریشم،[۶۲] کنف، کنجد در روستاهای جنگلی و کوهپایه‌ای مانند سید ابوصالح، گل‌افشان و ریکنده به چشم می‌خورد.
پرورش گاو و گوسفند و بز نیز در نواحی مختلف جلگه‌ای و کوهپایه‌ای و با استفاده از امکانات هر روستا متداول است.

کاشت و تهیه شکر قرمز به سبک سنتی از نیشکر بیشتر در روستاهای سیف کتی، ریکنده و سید ابوصالح قائمشهر به چشم می‌خورد. نیشکر در کارگاه‌های سنتی فراوری شده و علاوه بر شکر دوشاب نیز از آن گرفته می‌شود. شکر حاصل از آن به رنگ قهوه‌ای یا به زبان محلی سیاه شکر، خواص زیادی دارد که از آن جمله می‌توان به رفع خستگی مزمن، پاک‌کننده ضایعات کبدی، رفع گرمی دهان و زبان و التهابات لثه اشاره کرد. همچنین برای درمان فاویسم، کم خونی یرقان داخلی و عصبی بسیار مفید می‌باشد.
نیشکر پس از سقوط و انحطاط به‌طور بسیار ابتدائی و به مقیاس کم در مازندران و نواحی مساعد کنار دریای خزر کشت می‌شد.
در زمان ناصرالدین شاه و به کوشش امیر کبیر اقداماتی در جهت احیاء این صنعت نیشکر مازندران را برای کشت به خوزستان برد، تلاش او در مازندران و خوزستان از طریق ورود قلمه‌های جدید از هندوستان به عمل آمد. لیکن قند سازی از نیشکر نه در مازندران و نه در خوزستان رونق نیافت.[۶۳][۶۴][۶۵]
تصویری/ پختن نیشکر در قائمشهر

از سوغاتی‌های قائم شهر شامل غذاهای سنتی، میوه‌ها و صنایع دستی این شهر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

غذاهای سنتی قائم شهر شامل، ناز خاتون، آش گزنه (گزنه آش) ،آش کدو ،آش ترش(تِرش آش)، آش دوغ، ته چین، فسنجان، انار تیم خِرِش، خورش مرغ ترش، باقالا پلو، امرغ شکم پر، کدو پلو (کهی پِلا)، اکبر جوجه، ماهی شکم پر، و… می‌شود. همچنین به دلیل استفاده از شکر سرخ، و رب انار طعم مَلَس دارد.

نان و شیرینی: تندیرنون (نان محلی)، سوهان کنجد (پِشتِ زیک) ،برنجک (بهادانه)، پیس گندله، کوماج و…

ترشی:بادمجان ترشی، سیر ترشی، هفت بیجار، ترشی یارمسی، ناز خاتون، وینگوم زالک، هلی ترشی، آبغوره، آب نارنج و …

مربا: آلبالو، بِه، تمشک، گلابی، سیب، پرتقال، انجیر، هویج، بالنگ، بهارنارنج و …

شربت: بهارنارنج، آلبالو، انار و …

میوه و …: انواع مرکبات، کیوی، ازگیل جنگلی (کِنِس)، گلابی وحشی، تمشک وحشی جنگلی، زردکیجا (نوعی قارچ‌خوراکی)، گزنه و ولیک، غوره، کنجد، خرمالو وحشی، برنج، سویا، کُلزا ،تره بار، گوجه سبز، توتون، کنف ،شکر سرخ و…

صنایع‌چوبی، مبل سازی، نساجی، گونی‌بافی، حصیربافی، گلیم‌بافی، جاجیم‌بافی، جوراب‌بافی، موج‌بافی، پارچه‌بافی، سفال‌گری و…دستمال کاغذی، انواع پارچه، حوله، فرش ماشینی، کنسرو ،بلدرچین، مرغ و گوشت از صادرات شهرستان قائم‌شهر است.

قائم‌شهر یکی از قطب‌های ورزش در ایران می‌باشد[۵۹] و همواره در رشته‌های مختلف همانند فوتبال، ووشو،[۶۶] کبدی،[۶۷] وزنه‌برداری،[۶۸][۶۹] اسکیت رولر،[۷۰] شنا،[۷۱][۷۲][۷۳] بسکتبال،[۷۴] کشتی، ژیمناستیک،[۷۵] بوکس،[۷۶] شطرنج[۷۷] و ورزش‌های رزمی[۷۸] دارای نام‌آوران جهانی و بین‌المللی می‌باشد.
در سال ۱۳۸۹ ورزشکاران این شهر توانستند در مدت هفت ماه ۱۸۹ مدال جهانی، آسیایی، بین‌المللی و کشوری کسب کنند و قائم‌شهر پرافتخارترین شهرستان از این دیدگاه در کشور محسوب می‌شود.[۷۹]

فوتبال در شهر قائم‌شهر سابقهٔ دیرینه‌ای دارد ورزشگاه شهید وطنی (شهنا سابق) در دهه ۱۳۲۰ در قائم‌شهر ساخته شد و در گذشته‌های بسیار دور تیم‌هایی چون تاج شاهی در قبل دههٔ ۳۰ و تیم‌های بانک ملت، آزمایش، باشگاه فوتبال نساجی مازندران (تأسیس ۱۳۳۸) که یکی از قدیمی‌ترین تیم‌های ایران و به قدمت فوتبال در شمال ایران از آن یاد می‌شود و همچنین تیم نفت قائم‌شهر که بعدها منحل شد از جمله آن‌ها می‌باشند.[۸۰]
در دههٔ ۶۰ فوتبال در قائم‌شهر بین ۲ قطب نساجی و صنعت نفت قائم‌شهر که در لیگ اول ایران جام آزادگان، (هنوز لیگ برتر وجود نداشت) تقسیم شد و این ۲ تیم سرسخت‌ترین حریفان حتی استقلال یا پرسپولیس را در قائم‌شهر شکست داده یا در تهران متوقف می‌کردند.
نساجی مازندران (۲) پیروزی تهران (۰) گلها: عباس کاوند (۷۰) و قدیر غفاری (۹۳)[پیوند مرده]
در دهه ۴۰ بازیکنانی چون مسیح زاده در تیم ملی و استقلال بازی می‌کرد و در ده ۶۰ حسین مسگر ساروی کاپیتان تیم ملی هم بود و فوتبال قائم‌شهر را با درخشش بازیکنی چون نادر دست نشان می‌شناختند، (نادر دست نشان در ۸ بازی لیگ ایران سال ۷۲ توانست ۹ گل برای تیم نساجی به ثمر رساند که یک رکورد محسوب می‌شود و تاکنون کسی موفق به شکستن آن نشده)[۸۱] اما به یکباره دوران افت فوتبال قائم‌شهر آغاز شد که نفت منحل و نساجی به لیگ دسته ۱ سقوط کرده بود که سال ۱۳۹۷ پس از بیست و چهار سال انتظار هواداران به لیگ برتر ایران برگشت،[۸۲] هرچند این سال‌ها قائم‌شهر بازیکنان زیادی به لیگ برتر و تیم ملی معرفی کرده اما این‌ها نتوانسته بود جای خالی نساجی در لیگ برتر را پر کند.[۸۳]

قائم‌شهر به همراه بندر انزلی تنها شهرهایی در فوتبال ایران هستند که مرکز استان نیستند و در زمانی صاحب دو نماینده در سطح اول فوتبال کشور شده‌اند.

ترکیب جمعیتی و ادغام قومیت‌های مختلف، در کنار سایر عوامل تاریخی، ارتباطی، صنعتی و غیره، موقعیت و خصوصیات فرهنگی ویژه‌ای را به وجود آورده‌است. قائم‌شهر از نظر درصد با سوادی مردم دارای رتبه اول در استان است.[۹۴] جمعیت افراد با سواد در قائم‌شهر ۸۹٫۳٪ است.

این مجموعه به مساحت حدود ۱۴ هکتار در شهرستان قائم‌شهر و در حاشیه رودخانه تِلار واقع شده‌است.

اطلاعات جامعی از قائمشهر همچون تاریخ، محله ها، روستاها، بزرگان، قهرمانان، نقاط دیدنی ، آداب و رسوم مردم و … در سایت قائمشهر در دست جمع آوری است. tireng.ir

بقعه آرامگاه امامزاده سید محمد زرین نوا

ساختمان قدیمی شهرداری قائم‌شهر

طبیعت زیبای سد زمزم

رودخانه سیاهرود قائم‌شهر

بنای قدیم شهرداری قائم‌شهر

پل سنگی شاهپور

طبیعت زمستان در جاده شیرگاه

آب‌بندان ساروکلا

امامزاده سید ابوصالح

پارک ولیعصر

برج شهرداری (ساختمان جدید)

آب‌بندان ساروکلا

منطقه جنگلی جاده نظامی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائم شهر



«آدرس موسسات غیرانتفاعی مازندران»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

قائم‌شهر ( تلفظ راهنما·اطلاعات) از پرجمعیت‌ترین و بزرگترین شهرهای استان مازندران و شمال ایران و مرکز شهرستان قائم‌شهر می‌باشد که در ناحیهٔ البرز مرکزی قرار گرفته و در گذشته (قبل از انقلاب ۱۳۵۷ ایران) آن را شاهی می‌نامیدند. قائم‌شهر قطب صنعت و صادرات در مازندران و از شهرهای مهم ترابری، کشاورزی، گردشگری، معدنی و صنعتی ایران می‌باشد.

مناطق شهری علی‌آباد متشکل از: هفت محلهٔ کوچکسرا، کتی‌سر، آب‌بندان‌سر، حسن‌آباد، سیدمحله، بربری‌محله و مجاور محله (شامل: ترک‌محله و کبریت‌محله) و روستاهای اطراف بود که در شهریور سال ۱۳۱۴ ه‍.ش به موجب تصویب‌نامه هیئت وزیران، نام علی‌آباد به شاهی مبدل گردید،[۵] در سال ۱۳۵۷ و در جریان انقلاب ۱۳۵۷ ایران به قائم‌شهر تغییر نام پیدا کرد، شهرستان قائم‌شهر از سمت شمال و شمال غرب به شهرستان جویبار و دریای مازندران (دریای خزر)، از سمت جنوب به شهرستان سوادکوه، از سمت غرب به شهرستان بابل و از سمت شرق به شهرستان ساری محدود است. در گذشته شهرستان فیروزکوه و بخش‌هایی از شهمیرزاد، تا سال ۱۳۵۹ شهرستان سوادکوه و تا سال ۱۳۷۶ شهرستان جویبار و تا سال ۱۳۹۱ شهرستان سیمرغ، بخش‌هایی از قائم شهر بوده که به شهرستان تبدیل شدند، شهر قائم شهر پرجمعیت بوده و جمعیت آن بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۲۰۴٬۹۵۳ نفر است. بیشتر ساکنان شهر مسلمان و شیعه دوازده امامی هستند.[۶] شهرستان قائم‌شهر در ۳۶ درجه و ۲۸ دقیقه عرض شمالی تا ۵۲ درجه و ۵۳ دقیقه طول شرقی واقع شده‌است.[۷]

از نام‌های قدیمی‌تر به عشق‌آباد و قصرشیرین اشاره شده‌است.

چمنو :همچنین چمنو که از دو جزء «چمن» و «او» (آب در زبان تبری) تشکیل شده‌است و به ناحیه‌ای اطلاق می‌شد که دارای چمن و آب یا چمنزارهای با طراوت بود. در تاریخ‌های تبرستان نوشته‌اند که در سده ۶ هجری قمری، رودی از چمنو می‌گذشت که پل آن را اسپهبد نصیرالدوله رستم شاه غازی باوندی (۵۳۶ تا ۴۶۰ هجری) پادشاه تبرستان به هزینه شخصی خود تعمیر نمود تا آب آن به هرز نرود. ابن اسفندیار نیز در تاریخ طبرستان به دفعات از چمنو یاد کرده‌است. اکنون محله‌ای به نام جمنان در قائم شهر وجود دارد.

استان قائم شهر

شاهی: در دههٔ اول ۱۳۰۰ به فرمان رضاشاه؛ زادگاهش، شهر جدید شاهی بنا شد و علی‌آباد به شاهی تغییر نام یافت.[۸]

سپیدرود:[۹]

قائم شهر: در بهمن ۵۷ و پس از پیروزی انقلاب اسلامی شاهی به قائم‌شهر تغییر نام یافت.[۱۰]

جمعیت شهرستان قائم‌شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۳۰۹٬۱۹۹ نفر است، که ۲۱۵٬۲۸۰ نفر در مناطق شهری و ۹۳٬۹۱۹ در نقاط روستایی ساکن هستند[۱۱] این شهرستان در حال حاضر از ۲ شهر قائم‌شهر و ارطه و ۱ بخش مرکزی تشکیل شده‌است.
تراکم جمعیت در آن ۶۹۹ نفر در هر کیلومترمربع است که پرتراکم‌ترین شهرستان در سطح استان مازندران به نسبت وسعتش محسوب می‌شود.[۱۲][۱۳] ترکیب جمعیتی شهرستان با توجه به مهاجرپذیر بودن آن شامل اقوام مختلفی از جمله سوادکوهی‌ها، شهمیرزادی‌ها، سمنانی‌ها، گرمساری‌ها و ساکنان بومی است که اغلب آن‌ها به گویش قائمشهری[۱۴] زبان مازندرانی سخن می‌گویند.[۱۵]

مردم قائمشهر به گویش قائمشهری که یکی از گویش‌های زبان مازندرانی هست صحبت می‌کنند.[۱۶] این گویش به گویش‌های فیروزکوهی، سوادکوهی، جویباری و ساروی نزدیکی فراوانی دارد.[۱۷][۱۸][۱۹]

شهرستان قائم‌شهر برحسب شواهد و قرائن موجود از جمله اماکن مذهبی نظیر امامزاده یوسف‌رضا یا آرامگاه علامه فقیه شیخ طبرسی از سابقه دیرینه تمدن و فرهنگ قبل از قرن ششم هجری خبر می‌دهد.

در شهر شاهی هفته یک روز چهارشنبه بازار می‌شد چون در روزهای چهارشنبه هر هفته در این نقطه بازار می‌شد و اهالی دهستان‌های مجاور امتعه اهالی قراء و قصبات اطراف و حتی کسبه سایر شهرها سکه اجناس و محصولات خود را به بازار مزبور برده به معرض فروش می‌رساندند، نسبتاً اعتباری حاصل و مرکزیتی پیدا کرده‌بود.

در زمان خاندان بنی امیه حکومت عرب در جهت کنترل و تسلط بر نواحی جنوبی دریای مازندران اقدام به برقراری ۴۴ پاسگاه نظامی از آستارای کنونی تا استرآباد یا گرگان کنونی کرد که یکی از مهم‌ترین این پاسگاه‌ها قلعهٔ نظامی آرتا بود. این ۴۴ پاسگاه نظامی به «دینه سر» که در واقع معنایش «محافظ» دین است، مشهورند. در قلعهٔ نظامی آرتا فرمانده‌ای به نام بنی عباس با ۳۳۰ سرباز بر نواحی قائم شهر کنونی و ارطه و ساری کنونی حکومت می‌کرد.

با توجه به وجود تپه‌های باستانی موجود قائم شهر قدمتی دیرینه و طولانی برخوردار است:

این تاریخ دیرینه را اثبات می‌کند.

بخشی از سفرنامه دلاواله دربارهٔ مازندران: سیاح ایتالیایی از راه کویر و فیروزکوه (علی‌آباد) به مازندران رفت
در سفر به مازندران هم از خصوصیات ظاهری و اخلاقی مردم این دیار از سرزمین ایران اظهار نظر کرده و هم دربارهٔ آب و هوای منطقه و همچنین دربارهٔ دلایل توجه خاص شاه به این مناطق نگاشته‌است. دلاواله در این باره تأکید می‌کند: “زنان و مردان مازندرانی دارای چشم و ابروی سیاه و موهای مشکی هستند و بخصوص زنان در نظر من زیبا جلوه می‌کنند و بر عکس زنهای مسلمان دیگر هیچوقت چهره خود را نمی‌پوشانند و از حرف زدن با مردان امتناعی ندارند و مانند مردان این دیار در برخورد بسیار مودب و مهربان هستند و همگی مردم مازندران دوست دارند خانه خود را در اختیار مهمان قرار دهند و در قبیال او با کمال ادب و رافت رفتار کنند و من در هیچ جای دیگر دنیا ندیده‌ام مردم دهات آنقدر دارای تمدن و آداب و رسوم پسندیده باشند و ملاحظه کردم ایالت هیرکانیا که به قول قدما باید عاری از تمدن و جایگاه پلنگان وحشی باشد زیباترین نقطه ایست که تا به حال در آسیا دیده‌ام و مردم آن متمدن‌ترین و باادب‌ترین مردمی هستند که ممکن است در دنیا وجود داشته باشند، دلاواله دربارهٔ علل توجه مخصوص شاه عباس به فرح آباد و مازندران یادآوری می‌کند: “شاه عباس از عشق به آبادانی و زیبایی مملکت که می‌توان گفت در وجودش نهفته‌است و دقیقه‌ای از این کار غافل نیست، و علاقه مخصوصی که به ایالت مازندران دارد زیرا مادرش اهل منطقه بوده و خودش نیز همیشه می‌گوید خون مازندرانی در رگهایش جریان دارد.”

دلاواله در ادامه می‌افزاید از دیگر دلایل توجه شاه عباس به مازندران این است که از نظر عدم دسترسی دشمن به آن یکی از مستحکمترین نقاط ایران است. چرا که از شمال محدود به دریا و از جنوب سراسر اطراف آن را کوهستان‌های مرتفع و صعب العبور پوشانده‌است. هیچ‌یک از حکمرانان ایرانی مانند شاه عباس به فکر آبادانی منطقه نبوده‌اند و او فرح آباد را مرکز مازندران برگزیده و در آن ساختمان‌ها و قصور متعدد ساخته‌است و حتی برای آبادانی آن جمعیت‌هایی از سایر نقاط به آنجا کوچانده‌است و این مسئله باعث رونق کار هنرهای دستی و کشاورزی در سراسر منطقه شده‌است.[۲۰]

در نخستین سفرنامه ناصرالدین‌شاه به مازندران دربارهٔ قائم‌شهر سخن گفته شده:

اول از رودخانهٔ اوتی‌جان گذشتیم آب صاف همواری دارد ممرش پهن سنگ ریزهای سفید قعرش نمایان بسیار مطبوع بود این رودخانه نیز داخل تالار می‌شود. اسب در میان رودخانه راندم خیلی با صفا بود پس از عبور از رودخانه سوار کالسکه شدم با عین‌الملک صحبت می‌داشتم در این بین میرزا اسمعیل‌خان بندپئی آمد قدری با او صحبت داشتم از راه لاریجان آمده بود از صعوبت راه تعریف می‌کرد. سیم تلگراف در این منزل پاره شده بود گفتم زود بسازند. بعد از آن راه سنگستان شد سوار اسب شدم از رودخانه دیگر گذشتیم که پل یک چشمه داشت از بناهای شاه عباس رحمت‌الله مسمّی به پل بشل است. عباسقلیخان لاریجانی آمد قدری با او صحبت شد صد سوار خوب همراه داشت. زمین امروز هم صحرا هم کوه‌های کوچک هم جنگل کوتاه تک تک درخت توت ابریشم درخت گردو بسیار است. طرف دست راست دهات سروکلا، متن‌کلاً، هیوکلاده که جزء علی‌آباد است. بالای تپه متن‌کلاً به ناهار افتادیم بسیار جای خوبی است. امروز کوه دماوند و کّل کوه‌های برف‌دار لاریجان و نوا و کجور – نور همه پیداست بسیار بسیار با صفاست. از این تپّه ده واس‌کس پیداست خانه‌های سفالی تک‌تک درخت‌های مرکبات جنگل خیلی خوب و با صفا می‌نمود. از متن‌کلاً رفتم لیون پسرهای عبّاسخان بیگلربیگی آمدند به قدر ده نفر بودند. صبح در دم سراپرده محمّد مهدیخان برادر علیرضا خان آمد امروز سرکردهای نوکر اشرف و توابع آمدند قرقاول بسیاری آوردند از اینجا به علی‌آباد رسیدیم جلگه[ای] دارد چمن است. امامزادهٔ یوسف‌رضا آنجا واقع است خوب ساخته‌اند سردری مطبوع داشت یک سرو بلندی در صحنش رسته بود. کیاکلا به دو فرسخ فاصله طرف دست چپ علی‌آباد است. شیخ‌طبرسی هم در طرف دست چپ علی‌آباد است به فاصلهٔ دو فرسخ. عبّاسقلیخان می‌گفت قرقاول بسیاری دارد محمدرحیم خان واو مرخّص شده رفتند شکار آنجا. چهار پنج ساعت به غروب مانده وارد منزل شدیم کاغذهای استانبول که وزیر خارجه فرستاده بود خواندم. هوا امروز بسیار گرم بود. محمدرحیم خان [و] عبّاسقلیخان که شکار رفته بودند آمدند چند قرقاول آوردند. شتران بنه که آمدند موجب تعجّب اهل مازندران بود. شب را شغال بسیار فریاد کرد. شب را قرق[۱۶] شد به هر حال خوش گذشت.

روز شنبه پنجم ماه ذی‌الحجه صبح هوا صاف و باد تند خنکی می‌آمد. آقاسلمان‌خان رخت سواری و شمشیر مرصّع را آورد لباس پوشیدم اسب کبود ایلخانی‌فارس را یراق مرصّع زده سوار شدم. با عین‌الملک صحبت می‌داشتم راه همه خیابان بود بعضی جا آباد بعضی جا خراب. دو طرف راه جنگل کمی داشت باقی جنگل را تراشیده دهات آباد نموده گندم و شالی می‌کارند. زن و مرد بسیاری در سر خیابان به تماشا آمده بودند. طرف دست راست محال ارطی است که جزء علی‌آباد است جمعیّت و آبادی زیادی داشت که در سر راه ایستاده بودند. طرف دست چپ محال نوکنده کاه تیولی حاجی ملکزاده‌است جمعیّت زیادی از آنجا آمده بودند به استقبال اما خود دهات پیدا نبود علم شیر خالصه تیول حاجی شریف خان آن سمت نوکنده کاه است. شرف داراب کلای خالصه آن طرف دست چپ است قدری در خیابان کالسکه نشستم راه بد شد سوار گشتم. میان جنگل طرف دست چپ به ناهار افتادیم. تیمور میرزا، عین‌الملک [و] سایر پیشخدمتان بودند. پس از صرف ناهار سوار شده راندیم. قدری از خیابان را طی نمودیم خبر آوردند در جلو راه خیابان خراب است؛ راه دیگری از میان زراعت ساخته بودند از آنجا رفتیم، سوارهای نظام با بیرق و لباس خوب در جلو بودند. از ده ماه فروجک گذشتیم.[۲۱]

در سفرنامه رضاشاه به علی‌آباد آمده‌است:

صبح زود پس از قدری گردش در حوالی “شیرگاه“ به طرف “علی‌آباد“ راندیم. راه در سطح دشت امتداد دارد. تقریباً دیگر پست و بلندی مهمی پیش نمی‌آید. از اینجا، نواحی گرمسیر “مازندران“ شروع می‌شود. به کلی با قسمت کوهستان که طی کردیم اختلاف دارد، اما جنگل در زمین مسطح هم قطع نمی‌شود، فقط در مزارع دستی جنگل را بریده‌اند، و زمین را قلم و پنبه و برنج کاشته‌اند. در حدود مزارع از بقایای جنگل نمایان است، که مثل دیواری، قطعات کشت و زرع را از یکدیگر جدا می‌سازد.

“علی‌آباد“ مطابق مثل مشهور، نسبت به دهاتی که دیده بودیم، شهر محسوب می‌شود. این نقطه که در سر سه‌راه “شیرگاه“ و “ساری“ و “بارفروش“ واقع گردیده، بازار “علی‌آباد“ است، و آبادی نسبتاً مهمی دارد.
روزهای چهارشنبه اینجا بازار عمومی می‌شود. یکی از ملاکین اخیراً مهمانخانه مفصلی بنا گذارده که هرچند تمام نیست، ولی پس از دایر شدن موجب آسایش مسافرین خواهد بود.

در “علی‌آباد“ توقف نکردیم، یکسر به “کیاکلا“ که از جمله دهات حاصلخیز این حدود است، رهسپار گردیدیم، زیرا در آنجا وسائل آسایش و توقف بیشتر فراهم است.

از “علی‌آباد“ تا “کیاکلا“ سه فرسخ راه است. جاده شوسه نیست، ولی قبلاً امر داده بودم که برای هدایت اتومبیل‌ها در کنار راه‌های روستائی، در فاصله‌های مختلف نی نصب کنند که همراهان راه را گم نکنند و به‌زحمت دچار نشوند. مع‌هذا راه را با منتهای زحمت عبور کردیم. باتلاق و آب و پست و بلندی زیاد است. غالباً اتومبیل‌ها را با دست می‌کشیدند و می‌بردند. دو دستگاه اتومبیل در بین راه ماند، که قادر بر حرکت دادن آن‌ها نشدند، متجاوز از سه ساعت طول کشید تا این سه فرسنگ راه را طی کردیم.

یک نواختی زمین، موانع جنگل، رطوبت و گرمی هوا از یک‌طرف، پشه و باتلاق و عفونت بعضی قسمت‌ها از طرف دیگر، تمام دشت “مازندران“ را غیرقابل توقف می‌کند.

هرچند از حیث هوا و آب و چشم‌انداز، در صفحات صحرائی “مازندران“، جای قابل تمجیدی دیده نمی‌شود، اما از لحاظ زراعت و تجارت یکی از برومندترین و حاصلخیزترین و نافع‌ترین اراضی ایران به‌شمار می‌رود. برکت خاک، نزدیکی به دریا، رودخانه‌های قوی، و سایر عوامل ترقی و توسعه موجود است.
در “کیاکلا“ امر دادم دواخانه‌ای دایر نموده‌اند. مریضخانه کوچکی هم نظر دارم اینجا بسازم.
چنان‌که در اول این سفرنامه اشاره کردم، “مازندران“ خانه من، و مسقط‌الرأس من است. من وظیفه شخصی خود می‌دانم که به عمران و آبادی این نقطه توجه مخصوص نمایم.

قبل از ظهر به قریه “کیاکلا“ رسیدیم. امروز نوبت بازار در این ده بود.

مرسوم است که هر روزی در یکی از نقاط، که نسبتاً مرکزیت داشته باشد، بازار عمومی تشکیل می‌شود. روزهای یک‌شنبه در “کیاکلا“، و روزهای چهارشنبه در “علی‌آباد“ بازار دایر می‌گردد.

از نقاط مختلف اشخاصی که اجناس فروختنی داشته باشند، به آن محل آورده عرضه می‌کنند. همچنین مشتریان و تماشاچیان از هر طرف به آنجا روی نهاده، از اجناس بازار، یا از دیدار رفقای خود، استفاده می‌کنند. فی‌الحقیقه این یک نوع نمایشگاه یا سوق عکاظ است که فوائد بسیار برای اهالی دارد. هم اجناس آن‌ها به‌فروش می‌رسد، هم با یکدیگر معاشرت می‌کنند، و هم از صنایع یکدیگر تقلید می‌نمایند. سابقاً در خیلی از نقاط، این بازار دایر می‌شده، ولی اکنون جز در چند نقطه باقی نیست.

در فضای جلوی ده جمعی کثیر، از زن و مرد و طفل گردآمده بودند، بعضی در روی زمین اجناس محلی و امتعه خارجی خود را گسترده و مشتریان از هر جانب آن را احاطه کرده بودند. بعضی هم در راه دیده می‌شدند، که نفت و قند غیره خریداری به‌دهات خود مراجعت می‌کردند.
قریه “کیاکلا“ از دهات بزرگ این ناحیه علی‌آباد است. اخیراً بر حسب دستور من، یک باب کارخانه پنبه پاک کنی در آنجا دایر شده‌است. لدی‌الورود، قبل از صرف ناهار، رفتم به کارخانه. ساختمان، آلات و ادوات، ماشین‌های کارخانه، انبارها، نوع پنبه، ملزومات و اثاثیه کارخانه را تماشا کردم.
را که از دایر شدن این مؤسسه در خود احساس کردم، از حد وصف قلم خارج است. اولین دفعه است که دست تمدن جدید، صنعت جدید و ماشین در این ناحیه وارد شده‌است. اولین دفعه است که “مازندران“ قدیم، “مازندران“ تاریخ‌دار، از مدنیت جدید و تکامل جدید و تکامل تدریجی حسن استقبال می‌کند. اولین دفعه است که “مازندران“ بی‌نظیر، استعداد فطری خود را برای جلب منافع مشروع ظاهر می‌سازد. اولین دفعه است که “مازندران“ بازار “اروپا“ و دنیا را در نظر گرفته و می‌خواهد علائم و آثار مثبتی از خود در عرصه گیتی ابراز نماید.

منظره درخت‌های مرکبات در این ناحیه، لطف مخصوصی دارد. مبالغه نخواهد بود اگر بعضی از آن‌ها را به درخت‌های گردوی کوچکی تشبیه کنیم که در نقاط ییلاقی به عمل می‌آید. بوته‌های پنبه در این حدود و صحرای “گرگان“ شبیه به هیچ‌یک از نقاط ایران نیست.

چای کاری و اهمیت این زراعت پرمنفعت برمردم این حدود مجهول است، و تازه در “لاهیجان“ شروع کرده‌اند که این محصول را بکارند. من تصور می‌کنیم که اغلب نقاط “مازندران“ برای چای کاری خوب است. باید دستور بدهم که مطالعه کاملی در این باب بنمایند. خیال می‌کنم که رفع احتیاج اهالی را به‌وجه خیلی خوب، می‌توان از حیث چای نمود.
در ضمن اوامری که برای ساختن راه‌های “مازندران“ داده‌ام، یکی هم بنای پل آهنین معظمی است بر روی این رودخانه، که کاملاً رشته ارتباط را مستحکم سازد. “بارفروش“ را “بارفروش‌ده“ هم می‌گفتند. تدریجاً شهر بزرگ تجارتی شده‌است، و سزاوار لقب ده نیست. بیشتر اهمیت این شهر از حسن موقع “مشهدسر“ است، که در امتداد شمالی “کیاکلا“ واقع، و اخیراً براعتبار تجارتی آن افزوده شده‌است. این بندر هم مثل “بندرجز“، قابل ورود کشتی‌های بزرگ تا ساحل نیست، و سفاین در مسافت هزار و پانصد ذرع ایستاده، احمال خود را به کرجی‌ها و قایق‌ها تحویل می‌دهند.
صبح دوشنبه نیز در این قریه مانده، تجار و محترمین “بارفروش“ را که آمده بودند، پذیرفتم. دستورهایی راجع به ترویج زراعت پنبه و چای صادر کرده، و بعد از ظهر اجازه حرکت به‌طرف “ساری“ دادم.

خیال داشتم که در “کیاکلا“ دوسه شب بمانم. چون هوا قصد بارندگی داشت، نتوانستم به تصمیم خود عمل نمایم، زیرا در صورت بارندگی، عبور از این دو سه فرسخ راه تا “علی‌آباد“ غیرممکن می‌گشت، و با علامات نی و نصب چوب هم نمی‌شد عبور نمود، و مجبور می‌شدیم مدتی در این قریه بمانیم. لهذا از همان راهی که دیروز آمده بودیم، به “علی‌آباد“ بازگشتیم.

در “کیاکلا“، چیزی که دقت مرا کاملاً جلب کرد، این بود که از تمام خانه‌های ده، تنها کوچه و در خانه‌ای که جارو و تمیز شده بود، فقط دو سه‌خانه‌ای بود که ارامنه در آنجا سکنی داشتند، و از اطفال ده نیز که در کوچه‌ها مشغول بازی بودند، فقط دخترهای کوچک این سه چهار خانواده ارامنه را دیدم که موهای خود را شانه زده‌اند.

پل رودخانه “سیاه‌رود“ فعلاً بد نیست. شاگردان مدارس دهات، که اخیراً تأسیس شده، با پرچم‌های سه‌رنگ در کنار جاده صف کشیده، سرود می‌خواندند. سرود آن‌ها تقریباً با همان لهجه مازندرانی، خالی از مزه نبود. شاگردها را نوازش کردم. معلمین و مدیرها را هم تشویق کردم که بر مراقبت خود در تربیت شاگردها بیفزایند.

منظره محصلین مدارس، و چهره‌های بی‌گناه آنها، از هر چیز بیشتر مرا متأثر می‌کند، اما تأثری که پایه آن فقط بر روی شوق و آمال بزرگ گذارده شده‌است، و بالاخره همین نسل است که باید غرور ملی و عرق وطن‌پرستی، در دیباچه دفاتر زندگی آن‌ها نقش بندد.

“علی‌آباد“، همین نقطه‌ای که فعلاً اقامت دارم، بهترین و مناسبترین محلی است که باید مرکز “مازندران“ را تشکیل دهد، و این قصبه کثیف و ویران به یک شهر زیبائی مبدل گردد که برای اقامت دائمی هر طبقه‌ای مجاز و ممتاز بماند.

اگر موفق به کشیدن خط‌آهن ایران شدم که “بحر خزر“ را با “خلیج‌فارس“ مربوط نماید، یکی از استاسیون‌های مهم آن ناچار در همین “علی‌آباد“ مستقر می‌شود، و بهترین وسیله‌ای خواهد شد که عمارت و آبادی و شهرت این نقطه را تأمین نماید.

تمام اراضی و مزارع اطراف و جوانب “علی‌آباد“ پوشیده شده‌اند از محصول پنبه، و برای تأمین تجارت این نقطه، فوراً باید یک کارخانه بزرگ نخ‌ریسی در اینجا دایر نمود، که رعایای اینجا منتظر خرید این و آن نشده، بلافاصله بتوانند مقدمات زحمت و زراعت خود را به یک نتیجه قابل انتظاری تبدیل نمایند، و راه ثروت و تمول را بروی خود بگشایند.[۲۲]

استان قائم شهر

سرانجام شاهی در سال ۱۳۰۸ به همراه چند شهر در مازندران مثل مشهد سر(بابلسر) تبرآباد (محمودآباد) دهنو (نوشهر) و سخت سر(رامسر) به فرمان رضاشاه؛ زادگاهش، شهر جدید شاهی بنا شد و علی‌آباد به شاهی تغییر نام یافت.

این کارخانجات جهت تولید خود دارای استانداردهای ملی کشور، استاندارد بین‌المللی IMS شاملISO 9001:2008، ISO14001:2005 و OHSAS18001:2005 بوده و موفق به اخذ جایزه کیفیت بر اساس مدل EFQM شده‌است.

در حاضر از قدمت فراوانی برخوردار و از بزرگترین کارخانجات نساجی خاورمیانه‌است. کلنگ احداث این کارخانه در سال ۱۳۰۷ به زمین‌خورد و در سال ۱۳۰۹ در زمینی به مساحت ۶۶۳۳ متر مربع به مدت یکسال احداث گردید، کارخانه بیشتر به منظور تهیه پارچه‌های لباس سربازان شروع به کار نموده و به مرور زمان تولیدات آن متنوع گردید. در سال ۱۳۱۵ اقدام به توسعه کارخانه گردیده شد و قسمت تهیه پنبه بهداشتی (هیدروفیل) احداث گردید، و همچنین تیم فوتبال این کارخانه با نام باشگاه فوتبال نساجی مازندران از قدیمی‌ترین تیم‌های ایران و ریشه در قلب‌های هر مازندرانی ورزش دوست دارد.

فهرست آثار باستانی ملی ثبت‌شده واقع در شهرستان قائم‌شهر:

 * شماره‌های درج شده در مقابل هر عنوان شماره ثبت اثر به عنوان یکی آثار ملی ایران می‌باشد. 

تبدیل شدن ساختمان سابق شهرداری قائم‌شهر به موزه

به گفته محسن باستانی، رئیس اداره میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری شهرستان قائم‌شهر، به منظور حفظ آثار ملی به همت این اداره و همکاری و مساعدت فرماندار و شهرداری قائم‌شهر، ساختمان قدیمی شهرداری به عنوان یازدهمین موزه استان مازندران تجهیز و بازسازی می‌شود.
این موزه دارای بخش‌های مردم‌شناسی، کتابخانه و باستان‌شناسی است که تاکنون ۴۰ درصد این ساختمان مرمت و نوسازی شده‌است. گفتنی است، ساختمان قدیمی شهرداری قائم‌شهر که قدمت آن به سال ۱۳۰۵ هجری شمسی (دوره پهلوی اول) برمی‌گردد در سال ۱۳۵۶ در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده‌است.[۲۵]

با توجه به سوابق موجود بنای اولیه این شهر در دوران قاجاریه با نام علی‌آباد نهاده شد که شامل قریه‌ای با واحدهای تجاری و مسکونی در حوالی میدان طالقانی امروزی و محله‌هایی در اطراف و روستاهای بزرگ نظیر چمنو (جمنان فعلی، که در حال حاضر بخشی از خود شهر می‌باشد) قادیکلای بزرگ و کوچکسرا در حاشیه بوده‌است که بعد از انقراض دوران قاجاریه و آغاز حکومت رضا خانی به لحاظ موقعیت خاص منطقه‌ای (محل عبور کاروان‌های تجارتی و زیارتی از استان‌های همجوار مانند تهران، گیلان و خراسان).

امروز به عنوان یک شهرستان استراتژیک جغرافیایی که ارتباط تهران بزرگ را با شمال و شمال‌شرقی از دو مسیر متفاوت جاده فیروزکوه و جاده هراز مرتبط می‌سازد دارای اهمیت ویژه می‌باشد. گفته می‌شود سالانه پنج میلیون مسافر از محور جاده فیروزکوه به قائم شهر تردد می‌کنند و از بندر بابلسر به مرز دریایی متصل می‌باشد.[۲۶][۲۷]
از نظر آب و هوایی و جغرافیایی: مدیترانه‌ای و معتدل خزری تابستان شرجی و نواحی جنوبی زمستان‌های نسبتاً سرد و پر بارش می‌باشد.
واز مرکز استان ۲۰ کیلومتر فاصله داشته و ۱۸۰ کیلومتری شمال تهران بین دریای خزر و رشته کوه‌های البرز واقع شده

شهر قائم‌شهر به دلیل قرار گرفتن میان کوه و دریا، آب و هوای معتدل و مرطوب دارد و میزان بارش زیاد باران و رطوبت بالا و قسمت‌های جنوبی شهرستان به دلیل دارا بودن پوشش کوهپایه‌ای و ارتفاع زیاد آب و هوای سردتر و کوهستانی و زمستان‌های بارانی و برفی دارد.

آمار سالیانه ایستگاه‌های سینوپتیک اداره کل هواشناسی استان مازندران در سال ۱۳۸۷[۲۸]

فاصله این شهرستان تا تهران ۲۳۷، تا ساری ۲۱ و تا بابل ۱۵ کیلومتر است. [نیازمند منبع]
راه‌های آسفالته این شهر از شهرستان فیروزکوه به مرکز کشور یکی از پرترددترین مسیرهای اصلی به‌شمار می‌رود و همچنین از آمل به تهران متصل است.

خیابان‌های اصلی این شهرستان به دلیل اینکه هرکدام به یکی از شهرستان‌های همجوار بابل، ساری، تهران و جویبار منتهی می‌شوند، در میان عامه مردم به نام این شهرستان‌ها شهرت یافته‌اند که این امر خود انتقادهایی[۲۹] را نیز به همراه داشته‌است.

خیابان ساری بلندترین خیابان شمال ایران و از صنعتی‌ترین خیابان‌های خاورمیانه می‌باشد.

راه‌آهن سراسری در شمال وارد این شهر شده و سپس تا گرگان ادامه می‌یابد.
اولین خط راه‌آهن نوین ایران در دوران رضا شاه پهلوی از شاهی (قائم شهر کنونی) تا بندر شاه (بندر ترکمن امروزی) کشیده گشت، پس از اتمام ساخت پل گردن در ساری اولین قطار در مهرماه ۱۳۰۸ به دستور رضا شاه پهلوی عازم بندر ترکمن گردید.

پس از آن هم‌زمان با احداث راه‌آهن خوزستان، کارها در رشته کوه‌های البرز آغاز گردید، کارگران مازندرانی و ترک و… در کنار سایرین و مهندسین و پیمانکاران به ویژه آلمانی‌ها، کار ساخت تونل‌ها و پل‌ها را پیگیری کردند.

به ترتیب حروف الفبا: بهشتی‌محله، بربری محله، تازه‌آباد (اسلام‌آباد یا جوکی‌محله)، تُرک محله، جمنان، چمازکتی، حسن‌آباد، سیاه کلاً، سیدمحله، شانزده‌متری دوم، شهدا محله، صفی‌آباد، فردوس محله، فرهنگ شهر، قائم‌محله، قائمیه، کارگر محله، کفشگرکلا، کوچکسرا، لیلاباد، مجاور محله، مطهری‌محله و …

کوچکسرا: از محله‌های قدیمی و سنتی شهر می‌باشد که درباره‌اش آمده‌است:
به بازار علی‌آباد و معصوم‌زاده که یوسف رضا باشد رسیدیم که پایتخت علی‌آباد است. از این بازار بلا ۵۷ وارد شدیم و در عمارت ماشین خانه که پنبه را از تخم جدا «کوشک سرا» فاصله به می‌کنند ۵۸ در اتاق‌های خوب منزل کردیم. پذیرایی و ضیافت ایالت و همراهان به عهده ابوالقاسم خان سعید حضور حاکم بلوک علی‌آباد است که از خانواده‌های قدیم است.
شیرینی و تقدیمات و تشریفات خوبی فراهم آورده بود.
سلسله نسب مشارٌالیه از این قرار است: ابوالقاسم خان سعید حضور علی‌آبادی پسر میرزا جعفر، این میرزا علینقی آقا مستوفی سرکار است، ابن
میرزا تقی آقای صاحب دیوان وزیر در اندرون فتحعلی شاه، ابن میرزا زکی بزرگ، ابن میرزا علینقی بزرگ، ابن حاجی میرزا بیع، ابن حاجی ابوالحسن. معروف به مشهدبان است ۵۹ حاجی ابوالحسن مشهد بان جد اعلای این طایفه به واسطه انقلابات و حوادث خراسان و تاخت و تاز ترکمان یا افغان از مشهد مهاجرت و با تمول بسیار و جواهر اندوخته بی‌شمار به خط مستقیم به این سرزمین آمده میل کرده‌است که در اینجا زندگانی کند، بعضی دهات و املاک علی‌آباد را خر یده این صفحات را آباد کرده‌است، چون از مشهد رضا (ع به اینجا آمده، به مشهد بان معروف شده‌است. اولاد و احفاد او همه محترم بوده، غالب این‌ها به رتبه وزارت رسیده، بعضی از ایشان در دفتر مالیه از مستوفیان عظام بوده‌اند و من با بعضی از آن‌ها در دفتر دوستی و خلطه داشتم.
«ملالی» وی شاعری توانا بود و در قصیده مهارت به سزایی داشت. در ابتدا متخلص به» بود و پس از ورود به دربار ملقب به صاحب دیوان ادبیات دوره قاجار معروف به‌است. دیوان اشعارش که دارای حدود شش هزار بیت است در «صاحب علی‌آبادی دوران حیاتش چاپ شده‌است. وی سرانجام در ۱۲۶۵ در گذشت.
در دهات علی‌آباد «کوشک سرا» دویست خانوار است.[۳۰]

ترک محله: یکی دیگر از محله‌های قدیمی که هنوزم در بعضی مناطق می‌توان بافت قدیم و سنتی بعضی خانه‌ها را در آن دید. برج جدید شهرداری قائم شهر در ورودی ترک محله قرار داشته، مسجد بزرگ آذربایجانی‌ها نیز در این محله جای دارد.

اسلام‌آباد یا جوکی‌محله:
در دوران تیمور گورکانی عده‌ای از مردم شمال هندوستان که غالباً سیه چرده بوده و از ایلیات بودند به ایران مهاجرت کردند و در سراسر ایران پخش شدند که عده کمی از آنان امروزه در مازندران و قائم شهر مانده‌اند. آن‌ها امروزه در گوشه‌ای از شهر که اصطلاحاً به آن جوگی محله می‌گویند زندگی می‌کنند و بعضاً اخلال در شهر و زندگی مردم دارند و این محله صورت خوشی در بین اهالی شهر ندارد.

اشتغال مردم شهر بیشتر در امر صنایع ماشینی است. کارخانجات نساجی مازندران از بزرگترین کارخانجات نساجی خاورمیانه می‌باشد و نه‌تنها اهالی شهر بلکه از شهرها و استان‌های همجوار نیز در این سه کارخانه مشغول بوده‌اند که متأسفانه امروزه رونق سابق را ندارد، از این جهت از قائم‌شهر به عنوان شهر کارگری یاد می‌کنند، گونی‌بافی، کنسرو سازی، فرش بافی، دستمال بافی و پنبه پاک‌کنی و همچنین سه شهرک صنعتی در این شهر وجود دارد.

«غلام حسین افضل‌الملک» از مورخین کشور حدود ۱۰۰ سال پیش که به قائم‌شهر آمد در آثار نگاشته شده خود از کارخانه پنبه پاک‌کنی این شهر یاد کرد.

این کارخانه روزانه ۴/۵تن خمیر کاغذ، ۵۰کارتن ۴۲عددی دستمال کاغذی ۲۰برگی، ۵۰کارتن ۴۲عددی دستمال کاغذی ۳۰۰برگی، ۱۰تن دستمال لوله و ۱۷۰کارتن ۲۰تایی پوشک را تولید و به بازار عرضه می‌کند.[۳۲]

این طرح طی دو فاز در محل فعلی دپوی زباله قائم‌شهر در حال ساخت است.

وی اعتبار فاز نخست این طرح را ۸ میلیارد ریال عنوان کرد و افزود:

برای فاز دوم این طرح ۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال اعتبار در نظر گرفته شده‌است.

گران اوریمی با اظهار این که عملیات اجرایی کارخانه کمپوست قائم‌شهر از محل اعتبارات عمرانی در سال ۱۳۸۷ آغاز شد، گفت:

مساحت این کارخانه ۲۷ هزار متر مربع است و ظرفیت پذیریش روزانه ۵۰۰ تن زباله را دارد.

[۳۷]

سید عیسی هاشمی، معاون عمرانی استاندار مازندران، پیش از ظهر ۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ در همایش مدیریت صحیح پسماند و صیانت از محیط زیست که در سازمان جهاد کشاورزی مازندران برگزار شد، زمان بهره‌برداری از این واحد صنعتی را ۶ ماه آینده اعلام کرد.[۳۸]

وضعیت شاخص‌های مخابراتی مدیریت مخابرات قائم‌شهر (تا پایان سال ۱۳۸۹)

[۳۹]

امام‌زاده‌ها:[۴۰][۴۱]

حوزه‌های علمیه:[۴۲][۴۳][۴۴]

با توجه به اوضاع طبیعی شهرستان قائم‌شهر، بارش و رطوبت جهت ایجاد پوشش گیاهی فراهم است. البته پوشش گیاهی در تمام نقاط آن یکسان نیست زیرا تا ارتفاع ۲۰۰۰ متری که نفوذ رطوبت دریای خزر از بین رفته یا به کمترین مقدار می‌رسد، از تراکم جنگل بسیار کم می‌شود و به مرور به جای جنگل، مراتع جایگزین می‌شود.

در شهرستان قائم‌شهر فصل خشک به‌طور کامل وجود ندارد. قائم‌شهر واقع در یک جلگه به نام خودش، جلگه قائم‌شهر است. شروع جنگل قائم‌شهر از کوه پایه‌های البرز شمالی است که دارای حداکثر بارندگی است و میزان گسترش جنگل در گذشته به طرف دشت بیشتر بوده‌است که به مرور به منظور تهیه اراضی مزروعی، درختان جنگل کاملاً بریده شده‌اند یا به صورت بقایای جنگل مخروبه با درختان پهن برگ دیده می‌شوند. به‌طور کلی جنگل‌ها در حاشیه جنوبی قائم‌شهر دارای تراکم بیشتری است و انواع درختان مانند راش، ممرز، توسکا و کلهر ملج انجیلی و… را می‌توان دید.

گونه‌های اصلی جانوری منطقهمرال، شوکا، پلنگ، سیاه‌گوش، گربه وحشی ،خرس قهوه‌ای، شغال، گراز، روباه معمولی، تشی، رودک، جوجه تیغی، سنجابک، درختی، قرقاول، کبوتر جنگلی، ابیا، عقاب، کرکس، قرقی، توکای گلوسیاه، توکای پشت بلوطی، مار آبی، و لوس مار و… هستند.

سد زمزم (برنجستانک): سد زمزم سدی از نوع خاکی با هسته رسی واقع در قائم‌شهر، روستای برنجستانک می‌باشد.
طول این سد ۲۴۲ متر، عرض آن ۱۰ متر و ارتفاعش از کف پی ۳۲ متر بوده و حجم آن ۹٫۰۰۰٫۰۰۰ متر مکعب می‌باشد.
این سد به منظور ذخیره‌سازی آب و استفاده از آن در مواقع کم‌آبی برای تأمین آب در ۱۱۲۰ هکتار از اراضی کشاورزی و شالیزارهای پایین‌دست سد، احداث گردیده‌است.

این سد در منطقه‌ای بین شهر شیرگاه و قائم شهر واقع شده‌است.

آب‌بندان ساروکلا

قائم شهر یکی از معدود شهرهای استان می‌باشد که دو رودخانه تلار و سیاهرود را در غرب و شرق خود جای داده که وجود این دو رودخانه جلوه زیبایی به بافت شهری داده‌است.

رودخانه‌های تلار و سیاهرود از ارتفاعات کوه‌های شهرستان سوادکوه و قائم شهر، در جنوب شهرستان قائم‌شهر سرچشمه گرفته و پس از مشروب کردن شهرهای سواد کوه، سیاهرود از شرق و تلار از غرب قائم‌شهر گذشته و به دریای مازندران می‌ریزند.

از جمله رودخانه‌های منطقه‌ای این شهر، به رودخانه سید رود در روستای طارسی‌کلاً و رودخانه هتکه روستای حاجی‌کلاً صنم بزرگترین و پرآب‌ترین رودخانه روستا می‌باشد که از رودخانه بزرگ تلار سرچشمه می‌گیرد. این رودخانه قسمت عظیمی از آب شالیکاران روستای صنم حاجیکلا را فراهم می‌نماید. در ادامه این رودخانه قسمتی از آن در آب‌بندان بزرگ روستا می‌ریزد و بخش اعظم آن دوباره پس از طی مسیر و آبیاری روستای ملک‌خیل و دیگر روستاها دوباره به رودخانه تلار می‌پیوندد و به دریا می‌ریزد؛ که نقش بسزایی در کشاورزی منطقه ایفا می‌کند نیز می‌توان اشاره کرد.[۵۱]

رودخانه سیاهرود از نقطه‌ای به طول جغرافیایی ۵۳درجه و ۲۸دقیقه شرقی و عرض۳۶درجه و ۲۷دقیقه شمالی و ارتفاع ۲۶۰ متری شرق روستای پرچینک واقع در ارتفاعات بین قائم‌شهر و ساری در استان مازندران سرچشمه گرفته پس از گذشت از داخل شهر قائم‌شهر و شرق شهرستان جویبار مستقلاً به دریای خزر می‌ریزد. این سرشاخه دارای حوزه‌ای باران‌گیر می‌باشد و در مواقع بارندگی با سیلاب نسبتاً زیاد همراه‌است.

سیاهرود نام خود را از سیاهی و ناپاکی نگرفته‌است بلکه سایه تاج پوشش بهم‌تنیده درختان بلوط بلند مازو (Quercus castaneifolia) که همچون چتری سبز آن را در بر می‌گرفت سبب شد که نام آن را سیاهرود (به مازندرانی: سیو رود) نهند. چنانچه از برخی نوشته‌ها بر می‌آید در زمان‌های دور سیاهرود یکی از زیستگاه‌های ماهی قزل‌آلا بوده‌است. (قزل‌آلا بیواندیکاتور آب سالم و آشامیدنی است). و همچنین ماهی اورنج که در حال منقرض شدن می‌باشد. رودی پرآب و پاک که در مسیر خود آبندان‌هایی را سیراب می‌نمود و مورد استفاده تفریحی نیز قرار می‌گرفت، اما امروزه عوامل انسانی همچون سد بیولوژیک فرایندهای طبیعی این اکوسیستم را مختل نموده‌است.

در ارتفاعات بالا دست و سرچشمه رودخانه چشمه‌سارهای بکر دیده می‌شوند. در ارتفاعات رودخانه کم عمق، شفاف، پرپیچ و خم با بستری قلوه سنگی بوده با میزان اکسیژن محلول (Do) بالا که امکان زیست موجودات آبزی اکسیژن دوستی نظیر خرچنگ آبی، مار آبی و قورباغه‌ها و ماهیان رودخانه‌ای را داده‌است. هر چه به نواحی دشتی نزدیکتر می‌شویم با ورود عوامل انسانی نظیر انواع آلاینده‌های شهری و صنعتی، کیفیت فیزیکوشیمیایی آب دچار تغییر شده و به دنبال آن تنوع و پراکنش میکرو و ماکرو ارگانیسم‌های آبی را تحت تأثیر قرار داده‌است.[۵۲]

پارک ساحلی رودخانه سیاه‌رود و کمپینگ اسکان مسافران و زمین ورزشی واقع در کمربندی قائم شهر-پرچیکلا در حاشیه رودخانه قرار دارد؛ که بزودی در این مکان بازار بزرگ ماهی فروشان احداث می‌گردد.

مشخصات سر شاخه سیاهرود: وسعت ۹/۱۳۱ کیلومتر مربع

طول شاخه اصلی تا ساحل دریا ۲۵/۶۱ کیلومتر

ارتفاع حداقل ۸۰ + متر

حداقل دبی ۲/۰ لیتر در ثانیه

حداکثر دبی ۴ لیتر در ثانیه

مجموع دبی چشمه‌های آمار برداری شده: ۴۰ لیتر در ثانیه

رودخانه تلار از ارتفاعات ۲۵۰۰ متری جنوب قائم شهر و رشته کوه‌های البرز در سوادکوه سرچشمه می‌گیردو در منطقهٔ دوآب با رودخانهٔ کبیر که از ارتفاعات دهستان چاشم سرازیر می‌شود ترکیب شده و رودخانهٔ تلار را تشکیل می‌دهد.

ریخت‌شناسی این رودخانه تلفیقی از رود پیچان (meander) و دره- رودخانه (River – Valley) می‌باشند. تلار (رود) به موازات جاده فیروز کوه – قائم شهر جریان داشته و در محل روستای ملک کلاً وارد پهنه ساحلی خزر می‌گردد.

درازای تلار در پهنه خزر بیش از ۲۵ کیلومتر و شیب بستر آن ۱۰ در هزار(۱درصد) است. تلار رود از حاشیه باختری قائم شهر گذر کرده و از پیرامون بسیاری از محله‌ها و روستاها عبور می‌نماید. پس از گذر از قائم شهر و بهنمیر در محل شیلات می‌رود (۸ کیلومتری خاور بابلسر) وارد دریای خزر می‌گردد. سطح اساس محلی تلار ۲۴- متر از سطح دریای آزاد می‌باشد(LBL=-۲۴)

تقریباً در ۳ کیلومتری باختر قائم شهر و در میانه دو روستای «سراج کلاً» و همت‌آباد جاده بابل – قائم شهر را قطع می‌کند. این رودخانه هم چنین در باختر روستای «عرب خیل» و «کاله» از محور بابلسر- بهنمیر گذر می‌نماید. دستگاه‌های آب‌نگاری و سیلاب در این رودخانه نصب نشده‌است. در فاصله کیلومتر ۳۰۰+ ۳۰ یک پل بتنی دوبانده محور بابل- قائم شهر، دو ساحل تلارود را به یکدیگر متصل می‌کند. این پل ۶ سال پیش‌ساخته شده‌است.[۵۲]

هتل تلار و نمایشگاه بین‌المللی مازندران و پارک ساحلی سراج بر حاشیه این رودخانه در نزدیکی روستای سراج کلاً احداث شده که دارای شهربازی و پیست کارتینگ و کمپینگ اسکان مسافران می‌باشد.

تیرماسیزه شو[۵۳] یا تیرگان یکی از جشن‌های ایرانی در روز تیر از ماه تیر برابر با سیزدهم تیرماه‌است. عده‌ای این جشن را در روزهای دیگر و از جمله در دهم تیر برگزار می‌کنند که به اعتقاد استادان ایران‌شناس نادرست است. جشن همه ساله توسط زرتشتیان ایران در بیشتر شهرهای جهان و ایران نیز برگزار می‌شود.

کشتی لوچو[۵۴] از کشتی‌های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می‌شد. امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان، انجام می‌شود. در ایام دیگر مانند اعیاد مذهبی و ملی نیز کشتی لوچو برگزار می‌شود و جایزه برنده یک راس گاو است که توسط اهالی خریداری می‌شود. برای مسابقه دو نفر از کشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می‌شوند در این کشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست، سرچنگک و ضربه زدن به کتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می‌شود. کشتی‌گیری که در این دو هفته تمام حریفان را شکست دهد، برنده مسابقه‌است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می‌شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه بدهد. همه ساله جام‌هایی در روستاهای قراخیل[۵۵] و المشیر برگزار می‌شود که شرکت کنندگان از سراسر مازندران به رقابت می‌پردازند.

نوروز خوانان معمولاً” پانزده روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند.
نوروز خوانان معمولاً” پانزده روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه‌های محلی، طلیعه سال نو را به آنان مژده می‌دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می‌خواند، یک نفر ساز می‌زند، نفر دیگر که به آن کوله کش (بارکش) می‌گویند به در خانه‌های مردم می‌رود و می‌خواند:
باد بِهارون بِیَمو / نِئروز سلطان بِیَمو
مژده هادین دوستان رِ / گل بیَمو گلستون رِ
بهار آمد بهار آمد خِش آمد / علی با ذولفقار آمد، خوش آمد
نِئروزتان نِئروز دیگر / شِه ما رِ سال نی بووئه مِوارِک
صاحب خانه نیز با دادن پول، شیرینی، گردو، تخم مرغ و نخود، و کشمش از آنان پذیرایی می‌کند.
حضور نوروز خوانان در شهرستان قائمشهر، رنگ و بویی دیگر به شهر بخشید و موجب شد تا این سنت نیکوی گذشتگان همچنان زنده و پابرجا بماند.[۵۶]

نوروز خوانی در مازندران – روایت تصویر[پیوند مرده]

هنگام تحویل سال افراد خانواده دور سفره یا مشابه آن هفت سین که با ظرافت و سلیقه خانم خانه چیده شده می‌نشینند و در حالیکه پدر خانواده دعای تحویل می‌خواند منتظر سال نو می‌شوند. در گذشته که امکانات ارتباطی مانند رادیو و تلویزیون نبود با تیراندازی یا گفتن اذان سال جدید را به همه اعلام می‌داشتند. بعد از این که سال نو شد کسی (معمولاً بچه‌ها) که به عنوان مادرمه (مادِرمه) انتخاب شده با مجمعی که در ان قرآن، آیینه، اب، سبزه و شاخه‌های سبز جوان قرار دارد وارد خانه می‌شود چهارگوشه اتاق‌ها را آب می‌پاشد قرآن را کنار سفره هفت سین می‌گذارد و شاخه‌های تازه سبز شده و دارای شکوفه (معمولاً از درخت گوجه سبز) را به این نیت که سال سرسبز و خوش و خرمی برای خانواده باشد، جلوی در اتاق آویزان یا روی طاقچه اتاق می‌گذارد. در این روز مادر خانه، غذای عید، سبزی پلو با مرغ یا گوشت درست می‌کند. علاوه بر آن بعضی هم غذایی به عنوان خیرات برای اموات می‌برند و بین مردم پخش می‌کنند، معمولاً رسم بر این است که فرد خوش خو و خوش قدم ماه در مه انجام دهد.[۵۷][۵۸]

سیزده شو یا (لال شو)

یکی از قدیمی‌ترین جشن‌های مازندرانی می‌باشد که در حال حاضر رو به فراموشی می‌باشد

خوراکی‌های معرف این جشن

پیس کنده

بادونه

پشت زیک

کماج

آش

شعر این شب که توسط چند نقر با در داشتن ترکه و کیسه به سر به همراه کودکان با درست داشتن یک کیسه به درب خانه‌های همایسگان رفته و این شعر را می‌خوانند،

«لال بیَمو، لال بیَمو، پارسال و پیرار بیَمو، چِل بَزِن دیگه بَزِن، لال اِنِه لالَک اِنِه، سالو ماه ارزون بوه، لال مار رسوا نَوِ، لال اِنِه لالَک اِنِه، پار بورده امسال انه»

نفری که نقش لال را بازی می‌کند با در دست داشتن ترکه به یکی از افراد خانه ضربه آرامی می‌زند مازندرن‌ها باور دارند که لال هر کس را با ترکه بزند تا سال بعد مریض نخواهد شد.

بعد از خواندن این شعر صاحب خانه هدیه ای به آن‌ها از جمله پول، شیرنی و نان سنتی در داخل کیسه آنها قرار می‌دهد.

یکی دیگر از رسم‌های خوب این شب جمع شدن کل اقوام دور هم به مدت ۸ ساعت یا بیشتر، گذراندن وقت و خوردن گردو، سنجد، شیرینی، میوه و چای در کنار هم این شب را به اتمام می‌رسانند.

اراضی حاصلخیز این شهرستان استعداد سرشاری جهت کشت محصولات متنوع مخصوصاً گندم، جو، برنج، صیفی‌جات، لوبیای روغنی و… دارد. همچنین قائم‌شهر قطب تولید مرکبات در ایران است؛[۵۹] باغ‌های پرمحصول مرکبات این شهر درجاده نظامی مورد توجه‌است.[۶۰]
محصولاتی نیز مانند نیشکر،[۶۱] عسل، ابریشم،[۶۲] کنف، کنجد در روستاهای جنگلی و کوهپایه‌ای مانند سید ابوصالح، گل‌افشان و ریکنده به چشم می‌خورد.
پرورش گاو و گوسفند و بز نیز در نواحی مختلف جلگه‌ای و کوهپایه‌ای و با استفاده از امکانات هر روستا متداول است.

کاشت و تهیه شکر قرمز به سبک سنتی از نیشکر بیشتر در روستاهای سیف کتی، ریکنده و سید ابوصالح قائمشهر به چشم می‌خورد. نیشکر در کارگاه‌های سنتی فراوری شده و علاوه بر شکر دوشاب نیز از آن گرفته می‌شود. شکر حاصل از آن به رنگ قهوه‌ای یا به زبان محلی سیاه شکر، خواص زیادی دارد که از آن جمله می‌توان به رفع خستگی مزمن، پاک‌کننده ضایعات کبدی، رفع گرمی دهان و زبان و التهابات لثه اشاره کرد. همچنین برای درمان فاویسم، کم خونی یرقان داخلی و عصبی بسیار مفید می‌باشد.
نیشکر پس از سقوط و انحطاط به‌طور بسیار ابتدائی و به مقیاس کم در مازندران و نواحی مساعد کنار دریای خزر کشت می‌شد.
در زمان ناصرالدین شاه و به کوشش امیر کبیر اقداماتی در جهت احیاء این صنعت نیشکر مازندران را برای کشت به خوزستان برد، تلاش او در مازندران و خوزستان از طریق ورود قلمه‌های جدید از هندوستان به عمل آمد. لیکن قند سازی از نیشکر نه در مازندران و نه در خوزستان رونق نیافت.[۶۳][۶۴][۶۵]
تصویری/ پختن نیشکر در قائمشهر

از سوغاتی‌های قائم شهر شامل غذاهای سنتی، میوه‌ها و صنایع دستی این شهر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

غذاهای سنتی قائم شهر شامل، ناز خاتون، آش گزنه (گزنه آش) ،آش کدو ،آش ترش(تِرش آش)، آش دوغ، ته چین، فسنجان، انار تیم خِرِش، خورش مرغ ترش، باقالا پلو، امرغ شکم پر، کدو پلو (کهی پِلا)، اکبر جوجه، ماهی شکم پر، و… می‌شود. همچنین به دلیل استفاده از شکر سرخ، و رب انار طعم مَلَس دارد.

نان و شیرینی: تندیرنون (نان محلی)، سوهان کنجد (پِشتِ زیک) ،برنجک (بهادانه)، پیس گندله، کوماج و…

ترشی:بادمجان ترشی، سیر ترشی، هفت بیجار، ترشی یارمسی، ناز خاتون، وینگوم زالک، هلی ترشی، آبغوره، آب نارنج و …

مربا: آلبالو، بِه، تمشک، گلابی، سیب، پرتقال، انجیر، هویج، بالنگ، بهارنارنج و …

شربت: بهارنارنج، آلبالو، انار و …

میوه و …: انواع مرکبات، کیوی، ازگیل جنگلی (کِنِس)، گلابی وحشی، تمشک وحشی جنگلی، زردکیجا (نوعی قارچ‌خوراکی)، گزنه و ولیک، غوره، کنجد، خرمالو وحشی، برنج، سویا، کُلزا ،تره بار، گوجه سبز، توتون، کنف ،شکر سرخ و…

صنایع‌چوبی، مبل سازی، نساجی، گونی‌بافی، حصیربافی، گلیم‌بافی، جاجیم‌بافی، جوراب‌بافی، موج‌بافی، پارچه‌بافی، سفال‌گری و…دستمال کاغذی، انواع پارچه، حوله، فرش ماشینی، کنسرو ،بلدرچین، مرغ و گوشت از صادرات شهرستان قائم‌شهر است.

قائم‌شهر یکی از قطب‌های ورزش در ایران می‌باشد[۵۹] و همواره در رشته‌های مختلف همانند فوتبال، ووشو،[۶۶] کبدی،[۶۷] وزنه‌برداری،[۶۸][۶۹] اسکیت رولر،[۷۰] شنا،[۷۱][۷۲][۷۳] بسکتبال،[۷۴] کشتی، ژیمناستیک،[۷۵] بوکس،[۷۶] شطرنج[۷۷] و ورزش‌های رزمی[۷۸] دارای نام‌آوران جهانی و بین‌المللی می‌باشد.
در سال ۱۳۸۹ ورزشکاران این شهر توانستند در مدت هفت ماه ۱۸۹ مدال جهانی، آسیایی، بین‌المللی و کشوری کسب کنند و قائم‌شهر پرافتخارترین شهرستان از این دیدگاه در کشور محسوب می‌شود.[۷۹]

فوتبال در شهر قائم‌شهر سابقهٔ دیرینه‌ای دارد ورزشگاه شهید وطنی (شهنا سابق) در دهه ۱۳۲۰ در قائم‌شهر ساخته شد و در گذشته‌های بسیار دور تیم‌هایی چون تاج شاهی در قبل دههٔ ۳۰ و تیم‌های بانک ملت، آزمایش، باشگاه فوتبال نساجی مازندران (تأسیس ۱۳۳۸) که یکی از قدیمی‌ترین تیم‌های ایران و به قدمت فوتبال در شمال ایران از آن یاد می‌شود و همچنین تیم نفت قائم‌شهر که بعدها منحل شد از جمله آن‌ها می‌باشند.[۸۰]
در دههٔ ۶۰ فوتبال در قائم‌شهر بین ۲ قطب نساجی و صنعت نفت قائم‌شهر که در لیگ اول ایران جام آزادگان، (هنوز لیگ برتر وجود نداشت) تقسیم شد و این ۲ تیم سرسخت‌ترین حریفان حتی استقلال یا پرسپولیس را در قائم‌شهر شکست داده یا در تهران متوقف می‌کردند.
نساجی مازندران (۲) پیروزی تهران (۰) گلها: عباس کاوند (۷۰) و قدیر غفاری (۹۳)[پیوند مرده]
در دهه ۴۰ بازیکنانی چون مسیح زاده در تیم ملی و استقلال بازی می‌کرد و در ده ۶۰ حسین مسگر ساروی کاپیتان تیم ملی هم بود و فوتبال قائم‌شهر را با درخشش بازیکنی چون نادر دست نشان می‌شناختند، (نادر دست نشان در ۸ بازی لیگ ایران سال ۷۲ توانست ۹ گل برای تیم نساجی به ثمر رساند که یک رکورد محسوب می‌شود و تاکنون کسی موفق به شکستن آن نشده)[۸۱] اما به یکباره دوران افت فوتبال قائم‌شهر آغاز شد که نفت منحل و نساجی به لیگ دسته ۱ سقوط کرده بود که سال ۱۳۹۷ پس از بیست و چهار سال انتظار هواداران به لیگ برتر ایران برگشت،[۸۲] هرچند این سال‌ها قائم‌شهر بازیکنان زیادی به لیگ برتر و تیم ملی معرفی کرده اما این‌ها نتوانسته بود جای خالی نساجی در لیگ برتر را پر کند.[۸۳]

قائم‌شهر به همراه بندر انزلی تنها شهرهایی در فوتبال ایران هستند که مرکز استان نیستند و در زمانی صاحب دو نماینده در سطح اول فوتبال کشور شده‌اند.

ترکیب جمعیتی و ادغام قومیت‌های مختلف، در کنار سایر عوامل تاریخی، ارتباطی، صنعتی و غیره، موقعیت و خصوصیات فرهنگی ویژه‌ای را به وجود آورده‌است. قائم‌شهر از نظر درصد با سوادی مردم دارای رتبه اول در استان است.[۹۴] جمعیت افراد با سواد در قائم‌شهر ۸۹٫۳٪ است.

این مجموعه به مساحت حدود ۱۴ هکتار در شهرستان قائم‌شهر و در حاشیه رودخانه تِلار واقع شده‌است.

اطلاعات جامعی از قائمشهر همچون تاریخ، محله ها، روستاها، بزرگان، قهرمانان، نقاط دیدنی ، آداب و رسوم مردم و … در سایت قائمشهر در دست جمع آوری است. tireng.ir

بقعه آرامگاه امامزاده سید محمد زرین نوا

ساختمان قدیمی شهرداری قائم‌شهر

طبیعت زیبای سد زمزم

رودخانه سیاهرود قائم‌شهر

بنای قدیم شهرداری قائم‌شهر

پل سنگی شاهپور

طبیعت زمستان در جاده شیرگاه

آب‌بندان ساروکلا

امامزاده سید ابوصالح

پارک ولیعصر

برج شهرداری (ساختمان جدید)

آب‌بندان ساروکلا

منطقه جنگلی جاده نظامی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائم شهر



«آدرس موسسات غیرانتفاعی مازندران»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

شهرستان قائم‌شهر یکی از شهرستان‌های استان مازندران است. مرکز این شهرستان شهر قائم‌شهر می‌باشد. این شهر دارای مساحت ۴۵۸٫۵ کیلومتر مربع است که ۱٫۹۳ درصد کل مساحت استان را به خود اختصاص داده‌است. شهرستان قائم‌شهر از شمال با شهرستان جویبار، شهرستان سیمرغ و دریای مازندران، از جنوب با شهرستان سوادکوه شمالی، از غرب با شهرستان بابل و از شرق با شهرستان ساری هم‌مرز می‌باشد.
شهرستان قائم‌شهر دارای ۲ شهر، ۲ بخش، ۶ دهستان، ۱۵۶ آبادی دارای سکنه و ۳ آبادی خالی از سکنه است.

طول و عرض جغرافیایی شهرستان قائم‌شهر
این شهرستان بین ۳۶ درجه و ۲۱ دقیقه تا ۳۶ درجه و ۳۸ دقیقه عرض شمالی و ۵۲ درجه و ۴۳ دقیقه تا ۵۳ درجه و ۳ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته‌است.

شهرها: قائمشهر، ارطه

این یک مقالهٔ خرد مازندران است. می‌توانید با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

استان قائم شهر


صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

استان مازَندَران {{به مازندرانی: مازِرون یا مازِندِرون}} ( تلفظ راهنما·اطلاعات) به مرکزیت شهر ساری در شمال ایران و در کرانه‌های جنوبی دریای مازندران می‌باشد و هم‌مرز با استان‌های گلستان، سمنان، تهران، البرز، قزوین و گیلان است.[۳] این استان یکی از پرجمعیت‌ترین مناطق ایران از لحاظ تراکم جمعیتی است و دارای ۲۲ شهرستان می‌باشد. مازندران پر افتخارترین استان ایران در بازی‌های المپیک است.[۴] قله دماوند مرتفع‌ترین کوه ایران و بلندترین آتشفشان آسیا و خاورمیانه در مازندران و در شهرستان آمل قرار دارد.

مازندران از وسعتی معادل ۱٫۴۶ درصد ایران برخوردار است؛ قرار گرفتن آن در ساحل جنوبی بزرگترین دریاچه جهان به نام دریای مازندران (خزر) و همجواری با چهار کشور ساحلی این دریا یعنی ترکمنستان، قزاقستان، روسیه و جمهوری آذربایجان از یک سو و واقع شدن در شمال کلان‌شهر تهران (پایتخت ایران) از سوی دیگر است. امتیاز حمل و نقل دریایی با کشورهای همسایه از طریق منطقه ویژه اقتصادی بنادر امیرآباد، فریدون‌کنار و بندر نوشهر و اسکله و سکوی نفتی نکا در شرق مازندران، اتصال آن به راه‌آهن سراسری ایران، وجود فرودگاه‌های بین‌المللی ساری، نوشهر و رامسر، برخورداری از سه جاده شوسه ارتباطی با استان تهران، و اقدام به سرمایه‌گذاری در طرح در دست ساخت آزادراه تهران – شمال با امکان دسترسی سریع با فاصله کوتاه ۱۲۱ کیلومتر ارتباط تهران ـ مازندران، عبور خطوط بین‌المللی فیبر نوری، شبکه ارتباطی در مسیر کریدور بین‌المللی شمال ـ جنوب از هلسینکی (فنلاند)، به بندر لاوان (روسیه) تا ساحل دریای خزر فراهم آورده‌است و همچنین دو جاده بین‌المللی هراز و سوادکوه در این استان است. مطالعات باستان‌شناسی در غارهای کمربند و هوتو دزیست انسانی در مازندران را به حدود ۹۵۰۰ پیش از میلاد می‌رساند. مازندران کنونی بخشی از سرزمین گسترده‌تری است که در متون تاریخ از آن با نام فراشوراگر و پتیسخوارگر یاد کرده‌اند.[۵]

دسترسی به زیر ساخت‌های ارتباطی، به همراه تسهیلات زیر بنایی آب، برق، فاضلاب و گاز همراه با شرایط آب و هوایی معتدل، اراضی حاصلخیز، طبیعت گوناگون و مفرح ساحلی، دشتی، جنگلی و کوهستانی مساعد برای توسعه صنعت گردشگری و دسترسی به بازارهای هدف داخلی و خارجی، امکان توسعه سریع را در قالب بخش‌های محوری گردشگری، کشاورزی، صنعتی و تجاری، فناوری اطلاعات و ارتباطات را یک جا در خود گرد آورده‌است. همچنین برخوردار از میراث فرهنگی و دانش آموختگان با تحصیلات دانشگاهی است. مازندران باسوادترین استان کشور است و براساس آمارهای موجود دو برابر میانگین کشوری نخبه داردکه بسیاری از آن‌ها در چند زمینه علمی نخبه هستند،[۶] هم چنین مازندران هر ساله در سطح بالای امید به زندگی در مردان و زنان در کشور قرار می‌گیرد.[۷] مازندران یکی از استان‌های صنعتی کشور است. مازندران رتبه نخست گردشگرپذیری کشور ایران را در اختیار دارد.[۸]
با کشفیات دانشمندان در غارهای گمیشان، هوتو و کمربند، گواهی بر زندگی انسان‌ها در ۷۵ هزار سال پیش از این بدست آمده‌است، به علاوه، باستان‌شناسی در گوهر تپه که ثابت کرد مازندران و گلستان بیش از ۵ هزار سال پیشینه تمدن شهری دارند، مازندران یکی از پایگاه‌های باستان‌شناسی در منطقه خاورمیانه است و در فرهنگ‌سازی و تمدن شهرنشینی مردم در ایران نقش ایفا کرده‌است. استان‌های گلستان، سمنان، تهران که باهم تشکیل مازندران بزرگ را داده بودند و هرکدام در سال‌های ۱۳۷۶، ۱۳۵۵، ۱۳۴۹ از مازندران جداشدند.[۹]


استان قائم شهر

با اجرای طرح همسان‌سازی کدهای مخابرات کشور، کد همهٔ شهرستان‌های استان مازندران به ۰۱۱ تغییر کرد و شماره‌های مشترکان تلفن ثابت از ۷ رقم به ۸ رقم تغییر کرد.

مازندران به خاطر جغرافیای گوناگون آن که شامل جلگه‌ها، علفزارها، بیشه‌ها و جنگلهای هیرکانی با صدها گونه گیاهی منحصر به فرد در جهان است و آب و هوای گوناگون آن از سواحل شنی با پست‌ترین نقطه، تا کوهستان‌های ناهموار و همیشه پوشیده از برف البرز و با داشتن یکی از هفت آتشفشان معروف دنیا، کوه دماوند، بسیار شناخته شده‌است.

رشته کوه‌های البرز هم‌چون سدی بلند مازندران را به دو قسمت جلگه‌ای و کوهستانی تقسیم کرده‌است و به همین دلیل این استان از قسمت داخلی ایران جدا شده‌است. بخشی از البرز غربی و البرز شرقی و تمامی البرز مرکزی در این محدوده قرار دارد و شیب زمین از منطقه کوهستانی به سوی جلگه و دریا کاهش می‌یابد. رشته کوه البرز دارای کوه‌های فرعی است که از جنوب به شمال یا به موازات دریا کشیده شده‌اند. از مرتفع‌ترین قلل مازندران می‌توان بادله کوه، کوه چنگی و کوه سفید را در شهرستان ساری نام برد. بلندترین قله‌هایی که به موازات دریا کشیده‌شده‌است عبارتند از سیالان با ارتفاع ۴۱۲۵ متر از سطح دریا و تخت سلیمان با بیش از ۴۰۰۰ متر ارتفاع از سطح دریا در جنوب شرقی شهرستان تنکابن و قله شور، خرو نرو در سوادکوه، کلارآباد و سیاه سنگ در شهرستان نوشهر است.

جنگل‌های مختلط کاسپینی هیرکانی یک زیست‌منطقه در زیست‌بوم جنگل‌های مختلطِ پهن‌برگِ حاشیهٔ جنوبی دریای خزر به مساحت ۵۵٬۰۰۰ کیلومتر مربع است که در حاشیهٔ جنوبی و جنوب غربی دریای خزر و در دو کشورِ ایران و جمهوری آذربایجان است. این جنگل با قدمت ۴۰ میلیون سال یکی از ارزشمندترین جنگل‌های جهان به‌شمار می‌آید و از آن به عنوان موزه طبیعی یاد می‌شود.[۱۱]

در این استان قسمت جنوبی غالباً کوهستانی و قسمت شمالی آن عمدتاً جلگه‌ای و ساحلی می‌باشد. شیب آن به طرف مشرق در دشت گرگان است که به تدریج به ارتفاعات غربی خراسان منتهی می‌شود و به علت فراوانی نسبی آب و فرسایش کوه‌ها، آبرفت‌های ناشی از آن در دریا ته‌نشین شده و جلگه مازندران را تشکیل داده‌است.

در استان مازندران جانورانی چون ببر(منقرض شده)، پلنگ، خرس، گرگ، گربه وحشی، روباه، خوک وحشی، خرگوش، آهو، بزکوهی، میش و گربه ایرانی یافت می‌شوند و پرندگان استان شامل قرقاول، شاهین، اردک، قو، کبک، تیهو، قمری، جغد، قوش، کرکس، حواصیل و کلاغ هستند و از خزندگان می‌توان به انواع مار و لاک‌پشت اشاره کرد. در کناره‌های ساحلی انواع پرندگان مهاجر از جمله اردک، غاز، پرلا، پلیکان و چنگر در فصول سرد سال دیده می‌شوند. در آبگیرها و رودهای استان نیز انواع ماهی فراوان است.

آب و هوای مازندران با توجه به وجود دریا، کوه و جنگل به دو نوع معتدل مرطوب و کوهستانی تقسیم می‌شود.

وجود دریای مازندران و رشته کوه‌های البرز و نزدیکی این دو مظهر طبیعت به یکدیگر در نواحی جلگه‌ای تا کوهپایه‌های شمالی البرز، آب و هوای معتدل و مرطوب را به وجود آورده‌است، تابستان‌های آن به ویژه در سواحل دریا گرم و مرطوب است. زمستان‌های این نواحی معتدل و مرطوب و به ندرت یخ‌بندان می‌شود.

شامل آب و هوای معتدل کوهستانی و آب و هوای سرد کوهستانی است. دوری از دریا و افزایش تدریجی ارتفاع در اراضی جلگه‌ای، تغییرات خاصی را در آب و هوای این استان پدیدآورده است. به‌طوری‌که در ارتفاعات ۱۸۰۰ تا ۳۰۰۰ متری، آب و هوای معتدل کوهستانی با زمستان‌های سرد و یخ‌بندان طولانی و تابستان‌های کوتاه و معتدل وجود دارد. در ارتفاعات بالای ۳۰۰۰ متر که دمای هوا به شدت پایین می‌آید، دارای زمستان‌های سرد همراه با یخ‌بندان طولانی و تابستان‌ها کوتاه و خشک است. در این نواحی هوا غالباً برفی است و در ارتفاعات مهم چون تخت سلیمان و دماوند یخچال‌های کوهستانی و طبیعی ایجاد شده‌است. میانگین میزان ریزش باران در این استان کمتر از گیلان است. آزادکوه، تخت سلیمان، خلنو و علم‌کوه از کوه‌های مهم استان می‌باشند.

دریای مازندران که در بین کشورهای ایران، روسیه، ترکمنستان، قزاقستان و آذربایجان واقع شده‌است با وسعتی حدود ۰۰۰`۳۶۰ کیلومتر مربع بزرگ‌ترین دریاچه جهان است. سطح آب این دریاچه در دوران‌های گذشته بالاتر از سطح دریاهای آزاد بوده‌است. %۸۷ از آب رودخانه‌های ولگا و اورال در روسیه %۷ رودخانه‌های سواحلی غربی و %۵ رودخانه سواحلی جنوبی در ایران به این دریا می‌ریزد. حجم آب دریای مازندران ۷۹۳۱۹ کیلومتر مکعب است. این دریاچه یکی از میدان‌های گسترده و غنی نفتی جهان است.

بیشتر رودهای جاری در مازندران دایمی هستند. در نواحی کوهستانی در فصل زمستان و اوایل بهار پرآب و در تابستان‌ها کم‌آب و گاهی خشک است. طول رودهای غرب این استان به دلیل نزدیک بودن کوه به دریا کوتاه‌تر و رودهای شرقی طولانی‌تر است. رودهایی که از جنوب به شمال در جریان است عبارتند از:

که این رودها همگی به دریای مازندران می‌ریزد. از دیگر منابع آب این استان دریاچه‌های کوچک محلی است که به هنگام طغیان رودها در قسمت‌هایی که سطح آب‌های زیرزمینی بالا است به وجود می‌آید و برای کشاورزی، صید و شکار مورد استفاده قرار می‌گیرد. نوع دیگر ذخایر آبی و مهار سیلاب آب‌بندان است که در آن ماهی پرورش می‌یابد. دریاچه دایمی «ولشت» یا «سما» در شمال غربی مرزن آباد شهرستان چالوس یکی دیگر از منابع آبی طبیعی است که از جوشش چشمه‌های اطراف تشکیل شده و از جاذبه‌های گردشگری استان است. در مازندران چشمه‌های آب معدنی فراوانی یافت می‌شود که خاصیت درمانی دارد و در معالجه امراض پوستی، مفصلی، عصبی، و گوارشی مؤثرند، چشمه آبگرم آزرود (آرزو) بابل، چشمه‌های آب آسک، لاریجان، آملو و استراباکو در آمل و حمام‌های آب معدنی (گوگردی) در شهرهای رامسر و کتالم و سادات محله شهرستان رامسر و رینه بخش لاریجان شهرستان آمل از آن جمله‌اند.

دریاچه الندان، دریاچه ممرز، دریاچه شورمست، دریاچه ساهون، دریاچه دوخواهران، دریاچه گل‌پل، دریاچه چورت، دریاچه ولشت، دریاچه آبیدر، دریاچه حصارچال، دریاچه الیمالات، دریاچه قو، دریاچه امامزاده علی، دریاچه استخر پشت، دریاچه خضرنبی، دریاچه فراخین و دریاچه لفور از مهم‌ترین دریاچه‌های مازندران به‌شمار می‌روند.

کنوانسیون رامسر کنوانسیون مربوط به تالاب‌های مهم بین‌المللی، به ویژه تالاب‌های زیستگاه پرندگان آبزی معروف به کنوانسیون رامسر پیمانی بین‌المللی برای حفاظت از تالاب‌ها و حیوانان و گیاهان وابسته به آن‌ها (به ویژه پرندگان آبزی) است که در سال ۱۹۷۱ میلادی در شهر رامسر به تصویب رسید. در ابتدا این معاهده به امضای نمایندگان ۱۸ کشور شرکت‌کننده رسید، اما امروزه ۱۶۹ کشور جهان عضو این پیمان هستند.

پیش از قانون تشکیل مجلس و تصویب قانون ایالات و ولایات ۱۲۸۶ کشور به‌صورت ایالتی و ولایتی اداره و به دوازده ولایت اصلی تقسیم می‌شد. براساس این قانون مازندران یکی از دوازده ولایت محسوب می‌شد و شهرهای عمده آن شامل آمل، استارآباد، اشرف، بارفروش، ساری، فرح‌آباد، تنکابن، کلارستاق، نور، سوادکوه و کجور بود.
صفی خان در سال ۱۲۸۶ مازندران را در ردیف یکی از ولایات دوازده‌گانه و ساری، فرح‌آباد، اشرف، بارفروش، آمل از مهمترین شهرها و تنکابن، کلارستاق، کجور، نور، لاریجان، هزارجریب، سوادکوه و فیروزکوه از مهمترین توابع و محال مازندرانی ذکر کرده‌است.[۱۵]

کیهان در سال ۱۳۱۱ کشور را به بیست و هفت قسمت تقسیم کرده‌است. در این تقسیم‌بندی مازندران در قسمت ششم جای گرفته و از حیث تقسیمات حکومتی از ده قسمت به نام‌های زیر تشکیل شده‌است:[۱۶]

در سال‌های ۱۳۱۱ تا ۱۳۱۵ تغییراتی در تقسیمات استان مازندران و نام شهرها ایجاد گشت. در تاریخ ۱۳۱۱/۱۰/۷ براساس تصویب نامهٔ شماره ۱۱۹۹، مقرر شد منطقهٔ صحرا و استرآباد، تواماً گرگان نامیده شود. دو سال بعد در تاریخ ۱۳۱۳/۲/۸ براساس تصویب نامهٔ شماره ۱۳۵۴–۳۶۸۸، نام بارفروش به بابل، علی‌آباد به شاهی، استرآباد به گرگان و صحرای ترکمن به دشت گرگان تغییر یافت. همچنین در تاریخ ۱۳۱۴/۳/۸، براساس تصویب نامهٔ شماره ۳۱۸/۶۵۰۲ نام دهنو به نوشهر و سختسر به رامسر تغییر یافت. در تاریخ ۱۳۱۵/۱۲/۵، براساس تصویب نامهٔ شماره ۴۰۴۳۴، مشهدسر به بابلسر تغییر نام داد. در تاریخ ۱۳۱۳/۱۰/۲۴، براساس تصویب نامهٔ شماره ۲۳۳۰۸/۱۲۷۷۱، رودسر، رانکوه و روستاهای مربوط به آنها جز تنکابن مازندران به‌شمار آمد و لنگرود در محدودهٔ گیلان قرار گرفت.[۱۷]

بر سر این که مازندران از ابتدا همین سرزمین کنونی بوده باشد، اختلاف نظر وجود دارد. تا قرن‌ها نام ناحیه‌ای، که بخش اصلی آن را استان مازندران کنونی تشکیل می‌داده، «تپورستان» یا «طبرستان» بوده‌است که به احتمال زیاد برگرفته از نام قوم باستانی تپورها می‌باشد. این قوم پیش از ورود آریایی‌ها در کنار آماردها قومیت اصلی منطقه بوده‌است. بعدها عبارت مازندران به نواحی جلگهای جنوب دریای خزر اطلاق شد و در کنار طبرستان (برای نواحی کوهپایه‌ای) استفاده می‌شود. متأخر بودن نام مازندران برای این ناحیه این تردید را به وجود آورده‌است که مازندران در شاهنامه فردوسی به سرزمینی که اکنون مازندران نامیده می‌شود، اطلاق نمی‌گردد.

حد طبرستان در نقشه‌ها و دوران‌های مختلف گاه تمام البرز کوه را شامل می‌شده و گاه تنها ولایات شمالی ایران و البته در بیشتر دوران‌ها محدوده‌ای نزدیک به مازندران فعلی را در بر می‌گرفته‌است.

ظهیرالدین مرعشی در کتاب تاریخ طبرستان و رویان و مازندران می‌نویسد: حد طبرستان از طرف شرقی دیناره‌جاری و از طرف غربی ملاط که آن قریه شهر هوسم که اکنون به فرضه روده‌سر اشتهارد دارد. حد مازندران از طرف شرقی بیشه انجدان می‌باشد و از طرف غربی ملاط می‌باشد. حد گرگان حالیا که به استرآباد مشهور است و اصلا دهستان میگفتند شرقی دیناره جاری است که حد شرقی تمام طبرستان است و غربی انجدان که حد شرقی مازندران است. به گفتهٔ ظهیرالدین مرعشی مازندران بخشی از طبرستان است و سرزمین طبرستان، گرگان و مازندران هر دو را در بر می‌گرفت.[۱۸]

یاقوت حموی در معجم البلدان ذیل کلمه مازندران و طبرستان می‌نویسد: «طبرستان معروف به مازندران است و نمی‌دانم از کی به مازندران نامیده شده‌است و آن نامی است که ما آن را در کتاب‌های قدیم نیافتیم، و همانا از زبان اهل آن بلاد شنیده شده‌است و بی‌شک مازندران و طبرستان یکی است.»[۱۹]

در حقیقت این دو اسم یعنی طبرستان و مازندران به یک معنی بوده‌اند اما در همان حال که اسم طبرستان بر تمامی نواحی کوهستانی و اراضی پست ساحلی اطلاق می‌شد کلمهٔ مازندران بر منطقهٔ ارضی پست ساحلی از دلتای سپیدرود تا جنوب شرقی بحر خزر امتداد دارد اطلاق می‌گردید.[۲۰]

به مازندران موزاندرون می‌گفتند به سبب آنکه موز نام کوهیست از حد گیلان کشیده تا بلار و قصران که موز کوه گویندهمچنین تا به جاجرم یعنی این ولایت درون کوه موز است اما آنچه منسوب به طبرستان منسوب است از دینار جاری شرقی تا به ملاط که دهی است ورای هوسم می‌گویند که در قدیم بیشه بوده‌است.[۲۱]

رویان به سرزمینی آباد در غرب مازندران گفته می‌شد که شامل کجور، کلارستاق، لنگا، تنکابن، سختسر، هوسم، الموت، طالقان، لورا، ارنگه، رودبار قصران و لارقصران می‌شد.[۲۲]

منطقه رویان کهن از نواحی غربی طبرستان بوده‌است که شامل شهرستان‌های نور، نوشهر، چالوس، کلاردشت (کلار)، عباس‌آباد (لنگا)، تنکابن و رامسر (سختسر) می‌شده‌است و گاهی مرز غربی آن تا رودسر (هوسم) ادامه می‌یافت مردم رویان کهن به زبان طبری و گویش طبری رویانی که زبان اسپهبدان طبرستان نیز بود سخن می‌گفتند.[۲۳][۲۴]

فردوسی :

برخی ریشه نام مازندران را آمیخته‌ای از ماز به معنی بزرگ و نیز میانه، ایندیرا و آن پس وند مکان دانسته‌اند و در نتیجه عبارت «مازیندیران» را به معنی جایگاه دیو بزرگ، ایندیرا می‌دانند. گواه آن را هم شاهنامه دانسته‌اند که در آن از مازندران به عنوان جایگاه دیو سفید نام برده‌است و نیز ایندیرا را کوهی دانسته‌است در میانه این سرزمین. بر پایه همین موضوع ملک الشعراء بهار بیت زیر را سروده‌است:

پندار دیگر آنست که «ایندرا» را از خدایان افسانه‌ای آریایی بدانیم که در نوشته‌های سانسکریت همانند «ریگ ودا» دیده می‌شود؛ «ایندرا» خدای باران، آذرخش و تندر، جنگاوری و فرمانروای دیوان (خدایان) است و بهشت را در دست دارد. سوار بر ابرها باران می‌آورد و بیابان‌ها را بوستان می‌کند. اژدهای خشکسالی در کوهستان را نابود می‌سازد. «ایندرا» در کوه خانه دارد. در اوستا، «ایندرا» دیو بی‌هنجاری و در ستیز با اردیبهشت است.

نام کهن و اصلی مازندران طبرستان است که در واقع تپورستان بوده و علت نامگذاری آن وجود قوم؛ البی که در آن وجود دارد به نام قوم تپور می‌باشد که از شهر بابل تا شهر گرگان امتداد دارد. از اقوام دیگر مازندران قوم آمارد است که مرکز آن آمل و از آمل تا تنکابن و قوم کادوس از تنکابن تا رامسر هستند.

برخی نام مازندران را به شکل ماز + اندر + آن می‌دانند. ماز در زبان مازندرانی به زنبور عسل گفته می‌شود و کسانی که این ریشه یابی را پذیرفته‌اند معنای مازندران را «جایی که زنبورعسل در آن هست» می‌دانند.

به باوری دیگر، نام مازندران برگرفته از کوه ماز است. پس مازندران سرزمینی است که کوه ماز در آن جای دارد (ماز+اندر+آن). رشته کوه ماز در جنوب مازندران، در راستای غرب به جنوب شرق کشیده شده‌است. رشته کوه ماز هم راستا با دوبرار در دشت لار و پلور است که تا فیروزکوه پیش می‌رود. مردم دماوند هنوز به این کوه بلند که در شمال شهر دماوند امتداد یافته، ماز می‌گویند. از سوی دیگر در لاسم و در میان رشته کوه دوبرار، قله‌های بلندی مانند انگمار، سیاه کمر دیده می‌شود که یکی از آن‌ها قله بلند ماز است. منوچهری دامغانی (قرن پنجم) واژه «ماز» را به همراه مازندران در یک بیت می‌آورد:

می‌دانیم منوچهری دامغانی سراینده زبردستی در ترسیم طبیعت در سروده‌های خود بوده و همچنین سال‌ها در مازندران زیسته‌است. «ماز» در اینجا همان کوه ماز است که ابرها چون ماری به خود پیچیده، آن کوه را دربر گرفته‌اند. گروهی، ماز را پیچ و خم می‌دانند، ولی واژه «شکنج» در «مار شکنجی» خود به معنی پیچ و خم است و آوردن واژه‌ای دیگر (که ماز باشد) به معنی پیچ و خم در اینجا، درست نمی‌نماید. ابن اسفندیار در کتاب تاریخ تبرستان به سال ۶۱۳ هجری می‌نویسد: و مازندران محدث است به حکم آنکه مازندران بحد مغربست و به مازندران پادشاهی بود چون رستم زال آنجا شد او را بکشت. منسوب این ولایت را موز اندرون گفتند به سبب آنکه موز نام کوهیست از حد گیلان کشیده تا به لار و قصران که موز کوه گویند همچنین تا به جاجرم.[۲۵][۲۶]
عده‌ای نیز به این دلیل که سابقاً این سرزمین مملو از گوزن بوده و مازن نیز به معنای گوزن بوده و از طرفی دران را نیز به معنای درندگان می‌باشد اینطور استنباط کرده‌اند که دران به معنای درنده کنایه از ببر مازندران است و چون این سرزمین در گذشته مملو گوزن و ببر بوده مردم آن سرزمین را به این نام خواندند.

مازندران کنونی در درازای تاریخ، شاهد وقایع و اتفاقات فراوان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بوده‌است. در اهمیت سرگذشت وقایع تاریخی این استان، کافی است که گفته شود هیچ‌یک از مناطق ایران به اندازه این سرزمین، شاهد رویدادهای تاریخی نبوده‌است.

به همین سبب است که نویسندگان و مورخان ایرانی و خارجی، فراز و نشیب‌های تاریخی این سرزمین را در کتاب‌هایی به رشته تحریر درآورده‌اند. از آثار نویسندگان روسی دربارهٔ مازندران، تاریخ مازندران و استرآباد تألیف رابینو، و از آثار نویسندگان مازندرانی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران تألیف میر ظهیرالدین مرعشی، و از آثار نویسندگان ایرانی، تاریخ طبرستان به کوشش اردشیر برزگر و مازندران از قدیم‌ترین ایام تا به امروز، نوشته محمد مشکور را می‌توان نام برد. اما این که نام مازندران از چه زمانی در این سرزمین متداول شد اختلاف نظر وجود دارد. بعضی از مورخان معتقدند از زمان ابن اسفندیار و یاقوت، به جای هیرکانیا کلمه مازندران بکار برده شده‌است عده‌ای هم تاریخ به‌کارگیری واژهٔ مازندران را از سده چهارم هجری قمری به بعد می‌دانند.

از منظر زبان‌شناسی همواره با گذر زمان، ریشه بسیاری از کلمات و علت نامگذاری آنها، در هاله‌ای از ابهام فرومی‌رود و گمانه‌های مختلفی در رابطه با وجه تسمیه انتخاب کلمات پدید می‌آید. یکی از این واژگان «مازندران» است.

استان قائم شهر

به علت وجود تناقضات تاریخی و اسطوره‌ای در ارتباط با «مازندران»، نیاز به درک معنی و مفهوم این واژه بیشتر احساس می‌شود. ریشه‌شناسی و رمز گشائی واژگان، یکی از راهکارهای مؤثر در پی بردن به هویت تاریخی، ادبی، فرهنگی، جغرافیایی و حتی اقلیمی مرتبط با یک واژه است. با توجه به سخنان بالا در خصوص ریشه واژه مازندران، در جمع‌بندی سخنان پژوهشگران و همچنین در نگاهی نو، گمانه‌ها و برداشت‌ها در خصوص ریشه واژه مازندران به شرح ذیل است:

۱- برداشت نخست از معنی مازندران، به سرزمین محصور در میان دیوار، دژ یا کوه اطلاق می‌گردد.

۱–۱-ابن اسفندیار مؤلف کتاب تاریخ طبرستان در ۶۱۳ ه‍. ق، بر این گمانه است که مازندران تغییر یافته «موز اندرون» است و بیان می‌دارد: «این ولایت را موز اندرون می‌گفتند.»[۲۷]

۱–۲-مرعشی گمانه مشابه‌ای دارد و مازندران را منسوب به ماز و مازیار می‌داند. او می‌گوید: «و اسم مازندران محدث است، و به تجدید مازندران می‌گفتند به سبب آن که ماز نام کوهی است، از گیلان کشیده‌است تا به لار و قصران و به قول بعضی مازیار[۲۸] بن قارن دیواری تا حد گیلان بساخت؛ و هنوز عمارت آن به جای است؛ و چند تا دروازه فرموده ساختند و دربان نشاندند تا کسی بی‌اذن او آمد و شد نتواند کردن و آن دیوار را ماز می‌خواندند و درون او را مازاندرون می‌گفتند.»[۲۹]

از طرفی، صادق کیا به نقل از احیاء الملوک از ملک شاه حسین سیستانی چنین گفته‌است: «و این مازندران را موزه اندرون می‌گویند؛ زیرا که کوهی که این بلاد را در میان گرفته موزه کوهی می‌گویند. از کثرت استعمال مازندران می‌گویند.»

این تعبیر از مازندران، به ویژه مازندران ایران زمانی قوت می‌گیرد که این سرزمین در گذشته همواره محصور در میان دژها و کوه‌ها بوده‌است و چنان‌که مورخانی چون استرابو در توصیف هیرکانیا نقل می‌کنند، به علت هجوم مکرر قبایل بدوی، سایر مناطق بدون حصار طبیعی، مانند دشت گرگان یا سایر مناطق قابل نفوذ، توسط دیوارهایی بلند محصور می‌شده‌است. این برداشت از معنی مازندران، با مازندران شاهنامه هم تا حدودی تناسب دارد، و البته با برخی نقاط دیگر که به مازندران شهرت دارد.

۲-از آنجا که طبق نظر برخی مورخان، مازندران از ریشه «ماز (ماز+ اندر آن) و موز (موز+ اندرون)» می‌باشد، لذا بررسی این کلمه، در زبان فارسی، پهلوی، عربی، لاتین و همچنین گویش بومی مازندرانی شاید راهگشا باشد، و با توجه به معانی کلمه ماز و موز، تعابیر مختلفی از این واژه می‌توان ارائه نمود.

۲–۱-ماز در لغت‌نامه دهخدا «مطلق چین و شکنج» را گویند. چین. نورد. پیچ و خم. با اشاره به ابیاتی چون:

(شهید)

و یا،

(منوچهری دامغانی)

که گویا در وصف سرزمین مازندران ذکر گردیده‌است؛ و کلمه «مازندران» و «ماز اندر آن» در آن قابل توجه و تأمل است.

(اسدی)

کشفیات دانشمندان در غارهای هوتو و کمربند، گواهی بر زندگی انسان‌ها در ۷۵ هزار سال پیش از این بدست آمده‌است،[۳۰] علاوه بر این، باستان‌شناسی در گوهر تپه، که ثابت کرد مازندران بیش از ۶ هزار سال پیشینه تمدن شهری دارد، مازندران را به یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های باستان‌شناسی در منطقه خاورمیانه و جهان شناسانده‌است و آن در فرهنگ‌سازی و تمدن شهرنشینی مردم در ایران نقش مهمی را ایفا کرده‌اند است، در سال ۱۳۸۴ نیز در منطقه ییلاق پرورخرند، از روستا از روستاهای پشتکوه دودانگه ساری حدود چهل قبر کشف شد که قدمت آن‌ها، دست‌کم به نیمهٔ نخست هزارهٔ دوم قبل از میلاد می‌رسد[۳۱] در حالی که آمل شهری که آن را دومین شهر کهن ایران می‌خوانن هم در این استان جا دارد و تاریخ آمل جزو تاریخ‌های اول شهری است که در زمان مردم آمارد یا همان آماردیان شکوفا شده‌است. مازندران جزوی از قلمرو پادشاهی ورگانا و پس از آن یکی از استان‌های مهم پادشاهی طبرستان که پس از شاه عباس طبرستان ایالتی از ایران و مازندران استانی از این ایالت شد، بوده‌است.

این سرزمین در زمان کوروش زیر فرمان هخامنشیان قرار گرفت[نیازمند منبع]. درکتیبه بیستون سرزمین مازندران به نام پشتخوارگیر[نیازمند منبع] و در اوستا پزشخوارگر آمده‌است و مازندران قلمرو اشکانیان و آمل مرکز اصلی آن بوده‌است. مازندران در دوره زندیه، به مرکزیت بارفروش (بابل) اداره می‌شد.

ساکنان قدیم دریای مازندران از غرب به شرق به ترتیب اقوام کادوسیان و آناریاکه و آمارد و تپورها بودند. سرزمینی که امروزه مازندران نامیده می‌شود پیش از اسلام با نام ساتراپ تپوری و تپورستان و پس از اسلام با نام تبرستان شناخته می‌شد که بر گرفته از نام قوم تپور یا تبری می‌باشد. نمی‌توان گفت این اقوام کی و از کجا آمده‌اند اما به نظر استرابون، تپورها در حد فاصل آماردها و هیرکانیه زندگی می‌کردند. (یعنی میان آمل و گنبد امروزی) اما دیاکونوف نوشته: «تپورها در هیرکانیه ساکن بودند و تحت نفوذ هیرکانیان.» مرز شرقی آن‌ها استرآباد و مرز غربی آن‌ها از کلار و چالوس بود. شهرهای آمل، چالوس، کلار، سعیدآباد و رویان جزئی از سرزمین تپورها بودند.[۳۲] مازندران بخشی از تپورستان است و شهرهای آمل، ساری، کجور و کلاردشت از مراکز تاریخی طبرستان بودند. استرابو تپورها را ساکن پنج مکان متفاوت می‌داند. وی گروهی از تپورها را به عنوان کوهنشین‌های شمال کشور در کنار آمارد نام می‌برد.[۳۳] وی گروه دیگری از تپورها را میان هیرکانی‌ها و دربیک‌ها نام می‌برد.[۳۴] وی دسته دیگر از تپورها را میان هیرکانی‌ها و آریا نام می‌برد.[۳۵] وی دسته دیگر از تپورها را در ماد نام می‌برد[۳۶] و مکان دسته دیگر از تپورها را در کنار آناریاکه‌ها می‌داند[۳۷] و دسته دیگری از تپورها را در کنار اقوام آمارد و کادوسی به عنوان کوهنشین‌های شمال یاد می‌کند.[۳۸] ظاهراً ایشان قبایل گسترده‌ای بودند که با آمدن آریایی‌ها عقب رانده شدند. به گزارش لوسیوس فلاویوس آریان گزنفون مورخ یونانی اسکندر مقدونی به سرزمین آماردها لشکر کشید و بر آماردها پیروز شد و آنان را تحت فرمان ساتراپ تپورها به نام فرادات قرار داد.[۳۹] آماردها و تپورها بعدها جز ساتراپ پارت درآمدند. فرهاداول پادشاه اشکانی در حدود سال ۱۷۶ قبل از میلاد آماردها را تحت انقیاد خود درآورد و آنان را به خاراکس (گرمسار) در ری کوچانید.[۴۰]
در مسکوکات سلاطین مستقل مازندران که خود سکه می‌زدند نام پادشاه تاپورستان آمده‌است.

قوم دیگر آماردها بودند آماردها نام یک تبار باستانی آریایی است که در شمال ایران، به‌ویژه از آمل تا رودسر زندگی می‌کرده‌اند. پلینیوس مورخ یونانی محل آماردها را قسمت شرقی مارگانیا شناسایی کرده‌است.[۴۱] به گفتهٔ ریچارد فرای،[۴۲] آملی کورت[۴۳] و کریستوفر برونر،[۴۴] آریایی بوده‌اند، و به مردمان سکا و داهه پیوند داده شده‌اند.[۴۵] نام شهر امروزی آمل برمی‌گردد به زندگی آنان در آن گستره. همچنین آن که دو آمل، یکی در مازندران و دیگری در گسترهٔ آمودریا، جای داشته‌اند.[۴۲]

به نوشتهٔ کریستوفر برونر،[۴۶] آماردها، تا دوران فرهاد یکم اشکانی، در گسترهٔ آمل مازندران می‌زیستند؛ و آن‌که فرهاد یکم، بخشی از این مردم را می‌کوچاند به گسترهٔ دربند در قفقاز، و بازماندگان آنان آمیخته می‌شوند با سکاییتباران تپور—که از پارته (Parthyene) کوچانده شده بودند به بخش‌های میانی جنوب دریای کاسپین (مازندران کنونی)—و مردم مازندران (تپورستان) را تشکیل می‌دهند.[۴۷]

در روزگار سلطه کیانیان بر ایران، کاووس کیانی که داستان صفا و نزهت بهشتی مازندران یا سرزمین دیوان را از زبان نغمه‌ساز می‌شنود، به وسوسه رامشگر آهنگ تسخیر مازندران می‌نماید:



پس با لشکری گران به مازندران می‌رود، اما در تلاقی دو سپاه، سپاهش از دیوان مازندرانی شکست می‌خورد و خود نیز اسیر دیو سپید می‌گردد. قبل از ورود آریایی‌ها به این سرزمین طوایف مختلفی در آنجا سکونت داشته‌اند. از جمله این اقوام می‌توان از تپوریها، آماردها و کادوسی‌ها نام برد. اقوام تپوری در مازندران زندگی می‌کردند. آماردها در نواحی کوهستانی بین رودخانه هزار آمل و تنکابن تا دیلمستان و سفید رود به سر می‌برده‌اند. کادوسی‌ها نیز در گیلان سکنی گزیده بودند.

از شیوه حکومت و حاکمان طبرستان پیش از اسلام اطلاعات محدودی وجود دارد. طبق آنچه در کتب تاریخی یونانیان آمده، اتو فرادات در زمان حمله اسکندر حاکم تپورستان بوده و اسکندر مقدونی او را به مقام خویش ابقا کرد ولی آماردها حاضر به اطاعت نشدند و به کمک درختان در جنگل پنهان می‌شدند و در برابر سپاهیان اسکندر مقاومت نمودند و حتی اسب محبوب اسکندر، بوسفال، را ربودند؛ ولی سرانجام اسکندر با تهدید و به آتش کشیدن بخش‌هایی از جنگل توانست آنان را مطیع ساخته و حکومتشان را به اتو فرادات سپارد. پس از اسکندر، در زمان سلوکیان اسماً آماردها جزئی از ولایات سلوکی بودند منتهی هیچ جنگی میان آنان رخ نداد و به احتمال زیاد آماردها به استقلال دست یافته بودند. پس از این در زمان اشکانیان است که فرهاد یکم به جنگ آماردها رفت و آن‌ها را به اجبار به ناحیهٔ دربند کوچاند.[۴۸] آن گونه که از نامه تنسر به گشنسب پیداست، سلسلهٔ دیگری علیه سلوکیان در کرانه‌های دریای مازندران شکل گرفت که در عصر اردشیر ساسانی به گشنسب به ارث رسیده بود. گشنسب و اخلاف او تا زمان حکومت قباد ساسانی بر سراسر پتشخوارگر فرمانروایی نمودند و جزئی از ناحیهٔ شمالی امپراتوری ساسانی بودند.[۴۹] پس از گشنسب‌شاهان، کیوس، شاهزادهٔ ساسانی و برادر بزرگتر انوشیروان، در سال ۵۲۹ میلادی عازم طبرستان شد و فرمانروایی این نواحی را برای مدتی، تا سال ۵۳۶ میلادی، در دست داشت. پس از کیوس، به دستور انوشیروان خاندان زرمهر به تبعیت از ساسانیان در منطقه مستقر شدند و تا سال ۶۸۵ میلادی، در سراسر پتشخوارگر فرمان می‌راندند. در این سال مقارن با حمله عرب‌ها به ایران، شاهزاده‌ای به نام گیل گاوباره توانست با مسالمت آذر ولاش، واپسین زرمهرشاه، را کنار راند و سراسر پتشخوارگر را به دست گرفت.[۵۰]

آمارد، آمرد، آمار یا ماردها (به زبان سکایی: آمارد، Amard؛ به زبان پهلوی: آمویی، Amui) مردم این قبیله در مازندران و قسمتی از گیلان کنونی زندگی می‌کردند. نام اصلی این قبیله آمو بود که در فارسی باستان به آمرد یا اَمرد به معنی زیانبخش و ویرانگر تبدیل شد. همچنین در برخی کتاب‌ها به آن‌ها «مارد» نیز گفته‌اند. آن‌ها مردمی جنگجو و هنرمند بودند و با همسایگان خود در کشمکش دایمی بودند.

در زمانی که فلات ایران به خصوص نواحی زاگرس صحنه جنگ و خون‌ریزی آشوریان و اقوام دیگر بود، مردمان نواحی جنوبی دریای خزر در آرامش و امنیت و شرایط مناسب اجتماعی زندگی می‌کردند و اقوام نواحی دیگر به آن‌ها پناهنده می‌شدند. یکی از طوایفی که به نواحی جنوب خزر پناهنده شده‌است طایفه مغان، یکی از طوایف شش‌گانه ماد بوده‌است. در دوره حکومت آرته یس مادی (شاه قبل از دیا اکو) جنگی بزرگ بین کادوسیان و مادها اتفاق افتاد. علت این جنگ بدبینی یکی از پارسی‌های صاحب نفوذ در دربار شاهی به نام پارسد (پارساداس) نسبت به شاه بود. او زمانی از شاه رنجیده خاطر گردید و با سه هزار نیروی جنگی به سرزمین کادوس‌ها می‌رفت و حمایت آن‌ها را جلب می‌کند و آن‌ها علیه مادها تحریک نمود. آرته یس سپاهی انبوه را به مقابله با او فرستاد. در جنگی که بین آن‌ها رخ داد، سپاه ماد شکست خورد و کادوسی‌ها پارسد را به پادشاهی خود انتخاب کردند. او همواره به قلمرو ماد تجاوز می‌کرد و به غارت آن حدود می‌پرداخت.

حکومت هخامنشیان از حدود ۶۷۵ ق. م آغاز شده و تا سال ۳۳۰ ق. م ادامه یافته‌است. سر سلسله این دودمان هخامنش بوده که پس از آن چیش پیش اول، کمبوجیه اول، کورش اول، چیش پیش دوم، کوروش دوم، کمبوجیه دوم، کوروش سوم (بزرگ)، کمبوجیه سوم و… بر این سرزمین حکومت کردند. کوروش پس از فرو ریزی دولت آریائی ماد، مشغول تهیه مقدمات یک حکومت نیرومند شد. او ارتشی از عناصر سپاه ایران و حاشیه دریای خزر فراهم کرد.

اقوام ساردی، تپوران، کادوسیان و سکائیان از جمله نیروهای برجسته شرکت‌کننده در اردوی کوروش بودند. در این نبرد کوروش تپوران مازندرانی و کادوسیان گیلانی را از ارتش جدا نمود و آن‌ها را ترغیب به حمله نمود. در اثر حمله این نیروها سپاه لیدی شکست خورد و شهر سارد به محاصره سربازان کوروش درآمد. بعد از این جنگ آماردها و کادوسیان همچنان در حلقه اتحاد کوروش باقی ماندند و در اکثر جنگ‌های زمان او شرکت فعال داشتند. در زمان کوروش، ایران به صورت ملوک الطوایفی اداره می‌شد و مازندران و طبرستان به یکی از اعیان فارس سپرده شده بود. در جنگ خانگی مشهور به «کوناکسا» بین اردشیر هخامنشی و برادرش کوروش کوچک، کادوسیان به حمایت از اردشیر پرداختند. در این جنگ فرمانده قوای کادوسی به نام آرته گرس کشته شد. ۱۴ سال بعد از جنگ کوناکسا، کادوسیان علیه هخامنشیان قیام کردند. اما اردشیر با سپاهی انبوه آن را سرکوب نمود و آن‌ها نیز اطاعت از دولت مرکزی را پذیرفتند.

به هنگام حمله اسکندر در سال ۳۳۱ ق. م، تمامی اقوام کناره خزر یعنی آماردها، کادوسی‌ها، تپوریها، هیرکانی‌ها و کاسپی‌ها سپاهی مرکب از هشت هزار نفر پیاده و سواره تشکیل داده و به کمک داریوش سوم هخامنشی فرستادند. این قشون تحت فرماندهی یکی از فرماندهان شجاع به نام «مازه» قرار گرفت. در این نبرد که «جنگ گوگمل» خوانده می‌شد، جنگی هولناک میان گارد شاه و جنگجویان نخبه یونانی درگرفت. شجاعتهای اقوام مزبور در این جنگ عظیم یکی از درخشان‌ترین فصول جنگ‌های ایران و یونان شناخته می‌شود. اسکندر پس از فتح و غارت و آتش زدن تخت جمشید، پایتخت ایران هخامنشی، چون شنید که داریوش قصد بازسازی سپاه خود را دارد، سپاه خود را به سه قسمت کرد. او «پارمن ین» را مأمور فتح سرزمین کادوس نمود تا راه کمک آنان به داریوش را قطع نماید. «کراتر» دوست نزدیک اسکندر و سردار لایق وی نیز جهت اشغال سرزمین تپوران طبرستان مأموریت یافت. این دو سردار مأمور بودند پس از تسخیر سرزمین‌های گیلان و مازندران، در گرگان به اسکندر که خود با بخشی از ارتش خویش داریوش را تعقیب می‌کرد، بپیوندند. «کراتر» با سازشی که با «فرادات» تپوری سردار این قوم نمود، بخش کمی از طبرستان را اشغال کرد، ولی پارمن ین از تسلط بر سرزمین دلیران کادوس عاجز ماند. اسکندر پس از قتل داریوش، خود تصمیم به یکسره کردن کار مردم آمارد و کادوس، گرفت. قوای اسکندر در بیشه‌های متراکم خزری و ارتفاعات جنگلی با آماردها درگیر شدند و تلفات و خسارات فراوانی متحمل شدند. سرانجام آماردها نمایندگانی اعزام داشتند و راه سازش پیش گرفتند. پس از مصالحه، رسیدگی به امور منطقه آماردنشین نیز به «فرادات» تپوری [طبرستانی] که قبلاً تسلیم کراتر سردار اسکندر شده بود، واگذار گردید. لازم است ذکر شود که بعدها، در روزگار فرمانروایی جانشینان اسکندر در ایران، در جنگ رافیا، کادوسیان را از جمله لشگریان سلوکی می‌بینم.

پهناوری دولت اشکانی در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس را شامل می‌شد. به دلیل قرار گرفتن جاده ابریشم در گستره حکومت اشکانی و قرار گرفتن مسیر تجاری بین امپراتوری روم و حوزه مدیترانه و امپراتوری هان در چین، این امپراتوری به مرکزی برای تجارت بدل گشت. اشکانیان از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای محدوده شرق دریای خزر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پَرثَوَه آمده‌است که به زبان پارتی پهلوی می‌شود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می‌توان خواند. ایالت پارتی‌ها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای مازندران و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود می‌شد. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای مازندران، آمل می‌زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند. آمل در آن زمان پایتخت اقلیمی اشکانیان بود.

فرادات فرمانده قوم تپور در نبرد هخامنشیان و یونانیان و همچنین والی تپورستان در عهد خشیارشاه و اسکندر مقدونی می‌باشد.
به گزارش لوسیوس فلاویوس آریان گزنفون مورخ یونانی زمانی که اسکندر به ولایت هیرکانیا رفت قشون خود را سه قسمت کرد؛ قسمتی که از همه زیاد تر بود با خود به زادراکرات برد و قسمت دیگر را با کراتر به مملکت تپوری‌ها (تپوری‌های ساکن در هیرکانیا) برد و قسمت سوم را به سرداری اری گیوس مأمور بود که با بار و بنه و خارجی‌ها حرکت کند.[۵۱]
پس از اینکه اسکندر از معابر هیرکانیا گذشت وارد زادراکرات (ساری یا استراباد) شد در اینجا کراتر به او رسید. در این هنگام ارته باذ با سه پسر خود که نامشان سوفن و آریو برزن و ارسام بود نزد اسکندر آمد. فرادات فرمانده تپوری‌ها و نمایندگان یونانی‌های اجیر هم با اینها آمدند. اسکندر ارته باذ را به احترام پذیرفت و فرادات را فرمانده تپورها و والی تپورستان ابقا کرد.[۵۲]

پس از آنکه اسکندر وارد شهر آروس گردید و کراتر و اریگسوس را در اینجا یافت. آنها فرادات حاکم تپوری‌ها را همراه آورده بودند. اسکندر این اسیر را خوب پذیرفت. پس از آن آن مناپیس را که در زمان اُخُس فرار کرده و به دربار فلیپ پناهنده شده بود والی هیرکانیا کرد و فرادات را به حکومت تپورستان ابقا داشت.[۵۳]

اسکندر پس از دست یابی به سرزمین آمارد ولایت آمارد را به تپورستان که والی آن فرادات بود ضمیمه کرد.[۵۴]

گشنسب شاهان یا گشنسپداد گرشاهی سلسلهٔ پادشاهی در طبرستان[۵۵] بوده که در عصر اشکانیان در منطقه کوهستانی شرق مازندران[۵۶] شکل گرفت.
این سلسله در اوایل عصر ساسانی قلمروی خود را تا گیلان گسترش دادند.[۵۷] در دوران اردشیر ساسانی قلمروی گشنسب شاهان علاوه بر رویان و طبرستان شامل گیلان، دیلمان و دماوند[۵۸] می‌شده‌است.[۵۹]

ریشه خاندان گشنسپداد گرشاهی به مناطق کوهستانی شرق طبرستان منطقه هزارگری و شهر تمیشه می‌رسد[۶۰] و واژه گر به مردمان طبری کوهستان شرقی طبرستان اطلاق می‌گشت. از آنجا که این خاندان ساکن در منطقه کوهستانی مازندران بودند گرشاه لقب گرفتند.[۶۱] لقب پتشخوارگرشاه به پادشاه‌هان کوهستان طبرستان داده می‌شد.[۶۲]

به اعتقاد برخی مورخین این سلسله در سال ۳۳۰ قبل از میلاد مسیح در ناحیه تپوری نشین دریای خزر واقع در کوهستان شرق مازندران شکل گرفت. اردشیر برزگر در کتاب خود آغاز پادشاهی خاندان گشنسپ شاهان را پس از مرگ اسکندر مقدونی در قرن سوم پیش از میلاد می‌داند ولی مشخص نیست که آیا گشنسب شاهان از نسل فرادات، حاکم طبرستان در زمان هخامنشیان و اسکندر، است یا خیر.[۶۳] به اعتقاد برخی مورخین دیگر این سلسله در سال ۱۷۰ قبل از میلاد مسیح پس از کوچ برخی از اقوام تپور از شرق مازندران به منطقه آمارد در غرب مازندران (رویان) به مرکزیت آمل شکل گرفت.[۶۴]

گشنسب شاهان تا سال ۵۳۱ میلادی در طبرستان سلطنت می‌کردند. دوام حکومت و فرماندهی خاندان گشنسب در طبرستان تا روزگار فیروز ساسانی ادامه داشته‌است که در این زمان ترکان صحرانورد ماوراء جیحون به خراسان و مرزهای تپورستان (طبرستان) تاخته‌اند. کاری از گشنسب شاهان برنیامد ولی کیوس فرزند ارشد قباد شاه ساسانی، به امر پدر به کمک مردم طبرستان شتافت و کیوس به فرمان برادر با سپاهی انبوه از تبرستانی‌ها به سمت خراسان رفت و خاقان ترک را شکست داد. از این زمان حکومت خاندان گشنسب پایان یافت و حکومت به ساسانیان منتقل شد.[۶۵] در این سال کیوس، پسر مهتر قباد و برادر خسرو انوشیروان، خود از طرف پدرش قباد به فرمانروایی در طبرستان پرداخت. کیوس آیین مزدکی داشت و مزدکیان می‌خواستند او را به پادشاهی بنشانند از این جهت خسرو انوشیروان او را از طبرستان برداشته، قارن پسر سوخرا را به جای او گماشت. از این تاریخ سلسله کارنوندیان در طبرستان روی کار می‌آیند که ایشان را آل قارن می‌خوانند.[۶۶]

بعد از اسکندر و جانشینانش گیلان و مازندران حالت استقلال داشته‌اند. گشنسب شاه در این دوران بر مازندران حکومت می‌کرده‌است و خاندان او از ۳۳۰ ق. م تا ۵۲۹. م نزدیک به نهصد سال حکومت کرده‌اند. در دوران سلطنت بهرام گور (۴۲۰–۴۳۸. م)، پس از آنکه بهرام بر خاقان پادشاه ترکان پیروز شد، با خبر شد که یکی از سران دیلم با لشکری انبوه به ری و سرزمین‌های اطراف آن حمله و جمعی را اسیر نموده‌است. او همچنین نگهبانان مرزی آن حدود را مجبور به پرداخت خراج نمود. بهرام‌گور، مرزبان را با سپاهی به ری فرستاد. سپس خود بهرام نیز به او پیوست و بیدرنگ به سوی دیلم روان شد. دو سپاه در میانه راه به یکدیگر رسیدند. بهرام، سردار دیلمی را گرفتار ساخت و سپس او و سپاهیانش را بخشید و آن‌ها در شمار یاران نزدیک بهرام قرار گرفتند. دوام حکومت و فرماندهی خاندان گشنسب در طبرستان تا روزگار فیروز ساسانی ادامه داشته‌است که در این زمان ترکان صحرانورد ماوراء جیحون به خراسان و مرزهای تپورستان (طبرستان) تاخته‌اند. کاری از خاندان گشنسب برنیامد ولی کیوس (کی وش) فرزند ارشد قباد شاه ساسانی، به امر پدر به کمک مردم طبرستان و گیلان شتافت و ترکان را تار و مار ساخت. از این زمان حکومت خاندان گشنسب پایان یافت و حکومت به ساسانیان منتقل شد.

ظهور مزدک و افکار مزدکی، قباد شاه ساسانی را مجذوب خود ساخت و او نیز پس از قبول این آیین، به تبلیغ آن پرداخت. اما دیری نپایید که شاه ساسانی قربانی یک توطئه پنهان شد و از قدرت برکنار شد و به این ترتیب نهضت مزدکی نیز خاتمه یافت. مدتی بعد کیوس، شاه گیلان و مازندران و برادر خسرو انوشیروان ـ فرمانروای ایران ـ به کیش مزدکی درآمد. در دوران انوشیروان مزدکیان سرکوب شدند و بیشترین تلفات را مزدکیان در گیلان و بلوچستان دادند. کیوس، حاکم مازندران و گیلان به دعوت برادر خود انوشیروان جهت همکاری در سرکوب ترکان ماوراء جیحون با مردان مازندران، دیلمیان و گیل‌ها بر ترکان تاخت. او بعد از حمله دوم خود به ترکان و کسب پیروزی، هوای حکومت ایران کرد و به مدائن حمله برد، ولی اسیر شد و سر خود را در این داعیه از دست داد. (۵۲۹–۵۳۶. م). پس از قتل کیوس، انوشیروان حکومت طبرستان و مازندران را به فرزندان امیر سوخرا که از امرای فیروز بن هرمز بود سپرد. پنج نفر از این خاندان به نام‌های زرمهر بن سوخرا، داد مهر بن زر مهر، ولاش بن داد مهر، دار مهر بن ولاش و آذرولاش بن داد مهر به مدت ۱۱۰ سال بر نواحی ساحلی خزر حکومت کردند.

پس از آذر ولاش، این ولایت به گیل بن گیلانشاه گاو باره که از نوادگان جاماسب بن فیروز ساسانی بود سپرده شد. گیلان بن گیلانشاه فرمانروایی مقتدر بود که حکومتی قوی در روزگار یزدگرد سوّم در گیلان و مازندران برپا کرد. مازندرانی‌ها او را گیل گاو باره نامیدند. گاو باره پایتخت را از مازندران به گیلان انتقال داد و از گیلان تا گرگان عمارات و قصرهای عالی ساخت. مدت فرمانروایی او بر دو منطقه بزرگ خزری پانزده سال بود. بعد از او دابویه فرزندش بر این منطقه حکومت کرد. در این زمان اعراب مسلمان به ایران حمله کردند و پایتخت ساسانیان مدائن را متصرف شدند. پس از جنگ قادسیه، یزدگرد ساسانی که از سلطنت کردن ناامید شده بود، «باو» را از آتشکده اصطخر فارس دعوت به همکاری نمود. باو پس از عزل از حکومت مازندران و گیلان در زمان شیرویه ساسانی در این آتشکده منزوی شده بود. او تا ری یزدگرد را همراهی کرد ولی از شاه ساسانی خواست تا به زیارت آتشکده کوسان پایتخت باستانی طبرستان که بنای جدش کیوس بود رفته و از آنجا در گرگان به شاه ملحق شود، ولی پس از رسیدن به آتشکده چون از سقوط ساسانیان مطمئن بود، در همان‌جا معتکف شد. سقوط ساسانیان زمینه تاخت و تاز ترکان ماوراءالنهر به مازندران را فراهم کرد و چون حاکم وقت یعنی «باو» حکومت را رها کرده بود، مردم دچار صدمات زیاد شدند مردم از «باو» که در آتشکده کِوَسان (روستای کوهستان امروزی) معتکف شده بود، خواستند قدرت را به دست گیرد و او با تعهد گرفتن از مردم مبنی بر حکومت مطلق وی بر مازندران، به حکومت بازگشت و نوادگان او به نام آل باوند یا باوندیان در مازندران و بعضاً گیلان قرن‌ها حکومت داشتند. بعدها فرخان بزرگ، فرزند دابویه از سلسله گاوباره حکومتی پرصلابت ابتدا در گیلان و سپس در مازندران تشکیل داد و در مرز و بوم خود دست به عمران و آبادانی زد.

پس از مرگ یزدگرد سوم و نابودی امپراتوری ساسانی، گیل گاوباره در سال ۶۵۱ میلادی، علم استقلال بیفراشتو با ایجاد گاهشماری طبری به نام «اسپهبد طبرستان، گیل گیلانشاه و پتشخوارگر پتشخوارگران» برای خود سکه ضرب کرد. پس از گیل گاوباره دو فرزند او دابویه و پادوسپان هر کدام دودمانی بنا نهادند.[۶۸]

دابویه و فرزندانش حکومت پدر را به ارث برده و با نام دابویگان حاکمان مستقل سراسر پتشخوارگر بودند. آن‌ها در زمان فرخان بزرگ پایتخت خود را از مناطق مرکزی طبرستان به سارویه منتقل کرده و تا سال ۷۶۱ میلادی، یعنی در زمان خلافت منصور عباسی و خودکشی اسپهبد خورشید، آخرین فرمانروای دابویی، به حکومت پرداختند.[۶۹] دیگر نسل گیل گاوباره با نام پادوسپانیان در قالب حکومتی محلی و کوچک در رویان باقی ماندند و در دوره‌ای طولانی میان سال‌های ۶۵۵–۱۵۹۸ میلادی بر نواحی خود مستقر بودند.[۷۰]

در زمان فرار یزدگرد به سوی خاور، یکی از همراهان او باو بود. باو از نوادگان کیوس بود و در زمان گریز با اجازهٔ یزدگرد از او جدا شده و به طبرستان آمد تا از یک آتشکده کوسان در روستای کوهستان امروزی زیارت نماید. وی در طبرستان بود که خبر مرگ شاهنشاه ساسانی را شنید، فلذا در آتشکده عزلت گزید. در زمان حکومت دابویه، به علت دوری پایتخت اولیهٔ دابویگان از مرزهای شرقی طبرستان، مهاجمین از این نواحی به طبرستان هجوم می‌آوردند. به همین سبب مردم از باو خواستند تا به رهبری آنان شتابد و مهاجمان را دور سازد. باو با شروطی درخواست را پذیرفت و بدین شکل حکومت باوندیان شکل گرفت که تا سال‌ها در مرزهای شرقی طبرستان برقرار بود.[۶۸]

از دیگر حکومت‌های این دوره کارنوندیان یا سوخرائیان است که پیشینهٔ آن به هفت خاندان ممتاز ساسانی و چهار خاندان اشکانی می‌رسد. آن‌ها خود را از نسل کاوه آهنگر می‌دانستند و از زمان انوشیروان ساسانی در کوهستان‌های طبرستان حکومت داشتند. این خاندان مسبب شورش عمومی طبرستان علیه خلافت و پس از آن قیام مازیار بودند.[۷۱]

هم‌زمان با فتوحات مسلمانان از سلسله‌های پادوسبانان، باوندیان و افراسیابیان نام برده شده‌است که در طبرستان یا قسمتی از آن حکومت می‌کرده‌اند و استقلال نسبی داشته‌اند. مورخان دربارهٔ اولین حمله مسلمین به طبرستان وحدت نظر ندارند.

مازندران بر خلاف گیلان (دیلم و طالش و ببر) در دوره اول فتوحات اعراب (۶۴۹–۶۳۷ میلادی) تحت تصرف مسلمانان قرار نگرفت و حتی در زمان بنی امیه تسخیر نشد و در زمان بنی عباس (۷۶۵ میلادی) مناطق جلگه‌ای آن از استراباد تا چالوس به مدت نوزده سال ضمیمه گشت ولی نواحی کوهستانی همچون کجور، سوادکوه، هزارجریب، چهار دانگه، دو دانگه و بندپی مستقل باقی ماندند. در اوایل اسلام در زمان خلافت عثمان سرزمین تالشان، بَبَر، گیلان و دیلم یک‌بار به وسیلهٔ براء بن عازب و بار دیگر به‌وسیلهٔ ولید بن عُقبة بن اَبی مُعَیط فتح شد.[۷۲][۷۳][۷۴][۷۵]

مازندران اولین پایگاه اسلامی و شیعه دوازده امامی است[نیازمند منبع] و خاندان مرعشی و خاندان ناصرالحق اطروش هم در مازندران به پایتخت‌گری آمل بوده‌اند.

از سال ۲۲ هجری قمری ترویج دین اسلام در طبرستان آغاز شد و در ۱۴۴ هجری شهر ساری، پایتخت دابویگان به مدت نوزده به دست مسلمانان افتاد. دستگاه خلافت مسلمانان از شرق به چین و غرب به اسپانیای کنونی ختم می‌شد ولی با وجود این شرایط مردمان طبرستان آیین مزدیسنا را حفظ کرده بودند.

شورش طبرستان یا قیام عمومی طبرستان به آن دسته از شورش‌ها و نبردهای مردم طبرستان و مناطق پیرامون آن اشاره دارد که به رهبری اسپهبدان این سرزمین از سال ۱۶۸ هجری قمری تا ۱۸۹ هجری، علیه عباسیان رخ دادند.

۲۵ سال پس از خودکشی اسپهبد خورشید و انقراض گاوبارگان، با بالا رفتن نارضایتی‌ها از عمال خلیفه‌های عباسی، مردم به اسپهبد قارنوندیان، ونداد هرمز، رجوع کردند و از او خواستند تا رهبریشان را برای قیام بر عهده گیرد. وی پس از مشورت با دیگر اسپهبدان، از دودمان‌های پادوسپانیان، باوندیان و مصمغان، این درخواست را پذیرفت. از این پس شروین باوندی چون پادشاه طبرستان بود و ونداد هرمز قارنوندی سپهسالاری او را می‌کرد. آن‌ها در روزی از پیش مشخص شده، شورش بزرگی علیه خلافت عباسی برپا کردند و مردم طبرستان و رویان در این روز پادگان‌ها را فتح نمودند و نظامیان عرب را به قتل رساندند. مورخین از این روز به عنوان «روزی که طبرستان از عمال خلیفه خالی شد» یاد می‌کنند و از کشته شدن ۲۰۰۰۰ نفر خبر می‌دهند.

پس از قتل‌عام عرب‌ها و نایبان خلیفه در طبرستان، خلافت عباسی سلسله نبردهایی برای بازپس‌گیری طبرستان آغاز کرد. خلیفه مهدی عباسی خواستار مرگ ونداد هرمز و آوردن سر او به بغداد، پایتخت خلافت، بود؛ ولی هیچ‌کدام از سردارانش موفق به این کار نشدند.

در تاریخ ابن اسفندیار آمده‌است کینهٔ مردم طبرستان از عربان به حدی بود که در سال ۱۶۰ هجری مردم امیدوار کوه (کوهستانی میان آمل و گرگان)، از ظلم کارگزاران خلیفه به ستوه آمدند. فرمانروایان آن‌ها که ونداد هرمزد و سپهبد شروین و مسمغان ولاش بودند آن‌ها را ضد اعراب شورانیدند و بدان سبب در اندک زمان شورش و آشوب بزرگی پدید آمد. در یک روز، مردم سراسر طبرستان بر عربان بیرون آمدند و آن‌ها را به باد کشتار گرفتند.
علاوه بر اعراب، ایرانیانی که مسلمان شده بودند نیز طعمه نفرت و کینه مردم شدند. این نفرت و کینه چنان بود که حتی زنهایی از ایرانیان که به عقد زناشویی عربان درآمده بودند، ریش شوهران خود را گرفته از خانه برمی‌آوردند و به دست مردان می‌سپردند تا آن‌ها را بکشند.[۷۶][۷۷]

برخلاف دیگر نواحی ایران، مردم این خطه به صورتی تدریجی و به خواست خود اسلام را پذیرفتند و از همان ابتدا مذهب تشیع را برگزیدند. در ابتدا وجود دشمنی مشترک، یعنی خلیفه و عوامل خلافت، موجب گرویدن مردم به نادیان قیام علوی بود ولی رفته رفته به تعداد زیدیان پتشخوارگر افزوده شد.[۷۸]

نخستین حکومت شیعی در ایران علویان طبرستان بود که در در ۲۵ رمضان ۲۵۰ هجری قمری به درخواست مردم محلی توسط حسن بن زید، معروف به داعی کبیر، ایجاد شد.[۷۹] داعی کبیر ابتدا با دودمان طاهریان، که پس از فتح طبرستان نایب خلافت در شمال کشور بودند، به مبارزه پرداخت و پس از اخراج آنان نبردهایی با سپاهیان خلیفه، یعقوب لیث صفاری و چندی از شورشیان داخلی داشت که نهایتاً از تمامی آن‌ها جان سالم به در برد.[۸۰] داعیان بعدی علوی در طبرستان دچار اختلافاتی شدند که منجر به ضعف آنان شد و سامانیان توانستند طبرستان را جزئی از قلمرو خود کنند ولی مجدداً ناصرالحق اطروش به ترویج تشیع زیدی پرداخته و مردم را علیه سامانیان متحد کرد و دودمان علویان طبرستان را بازسازی کرد.[۸۱][۸۲]

پس از دو یا سه نسل علویان طبرستان و گیلان از شعارهای عدالت‌طلبانهٔ نخستین خود عدول کرده و به کنار رانده شدند. این اوضاع زمینه را برای قیام اشرافی که نسب خود را به ساسانیان می‌رساندند، فراهم نمود و در این منطقه نیاز به حکومتی بود که هر دو قشر شیعیان و زرتشتیان را اقناع کند.[۸۳] از سوی دیگر، در اواسط قرن سوم هجری خلافت عباسی با جنبش‌های استقلال‌طلبانه‌ای مواجه شد که ضعف سیاسی او را در پی داشت. این جنبش‌ها در میان ایرانیان، که از پیش منتظر فرصتی برای شورش بودند، با ظهور دولت‌هایی مانند سامانیان و صفاریان این روند آغاز شد و از اوایل قرن چهارم هجری در شمال ایران جنبش‌های گوناگونی علیه خلیفه آغاز شد که اسفار بن شیرویه، ماکان کاکی، سالاریان، زیاریان و آل بویه از این دسته‌اند.[۸۴]

██ ماکان کاکی

██ سالاریان

██ اسماعیلیان

██ مرداویج زیاری (پررنگ: ابتدای سال ۳۱۹ ه‍.ق – کم‌رنگ: پایان سال ۳۱۹ ه‍.ق)

عده‌ای از سپاهیان بلند مرتبهٔ علویان طبرستان پس از افول این حکومت علم استقلال برافراشتند. از جمله این سپاهیان پیشین مرداویج زیاری بود که قصد احیای امپراتوری ساسانیان را داشت. او نواحی بسیاری را در سال ۳۱۹ هجری فتح کرد و سلسلهٔ زیاریان را تأسیس نمود. مرداویج در اوج قدرت خود به قتل رسید.[۸۵][۸۶] پس از مرگ مرداویج، آل بویه که پیشتر در خدمت او بودند، قدرت یافته و جانشین مرداویج، وشمگیر، را شکست دادند و پس از آن حکومت زیاریان به طبرستان محدود شد ولی آل بویه به چنان قدرتی دست یافت که خلیفه مطیع آنان گشت.[۸۴]

با روی کار آمدن خاندان‌های ترک‌تبار در ایران، غزنویان موفق شدند طبرستان را رسماً فتح کنند ولی به حاکمان محلی (به‌طور مثال باوندیان و پادوسپانیان) خودمختاری دادند و به خراج، خطبه و سکه بسنده کردند. آن‌ها در گیلان همین قدر موفقیت را نیز کسب نکردند، سلجوقیان نیز رویکرد مشابهی داشتند. در این دوران اسماعیلیان طرفداران بسیاری در نواحی جنوب دریای خزر جذب نمود و حسن صباح در الموت قلعه‌ای مستحکم بنا کرد.[۸۷] در زمان خوارزمشاهیان دودمان باوندیان توسط آن‌ها قلع و قمع شد و محمد خوارزمشاه هنگام حمله مغولان به ایران به جزیره آبسکون در طبرستان گریخت. [نیازمند منبع]

شیخ خلیفه، از روحانیون شیعه آمل در زمان حکومت مغولان بر منطقه، در منطقهٔ سبزوار نهضتی انقلابی علیه ایلخانان را رهبری کرد که به سربداران معروف است. عدهٔ بسیاری در طبرستان نیز به پیروی از این جنبش برخاستند. پس از مرگ شیخ خلیفه جانشینان وی قلمرو حکومت سربداران را وسعت بخشیده و به سوی مازندران نیز لشکرکشی کردند که با شکست همراه بود.[۸۸] هم‌زمان با این رخدادها در دوران ملوک‌الطوایفی، آخرین اسپهبد سلسلهٔ باوندیان توسط یکی از فرماندهان خود به قتل رسید و کیا افراسیاب چلاوی حکومت چلاویان را ساخت. از طرفی قوام‌الدین مرعشی، ملقب به میربزرگ، تحت تأثیر جنبش سربداران قرار داشت، پیروان بسیاری در طبرستان کسب کرد. او در ابتدا با کیا افراسیاب متحد بود ولی میانشان اختلافاتی رخ داد[۸۹] و نهایتاً میربزرگ در نبرد جلالک مارپرچین دودمان چلاوی را شکست داده و کیا افراسیاب را به مرگ رساند و دودمان مرعشیان را تأسیس کرد.[۹۰] یکی از فرزندان کیا افراسیاب به نام اسکندر شیخی، که از این معرکه جان سالم به در برد، نزد تیمور گورکانی رفته و او را ترغیب نمود تا به طبرستان لشکرکشی نماید.[۸۹] تیمور خرابی‌ها و قتل‌عام‌های بسیاری در طبرستان انجام داده و سادات مرعشی را تبعید کرد ولی پس از مرگ او، مجدداً مرعشیان بازگشته و حکومت طبرستان را به دست آوردند.[۹۱]

با قدرت گرفتن صفویان، امیران مرعشی مطیع آنان شده و با خاندان صفوی روابط نسبی برقرار کردند. خیرالنساء بیگم، از شاهزادگان صفوی، به ازدواج شاه محمد خدابنده درآمد و حاصل این ازدواج، شاه عباس کبیر، قدرتمندترین شاه صفوی است. شاه عباس تمامی حکومت‌های محلی شمال ایران را برانداخت و برای همیشه مازندران را جزئی از خاک رسمی ایران نمود. از جمله حکومت‌هایی که به دست شاه عباس نابود شدند مرعشیان، پادوسپانیان، مرتضویان، الوند دیو، کیاییان، اسحاقوندان و… بودند. شاه عباس کبیر پس از آن به‌آبادی مناطق مذکور همت گماشت؛ به‌طور مثال شهر اشرف را در شرق مازندران بنیان نهاد و فرح‌آباد را در شمال ساری آباد نمود.

در عصر قاجار به علت اسکان ایل قاجار در شرق مازندران، استان مازندران که آن زمان شامل شهرهایی همچون استرآباد (گرگان کنونی) می‌شد جایگاه ویژه‌ای نزد ایل قاجار پیدا کرد. در این میان بسیاری از بزرگان مازندران به حمایت از آغامحمدخان قاجار پرداختند به گونه‌ای که اکثریت ارتش آغامحمدخان قاجار را مازندرانی‌ها تشکیل می‌دادند.

شهر ساری پایگاه و پایتخت آغامحمدخان و ایران کمی پیش از تاجگذاری قاجاریه بوده‌است.[۹۲] [۲]

محمدخان سوادکوهی حاکم مازندران پس از کشته شدن محمدحسن خان قاجار، پسر ارشد وی، آغامحمدخان قاجار – که به تازگی رئیس تیره قوانلو گشته بود و در پی جمع‌آوری لشکر در مازندران بود – را در بهشهر دستگیر کرده و نزد کریم خان زند برد.

میرزا شفیع مازندرانی ملقب به اعتمادالدوله یکی از متعمدان مازندرانی آغامحمدخان قاجار بوده که در فرماندهی و جذب قوا در مازندران برای ارتش آغامحمدخان قاجار کمک‌های شایانی کرد و در نهایت به صدارت اعظمی قاجار رسید.

مهدی خان خلابر یکی دیگر از معتمدان مازندرانی آغامحمدخان قاجار بود که در فتح گیلان نقش قابل توجهی داشت و حمایت او از آغامحمدخان قاجار باعث شد که او به حاکمیت تنکابن منسوب شود.[۹۳] عباس مازندرانی یکی از سه قاتل آغامحمدخان قاجار بود که با خداد اصفهانی و صادق خان گرجی در قتل او همدست شد.

در عهد مشروطه نیز مازندرانی‌هایی همچون محمدولی‌خان تنکابنی، علی دیوسالار (سالار فاتح)، خلیل خان درویش طبرستانی، علی خان اسفندیاری، ابوالقاسم خان مصدق خواجه نوری، زهرا سلطان نوری، سردار جلیل کلبادی، سردار رفیع یانسری عازم تهران شدند تا به استبداد محمد علی شاه پایان دهند. محمدولی‌خان تنکابنی در عهد قاجار چند دوره به صدارت رسید.

دودمان پهلوی آخرین دودمان طبری‌تبار و مازندرانی بوده که بر ایران حکومت کرده‌است. پدربزرگ رضا شاه، مرادعلی خان سوادکوهی نام داشته که در جنگ هرات (افغانستان) در ارتش محمد شاه قاجار حضور داشته و در آن جنگ از خودش رشادت و شجاعت به خرج داده‌است.[۹۴] رضا سوادکوهی پایه‌گذار سلسلهٔ پهلوی در آلاشت سوادکوه مازندران در یک خانواده طبری‌تبار به دنیا آمد. وی به علت مرگ زودهنگام پدر دوران خردسالی را در فقر گذراند. رضا شاه از نوجوانی به نظام پیوست و مدارج ترقی را پیمود. در کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹، نیروهای قزاق (نه به معنی قوم قزاق ساکن جمهوری قزاقستان، بلکه به معنی کوچ‌نشین و غیرساکن) به فرماندهی رضاخان قوای قاجار را شکست داده و تهران را اشغال کردند.[۹۵] رضاخان ابتدا در مقام وزارت جنگ، بسیاری از ناآرامی‌ها و راهزنی‌ها را از بین برد و از تجزیهٔ ایران جلوگیری کرد و مناطق استقلال یافته را به خاک ایران بازگرداند. در ۳ آبان ۱۳۰۲ رضاخان با فرمان احمدشاه قاجار به نخست‌وزیری گمارده شد و ابتدا تلاش ناکامی در جهت تبدیل شاهنشاهی ایران به جمهوری کرد؛ ولی در سال ۱۳۰۴ با رأی مجلس ایران به پادشاهی رسید. ↵محمدرضاشاه آخرین پادشاه طبری‌تبار و همچنین آخرین شاه ایران بود که به مدت ۳۷ سال بر ایران سلطنت کرد و در سال ۱۳۵۷ به علت انقلاب اسلامی از قدرت کنار رفته و نظام جمهوری اسلامی جایگزین بیست‌وپنج قرن نظام شاهنشاهی در ایران گردید.

فرهنگ مازندرانی شامل زبان، هنر، خوراک، ورزش و آیین‌های مازندرانی می‌شود. فرهنگ مازندرانی پیشینه‌ای باستانی دارد و نفوذ آن با قهرمانانی چون آرش کمانگیر حتی در اساطیر ایرانی یافت می‌شود. فرهنگ مازندرانی با آشپزی و خوراک بومی، مد و پوشاک، موسیقی، رقص، آیین‌ها، رسوم، سرگرمی‌ها، ورزش‌ها و رسانه‌هایش نمود پیدا می‌کند.

گویشهای تبری یا مازندرانی شامل: شهمیرزادی، کتولی، نوری، ساروی، آملی، بابلی، چالوسی، تنکابنی، سوادکوهی، فیروزکوهی، هزارجریبی و لفوری می‌باشد.

تیرگان یکی از جشن‌های ایرانی در روز تیر از ماه تیر برابر با سیزدهم تیرماه‌است (برای آگاهی از فهرست و زمان همه جشن‌های ملی بنگرید به صفحه جشن‌های ایرانی). عده‌ای این جشن را در روزهای دیگر و از جمله در دهم تیر برگزار می‌کنند که به اعتقاد استادان ایران‌شناس نادرست است. جشن همه ساله در کوه دماوند، آمل انجام می‌شود و همه ساله توسط زرتشتیان ایران در بیشتر شهرهای جهان و ایران نیز برگزار می‌شود.

در برخی دیگر از نقاط مازندران نیز آن را منسوب به پرتاب تیر آرش از دماوند به سوی ملک توران که موجب پایان بخشیدن به جنگ‌های چند ساله ایران و توران گردید می‌دانند و آن را در ۱۲ تا ۱۵ ماه تیر (بسته به اعتقادات محلی) و همین‌طور بنابر تقویم مازندرانی یا تقویم خورشیدی جشن می‌گیرند، شایان ذکر است که تیرما سیزده شو بسیار پابرجاست و از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و هرگز فراموش شدنی نیست هرچند در مورد آن اختلافات زیادی وجود دارد

عید مردگان یا آیین ویژه سنتی ۲۶ عید ماه طبری هر سال در تاریخ ۲۸ تیرماه شمسی در بیشتر روستاهای استان برگزار می‌شود. در روستای امامزاده حسن سوادکوه این مراسم با آداب خاصی انجام می‌شود این رسم به جشن مردگان نیز معروف است. بر اساس سنت رایج و باورهای مردم در زمان‌های قدیم فریدون پادشاه پیشدادی به خونخواهی پدرش جمشید شاه ضحاک پادشاه را در سرزمین مازندران و در دماوند کوه به بند می‌کشد، مردم خبر این پیروزی را در شب با آتش زدن بوته‌ها به یکدیگر اطلاع می‌دهند؛ و فردای آن روز با برپایی جشن و مسابقه کشتی این پیروزی را گرامی می‌دارند. امروزه نیز اهالی روستاهای اطراف همگی به امامزاده حسن می‌آیند و علاوه بر خیرات کردن برای اموات خود و روشن کردن شمع روی مزارها، تماشاگر مسابقه کشتی سنتی لوچر می‌شوند. در این روز کشتی گیران سوادکوه در این محوطه گرد می‌آیند و به مصاف هم می‌روند. در مناطق جلگه‌ای جشن مردگان در آرامگاه‌ها برگزار می‌شود. خوردن آش و باقالا در این روز رسمی کهن است که همچنان در برخی نقاط استان این رسم پابرجاست.

بل در زبان محلی به معنی آتش است. به معنی جشن آتش نوروزی که در ۱۰ تیرماه برگزار می‌شود. این جشن همانندی زیادی با جشن آگرنوروژی در کردستان دارد.

نوروز خوانان معمولاً پانزده روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه‌های محلی، طلیعه سال نو را به آنان مژده می‌دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می‌خواند، یک نفر ساز می‌زند، نفر دیگر که به آن کوله کش (بارکش) می‌گویند به در خانه‌های مردم می‌رود و می‌خواند:
بادبهارون بیمو / نوروز سلطون بیمو/ مژده دهید به دوستان / گل به گلستون اومد / بهار آمد بهار آمد خوش آمد/ علی باذولفقار آمد، خوش آمد/ نوروزتان نوروز دیگر / شما را سال نو باشد مبارک صاحب خانه نیز با دادن پول، شیرینی، گردو، تخم مرغ و نخود، و کشمش از آنان پذیرایی می‌کند.

شب اول زمستان را گت چله می‌نامند. در این شب بنا به سنت دیرین همه افراد خانواده دور هم جمع می‌شوند و با خوردن هندوانه، انار و سایر میوه‌ها، ماست و آجیل، سرمای فصل زمستان را از خود دور می‌کنند. اعتقاد بر این است که با خوردن ماست یا هندوانه در شب یلدا، هرگز در زمستان سردشان نخواهد شد. در این شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود، از هفت خانه چیزی می‌گیرند، اگر کسی آن‌ها را ندید و نشناخت، حتماً به آنچه نیت کرده‌اند، خواهند رسید.

از دیگر مراسم سنتی و رسمی مازندران تیرماه سیزده‌است که در اواسط آبان (تیرما در تقویم مازندرانی) هر سال برگزار می‌شود. البته روایات مختلف در مورد تیرماه سیزده وجود دارد. می‌گویند که شب تولد حضرت علی است. می‌گویند پیروزی کاوه بر ضحاک و جشن مهرگان است.
در این شب همه خانواده کنار هم جمع می‌شوند و تا پاسی از شب به خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانه‌های بزرگ‌ترها سپری می‌کنند جوانان هم با در دست داشتن ترکه‌ای بلند که کیسه‌ای به انتهای آن بسته شده‌است. همراه کودکان به در خانه‌ها رفته و با سر و صدا و کوبیدن چوب به درخانه‌ها و لال بازی از صاحب خانه تقاضای هدیه می‌کنند به آن‌ها پول، میوه، شیرینی داده می‌شود. هنگامی که لال به همراه گروه خود در کوچه‌ها شروع به حرکت می‌کند این اشعار را می‌خواند: «لال بیمو، لال بیمو، پارسال و پیرار بیمو، چل بزن دیگه بزن، لال انه لالک انه، پیسه گنده خوانه، سالو ماه ارزون نوه، لال مار رسوا نو، لال انه لالک انه، پاربورده امسال انه». ترجمهٔ فارسی این شعر این‌گونه است: «لال آمده، لال آمده، پارسال و امسال آمده، چرخ نخ ریسی را حرکت بده، به دیگ بزرم، لال آید، لال کوچک می‌آید، کسی که شیرینی پیس کنده می‌خواهد می‌آید، سال و ماه ارزان نمی‌شود، لال بزرگ رسوا نمی‌شود، لال می‌آید، لال کوچک می‌آید، پارسال رفته امسال می‌آید».

کشتی لوچو از کشتی‌های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می‌شد. اما امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان، انجام می‌شود. در ایام دیگر مانند اعیاد مذهبی و ملی نیز کشتی لوچو برگزار می‌شود و جایزه برنده یک رأس گاو یا گوسفند و فرش است که توسط اهالی خریداری می‌شود.

از آیین‌های قابل توجه و در عین حال منحصربه‌فرد مازندران که مراسمی ملی هم به‌شمار می‌رود در ارتباط با آب، مراسم وَرفِچال روستای آب اسک واقع در جاده هراز است.

آخرین ماه از سال باستانی تبری است. نورز ماه به معنی ماه نوروز نیست بلکه ماهی است که نوروز باستانی و سرسال نو در پی آن خواهد آمد. نورز ماه را مردم دیلمان اسفندار مذماه می‌نامند. آنان ماه فروردین (فردینه ماه) را نوروز ماه می‌نامند. روز بیست و ششم نوروز را مردم مازندران، عیدماه بیس شش (۲۸ تیرماه شمسی) می‌نامند. بسیاری از مردم مازندران این روز را روز پیروزی فریدون بر ضحاک می‌دانند یا روزی که فریدون شانزده ساله برای شکست ضحاک، به طرف مقر حکومت او (واقع در کوهی روبروی امامزاده هاشم کنونی که در جاده هراز است) حرکت کرد. مردم مازندران از دیرباز و به یاد جوانان و کشته‌شدگان دوران حکومت ضحاک بر سردر خانه‌ها و در گوشه و کنار حیاط خانه و برستون‌های ایوانشان مشعل (سوچو) ۵ روشن می‌کردند و با رفتن بر سر مزار عزیزانشان و با روشن کردن شمع یاد و خاطره آنان را زنده می‌کردند.

مازندران از فرهنگ و تمدن بسیار کهن و اصیل آریایی برخوردار است و به دلیل داشتن این تمدن باستانی و دیرینه مراسم‌های باستانی و به دلیل علاقه به دین و مذهب مراسم مذهبی بس با شکوهی در این دیار کهن برگزار می‌گردد، پس از گرویدن مردم آن به اسلام، برخی از مراسم باستانی بسته به فرهنگ مردمان مختلف مازندرانی با آداب اسلامی درآمیخته و بنابراین شیوه اجرای آن در هر روستا با روستای دیگر متفاوت است.

از صنایع دستی موجود در استان مازندران می‌توان به قالی بافی، گلیم بافی، جاجیمچه بافی، بافت گلیچه، چوقا، شمد و ملحفه، سوزن دوزی، رنگرزی و چاپ سنتی سفالگری و سرامیک سازی، فراورده‌های پوست و چرم، هنرهای مرتبط با فلز، هنرهای مرتبط با چوب، حصیر بافی، طراحی سنتی و نگارگری، صحافی و جلدسازی سنتی، صنایع دستی دریایی عروسک‌سازی اشاره کرد. قالی بافی و گلیم بافی از رشته‌های اصلی و اساسی مازندران نیست ولی در استان بافته می‌شود. در شرایطی که فرش در بعضی مناطق حرف اول برای ابراز وجود دارد تنها شهرت خود را در مازندران به سایر رشته‌ها واگذار کرده‌است و نقشه‌هایی که در مازندران بافته می‌شود مربوط به سایر مناطق است.

آغوزنون، کماج، نصیری، بهاردونه، پشتِزیک، پیسّه گِندِه، آب‌دندون، کوهی‌نون، عسل کوهی، رشته به رشته، شکر قهوه‌ای (ره‌آورد شهر بهنمیر که در برخی نقاط استان آن را سیوشکر و در برخی نقاط دیگر شکرسرخ می‌نامند)، شربت بهارنارنج، مربای بهارنارنج، آلبالو، آلوچه، انار، انار جنگلی، زالک (ترشی بادمجان)، سیر ترشی، هفت‌بیجار، ترشی یارمسی، مربای پرتقال، گردو و سیب، صنایع چوبی، حصیر، گلیم، جاجیم، جوراب‌بافی، موج‌بافی، پارچه (چوغا، باشلق، وازشمد)، نمد، سفال، برنج، ماهی، ازگیل، کِنِس (ازگیل کوهی)، گل کاسنی، کلوچه، برنج و انواع مرکبات از ره‌آوردهای بنام این خطه هستند.

از غذاهای محلی مازندرانی می‌توان به تِرشِ‌آش، اناردون (انارتیم)، مرغ و اردک و ماهی شکم‌پر، سوسه‌خِرش، شامی بابلی، کَئی‌آش (آش کدوحلوایی)، آش گوشت، بیج‌بیج و کِرک‌بَپِّرس اشاره کرد. همچنین نازخاتون، وینگوم‌انار، ماست دلال (و دیگر ماست‌های طعم‌دار محلی) و هلی‌کتنی از دسرهای معروف این منطقه هستند.

مازندران، استان ساحلی شمال ایران از شرق با گرگان، از جنوب با سمنان و تهران، از مغرب با گیلان و از شمال با دریای خزر همجوار است. این وضعیت خاص جغرافیایی باعث شده‌است فرهنگ موسیقی مازندران در ناحیه شرقی با خراسان و ترکمن صحرا آمیخته شود و در غرب، کمابیش خصایص موسیقی گیلانی را داشته باشد. در مازندران هم مانند اکثر نقاط ایران، موسیقی با زندگی مردم همراه و عجین است. در شالیزارها، جنگل‌ها، دریا، در آداب شادی و عزا و در همراهی با مراسم مذهبی، موسیقی مازندران نقش چشمگیری دارد. براساس روش پیشین و با توجه به واقعیت‌های موجود، موسیقی مازندران را به ۲ گروه عمده تقسیم می‌کنیم: موسیقی بامتر آزاد، موسیقی بامتر معین مقام خوانی از شرق تا غرب موسیقی مازندران بامتر آزاد شامل آهنگ‌هایی است که در قالب مقام‌ها و با حالت آوازی اجرا می‌شوند. مقام خوانی از شرق تا غرب مازندران رایج است و مقام‌ها در شکل‌ها و نام‌های گوناگون متجلی می‌شوند. متداول‌ترین مقام‌های موسیقی بومی مازندران عبارتند از:

معروف‌ترین مقام بین مردم مازندران است. این آواز زیبا و دل‌انگیز به تنهایی می‌تواند بیان‌کننده خصایص و ارزش‌های موسیقی مازندران باشد. آواز امیری بیشتر در جنوب مازندران متداول است و شعرهای زیبا و تصویرگر امیر پازواری، شاعر بلندپایه مازندرانی(بابل)، زینت بخش آواز امیری است. مقام امیری در دو نوع امیری بلند و امیری کوتاه اجرا می‌شود و به همت ابوالحسن صبا، مقام امیری مازندران ثبت شده و در کنار سایر گوشه‌های آواز دشتی در ردیف استاد صبا قرار گرفته‌است.

از مقام‌های معروف مازندران است که بیشتر در قسمت‌های شمال مازندران متداول است. آوازهای کتولی در نوع خود زیبایی ویژه‌ای دارد. مقام کتولی، حاوی مضامین بلند اخلاقی، قومی، اعتقادی و گاه توصیفی است. کتولی در ۳نوع مختلف کتولی کوتاه (کل حال)، کتولی متوسط (میون کتولی) و کتولی بلند (بلند کتولی) اجرا می‌شود. علاوه بر امیری و کتولی، مقام‌های ولک سری، توری (طبری) و طالبک (طالبا) را می‌توان نام برد.

نیز از مقام‌های معمول مازندران است که در استقبال یا بدرقه زائران مشهد، کربلا، نجف یا مکه خوانده می‌شود. چاووش‌خوان، پیک خبردهنده است که مردم را در حال و هوای اعتقادی و توجه به مقدسات قرار می‌دهد.

مضمون عمومی در موسیقی مازندران، مسایل حماسی و اعتقادی و پرداختن به بیان ارزش‌هاست. با این که موسیقی مقامی نواحی مختلف مازندران شباهت کلی و عام به هم دارند، اما در هر منطقه، بنا به شرایط اقلیمی و ویژگی‌های فرهنگی و نوع ارتباطات اجتماعی، رنگ و حالت متمایزی می‌یابد. مثل سادگی در مازندران موسیقی‌هایی با متر معین به بیان ترانه‌هایی اختصاص دارد که عموماً دارای مضامین توصیفی و عاشقانه هستند.

ترانه‌های مازندرانی با ملودی‌هایی ساده و روان و اشعاری لطیف و بی‌پیرایه، سخنان دل‌نشینی را بیان می‌کنند که جذابیت خاص یافته و در یادها باقی می‌مانند. ترانه‌های اصیل مازندرانی با عناوین و نام‌های خاص، بیانگر قدمت و سابقه طولانی حوادث و مسایلی است که ریشه در زندگی مردم این سامان داشته و به زمان حال رسیده‌اند.

از موسیقی‌های متداول در مازندران و با متر معین است. نوروزخوانان اشخاصی هستند که پیش از آمدن بهار، رسیدن نوروز و سال نو را با شعر و آهنگ به مردم بشارت می‌دهند. نوروزخوانان، بدیهه سرایانی هستند که از مدت‌ها پیش از بهار به پیشواز بهار می‌روند و بدون همراهی ساز و صرفاً به کمک آواز، نسیم بهاری را با دل و جان مردم آشنا می‌کنند. مردم هم به همراهی نوروزخوانان به آوازخوانی می‌پردازند و به این ترتیب استقبال از بهار عمومی می‌شود.

ریشه‌های محکم اعتقادی و علاقه به خاندان علی بن ابیطالب موجب شده‌است تعزیه در این سامان رشد یابد و آهنگ‌های تعزیه در بخش‌های ریتمیک رشد چشمگیری بیابد. در عین حال، شیوه‌های آوازخوانی در تعزیه باعث شده‌است مقام‌های موسیقی مازندران تحول یابد و در شکل‌های متنوع عرضه شود و از این راه، فرم‌های تازه در شکل‌های موسیقی مازندران پدید آید.

متداول‌ترین سازهای مازندران عبارتند از:

از دیگر موسیقی‌ها می‌توان به گَهره‌سری و زاری اشاره نمود

رقص مازندرانی از نمونه رقص‌های شمال ایران می‌باشد که در استان مازندران توسط مردم تبری صورت می‌گیرد. رقص‌های مازندرانی دارای انواع مختلفی می‌باشد. دروم (تکدست)،[۹۶] چکه‌سما، رقص خرمن، رقص دُهُل، بینج سما، رقص لوچو و چو سما چند نمونه از مهمترین رقص‌های مازندران می‌باشند.[۹۷]

زبان مردم مازندرانی (که علاوه بر استان مازندران در استان‌های گلستان، سمنان و تهران هم زندگی می‌کنند) به مازندرانی است.

اکثریت مردم مازندران از قوم تبری هستند و به زبان مازندرانی (زبان تبری) سخن می‌گویند.

در شهر گلوگاه سکنه بومی به زبان مازندرانی سخن می‌گویند[۹۸] همچنین در گلوگاه مهاجرینی از یک ایل کوچک تُرک زبان موسوم به ایل عمرانلو به زبان‌های ترکی و مازندرانی و فارسی گویش می‌کنند.[۹۹][۱۰۰]

در شهرهای رامسر، تنکابن زبان‌های مازندرانی[۱۰۱][۱۰۲] و زبان گیلکی رایج است.[۱۰۳][۱۰۴][۱۰۵][۱۰۶][۱۰۷][۱۰۸]
چالوس از شهرهای کُهن استان مازندران است که در جلگه میانی کرانه دریای خزر جای گرفته‌است. شهر چالوس در شرق شهرستان چالوس قرار دارد. اکثریت جمعیت شهر چالوس را بومیان کلارستاق که طبری‌تبار هستند تشکیل می‌دهند. مردم بومی شهر چالوس به زبان مازندرانی، که به تبری کلارستاقی شهرت دارد، صحبت می‌کنند.[۱۰۹][۱۱۰][۱۱۱][۱۱۲][۱۱۳][۱۱۴]
همچنین بخشی از جمعیت این شهر را مهاجران گیلانی و کرد تشکیل می‌دهند که به زبان‌های گیلکی و کردی سخن می‌گویند که به دلیل درآمیختگی فرهنگی از غلظت آن کاسته و جریان به سمت زبان غالب (فارسی)پیش رفته‌است. در دوران پهلوی گروهی اهالی شرق گیلان به ویژه لنگرود برای کار در کارخانهٔ حریربافی و کار زراعت به چالوس مهاجرت نمودند و در دوران قاجار نیز ایل کرد خواجوند به چالوس تبعید شدند.[۱۱۵]
همچنین در نواحی شرق چالوس که خود بخشی از کجور است،[۱۱۶] کجوری‌ها ساکن هستند که به گویش کجوری زبان مازندرانی سخن می‌گویند.[۱۱۷]
در جلد دوم کتاب راهنمای زبان‌های ایرانی در فصل دوره ایرانی نو (گویش‌های حاشیه خزر و گویش‌های شمال‌غرب ایران)، نویسنده و ویراستار رودیگر اشمیت مترجم حسن رضایی باغ بیدی از انتشارات ققنوس صفحه ۴۹۰، محدوده زبان‌های گیلکی و مازندرانی به ترتیب زیر مشخص شده‌است:

۶٫۱٫۱٫۲٫۱٫۴ گویش‌های مازندرانی در بین رشته کوه‌های البرز و کرانه‌های جنوب شرقی دریای خزر مورد استفاده قرار می‌گیرند: ساری، بابل، آمل، تنکابن، شاهی، چالوس، همچنین در چندین روستای رشته کوه‌های البرز مانند ولاترو در شمال تهران، شمیرانات، لواسانات و شهمیرزاد در سی کیلومتری شمال سمنان. گویش مازندرانی یکی از معدود گویش‌هایی است که از سنت ادبی کهن برخوردار است (طبری، گرگانی، دیوان امیر پازواری)[۱۱۸]
در جلد اول کتاب ‘واژه‌نامه بزرگ تبری’ صفحه ۳۱ مناطقی چون چالوس و تنکابن شرقی، شامل ‘مناطق کلارستاق باستانی’ در حوزه زبان مازندرانی قید شده‌اند به قرار زیر:

۸ چالوس و تنکابن شرقی: شامل مناطق کلارستاق باستانی، برخی از روستاهای کوهپایه ای منطقه بیرون بشم و لنگا و نواحی جلگه ای از آب چالوس و عباس‌آباد و رودخانه نشتا به مرکزیت عباس‌آباد[۱۱۹]

ایل کرد خواجوند در کلاردشت، ایل عبدالملکی در ساری، ایل خزل در پول و کجور حضور دارند که دوران قاجار[۱۲۰]به مازندران تبعید شدند.[۱۲۱][۱۲۲]

استان مازندران بر اساس آخرین سرشماری نفوس ۱۳۹۵ مرکز آمار ایران[۱۲۳]
حدود سه میلیون و دویست و هشتاد هزار و پانصد و هشتاد و دو نفر جمعیت دارد که در حدود ۶۰ نقطه شهری و بیش از سه هزار پارچه آبادی سکونت دارند. در مازندران ۲۰۰ هزار دانشجو در مراکز آموزش عالی دولتی، غیرانتفاعی و آزاد به تحصیل اشتغال دارند. تعداد دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی استان حدود ۲۰۰ واحد است. مازندرانی‌ها رتبه دوم را پس از آذری‌زبان‌ها در مهاجرت به تهران و پایتخت‌نشینی دارند. آمار مازندرانی‌های مقیم تهران را بیش از یک و نیم میلیون نفر تخمین می‌زنند.[۱۲۴]

طی پژوهشی که به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۱۳۸۹ انجام شد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه‌گیری شد در این استان به قرار زیر بود:

بررسی کارشناسانه در جلگه‌ها و سپس نواحی کوهستانی موجب شناسایی دوازده لهجه مختلف درمازندران شده‌است:[۱۲۶]

در گاه‌شمار مازندرانی که به نام «فرس قدیم» شناخته می‌شود، سال ۳۶۵ روز دارد و آن دوازده ماه ۳۰ روز است و ۵ روز به نام «پیتک» یا «پتک» این سال، ۶ ساعت و کسری کمتر از ۱ سال خورشیدی دارد و از این رو ماه‌های آن گردان است و جای هر ماهش با گذشت ۱۲۸ سال یک ماه پیشتر می‌افتد. مازندرانی‌ها سال این گاهشماری را از «ارکه ما» (آذرماه) آغاز و به «اونما» (آبان ماه) ختم می‌کنند. پنج روز «پیتک» را هم به پایان «اونما» می‌افزایند و هر یک از ماه‌ها را به ترتیب زیر چنین می‌خوانند:

نظیر این گاه‌شماری را «امیر تیمور قاجار» در زمان محمدشاه قاجار، در کتاب «نصاب تبری» زیر عنوان «اسامی ماه‌های فرس» چنین یاد کرده‌است: سیوماه و کرچ و هره ماه تیر دگر هست مردال و شروین میر چه اونه ماهوار که ماه است و دی ز پی وهمن و هست نوروز اخیر پتک را بدان خسمه زائده به آئین هرگز صغیر و کبیر مازندرانی‌ها نخستین روز هر ماه را «مارماه» می‌نامند و در سپیده دم آن در هر خانه مرد یا زن یا کودکی خوش قد پا به آستانه خانه می‌گذارد تا به آن خانواده، آن ماه تا آخرین روزهایش خوش بگذرد. نیز در روز «مارما» هر ماه داد و ستد نمی‌کنند و چیزی به کسی نمی‌دهند یا نمی‌بخشند و چنین کارهایی را بدشگون می‌پندارند. چگونگی هوای هر روز از پنج روز پیتک را نشانه‌ای از هوای ماهی از پنج ماه پس از آن می‌دانند. اگر هوای نخستین روز پیتک آفتابی باشد هوای روزهای «ارکما» را هم آفتابی می‌پندارند. یا اگر هوای دومین روز آن بارانی باشد، هوای «دما» را بارانی می‌دانند، به همین گونه چگونگی «وهمن ما» و» «فردین ما» و «نوروز ما» می‌انگارند. همچنین هوای هر یک از روزهای طاق «کرچما» را تا چهاردهم، یعنی روزهای اول و سوم و پنجم. سیزدهم، که جمله هفت روز می‌شود، نشان‌های از هوای روزهای «کرچما» و شش ماه دیگر سال می‌دانند؛ مثلاً اگر آسمان روز اول «کرچما» گرفته و بارانی شود، هوای سراسر ماه «کرچما» را گرفته و بارانی می‌پندارند. یا اگر هوای روز سوم آن باز و آفتابی شود، هوای تمام روزهای ماه «هر ما» را باز و آفتابی خواهند دانست. به همین طریق هوای روزهای پنجم و هفتم و سیزدهم را نشانه هائی از برای هوای ماه‌های «تیرما» «مردال ما» و .. «اونما» می‌انگارند این هفت روز از «کرچما» را «کرچ در» می‌نامند و در این روزها گلکاری نمی‌کنند، تن نمی‌شویند، موی سر و چهره نمی‌تراشند و پشم گوسفند و موی بز نمی‌چینند و چون معتقدند که: اگر گلکاری بکنند مار درخانه‌شان آشکار خواهد شد و آشیانه و تخم‌گذاری خواهد کرد. اگر موی سر بتراشند یا تن بشویند، موی سر و تن و چهره‌شان سفید می‌شود و می‌ریزد. اگر پشم گوسفند یا موی بز را بچینند، بیماری و بلا در دام می‌افتد.

آغاز تاریخ تبری هم‌زمان با سال ۳۱هجری است. پس از در گذشت یزدگرد سوم، اسپهبد گیل ژاماسبی پادشاه تبرستان برای آیین نیاکان خود پرچم استقلال برافراشت از آن زمان تاریخ نوین مازندران پس از ظهور و گسترش اسلام در این سرزمین آغاز گشت هر سال تبری به چهار بخش، بهار، تابستان، پائیز، زمستان تقسیم می‌شود هر سال دارای دوازده ماه است و هر ماه سی روز می‌باشد که به اضافه پنج روز پتک می‌شود. در سال چهارم یک روز به پتک افزوده می‌شود و نام آن شیشک است آغاز هر سال تبری از نخستین روز از فردینه ماه یعنی برابر با ۳ مرداد ماه شمسی و۲۵ژوئیه میلادی است.

استان مازندران قطب ورزش کشور می‌باشد[۱۲۷]و این استان بیشترین تعداد مدال در رقابت‌های المپیکی، جهانی و آسیایی برای ایران به دست آورده‌است. یک سوم مدال‌های طلا المپیک توسط ورزشکاران مازندران به دست آمده‌است.[۱۲۷]

کشتی در مازندران با پیشینه‌ای طولانی دارد و قهرمانان جهان و المپیک همچون امامعلی حبیبی، عبدالله موحد، عسگری محمدیان، مرادمحمدی، حسن رنگرز، مجید ترکان، قاسم رضایی، کمیل قاسمی، حسن و رضا یزدانی یکی از پرطرفدارترین رشته‌های ورزشی در این خطه شمال کشور محسوب می‌شود به گونه ای که حدود ۱۰ درصد از باشگاه‌های فعال ورزشی در این استان به رشته کشتی اختصاص دارد و حدود نیمی از مدال‌های رنگارنگ میدان‌ها ی بین‌المللی ورزشی اعم از قهرمانی آسیا، جهان و المپیک در رشته‌های مختلف ورزشی مازندران مربوط به قهرمانان رشته کشتی است و نام نهادن پایتخت کشتی جهان بر روی جویبار یکی از شهرستان‌های استان مازندران نیز از همین جایگاه نشات گرفته‌است.[۱۲۸]

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم فوتبال ایران می‌باشد و شهر قائم‌شهر یکی از قطب‌های فوتبال کشور می‌باشد.[۱۲۹] تیم‌هایی همچون نساجی، خونه‌به‌خونه، شموشک، ایرسوتر و نوژن از این استان، موفقیت کشوری به دست آورده‌اند. تیم نساجی هم‌اکنون در لیگ برتر بازی می‌کند.[۱۳۰]

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم والیبال کشور می‌باشد[۱۳۱]و شهر آمل در کنار ارومیه و گنبد کاووس یکی از سه قطب والیبال کشور می‌باشد.[۱۳۲] بخش قابل توجهی از ملی پوشان کشور از استان مازندران می‌باشد که بخش اعظم آن از شهر آمل هستند.
باشگاه والیبال کاله مازندران با ۷ مدال، دومین تیم افتخارآفرین لیگ برتر والیبال ایران است.[۱۳۳] این تیم توانست در مسابقات قهرمانی باشگاه‌های آسیا ۲۰۱۳ به عنوان قهرمانی آسیا برسد. همچنین شهری‌های ساری، قائم‌شهر و بابل پس از آمل جز شهرهای والیبال خیز مازندران به حساب می‌آیند.

فهرست جاذبه‌های طبیعی استان مازندران:

مازندران به دلیل شیب تند سلسله جبال البرز که سر چشمه رودهای فراوانی است، آبشارهای کوچک و بزرگ متعددی دارد که از نواحی مختلف آن سرازیر می‌شوند و عمدتاً در نواحی مرکزی این سلسله جبال قرار دارند. به‌طور کلی آبشارهای مازندران به دلیل شرایط طبیعی هم در کوهستان وجود دارند و هم در بیشه‌ها و جنگل‌ها و در برخی نواحی نیز ترکیبی از مجموعه کوهستانی را توأم دارند. از آنجایی که این آبشارها در ارتفاعات و دامنه‌های بلند البرز قرار گرفته‌اند دارای اقلیمی مساعد و هوایی دلپذیر به ویژه در فصول بهار و تابستان هستند. اکثر آن‌ها محوطه‌هایی برای اتراق و چادر زدن دارند. برخی از این آبشارها عبارتند از، آبشار ایج یا ده قلو، ساواشی، لاسم، چالو، باباکلا (رنگین کمان)، آلامل، اکاپل، شیخ موسی، هفت آبشار تیرکن، آبشار کیمون، هریجان، سواسره، شاهاندشت، زیار، یخی، تیمره، پرومه، آب پری، دریوک، شیخ علی خان، آبشار یخی، آبشار امیری، آبشار سوادکوه و غیره می‌باشد.

راه‌های اصلی ارتباطی این استان «جاده سراسری ساحلی (مازندران به سیاهکلرود)»، «محور هراز»، «جاده فیروزکوه(محور سوادکوه)» و محور کندوان (جاده چالوس) است.

در جاده‌های ارتباطی مازندران به سوی جنوب ۱۰۷ نقطه حادثه‌خیز وجود دارد که سالیانه جان شمار زیادی از شهروندان را می‌گیرد.[۱۳۴]

مازندران از نظر راه هوایی و به خصوص دریایی یکی از مراکز مهم در خاورمیانه با دارا بودن چندین بندر تجاری و فرودگاه است.

راه‌آهن مازندران (راه‌آهن شمال) نام یکی از شعبه‌های اصلی از راه‌آهن سراسری ایران است که در سال ۱۳۰۸ خورشیدی در دوران رضا شاه پهلوی، نخستین فاز آن افتتاح شد.

این راه‌آهن دارای ۲۷ ایستگاه می‌باشد که ۷ ایستگاه آن مشترک با راه‌آهن خراسان است. راه‌آهن مازندران به نام راه‌آهن شمال نیز مشهور است و امروزه نیز برخی آن را مسیر گرگان نیز می‌نامند. حوزه استحفاظی راه‌آهن شمال از سوزن خروجی ایستگاه گرمسار در استان سمنان آغاز و با عبور از کوه‌های البرز و بخش‌هایی از استان تهران وارد استان مازندران و مناطق جنگلی شده و با عبور از شهرهای متعدد و مناطق جلگه‌ای وارد استان گلستان و در انتها به ایستگاه گرگان ختم می‌شود.

احداث موفق اولین راه‌آهن در ایران به سال ۱۸۸۶ میلادی با احداث خط راه‌آهن محمودآباد (سواحل جنوبی دریای مازندران) به آمل برمی‌گردد. این طرح اگرچه در نظر بود تا تهران ادامه یابد، ولی با کارشکنی‌های پیمانکارهای بلژیکی به شکست انجامید و خطوط آن، برچیده و از آن به عنوان تیرک‌های تلگراف استفاده شد. در سال بعد احداث راه‌آهن تهران- حرم شاه عبدالعظیم، و پس از آن جلفا-تبریز آغاز شد. اولین خط راه‌آهن نوین ایران در دوران رضا شاه پهلوی از شاهی (قائم شهر کنونی) تا بندر شاه (بندر ترکمن امروزی) کشیده گشت، پس از اتمام ساخت پل گردن در ساری اولین قطار در مهرماه ۱۳۰۸ به دستور رضا شاه پهلوی از ساری عازم بندر ترکمن شد. پس از آن هم‌زمان با احداث راه‌آهن خوزستان، کارها در رشته کوه‌های البرز آغاز گردید، کارگران ترک در کنار سایرین و مهندسین و پیمانکاران به ویژه آلمانی‌ها، کار ساخت تونل‌ها و پل‌ها را پیگیری کردند.

مازندران از استان‌های ورزشی ایران است و معروف‌ترین ورزش آن ورزش ملی ایران کشتی است که در این بین جویبار را پایتخت کشتی ایران می‌نامند و ورزش‌های دیگری مانند ورزش‌های رزمی و توپی مانند والیبال، بسکتبال و فوتبال رونق بسیار در این استان داشته و یکی از قطب‌های ورزشی ایران و جهان به حساب می‌رود و از پایگاه‌های ورزشی ایران است و همه ساله بیشترین قهرمان ایرانی در تورنمنت‌های مختلف از این استان است.

مهم‌ترین تیم‌های ورزشی مازندران در لیگ‌های ورزشی ایران؛ باشگاه فوتبال نساجی مازندران، باشگاه فوتسال شهروند ساری، باشگاه والیبال هراز آمل، باشگاه بسکتبال کوچین آمل هستند.

از مهم‌ترین ورزشگاه‌های مازندران می‌توان به ورزشگاه شهید وطنی قائمشهر، سالن سید رسول حسینی ساری و سالن پیامبر اعظم آمل اشاره نمود.

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم والیبال کشور می‌باشد[۱۳۵]و شهر آمل در کنار ارومیه و گنبد کاووس یکی از سه قطب والیبال کشور می‌باشد.[۱۳۶] بخش قابل توجهی از ملی پوشان کشور از استان مازندران می‌باشد که بخش اعظم آن از شهر آمل هستند.
باشگاه والیبال کاله مازندران با ۷ مدال، دومین تیم افتخارآفرین لیگ برتر والیبال ایران است.[۱۳۷] این تیم توانست در مسابقات قهرمانی باشگاه‌های آسیا ۲۰۱۳ به عنوان قهرمانی آسیا برسد. همچنین شهری‌های ساری و بابل پس از آمل جز شهرهای والیبال خیز مازندران به حساب می‌آیند.

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم والیبال نشسته کشور می‌باشد.[۱۳۸] شهرهای ساری، قائمشهر، بابل، آمل، بهشهر، نوشهر و چالوس از مهمترین قطب‌های والیبال نشسته کشور می‌باشند.

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم فوتبال کشور می‌باشد.[۱۳۹] استان مازندران دارای بیشترین تعداد فوتبالیست[۱۴۰] در لیگ برتر می‌باشد. استان مازندران با داشتن چهار بازیکن در ترکیب اصلی تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۱۸ دارای بیشترین سهم بود. امید ابراهیمی، رامین رضاییان و مرتضی پورعلی گنجی سه بازیکن مازندرانی[۱۴۱] تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۱۸ بوده‌اند.[۱۴۲]
تیم نساجی از پرطرفدارترین تیم‌های کشور می‌باشد که علاوه بر مازندران در استان‌های گلستان، سمنان، تهران، البرز و غیره نیز دارای طرفداران پرشماری می‌باشد.[۱۴۳] تیم فوتبال نساجی رکوردار حضور بیشترین تماشاگر در لیگ آزادگان است.[۱۴۴]
تیم باشگاهی نساجی قائمشهر مهمترین باشگاه بازیکن ساز استان مازندران می‌باشد.

استان مازندران قطب کشتی جهان[۱۴۵] می‌باشد[۱۴۶] و شهر جویبار پایتخت کشتی ایران می‌باشد.[۱۴۷] شهرهای جویبار، بابل، بابلسر، قائمشهر، ساری، سورک، نکا، بهشهر، خلیلشهر، رستمکلا، گلوگاه، لمراسک، زیرآب، پل سفید، کیاکلا، بهنمیر، فریدونکنار، امیرکلا، آمل، چمستان، رویان، نور، نوشهر، کجور، چالوس، مرزن آباد، کلاردشت، سلمانشهر، عباس‌آباد و تنکابن از قطب‌های مهم کشتی آزاد در مازندران می‌باشند.

استان مازندران یکی از قطب‌های اصلی کشتی فرنگی ایران می‌باشد و شهرهای آمل و نوشهر در کنار اندیمشک جز سه قطب کشتی فرنگی ایران می‌باشند.[۱۴۸]

استان مازندران قطب اصلی وزنه‌برداری ایران می‌باشد.[۱۴۹] شهرهای قائمشهر، محمودآباد، ساری، ارطه و کیاکلا از قطب‌های اصلی وزنه‌برداری مازندران می‌باشد.

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم تکواندو کشور می‌باشد.[۱۵۰] شهرهای ساری، قائمشهر، بابل، آمل، جویبار، نوشهر، سلمانشهر و عباس‌آباد از قطب‌های مهم تکواندو مازندران می‌باشند.

استان مازندران یکی از قطب‌های بوکس کشور می‌باشد.[۱۵۱] شهرهای چمستان، نور، نوشهر، آمل، بابل، بابلسر، قائمشهر، ساری، نکا و بهشهر از قطب‌های مهم بوکس مازندران می‌باشند.

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم وشوو کشور می‌باشد.[۱۵۲] شهرهای قائمشهر، محمودآباد، آمل، بابل، بابلسر، ساری، بهشهر، نوشهر، سلمانشهر و عباس‌آباد از مهمترین قطب‌های وشوو مازندران می‌باشند.

استان مازندران یکی از قطب‌های کاراته کشور می‌باشد.[۱۵۳] شهرهای قائمشهر ساری بابل آمل عباس‌آباد از مهمترین قطب‌های کاراته مازندران می‌باشند.

استان مازندران یکی از قطب‌های اصلی پرورش اندام کشور می‌باشد.[۱۵۴] شهرهای نوشهر، نور، چمستان، آمل، بابل، بابلسر، قائمشهر، جویبار، ساری، زیراب، پل سفید و بهشهر از مهمترین قطب‌های پرورش اندام مازندران می‌باشند.

استان مازندران قطب صنعت گردشگری، کشاورزی و مواد غذایی ایران است.[۱۵۵]
استان مازندران در سال ۱۳۴۲ در بین ۱۲ استان کشور با ۸۸۳ واحد صنعتی و صنفی، ۱۶ هزار و ۵۰۴ نفر کارگر و حجم سرمایه‌گذاری ۴ میلیون و ۶۳۱ هزار و ۱۸۹ ریالی در پنجاه سال پیش، پس از پایتخت صنعتی‌ترین استان کشور بود. استان مازندران امروزه پس از استان‌های اصفهان، تهران، خراسان رضوی، فارس، یزد و آذربایجان شرقی، رتبه پنجم را از نظر تعداد واحد تولیدی دارا می‌باشد. استان مازندران در حال حاضر دارای تعداد ۳۰۲۰ واحد صنعتی دارای پروانه بهره‌برداری با میزان سرمایه‌گذاری ۶۴۰۹۲ میلیارد ریال و اشتغال ۸۱۷۸۵ نفر موجود می‌باشد. ارزش تولید ناحالص داخلی استان مازندران در سال حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان است که ۱۵ هزار میلیارد تومان از این میزان مربوط به بخش کشاورزی، حدود ۶ هزار میلیارد تومان بخش معدنی و صنعتی و ۳۹ هزار میلیارد تومان هم وابسته به بخش خدمات است. مازندران رتبه هفتم را در بین ۳۱ استان کشور در تولید ناخالص ملی دارد. مازندران در ۱۵ محصول رتبه برتر در سطح کشور را دارا است. مازندران با پذیرایی ۱۴ میلیون گردشگری داخلی و ۲۳ هزار گردشگر خارجی قطب گردشگری کشور محسوب می‌گردد.[۱۵۶]

مازندران از نظر شاخص توسعه انسانی در ایران با درصد شاخص توسعه انسانی بسیار بالا ۰٫۸۲۲ بعد از تهران، البرز و اصفهان در رتبه چهارم قرار دارد.

مازندران به همراه استان‌های تهران، خوزستان، اصفهان، بوشهر، خراسان رضوی، فارس، آذربایجان شرقی، البرز و کرمان ا ۷۰ درصد بیشترین میزان تولید ناخالص داخلی کشور را دارا می‌باشند.[۱۵۷]

مازندران دارای ۳۹ شهرک و ناحیه صنعتی در زمینی با مساحت ۱۸۶۹ هکتار است.[۱۵۸]

استان مازندران با توجه به موقعیت خاص اقلیمی، تنوع آب و هوائی و برخورداری از باران سالانه و پراکندگی مناسب در محصولات مختلف و دشت‌های وسیع در قسمت جلگه ای، از مناطق حاصلخیز و کشاورزی ایران می‌باشد که حدوداً دارای ۵۷۰٫۳ هزار هکتار سطح زیر کشت اراضی می‌باشد. در مازندران انواع محصولات زراعی نظیر برنج و گندم، پنبه، دانه‌های روغنی محصولات باغی چون مرکبات و سایر محصولات دیگر کشت می‌شود و در برخی از محصولات نیز از موقعیت ممتازی برخوردار است. به‌طوری که از مجموع سطح زیرکشت استان ۷۲٫۲ درصد به محصولات زراعی سالانه و ۲۷٫۵ درصد به کشت محصولات دائمی که عمدتاً مرکبات است، اختصاص دارد. محصول مهم و استراتژیک در بخش زراعت برنج می‌باشد. مازندران با تولید متوسط یک میلیون ۵۰ هزار تن برنج ۴۲ درصد برنج مورد نیاز کشور را تأمین می‌کند و مقام اول تولید برنج در کشور ایران را دارا می‌باشد.[۱۵۹][۱۶۰]

در سال ۱۳۹۵، ارزش‌افزوده بخش کشاورزی استان مازندران معادل ۱۰۱۸۵۶٫۲ میلیارد ریال بوده که ۸٫۲ درصد از ارزش‌افزوده بخش یادشده در کل کشور را به خود اختصاص داده‌است و نسبت به سال ۱۳۹۴ از افزایشی معادل ۲۱٫۴ درصد برخوردار بوده‌است. همچنین این استان از تولیدکنندگان عمده مرکبات بوده که تقریباً ۱۸ درصد تولید کشور را به خود اختصاص داده و دارای رتبه اول در ایران می‌باشد. از محصولات باغی دیگر نیز می‌توان کیوی را نام برد که از جمله میوهای تازه است و ۶۰ درصد تولید کشور به استان مازندران اختصاص دارد.[۱۶۱]از دیگر محصولات زراعی استان مازندران می‌توان از انواع سبزی و صیفی‌جات و حبوبات و نباتات صنعتی نام برد که با سطح حدود ۵۷ هزار هکتار و تولیدی بالغ بر ۸۵۰ هزار تُن علاوه بر مصرف داخلی به استان‌های همجوار نیز محصولات خود را صادر می‌کند.

استان مازندران به لحاظ موقعیت طبیعی و جغرافیایی در بخش طبیعت گردی جزء استان‌های برتر و قطب گردشگری کشور محسوب می‌گردد. نزدیک به ۱۴ میلیون نفر گردشگر داخلی و ده‌ها هزار توریست خارجی هر ساله به منظور گذراندن اوقات فراغت و بازدید آثار از این استان دیدن می‌کنند. وجود دریای مازندران با ساحل زیبا و مناسب بهمراه برخورداری از دامنه‌ها و پارک‌های جنگلی و کوهستانی، وجود جنگل‌های هیرکانی، وجود قله دماوند با ۵۶۷۰ متر ارتفاع معروف به بام ایران، غارها، آبشارها، رودخانه‌ها، آب‌های متعدد سرد و گرم معدنی، چشمه‌ها، تالاب‌ها به ویژه شبه جزیره میانکاله و بیش از ۸۰۰ آثار تاریخی شناسایی شده نظیر مجموعه تاریخی شهرهای آمل، بهشهر و ساری، این استان را به مجموعه ای متنوع برای استفاده گردشگران با انگیزه مختلف بدل نموده‌است. نزدیک به یکصد واحد اقامتی
شامل هتل، متل، هتل آپارتمان، مهمانپذیر و مجتمع تفریحی ساحلی، جنگلی و کوهستانی همراه با ده‌ها آژانس خدمات مسافرتی و جهانگردی خدمات لازم را به گردشگران ارایه می‌کنند.[۱۶۲][۱۶۳]

دیزل سنگین ایران، خودروسازی خزر، پالایشگاه نفت بهشهر، نفت خزر، دریایی صدرا، نساجی مازندران کاغذ اسناد بهادار، چوب و کاغذ مازندران، سیمان مازندران، آهن و فولاد نور، فولادین ذوب، زرین سوله و کشاورزی روماک به عنوان مهم‌ترین تولیدی‌های پایه صنعتی و خدماتی استان به‌شمار می‌آیند.

این استان ۲۰ درصد تولید ماهیان پرورشی، ۷۰ درصد ماهیان کیلکا و ۴۳ درصد ماهیان استخوانی استان‌های شمالی را بخود اختصاص داده‌است. میزان صادرات آبزیان مازندران ۱۰ هزار و ۵۰۰ تُن است که در بحث صادرات ماهیان خاویار پرورشی نیز رتبه نخست را در کشور دارا است. ۲۳۴ مزرعه پرورش ماهی در استان مازندران وجود دارد و میزان تولید ماهیان سردآبی استان در سال‌های‌های ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۸ ۱۶ هزار و ۵۰۰ تن و تولید ماهیان خاویاری ۱۲۷ تن بوده‌است. در حال حضار نیز تعداد ۴۴ فرورند شناور صید ماهی کیلکا در استان فعال است و ۱۶ کارخانه پودر ماهی، ۹ کارخانه تولید کنسرو، چهار کارخانه بسته‌بندی در استان وجود دارد. میزان تولید ماهیان پرورشی استان مازندران، سالیانه حدود ۷۰ هزار تن است.[۱۶۴]

مازندران با تولید و عرضه سالانه ۴۳۰ میلیون انواع گل و گیاه زینتی در جایگاه نخست تولید گل و گیاه کشور قرار دارد. ۲۱ میلیون گلدان، ۲۶۶ میلیون گل شاخه بریده، ۸۵ میلیون اصله درخت و درختچه زینتی، ۵۳ میلیون بوته گل‌های فصلی و نشایی و پنج میلیون پیازو پیازچه سالانه در مازندران تولید می‌شود. صنایع چوب و کاغذ مازندران به عنوان بزرگترین تولیدکننده انواع کاغذ در ایران نیز مصحوب می‌گردد.[۱۶۵]

۲۰۰ معدن زغال‌سنگ در کشور فعال است که مازندران با ۵۰ معدن بیشترین تعداد معادن این بخش را داراست. انواع مواد معدنی در معادن استان شامل زغال‌سنگ، سنگ آهک، فلورین، پوکه معدنی، گچ، روی و سرب، گرانیت، مرمریت، تراورتن، سلیسس، پوزولان و باریت پیروتیت می‌باشد. تنها ماده معدنی صادراتی استان فلورین است. ذخیره معادن استان بالغ بر ۹۸۵ میلیون تن می‌باشد.[۱۶۶]

در مازندران ۴۵۰ واحد صنایع غذایی وجود دارد که در ۱۰ گروه فراورده‌های لبنی، قند و شکر، فراورده‌های گوشتی، روغن، بسته‌بندی، کنسرو غیر گوشتی، فراورده‌های آردی، نوشیدنی و کشتارگاه طیور و تولیدات آن فعالیت دارند.[۱۶۷] از بزرگترین کارخانه‌های تولیدی مواد غذایی و خوراکی استان مازندران می‌توان به هلدینگ سولیکو (لبنی و گوشتی کاله)، هراز، لادن و بهار، گلا، صالح، مازند شیر، دلوسه، پاکسار، ارویی، جوله، لاله، نوشیدنی‌های پلور، نوا، ورسک، آمولو، دماوند، خوش نوش، تولیپ و نستله پیورلایف اشاره کرد. فراورده‌های لبنی کاله که بزرگترین تولیدکننده فراورده‌های لبنی در کشور و بزرگ‌ترین واحد صادرکننده فراورده‌های لبنی ایران خوانده شده‌است. این برند را در جایگاه ۴۸ام صنایع غذایی در جهان، برند محبوب و برتر و ۷ سال تنها صادرکننده نمونه در فراورده‌های لبنی در ایران قرار داده‌است.[۱۶۸]

حجم مبادلات خارجی استان در سال ۱۳۹۸، ۱۵۳۲/۹ میلیون دلار بوده که ۸۵/۸ درصد آن واردات و ۱۴/۲درصد آن را صادرات (غیرنفتی) تشکیل می‌دهد.[۱۶۹]

در سال یاد شده حدود ۴۲۱۳/۷ هزار تن کالا به ارزش ۱۳۱۵/۸ میلیون دلار از طریق پایانه گمرکی استان وارد و حدود ۹۹۳/۷ هزار تن کالا (غیرنفتی) به ارزش۲۱۷/۱ میلیون دلار به کشورهای همجوار صادر شده‌است.
محصولات استان مازندران به کشورهای آمریکا، روسیه، آذربایجان، ایتالیا، آلمان، سوئیس، فرانسه، هلند، اسپانیا، کانادا، کویت، قطر، عراق، قزاقستان، پاکستان، ترکمنستان، ازبکستان، رومانی، عمان، افغانستان، امارات، نروژ و بلاروس صادر می‌شود. اقلام عمده صادراتی شامل انواع فراورده‌های لبنی، سیمان، خاویار، برنج، مرکبات، مصنوعات چوبی، شیرینی‌جات، انواع گل و گیاه، نوشابه و انواع نوشیدنی‌ها، محصولات کشاورزی و مواد معدنی و زینتی است. سه بندر و سه فرودگاه فعال و ۳۸۰ کیلومتر راه ریلی و ۷۸۰ کیلومتر راه آسفالته مبانی تبادلاتی مازندران با دیگر نقاط جهان است. از صادرات نزدیک به ۱۹۰ هزار تن مرکبات به کشورهای خارجی، ۱۶۸ هزار تن آن از تولیدات مازندران بوده‌است.[۱۷۰]در حال حاضر فراورده‌های لبنی، سیمان، مواد پلاستیکی، بستی و آب میوه، کالاهایی مانند جو دامی، چربی‌ها و روغن‌های حیوانی، چوب، تخته و دانه‌های روغنی از طریق گمرکات نوشهر، امیرآباد، فریدونکنار، ساری و آمل به کشورهای طرف تجاری صادر می‌شود.[۱۷۱]در سال ۱۳۹۹ نیز اولین محصول صادراتی برنج ایران بالغ بر ۲۵ تن از مرکز بین‌المللی تجارت و پایانه صادرات برنج ایران در آمل به کانادا صادر شد.[۱۷۲]

روسیه به عنوان مهمترین مشتری محصولات و مقصد صادراتی استان مازندران است. هرساله کیوی، پرتقال، سبزی، گوشت مرغ، گل و گیاهان زینتی از جمله محصولات کشاورزی است که مازندران درآنها مازاد تولید دارد و آن‌ها را با غلات، کلزا، سویا و روغن استان ولگاگراد روسیه معامله پایاپا می‌کند و بیشترین صادرات کیوی مازندران هم به روسیه است. روزانه ۵۰۰ تُن مرکبات استان به کشورهای حوزه خلیج فارس، دریای خزر و روسیه صادر می‌شود.[۱۷۳]

مطبوعات از سال‌های ۱۲۹۰ در مازندران رونق گرفت و تا حال حاضر بیش از صد نشریه و روزنامه و هفته‌نامه در مازندران فعالیت داشته و دارند. از جمله آن‌ها می‌توان از هفته نامه‌ها و روزنامه‌های خبر شمال، ساحل دریا، بشیر، فجر خزر، وارش، دیار سبز، هم ولایتی، حرف مازندران و پرش نام برد.

نخستین سینمای صامت سال ۱۳۰۸ از سوی زرتشتیان با نام اهورا مزدا و در بابل تأسیس گردید. بر اساس آمار سال ۱۳۸۰ در استان مازندران ۲۶ واحد سینمایی (۱۱ واحد خصوصی و ۱۲ واحد دولتی) با ظرفیت ۱۴۲۵۴ صندلی وجود داشته‌است. قابل ذکر است که نخستین سینماهای شمال کشور در بابل شروع بکار کرده بودند.
تعداد سینماهای هر شهر: آمل و محمودآباد ۳ سینما، بابل ۲ سینما، بابلسر ۱ سینما، بهشهر و نکا ۳ سینما، تنکابن و رامسر ۴ سینما، ساری ۲ سینما، نور ۱ سینما، نوشهر و چالوس ۳ سینما.

برخی از سینماهای این استان عبارتند از:

بر اساس سرشماری نفوس و مسکن سال ۹۵، استان مازندران با رقمی معادل ۹۷٫۶۳ درصد باسوادترین استان کشور محسوب می‌شود.[۱۷۴]این استان با ۹۷ درصد جمعیت باسواد، بالاترین نرخ سواد را در کشور ایران دارد. همچنین مازندران رتبه دوم تعداد نخبگان کشور ایران را دارا می‌باشد.[۱۷۵]

سواحل مازندران

خانه نیما یوشیج در نور

حوض کاخ موزه مرر در رامسر

نمایی از قلعه کنگلو

نمایی از ویلاهای شهرک توریستی تفریحی نمک آبرود

جنگل و رود صفارود

جت اسکی در دریای مازندران

کناره‌های بابلرود در بابلسر

آتشکده آمل

پل چشمه‌کیله در برف

پناهگاه حیوانات سمسکنده علیا

چشمه و آب معدنی دیواسیاب در دشت لار آمل

موزه بابل

راه آهن نکا

موزه رضاشاه پهلوی در سوادکوه

برج لاجیم در سوادکوه

کنار ساحل نوشهر

مجموعه تاریخی فرح‌آباد ساری

خانه کلبادی

گنبد سرست بابل

عمارت میربزرگ آمل

ورزش‌های ساحلی در سرخ رود

قایق سواری در دریای خزر

یک بلبل در لاویج

طبیعت منطقه فیلبند

نمایی از یک حواصیل و دریایی مازندران

منطقه کیاسر

تکیه مقریکلا


رابینو، ه. ل، ۱۳۴۳، سفرنامه مازندران و استرآباد، ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ دوم، تهران.



«پایگاه اینترنتی مرکز آمار ایران سال 1395»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon


«نسخه آرشیو شده»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon


«نسخه آرشیو شده»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

شهرستان قائم‌شهر یکی از شهرستان‌های استان مازندران است. مرکز این شهرستان شهر قائم‌شهر می‌باشد. این شهر دارای مساحت ۴۵۸٫۵ کیلومتر مربع است که ۱٫۹۳ درصد کل مساحت استان را به خود اختصاص داده‌است. شهرستان قائم‌شهر از شمال با شهرستان جویبار، شهرستان سیمرغ و دریای مازندران، از جنوب با شهرستان سوادکوه شمالی، از غرب با شهرستان بابل و از شرق با شهرستان ساری هم‌مرز می‌باشد.
شهرستان قائم‌شهر دارای ۲ شهر، ۲ بخش، ۶ دهستان، ۱۵۶ آبادی دارای سکنه و ۳ آبادی خالی از سکنه است.

طول و عرض جغرافیایی شهرستان قائم‌شهر
این شهرستان بین ۳۶ درجه و ۲۱ دقیقه تا ۳۶ درجه و ۳۸ دقیقه عرض شمالی و ۵۲ درجه و ۴۳ دقیقه تا ۵۳ درجه و ۳ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته‌است.

شهرها: قائمشهر، ارطه

این یک مقالهٔ خرد مازندران است. می‌توانید با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

استان قائم شهر


صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

استان مازَندَران {{به مازندرانی: مازِرون یا مازِندِرون}} ( تلفظ راهنما·اطلاعات) به مرکزیت شهر ساری در شمال ایران و در کرانه‌های جنوبی دریای مازندران می‌باشد و هم‌مرز با استان‌های گلستان، سمنان، تهران، البرز، قزوین و گیلان است.[۳] این استان یکی از پرجمعیت‌ترین مناطق ایران از لحاظ تراکم جمعیتی است و دارای ۲۲ شهرستان می‌باشد. مازندران پر افتخارترین استان ایران در بازی‌های المپیک است.[۴] قله دماوند مرتفع‌ترین کوه ایران و بلندترین آتشفشان آسیا و خاورمیانه در مازندران و در شهرستان آمل قرار دارد.

مازندران از وسعتی معادل ۱٫۴۶ درصد ایران برخوردار است؛ قرار گرفتن آن در ساحل جنوبی بزرگترین دریاچه جهان به نام دریای مازندران (خزر) و همجواری با چهار کشور ساحلی این دریا یعنی ترکمنستان، قزاقستان، روسیه و جمهوری آذربایجان از یک سو و واقع شدن در شمال کلان‌شهر تهران (پایتخت ایران) از سوی دیگر است. امتیاز حمل و نقل دریایی با کشورهای همسایه از طریق منطقه ویژه اقتصادی بنادر امیرآباد، فریدون‌کنار و بندر نوشهر و اسکله و سکوی نفتی نکا در شرق مازندران، اتصال آن به راه‌آهن سراسری ایران، وجود فرودگاه‌های بین‌المللی ساری، نوشهر و رامسر، برخورداری از سه جاده شوسه ارتباطی با استان تهران، و اقدام به سرمایه‌گذاری در طرح در دست ساخت آزادراه تهران – شمال با امکان دسترسی سریع با فاصله کوتاه ۱۲۱ کیلومتر ارتباط تهران ـ مازندران، عبور خطوط بین‌المللی فیبر نوری، شبکه ارتباطی در مسیر کریدور بین‌المللی شمال ـ جنوب از هلسینکی (فنلاند)، به بندر لاوان (روسیه) تا ساحل دریای خزر فراهم آورده‌است و همچنین دو جاده بین‌المللی هراز و سوادکوه در این استان است. مطالعات باستان‌شناسی در غارهای کمربند و هوتو دزیست انسانی در مازندران را به حدود ۹۵۰۰ پیش از میلاد می‌رساند. مازندران کنونی بخشی از سرزمین گسترده‌تری است که در متون تاریخ از آن با نام فراشوراگر و پتیسخوارگر یاد کرده‌اند.[۵]

دسترسی به زیر ساخت‌های ارتباطی، به همراه تسهیلات زیر بنایی آب، برق، فاضلاب و گاز همراه با شرایط آب و هوایی معتدل، اراضی حاصلخیز، طبیعت گوناگون و مفرح ساحلی، دشتی، جنگلی و کوهستانی مساعد برای توسعه صنعت گردشگری و دسترسی به بازارهای هدف داخلی و خارجی، امکان توسعه سریع را در قالب بخش‌های محوری گردشگری، کشاورزی، صنعتی و تجاری، فناوری اطلاعات و ارتباطات را یک جا در خود گرد آورده‌است. همچنین برخوردار از میراث فرهنگی و دانش آموختگان با تحصیلات دانشگاهی است. مازندران باسوادترین استان کشور است و براساس آمارهای موجود دو برابر میانگین کشوری نخبه داردکه بسیاری از آن‌ها در چند زمینه علمی نخبه هستند،[۶] هم چنین مازندران هر ساله در سطح بالای امید به زندگی در مردان و زنان در کشور قرار می‌گیرد.[۷] مازندران یکی از استان‌های صنعتی کشور است. مازندران رتبه نخست گردشگرپذیری کشور ایران را در اختیار دارد.[۸]
با کشفیات دانشمندان در غارهای گمیشان، هوتو و کمربند، گواهی بر زندگی انسان‌ها در ۷۵ هزار سال پیش از این بدست آمده‌است، به علاوه، باستان‌شناسی در گوهر تپه که ثابت کرد مازندران و گلستان بیش از ۵ هزار سال پیشینه تمدن شهری دارند، مازندران یکی از پایگاه‌های باستان‌شناسی در منطقه خاورمیانه است و در فرهنگ‌سازی و تمدن شهرنشینی مردم در ایران نقش ایفا کرده‌است. استان‌های گلستان، سمنان، تهران که باهم تشکیل مازندران بزرگ را داده بودند و هرکدام در سال‌های ۱۳۷۶، ۱۳۵۵، ۱۳۴۹ از مازندران جداشدند.[۹]


استان قائم شهر

با اجرای طرح همسان‌سازی کدهای مخابرات کشور، کد همهٔ شهرستان‌های استان مازندران به ۰۱۱ تغییر کرد و شماره‌های مشترکان تلفن ثابت از ۷ رقم به ۸ رقم تغییر کرد.

مازندران به خاطر جغرافیای گوناگون آن که شامل جلگه‌ها، علفزارها، بیشه‌ها و جنگلهای هیرکانی با صدها گونه گیاهی منحصر به فرد در جهان است و آب و هوای گوناگون آن از سواحل شنی با پست‌ترین نقطه، تا کوهستان‌های ناهموار و همیشه پوشیده از برف البرز و با داشتن یکی از هفت آتشفشان معروف دنیا، کوه دماوند، بسیار شناخته شده‌است.

رشته کوه‌های البرز هم‌چون سدی بلند مازندران را به دو قسمت جلگه‌ای و کوهستانی تقسیم کرده‌است و به همین دلیل این استان از قسمت داخلی ایران جدا شده‌است. بخشی از البرز غربی و البرز شرقی و تمامی البرز مرکزی در این محدوده قرار دارد و شیب زمین از منطقه کوهستانی به سوی جلگه و دریا کاهش می‌یابد. رشته کوه البرز دارای کوه‌های فرعی است که از جنوب به شمال یا به موازات دریا کشیده شده‌اند. از مرتفع‌ترین قلل مازندران می‌توان بادله کوه، کوه چنگی و کوه سفید را در شهرستان ساری نام برد. بلندترین قله‌هایی که به موازات دریا کشیده‌شده‌است عبارتند از سیالان با ارتفاع ۴۱۲۵ متر از سطح دریا و تخت سلیمان با بیش از ۴۰۰۰ متر ارتفاع از سطح دریا در جنوب شرقی شهرستان تنکابن و قله شور، خرو نرو در سوادکوه، کلارآباد و سیاه سنگ در شهرستان نوشهر است.

جنگل‌های مختلط کاسپینی هیرکانی یک زیست‌منطقه در زیست‌بوم جنگل‌های مختلطِ پهن‌برگِ حاشیهٔ جنوبی دریای خزر به مساحت ۵۵٬۰۰۰ کیلومتر مربع است که در حاشیهٔ جنوبی و جنوب غربی دریای خزر و در دو کشورِ ایران و جمهوری آذربایجان است. این جنگل با قدمت ۴۰ میلیون سال یکی از ارزشمندترین جنگل‌های جهان به‌شمار می‌آید و از آن به عنوان موزه طبیعی یاد می‌شود.[۱۱]

در این استان قسمت جنوبی غالباً کوهستانی و قسمت شمالی آن عمدتاً جلگه‌ای و ساحلی می‌باشد. شیب آن به طرف مشرق در دشت گرگان است که به تدریج به ارتفاعات غربی خراسان منتهی می‌شود و به علت فراوانی نسبی آب و فرسایش کوه‌ها، آبرفت‌های ناشی از آن در دریا ته‌نشین شده و جلگه مازندران را تشکیل داده‌است.

در استان مازندران جانورانی چون ببر(منقرض شده)، پلنگ، خرس، گرگ، گربه وحشی، روباه، خوک وحشی، خرگوش، آهو، بزکوهی، میش و گربه ایرانی یافت می‌شوند و پرندگان استان شامل قرقاول، شاهین، اردک، قو، کبک، تیهو، قمری، جغد، قوش، کرکس، حواصیل و کلاغ هستند و از خزندگان می‌توان به انواع مار و لاک‌پشت اشاره کرد. در کناره‌های ساحلی انواع پرندگان مهاجر از جمله اردک، غاز، پرلا، پلیکان و چنگر در فصول سرد سال دیده می‌شوند. در آبگیرها و رودهای استان نیز انواع ماهی فراوان است.

آب و هوای مازندران با توجه به وجود دریا، کوه و جنگل به دو نوع معتدل مرطوب و کوهستانی تقسیم می‌شود.

وجود دریای مازندران و رشته کوه‌های البرز و نزدیکی این دو مظهر طبیعت به یکدیگر در نواحی جلگه‌ای تا کوهپایه‌های شمالی البرز، آب و هوای معتدل و مرطوب را به وجود آورده‌است، تابستان‌های آن به ویژه در سواحل دریا گرم و مرطوب است. زمستان‌های این نواحی معتدل و مرطوب و به ندرت یخ‌بندان می‌شود.

شامل آب و هوای معتدل کوهستانی و آب و هوای سرد کوهستانی است. دوری از دریا و افزایش تدریجی ارتفاع در اراضی جلگه‌ای، تغییرات خاصی را در آب و هوای این استان پدیدآورده است. به‌طوری‌که در ارتفاعات ۱۸۰۰ تا ۳۰۰۰ متری، آب و هوای معتدل کوهستانی با زمستان‌های سرد و یخ‌بندان طولانی و تابستان‌های کوتاه و معتدل وجود دارد. در ارتفاعات بالای ۳۰۰۰ متر که دمای هوا به شدت پایین می‌آید، دارای زمستان‌های سرد همراه با یخ‌بندان طولانی و تابستان‌ها کوتاه و خشک است. در این نواحی هوا غالباً برفی است و در ارتفاعات مهم چون تخت سلیمان و دماوند یخچال‌های کوهستانی و طبیعی ایجاد شده‌است. میانگین میزان ریزش باران در این استان کمتر از گیلان است. آزادکوه، تخت سلیمان، خلنو و علم‌کوه از کوه‌های مهم استان می‌باشند.

دریای مازندران که در بین کشورهای ایران، روسیه، ترکمنستان، قزاقستان و آذربایجان واقع شده‌است با وسعتی حدود ۰۰۰`۳۶۰ کیلومتر مربع بزرگ‌ترین دریاچه جهان است. سطح آب این دریاچه در دوران‌های گذشته بالاتر از سطح دریاهای آزاد بوده‌است. %۸۷ از آب رودخانه‌های ولگا و اورال در روسیه %۷ رودخانه‌های سواحلی غربی و %۵ رودخانه سواحلی جنوبی در ایران به این دریا می‌ریزد. حجم آب دریای مازندران ۷۹۳۱۹ کیلومتر مکعب است. این دریاچه یکی از میدان‌های گسترده و غنی نفتی جهان است.

بیشتر رودهای جاری در مازندران دایمی هستند. در نواحی کوهستانی در فصل زمستان و اوایل بهار پرآب و در تابستان‌ها کم‌آب و گاهی خشک است. طول رودهای غرب این استان به دلیل نزدیک بودن کوه به دریا کوتاه‌تر و رودهای شرقی طولانی‌تر است. رودهایی که از جنوب به شمال در جریان است عبارتند از:

که این رودها همگی به دریای مازندران می‌ریزد. از دیگر منابع آب این استان دریاچه‌های کوچک محلی است که به هنگام طغیان رودها در قسمت‌هایی که سطح آب‌های زیرزمینی بالا است به وجود می‌آید و برای کشاورزی، صید و شکار مورد استفاده قرار می‌گیرد. نوع دیگر ذخایر آبی و مهار سیلاب آب‌بندان است که در آن ماهی پرورش می‌یابد. دریاچه دایمی «ولشت» یا «سما» در شمال غربی مرزن آباد شهرستان چالوس یکی دیگر از منابع آبی طبیعی است که از جوشش چشمه‌های اطراف تشکیل شده و از جاذبه‌های گردشگری استان است. در مازندران چشمه‌های آب معدنی فراوانی یافت می‌شود که خاصیت درمانی دارد و در معالجه امراض پوستی، مفصلی، عصبی، و گوارشی مؤثرند، چشمه آبگرم آزرود (آرزو) بابل، چشمه‌های آب آسک، لاریجان، آملو و استراباکو در آمل و حمام‌های آب معدنی (گوگردی) در شهرهای رامسر و کتالم و سادات محله شهرستان رامسر و رینه بخش لاریجان شهرستان آمل از آن جمله‌اند.

دریاچه الندان، دریاچه ممرز، دریاچه شورمست، دریاچه ساهون، دریاچه دوخواهران، دریاچه گل‌پل، دریاچه چورت، دریاچه ولشت، دریاچه آبیدر، دریاچه حصارچال، دریاچه الیمالات، دریاچه قو، دریاچه امامزاده علی، دریاچه استخر پشت، دریاچه خضرنبی، دریاچه فراخین و دریاچه لفور از مهم‌ترین دریاچه‌های مازندران به‌شمار می‌روند.

کنوانسیون رامسر کنوانسیون مربوط به تالاب‌های مهم بین‌المللی، به ویژه تالاب‌های زیستگاه پرندگان آبزی معروف به کنوانسیون رامسر پیمانی بین‌المللی برای حفاظت از تالاب‌ها و حیوانان و گیاهان وابسته به آن‌ها (به ویژه پرندگان آبزی) است که در سال ۱۹۷۱ میلادی در شهر رامسر به تصویب رسید. در ابتدا این معاهده به امضای نمایندگان ۱۸ کشور شرکت‌کننده رسید، اما امروزه ۱۶۹ کشور جهان عضو این پیمان هستند.

پیش از قانون تشکیل مجلس و تصویب قانون ایالات و ولایات ۱۲۸۶ کشور به‌صورت ایالتی و ولایتی اداره و به دوازده ولایت اصلی تقسیم می‌شد. براساس این قانون مازندران یکی از دوازده ولایت محسوب می‌شد و شهرهای عمده آن شامل آمل، استارآباد، اشرف، بارفروش، ساری، فرح‌آباد، تنکابن، کلارستاق، نور، سوادکوه و کجور بود.
صفی خان در سال ۱۲۸۶ مازندران را در ردیف یکی از ولایات دوازده‌گانه و ساری، فرح‌آباد، اشرف، بارفروش، آمل از مهمترین شهرها و تنکابن، کلارستاق، کجور، نور، لاریجان، هزارجریب، سوادکوه و فیروزکوه از مهمترین توابع و محال مازندرانی ذکر کرده‌است.[۱۵]

کیهان در سال ۱۳۱۱ کشور را به بیست و هفت قسمت تقسیم کرده‌است. در این تقسیم‌بندی مازندران در قسمت ششم جای گرفته و از حیث تقسیمات حکومتی از ده قسمت به نام‌های زیر تشکیل شده‌است:[۱۶]

در سال‌های ۱۳۱۱ تا ۱۳۱۵ تغییراتی در تقسیمات استان مازندران و نام شهرها ایجاد گشت. در تاریخ ۱۳۱۱/۱۰/۷ براساس تصویب نامهٔ شماره ۱۱۹۹، مقرر شد منطقهٔ صحرا و استرآباد، تواماً گرگان نامیده شود. دو سال بعد در تاریخ ۱۳۱۳/۲/۸ براساس تصویب نامهٔ شماره ۱۳۵۴–۳۶۸۸، نام بارفروش به بابل، علی‌آباد به شاهی، استرآباد به گرگان و صحرای ترکمن به دشت گرگان تغییر یافت. همچنین در تاریخ ۱۳۱۴/۳/۸، براساس تصویب نامهٔ شماره ۳۱۸/۶۵۰۲ نام دهنو به نوشهر و سختسر به رامسر تغییر یافت. در تاریخ ۱۳۱۵/۱۲/۵، براساس تصویب نامهٔ شماره ۴۰۴۳۴، مشهدسر به بابلسر تغییر نام داد. در تاریخ ۱۳۱۳/۱۰/۲۴، براساس تصویب نامهٔ شماره ۲۳۳۰۸/۱۲۷۷۱، رودسر، رانکوه و روستاهای مربوط به آنها جز تنکابن مازندران به‌شمار آمد و لنگرود در محدودهٔ گیلان قرار گرفت.[۱۷]

بر سر این که مازندران از ابتدا همین سرزمین کنونی بوده باشد، اختلاف نظر وجود دارد. تا قرن‌ها نام ناحیه‌ای، که بخش اصلی آن را استان مازندران کنونی تشکیل می‌داده، «تپورستان» یا «طبرستان» بوده‌است که به احتمال زیاد برگرفته از نام قوم باستانی تپورها می‌باشد. این قوم پیش از ورود آریایی‌ها در کنار آماردها قومیت اصلی منطقه بوده‌است. بعدها عبارت مازندران به نواحی جلگهای جنوب دریای خزر اطلاق شد و در کنار طبرستان (برای نواحی کوهپایه‌ای) استفاده می‌شود. متأخر بودن نام مازندران برای این ناحیه این تردید را به وجود آورده‌است که مازندران در شاهنامه فردوسی به سرزمینی که اکنون مازندران نامیده می‌شود، اطلاق نمی‌گردد.

حد طبرستان در نقشه‌ها و دوران‌های مختلف گاه تمام البرز کوه را شامل می‌شده و گاه تنها ولایات شمالی ایران و البته در بیشتر دوران‌ها محدوده‌ای نزدیک به مازندران فعلی را در بر می‌گرفته‌است.

ظهیرالدین مرعشی در کتاب تاریخ طبرستان و رویان و مازندران می‌نویسد: حد طبرستان از طرف شرقی دیناره‌جاری و از طرف غربی ملاط که آن قریه شهر هوسم که اکنون به فرضه روده‌سر اشتهارد دارد. حد مازندران از طرف شرقی بیشه انجدان می‌باشد و از طرف غربی ملاط می‌باشد. حد گرگان حالیا که به استرآباد مشهور است و اصلا دهستان میگفتند شرقی دیناره جاری است که حد شرقی تمام طبرستان است و غربی انجدان که حد شرقی مازندران است. به گفتهٔ ظهیرالدین مرعشی مازندران بخشی از طبرستان است و سرزمین طبرستان، گرگان و مازندران هر دو را در بر می‌گرفت.[۱۸]

یاقوت حموی در معجم البلدان ذیل کلمه مازندران و طبرستان می‌نویسد: «طبرستان معروف به مازندران است و نمی‌دانم از کی به مازندران نامیده شده‌است و آن نامی است که ما آن را در کتاب‌های قدیم نیافتیم، و همانا از زبان اهل آن بلاد شنیده شده‌است و بی‌شک مازندران و طبرستان یکی است.»[۱۹]

در حقیقت این دو اسم یعنی طبرستان و مازندران به یک معنی بوده‌اند اما در همان حال که اسم طبرستان بر تمامی نواحی کوهستانی و اراضی پست ساحلی اطلاق می‌شد کلمهٔ مازندران بر منطقهٔ ارضی پست ساحلی از دلتای سپیدرود تا جنوب شرقی بحر خزر امتداد دارد اطلاق می‌گردید.[۲۰]

به مازندران موزاندرون می‌گفتند به سبب آنکه موز نام کوهیست از حد گیلان کشیده تا بلار و قصران که موز کوه گویندهمچنین تا به جاجرم یعنی این ولایت درون کوه موز است اما آنچه منسوب به طبرستان منسوب است از دینار جاری شرقی تا به ملاط که دهی است ورای هوسم می‌گویند که در قدیم بیشه بوده‌است.[۲۱]

رویان به سرزمینی آباد در غرب مازندران گفته می‌شد که شامل کجور، کلارستاق، لنگا، تنکابن، سختسر، هوسم، الموت، طالقان، لورا، ارنگه، رودبار قصران و لارقصران می‌شد.[۲۲]

منطقه رویان کهن از نواحی غربی طبرستان بوده‌است که شامل شهرستان‌های نور، نوشهر، چالوس، کلاردشت (کلار)، عباس‌آباد (لنگا)، تنکابن و رامسر (سختسر) می‌شده‌است و گاهی مرز غربی آن تا رودسر (هوسم) ادامه می‌یافت مردم رویان کهن به زبان طبری و گویش طبری رویانی که زبان اسپهبدان طبرستان نیز بود سخن می‌گفتند.[۲۳][۲۴]

فردوسی :

برخی ریشه نام مازندران را آمیخته‌ای از ماز به معنی بزرگ و نیز میانه، ایندیرا و آن پس وند مکان دانسته‌اند و در نتیجه عبارت «مازیندیران» را به معنی جایگاه دیو بزرگ، ایندیرا می‌دانند. گواه آن را هم شاهنامه دانسته‌اند که در آن از مازندران به عنوان جایگاه دیو سفید نام برده‌است و نیز ایندیرا را کوهی دانسته‌است در میانه این سرزمین. بر پایه همین موضوع ملک الشعراء بهار بیت زیر را سروده‌است:

پندار دیگر آنست که «ایندرا» را از خدایان افسانه‌ای آریایی بدانیم که در نوشته‌های سانسکریت همانند «ریگ ودا» دیده می‌شود؛ «ایندرا» خدای باران، آذرخش و تندر، جنگاوری و فرمانروای دیوان (خدایان) است و بهشت را در دست دارد. سوار بر ابرها باران می‌آورد و بیابان‌ها را بوستان می‌کند. اژدهای خشکسالی در کوهستان را نابود می‌سازد. «ایندرا» در کوه خانه دارد. در اوستا، «ایندرا» دیو بی‌هنجاری و در ستیز با اردیبهشت است.

نام کهن و اصلی مازندران طبرستان است که در واقع تپورستان بوده و علت نامگذاری آن وجود قوم؛ البی که در آن وجود دارد به نام قوم تپور می‌باشد که از شهر بابل تا شهر گرگان امتداد دارد. از اقوام دیگر مازندران قوم آمارد است که مرکز آن آمل و از آمل تا تنکابن و قوم کادوس از تنکابن تا رامسر هستند.

برخی نام مازندران را به شکل ماز + اندر + آن می‌دانند. ماز در زبان مازندرانی به زنبور عسل گفته می‌شود و کسانی که این ریشه یابی را پذیرفته‌اند معنای مازندران را «جایی که زنبورعسل در آن هست» می‌دانند.

به باوری دیگر، نام مازندران برگرفته از کوه ماز است. پس مازندران سرزمینی است که کوه ماز در آن جای دارد (ماز+اندر+آن). رشته کوه ماز در جنوب مازندران، در راستای غرب به جنوب شرق کشیده شده‌است. رشته کوه ماز هم راستا با دوبرار در دشت لار و پلور است که تا فیروزکوه پیش می‌رود. مردم دماوند هنوز به این کوه بلند که در شمال شهر دماوند امتداد یافته، ماز می‌گویند. از سوی دیگر در لاسم و در میان رشته کوه دوبرار، قله‌های بلندی مانند انگمار، سیاه کمر دیده می‌شود که یکی از آن‌ها قله بلند ماز است. منوچهری دامغانی (قرن پنجم) واژه «ماز» را به همراه مازندران در یک بیت می‌آورد:

می‌دانیم منوچهری دامغانی سراینده زبردستی در ترسیم طبیعت در سروده‌های خود بوده و همچنین سال‌ها در مازندران زیسته‌است. «ماز» در اینجا همان کوه ماز است که ابرها چون ماری به خود پیچیده، آن کوه را دربر گرفته‌اند. گروهی، ماز را پیچ و خم می‌دانند، ولی واژه «شکنج» در «مار شکنجی» خود به معنی پیچ و خم است و آوردن واژه‌ای دیگر (که ماز باشد) به معنی پیچ و خم در اینجا، درست نمی‌نماید. ابن اسفندیار در کتاب تاریخ تبرستان به سال ۶۱۳ هجری می‌نویسد: و مازندران محدث است به حکم آنکه مازندران بحد مغربست و به مازندران پادشاهی بود چون رستم زال آنجا شد او را بکشت. منسوب این ولایت را موز اندرون گفتند به سبب آنکه موز نام کوهیست از حد گیلان کشیده تا به لار و قصران که موز کوه گویند همچنین تا به جاجرم.[۲۵][۲۶]
عده‌ای نیز به این دلیل که سابقاً این سرزمین مملو از گوزن بوده و مازن نیز به معنای گوزن بوده و از طرفی دران را نیز به معنای درندگان می‌باشد اینطور استنباط کرده‌اند که دران به معنای درنده کنایه از ببر مازندران است و چون این سرزمین در گذشته مملو گوزن و ببر بوده مردم آن سرزمین را به این نام خواندند.

مازندران کنونی در درازای تاریخ، شاهد وقایع و اتفاقات فراوان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بوده‌است. در اهمیت سرگذشت وقایع تاریخی این استان، کافی است که گفته شود هیچ‌یک از مناطق ایران به اندازه این سرزمین، شاهد رویدادهای تاریخی نبوده‌است.

به همین سبب است که نویسندگان و مورخان ایرانی و خارجی، فراز و نشیب‌های تاریخی این سرزمین را در کتاب‌هایی به رشته تحریر درآورده‌اند. از آثار نویسندگان روسی دربارهٔ مازندران، تاریخ مازندران و استرآباد تألیف رابینو، و از آثار نویسندگان مازندرانی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران تألیف میر ظهیرالدین مرعشی، و از آثار نویسندگان ایرانی، تاریخ طبرستان به کوشش اردشیر برزگر و مازندران از قدیم‌ترین ایام تا به امروز، نوشته محمد مشکور را می‌توان نام برد. اما این که نام مازندران از چه زمانی در این سرزمین متداول شد اختلاف نظر وجود دارد. بعضی از مورخان معتقدند از زمان ابن اسفندیار و یاقوت، به جای هیرکانیا کلمه مازندران بکار برده شده‌است عده‌ای هم تاریخ به‌کارگیری واژهٔ مازندران را از سده چهارم هجری قمری به بعد می‌دانند.

از منظر زبان‌شناسی همواره با گذر زمان، ریشه بسیاری از کلمات و علت نامگذاری آنها، در هاله‌ای از ابهام فرومی‌رود و گمانه‌های مختلفی در رابطه با وجه تسمیه انتخاب کلمات پدید می‌آید. یکی از این واژگان «مازندران» است.

استان قائم شهر

به علت وجود تناقضات تاریخی و اسطوره‌ای در ارتباط با «مازندران»، نیاز به درک معنی و مفهوم این واژه بیشتر احساس می‌شود. ریشه‌شناسی و رمز گشائی واژگان، یکی از راهکارهای مؤثر در پی بردن به هویت تاریخی، ادبی، فرهنگی، جغرافیایی و حتی اقلیمی مرتبط با یک واژه است. با توجه به سخنان بالا در خصوص ریشه واژه مازندران، در جمع‌بندی سخنان پژوهشگران و همچنین در نگاهی نو، گمانه‌ها و برداشت‌ها در خصوص ریشه واژه مازندران به شرح ذیل است:

۱- برداشت نخست از معنی مازندران، به سرزمین محصور در میان دیوار، دژ یا کوه اطلاق می‌گردد.

۱–۱-ابن اسفندیار مؤلف کتاب تاریخ طبرستان در ۶۱۳ ه‍. ق، بر این گمانه است که مازندران تغییر یافته «موز اندرون» است و بیان می‌دارد: «این ولایت را موز اندرون می‌گفتند.»[۲۷]

۱–۲-مرعشی گمانه مشابه‌ای دارد و مازندران را منسوب به ماز و مازیار می‌داند. او می‌گوید: «و اسم مازندران محدث است، و به تجدید مازندران می‌گفتند به سبب آن که ماز نام کوهی است، از گیلان کشیده‌است تا به لار و قصران و به قول بعضی مازیار[۲۸] بن قارن دیواری تا حد گیلان بساخت؛ و هنوز عمارت آن به جای است؛ و چند تا دروازه فرموده ساختند و دربان نشاندند تا کسی بی‌اذن او آمد و شد نتواند کردن و آن دیوار را ماز می‌خواندند و درون او را مازاندرون می‌گفتند.»[۲۹]

از طرفی، صادق کیا به نقل از احیاء الملوک از ملک شاه حسین سیستانی چنین گفته‌است: «و این مازندران را موزه اندرون می‌گویند؛ زیرا که کوهی که این بلاد را در میان گرفته موزه کوهی می‌گویند. از کثرت استعمال مازندران می‌گویند.»

این تعبیر از مازندران، به ویژه مازندران ایران زمانی قوت می‌گیرد که این سرزمین در گذشته همواره محصور در میان دژها و کوه‌ها بوده‌است و چنان‌که مورخانی چون استرابو در توصیف هیرکانیا نقل می‌کنند، به علت هجوم مکرر قبایل بدوی، سایر مناطق بدون حصار طبیعی، مانند دشت گرگان یا سایر مناطق قابل نفوذ، توسط دیوارهایی بلند محصور می‌شده‌است. این برداشت از معنی مازندران، با مازندران شاهنامه هم تا حدودی تناسب دارد، و البته با برخی نقاط دیگر که به مازندران شهرت دارد.

۲-از آنجا که طبق نظر برخی مورخان، مازندران از ریشه «ماز (ماز+ اندر آن) و موز (موز+ اندرون)» می‌باشد، لذا بررسی این کلمه، در زبان فارسی، پهلوی، عربی، لاتین و همچنین گویش بومی مازندرانی شاید راهگشا باشد، و با توجه به معانی کلمه ماز و موز، تعابیر مختلفی از این واژه می‌توان ارائه نمود.

۲–۱-ماز در لغت‌نامه دهخدا «مطلق چین و شکنج» را گویند. چین. نورد. پیچ و خم. با اشاره به ابیاتی چون:

(شهید)

و یا،

(منوچهری دامغانی)

که گویا در وصف سرزمین مازندران ذکر گردیده‌است؛ و کلمه «مازندران» و «ماز اندر آن» در آن قابل توجه و تأمل است.

(اسدی)

کشفیات دانشمندان در غارهای هوتو و کمربند، گواهی بر زندگی انسان‌ها در ۷۵ هزار سال پیش از این بدست آمده‌است،[۳۰] علاوه بر این، باستان‌شناسی در گوهر تپه، که ثابت کرد مازندران بیش از ۶ هزار سال پیشینه تمدن شهری دارد، مازندران را به یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های باستان‌شناسی در منطقه خاورمیانه و جهان شناسانده‌است و آن در فرهنگ‌سازی و تمدن شهرنشینی مردم در ایران نقش مهمی را ایفا کرده‌اند است، در سال ۱۳۸۴ نیز در منطقه ییلاق پرورخرند، از روستا از روستاهای پشتکوه دودانگه ساری حدود چهل قبر کشف شد که قدمت آن‌ها، دست‌کم به نیمهٔ نخست هزارهٔ دوم قبل از میلاد می‌رسد[۳۱] در حالی که آمل شهری که آن را دومین شهر کهن ایران می‌خوانن هم در این استان جا دارد و تاریخ آمل جزو تاریخ‌های اول شهری است که در زمان مردم آمارد یا همان آماردیان شکوفا شده‌است. مازندران جزوی از قلمرو پادشاهی ورگانا و پس از آن یکی از استان‌های مهم پادشاهی طبرستان که پس از شاه عباس طبرستان ایالتی از ایران و مازندران استانی از این ایالت شد، بوده‌است.

این سرزمین در زمان کوروش زیر فرمان هخامنشیان قرار گرفت[نیازمند منبع]. درکتیبه بیستون سرزمین مازندران به نام پشتخوارگیر[نیازمند منبع] و در اوستا پزشخوارگر آمده‌است و مازندران قلمرو اشکانیان و آمل مرکز اصلی آن بوده‌است. مازندران در دوره زندیه، به مرکزیت بارفروش (بابل) اداره می‌شد.

ساکنان قدیم دریای مازندران از غرب به شرق به ترتیب اقوام کادوسیان و آناریاکه و آمارد و تپورها بودند. سرزمینی که امروزه مازندران نامیده می‌شود پیش از اسلام با نام ساتراپ تپوری و تپورستان و پس از اسلام با نام تبرستان شناخته می‌شد که بر گرفته از نام قوم تپور یا تبری می‌باشد. نمی‌توان گفت این اقوام کی و از کجا آمده‌اند اما به نظر استرابون، تپورها در حد فاصل آماردها و هیرکانیه زندگی می‌کردند. (یعنی میان آمل و گنبد امروزی) اما دیاکونوف نوشته: «تپورها در هیرکانیه ساکن بودند و تحت نفوذ هیرکانیان.» مرز شرقی آن‌ها استرآباد و مرز غربی آن‌ها از کلار و چالوس بود. شهرهای آمل، چالوس، کلار، سعیدآباد و رویان جزئی از سرزمین تپورها بودند.[۳۲] مازندران بخشی از تپورستان است و شهرهای آمل، ساری، کجور و کلاردشت از مراکز تاریخی طبرستان بودند. استرابو تپورها را ساکن پنج مکان متفاوت می‌داند. وی گروهی از تپورها را به عنوان کوهنشین‌های شمال کشور در کنار آمارد نام می‌برد.[۳۳] وی گروه دیگری از تپورها را میان هیرکانی‌ها و دربیک‌ها نام می‌برد.[۳۴] وی دسته دیگر از تپورها را میان هیرکانی‌ها و آریا نام می‌برد.[۳۵] وی دسته دیگر از تپورها را در ماد نام می‌برد[۳۶] و مکان دسته دیگر از تپورها را در کنار آناریاکه‌ها می‌داند[۳۷] و دسته دیگری از تپورها را در کنار اقوام آمارد و کادوسی به عنوان کوهنشین‌های شمال یاد می‌کند.[۳۸] ظاهراً ایشان قبایل گسترده‌ای بودند که با آمدن آریایی‌ها عقب رانده شدند. به گزارش لوسیوس فلاویوس آریان گزنفون مورخ یونانی اسکندر مقدونی به سرزمین آماردها لشکر کشید و بر آماردها پیروز شد و آنان را تحت فرمان ساتراپ تپورها به نام فرادات قرار داد.[۳۹] آماردها و تپورها بعدها جز ساتراپ پارت درآمدند. فرهاداول پادشاه اشکانی در حدود سال ۱۷۶ قبل از میلاد آماردها را تحت انقیاد خود درآورد و آنان را به خاراکس (گرمسار) در ری کوچانید.[۴۰]
در مسکوکات سلاطین مستقل مازندران که خود سکه می‌زدند نام پادشاه تاپورستان آمده‌است.

قوم دیگر آماردها بودند آماردها نام یک تبار باستانی آریایی است که در شمال ایران، به‌ویژه از آمل تا رودسر زندگی می‌کرده‌اند. پلینیوس مورخ یونانی محل آماردها را قسمت شرقی مارگانیا شناسایی کرده‌است.[۴۱] به گفتهٔ ریچارد فرای،[۴۲] آملی کورت[۴۳] و کریستوفر برونر،[۴۴] آریایی بوده‌اند، و به مردمان سکا و داهه پیوند داده شده‌اند.[۴۵] نام شهر امروزی آمل برمی‌گردد به زندگی آنان در آن گستره. همچنین آن که دو آمل، یکی در مازندران و دیگری در گسترهٔ آمودریا، جای داشته‌اند.[۴۲]

به نوشتهٔ کریستوفر برونر،[۴۶] آماردها، تا دوران فرهاد یکم اشکانی، در گسترهٔ آمل مازندران می‌زیستند؛ و آن‌که فرهاد یکم، بخشی از این مردم را می‌کوچاند به گسترهٔ دربند در قفقاز، و بازماندگان آنان آمیخته می‌شوند با سکاییتباران تپور—که از پارته (Parthyene) کوچانده شده بودند به بخش‌های میانی جنوب دریای کاسپین (مازندران کنونی)—و مردم مازندران (تپورستان) را تشکیل می‌دهند.[۴۷]

در روزگار سلطه کیانیان بر ایران، کاووس کیانی که داستان صفا و نزهت بهشتی مازندران یا سرزمین دیوان را از زبان نغمه‌ساز می‌شنود، به وسوسه رامشگر آهنگ تسخیر مازندران می‌نماید:



پس با لشکری گران به مازندران می‌رود، اما در تلاقی دو سپاه، سپاهش از دیوان مازندرانی شکست می‌خورد و خود نیز اسیر دیو سپید می‌گردد. قبل از ورود آریایی‌ها به این سرزمین طوایف مختلفی در آنجا سکونت داشته‌اند. از جمله این اقوام می‌توان از تپوریها، آماردها و کادوسی‌ها نام برد. اقوام تپوری در مازندران زندگی می‌کردند. آماردها در نواحی کوهستانی بین رودخانه هزار آمل و تنکابن تا دیلمستان و سفید رود به سر می‌برده‌اند. کادوسی‌ها نیز در گیلان سکنی گزیده بودند.

از شیوه حکومت و حاکمان طبرستان پیش از اسلام اطلاعات محدودی وجود دارد. طبق آنچه در کتب تاریخی یونانیان آمده، اتو فرادات در زمان حمله اسکندر حاکم تپورستان بوده و اسکندر مقدونی او را به مقام خویش ابقا کرد ولی آماردها حاضر به اطاعت نشدند و به کمک درختان در جنگل پنهان می‌شدند و در برابر سپاهیان اسکندر مقاومت نمودند و حتی اسب محبوب اسکندر، بوسفال، را ربودند؛ ولی سرانجام اسکندر با تهدید و به آتش کشیدن بخش‌هایی از جنگل توانست آنان را مطیع ساخته و حکومتشان را به اتو فرادات سپارد. پس از اسکندر، در زمان سلوکیان اسماً آماردها جزئی از ولایات سلوکی بودند منتهی هیچ جنگی میان آنان رخ نداد و به احتمال زیاد آماردها به استقلال دست یافته بودند. پس از این در زمان اشکانیان است که فرهاد یکم به جنگ آماردها رفت و آن‌ها را به اجبار به ناحیهٔ دربند کوچاند.[۴۸] آن گونه که از نامه تنسر به گشنسب پیداست، سلسلهٔ دیگری علیه سلوکیان در کرانه‌های دریای مازندران شکل گرفت که در عصر اردشیر ساسانی به گشنسب به ارث رسیده بود. گشنسب و اخلاف او تا زمان حکومت قباد ساسانی بر سراسر پتشخوارگر فرمانروایی نمودند و جزئی از ناحیهٔ شمالی امپراتوری ساسانی بودند.[۴۹] پس از گشنسب‌شاهان، کیوس، شاهزادهٔ ساسانی و برادر بزرگتر انوشیروان، در سال ۵۲۹ میلادی عازم طبرستان شد و فرمانروایی این نواحی را برای مدتی، تا سال ۵۳۶ میلادی، در دست داشت. پس از کیوس، به دستور انوشیروان خاندان زرمهر به تبعیت از ساسانیان در منطقه مستقر شدند و تا سال ۶۸۵ میلادی، در سراسر پتشخوارگر فرمان می‌راندند. در این سال مقارن با حمله عرب‌ها به ایران، شاهزاده‌ای به نام گیل گاوباره توانست با مسالمت آذر ولاش، واپسین زرمهرشاه، را کنار راند و سراسر پتشخوارگر را به دست گرفت.[۵۰]

آمارد، آمرد، آمار یا ماردها (به زبان سکایی: آمارد، Amard؛ به زبان پهلوی: آمویی، Amui) مردم این قبیله در مازندران و قسمتی از گیلان کنونی زندگی می‌کردند. نام اصلی این قبیله آمو بود که در فارسی باستان به آمرد یا اَمرد به معنی زیانبخش و ویرانگر تبدیل شد. همچنین در برخی کتاب‌ها به آن‌ها «مارد» نیز گفته‌اند. آن‌ها مردمی جنگجو و هنرمند بودند و با همسایگان خود در کشمکش دایمی بودند.

در زمانی که فلات ایران به خصوص نواحی زاگرس صحنه جنگ و خون‌ریزی آشوریان و اقوام دیگر بود، مردمان نواحی جنوبی دریای خزر در آرامش و امنیت و شرایط مناسب اجتماعی زندگی می‌کردند و اقوام نواحی دیگر به آن‌ها پناهنده می‌شدند. یکی از طوایفی که به نواحی جنوب خزر پناهنده شده‌است طایفه مغان، یکی از طوایف شش‌گانه ماد بوده‌است. در دوره حکومت آرته یس مادی (شاه قبل از دیا اکو) جنگی بزرگ بین کادوسیان و مادها اتفاق افتاد. علت این جنگ بدبینی یکی از پارسی‌های صاحب نفوذ در دربار شاهی به نام پارسد (پارساداس) نسبت به شاه بود. او زمانی از شاه رنجیده خاطر گردید و با سه هزار نیروی جنگی به سرزمین کادوس‌ها می‌رفت و حمایت آن‌ها را جلب می‌کند و آن‌ها علیه مادها تحریک نمود. آرته یس سپاهی انبوه را به مقابله با او فرستاد. در جنگی که بین آن‌ها رخ داد، سپاه ماد شکست خورد و کادوسی‌ها پارسد را به پادشاهی خود انتخاب کردند. او همواره به قلمرو ماد تجاوز می‌کرد و به غارت آن حدود می‌پرداخت.

حکومت هخامنشیان از حدود ۶۷۵ ق. م آغاز شده و تا سال ۳۳۰ ق. م ادامه یافته‌است. سر سلسله این دودمان هخامنش بوده که پس از آن چیش پیش اول، کمبوجیه اول، کورش اول، چیش پیش دوم، کوروش دوم، کمبوجیه دوم، کوروش سوم (بزرگ)، کمبوجیه سوم و… بر این سرزمین حکومت کردند. کوروش پس از فرو ریزی دولت آریائی ماد، مشغول تهیه مقدمات یک حکومت نیرومند شد. او ارتشی از عناصر سپاه ایران و حاشیه دریای خزر فراهم کرد.

اقوام ساردی، تپوران، کادوسیان و سکائیان از جمله نیروهای برجسته شرکت‌کننده در اردوی کوروش بودند. در این نبرد کوروش تپوران مازندرانی و کادوسیان گیلانی را از ارتش جدا نمود و آن‌ها را ترغیب به حمله نمود. در اثر حمله این نیروها سپاه لیدی شکست خورد و شهر سارد به محاصره سربازان کوروش درآمد. بعد از این جنگ آماردها و کادوسیان همچنان در حلقه اتحاد کوروش باقی ماندند و در اکثر جنگ‌های زمان او شرکت فعال داشتند. در زمان کوروش، ایران به صورت ملوک الطوایفی اداره می‌شد و مازندران و طبرستان به یکی از اعیان فارس سپرده شده بود. در جنگ خانگی مشهور به «کوناکسا» بین اردشیر هخامنشی و برادرش کوروش کوچک، کادوسیان به حمایت از اردشیر پرداختند. در این جنگ فرمانده قوای کادوسی به نام آرته گرس کشته شد. ۱۴ سال بعد از جنگ کوناکسا، کادوسیان علیه هخامنشیان قیام کردند. اما اردشیر با سپاهی انبوه آن را سرکوب نمود و آن‌ها نیز اطاعت از دولت مرکزی را پذیرفتند.

به هنگام حمله اسکندر در سال ۳۳۱ ق. م، تمامی اقوام کناره خزر یعنی آماردها، کادوسی‌ها، تپوریها، هیرکانی‌ها و کاسپی‌ها سپاهی مرکب از هشت هزار نفر پیاده و سواره تشکیل داده و به کمک داریوش سوم هخامنشی فرستادند. این قشون تحت فرماندهی یکی از فرماندهان شجاع به نام «مازه» قرار گرفت. در این نبرد که «جنگ گوگمل» خوانده می‌شد، جنگی هولناک میان گارد شاه و جنگجویان نخبه یونانی درگرفت. شجاعتهای اقوام مزبور در این جنگ عظیم یکی از درخشان‌ترین فصول جنگ‌های ایران و یونان شناخته می‌شود. اسکندر پس از فتح و غارت و آتش زدن تخت جمشید، پایتخت ایران هخامنشی، چون شنید که داریوش قصد بازسازی سپاه خود را دارد، سپاه خود را به سه قسمت کرد. او «پارمن ین» را مأمور فتح سرزمین کادوس نمود تا راه کمک آنان به داریوش را قطع نماید. «کراتر» دوست نزدیک اسکندر و سردار لایق وی نیز جهت اشغال سرزمین تپوران طبرستان مأموریت یافت. این دو سردار مأمور بودند پس از تسخیر سرزمین‌های گیلان و مازندران، در گرگان به اسکندر که خود با بخشی از ارتش خویش داریوش را تعقیب می‌کرد، بپیوندند. «کراتر» با سازشی که با «فرادات» تپوری سردار این قوم نمود، بخش کمی از طبرستان را اشغال کرد، ولی پارمن ین از تسلط بر سرزمین دلیران کادوس عاجز ماند. اسکندر پس از قتل داریوش، خود تصمیم به یکسره کردن کار مردم آمارد و کادوس، گرفت. قوای اسکندر در بیشه‌های متراکم خزری و ارتفاعات جنگلی با آماردها درگیر شدند و تلفات و خسارات فراوانی متحمل شدند. سرانجام آماردها نمایندگانی اعزام داشتند و راه سازش پیش گرفتند. پس از مصالحه، رسیدگی به امور منطقه آماردنشین نیز به «فرادات» تپوری [طبرستانی] که قبلاً تسلیم کراتر سردار اسکندر شده بود، واگذار گردید. لازم است ذکر شود که بعدها، در روزگار فرمانروایی جانشینان اسکندر در ایران، در جنگ رافیا، کادوسیان را از جمله لشگریان سلوکی می‌بینم.

پهناوری دولت اشکانی در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس را شامل می‌شد. به دلیل قرار گرفتن جاده ابریشم در گستره حکومت اشکانی و قرار گرفتن مسیر تجاری بین امپراتوری روم و حوزه مدیترانه و امپراتوری هان در چین، این امپراتوری به مرکزی برای تجارت بدل گشت. اشکانیان از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای محدوده شرق دریای خزر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پَرثَوَه آمده‌است که به زبان پارتی پهلوی می‌شود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می‌توان خواند. ایالت پارتی‌ها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای مازندران و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود می‌شد. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای مازندران، آمل می‌زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند. آمل در آن زمان پایتخت اقلیمی اشکانیان بود.

فرادات فرمانده قوم تپور در نبرد هخامنشیان و یونانیان و همچنین والی تپورستان در عهد خشیارشاه و اسکندر مقدونی می‌باشد.
به گزارش لوسیوس فلاویوس آریان گزنفون مورخ یونانی زمانی که اسکندر به ولایت هیرکانیا رفت قشون خود را سه قسمت کرد؛ قسمتی که از همه زیاد تر بود با خود به زادراکرات برد و قسمت دیگر را با کراتر به مملکت تپوری‌ها (تپوری‌های ساکن در هیرکانیا) برد و قسمت سوم را به سرداری اری گیوس مأمور بود که با بار و بنه و خارجی‌ها حرکت کند.[۵۱]
پس از اینکه اسکندر از معابر هیرکانیا گذشت وارد زادراکرات (ساری یا استراباد) شد در اینجا کراتر به او رسید. در این هنگام ارته باذ با سه پسر خود که نامشان سوفن و آریو برزن و ارسام بود نزد اسکندر آمد. فرادات فرمانده تپوری‌ها و نمایندگان یونانی‌های اجیر هم با اینها آمدند. اسکندر ارته باذ را به احترام پذیرفت و فرادات را فرمانده تپورها و والی تپورستان ابقا کرد.[۵۲]

پس از آنکه اسکندر وارد شهر آروس گردید و کراتر و اریگسوس را در اینجا یافت. آنها فرادات حاکم تپوری‌ها را همراه آورده بودند. اسکندر این اسیر را خوب پذیرفت. پس از آن آن مناپیس را که در زمان اُخُس فرار کرده و به دربار فلیپ پناهنده شده بود والی هیرکانیا کرد و فرادات را به حکومت تپورستان ابقا داشت.[۵۳]

اسکندر پس از دست یابی به سرزمین آمارد ولایت آمارد را به تپورستان که والی آن فرادات بود ضمیمه کرد.[۵۴]

گشنسب شاهان یا گشنسپداد گرشاهی سلسلهٔ پادشاهی در طبرستان[۵۵] بوده که در عصر اشکانیان در منطقه کوهستانی شرق مازندران[۵۶] شکل گرفت.
این سلسله در اوایل عصر ساسانی قلمروی خود را تا گیلان گسترش دادند.[۵۷] در دوران اردشیر ساسانی قلمروی گشنسب شاهان علاوه بر رویان و طبرستان شامل گیلان، دیلمان و دماوند[۵۸] می‌شده‌است.[۵۹]

ریشه خاندان گشنسپداد گرشاهی به مناطق کوهستانی شرق طبرستان منطقه هزارگری و شهر تمیشه می‌رسد[۶۰] و واژه گر به مردمان طبری کوهستان شرقی طبرستان اطلاق می‌گشت. از آنجا که این خاندان ساکن در منطقه کوهستانی مازندران بودند گرشاه لقب گرفتند.[۶۱] لقب پتشخوارگرشاه به پادشاه‌هان کوهستان طبرستان داده می‌شد.[۶۲]

به اعتقاد برخی مورخین این سلسله در سال ۳۳۰ قبل از میلاد مسیح در ناحیه تپوری نشین دریای خزر واقع در کوهستان شرق مازندران شکل گرفت. اردشیر برزگر در کتاب خود آغاز پادشاهی خاندان گشنسپ شاهان را پس از مرگ اسکندر مقدونی در قرن سوم پیش از میلاد می‌داند ولی مشخص نیست که آیا گشنسب شاهان از نسل فرادات، حاکم طبرستان در زمان هخامنشیان و اسکندر، است یا خیر.[۶۳] به اعتقاد برخی مورخین دیگر این سلسله در سال ۱۷۰ قبل از میلاد مسیح پس از کوچ برخی از اقوام تپور از شرق مازندران به منطقه آمارد در غرب مازندران (رویان) به مرکزیت آمل شکل گرفت.[۶۴]

گشنسب شاهان تا سال ۵۳۱ میلادی در طبرستان سلطنت می‌کردند. دوام حکومت و فرماندهی خاندان گشنسب در طبرستان تا روزگار فیروز ساسانی ادامه داشته‌است که در این زمان ترکان صحرانورد ماوراء جیحون به خراسان و مرزهای تپورستان (طبرستان) تاخته‌اند. کاری از گشنسب شاهان برنیامد ولی کیوس فرزند ارشد قباد شاه ساسانی، به امر پدر به کمک مردم طبرستان شتافت و کیوس به فرمان برادر با سپاهی انبوه از تبرستانی‌ها به سمت خراسان رفت و خاقان ترک را شکست داد. از این زمان حکومت خاندان گشنسب پایان یافت و حکومت به ساسانیان منتقل شد.[۶۵] در این سال کیوس، پسر مهتر قباد و برادر خسرو انوشیروان، خود از طرف پدرش قباد به فرمانروایی در طبرستان پرداخت. کیوس آیین مزدکی داشت و مزدکیان می‌خواستند او را به پادشاهی بنشانند از این جهت خسرو انوشیروان او را از طبرستان برداشته، قارن پسر سوخرا را به جای او گماشت. از این تاریخ سلسله کارنوندیان در طبرستان روی کار می‌آیند که ایشان را آل قارن می‌خوانند.[۶۶]

بعد از اسکندر و جانشینانش گیلان و مازندران حالت استقلال داشته‌اند. گشنسب شاه در این دوران بر مازندران حکومت می‌کرده‌است و خاندان او از ۳۳۰ ق. م تا ۵۲۹. م نزدیک به نهصد سال حکومت کرده‌اند. در دوران سلطنت بهرام گور (۴۲۰–۴۳۸. م)، پس از آنکه بهرام بر خاقان پادشاه ترکان پیروز شد، با خبر شد که یکی از سران دیلم با لشکری انبوه به ری و سرزمین‌های اطراف آن حمله و جمعی را اسیر نموده‌است. او همچنین نگهبانان مرزی آن حدود را مجبور به پرداخت خراج نمود. بهرام‌گور، مرزبان را با سپاهی به ری فرستاد. سپس خود بهرام نیز به او پیوست و بیدرنگ به سوی دیلم روان شد. دو سپاه در میانه راه به یکدیگر رسیدند. بهرام، سردار دیلمی را گرفتار ساخت و سپس او و سپاهیانش را بخشید و آن‌ها در شمار یاران نزدیک بهرام قرار گرفتند. دوام حکومت و فرماندهی خاندان گشنسب در طبرستان تا روزگار فیروز ساسانی ادامه داشته‌است که در این زمان ترکان صحرانورد ماوراء جیحون به خراسان و مرزهای تپورستان (طبرستان) تاخته‌اند. کاری از خاندان گشنسب برنیامد ولی کیوس (کی وش) فرزند ارشد قباد شاه ساسانی، به امر پدر به کمک مردم طبرستان و گیلان شتافت و ترکان را تار و مار ساخت. از این زمان حکومت خاندان گشنسب پایان یافت و حکومت به ساسانیان منتقل شد.

ظهور مزدک و افکار مزدکی، قباد شاه ساسانی را مجذوب خود ساخت و او نیز پس از قبول این آیین، به تبلیغ آن پرداخت. اما دیری نپایید که شاه ساسانی قربانی یک توطئه پنهان شد و از قدرت برکنار شد و به این ترتیب نهضت مزدکی نیز خاتمه یافت. مدتی بعد کیوس، شاه گیلان و مازندران و برادر خسرو انوشیروان ـ فرمانروای ایران ـ به کیش مزدکی درآمد. در دوران انوشیروان مزدکیان سرکوب شدند و بیشترین تلفات را مزدکیان در گیلان و بلوچستان دادند. کیوس، حاکم مازندران و گیلان به دعوت برادر خود انوشیروان جهت همکاری در سرکوب ترکان ماوراء جیحون با مردان مازندران، دیلمیان و گیل‌ها بر ترکان تاخت. او بعد از حمله دوم خود به ترکان و کسب پیروزی، هوای حکومت ایران کرد و به مدائن حمله برد، ولی اسیر شد و سر خود را در این داعیه از دست داد. (۵۲۹–۵۳۶. م). پس از قتل کیوس، انوشیروان حکومت طبرستان و مازندران را به فرزندان امیر سوخرا که از امرای فیروز بن هرمز بود سپرد. پنج نفر از این خاندان به نام‌های زرمهر بن سوخرا، داد مهر بن زر مهر، ولاش بن داد مهر، دار مهر بن ولاش و آذرولاش بن داد مهر به مدت ۱۱۰ سال بر نواحی ساحلی خزر حکومت کردند.

پس از آذر ولاش، این ولایت به گیل بن گیلانشاه گاو باره که از نوادگان جاماسب بن فیروز ساسانی بود سپرده شد. گیلان بن گیلانشاه فرمانروایی مقتدر بود که حکومتی قوی در روزگار یزدگرد سوّم در گیلان و مازندران برپا کرد. مازندرانی‌ها او را گیل گاو باره نامیدند. گاو باره پایتخت را از مازندران به گیلان انتقال داد و از گیلان تا گرگان عمارات و قصرهای عالی ساخت. مدت فرمانروایی او بر دو منطقه بزرگ خزری پانزده سال بود. بعد از او دابویه فرزندش بر این منطقه حکومت کرد. در این زمان اعراب مسلمان به ایران حمله کردند و پایتخت ساسانیان مدائن را متصرف شدند. پس از جنگ قادسیه، یزدگرد ساسانی که از سلطنت کردن ناامید شده بود، «باو» را از آتشکده اصطخر فارس دعوت به همکاری نمود. باو پس از عزل از حکومت مازندران و گیلان در زمان شیرویه ساسانی در این آتشکده منزوی شده بود. او تا ری یزدگرد را همراهی کرد ولی از شاه ساسانی خواست تا به زیارت آتشکده کوسان پایتخت باستانی طبرستان که بنای جدش کیوس بود رفته و از آنجا در گرگان به شاه ملحق شود، ولی پس از رسیدن به آتشکده چون از سقوط ساسانیان مطمئن بود، در همان‌جا معتکف شد. سقوط ساسانیان زمینه تاخت و تاز ترکان ماوراءالنهر به مازندران را فراهم کرد و چون حاکم وقت یعنی «باو» حکومت را رها کرده بود، مردم دچار صدمات زیاد شدند مردم از «باو» که در آتشکده کِوَسان (روستای کوهستان امروزی) معتکف شده بود، خواستند قدرت را به دست گیرد و او با تعهد گرفتن از مردم مبنی بر حکومت مطلق وی بر مازندران، به حکومت بازگشت و نوادگان او به نام آل باوند یا باوندیان در مازندران و بعضاً گیلان قرن‌ها حکومت داشتند. بعدها فرخان بزرگ، فرزند دابویه از سلسله گاوباره حکومتی پرصلابت ابتدا در گیلان و سپس در مازندران تشکیل داد و در مرز و بوم خود دست به عمران و آبادانی زد.

پس از مرگ یزدگرد سوم و نابودی امپراتوری ساسانی، گیل گاوباره در سال ۶۵۱ میلادی، علم استقلال بیفراشتو با ایجاد گاهشماری طبری به نام «اسپهبد طبرستان، گیل گیلانشاه و پتشخوارگر پتشخوارگران» برای خود سکه ضرب کرد. پس از گیل گاوباره دو فرزند او دابویه و پادوسپان هر کدام دودمانی بنا نهادند.[۶۸]

دابویه و فرزندانش حکومت پدر را به ارث برده و با نام دابویگان حاکمان مستقل سراسر پتشخوارگر بودند. آن‌ها در زمان فرخان بزرگ پایتخت خود را از مناطق مرکزی طبرستان به سارویه منتقل کرده و تا سال ۷۶۱ میلادی، یعنی در زمان خلافت منصور عباسی و خودکشی اسپهبد خورشید، آخرین فرمانروای دابویی، به حکومت پرداختند.[۶۹] دیگر نسل گیل گاوباره با نام پادوسپانیان در قالب حکومتی محلی و کوچک در رویان باقی ماندند و در دوره‌ای طولانی میان سال‌های ۶۵۵–۱۵۹۸ میلادی بر نواحی خود مستقر بودند.[۷۰]

در زمان فرار یزدگرد به سوی خاور، یکی از همراهان او باو بود. باو از نوادگان کیوس بود و در زمان گریز با اجازهٔ یزدگرد از او جدا شده و به طبرستان آمد تا از یک آتشکده کوسان در روستای کوهستان امروزی زیارت نماید. وی در طبرستان بود که خبر مرگ شاهنشاه ساسانی را شنید، فلذا در آتشکده عزلت گزید. در زمان حکومت دابویه، به علت دوری پایتخت اولیهٔ دابویگان از مرزهای شرقی طبرستان، مهاجمین از این نواحی به طبرستان هجوم می‌آوردند. به همین سبب مردم از باو خواستند تا به رهبری آنان شتابد و مهاجمان را دور سازد. باو با شروطی درخواست را پذیرفت و بدین شکل حکومت باوندیان شکل گرفت که تا سال‌ها در مرزهای شرقی طبرستان برقرار بود.[۶۸]

از دیگر حکومت‌های این دوره کارنوندیان یا سوخرائیان است که پیشینهٔ آن به هفت خاندان ممتاز ساسانی و چهار خاندان اشکانی می‌رسد. آن‌ها خود را از نسل کاوه آهنگر می‌دانستند و از زمان انوشیروان ساسانی در کوهستان‌های طبرستان حکومت داشتند. این خاندان مسبب شورش عمومی طبرستان علیه خلافت و پس از آن قیام مازیار بودند.[۷۱]

هم‌زمان با فتوحات مسلمانان از سلسله‌های پادوسبانان، باوندیان و افراسیابیان نام برده شده‌است که در طبرستان یا قسمتی از آن حکومت می‌کرده‌اند و استقلال نسبی داشته‌اند. مورخان دربارهٔ اولین حمله مسلمین به طبرستان وحدت نظر ندارند.

مازندران بر خلاف گیلان (دیلم و طالش و ببر) در دوره اول فتوحات اعراب (۶۴۹–۶۳۷ میلادی) تحت تصرف مسلمانان قرار نگرفت و حتی در زمان بنی امیه تسخیر نشد و در زمان بنی عباس (۷۶۵ میلادی) مناطق جلگه‌ای آن از استراباد تا چالوس به مدت نوزده سال ضمیمه گشت ولی نواحی کوهستانی همچون کجور، سوادکوه، هزارجریب، چهار دانگه، دو دانگه و بندپی مستقل باقی ماندند. در اوایل اسلام در زمان خلافت عثمان سرزمین تالشان، بَبَر، گیلان و دیلم یک‌بار به وسیلهٔ براء بن عازب و بار دیگر به‌وسیلهٔ ولید بن عُقبة بن اَبی مُعَیط فتح شد.[۷۲][۷۳][۷۴][۷۵]

مازندران اولین پایگاه اسلامی و شیعه دوازده امامی است[نیازمند منبع] و خاندان مرعشی و خاندان ناصرالحق اطروش هم در مازندران به پایتخت‌گری آمل بوده‌اند.

از سال ۲۲ هجری قمری ترویج دین اسلام در طبرستان آغاز شد و در ۱۴۴ هجری شهر ساری، پایتخت دابویگان به مدت نوزده به دست مسلمانان افتاد. دستگاه خلافت مسلمانان از شرق به چین و غرب به اسپانیای کنونی ختم می‌شد ولی با وجود این شرایط مردمان طبرستان آیین مزدیسنا را حفظ کرده بودند.

شورش طبرستان یا قیام عمومی طبرستان به آن دسته از شورش‌ها و نبردهای مردم طبرستان و مناطق پیرامون آن اشاره دارد که به رهبری اسپهبدان این سرزمین از سال ۱۶۸ هجری قمری تا ۱۸۹ هجری، علیه عباسیان رخ دادند.

۲۵ سال پس از خودکشی اسپهبد خورشید و انقراض گاوبارگان، با بالا رفتن نارضایتی‌ها از عمال خلیفه‌های عباسی، مردم به اسپهبد قارنوندیان، ونداد هرمز، رجوع کردند و از او خواستند تا رهبریشان را برای قیام بر عهده گیرد. وی پس از مشورت با دیگر اسپهبدان، از دودمان‌های پادوسپانیان، باوندیان و مصمغان، این درخواست را پذیرفت. از این پس شروین باوندی چون پادشاه طبرستان بود و ونداد هرمز قارنوندی سپهسالاری او را می‌کرد. آن‌ها در روزی از پیش مشخص شده، شورش بزرگی علیه خلافت عباسی برپا کردند و مردم طبرستان و رویان در این روز پادگان‌ها را فتح نمودند و نظامیان عرب را به قتل رساندند. مورخین از این روز به عنوان «روزی که طبرستان از عمال خلیفه خالی شد» یاد می‌کنند و از کشته شدن ۲۰۰۰۰ نفر خبر می‌دهند.

پس از قتل‌عام عرب‌ها و نایبان خلیفه در طبرستان، خلافت عباسی سلسله نبردهایی برای بازپس‌گیری طبرستان آغاز کرد. خلیفه مهدی عباسی خواستار مرگ ونداد هرمز و آوردن سر او به بغداد، پایتخت خلافت، بود؛ ولی هیچ‌کدام از سردارانش موفق به این کار نشدند.

در تاریخ ابن اسفندیار آمده‌است کینهٔ مردم طبرستان از عربان به حدی بود که در سال ۱۶۰ هجری مردم امیدوار کوه (کوهستانی میان آمل و گرگان)، از ظلم کارگزاران خلیفه به ستوه آمدند. فرمانروایان آن‌ها که ونداد هرمزد و سپهبد شروین و مسمغان ولاش بودند آن‌ها را ضد اعراب شورانیدند و بدان سبب در اندک زمان شورش و آشوب بزرگی پدید آمد. در یک روز، مردم سراسر طبرستان بر عربان بیرون آمدند و آن‌ها را به باد کشتار گرفتند.
علاوه بر اعراب، ایرانیانی که مسلمان شده بودند نیز طعمه نفرت و کینه مردم شدند. این نفرت و کینه چنان بود که حتی زنهایی از ایرانیان که به عقد زناشویی عربان درآمده بودند، ریش شوهران خود را گرفته از خانه برمی‌آوردند و به دست مردان می‌سپردند تا آن‌ها را بکشند.[۷۶][۷۷]

برخلاف دیگر نواحی ایران، مردم این خطه به صورتی تدریجی و به خواست خود اسلام را پذیرفتند و از همان ابتدا مذهب تشیع را برگزیدند. در ابتدا وجود دشمنی مشترک، یعنی خلیفه و عوامل خلافت، موجب گرویدن مردم به نادیان قیام علوی بود ولی رفته رفته به تعداد زیدیان پتشخوارگر افزوده شد.[۷۸]

نخستین حکومت شیعی در ایران علویان طبرستان بود که در در ۲۵ رمضان ۲۵۰ هجری قمری به درخواست مردم محلی توسط حسن بن زید، معروف به داعی کبیر، ایجاد شد.[۷۹] داعی کبیر ابتدا با دودمان طاهریان، که پس از فتح طبرستان نایب خلافت در شمال کشور بودند، به مبارزه پرداخت و پس از اخراج آنان نبردهایی با سپاهیان خلیفه، یعقوب لیث صفاری و چندی از شورشیان داخلی داشت که نهایتاً از تمامی آن‌ها جان سالم به در برد.[۸۰] داعیان بعدی علوی در طبرستان دچار اختلافاتی شدند که منجر به ضعف آنان شد و سامانیان توانستند طبرستان را جزئی از قلمرو خود کنند ولی مجدداً ناصرالحق اطروش به ترویج تشیع زیدی پرداخته و مردم را علیه سامانیان متحد کرد و دودمان علویان طبرستان را بازسازی کرد.[۸۱][۸۲]

پس از دو یا سه نسل علویان طبرستان و گیلان از شعارهای عدالت‌طلبانهٔ نخستین خود عدول کرده و به کنار رانده شدند. این اوضاع زمینه را برای قیام اشرافی که نسب خود را به ساسانیان می‌رساندند، فراهم نمود و در این منطقه نیاز به حکومتی بود که هر دو قشر شیعیان و زرتشتیان را اقناع کند.[۸۳] از سوی دیگر، در اواسط قرن سوم هجری خلافت عباسی با جنبش‌های استقلال‌طلبانه‌ای مواجه شد که ضعف سیاسی او را در پی داشت. این جنبش‌ها در میان ایرانیان، که از پیش منتظر فرصتی برای شورش بودند، با ظهور دولت‌هایی مانند سامانیان و صفاریان این روند آغاز شد و از اوایل قرن چهارم هجری در شمال ایران جنبش‌های گوناگونی علیه خلیفه آغاز شد که اسفار بن شیرویه، ماکان کاکی، سالاریان، زیاریان و آل بویه از این دسته‌اند.[۸۴]

██ ماکان کاکی

██ سالاریان

██ اسماعیلیان

██ مرداویج زیاری (پررنگ: ابتدای سال ۳۱۹ ه‍.ق – کم‌رنگ: پایان سال ۳۱۹ ه‍.ق)

عده‌ای از سپاهیان بلند مرتبهٔ علویان طبرستان پس از افول این حکومت علم استقلال برافراشتند. از جمله این سپاهیان پیشین مرداویج زیاری بود که قصد احیای امپراتوری ساسانیان را داشت. او نواحی بسیاری را در سال ۳۱۹ هجری فتح کرد و سلسلهٔ زیاریان را تأسیس نمود. مرداویج در اوج قدرت خود به قتل رسید.[۸۵][۸۶] پس از مرگ مرداویج، آل بویه که پیشتر در خدمت او بودند، قدرت یافته و جانشین مرداویج، وشمگیر، را شکست دادند و پس از آن حکومت زیاریان به طبرستان محدود شد ولی آل بویه به چنان قدرتی دست یافت که خلیفه مطیع آنان گشت.[۸۴]

با روی کار آمدن خاندان‌های ترک‌تبار در ایران، غزنویان موفق شدند طبرستان را رسماً فتح کنند ولی به حاکمان محلی (به‌طور مثال باوندیان و پادوسپانیان) خودمختاری دادند و به خراج، خطبه و سکه بسنده کردند. آن‌ها در گیلان همین قدر موفقیت را نیز کسب نکردند، سلجوقیان نیز رویکرد مشابهی داشتند. در این دوران اسماعیلیان طرفداران بسیاری در نواحی جنوب دریای خزر جذب نمود و حسن صباح در الموت قلعه‌ای مستحکم بنا کرد.[۸۷] در زمان خوارزمشاهیان دودمان باوندیان توسط آن‌ها قلع و قمع شد و محمد خوارزمشاه هنگام حمله مغولان به ایران به جزیره آبسکون در طبرستان گریخت. [نیازمند منبع]

شیخ خلیفه، از روحانیون شیعه آمل در زمان حکومت مغولان بر منطقه، در منطقهٔ سبزوار نهضتی انقلابی علیه ایلخانان را رهبری کرد که به سربداران معروف است. عدهٔ بسیاری در طبرستان نیز به پیروی از این جنبش برخاستند. پس از مرگ شیخ خلیفه جانشینان وی قلمرو حکومت سربداران را وسعت بخشیده و به سوی مازندران نیز لشکرکشی کردند که با شکست همراه بود.[۸۸] هم‌زمان با این رخدادها در دوران ملوک‌الطوایفی، آخرین اسپهبد سلسلهٔ باوندیان توسط یکی از فرماندهان خود به قتل رسید و کیا افراسیاب چلاوی حکومت چلاویان را ساخت. از طرفی قوام‌الدین مرعشی، ملقب به میربزرگ، تحت تأثیر جنبش سربداران قرار داشت، پیروان بسیاری در طبرستان کسب کرد. او در ابتدا با کیا افراسیاب متحد بود ولی میانشان اختلافاتی رخ داد[۸۹] و نهایتاً میربزرگ در نبرد جلالک مارپرچین دودمان چلاوی را شکست داده و کیا افراسیاب را به مرگ رساند و دودمان مرعشیان را تأسیس کرد.[۹۰] یکی از فرزندان کیا افراسیاب به نام اسکندر شیخی، که از این معرکه جان سالم به در برد، نزد تیمور گورکانی رفته و او را ترغیب نمود تا به طبرستان لشکرکشی نماید.[۸۹] تیمور خرابی‌ها و قتل‌عام‌های بسیاری در طبرستان انجام داده و سادات مرعشی را تبعید کرد ولی پس از مرگ او، مجدداً مرعشیان بازگشته و حکومت طبرستان را به دست آوردند.[۹۱]

با قدرت گرفتن صفویان، امیران مرعشی مطیع آنان شده و با خاندان صفوی روابط نسبی برقرار کردند. خیرالنساء بیگم، از شاهزادگان صفوی، به ازدواج شاه محمد خدابنده درآمد و حاصل این ازدواج، شاه عباس کبیر، قدرتمندترین شاه صفوی است. شاه عباس تمامی حکومت‌های محلی شمال ایران را برانداخت و برای همیشه مازندران را جزئی از خاک رسمی ایران نمود. از جمله حکومت‌هایی که به دست شاه عباس نابود شدند مرعشیان، پادوسپانیان، مرتضویان، الوند دیو، کیاییان، اسحاقوندان و… بودند. شاه عباس کبیر پس از آن به‌آبادی مناطق مذکور همت گماشت؛ به‌طور مثال شهر اشرف را در شرق مازندران بنیان نهاد و فرح‌آباد را در شمال ساری آباد نمود.

در عصر قاجار به علت اسکان ایل قاجار در شرق مازندران، استان مازندران که آن زمان شامل شهرهایی همچون استرآباد (گرگان کنونی) می‌شد جایگاه ویژه‌ای نزد ایل قاجار پیدا کرد. در این میان بسیاری از بزرگان مازندران به حمایت از آغامحمدخان قاجار پرداختند به گونه‌ای که اکثریت ارتش آغامحمدخان قاجار را مازندرانی‌ها تشکیل می‌دادند.

شهر ساری پایگاه و پایتخت آغامحمدخان و ایران کمی پیش از تاجگذاری قاجاریه بوده‌است.[۹۲] [۲]

محمدخان سوادکوهی حاکم مازندران پس از کشته شدن محمدحسن خان قاجار، پسر ارشد وی، آغامحمدخان قاجار – که به تازگی رئیس تیره قوانلو گشته بود و در پی جمع‌آوری لشکر در مازندران بود – را در بهشهر دستگیر کرده و نزد کریم خان زند برد.

میرزا شفیع مازندرانی ملقب به اعتمادالدوله یکی از متعمدان مازندرانی آغامحمدخان قاجار بوده که در فرماندهی و جذب قوا در مازندران برای ارتش آغامحمدخان قاجار کمک‌های شایانی کرد و در نهایت به صدارت اعظمی قاجار رسید.

مهدی خان خلابر یکی دیگر از معتمدان مازندرانی آغامحمدخان قاجار بود که در فتح گیلان نقش قابل توجهی داشت و حمایت او از آغامحمدخان قاجار باعث شد که او به حاکمیت تنکابن منسوب شود.[۹۳] عباس مازندرانی یکی از سه قاتل آغامحمدخان قاجار بود که با خداد اصفهانی و صادق خان گرجی در قتل او همدست شد.

در عهد مشروطه نیز مازندرانی‌هایی همچون محمدولی‌خان تنکابنی، علی دیوسالار (سالار فاتح)، خلیل خان درویش طبرستانی، علی خان اسفندیاری، ابوالقاسم خان مصدق خواجه نوری، زهرا سلطان نوری، سردار جلیل کلبادی، سردار رفیع یانسری عازم تهران شدند تا به استبداد محمد علی شاه پایان دهند. محمدولی‌خان تنکابنی در عهد قاجار چند دوره به صدارت رسید.

دودمان پهلوی آخرین دودمان طبری‌تبار و مازندرانی بوده که بر ایران حکومت کرده‌است. پدربزرگ رضا شاه، مرادعلی خان سوادکوهی نام داشته که در جنگ هرات (افغانستان) در ارتش محمد شاه قاجار حضور داشته و در آن جنگ از خودش رشادت و شجاعت به خرج داده‌است.[۹۴] رضا سوادکوهی پایه‌گذار سلسلهٔ پهلوی در آلاشت سوادکوه مازندران در یک خانواده طبری‌تبار به دنیا آمد. وی به علت مرگ زودهنگام پدر دوران خردسالی را در فقر گذراند. رضا شاه از نوجوانی به نظام پیوست و مدارج ترقی را پیمود. در کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹، نیروهای قزاق (نه به معنی قوم قزاق ساکن جمهوری قزاقستان، بلکه به معنی کوچ‌نشین و غیرساکن) به فرماندهی رضاخان قوای قاجار را شکست داده و تهران را اشغال کردند.[۹۵] رضاخان ابتدا در مقام وزارت جنگ، بسیاری از ناآرامی‌ها و راهزنی‌ها را از بین برد و از تجزیهٔ ایران جلوگیری کرد و مناطق استقلال یافته را به خاک ایران بازگرداند. در ۳ آبان ۱۳۰۲ رضاخان با فرمان احمدشاه قاجار به نخست‌وزیری گمارده شد و ابتدا تلاش ناکامی در جهت تبدیل شاهنشاهی ایران به جمهوری کرد؛ ولی در سال ۱۳۰۴ با رأی مجلس ایران به پادشاهی رسید. ↵محمدرضاشاه آخرین پادشاه طبری‌تبار و همچنین آخرین شاه ایران بود که به مدت ۳۷ سال بر ایران سلطنت کرد و در سال ۱۳۵۷ به علت انقلاب اسلامی از قدرت کنار رفته و نظام جمهوری اسلامی جایگزین بیست‌وپنج قرن نظام شاهنشاهی در ایران گردید.

فرهنگ مازندرانی شامل زبان، هنر، خوراک، ورزش و آیین‌های مازندرانی می‌شود. فرهنگ مازندرانی پیشینه‌ای باستانی دارد و نفوذ آن با قهرمانانی چون آرش کمانگیر حتی در اساطیر ایرانی یافت می‌شود. فرهنگ مازندرانی با آشپزی و خوراک بومی، مد و پوشاک، موسیقی، رقص، آیین‌ها، رسوم، سرگرمی‌ها، ورزش‌ها و رسانه‌هایش نمود پیدا می‌کند.

گویشهای تبری یا مازندرانی شامل: شهمیرزادی، کتولی، نوری، ساروی، آملی، بابلی، چالوسی، تنکابنی، سوادکوهی، فیروزکوهی، هزارجریبی و لفوری می‌باشد.

تیرگان یکی از جشن‌های ایرانی در روز تیر از ماه تیر برابر با سیزدهم تیرماه‌است (برای آگاهی از فهرست و زمان همه جشن‌های ملی بنگرید به صفحه جشن‌های ایرانی). عده‌ای این جشن را در روزهای دیگر و از جمله در دهم تیر برگزار می‌کنند که به اعتقاد استادان ایران‌شناس نادرست است. جشن همه ساله در کوه دماوند، آمل انجام می‌شود و همه ساله توسط زرتشتیان ایران در بیشتر شهرهای جهان و ایران نیز برگزار می‌شود.

در برخی دیگر از نقاط مازندران نیز آن را منسوب به پرتاب تیر آرش از دماوند به سوی ملک توران که موجب پایان بخشیدن به جنگ‌های چند ساله ایران و توران گردید می‌دانند و آن را در ۱۲ تا ۱۵ ماه تیر (بسته به اعتقادات محلی) و همین‌طور بنابر تقویم مازندرانی یا تقویم خورشیدی جشن می‌گیرند، شایان ذکر است که تیرما سیزده شو بسیار پابرجاست و از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و هرگز فراموش شدنی نیست هرچند در مورد آن اختلافات زیادی وجود دارد

عید مردگان یا آیین ویژه سنتی ۲۶ عید ماه طبری هر سال در تاریخ ۲۸ تیرماه شمسی در بیشتر روستاهای استان برگزار می‌شود. در روستای امامزاده حسن سوادکوه این مراسم با آداب خاصی انجام می‌شود این رسم به جشن مردگان نیز معروف است. بر اساس سنت رایج و باورهای مردم در زمان‌های قدیم فریدون پادشاه پیشدادی به خونخواهی پدرش جمشید شاه ضحاک پادشاه را در سرزمین مازندران و در دماوند کوه به بند می‌کشد، مردم خبر این پیروزی را در شب با آتش زدن بوته‌ها به یکدیگر اطلاع می‌دهند؛ و فردای آن روز با برپایی جشن و مسابقه کشتی این پیروزی را گرامی می‌دارند. امروزه نیز اهالی روستاهای اطراف همگی به امامزاده حسن می‌آیند و علاوه بر خیرات کردن برای اموات خود و روشن کردن شمع روی مزارها، تماشاگر مسابقه کشتی سنتی لوچر می‌شوند. در این روز کشتی گیران سوادکوه در این محوطه گرد می‌آیند و به مصاف هم می‌روند. در مناطق جلگه‌ای جشن مردگان در آرامگاه‌ها برگزار می‌شود. خوردن آش و باقالا در این روز رسمی کهن است که همچنان در برخی نقاط استان این رسم پابرجاست.

بل در زبان محلی به معنی آتش است. به معنی جشن آتش نوروزی که در ۱۰ تیرماه برگزار می‌شود. این جشن همانندی زیادی با جشن آگرنوروژی در کردستان دارد.

نوروز خوانان معمولاً پانزده روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه‌های محلی، طلیعه سال نو را به آنان مژده می‌دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می‌خواند، یک نفر ساز می‌زند، نفر دیگر که به آن کوله کش (بارکش) می‌گویند به در خانه‌های مردم می‌رود و می‌خواند:
بادبهارون بیمو / نوروز سلطون بیمو/ مژده دهید به دوستان / گل به گلستون اومد / بهار آمد بهار آمد خوش آمد/ علی باذولفقار آمد، خوش آمد/ نوروزتان نوروز دیگر / شما را سال نو باشد مبارک صاحب خانه نیز با دادن پول، شیرینی، گردو، تخم مرغ و نخود، و کشمش از آنان پذیرایی می‌کند.

شب اول زمستان را گت چله می‌نامند. در این شب بنا به سنت دیرین همه افراد خانواده دور هم جمع می‌شوند و با خوردن هندوانه، انار و سایر میوه‌ها، ماست و آجیل، سرمای فصل زمستان را از خود دور می‌کنند. اعتقاد بر این است که با خوردن ماست یا هندوانه در شب یلدا، هرگز در زمستان سردشان نخواهد شد. در این شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود، از هفت خانه چیزی می‌گیرند، اگر کسی آن‌ها را ندید و نشناخت، حتماً به آنچه نیت کرده‌اند، خواهند رسید.

از دیگر مراسم سنتی و رسمی مازندران تیرماه سیزده‌است که در اواسط آبان (تیرما در تقویم مازندرانی) هر سال برگزار می‌شود. البته روایات مختلف در مورد تیرماه سیزده وجود دارد. می‌گویند که شب تولد حضرت علی است. می‌گویند پیروزی کاوه بر ضحاک و جشن مهرگان است.
در این شب همه خانواده کنار هم جمع می‌شوند و تا پاسی از شب به خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانه‌های بزرگ‌ترها سپری می‌کنند جوانان هم با در دست داشتن ترکه‌ای بلند که کیسه‌ای به انتهای آن بسته شده‌است. همراه کودکان به در خانه‌ها رفته و با سر و صدا و کوبیدن چوب به درخانه‌ها و لال بازی از صاحب خانه تقاضای هدیه می‌کنند به آن‌ها پول، میوه، شیرینی داده می‌شود. هنگامی که لال به همراه گروه خود در کوچه‌ها شروع به حرکت می‌کند این اشعار را می‌خواند: «لال بیمو، لال بیمو، پارسال و پیرار بیمو، چل بزن دیگه بزن، لال انه لالک انه، پیسه گنده خوانه، سالو ماه ارزون نوه، لال مار رسوا نو، لال انه لالک انه، پاربورده امسال انه». ترجمهٔ فارسی این شعر این‌گونه است: «لال آمده، لال آمده، پارسال و امسال آمده، چرخ نخ ریسی را حرکت بده، به دیگ بزرم، لال آید، لال کوچک می‌آید، کسی که شیرینی پیس کنده می‌خواهد می‌آید، سال و ماه ارزان نمی‌شود، لال بزرگ رسوا نمی‌شود، لال می‌آید، لال کوچک می‌آید، پارسال رفته امسال می‌آید».

کشتی لوچو از کشتی‌های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می‌شد. اما امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان، انجام می‌شود. در ایام دیگر مانند اعیاد مذهبی و ملی نیز کشتی لوچو برگزار می‌شود و جایزه برنده یک رأس گاو یا گوسفند و فرش است که توسط اهالی خریداری می‌شود.

از آیین‌های قابل توجه و در عین حال منحصربه‌فرد مازندران که مراسمی ملی هم به‌شمار می‌رود در ارتباط با آب، مراسم وَرفِچال روستای آب اسک واقع در جاده هراز است.

آخرین ماه از سال باستانی تبری است. نورز ماه به معنی ماه نوروز نیست بلکه ماهی است که نوروز باستانی و سرسال نو در پی آن خواهد آمد. نورز ماه را مردم دیلمان اسفندار مذماه می‌نامند. آنان ماه فروردین (فردینه ماه) را نوروز ماه می‌نامند. روز بیست و ششم نوروز را مردم مازندران، عیدماه بیس شش (۲۸ تیرماه شمسی) می‌نامند. بسیاری از مردم مازندران این روز را روز پیروزی فریدون بر ضحاک می‌دانند یا روزی که فریدون شانزده ساله برای شکست ضحاک، به طرف مقر حکومت او (واقع در کوهی روبروی امامزاده هاشم کنونی که در جاده هراز است) حرکت کرد. مردم مازندران از دیرباز و به یاد جوانان و کشته‌شدگان دوران حکومت ضحاک بر سردر خانه‌ها و در گوشه و کنار حیاط خانه و برستون‌های ایوانشان مشعل (سوچو) ۵ روشن می‌کردند و با رفتن بر سر مزار عزیزانشان و با روشن کردن شمع یاد و خاطره آنان را زنده می‌کردند.

مازندران از فرهنگ و تمدن بسیار کهن و اصیل آریایی برخوردار است و به دلیل داشتن این تمدن باستانی و دیرینه مراسم‌های باستانی و به دلیل علاقه به دین و مذهب مراسم مذهبی بس با شکوهی در این دیار کهن برگزار می‌گردد، پس از گرویدن مردم آن به اسلام، برخی از مراسم باستانی بسته به فرهنگ مردمان مختلف مازندرانی با آداب اسلامی درآمیخته و بنابراین شیوه اجرای آن در هر روستا با روستای دیگر متفاوت است.

از صنایع دستی موجود در استان مازندران می‌توان به قالی بافی، گلیم بافی، جاجیمچه بافی، بافت گلیچه، چوقا، شمد و ملحفه، سوزن دوزی، رنگرزی و چاپ سنتی سفالگری و سرامیک سازی، فراورده‌های پوست و چرم، هنرهای مرتبط با فلز، هنرهای مرتبط با چوب، حصیر بافی، طراحی سنتی و نگارگری، صحافی و جلدسازی سنتی، صنایع دستی دریایی عروسک‌سازی اشاره کرد. قالی بافی و گلیم بافی از رشته‌های اصلی و اساسی مازندران نیست ولی در استان بافته می‌شود. در شرایطی که فرش در بعضی مناطق حرف اول برای ابراز وجود دارد تنها شهرت خود را در مازندران به سایر رشته‌ها واگذار کرده‌است و نقشه‌هایی که در مازندران بافته می‌شود مربوط به سایر مناطق است.

آغوزنون، کماج، نصیری، بهاردونه، پشتِزیک، پیسّه گِندِه، آب‌دندون، کوهی‌نون، عسل کوهی، رشته به رشته، شکر قهوه‌ای (ره‌آورد شهر بهنمیر که در برخی نقاط استان آن را سیوشکر و در برخی نقاط دیگر شکرسرخ می‌نامند)، شربت بهارنارنج، مربای بهارنارنج، آلبالو، آلوچه، انار، انار جنگلی، زالک (ترشی بادمجان)، سیر ترشی، هفت‌بیجار، ترشی یارمسی، مربای پرتقال، گردو و سیب، صنایع چوبی، حصیر، گلیم، جاجیم، جوراب‌بافی، موج‌بافی، پارچه (چوغا، باشلق، وازشمد)، نمد، سفال، برنج، ماهی، ازگیل، کِنِس (ازگیل کوهی)، گل کاسنی، کلوچه، برنج و انواع مرکبات از ره‌آوردهای بنام این خطه هستند.

از غذاهای محلی مازندرانی می‌توان به تِرشِ‌آش، اناردون (انارتیم)، مرغ و اردک و ماهی شکم‌پر، سوسه‌خِرش، شامی بابلی، کَئی‌آش (آش کدوحلوایی)، آش گوشت، بیج‌بیج و کِرک‌بَپِّرس اشاره کرد. همچنین نازخاتون، وینگوم‌انار، ماست دلال (و دیگر ماست‌های طعم‌دار محلی) و هلی‌کتنی از دسرهای معروف این منطقه هستند.

مازندران، استان ساحلی شمال ایران از شرق با گرگان، از جنوب با سمنان و تهران، از مغرب با گیلان و از شمال با دریای خزر همجوار است. این وضعیت خاص جغرافیایی باعث شده‌است فرهنگ موسیقی مازندران در ناحیه شرقی با خراسان و ترکمن صحرا آمیخته شود و در غرب، کمابیش خصایص موسیقی گیلانی را داشته باشد. در مازندران هم مانند اکثر نقاط ایران، موسیقی با زندگی مردم همراه و عجین است. در شالیزارها، جنگل‌ها، دریا، در آداب شادی و عزا و در همراهی با مراسم مذهبی، موسیقی مازندران نقش چشمگیری دارد. براساس روش پیشین و با توجه به واقعیت‌های موجود، موسیقی مازندران را به ۲ گروه عمده تقسیم می‌کنیم: موسیقی بامتر آزاد، موسیقی بامتر معین مقام خوانی از شرق تا غرب موسیقی مازندران بامتر آزاد شامل آهنگ‌هایی است که در قالب مقام‌ها و با حالت آوازی اجرا می‌شوند. مقام خوانی از شرق تا غرب مازندران رایج است و مقام‌ها در شکل‌ها و نام‌های گوناگون متجلی می‌شوند. متداول‌ترین مقام‌های موسیقی بومی مازندران عبارتند از:

معروف‌ترین مقام بین مردم مازندران است. این آواز زیبا و دل‌انگیز به تنهایی می‌تواند بیان‌کننده خصایص و ارزش‌های موسیقی مازندران باشد. آواز امیری بیشتر در جنوب مازندران متداول است و شعرهای زیبا و تصویرگر امیر پازواری، شاعر بلندپایه مازندرانی(بابل)، زینت بخش آواز امیری است. مقام امیری در دو نوع امیری بلند و امیری کوتاه اجرا می‌شود و به همت ابوالحسن صبا، مقام امیری مازندران ثبت شده و در کنار سایر گوشه‌های آواز دشتی در ردیف استاد صبا قرار گرفته‌است.

از مقام‌های معروف مازندران است که بیشتر در قسمت‌های شمال مازندران متداول است. آوازهای کتولی در نوع خود زیبایی ویژه‌ای دارد. مقام کتولی، حاوی مضامین بلند اخلاقی، قومی، اعتقادی و گاه توصیفی است. کتولی در ۳نوع مختلف کتولی کوتاه (کل حال)، کتولی متوسط (میون کتولی) و کتولی بلند (بلند کتولی) اجرا می‌شود. علاوه بر امیری و کتولی، مقام‌های ولک سری، توری (طبری) و طالبک (طالبا) را می‌توان نام برد.

نیز از مقام‌های معمول مازندران است که در استقبال یا بدرقه زائران مشهد، کربلا، نجف یا مکه خوانده می‌شود. چاووش‌خوان، پیک خبردهنده است که مردم را در حال و هوای اعتقادی و توجه به مقدسات قرار می‌دهد.

مضمون عمومی در موسیقی مازندران، مسایل حماسی و اعتقادی و پرداختن به بیان ارزش‌هاست. با این که موسیقی مقامی نواحی مختلف مازندران شباهت کلی و عام به هم دارند، اما در هر منطقه، بنا به شرایط اقلیمی و ویژگی‌های فرهنگی و نوع ارتباطات اجتماعی، رنگ و حالت متمایزی می‌یابد. مثل سادگی در مازندران موسیقی‌هایی با متر معین به بیان ترانه‌هایی اختصاص دارد که عموماً دارای مضامین توصیفی و عاشقانه هستند.

ترانه‌های مازندرانی با ملودی‌هایی ساده و روان و اشعاری لطیف و بی‌پیرایه، سخنان دل‌نشینی را بیان می‌کنند که جذابیت خاص یافته و در یادها باقی می‌مانند. ترانه‌های اصیل مازندرانی با عناوین و نام‌های خاص، بیانگر قدمت و سابقه طولانی حوادث و مسایلی است که ریشه در زندگی مردم این سامان داشته و به زمان حال رسیده‌اند.

از موسیقی‌های متداول در مازندران و با متر معین است. نوروزخوانان اشخاصی هستند که پیش از آمدن بهار، رسیدن نوروز و سال نو را با شعر و آهنگ به مردم بشارت می‌دهند. نوروزخوانان، بدیهه سرایانی هستند که از مدت‌ها پیش از بهار به پیشواز بهار می‌روند و بدون همراهی ساز و صرفاً به کمک آواز، نسیم بهاری را با دل و جان مردم آشنا می‌کنند. مردم هم به همراهی نوروزخوانان به آوازخوانی می‌پردازند و به این ترتیب استقبال از بهار عمومی می‌شود.

ریشه‌های محکم اعتقادی و علاقه به خاندان علی بن ابیطالب موجب شده‌است تعزیه در این سامان رشد یابد و آهنگ‌های تعزیه در بخش‌های ریتمیک رشد چشمگیری بیابد. در عین حال، شیوه‌های آوازخوانی در تعزیه باعث شده‌است مقام‌های موسیقی مازندران تحول یابد و در شکل‌های متنوع عرضه شود و از این راه، فرم‌های تازه در شکل‌های موسیقی مازندران پدید آید.

متداول‌ترین سازهای مازندران عبارتند از:

از دیگر موسیقی‌ها می‌توان به گَهره‌سری و زاری اشاره نمود

رقص مازندرانی از نمونه رقص‌های شمال ایران می‌باشد که در استان مازندران توسط مردم تبری صورت می‌گیرد. رقص‌های مازندرانی دارای انواع مختلفی می‌باشد. دروم (تکدست)،[۹۶] چکه‌سما، رقص خرمن، رقص دُهُل، بینج سما، رقص لوچو و چو سما چند نمونه از مهمترین رقص‌های مازندران می‌باشند.[۹۷]

زبان مردم مازندرانی (که علاوه بر استان مازندران در استان‌های گلستان، سمنان و تهران هم زندگی می‌کنند) به مازندرانی است.

اکثریت مردم مازندران از قوم تبری هستند و به زبان مازندرانی (زبان تبری) سخن می‌گویند.

در شهر گلوگاه سکنه بومی به زبان مازندرانی سخن می‌گویند[۹۸] همچنین در گلوگاه مهاجرینی از یک ایل کوچک تُرک زبان موسوم به ایل عمرانلو به زبان‌های ترکی و مازندرانی و فارسی گویش می‌کنند.[۹۹][۱۰۰]

در شهرهای رامسر، تنکابن زبان‌های مازندرانی[۱۰۱][۱۰۲] و زبان گیلکی رایج است.[۱۰۳][۱۰۴][۱۰۵][۱۰۶][۱۰۷][۱۰۸]
چالوس از شهرهای کُهن استان مازندران است که در جلگه میانی کرانه دریای خزر جای گرفته‌است. شهر چالوس در شرق شهرستان چالوس قرار دارد. اکثریت جمعیت شهر چالوس را بومیان کلارستاق که طبری‌تبار هستند تشکیل می‌دهند. مردم بومی شهر چالوس به زبان مازندرانی، که به تبری کلارستاقی شهرت دارد، صحبت می‌کنند.[۱۰۹][۱۱۰][۱۱۱][۱۱۲][۱۱۳][۱۱۴]
همچنین بخشی از جمعیت این شهر را مهاجران گیلانی و کرد تشکیل می‌دهند که به زبان‌های گیلکی و کردی سخن می‌گویند که به دلیل درآمیختگی فرهنگی از غلظت آن کاسته و جریان به سمت زبان غالب (فارسی)پیش رفته‌است. در دوران پهلوی گروهی اهالی شرق گیلان به ویژه لنگرود برای کار در کارخانهٔ حریربافی و کار زراعت به چالوس مهاجرت نمودند و در دوران قاجار نیز ایل کرد خواجوند به چالوس تبعید شدند.[۱۱۵]
همچنین در نواحی شرق چالوس که خود بخشی از کجور است،[۱۱۶] کجوری‌ها ساکن هستند که به گویش کجوری زبان مازندرانی سخن می‌گویند.[۱۱۷]
در جلد دوم کتاب راهنمای زبان‌های ایرانی در فصل دوره ایرانی نو (گویش‌های حاشیه خزر و گویش‌های شمال‌غرب ایران)، نویسنده و ویراستار رودیگر اشمیت مترجم حسن رضایی باغ بیدی از انتشارات ققنوس صفحه ۴۹۰، محدوده زبان‌های گیلکی و مازندرانی به ترتیب زیر مشخص شده‌است:

۶٫۱٫۱٫۲٫۱٫۴ گویش‌های مازندرانی در بین رشته کوه‌های البرز و کرانه‌های جنوب شرقی دریای خزر مورد استفاده قرار می‌گیرند: ساری، بابل، آمل، تنکابن، شاهی، چالوس، همچنین در چندین روستای رشته کوه‌های البرز مانند ولاترو در شمال تهران، شمیرانات، لواسانات و شهمیرزاد در سی کیلومتری شمال سمنان. گویش مازندرانی یکی از معدود گویش‌هایی است که از سنت ادبی کهن برخوردار است (طبری، گرگانی، دیوان امیر پازواری)[۱۱۸]
در جلد اول کتاب ‘واژه‌نامه بزرگ تبری’ صفحه ۳۱ مناطقی چون چالوس و تنکابن شرقی، شامل ‘مناطق کلارستاق باستانی’ در حوزه زبان مازندرانی قید شده‌اند به قرار زیر:

۸ چالوس و تنکابن شرقی: شامل مناطق کلارستاق باستانی، برخی از روستاهای کوهپایه ای منطقه بیرون بشم و لنگا و نواحی جلگه ای از آب چالوس و عباس‌آباد و رودخانه نشتا به مرکزیت عباس‌آباد[۱۱۹]

ایل کرد خواجوند در کلاردشت، ایل عبدالملکی در ساری، ایل خزل در پول و کجور حضور دارند که دوران قاجار[۱۲۰]به مازندران تبعید شدند.[۱۲۱][۱۲۲]

استان مازندران بر اساس آخرین سرشماری نفوس ۱۳۹۵ مرکز آمار ایران[۱۲۳]
حدود سه میلیون و دویست و هشتاد هزار و پانصد و هشتاد و دو نفر جمعیت دارد که در حدود ۶۰ نقطه شهری و بیش از سه هزار پارچه آبادی سکونت دارند. در مازندران ۲۰۰ هزار دانشجو در مراکز آموزش عالی دولتی، غیرانتفاعی و آزاد به تحصیل اشتغال دارند. تعداد دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی استان حدود ۲۰۰ واحد است. مازندرانی‌ها رتبه دوم را پس از آذری‌زبان‌ها در مهاجرت به تهران و پایتخت‌نشینی دارند. آمار مازندرانی‌های مقیم تهران را بیش از یک و نیم میلیون نفر تخمین می‌زنند.[۱۲۴]

طی پژوهشی که به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۱۳۸۹ انجام شد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه‌گیری شد در این استان به قرار زیر بود:

بررسی کارشناسانه در جلگه‌ها و سپس نواحی کوهستانی موجب شناسایی دوازده لهجه مختلف درمازندران شده‌است:[۱۲۶]

در گاه‌شمار مازندرانی که به نام «فرس قدیم» شناخته می‌شود، سال ۳۶۵ روز دارد و آن دوازده ماه ۳۰ روز است و ۵ روز به نام «پیتک» یا «پتک» این سال، ۶ ساعت و کسری کمتر از ۱ سال خورشیدی دارد و از این رو ماه‌های آن گردان است و جای هر ماهش با گذشت ۱۲۸ سال یک ماه پیشتر می‌افتد. مازندرانی‌ها سال این گاهشماری را از «ارکه ما» (آذرماه) آغاز و به «اونما» (آبان ماه) ختم می‌کنند. پنج روز «پیتک» را هم به پایان «اونما» می‌افزایند و هر یک از ماه‌ها را به ترتیب زیر چنین می‌خوانند:

نظیر این گاه‌شماری را «امیر تیمور قاجار» در زمان محمدشاه قاجار، در کتاب «نصاب تبری» زیر عنوان «اسامی ماه‌های فرس» چنین یاد کرده‌است: سیوماه و کرچ و هره ماه تیر دگر هست مردال و شروین میر چه اونه ماهوار که ماه است و دی ز پی وهمن و هست نوروز اخیر پتک را بدان خسمه زائده به آئین هرگز صغیر و کبیر مازندرانی‌ها نخستین روز هر ماه را «مارماه» می‌نامند و در سپیده دم آن در هر خانه مرد یا زن یا کودکی خوش قد پا به آستانه خانه می‌گذارد تا به آن خانواده، آن ماه تا آخرین روزهایش خوش بگذرد. نیز در روز «مارما» هر ماه داد و ستد نمی‌کنند و چیزی به کسی نمی‌دهند یا نمی‌بخشند و چنین کارهایی را بدشگون می‌پندارند. چگونگی هوای هر روز از پنج روز پیتک را نشانه‌ای از هوای ماهی از پنج ماه پس از آن می‌دانند. اگر هوای نخستین روز پیتک آفتابی باشد هوای روزهای «ارکما» را هم آفتابی می‌پندارند. یا اگر هوای دومین روز آن بارانی باشد، هوای «دما» را بارانی می‌دانند، به همین گونه چگونگی «وهمن ما» و» «فردین ما» و «نوروز ما» می‌انگارند. همچنین هوای هر یک از روزهای طاق «کرچما» را تا چهاردهم، یعنی روزهای اول و سوم و پنجم. سیزدهم، که جمله هفت روز می‌شود، نشان‌های از هوای روزهای «کرچما» و شش ماه دیگر سال می‌دانند؛ مثلاً اگر آسمان روز اول «کرچما» گرفته و بارانی شود، هوای سراسر ماه «کرچما» را گرفته و بارانی می‌پندارند. یا اگر هوای روز سوم آن باز و آفتابی شود، هوای تمام روزهای ماه «هر ما» را باز و آفتابی خواهند دانست. به همین طریق هوای روزهای پنجم و هفتم و سیزدهم را نشانه هائی از برای هوای ماه‌های «تیرما» «مردال ما» و .. «اونما» می‌انگارند این هفت روز از «کرچما» را «کرچ در» می‌نامند و در این روزها گلکاری نمی‌کنند، تن نمی‌شویند، موی سر و چهره نمی‌تراشند و پشم گوسفند و موی بز نمی‌چینند و چون معتقدند که: اگر گلکاری بکنند مار درخانه‌شان آشکار خواهد شد و آشیانه و تخم‌گذاری خواهد کرد. اگر موی سر بتراشند یا تن بشویند، موی سر و تن و چهره‌شان سفید می‌شود و می‌ریزد. اگر پشم گوسفند یا موی بز را بچینند، بیماری و بلا در دام می‌افتد.

آغاز تاریخ تبری هم‌زمان با سال ۳۱هجری است. پس از در گذشت یزدگرد سوم، اسپهبد گیل ژاماسبی پادشاه تبرستان برای آیین نیاکان خود پرچم استقلال برافراشت از آن زمان تاریخ نوین مازندران پس از ظهور و گسترش اسلام در این سرزمین آغاز گشت هر سال تبری به چهار بخش، بهار، تابستان، پائیز، زمستان تقسیم می‌شود هر سال دارای دوازده ماه است و هر ماه سی روز می‌باشد که به اضافه پنج روز پتک می‌شود. در سال چهارم یک روز به پتک افزوده می‌شود و نام آن شیشک است آغاز هر سال تبری از نخستین روز از فردینه ماه یعنی برابر با ۳ مرداد ماه شمسی و۲۵ژوئیه میلادی است.

استان مازندران قطب ورزش کشور می‌باشد[۱۲۷]و این استان بیشترین تعداد مدال در رقابت‌های المپیکی، جهانی و آسیایی برای ایران به دست آورده‌است. یک سوم مدال‌های طلا المپیک توسط ورزشکاران مازندران به دست آمده‌است.[۱۲۷]

کشتی در مازندران با پیشینه‌ای طولانی دارد و قهرمانان جهان و المپیک همچون امامعلی حبیبی، عبدالله موحد، عسگری محمدیان، مرادمحمدی، حسن رنگرز، مجید ترکان، قاسم رضایی، کمیل قاسمی، حسن و رضا یزدانی یکی از پرطرفدارترین رشته‌های ورزشی در این خطه شمال کشور محسوب می‌شود به گونه ای که حدود ۱۰ درصد از باشگاه‌های فعال ورزشی در این استان به رشته کشتی اختصاص دارد و حدود نیمی از مدال‌های رنگارنگ میدان‌ها ی بین‌المللی ورزشی اعم از قهرمانی آسیا، جهان و المپیک در رشته‌های مختلف ورزشی مازندران مربوط به قهرمانان رشته کشتی است و نام نهادن پایتخت کشتی جهان بر روی جویبار یکی از شهرستان‌های استان مازندران نیز از همین جایگاه نشات گرفته‌است.[۱۲۸]

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم فوتبال ایران می‌باشد و شهر قائم‌شهر یکی از قطب‌های فوتبال کشور می‌باشد.[۱۲۹] تیم‌هایی همچون نساجی، خونه‌به‌خونه، شموشک، ایرسوتر و نوژن از این استان، موفقیت کشوری به دست آورده‌اند. تیم نساجی هم‌اکنون در لیگ برتر بازی می‌کند.[۱۳۰]

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم والیبال کشور می‌باشد[۱۳۱]و شهر آمل در کنار ارومیه و گنبد کاووس یکی از سه قطب والیبال کشور می‌باشد.[۱۳۲] بخش قابل توجهی از ملی پوشان کشور از استان مازندران می‌باشد که بخش اعظم آن از شهر آمل هستند.
باشگاه والیبال کاله مازندران با ۷ مدال، دومین تیم افتخارآفرین لیگ برتر والیبال ایران است.[۱۳۳] این تیم توانست در مسابقات قهرمانی باشگاه‌های آسیا ۲۰۱۳ به عنوان قهرمانی آسیا برسد. همچنین شهری‌های ساری، قائم‌شهر و بابل پس از آمل جز شهرهای والیبال خیز مازندران به حساب می‌آیند.

فهرست جاذبه‌های طبیعی استان مازندران:

مازندران به دلیل شیب تند سلسله جبال البرز که سر چشمه رودهای فراوانی است، آبشارهای کوچک و بزرگ متعددی دارد که از نواحی مختلف آن سرازیر می‌شوند و عمدتاً در نواحی مرکزی این سلسله جبال قرار دارند. به‌طور کلی آبشارهای مازندران به دلیل شرایط طبیعی هم در کوهستان وجود دارند و هم در بیشه‌ها و جنگل‌ها و در برخی نواحی نیز ترکیبی از مجموعه کوهستانی را توأم دارند. از آنجایی که این آبشارها در ارتفاعات و دامنه‌های بلند البرز قرار گرفته‌اند دارای اقلیمی مساعد و هوایی دلپذیر به ویژه در فصول بهار و تابستان هستند. اکثر آن‌ها محوطه‌هایی برای اتراق و چادر زدن دارند. برخی از این آبشارها عبارتند از، آبشار ایج یا ده قلو، ساواشی، لاسم، چالو، باباکلا (رنگین کمان)، آلامل، اکاپل، شیخ موسی، هفت آبشار تیرکن، آبشار کیمون، هریجان، سواسره، شاهاندشت، زیار، یخی، تیمره، پرومه، آب پری، دریوک، شیخ علی خان، آبشار یخی، آبشار امیری، آبشار سوادکوه و غیره می‌باشد.

راه‌های اصلی ارتباطی این استان «جاده سراسری ساحلی (مازندران به سیاهکلرود)»، «محور هراز»، «جاده فیروزکوه(محور سوادکوه)» و محور کندوان (جاده چالوس) است.

در جاده‌های ارتباطی مازندران به سوی جنوب ۱۰۷ نقطه حادثه‌خیز وجود دارد که سالیانه جان شمار زیادی از شهروندان را می‌گیرد.[۱۳۴]

مازندران از نظر راه هوایی و به خصوص دریایی یکی از مراکز مهم در خاورمیانه با دارا بودن چندین بندر تجاری و فرودگاه است.

راه‌آهن مازندران (راه‌آهن شمال) نام یکی از شعبه‌های اصلی از راه‌آهن سراسری ایران است که در سال ۱۳۰۸ خورشیدی در دوران رضا شاه پهلوی، نخستین فاز آن افتتاح شد.

این راه‌آهن دارای ۲۷ ایستگاه می‌باشد که ۷ ایستگاه آن مشترک با راه‌آهن خراسان است. راه‌آهن مازندران به نام راه‌آهن شمال نیز مشهور است و امروزه نیز برخی آن را مسیر گرگان نیز می‌نامند. حوزه استحفاظی راه‌آهن شمال از سوزن خروجی ایستگاه گرمسار در استان سمنان آغاز و با عبور از کوه‌های البرز و بخش‌هایی از استان تهران وارد استان مازندران و مناطق جنگلی شده و با عبور از شهرهای متعدد و مناطق جلگه‌ای وارد استان گلستان و در انتها به ایستگاه گرگان ختم می‌شود.

احداث موفق اولین راه‌آهن در ایران به سال ۱۸۸۶ میلادی با احداث خط راه‌آهن محمودآباد (سواحل جنوبی دریای مازندران) به آمل برمی‌گردد. این طرح اگرچه در نظر بود تا تهران ادامه یابد، ولی با کارشکنی‌های پیمانکارهای بلژیکی به شکست انجامید و خطوط آن، برچیده و از آن به عنوان تیرک‌های تلگراف استفاده شد. در سال بعد احداث راه‌آهن تهران- حرم شاه عبدالعظیم، و پس از آن جلفا-تبریز آغاز شد. اولین خط راه‌آهن نوین ایران در دوران رضا شاه پهلوی از شاهی (قائم شهر کنونی) تا بندر شاه (بندر ترکمن امروزی) کشیده گشت، پس از اتمام ساخت پل گردن در ساری اولین قطار در مهرماه ۱۳۰۸ به دستور رضا شاه پهلوی از ساری عازم بندر ترکمن شد. پس از آن هم‌زمان با احداث راه‌آهن خوزستان، کارها در رشته کوه‌های البرز آغاز گردید، کارگران ترک در کنار سایرین و مهندسین و پیمانکاران به ویژه آلمانی‌ها، کار ساخت تونل‌ها و پل‌ها را پیگیری کردند.

مازندران از استان‌های ورزشی ایران است و معروف‌ترین ورزش آن ورزش ملی ایران کشتی است که در این بین جویبار را پایتخت کشتی ایران می‌نامند و ورزش‌های دیگری مانند ورزش‌های رزمی و توپی مانند والیبال، بسکتبال و فوتبال رونق بسیار در این استان داشته و یکی از قطب‌های ورزشی ایران و جهان به حساب می‌رود و از پایگاه‌های ورزشی ایران است و همه ساله بیشترین قهرمان ایرانی در تورنمنت‌های مختلف از این استان است.

مهم‌ترین تیم‌های ورزشی مازندران در لیگ‌های ورزشی ایران؛ باشگاه فوتبال نساجی مازندران، باشگاه فوتسال شهروند ساری، باشگاه والیبال هراز آمل، باشگاه بسکتبال کوچین آمل هستند.

از مهم‌ترین ورزشگاه‌های مازندران می‌توان به ورزشگاه شهید وطنی قائمشهر، سالن سید رسول حسینی ساری و سالن پیامبر اعظم آمل اشاره نمود.

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم والیبال کشور می‌باشد[۱۳۵]و شهر آمل در کنار ارومیه و گنبد کاووس یکی از سه قطب والیبال کشور می‌باشد.[۱۳۶] بخش قابل توجهی از ملی پوشان کشور از استان مازندران می‌باشد که بخش اعظم آن از شهر آمل هستند.
باشگاه والیبال کاله مازندران با ۷ مدال، دومین تیم افتخارآفرین لیگ برتر والیبال ایران است.[۱۳۷] این تیم توانست در مسابقات قهرمانی باشگاه‌های آسیا ۲۰۱۳ به عنوان قهرمانی آسیا برسد. همچنین شهری‌های ساری و بابل پس از آمل جز شهرهای والیبال خیز مازندران به حساب می‌آیند.

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم والیبال نشسته کشور می‌باشد.[۱۳۸] شهرهای ساری، قائمشهر، بابل، آمل، بهشهر، نوشهر و چالوس از مهمترین قطب‌های والیبال نشسته کشور می‌باشند.

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم فوتبال کشور می‌باشد.[۱۳۹] استان مازندران دارای بیشترین تعداد فوتبالیست[۱۴۰] در لیگ برتر می‌باشد. استان مازندران با داشتن چهار بازیکن در ترکیب اصلی تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۱۸ دارای بیشترین سهم بود. امید ابراهیمی، رامین رضاییان و مرتضی پورعلی گنجی سه بازیکن مازندرانی[۱۴۱] تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۱۸ بوده‌اند.[۱۴۲]
تیم نساجی از پرطرفدارترین تیم‌های کشور می‌باشد که علاوه بر مازندران در استان‌های گلستان، سمنان، تهران، البرز و غیره نیز دارای طرفداران پرشماری می‌باشد.[۱۴۳] تیم فوتبال نساجی رکوردار حضور بیشترین تماشاگر در لیگ آزادگان است.[۱۴۴]
تیم باشگاهی نساجی قائمشهر مهمترین باشگاه بازیکن ساز استان مازندران می‌باشد.

استان مازندران قطب کشتی جهان[۱۴۵] می‌باشد[۱۴۶] و شهر جویبار پایتخت کشتی ایران می‌باشد.[۱۴۷] شهرهای جویبار، بابل، بابلسر، قائمشهر، ساری، سورک، نکا، بهشهر، خلیلشهر، رستمکلا، گلوگاه، لمراسک، زیرآب، پل سفید، کیاکلا، بهنمیر، فریدونکنار، امیرکلا، آمل، چمستان، رویان، نور، نوشهر، کجور، چالوس، مرزن آباد، کلاردشت، سلمانشهر، عباس‌آباد و تنکابن از قطب‌های مهم کشتی آزاد در مازندران می‌باشند.

استان مازندران یکی از قطب‌های اصلی کشتی فرنگی ایران می‌باشد و شهرهای آمل و نوشهر در کنار اندیمشک جز سه قطب کشتی فرنگی ایران می‌باشند.[۱۴۸]

استان مازندران قطب اصلی وزنه‌برداری ایران می‌باشد.[۱۴۹] شهرهای قائمشهر، محمودآباد، ساری، ارطه و کیاکلا از قطب‌های اصلی وزنه‌برداری مازندران می‌باشد.

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم تکواندو کشور می‌باشد.[۱۵۰] شهرهای ساری، قائمشهر، بابل، آمل، جویبار، نوشهر، سلمانشهر و عباس‌آباد از قطب‌های مهم تکواندو مازندران می‌باشند.

استان مازندران یکی از قطب‌های بوکس کشور می‌باشد.[۱۵۱] شهرهای چمستان، نور، نوشهر، آمل، بابل، بابلسر، قائمشهر، ساری، نکا و بهشهر از قطب‌های مهم بوکس مازندران می‌باشند.

استان مازندران یکی از قطب‌های مهم وشوو کشور می‌باشد.[۱۵۲] شهرهای قائمشهر، محمودآباد، آمل، بابل، بابلسر، ساری، بهشهر، نوشهر، سلمانشهر و عباس‌آباد از مهمترین قطب‌های وشوو مازندران می‌باشند.

استان مازندران یکی از قطب‌های کاراته کشور می‌باشد.[۱۵۳] شهرهای قائمشهر ساری بابل آمل عباس‌آباد از مهمترین قطب‌های کاراته مازندران می‌باشند.

استان مازندران یکی از قطب‌های اصلی پرورش اندام کشور می‌باشد.[۱۵۴] شهرهای نوشهر، نور، چمستان، آمل، بابل، بابلسر، قائمشهر، جویبار، ساری، زیراب، پل سفید و بهشهر از مهمترین قطب‌های پرورش اندام مازندران می‌باشند.

استان مازندران قطب صنعت گردشگری، کشاورزی و مواد غذایی ایران است.[۱۵۵]
استان مازندران در سال ۱۳۴۲ در بین ۱۲ استان کشور با ۸۸۳ واحد صنعتی و صنفی، ۱۶ هزار و ۵۰۴ نفر کارگر و حجم سرمایه‌گذاری ۴ میلیون و ۶۳۱ هزار و ۱۸۹ ریالی در پنجاه سال پیش، پس از پایتخت صنعتی‌ترین استان کشور بود. استان مازندران امروزه پس از استان‌های اصفهان، تهران، خراسان رضوی، فارس، یزد و آذربایجان شرقی، رتبه پنجم را از نظر تعداد واحد تولیدی دارا می‌باشد. استان مازندران در حال حاضر دارای تعداد ۳۰۲۰ واحد صنعتی دارای پروانه بهره‌برداری با میزان سرمایه‌گذاری ۶۴۰۹۲ میلیارد ریال و اشتغال ۸۱۷۸۵ نفر موجود می‌باشد. ارزش تولید ناحالص داخلی استان مازندران در سال حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان است که ۱۵ هزار میلیارد تومان از این میزان مربوط به بخش کشاورزی، حدود ۶ هزار میلیارد تومان بخش معدنی و صنعتی و ۳۹ هزار میلیارد تومان هم وابسته به بخش خدمات است. مازندران رتبه هفتم را در بین ۳۱ استان کشور در تولید ناخالص ملی دارد. مازندران در ۱۵ محصول رتبه برتر در سطح کشور را دارا است. مازندران با پذیرایی ۱۴ میلیون گردشگری داخلی و ۲۳ هزار گردشگر خارجی قطب گردشگری کشور محسوب می‌گردد.[۱۵۶]

مازندران از نظر شاخص توسعه انسانی در ایران با درصد شاخص توسعه انسانی بسیار بالا ۰٫۸۲۲ بعد از تهران، البرز و اصفهان در رتبه چهارم قرار دارد.

مازندران به همراه استان‌های تهران، خوزستان، اصفهان، بوشهر، خراسان رضوی، فارس، آذربایجان شرقی، البرز و کرمان ا ۷۰ درصد بیشترین میزان تولید ناخالص داخلی کشور را دارا می‌باشند.[۱۵۷]

مازندران دارای ۳۹ شهرک و ناحیه صنعتی در زمینی با مساحت ۱۸۶۹ هکتار است.[۱۵۸]

استان مازندران با توجه به موقعیت خاص اقلیمی، تنوع آب و هوائی و برخورداری از باران سالانه و پراکندگی مناسب در محصولات مختلف و دشت‌های وسیع در قسمت جلگه ای، از مناطق حاصلخیز و کشاورزی ایران می‌باشد که حدوداً دارای ۵۷۰٫۳ هزار هکتار سطح زیر کشت اراضی می‌باشد. در مازندران انواع محصولات زراعی نظیر برنج و گندم، پنبه، دانه‌های روغنی محصولات باغی چون مرکبات و سایر محصولات دیگر کشت می‌شود و در برخی از محصولات نیز از موقعیت ممتازی برخوردار است. به‌طوری که از مجموع سطح زیرکشت استان ۷۲٫۲ درصد به محصولات زراعی سالانه و ۲۷٫۵ درصد به کشت محصولات دائمی که عمدتاً مرکبات است، اختصاص دارد. محصول مهم و استراتژیک در بخش زراعت برنج می‌باشد. مازندران با تولید متوسط یک میلیون ۵۰ هزار تن برنج ۴۲ درصد برنج مورد نیاز کشور را تأمین می‌کند و مقام اول تولید برنج در کشور ایران را دارا می‌باشد.[۱۵۹][۱۶۰]

در سال ۱۳۹۵، ارزش‌افزوده بخش کشاورزی استان مازندران معادل ۱۰۱۸۵۶٫۲ میلیارد ریال بوده که ۸٫۲ درصد از ارزش‌افزوده بخش یادشده در کل کشور را به خود اختصاص داده‌است و نسبت به سال ۱۳۹۴ از افزایشی معادل ۲۱٫۴ درصد برخوردار بوده‌است. همچنین این استان از تولیدکنندگان عمده مرکبات بوده که تقریباً ۱۸ درصد تولید کشور را به خود اختصاص داده و دارای رتبه اول در ایران می‌باشد. از محصولات باغی دیگر نیز می‌توان کیوی را نام برد که از جمله میوهای تازه است و ۶۰ درصد تولید کشور به استان مازندران اختصاص دارد.[۱۶۱]از دیگر محصولات زراعی استان مازندران می‌توان از انواع سبزی و صیفی‌جات و حبوبات و نباتات صنعتی نام برد که با سطح حدود ۵۷ هزار هکتار و تولیدی بالغ بر ۸۵۰ هزار تُن علاوه بر مصرف داخلی به استان‌های همجوار نیز محصولات خود را صادر می‌کند.

استان مازندران به لحاظ موقعیت طبیعی و جغرافیایی در بخش طبیعت گردی جزء استان‌های برتر و قطب گردشگری کشور محسوب می‌گردد. نزدیک به ۱۴ میلیون نفر گردشگر داخلی و ده‌ها هزار توریست خارجی هر ساله به منظور گذراندن اوقات فراغت و بازدید آثار از این استان دیدن می‌کنند. وجود دریای مازندران با ساحل زیبا و مناسب بهمراه برخورداری از دامنه‌ها و پارک‌های جنگلی و کوهستانی، وجود جنگل‌های هیرکانی، وجود قله دماوند با ۵۶۷۰ متر ارتفاع معروف به بام ایران، غارها، آبشارها، رودخانه‌ها، آب‌های متعدد سرد و گرم معدنی، چشمه‌ها، تالاب‌ها به ویژه شبه جزیره میانکاله و بیش از ۸۰۰ آثار تاریخی شناسایی شده نظیر مجموعه تاریخی شهرهای آمل، بهشهر و ساری، این استان را به مجموعه ای متنوع برای استفاده گردشگران با انگیزه مختلف بدل نموده‌است. نزدیک به یکصد واحد اقامتی
شامل هتل، متل، هتل آپارتمان، مهمانپذیر و مجتمع تفریحی ساحلی، جنگلی و کوهستانی همراه با ده‌ها آژانس خدمات مسافرتی و جهانگردی خدمات لازم را به گردشگران ارایه می‌کنند.[۱۶۲][۱۶۳]

دیزل سنگین ایران، خودروسازی خزر، پالایشگاه نفت بهشهر، نفت خزر، دریایی صدرا، نساجی مازندران کاغذ اسناد بهادار، چوب و کاغذ مازندران، سیمان مازندران، آهن و فولاد نور، فولادین ذوب، زرین سوله و کشاورزی روماک به عنوان مهم‌ترین تولیدی‌های پایه صنعتی و خدماتی استان به‌شمار می‌آیند.

این استان ۲۰ درصد تولید ماهیان پرورشی، ۷۰ درصد ماهیان کیلکا و ۴۳ درصد ماهیان استخوانی استان‌های شمالی را بخود اختصاص داده‌است. میزان صادرات آبزیان مازندران ۱۰ هزار و ۵۰۰ تُن است که در بحث صادرات ماهیان خاویار پرورشی نیز رتبه نخست را در کشور دارا است. ۲۳۴ مزرعه پرورش ماهی در استان مازندران وجود دارد و میزان تولید ماهیان سردآبی استان در سال‌های‌های ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۸ ۱۶ هزار و ۵۰۰ تن و تولید ماهیان خاویاری ۱۲۷ تن بوده‌است. در حال حضار نیز تعداد ۴۴ فرورند شناور صید ماهی کیلکا در استان فعال است و ۱۶ کارخانه پودر ماهی، ۹ کارخانه تولید کنسرو، چهار کارخانه بسته‌بندی در استان وجود دارد. میزان تولید ماهیان پرورشی استان مازندران، سالیانه حدود ۷۰ هزار تن است.[۱۶۴]

مازندران با تولید و عرضه سالانه ۴۳۰ میلیون انواع گل و گیاه زینتی در جایگاه نخست تولید گل و گیاه کشور قرار دارد. ۲۱ میلیون گلدان، ۲۶۶ میلیون گل شاخه بریده، ۸۵ میلیون اصله درخت و درختچه زینتی، ۵۳ میلیون بوته گل‌های فصلی و نشایی و پنج میلیون پیازو پیازچه سالانه در مازندران تولید می‌شود. صنایع چوب و کاغذ مازندران به عنوان بزرگترین تولیدکننده انواع کاغذ در ایران نیز مصحوب می‌گردد.[۱۶۵]

۲۰۰ معدن زغال‌سنگ در کشور فعال است که مازندران با ۵۰ معدن بیشترین تعداد معادن این بخش را داراست. انواع مواد معدنی در معادن استان شامل زغال‌سنگ، سنگ آهک، فلورین، پوکه معدنی، گچ، روی و سرب، گرانیت، مرمریت، تراورتن، سلیسس، پوزولان و باریت پیروتیت می‌باشد. تنها ماده معدنی صادراتی استان فلورین است. ذخیره معادن استان بالغ بر ۹۸۵ میلیون تن می‌باشد.[۱۶۶]

در مازندران ۴۵۰ واحد صنایع غذایی وجود دارد که در ۱۰ گروه فراورده‌های لبنی، قند و شکر، فراورده‌های گوشتی، روغن، بسته‌بندی، کنسرو غیر گوشتی، فراورده‌های آردی، نوشیدنی و کشتارگاه طیور و تولیدات آن فعالیت دارند.[۱۶۷] از بزرگترین کارخانه‌های تولیدی مواد غذایی و خوراکی استان مازندران می‌توان به هلدینگ سولیکو (لبنی و گوشتی کاله)، هراز، لادن و بهار، گلا، صالح، مازند شیر، دلوسه، پاکسار، ارویی، جوله، لاله، نوشیدنی‌های پلور، نوا، ورسک، آمولو، دماوند، خوش نوش، تولیپ و نستله پیورلایف اشاره کرد. فراورده‌های لبنی کاله که بزرگترین تولیدکننده فراورده‌های لبنی در کشور و بزرگ‌ترین واحد صادرکننده فراورده‌های لبنی ایران خوانده شده‌است. این برند را در جایگاه ۴۸ام صنایع غذایی در جهان، برند محبوب و برتر و ۷ سال تنها صادرکننده نمونه در فراورده‌های لبنی در ایران قرار داده‌است.[۱۶۸]

حجم مبادلات خارجی استان در سال ۱۳۹۸، ۱۵۳۲/۹ میلیون دلار بوده که ۸۵/۸ درصد آن واردات و ۱۴/۲درصد آن را صادرات (غیرنفتی) تشکیل می‌دهد.[۱۶۹]

در سال یاد شده حدود ۴۲۱۳/۷ هزار تن کالا به ارزش ۱۳۱۵/۸ میلیون دلار از طریق پایانه گمرکی استان وارد و حدود ۹۹۳/۷ هزار تن کالا (غیرنفتی) به ارزش۲۱۷/۱ میلیون دلار به کشورهای همجوار صادر شده‌است.
محصولات استان مازندران به کشورهای آمریکا، روسیه، آذربایجان، ایتالیا، آلمان، سوئیس، فرانسه، هلند، اسپانیا، کانادا، کویت، قطر، عراق، قزاقستان، پاکستان، ترکمنستان، ازبکستان، رومانی، عمان، افغانستان، امارات، نروژ و بلاروس صادر می‌شود. اقلام عمده صادراتی شامل انواع فراورده‌های لبنی، سیمان، خاویار، برنج، مرکبات، مصنوعات چوبی، شیرینی‌جات، انواع گل و گیاه، نوشابه و انواع نوشیدنی‌ها، محصولات کشاورزی و مواد معدنی و زینتی است. سه بندر و سه فرودگاه فعال و ۳۸۰ کیلومتر راه ریلی و ۷۸۰ کیلومتر راه آسفالته مبانی تبادلاتی مازندران با دیگر نقاط جهان است. از صادرات نزدیک به ۱۹۰ هزار تن مرکبات به کشورهای خارجی، ۱۶۸ هزار تن آن از تولیدات مازندران بوده‌است.[۱۷۰]در حال حاضر فراورده‌های لبنی، سیمان، مواد پلاستیکی، بستی و آب میوه، کالاهایی مانند جو دامی، چربی‌ها و روغن‌های حیوانی، چوب، تخته و دانه‌های روغنی از طریق گمرکات نوشهر، امیرآباد، فریدونکنار، ساری و آمل به کشورهای طرف تجاری صادر می‌شود.[۱۷۱]در سال ۱۳۹۹ نیز اولین محصول صادراتی برنج ایران بالغ بر ۲۵ تن از مرکز بین‌المللی تجارت و پایانه صادرات برنج ایران در آمل به کانادا صادر شد.[۱۷۲]

روسیه به عنوان مهمترین مشتری محصولات و مقصد صادراتی استان مازندران است. هرساله کیوی، پرتقال، سبزی، گوشت مرغ، گل و گیاهان زینتی از جمله محصولات کشاورزی است که مازندران درآنها مازاد تولید دارد و آن‌ها را با غلات، کلزا، سویا و روغن استان ولگاگراد روسیه معامله پایاپا می‌کند و بیشترین صادرات کیوی مازندران هم به روسیه است. روزانه ۵۰۰ تُن مرکبات استان به کشورهای حوزه خلیج فارس، دریای خزر و روسیه صادر می‌شود.[۱۷۳]

مطبوعات از سال‌های ۱۲۹۰ در مازندران رونق گرفت و تا حال حاضر بیش از صد نشریه و روزنامه و هفته‌نامه در مازندران فعالیت داشته و دارند. از جمله آن‌ها می‌توان از هفته نامه‌ها و روزنامه‌های خبر شمال، ساحل دریا، بشیر، فجر خزر، وارش، دیار سبز، هم ولایتی، حرف مازندران و پرش نام برد.

نخستین سینمای صامت سال ۱۳۰۸ از سوی زرتشتیان با نام اهورا مزدا و در بابل تأسیس گردید. بر اساس آمار سال ۱۳۸۰ در استان مازندران ۲۶ واحد سینمایی (۱۱ واحد خصوصی و ۱۲ واحد دولتی) با ظرفیت ۱۴۲۵۴ صندلی وجود داشته‌است. قابل ذکر است که نخستین سینماهای شمال کشور در بابل شروع بکار کرده بودند.
تعداد سینماهای هر شهر: آمل و محمودآباد ۳ سینما، بابل ۲ سینما، بابلسر ۱ سینما، بهشهر و نکا ۳ سینما، تنکابن و رامسر ۴ سینما، ساری ۲ سینما، نور ۱ سینما، نوشهر و چالوس ۳ سینما.

برخی از سینماهای این استان عبارتند از:

بر اساس سرشماری نفوس و مسکن سال ۹۵، استان مازندران با رقمی معادل ۹۷٫۶۳ درصد باسوادترین استان کشور محسوب می‌شود.[۱۷۴]این استان با ۹۷ درصد جمعیت باسواد، بالاترین نرخ سواد را در کشور ایران دارد. همچنین مازندران رتبه دوم تعداد نخبگان کشور ایران را دارا می‌باشد.[۱۷۵]

سواحل مازندران

خانه نیما یوشیج در نور

حوض کاخ موزه مرر در رامسر

نمایی از قلعه کنگلو

نمایی از ویلاهای شهرک توریستی تفریحی نمک آبرود

جنگل و رود صفارود

جت اسکی در دریای مازندران

کناره‌های بابلرود در بابلسر

آتشکده آمل

پل چشمه‌کیله در برف

پناهگاه حیوانات سمسکنده علیا

چشمه و آب معدنی دیواسیاب در دشت لار آمل

موزه بابل

راه آهن نکا

موزه رضاشاه پهلوی در سوادکوه

برج لاجیم در سوادکوه

کنار ساحل نوشهر

مجموعه تاریخی فرح‌آباد ساری

خانه کلبادی

گنبد سرست بابل

عمارت میربزرگ آمل

ورزش‌های ساحلی در سرخ رود

قایق سواری در دریای خزر

یک بلبل در لاویج

طبیعت منطقه فیلبند

نمایی از یک حواصیل و دریایی مازندران

منطقه کیاسر

تکیه مقریکلا


رابینو، ه. ل، ۱۳۴۳، سفرنامه مازندران و استرآباد، ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ دوم، تهران.



«پایگاه اینترنتی مرکز آمار ایران سال 1395»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon


«نسخه آرشیو شده»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon


«نسخه آرشیو شده»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon



قایم‌شهر از بزرگترین و مهم ترین شهرهای استان مازندران  و شمال ایران و مرکز شهرستان قائم‌شهر است که در ناحیه البرز مرکزی واقع شده است که از به هم پیوستن هفت محله‌ی کوچکسرا، کتی‌سر، آب بندان‌سر، حسن‌آباد، سیدمحله، بربری‌محله و مجاورمحله (شامل ترک‌محله و کبریت‌محله) تشکیل شده است.

این شهر دارای زمین‌های حاصل‌خیز بوده و محصولات مختلف مخصوصاً گندم، جو، برنج، صیفی‌جات، لوبیای روغنی و… در آن کشت می‌شود. همچنین باغ‌های پرمحصول مرکبات است.

محصولاتی نیز مانندنیشکر، عسل، ابریشم،کنف، کنجد در روستاهای جنگلی و کوهپایه‌ای مانند سید ابوصالح، گل‌افشان و ریکنده به چشم می‌خورد. 

قائم‌شهر از طرف شمال و شمال غرب به شهرستان جویبار و دریای مازندران (دریای خزر)، از طرف جنوب به شهرستان سوادکوه، از طرف غرب به شهرستان بابل و از طرف شرق به شهرستان ساری ختم می‌شود.

استان قائم شهر

این شهر ارتباط تهران بزرگ را با شمال و شمال‌شرقی از دو مسیر مختلف جاده فیروزکوه و جاده هراز حفظ کرده که از این نظر حایز اهمیت است.

قائم‌شهر بین کوه و دریا قرار دارد که به همین علت از آب و هوای معتدل و مرطوب برخوردار است. میزان باران و رطوبت در این شهر زیاد بوده و قسمت‌های جنوبی شهرستان پوشش کوهپایه‌ای داشته و مرتفع است که باعث شده آب و هوای سردتر و کوهستانی و زمستان‌های بارانی و برفی در این شهر حاکم شود.

این شهر به علت دارا بودن بارندگی مناسب پوشش گیاهی مساعدی را دارد اما پوشش گیاهی در تمام نقاط آن یکسان نیست زیرا تا ارتفاع ۲۰۰۰ متری نفوذ رطوبت دریای خزر از بین رفته یا به مقدار حداقل می‌رسد که این موضوع باعث کاهش تراکم جنگل و جایگزین مراتع به جای جنگل می‌شود. 

این شهرستان فاقد فصل خشک به طور کامل است. قائم‌شهر در جلگه‌ای به نام خودش، جلگه قائم‌شهر واقع شده است. جلگه قائم‌شهر از کوه‌پایه‌های البرز شمالی آغاز شده که از بارندگی بسیار برخوردار است. در گذشته جنگل به طرف دشت گسترش بیشتری داشته است کم‌کم درختان جنگل به خاطر تهیه اراضی مزروعی کاملاً بریده شده‌اند یا به شکل بقایای جنگل مخروبه با درختان پهن برگ مشاهده می‌شوند. به طور کلی حاشیه جنوبی قائم‌شهر جنگل‌های بیشتری دارد.

بنا به شواهد و قرائن موجود اماکن مذهبی نظیر امامزاده یوسف رضا و آرامگاه علامه فقیه شیخ طبرسی خبر از از سابقه دیرینه تمدن و فرهنگ قبل از قرن ششم هجری این شهرستان می‌دهد. بنا به سوابق موجود بنای اولیه این شهر در دوران قاجاریه با نام علی‌آباد بنیان شد که متشکل از قریه‌ای با واحدهای تجاری و مسکونی در نزدیکی‌های میدان طالقانی امروزی و محله‌هایی در اطراف و روستاهای بزرگ نظیر چمنو (جمنان فعلی) قادیکلا و کوچکسرا در اطراف بوده است.

پس از سرنگونی دوران قاجاریه و آغاز حکومت رضاشاه از نظر موقعیت خاص منطقه‌ای (محل گذر کاروان‌های تجارتی و زیارتی از استان‌های همسایه نظیر تهران گیلان و خراسان) باعث شد که حکومت آن زمان در شهر واحدهای صنعتی کوچک و بزرگ مانند کارخانجات نساجی و گونی بافی و چوب‌بری و شالی‌کوبی ایجاد کند. این موضوعات باعث مهاجرت مردم به این ناحیه از اطراف و اکناف و سایر ولایات کشور شد و سرانجام در سال ۱۳۱۴ علی‌آباد به شهرستان شاهی تبدیل شد.

 راه‌آهن سراسری در این شهر تاسیس شده و صنایع نساجی نیز توسعه پیدا کردند. نام این شهرستان بعد از انقلاب به قائم شهر تبدیل شد.

بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵، حدود ۳۰۹٬۱۹۹ نفر جمعیت قایم شهر است. این شهرستان به علت مهاجرپذیر بودنش دارای اقوام مختلفی همچون سوادکوهی‌ها، شهمیرزادی‌ها، سمنانی‌ها، گرمساری‌ها و ساکنان بومی است. مردمان قایم شهر به زبان فارسی و گویش مازندرانی تکلم می‌کنند.

قایم شهر از نظر درصد با سوادی مردم در استان رتبه نخست را کسب کرده است. ۸۹٫۳٪ جمعیت باسواد در این شهر است.

صنایع‌چوبی، مبل سازی، نساجی، گونی‌بافی، حصیربافی، گلیم‌بافی، جاجیم‌بافی، جوراب‌بافی، موج‌بافی، پارچه‌بافی و سفال‌گری از صنایع‌دستی این شهر محسوب می‌شوند.

از سوغاتی‌های قایم‌شهر می‌توان به تندیرنون (نان محلی)، سوهان کنجد (پِشتِ زیک) ،برنجک (بهادانه)، پیس گندله، کوماج و…اشاره کرد.

روستای سیدابوصالح، امامزاده یوسف‌رضا، امامزاده حمزه، منطقه حفاظت شده آبشار شیرگاه، پل آجری خرما کلا، پل بالا تجن، منطقه حفاظت شده خیبوس، آببندان ساروکلا، موزه قایم شهر، پارک جنگلی تِلار، پارک ولیعصر، پارک نمونه گردشگری پایین‌لموک، بوستان ساحلی سراج، پارک سیاهرود، پیست کارتینگ، جنگل کلوس، جنگل روستای کوتنا، جنگل شالتماس، غار پلنگ لی، جنگل ممیج چال، جنگل اوجی تالار، چشمه آب معدنی هزارون، مرداب قادیکلا، از جاذبه‌های دیدنی این شهر است.

دارای کارخانه‌های نساجی در گذشته بوده و بزرگترین کارخانه نساجی خاورمیانه محسوب می‌شد.

var suggestJsonList={“title”:”مقاصد پیشنهادی”,”suggest”:[{title:”تهران، ایران”,slug:”/dir/تهران-118-ci/”},{title:”مشهد، ایران”,slug:”/dir/mashhad-28516-ci/”},{title:”کیش، ایران”,slug:”/dir/kish-435-ci/”},{title:”شیراز، ایران”,slug:”/dir/shiraz-262-ci/”},]};

var attractionDefault=[{“id”:435,”title”:”کیش”,”slug”:”Kish”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:57,”title”:”اصفهان”,”slug”:”Isfahan”,”provinceSlug”:”esfahan”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان اصفهان”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:262,”title”:”شیراز”,”slug”:”Shiraz”,”provinceSlug”:”Fars”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان فارس”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:28355,”title”:”قشم”,”slug”:”Qeshm”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:44,”title”:”اردبیل”,”slug”:”ardabil”,”provinceSlug”:”Ardabil”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان اردبیل”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:20015,”title”:”سرعین”,”slug”:”Sarein”,”provinceSlug”:”Ardabil”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان اردبیل”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:361,”title”:”آستارا”,”slug”:”astara”,”provinceSlug”:”Gilan”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان گیلان”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:25463,”title”:”آنتالیا”,”slug”:”antalya”,”provinceSlug”:”Antalya”,”countrySlug”:”turkey”,”countryTitle”:”ترکیه”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان آنتالیا”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:113256,”title”:”گرجستان”,”slug”:”georgia”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”countryTitle”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:1},{“id”:113350,”title”:”ارمنستان”,”slug”:”armenia”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”countryTitle”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:1},{“id”:27047,”title”:”باکو”,”slug”:”Baku”,”provinceSlug”:”baku”,”countrySlug”:”azerbaijan-republic”,”countryTitle”:”جمهوری آذربایجان”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”بخش باکو”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:113230,”title”:”بلغارستان”,”slug”:”bulgaria”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”countryTitle”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:1}];

var tourDefault=[{“id”:620,”title”:”تور ایران”,”slug”:”ایران”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:3,”tagCount”:7,”tourInfoType”:5},{“id”:344,”title”:”تور استانبول”,”slug”:”استانبول”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:547,”title”:”تور مشهد”,”slug”:”مشهد”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:586,”title”:”تور کیش”,”slug”:”کیش”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:345,”title”:”تور آنتالیا”,”slug”:”انتالیا”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:398,”title”:”تور گرجستان”,”slug”:”گرجستان”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:555,”title”:”تور شیراز”,”slug”:”شیراز”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:3,”tagCount”:7,”tourInfoType”:5},{“id”:535,”title”:”تور اصفهان”,”slug”:”اصفهان”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:319,”title”:”تور ارمنستان”,”slug”:”ارمنستان”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:317,”title”:”تور باکو”,”slug”:”باکو”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:533,”title”:”تور اردبیل”,”slug”:”اردبیل”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:324,”title”:”تور دبی”,”slug”:”دبی”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:338,”title”:”تور تایلند”,”slug”:”تایلند”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:410,”title”:”تور مالزی”,”slug”:”مالزی”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:584,”title”:”تور قشم”,”slug”:”قشم”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:3,”title”:”تور تابستان ۹۸”,”slug”:”تور-تابستان”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:1,”tourInfoType”:6},{“id”:7,”title”:”تور پاییز ۹۸”,”slug”:”تور-پاییز”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:1,”tourInfoType”:6}];

var hotelDefault=[{“id”:118,”title”:”تهران”,”slug”:”تهران”,”provinceSlug”:”Tehran”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان تهران”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:28516,”title”:”مشهد”,”slug”:”Mashhad”,”provinceSlug”:”Razavi-Khorasan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان خراسان رضوی”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:57,”title”:”اصفهان”,”slug”:”Isfahan”,”provinceSlug”:”esfahan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان اصفهان”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:262,”title”:”شیراز”,”slug”:”Shiraz”,”provinceSlug”:”Fars”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان فارس”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:30425,”title”:”تبریز”,”slug”:”Tabriz”,”provinceSlug”:”East-Azerbaijan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان آذربایجان شرقی”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:435,”title”:”کیش”,”slug”:”Kish”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:28355,”title”:”قشم”,”slug”:”Qeshm”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:453,”title”:”یزد”,”slug”:”Yazd”,”provinceSlug”:”Yazd”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان یزد”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:3,”title”:”استان اردبیل”,”slug”:”Ardabil”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:2},{“id”:27,”title”:”استان مازندران”,”slug”:”Mazandaran”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:2},{“id”:25,”title”:”استان گیلان”,”slug”:”Gilan”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:2}];

var internalCityList={isRtl:true,results:[{label:”تهران (Thr)”,code:”thr”,cityTitle:”تهران”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”اصفهان (Ifn)”,code:”ifn”,cityTitle:”اصفهان”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”مشهد (Mhd)”,code:”mhd”,cityTitle:”مشهد”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”کیش (Kih)”,code:”kih”,cityTitle:”کیش”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”اهواز (Awz)”,code:”awz”,cityTitle:”اهواز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”شیراز (Syz)”,code:”syz”,cityTitle:”شیراز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”تبریز (Tbz)”,code:”tbz”,cityTitle:”تبریز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”بندر عباس (Bnd)”,code:”bnd”,cityTitle:”بندر عباس”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”قشم (Gsm)”,code:”gsm”,cityTitle:”قشم”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رشت (Ras)”,code:”ras”,cityTitle:”رشت”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”مراغه (Acp)”,code:”acp”,cityTitle:”مراغه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خوی (Khy)”,code:”khy”,cityTitle:”خوی”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ماکو (Imq)”,code:”imq”,cityTitle:”ماکو”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ارومیه (Omh)”,code:”omh”,cityTitle:”ارومیه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”اردبیل (Adu)”,code:”adu”,cityTitle:”اردبیل”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”پارس آباد (Pfq)”,code:”pfq”,cityTitle:”پارس آباد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کاشان (Kks)”,code:”kks”,cityTitle:”کاشان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرج (Pyk)”,code:”pyk”,cityTitle:”کرج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ایلام (Iil)”,code:”iil”,cityTitle:”ایلام”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بوشهر (Buz)”,code:”buz”,cityTitle:”بوشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خارک (Khk)”,code:”khk”,cityTitle:”خارک”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”عسلویه (Pgu)”,code:”pgu”,cityTitle:”عسلویه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”شهرکرد (Cqd)”,code:”cqd”,cityTitle:”شهرکرد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”طبس (Tcx)”,code:”tcx”,cityTitle:”طبس”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بیرجند (Xbj)”,code:”xbj”,cityTitle:”بیرجند”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سبزوار (Afz)”,code:”afz”,cityTitle:”سبزوار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بجنورد (Bjb)”,code:”bjb”,cityTitle:”بجنورد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”آبادان (Abd)”,code:”abd”,cityTitle:”آبادان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”دزفول (Def)”,code:”def”,cityTitle:”دزفول”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”مسجد سلیمان (Qmj)”,code:”qmj”,cityTitle:”مسجد سلیمان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بندر ماهشهر (Mrx)”,code:”mrx”,cityTitle:”بندر ماهشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”امیدیه (Akw)”,code:”akw”,cityTitle:”امیدیه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زنجان (Jwn)”,code:”jwn”,cityTitle:”زنجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سمنان (Snx)”,code:”snx”,cityTitle:”سمنان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”شاهرود (Rud)”,code:”rud”,cityTitle:”شاهرود”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ایرانشهر (Ihr)”,code:”ihr”,cityTitle:”ایرانشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”چابهار (Zbr)”,code:”zbr”,cityTitle:”چابهار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زابل (Acz)”,code:”acz”,cityTitle:”زابل”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زاهدان (Zah)”,code:”zah”,cityTitle:”زاهدان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”جهرم (Jar)”,code:”jar”,cityTitle:”جهرم”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”فسا (Faz)”,code:”faz”,cityTitle:”فسا”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”لار (Lrr)”,code:”lrr”,cityTitle:”لار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”لامرد (Lfm)”,code:”lfm”,cityTitle:”لامرد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سنندج (Sdg)”,code:”sdg”,cityTitle:”سنندج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بم (Bxr)”,code:”bxr”,cityTitle:”بم”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”جیرفت (Jyr)”,code:”jyr”,cityTitle:”جیرفت”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رفسنجان (Rjn)”,code:”rjn”,cityTitle:”رفسنجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سیرجان (Syj)”,code:”syj”,cityTitle:”سیرجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرمان (Ker)”,code:”ker”,cityTitle:”کرمان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرمانشاه (Ksh)”,code:”ksh”,cityTitle:”کرمانشاه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”گرگان (Gbt)”,code:”gbt”,cityTitle:”گرگان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کلاله (Klm)”,code:”klm”,cityTitle:”کلاله”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ساری (Sry)”,code:”sry”,cityTitle:”ساری”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”نوشهر (Nsh)”,code:”nsh”,cityTitle:”نوشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رامسر (Rzr)”,code:”rzr”,cityTitle:”رامسر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”اراک (Ajk)”,code:”ajk”,cityTitle:”اراک”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بندرلنگه (Bdh)”,code:”bdh”,cityTitle:”بندرلنگه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”جزیره لاوان (Lvp)”,code:”lvp”,cityTitle:”جزیره لاوان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”همدان (Hdm)”,code:”hdm”,cityTitle:”همدان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”یزد (Azd)”,code:”azd”,cityTitle:”یزد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خرم آباد (Khd)”,code:”khd”,cityTitle:”خرم آباد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”یاسوج (Yes)”,code:”yes”,cityTitle:”یاسوج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”گچساران (Gch)”,code:”gch”,cityTitle:”گچساران”,isFeatured:false,airports:null,},],};var destinationInternalCityList={isRtl:true,results:[{label:”مشهد (Mhd)”,code:”mhd”,cityTitle:”مشهد”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”تبریز (Tbz)”,code:”tbz”,cityTitle:”تبریز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”تهران (Thr)”,code:”thr”,cityTitle:”تهران”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”جزیره کیش (Kih)”,code:”kih”,cityTitle:”جزیره کیش”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”شیراز (Syz)”,code:”syz”,cityTitle:”شیراز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”اهواز (Awz)”,code:”awz”,cityTitle:”اهواز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”قشم (Gsm)”,code:”gsm”,cityTitle:”قشم”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”اصفهان (Ifn)”,code:”ifn”,cityTitle:”اصفهان”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”چابهار (Zbr)”,code:”zbr”,cityTitle:”چابهار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زنجان (Jwn)”,code:”jwn”,cityTitle:”زنجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زابل (Acz)”,code:”acz”,cityTitle:”زابل”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”گچساران (Gch)”,code:”gch”,cityTitle:”گچساران”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”اراک (Ajk)”,code:”ajk”,cityTitle:”اراک”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرمانشاه (Ksh)”,code:”ksh”,cityTitle:”کرمانشاه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کاشان (Kks)”,code:”kks”,cityTitle:”کاشان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سیرجان (Syj)”,code:”syj”,cityTitle:”سیرجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ارومیه (Omh)”,code:”omh”,cityTitle:”ارومیه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”دزفول (Def)”,code:”def”,cityTitle:”دزفول”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”عسلویه (Pgu)”,code:”pgu”,cityTitle:”عسلویه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”طبس (Tcx)”,code:”tcx”,cityTitle:”طبس”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ماکو (Mku)”,code:”mku”,cityTitle:”ماکو”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ایرانشهر (Ihr)”,code:”ihr”,cityTitle:”ایرانشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”جهرم (Jar)”,code:”jar”,cityTitle:”جهرم”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خارک (Khk)”,code:”khk”,cityTitle:”خارک”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خوی (Khy)”,code:”khy”,cityTitle:”خوی”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”شاهرود (Rud)”,code:”rud”,cityTitle:”شاهرود”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرج (Pyk)”,code:”pyk”,cityTitle:”کرج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کلاله (Klm)”,code:”klm”,cityTitle:”کلاله”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”لامرد (Lfm)”,code:”lfm”,cityTitle:”لامرد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ابوموسی (Aeu)”,code:”aeu”,cityTitle:”ابوموسی”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”آغاجاری (Akw)”,code:”akw”,cityTitle:”آغاجاری”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”فسا (Faz)”,code:”faz”,cityTitle:”فسا”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”آبادان (Abd)”,code:”abd”,cityTitle:”آبادان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”اردبیل (Adu)”,code:”adu”,cityTitle:”اردبیل”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ایلام (Iil)”,code:”iil”,cityTitle:”ایلام”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بجنورد (Bjb)”,code:”bjb”,cityTitle:”بجنورد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بم (Bxr)”,code:”bxr”,cityTitle:”بم”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بندر عباس (Bnd)”,code:”bnd”,cityTitle:”بندر عباس”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بندر لنگه (Bdh)”,code:”bdh”,cityTitle:”بندر لنگه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بندر ماهشهر (Mrx)”,code:”mrx”,cityTitle:”بندر ماهشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بوشهر (Buz)”,code:”buz”,cityTitle:”بوشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بیرجند (Xbj)”,code:”xbj”,cityTitle:”بیرجند”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”پارس آباد (Pfq)”,code:”pfq”,cityTitle:”پارس آباد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خرم آباد (Khd)”,code:”khd”,cityTitle:”خرم آباد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رامسر (Rzr)”,code:”rzr”,cityTitle:”رامسر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رشت (Ras)”,code:”ras”,cityTitle:”رشت”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رفسنجان (Rjn)”,code:”rjn”,cityTitle:”رفسنجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زاهدان (Zah)”,code:”zah”,cityTitle:”زاهدان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سبزوار (Afz)”,code:”afz”,cityTitle:”سبزوار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سنندج (Sdg)”,code:”sdg”,cityTitle:”سنندج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”شهرکرد (Cqd)”,code:”cqd”,cityTitle:”شهرکرد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”گرگان (Gbt)”,code:”gbt”,cityTitle:”گرگان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”لار (Lrr)”,code:”lrr”,cityTitle:”لار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”مراغه (Acp)”,code:”acp”,cityTitle:”مراغه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”نوشهر (Nsh)”,code:”nsh”,cityTitle:”نوشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”همدان (Hdm)”,code:”hdm”,cityTitle:”همدان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرمان (Ker)”,code:”ker”,cityTitle:”کرمان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”یزد (Azd)”,code:”azd”,cityTitle:”یزد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ساری (Sry)”,code:”sry”,cityTitle:”ساری”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”یاسوج (Yes)”,code:”yes”,cityTitle:”یاسوج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”جیرفت (Jyr)”,code:”jyr”,cityTitle:”جیرفت”,isFeatured:false,airports:null,},],};var externalCityList={isRtl:true,results:[{label:”بانکوک,تایلند”,code:”BKKALL”,cityTitle:”بانکوک”,isFeatured:true,airports:[{label:”بین‌المللی دن موئنگ(dmk)”,code:”DMK”,cityTitle:”بانکوک”},{label:”سووارنابومی(bkk)”,code:”BKK”,cityTitle:”بانکوک”},],},{label:”بارسلونا,اسپانیا”,code:”BCNALL”,cityTitle:”بارسلونا”,isFeatured:true,airports:[{label:”بارسلونا(bcn)”,code:”BCN”,cityTitle:”بارسلونا”},],},{label:”استانبول,ترکیه”,code:”ISTALL”,cityTitle:”استانبول”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه جدید استانبول(ist)”,code:”IST”,cityTitle:”استانبول”,},{label:”فرودگاه صبیحه گوکچن استانبول(saw)”,code:”SAW”,cityTitle:”استانبول”,},],},{label:”پاریس,فرانسه”,code:”PARALL”,cityTitle:”پاریس”,isFeatured:true,airports:[{label:”تیلی(bva)”,code:”BVA”,cityTitle:”پاریس”},{label:”شارل دو گول(cdg)”,code:”CDG”,cityTitle:”پاریس”},{label:”اورلی(ory)”,code:”ORY”,cityTitle:”پاریس”},],},{label:”پوکت,تایلند”,code:”HKTALL”,cityTitle:”پوکت”,isFeatured:true,airports:[{label:”بین‌المللی پوکت(hkt)”,code:”HKT”,cityTitle:”پوکت”},],},{label:”تفلیس,گرجستان”,code:”TBSALL”,cityTitle:”تفلیس”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه بین‌المللی تفلیس(tbs)”,code:”TBS”,cityTitle:”تفلیس”,},],},{label:”تهران,ایران”,code:”THRALL”,cityTitle:”تهران”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه بین‌المللی امام خمینی(ika)”,code:”IKA”,cityTitle:”تهران”,},],},{label:”ونکوور,کانادا”,code:”YVRALL”,cityTitle:”ونکوور”,isFeatured:true,airports:[{label:”کول هاربور سیپلین بیس(cxh)”,code:”CXH”,cityTitle:”ونکوور”,},{label:”ابتسفرد(yxx)”,code:”YXX”,cityTitle:”ونکوور”},{label:”بین‌المللی ونکوور(yvr)”,code:”YVR”,cityTitle:”ونکوور”},],},],};var destinationExternalCityList={isRtl:true,results:[{label:”بانکوک,تایلند”,code:”BKKALL”,cityTitle:”بانکوک”,isFeatured:true,airports:[{label:”بین‌المللی دن موئنگ(dmk)”,code:”DMK”,cityTitle:”بانکوک”},{label:”سووارنابومی(bkk)”,code:”BKK”,cityTitle:”بانکوک”},],},{label:”بارسلونا,اسپانیا”,code:”BCNALL”,cityTitle:”بارسلونا”,isFeatured:true,airports:[{label:”بارسلونا(bcn)”,code:”BCN”,cityTitle:”بارسلونا”},],},{label:”استانبول,ترکیه”,code:”ISTALL”,cityTitle:”استانبول”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه جدید استانبول(ist)”,code:”IST”,cityTitle:”استانبول”,},{label:”فرودگاه صبیحه گوکچن استانبول(saw)”,code:”SAW”,cityTitle:”استانبول”,},],},{label:”پاریس,فرانسه”,code:”PARALL”,cityTitle:”پاریس”,isFeatured:true,airports:[{label:”تیلی(bva)”,code:”BVA”,cityTitle:”پاریس”},{label:”شارل دو گول(cdg)”,code:”CDG”,cityTitle:”پاریس”},{label:”اورلی(ory)”,code:”ORY”,cityTitle:”پاریس”},],},{label:”پوکت,تایلند”,code:”HKTALL”,cityTitle:”پوکت”,isFeatured:true,airports:[{label:”بین‌المللی پوکت(hkt)”,code:”HKT”,cityTitle:”پوکت”},],},{label:”تفلیس,گرجستان”,code:”TBSALL”,cityTitle:”تفلیس”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه بین‌المللی تفلیس(tbs)”,code:”TBS”,cityTitle:”تفلیس”,},],},{label:”تهران,ایران”,code:”THRALL”,cityTitle:”تهران”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه بین‌المللی امام خمینی(ika)”,code:”IKA”,cityTitle:”تهران”,},],},{label:”ونکوور,کانادا”,code:”YVRALL”,cityTitle:”ونکوور”,isFeatured:true,airports:[{label:”کول هاربور سیپلین بیس(cxh)”,code:”CXH”,cityTitle:”ونکوور”,},{label:”ابتسفرد(yxx)”,code:”YXX”,cityTitle:”ونکوور”},{label:”بین‌المللی ونکوور(yvr)”,code:”YVR”,cityTitle:”ونکوور”},],},],};

var restaurantDefault=[{“id”:118,”title”:”تهران”,”slug”:”تهران”,”provinceSlug”:”Tehran”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان تهران”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:28516,”title”:”مشهد”,”slug”:”Mashhad”,”provinceSlug”:”Razavi-Khorasan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان خراسان رضوی”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:57,”title”:”اصفهان”,”slug”:”Isfahan”,”provinceSlug”:”esfahan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان اصفهان”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:262,”title”:”شیراز”,”slug”:”Shiraz”,”provinceSlug”:”Fars”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان فارس”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:30425,”title”:”تبریز”,”slug”:”Tabriz”,”provinceSlug”:”East-Azerbaijan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان آذربایجان شرقی”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:435,”title”:”کیش”,”slug”:”Kish”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:28355,”title”:”قشم”,”slug”:”Qeshm”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:453,”title”:”یزد”,”slug”:”Yazd”,”provinceSlug”:”Yazd”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان یزد”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:3,”title”:”استان اردبیل”,”slug”:”Ardabil”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:2},{“id”:27,”title”:”استان مازندران”,”slug”:”Mazandaran”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:2},{“id”:25,”title”:”استان گیلان”,”slug”:”Gilan”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:2}];

کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب کجارو تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.



 قائم‌شهر، از مهم‌ترین شهرهای استان مازندران و شمال ایران است که دارای کارخانه‌های نساجی در گذشته بوده و بزرگترین کارخانه نساجی خاورمیانه محسوب می‌شد.

قایم‌شهر از شهرهای استان مازندران است که از به هم پیوستن هفت محله‌ی کوچکسرا، کتی‌سر، آب بندان‌سر، حسن‌آباد، سیدمحله، بربری‌محله و مجاورمحله (شامل ترک‌محله و کبریت‌محله) تشکیل شده است.

این شهر دارای زمین‌های حاصل‌خیز بوده و محصولات مختلف مخصوصا گندم، جو، برنج، صیفی‌جات، لوبیای روغنی و… در آن کشت می‌شود. همچنین باغ‌های پرمحصول مرکبات این شهر درجاده نظامی از اهمیت زیادی برخوردار است. مردم شهر نیز بیشتر در صنایع ماشینی مشغول به کار هستند.

قایم‌شهر از بزرگترین و مهم‌ترین شهرهای استان مازندران و شمال ایران و مرکز شهرستان قائم‌شهر است که در ناحیه البرز مرکزی واقع شده است.

استان قائم شهر

عکاس: رضا رقیمی

قائم‌شهر از طرف شمال و شمال غرب به شهرستان جویبار و دریای مازندران (دریای خزر)، از طرف جنوب به شهرستان سوادکوه، از طرف غرب به شهرستان بابل و از طرف شرق به شهرستان ساری ختم می‌شود.

این شهر ارتباط تهران بزرگ را با شمال و شمال‌شرقی از دو مسیر مختلف جاده فیروزکوه و جاده هراز حفظ کرده که از این نظر حایز اهمیت است.

قایم‌شهر بین کوه و دریا قرار دارد، به همین علت از آب و هوای معتدل و مرطوب برخوردار است. میزان بارش باران و رطوبت در این شهر زیاد بوده و قسمت‌های جنوبی شهرستان پوشش کوهپایه‌ای داشته و مرتفع است که باعث شده آب و هوای سردتر و کوهستانی و زمستان‌های بارانی و برفی در این شهر حاکم شود.

این شهر به علت دارا بودن بارندگی مناسب، پوشش گیاهی مساعدی دارد؛ اما پوشش گیاهی در تمام نقاط آن یکسان نیست زیرا تا ارتفاع ۲۰۰۰ متری نفوذ رطوبت دریای خزر از بین رفته یا به مقدار حداقل می‌رسد که این موضوع باعث کاهش تراکم جنگل و جایگزین مراتع به جای جنگل می‌شود. 

 قائم‌شهر در جلگه قائم‌شهر واقع شده است. جلگه قائم‌شهر از کوه‌پایه‌های البرز شمالی آغاز شده که از بارندگی بسیار برخوردار است. در گذشته جنگل به طرف دشت گسترش بیشتری داشته است، کم‌کم درختان جنگل به خاطر تهیه اراضی مزروعی کاملا بریده شده‌اند یا به شکل بقایای جنگل مخروبه با درختان پهن برگ مشاهده می‌شوند. به طور کلی حاشیه جنوبی قائم‌شهر جنگل‌های بیشتری دارد.

بنا به شواهد و قرائن موجود، اماکن مذهبی نظیر امامزاده یوسف رضا و آرامگاه علامه فقیه شیخ طبرسی خبر از سابقه دیرینه تمدن و فرهنگ قبل از قرن ششم هجری این شهرستان می‌دهد. بنا به سوابق موجود بنای اولیه این شهر در دوران قاجاریه با نام علی‌آباد بنیان شد که متشکل از قریه‌ای با واحدهای تجاری و مسکونی در نزدیکی‌های میدان طالقانی امروزی و محله‌هایی در اطراف و روستاهای بزرگ نظیر چمنو (جمنان فعلی) قادیکلا و کوچکسرا در اطراف بوده است. پس از سرنگونی دوران قاجاریه و آغاز حکومت رضاشاه از نظر موقعیت خاص منطقه‌ای (محل گذر کاروان‌های تجارتی و زیارتی از استان‌های همسایه نظیر تهران گیلان و خراسان) باعث شد که حکومت آن زمان در شهر واحدهای صنعتی کوچک و بزرگ مانند کارخانجات نساجی و گونی بافی و چوب‌بری و شالی‌کوبی ایجاد کند. این موضوعات باعث مهاجرت مردم به این ناحیه از اطراف و سایر ولایات کشور شد و سرانجام در سال ۱۳۱۴ علی‌آباد به شهرستان شاهی تبدیل شد.

 راه‌آهن سراسری در این شهر تاسیس شده و صنایع نساجی نیز توسعه پیدا کردند. درنتیجه جمعیت و توسعه عمرانی و ساخت و ساز شهر افزایش پیدا کرد. نام این شهرستان بعد از انقلاب به قائم شهر تبدیل شد.

بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵، حدود ۳۰۹٬۱۹۹ نفر جمعیت قایم‌شهر است. این شهرستان به علت مهاجرپذیر بودنش دارای اقوام مختلفی همچون سوادکوهی‌ها، شهمیرزادی‌ها، سمنانی‌ها، گرمساری‌ها و ساکنان بومی است. مردمان قایم‌شهر به زبان فارسی و گویش مازندرانی تکلم می‌کنند.

قایم شهر از نظر درصد با سوادی مردم در استان رتبه نخست را کسب کرده است. ۸۹٫۳٪ جمعیت باسواد در این شهر است.

صنایع‌چوبی، مبل‌سازی، نساجی، گونی‌بافی، حصیربافی، گلیم‌بافی، جاجیم‌بافی، جوراب‌بافی، موج‌بافی، پارچه‌بافی و سفال‌گری از صنایع‌دستی این شهر محسوب می‌شوند.

از سوغاتی‌های قایم‌شهر می‌توان به تندیرنون (نان محلی)، سوهان کنجد (پِشتِ زیک) ،برنجک (بهادانه)، پیس گندله، کوماج و…اشاره کرد.

روستای سیدابوصالح، امامزاده یوسف‌رضا، امامزاده حمزه، منطقه حفاظت شده آبشار شیرگاه، پل آجری خرما کلا، پل بالا تجن، منطقه حفاظت شده خیبوس، سد زمزم، آببندان ساروکلا، موزه قایم‌شهر و رودخانه تلار از جاذبه‌های دیدنی این شهر است که در سفر به قایم‌شهر ارزش دیدن دارند.

var suggestJsonList={“title”:”مقاصد پیشنهادی”,”suggest”:[{title:”تهران، ایران”,slug:”/dir/تهران-118-ci/”},{title:”مشهد، ایران”,slug:”/dir/mashhad-28516-ci/”},{title:”کیش، ایران”,slug:”/dir/kish-435-ci/”},{title:”شیراز، ایران”,slug:”/dir/shiraz-262-ci/”},]};

var attractionDefault=[{“id”:435,”title”:”کیش”,”slug”:”Kish”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:57,”title”:”اصفهان”,”slug”:”Isfahan”,”provinceSlug”:”esfahan”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان اصفهان”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:262,”title”:”شیراز”,”slug”:”Shiraz”,”provinceSlug”:”Fars”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان فارس”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:28355,”title”:”قشم”,”slug”:”Qeshm”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:44,”title”:”اردبیل”,”slug”:”ardabil”,”provinceSlug”:”Ardabil”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان اردبیل”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:20015,”title”:”سرعین”,”slug”:”Sarein”,”provinceSlug”:”Ardabil”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان اردبیل”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:361,”title”:”آستارا”,”slug”:”astara”,”provinceSlug”:”Gilan”,”countrySlug”:”iran”,”countryTitle”:”ایران”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان گیلان”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:25463,”title”:”آنتالیا”,”slug”:”antalya”,”provinceSlug”:”Antalya”,”countrySlug”:”turkey”,”countryTitle”:”ترکیه”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان آنتالیا”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:113256,”title”:”گرجستان”,”slug”:”georgia”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”countryTitle”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:1},{“id”:113350,”title”:”ارمنستان”,”slug”:”armenia”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”countryTitle”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:1},{“id”:27047,”title”:”باکو”,”slug”:”Baku”,”provinceSlug”:”baku”,”countrySlug”:”azerbaijan-republic”,”countryTitle”:”جمهوری آذربایجان”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”بخش باکو”,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:3},{“id”:113230,”title”:”بلغارستان”,”slug”:”bulgaria”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”countryTitle”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”isRecentlySearch”:false,”attractionInfoType”:1}];

var tourDefault=[{“id”:620,”title”:”تور ایران”,”slug”:”ایران”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:3,”tagCount”:7,”tourInfoType”:5},{“id”:344,”title”:”تور استانبول”,”slug”:”استانبول”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:547,”title”:”تور مشهد”,”slug”:”مشهد”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:586,”title”:”تور کیش”,”slug”:”کیش”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:345,”title”:”تور آنتالیا”,”slug”:”انتالیا”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:398,”title”:”تور گرجستان”,”slug”:”گرجستان”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:555,”title”:”تور شیراز”,”slug”:”شیراز”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:3,”tagCount”:7,”tourInfoType”:5},{“id”:535,”title”:”تور اصفهان”,”slug”:”اصفهان”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:319,”title”:”تور ارمنستان”,”slug”:”ارمنستان”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:317,”title”:”تور باکو”,”slug”:”باکو”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:533,”title”:”تور اردبیل”,”slug”:”اردبیل”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:324,”title”:”تور دبی”,”slug”:”دبی”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:338,”title”:”تور تایلند”,”slug”:”تایلند”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:410,”title”:”تور مالزی”,”slug”:”مالزی”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:584,”title”:”تور قشم”,”slug”:”قشم”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:0,”tourInfoType”:5},{“id”:3,”title”:”تور تابستان ۹۸”,”slug”:”تور-تابستان”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:1,”tourInfoType”:6},{“id”:7,”title”:”تور پاییز ۹۸”,”slug”:”تور-پاییز”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:null,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:null,”tourCount”:0,”categoryCount”:0,”tagCount”:1,”tourInfoType”:6}];

var hotelDefault=[{“id”:118,”title”:”تهران”,”slug”:”تهران”,”provinceSlug”:”Tehran”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان تهران”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:28516,”title”:”مشهد”,”slug”:”Mashhad”,”provinceSlug”:”Razavi-Khorasan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان خراسان رضوی”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:57,”title”:”اصفهان”,”slug”:”Isfahan”,”provinceSlug”:”esfahan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان اصفهان”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:262,”title”:”شیراز”,”slug”:”Shiraz”,”provinceSlug”:”Fars”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان فارس”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:30425,”title”:”تبریز”,”slug”:”Tabriz”,”provinceSlug”:”East-Azerbaijan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان آذربایجان شرقی”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:435,”title”:”کیش”,”slug”:”Kish”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:28355,”title”:”قشم”,”slug”:”Qeshm”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:453,”title”:”یزد”,”slug”:”Yazd”,”provinceSlug”:”Yazd”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان یزد”,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:3},{“id”:3,”title”:”استان اردبیل”,”slug”:”Ardabil”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:2},{“id”:27,”title”:”استان مازندران”,”slug”:”Mazandaran”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:2},{“id”:25,”title”:”استان گیلان”,”slug”:”Gilan”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”hotelInfoType”:2}];

var internalCityList={isRtl:true,results:[{label:”تهران (Thr)”,code:”thr”,cityTitle:”تهران”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”اصفهان (Ifn)”,code:”ifn”,cityTitle:”اصفهان”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”مشهد (Mhd)”,code:”mhd”,cityTitle:”مشهد”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”کیش (Kih)”,code:”kih”,cityTitle:”کیش”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”اهواز (Awz)”,code:”awz”,cityTitle:”اهواز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”شیراز (Syz)”,code:”syz”,cityTitle:”شیراز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”تبریز (Tbz)”,code:”tbz”,cityTitle:”تبریز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”بندر عباس (Bnd)”,code:”bnd”,cityTitle:”بندر عباس”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”قشم (Gsm)”,code:”gsm”,cityTitle:”قشم”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رشت (Ras)”,code:”ras”,cityTitle:”رشت”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”مراغه (Acp)”,code:”acp”,cityTitle:”مراغه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خوی (Khy)”,code:”khy”,cityTitle:”خوی”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ماکو (Imq)”,code:”imq”,cityTitle:”ماکو”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ارومیه (Omh)”,code:”omh”,cityTitle:”ارومیه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”اردبیل (Adu)”,code:”adu”,cityTitle:”اردبیل”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”پارس آباد (Pfq)”,code:”pfq”,cityTitle:”پارس آباد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کاشان (Kks)”,code:”kks”,cityTitle:”کاشان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرج (Pyk)”,code:”pyk”,cityTitle:”کرج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ایلام (Iil)”,code:”iil”,cityTitle:”ایلام”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بوشهر (Buz)”,code:”buz”,cityTitle:”بوشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خارک (Khk)”,code:”khk”,cityTitle:”خارک”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”عسلویه (Pgu)”,code:”pgu”,cityTitle:”عسلویه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”شهرکرد (Cqd)”,code:”cqd”,cityTitle:”شهرکرد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”طبس (Tcx)”,code:”tcx”,cityTitle:”طبس”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بیرجند (Xbj)”,code:”xbj”,cityTitle:”بیرجند”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سبزوار (Afz)”,code:”afz”,cityTitle:”سبزوار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بجنورد (Bjb)”,code:”bjb”,cityTitle:”بجنورد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”آبادان (Abd)”,code:”abd”,cityTitle:”آبادان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”دزفول (Def)”,code:”def”,cityTitle:”دزفول”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”مسجد سلیمان (Qmj)”,code:”qmj”,cityTitle:”مسجد سلیمان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بندر ماهشهر (Mrx)”,code:”mrx”,cityTitle:”بندر ماهشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”امیدیه (Akw)”,code:”akw”,cityTitle:”امیدیه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زنجان (Jwn)”,code:”jwn”,cityTitle:”زنجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سمنان (Snx)”,code:”snx”,cityTitle:”سمنان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”شاهرود (Rud)”,code:”rud”,cityTitle:”شاهرود”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ایرانشهر (Ihr)”,code:”ihr”,cityTitle:”ایرانشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”چابهار (Zbr)”,code:”zbr”,cityTitle:”چابهار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زابل (Acz)”,code:”acz”,cityTitle:”زابل”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زاهدان (Zah)”,code:”zah”,cityTitle:”زاهدان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”جهرم (Jar)”,code:”jar”,cityTitle:”جهرم”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”فسا (Faz)”,code:”faz”,cityTitle:”فسا”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”لار (Lrr)”,code:”lrr”,cityTitle:”لار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”لامرد (Lfm)”,code:”lfm”,cityTitle:”لامرد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سنندج (Sdg)”,code:”sdg”,cityTitle:”سنندج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بم (Bxr)”,code:”bxr”,cityTitle:”بم”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”جیرفت (Jyr)”,code:”jyr”,cityTitle:”جیرفت”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رفسنجان (Rjn)”,code:”rjn”,cityTitle:”رفسنجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سیرجان (Syj)”,code:”syj”,cityTitle:”سیرجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرمان (Ker)”,code:”ker”,cityTitle:”کرمان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرمانشاه (Ksh)”,code:”ksh”,cityTitle:”کرمانشاه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”گرگان (Gbt)”,code:”gbt”,cityTitle:”گرگان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کلاله (Klm)”,code:”klm”,cityTitle:”کلاله”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ساری (Sry)”,code:”sry”,cityTitle:”ساری”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”نوشهر (Nsh)”,code:”nsh”,cityTitle:”نوشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رامسر (Rzr)”,code:”rzr”,cityTitle:”رامسر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”اراک (Ajk)”,code:”ajk”,cityTitle:”اراک”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بندرلنگه (Bdh)”,code:”bdh”,cityTitle:”بندرلنگه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”جزیره لاوان (Lvp)”,code:”lvp”,cityTitle:”جزیره لاوان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”همدان (Hdm)”,code:”hdm”,cityTitle:”همدان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”یزد (Azd)”,code:”azd”,cityTitle:”یزد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خرم آباد (Khd)”,code:”khd”,cityTitle:”خرم آباد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”یاسوج (Yes)”,code:”yes”,cityTitle:”یاسوج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”گچساران (Gch)”,code:”gch”,cityTitle:”گچساران”,isFeatured:false,airports:null,},],};var destinationInternalCityList={isRtl:true,results:[{label:”مشهد (Mhd)”,code:”mhd”,cityTitle:”مشهد”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”تبریز (Tbz)”,code:”tbz”,cityTitle:”تبریز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”تهران (Thr)”,code:”thr”,cityTitle:”تهران”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”جزیره کیش (Kih)”,code:”kih”,cityTitle:”جزیره کیش”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”شیراز (Syz)”,code:”syz”,cityTitle:”شیراز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”اهواز (Awz)”,code:”awz”,cityTitle:”اهواز”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”قشم (Gsm)”,code:”gsm”,cityTitle:”قشم”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”اصفهان (Ifn)”,code:”ifn”,cityTitle:”اصفهان”,isFeatured:true,airports:null,},{label:”چابهار (Zbr)”,code:”zbr”,cityTitle:”چابهار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زنجان (Jwn)”,code:”jwn”,cityTitle:”زنجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زابل (Acz)”,code:”acz”,cityTitle:”زابل”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”گچساران (Gch)”,code:”gch”,cityTitle:”گچساران”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”اراک (Ajk)”,code:”ajk”,cityTitle:”اراک”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرمانشاه (Ksh)”,code:”ksh”,cityTitle:”کرمانشاه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کاشان (Kks)”,code:”kks”,cityTitle:”کاشان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سیرجان (Syj)”,code:”syj”,cityTitle:”سیرجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ارومیه (Omh)”,code:”omh”,cityTitle:”ارومیه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”دزفول (Def)”,code:”def”,cityTitle:”دزفول”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”عسلویه (Pgu)”,code:”pgu”,cityTitle:”عسلویه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”طبس (Tcx)”,code:”tcx”,cityTitle:”طبس”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ماکو (Mku)”,code:”mku”,cityTitle:”ماکو”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ایرانشهر (Ihr)”,code:”ihr”,cityTitle:”ایرانشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”جهرم (Jar)”,code:”jar”,cityTitle:”جهرم”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خارک (Khk)”,code:”khk”,cityTitle:”خارک”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خوی (Khy)”,code:”khy”,cityTitle:”خوی”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”شاهرود (Rud)”,code:”rud”,cityTitle:”شاهرود”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرج (Pyk)”,code:”pyk”,cityTitle:”کرج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کلاله (Klm)”,code:”klm”,cityTitle:”کلاله”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”لامرد (Lfm)”,code:”lfm”,cityTitle:”لامرد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ابوموسی (Aeu)”,code:”aeu”,cityTitle:”ابوموسی”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”آغاجاری (Akw)”,code:”akw”,cityTitle:”آغاجاری”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”فسا (Faz)”,code:”faz”,cityTitle:”فسا”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”آبادان (Abd)”,code:”abd”,cityTitle:”آبادان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”اردبیل (Adu)”,code:”adu”,cityTitle:”اردبیل”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ایلام (Iil)”,code:”iil”,cityTitle:”ایلام”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بجنورد (Bjb)”,code:”bjb”,cityTitle:”بجنورد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بم (Bxr)”,code:”bxr”,cityTitle:”بم”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بندر عباس (Bnd)”,code:”bnd”,cityTitle:”بندر عباس”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بندر لنگه (Bdh)”,code:”bdh”,cityTitle:”بندر لنگه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بندر ماهشهر (Mrx)”,code:”mrx”,cityTitle:”بندر ماهشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بوشهر (Buz)”,code:”buz”,cityTitle:”بوشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”بیرجند (Xbj)”,code:”xbj”,cityTitle:”بیرجند”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”پارس آباد (Pfq)”,code:”pfq”,cityTitle:”پارس آباد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”خرم آباد (Khd)”,code:”khd”,cityTitle:”خرم آباد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رامسر (Rzr)”,code:”rzr”,cityTitle:”رامسر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رشت (Ras)”,code:”ras”,cityTitle:”رشت”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”رفسنجان (Rjn)”,code:”rjn”,cityTitle:”رفسنجان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”زاهدان (Zah)”,code:”zah”,cityTitle:”زاهدان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سبزوار (Afz)”,code:”afz”,cityTitle:”سبزوار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”سنندج (Sdg)”,code:”sdg”,cityTitle:”سنندج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”شهرکرد (Cqd)”,code:”cqd”,cityTitle:”شهرکرد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”گرگان (Gbt)”,code:”gbt”,cityTitle:”گرگان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”لار (Lrr)”,code:”lrr”,cityTitle:”لار”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”مراغه (Acp)”,code:”acp”,cityTitle:”مراغه”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”نوشهر (Nsh)”,code:”nsh”,cityTitle:”نوشهر”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”همدان (Hdm)”,code:”hdm”,cityTitle:”همدان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”کرمان (Ker)”,code:”ker”,cityTitle:”کرمان”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”یزد (Azd)”,code:”azd”,cityTitle:”یزد”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”ساری (Sry)”,code:”sry”,cityTitle:”ساری”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”یاسوج (Yes)”,code:”yes”,cityTitle:”یاسوج”,isFeatured:false,airports:null,},{label:”جیرفت (Jyr)”,code:”jyr”,cityTitle:”جیرفت”,isFeatured:false,airports:null,},],};var externalCityList={isRtl:true,results:[{label:”بانکوک,تایلند”,code:”BKKALL”,cityTitle:”بانکوک”,isFeatured:true,airports:[{label:”بین‌المللی دن موئنگ(dmk)”,code:”DMK”,cityTitle:”بانکوک”},{label:”سووارنابومی(bkk)”,code:”BKK”,cityTitle:”بانکوک”},],},{label:”بارسلونا,اسپانیا”,code:”BCNALL”,cityTitle:”بارسلونا”,isFeatured:true,airports:[{label:”بارسلونا(bcn)”,code:”BCN”,cityTitle:”بارسلونا”},],},{label:”استانبول,ترکیه”,code:”ISTALL”,cityTitle:”استانبول”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه جدید استانبول(ist)”,code:”IST”,cityTitle:”استانبول”,},{label:”فرودگاه صبیحه گوکچن استانبول(saw)”,code:”SAW”,cityTitle:”استانبول”,},],},{label:”پاریس,فرانسه”,code:”PARALL”,cityTitle:”پاریس”,isFeatured:true,airports:[{label:”تیلی(bva)”,code:”BVA”,cityTitle:”پاریس”},{label:”شارل دو گول(cdg)”,code:”CDG”,cityTitle:”پاریس”},{label:”اورلی(ory)”,code:”ORY”,cityTitle:”پاریس”},],},{label:”پوکت,تایلند”,code:”HKTALL”,cityTitle:”پوکت”,isFeatured:true,airports:[{label:”بین‌المللی پوکت(hkt)”,code:”HKT”,cityTitle:”پوکت”},],},{label:”تفلیس,گرجستان”,code:”TBSALL”,cityTitle:”تفلیس”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه بین‌المللی تفلیس(tbs)”,code:”TBS”,cityTitle:”تفلیس”,},],},{label:”تهران,ایران”,code:”THRALL”,cityTitle:”تهران”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه بین‌المللی امام خمینی(ika)”,code:”IKA”,cityTitle:”تهران”,},],},{label:”ونکوور,کانادا”,code:”YVRALL”,cityTitle:”ونکوور”,isFeatured:true,airports:[{label:”کول هاربور سیپلین بیس(cxh)”,code:”CXH”,cityTitle:”ونکوور”,},{label:”ابتسفرد(yxx)”,code:”YXX”,cityTitle:”ونکوور”},{label:”بین‌المللی ونکوور(yvr)”,code:”YVR”,cityTitle:”ونکوور”},],},],};var destinationExternalCityList={isRtl:true,results:[{label:”بانکوک,تایلند”,code:”BKKALL”,cityTitle:”بانکوک”,isFeatured:true,airports:[{label:”بین‌المللی دن موئنگ(dmk)”,code:”DMK”,cityTitle:”بانکوک”},{label:”سووارنابومی(bkk)”,code:”BKK”,cityTitle:”بانکوک”},],},{label:”بارسلونا,اسپانیا”,code:”BCNALL”,cityTitle:”بارسلونا”,isFeatured:true,airports:[{label:”بارسلونا(bcn)”,code:”BCN”,cityTitle:”بارسلونا”},],},{label:”استانبول,ترکیه”,code:”ISTALL”,cityTitle:”استانبول”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه جدید استانبول(ist)”,code:”IST”,cityTitle:”استانبول”,},{label:”فرودگاه صبیحه گوکچن استانبول(saw)”,code:”SAW”,cityTitle:”استانبول”,},],},{label:”پاریس,فرانسه”,code:”PARALL”,cityTitle:”پاریس”,isFeatured:true,airports:[{label:”تیلی(bva)”,code:”BVA”,cityTitle:”پاریس”},{label:”شارل دو گول(cdg)”,code:”CDG”,cityTitle:”پاریس”},{label:”اورلی(ory)”,code:”ORY”,cityTitle:”پاریس”},],},{label:”پوکت,تایلند”,code:”HKTALL”,cityTitle:”پوکت”,isFeatured:true,airports:[{label:”بین‌المللی پوکت(hkt)”,code:”HKT”,cityTitle:”پوکت”},],},{label:”تفلیس,گرجستان”,code:”TBSALL”,cityTitle:”تفلیس”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه بین‌المللی تفلیس(tbs)”,code:”TBS”,cityTitle:”تفلیس”,},],},{label:”تهران,ایران”,code:”THRALL”,cityTitle:”تهران”,isFeatured:true,airports:[{label:”فرودگاه بین‌المللی امام خمینی(ika)”,code:”IKA”,cityTitle:”تهران”,},],},{label:”ونکوور,کانادا”,code:”YVRALL”,cityTitle:”ونکوور”,isFeatured:true,airports:[{label:”کول هاربور سیپلین بیس(cxh)”,code:”CXH”,cityTitle:”ونکوور”,},{label:”ابتسفرد(yxx)”,code:”YXX”,cityTitle:”ونکوور”},{label:”بین‌المللی ونکوور(yvr)”,code:”YVR”,cityTitle:”ونکوور”},],},],};

استان قائم شهر

var restaurantDefault=[{“id”:118,”title”:”تهران”,”slug”:”تهران”,”provinceSlug”:”Tehran”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان تهران”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:28516,”title”:”مشهد”,”slug”:”Mashhad”,”provinceSlug”:”Razavi-Khorasan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان خراسان رضوی”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:57,”title”:”اصفهان”,”slug”:”Isfahan”,”provinceSlug”:”esfahan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان اصفهان”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:262,”title”:”شیراز”,”slug”:”Shiraz”,”provinceSlug”:”Fars”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان فارس”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:30425,”title”:”تبریز”,”slug”:”Tabriz”,”provinceSlug”:”East-Azerbaijan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان آذربایجان شرقی”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:435,”title”:”کیش”,”slug”:”Kish”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:28355,”title”:”قشم”,”slug”:”Qeshm”,”provinceSlug”:”Hormozgan”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان هرمزگان”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:453,”title”:”یزد”,”slug”:”Yazd”,”provinceSlug”:”Yazd”,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:”استان یزد”,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:3},{“id”:3,”title”:”استان اردبیل”,”slug”:”Ardabil”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:2},{“id”:27,”title”:”استان مازندران”,”slug”:”Mazandaran”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:2},{“id”:25,”title”:”استان گیلان”,”slug”:”Gilan”,”provinceSlug”:null,”countrySlug”:”iran”,”cityTitle”:null,”provinceTitle”:null,”countryTitle”:”ایران”,”restaurantInfoType”:2}];

کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب کجارو تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.

قائمشهر یا شاهی:


شهر قائم‌شهر تا تهران‌ 257 كيلومتر فاصله‌ دارد و در دشت‌ سبز و خرمي‌ واقع‌ شده‌ است‌. نام‌ قديمي‌ قائمشهر، علي‌ آباد بود. علي‌ آباد دهي‌ بود كه‌ بقعه‌اي‌ داشت‌ و زيارتگاه‌ اهالي‌ اطراف‌ بود. قصري‌ از زمان‌ شاه‌ عباس‌ در اين‌ شهر به‌ جامانده‌ است‌. اين‌ دهكده‌ قديمي‌ كه‌ با پيوستن‌ آبادي‌هاي‌ ديگر به‌ آن ‌، به‌ شهر مبدل‌ شد، درسال‌ 1314 خورشيدي شاهي‌ نام‌گذاري‌ شد ، در سال‌هاي‌ اخير مورد توجه‌ قرار گرفت‌ و به‌ صورت‌ شهر صنعتي ‌درآمد. گفته‌ مي‌شود كه‌ قدمت‌ اين‌ شهر به‌ دوران‌ اسپهبدان‌ طبرستان‌ مي‌رسد.

شهرستان قائم‌شهر يكي از شهرستان‌هاي استان مازندران است كه در شمال اين استان واقع شده است. نام قديم اين منطقه علي آبادشاهي بوده است. شهرستان قائم شهر يكی از شهرستان های استان مازندارن از شمال به جويبار، ‌از خاور به ساری، از جنوب به سوادكوه و از باختر به بابل محدود می‌شود. از مهم ترين صنايع دستی قائم شهر می‌توان‌ جوراب بافی، چوقابافی، حصير بافی و سفال را نام برد.اساس‌اقتصادشهرستان‌قائم‌شهر‌راكشاورزي،باغ‌داري‌و دام‌داري تشكيل مي‌دهد. تپه امام‌زاده كتی در قائم شهر، درياچه‌گل‌پل در جنوب خاوری قائم شهر، تكيه كردكلا در 28 كيلومتری شمال خاوری قائم شهر و چنار امام زاده يوسف رضا در محل بيمارستان رازی از جمله مكان‌هاي ديدني و تاريخي اين شهرستان به شمار مي روند كه از معروفيت برخوردار هستند.

استان قائم شهر

مکان های دیدنی و تاریخی – قائمشهر:

تپه امام‌زاده كتی در قائم شهر، درياچه‌گل‌پل در جنوب خاوری قائم شهر، تكيه كردكلا در 28 كيلومتری شمال خاوری قائم شهر و چنار امام زاده يوسف رضا در محل بيمارستان رازی از جمله مكان‌هاي ديدني و تاريخي اين شهرستان به شمار مي روند كه از معروفيت برخوردار هستند.  

صنايع و معادن – قائمشهر:

صنايع توليدی قائم شهر صنايع نساجی، گونی بافی و فرش ماشينی است كه محصولات آن صادر می شود. از معادن اين منطقه اسطلاعات مستندي در دست ما نيست.  

کشاورزی و دام داری – قائمشهر:

اساس‌اقتصادشهرستان‌قائم‌شهر‌راكشاورزي،باغ‌داري‌و دام‌داري تشكيل مي‌دهد. آب كشاورزی قائم شهر از دره رود و چاه ژرف تأمين می شود و كشاورزی در اين منطقه رونق دارد. محصولات كشاورزی اين شهرستان گندم، جو، ‌برنج، ‌تره بار، مركبات، گوجه سبز، توتون، كنف و كنجد می باشند. برنج، ‌مركبات، ‌تره بار، سويا، گوجه درختی، مرغ، دستمال كاغذی، انواع پارچه، حوله، فرش ماشينی، گونی، كنسرو، گوشت و آبگرمكن از صادرات شهرستان قائم شهر است.  

مشخصات جغرافيايي – قائمشهر:

شهرستان قائم شهر يكی از شهرستان های استان مازندارن از شمال به جويبار، ‌از خاور به ساری، از جنوب به سواد كوه و از باختر به بابل محدود می‌شود. قائم‌شهراز نظر جغرافيايی در 52 درجه و 53 دقيقه‌ی درازای خاوری و 36 درجه و 28 دقيقه‌ی پهنای شمالی و 20 كيلومتری شهر ساری واقع شده است. بابل در فاصله 19 كيلومتری، نزديك ترين شهرستان به قائم شهر است. مختصات جغرافيايي اين شهرستان 52 درجه و 52 دقيقه طول جغرافيايي و 36 درجه و 28 دقيقه عرض جغرافيايي است. براساس آخرين تقسيمات كشوري در سال 1377 مساحت اين شهرستان بالغ بر 919و 327 نفر بوده كه از اين رقم بالغ بر 286و143 نفر جمعيت مركز شهرستان قائم شهر است.قائم شهر در مسير راه اصلی ساری – آمل قرار گرفته است. مسير قائم‌شهر – ساری از سوی شمال خاوری به درازای 16 كيلومتر و مسير قائم شهر – بابل از شمال باختری به درازای 18 كيلومتر از جمله راه‌هاي ارتباطي اين شهرستان به شمار مي‌آيند.  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي – قائمشهر:

در برخی از متون تاريخی از ناحيه‌ای به نام «جمنو» يا «چمنو»، در بين مسير ساری به‌ آمل نام برده شده است، كه گفته می شود بعدا به «علی‌آباد»، «شاهی» و «قائم شهر» معروف شده و ظاهرا قدمت آن به دوران ساسانی يا دوران اسپهبدان طبرستان می‌رسد. «علی آباد» دهی بود كه به جهت داشتن بقعه ای متبرک، زيارت گاه اهالی اطراف بود. اين بقعه تا سال 1326 هـ . ق نيز هم چنان باقی بود، اما امروزه اثری از آن نيست. با پيوستن آبادی های ديگر به «علی آباد»، روستا رفته‌رفته وسعت يافته به شهر تبديل شده است. نام «علی آباد» در سال 1314 هـ . ش به «شاهی» تغيير داده شد و در دوره های اخير به صورت شهری صنعتی درآمد. امروزه اين منطقه به نام قائم شهر معروف است. هر چند استان مازندران دارای سابقه طولانی تاريخی است ولی‌قائم شهر پيشينه تاريخی طولانی ندارد. تا اوايل قرن اخير روستايی بنام علی آباد بوده است. قائم شهر از نظر دسترسی نسبت به روستاهای مجاور دارای مركزيت مكانی بوده و جمعيت آن نيزاز چند صد نفر تجاوز نمی ‌كرد. به دليل موقعيت مكانی اين روستا روزهای چهارشنبه هفته بازار عمومی در آن داير می شد و پيشه وران نقاط مختلف شهرستان و شهرهای مازندران اجناس مورد نياز کشاورزان را به فروش می‌ گذاشتند. به اين ترتيب می‌ توان دليل وجود هسته اوليه قائم شهر كنونی را در نقش مبادله‌ ای بازار هفتگی آن دانست. علت به وجود آمدن قائم شهر موقعيت مركزی روستای علی آباد (قائم شهر) بين روستاهای موجود در نواحی جلگه ‌ای و كوهپايه‌ ای و تشكيل بازار هفتگی است. عبور راه آهن تهران ـ شمال از اين منطقه و قابليت ايستگاهی مناسب برای قطار به منظور بارگيری و تخليه كالا و مسافرباعث رشد اين شهر شد. توسعه كالبدی قائم شهر و تبديل آن ازيک روستا يا روستا ـ شهر به شكل جديد شهری از دهه اول و دوم قرن معاصر صورت گرفته است. چهار خيابان روی اصول صحيحی از فلكه مركزی شهرمنشعب،‌ بناهای معتبرآن در دو طرف اين خيابان ها واقع و آسفالت شده است. به دنبال اين اقدامات سازماندهی فضايی، قسمت مركزی شهر با اشكال هندسی منظم به صورت بافت جديد وسپس در سال های بعد به صورت امروزی درآمد. به اين ترتيب تقويت مركزيت اقتصادی و مبادله‌ ای قائم شهر بازتاب مستقيمی بر توسعه كالبدی آن گذاشت. تقويت نقش اداری قائم شهر از زمان تبديل آن به مركز شهرستان، سهم بسياری درتوسعه كالبدی و دگرگونی ظاهر شهر داشته است . اين شهر به مرور زمان باالحاق مناطق اطراف به آن به صورت يك شهرستان درآمد.

اماکن مذهبی – قائمشهر:

تكيه‌ كردكلا – قائم‌ شهر: تكيه‌ كردكلا در 28 كيلومتري‌ شمال‌ شرقي‌ قائم‌ شهر واقع‌ شده‌ است‌. نماي‌ آجري ‌ساختمان‌ طرحي‌ مستطيل‌ شكل‌ با سقف‌ سفالپوش‌ دارد. تكيه‌ شامل‌ يك‌ ايوان‌ با چهار ستون‌ چوبي‌ است‌ و درطرفين‌ آن ‌، اتاق‌هاي‌ دو اشكوبه‌ به‌ طور قرينه‌ واقع‌ شده‌اند. بناي‌ تكيه‌ علاوه‌ بر ويژگي‌هاي‌ معماري‌ داراي‌ تزئينات‌ ، ارسي‌ها و نقاشي‌هاي‌ زيباي‌ دوره‌ قاجار است‌ كه‌ مهّم‌ترين‌ آنها در نماي‌ داخلي‌ و خارجي‌ اتاق‌هاي‌اشكوب‌ دوم‌ تعبيه‌ شده‌اند. بناي‌ اين‌ تكيه‌ در سال‌ 1280 هجري‌ قمري ‌، يعني‌ همزمان‌ با اوايل‌ سلطنت‌ ناصرالدين‌ شاه‌ قاجار احداث‌ شده‌ است‌. 

جغرافیای طبیعی – قائمشهر:

تالار رود (سياه‌ رود) – قائم‌ شهر: اين‌ رودخانه‌ از ارتفاعات‌ سوادكوه‌ سرچشمه‌ مي‌گيرد و همراه‌ با شعبات‌ متعدد ، پس‌ از عبور از بالادست‌ قائمشهر به‌ درياي‌ مازندران مي‌ريزد. به‌ علّت‌ تلاقي‌ جاده‌ فيروزكوه‌ با دره‌ اين‌ رودخانه‌ ، چشم‌اندازهاي‌ جالبي‌ از جنگل ‌، دره‌ و شاليزار در حواشي‌ آن‌ پديد آمده‌ است‌.

شهرستان قائم شهر ازلحاظ موقعیت سیاسی اداری، یکی از شهرستان های استان مازندران است که با نام شاهی نیز مشهور است ( شاهی : نام پیش از انقلاب) و به لحاظ موقعیت جغرافیایی، با ۳۶ درجه و ۲۱ دقیقه تا ۳۶ درجه و ۳۸ دقیقه عرض شمالی و ۵۲ درجه و ۴۳ دقیقه تا ۵۳ درجه و ۳ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ ، بین دریای خزر و کوه های البرز و با فاصله ی 21 کیلومتری از مرکز استان یعنی شهر ساری و با فاصله 237کیلومتری از پایتخت ایران(تهران) بعنوان شهرستانی استراتژیک در اتصال تهران به شمال ایران است که دارای آب و هوای معتدل مدیترانه ای خزری با تابستان های شرجی و زمستان های پر بارش و سرد است.

نقشه موقعیت شهرستان قائم شهر در استان مازندران

 

شهر قائم شهر مرکز شهرستان قائم شهر است که یکی از مهمترین شهرهای مازندران و ناحیه البرز مرکزی است. همسایه های شهرستان قائم شهر از جنوب، شهرستان سوادکوه – از شمال، شهرستان جویبار- از شرق، شهرستان ساری – از غرب، شهرستان بابل هستند.

استان قائم شهر

نمایی از قائم شهر

ترکیب جمعیتی شهرستان قائم شهر با توجه به مهاجرپذیر بودن آن شامل اقوام مختلفی از جمله سوادکوهی‌ها، شهمیرزادی‌ها، سمنانی‌ها، گرمساری‌ها، بربری‌ها، مهاجرین پراکنده دیگری از سایر مناطق ایران و کشورهای مجاور (به ویژه مهاجران انقلاب سرخ شوروی سابق) و ساکنان بومی است که اغلب آنها ضمن تسلط بر زبان فارسی کشور، به زبان مازندرانی و تعدادی نیز علاوه بر مازندرانی، به زبان‌ها و لهجه‌های،آذری، گیلکی، سمنانی، شهمیرزادی و… سخن می‌گویند.

در شهرستان قائم‌شهر فصل خشک به‌طور کامل وجود ندارد. قائم‌شهر در یک جلگه به نام خودش، (جلگه قائم‌شهر) واقع است. همه ی شهرهای این شهرستان دارای جنگل های زیبا هستند، که بلحاظ دسته بندی علمی،جنگل های هیرکانی نامیده می شوند. شروع جنگل های قائم‌شهر از کوه پایه‌های البرز شمالی است که دارای حداکثر بارندگی است و میزان گسترش جنگل در گذشته به طرف دشت بیشتر بوده‌است که به مرور به منظور تهیه اراضی مزروعی، درختان جنگل کاملاً بریده شده‌اند یا به صورت بقایای جنگل مخروبه با درختان پهن برگ دیده می‌شوند. به‌طور کلی جنگل‌ها در حاشیه جنوبی قائم‌شهر دارای تراکم بیشتری است و انواع درختان مانند راش، ممرز، توسکا و کلهر ملج انجیلی و… را می‌توان دید. گونه‌های اصلی جانوری منطقه شامل : مرال، شوکا، پلنگ، سیاه‌گوش، گربه وحشی ،خرس قهوه‌ای، شغال، گراز، روباه معمولی، تشی، رودک، جوجه تیغی، سنجابک، درختی، قرقاول، کبوتر جنگلی، ابیا، عقاب، کرکس، قرقی، توکای گلوسیاه، توکای پشت بلوطی، مار آبی، و لوس مار و… است.

غذاهای سنتی قائم شهر شامل، ناز خاتون، آش گزنه (گزنه آش) ،آش کدو ،آش ترش(تِرش آش)، آش دوغ، ته چین، فسنجان، انار تیم خِرِش، خورش مرغ ترش، باقالا پلو، امرغ شکم پر، کدو پلو (کهی پِلا)، اکبر جوجه، ماهی شکم پر، و… می‌شود. همچنین به دلیل استفاده از شکر سرخ، و رب انار طعم مَلَس دارد.
نان و شیرینی از نوع تندیرنون (نان محلی)، سوهان کنجد (پِشتِ زیک) ،برنجک (بهادانه)، پیس گندله، کوماج و…

ترشییجات از نوع بادمجان ترشی، سیر ترشی، هفت بیجار، ترشی یارمسی، ناز خاتون، وینگوم زالک، هلی ترشی، آبغوره، آب نارنج و …

 

این شهرستان متشکل از 2 شهر ارطه و قائمشهر و2 بخش و 6 دهستان است، که جاذبه های تورستی شان به شرح ذیل نام برده شده اند:

 

تپه باستانی گردکوه چمنان
جنگل کلوس، روستای کرچنگ
جنگل روستای کوتنا، روستای کوتنا
جنگل شالتماس، روستای افراتخت
غار پلنگ لی، روستای ملک‌خیل در شرف تخریب

جاهای دیدنی شهرستان قائم شهر _ تالاب قادی کلای بزرگ

منطقه حفاظت شده جنگل‌های خیبوس و انجیل سی
پارک جنگلی تِلار (جاده نظامی)
ارک نمونه گردشگری پایین‌لموک (پایین‌لموک)
بوستان ساحلی سراج (پل تلار)
پارک جنگلی تلار جاده نظامی
جنگل سنگ تلار، قادیکلای بزرگ
جنگل ممیج چال، ارطه
جنگل اوجی تالار: از معدود منابع جنگل‌های طبیعی جلگه‌ای باقی‌مانده از مازندران قدیم است
امامزاده سید ابوصالح، پیرتکیه، مله یا سید ابوصالح (دارای زائرسرا)

 

جاهای دیدنی شهرستان قائم شهر _ امامزاده سید محمد زرین نوا

امامزاده سید محمد زرین نوا
امامزاده سید نظام الدین
تکیه کردکلا

امامزاده یوسف‌رضا
امامزاده حمزه، خیابان صالحی مازندرانی بربری محله
آرامگاه شیخ طبرسی
پل آجری خرماکلا
پل افرا کتی

سد زمزم ( سد برنجستانک)
سد لاستیکی رودخانه تلار
سد ساروکلا

جاهای دیدنی شهرستان قائم شهر _ جنگل شالتماس

آب بندان جاده نظامی
چشمه گل‌پل شاهی
رودخانه سیاهرود
رودخانه تلار
آب‌بندان ساروکلا

آب‌بندان ملک خیل
آب‌بندان فندری
آب‌بندان می کلا
آب‌بندان کرچنگ
آب‌بندان اوجی تالار
آب‌بندان واسکس
چشمه آب معدنی هزارون
چشمه افرا بن قادیکلای بزرگ
تالاب (مرداب ) قادیکلا
بِن دَنِبی قادیکلای ارطه
آبشار فصلی جنگل‌های روستای واسکس

نام های قدیم قائم شهر

نام قدیم سوادکوه 

جاهای دیدنی سوادکوه

برچسب ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرستادن دیدگاه

بکس بادی

شرکت طراحی سایت : یارس ، 2020© حق نشر محفوظ می باشد.

بکس بادی

‌قائم‌شهر در گذر تاریخ

نام قدیم ‌قائم‌شهر و تاریخچه ‌قائم‌شهر پیش از اسلام

جمنو، چمنو( در گویش مازنی اشاره به وجود چمن+ او ( آب ) است. و یا (چمنان) : منطقه‌ای مابین ساری و آمل بوده که بعدها علی‌آباد نام گرفت. علی‌آباد دهی بود که بخاطر وجود بقعه‌ای در آن رونق یافت (امروزه اثری از آن بقعه نیست) با ادغام چند روستا، علی‌آباد رونق گرفت و رشد کرد و سپس با نام‌های دیگر به ‌قائم‌شهر معروف شد. وجود تپه گردکوه چمنون (با شماره ثبت ملی 8803 در یکی از محله‌های قدیمی جنوب شرقی شهر ‌قائم‌شهر) که قدمتی مربوط به عصرآهن داشته و همچنین وجود ظروف سفالی مربوط به دوران اشکانی و ساسانی و کاربرد تپه‌ها بعنوان دژهایی نظامی در دوران پس از ورود اعراب به ایران، همگی دال بر قدمت و هویت تاریخی این شهر دارند همچنین وجود بقایای اثر ملی تپه طالقانی (با کاربری گورستان 3000سال پیش) و تپه دینه در روستای کفشگر‌کلا ( با شماره ثبت ملی 10273مربوط به هزاره اول پیش از میلاد مسیح) حکایت از قدمت ‌قائم‌شهر دارد .

نام قدیم و تاریخچه ‌قائم‌شهر  دردوران صفویه و قاجار

نام چمنو تا قرن 6 هجری شمسی روی این شهر بوده و از دوره صفویه به  بعد به علی‌آباد تغییر یافته است . دلاواله سیاح ایتالیایی که سفر خود را در زمان صفویان از راه کویر و فیروزکوه به سمت شمال ایران آغاز کرد، در سفرنامه‌اش به شرح خصوصیات ظاهری و منش مردم مازندران اشاره کرده که منطقه‌ی مازندران (ایالت هیرکانیا) زیباترین نقطه‌ای است که تا آن زمان در آسیا دیده بوده. وی علت توجه زیاد شاه عباس صفوی به مازندران را در2 علت می‌دانسته: یکی این‌که شمال ایران به دلیل برخورداری از جنگل‌‌های انبوه و راه‌‌های صعب‌العبور و عدم دسترسی دشمن، داری موقعیتی مناسب برای آبادانی و رشد بوده و دلیل دیگر اینکه مادرش از این منطقه بوده و شاه عباس از اینکه خون مازندرانی در رگ‌‌هایش جریان داشته با افتخار یاد می‌کرده و برای آبادانی بیشتر، از سایر نقاط ایران جمعیتی را به مازندران کوچانده است.

استان قائم شهر

در دوره قاجار، ناصرالدین شاه در سفرش به ‌قائم‌شهر که آن زمان (علی‌آباد) نام داشت، سفر کرد وی از جاذبه‌‌های طبیعی علی‌آباد نام برده و همچنین وجود مزار امامزاده یوسف‌رضا و درخت سرو قدمت‌داری که در حیاط آن است. همچنین اشاره به شکار در کیاکلا در 2 فرسخی علی‌آباد.

نقشه قدیمی ‌قائم‌شهر

‌قائم‌شهر در دوران پهلوی

در دوره پهلوی، رضا شاه پهلوی سوادکوهی در سفری که به علی‌آباد داشته با گذر از شیرگاه (جاهای دیدنی شیرگاه) به سمت علی‌آباد رفت و از کیاکلا با عنوان دهاتی حاصل‌خیز یاد کرده همچنین از چهارشنبه‌بازار علی‌آباد (چهارشنبه‌بازار ‌قائم‌شهر، که هنوز هم رونق و جریان دارد) . بخشی از سفرنامه‌ی رضاشاه پهلوی ( نقل‌قول مستقیم) به شرح ذیل است:

(( از “علی‌آباد“ تا “کیاکلا“ سه فرسخ راه است. جاده شوسه نیست، ولی قبلاً امر داده بودم که برای هدایت اتومبیل‌ها در کنار راه‌های روستائی، در فاصله‌های مختلف نی نصب کنند که همراهان راه را گم نکنند و به ‌زحمت دچار نشوند. مع‌هذا راه را با منتهای زحمت عبور کردیم. باتلاق و آب و پست و بلندی زیاد است. غالباً اتومبیل‌ها را با دست می‌کشیدند و می‌بردند. دو دستگاه اتومبیل در بین راه ماند، که قادر بر حرکت‌دادن آن‌ها نشدند، متجاوز از سه ساعت طول کشید تا این سه فرسنگ راه را طی کردیم. یک‌نواختی زمین، موانع جنگل، رطوبت و گرمی هوا از یک‌طرف، پشه و باتلاق و عفونت بعضی قسمت‌ها از طرف دیگر، تمام دشت “مازندران“ را غیرقابل توقف می‌کند. هرچند از حیث هوا و آب و چشم‌انداز، در صفحات صحرائی “مازندران“، جای قابل تمجیدی دیده نمی‌شود، اما از لحاظ زراعت و تجارت یکی از برومندترین و حاصل‌خیزترین و نافع‌ترین اراضی ایران به‌شمار می‌رود. برکت خاک، نزدیکی به دریا، رودخانه‌های قوی، و سایر عوامل ترقی و توسعه موجود است. در “کیاکلا“ امر دادم دواخانه‌ای دایر نموده‌اند. مریض‌خانه کوچکی هم نظر دارم اینجا بسازم. چنان‌که در اول این سفرنامه اشاره کردم، “مازندران“ خانه من، و مسقط‌الرأس من است. من وظیفه شخصی خود می‌دانم که به عمران و آبادی این نقطه توجه مخصوص نمایم. قبل از ظهر به قریه “کیاکلا“ رسیدیم. امروز نوبت بازار در این ده بود.

مرسوم است که هر روزی در یکی از نقاط، که نسبتاً مرکزیت داشته باشد، بازار عمومی تشکیل می‌شود. روزهای یک‌شنبه در “کیاکلا“، و روزهای چهارشنبه در “علی‌آباد“ بازار دایر می‌گردد (که فواید مختلفی دارد) اینکه از نقاط مختلف اشخاصی که اجناس فروختنی داشته باشند، به آن محل آورده و عرضه می‌کنند همچنین مشتریان و تماشاچیان از هر طرف به آنجا روی نهاده، از اجناس بازار، یا از دیدار رفقای خود، استفاده می‌کنند. فی‌الحقیقه این یک نوع نمایشگاه یا سوق عکاظ است که فوائد بسیار برای اهالی دارد. هم اجناس آن‌ها به ‌فروش می‌رسد، هم با یکدیگر معاشرت می‌کنند، و هم از صنایع یکدیگر تقلید می‌نمایند.

چای کاری و اهمیت این زراعت پرمنفعت برمردم این حدود مجهول است، و تازه در “لاهیجان“ شروع کرده‌اند که این محصول را بکارند. من تصور می‌کنیم که اغلب نقاط “مازندران“ برای چای کاری خوب است. باید دستور بدهم که مطالعه کاملی در این باب بنمایند. خیال می‌کنم که رفع احتیاج اهالی را به‌وجه خیلی خوب، می‌توان از حیث چای‌کاری نمود. در ضمن اوامری که برای ساختن راه‌های “مازندران“ داده‌ام، یکی هم بنای پل آهنین معظمی است بر روی این رودخانه، که کاملاً رشته ارتباط را مستحکم سازد. “بارفروش“ را “بارفروش‌ده“ هم می‌گفتند. تدریجاً شهر بزرگ تجارتی شده‌است، و سزاوار لقب ده نیست. بیشتر اهمیت این شهر از حسن موقع “مشهدسر“ است، که در امتداد شمالی “کیاکلا“ واقع، و اخیراً بر اعتبار تجارتی آن افزوده شده‌است. این بندر هم مثل “بندرجز“، قابل ورود کشتی‌های بزرگ تا ساحل نیست، و سفاین در مسافت هزار و پانصد ذرع ایستاده، احمال خود را به کرجی‌ها و قایق‌ها تحویل می‌دهند. صبح دوشنبه نیز در این قریه مانده، تجار و محترمین “بارفروش“ را که آمده بودند، پذیرفتم. دستورهایی راجع به ترویج زراعت پنبه و چای صادر کرده، و بعد از ظهر اجازه حرکت به‌طرف “ساری“ دادم .

“علی‌آباد“، همین نقطه‌ای که فعلاً اقامت دارم، بهترین و مناسب‌ترین محلی است که باید مرکز “مازندران“ را تشکیل دهد، و این قصبه کثیف و ویران به یک شهر زیبائی مبدل گردد که برای اقامت دائمی هر طبقه‌ای مجاز و ممتاز بماند. اگر موفق به کشیدن خط‌آهن ایران شدم که “بحر خزر“ را با “خلیج‌فارس“ مربوط نماید، یکی از ایستگاه‌های مهم آن ناچار در همین “علی‌آباد“ مستقر می‌شود، و بهترین وسیله‌ای خواهد‌شد که عمارت و آبادی و شهرت این نقطه را تأمین نماید.

تمام اراضی و مزارع اطراف و جوانب “علی‌آباد“ پوشیده شده‌اند از محصول پنبه و کنف، و برای تأمین تجارت این نقطه، فوراً باید یک کارخانه بزرگ نخ‌ریسی در اینجا دایر نمود، که رعایای اینجا منتظر خرید این و آن نشده، بلافاصله بتوانند مقدمات زحمت و زراعت خود را به یک نتیجه قابل انتظاری تبدیل نمایند، و راه ثروت و تمول را بروی خود بگشایند . سرانجام  در سال ۱۳۰۸ به فرمان او، علی‌آباد به شهر تغییر نام یافت.

دانلود تاریخچه قائم شهر (تکمیلی)

© حق نشر دانشگاه آزاد واحد قائم‌شهر


دانلود تاریخچه قائم شهر (تکمیلی)Downloads-icon

ایسنا/مازندران اگرچه تپه‌های تاریخی شهر می‌گویند هزار سال‌ پیش هم اینجا انسان‌هایی زندگی کرده‌اند، اما عمر شهر شدن قائمشهر به دوران قاجار برمی‌گردد. برای همین در داخل شهر کمتر به آثار باستانی برمی‌خوریم، اما در عوض زندگی روزمره مردم دیدنی‌های خودش را دارد که می‌تواند ما را برای سفر کوتاهی به این شهر دعوت کند.

به گزارش ایسنا، از هر مسیری که وارد استان مازندران می‌شوید باید از این شهر عبور کنید، شهری که بیشترین جاذبه های طبیعی، تاریخی، گردشگری و غیره را دارد اما آسفالت آن تنها داغی لاستیک های مسافران را به خود دیده است که از آن عبور کرده‌اند.

اگرچه تپه‌های تاریخی شهر می‌گویند هزار سال‌ پیش هم اینجا انسان‌هایی زندگی کرده‌اند، اما عمر شهر شدن قائمشهر به دوران قاجار برمی‌گردد. برای همین در داخل شهر کمتر به آثار باستانی برمی‌خوریم، اما در عوض زندگی روزمره مردم دیدنی‌های خودش را دارد که می‌تواند ما را برای سفر کوتاهی به این شهر دعوت کند.

قائم‌شهر شهری که مزین به نام قائم آل محمد(ص) است، از حدود ۱۰۰ سال گذشته، خود را به مسافر و مهاجر عادت داده، به ویژه با تاسیس راه‌آهن و کارخانه نساجی از حدود یک قرن قبل، رفت‌وآمد در آن زیاد شده اما سالهاست به گذرگاه شدن محدود شده و اکنون وقت آن رسیده که با تغییر و تحولات جدید شهری، مثل گذشته های دور، دوباره پای مسافران به این شهر باز شود.

بیشتر گردشگران مکان‌های دیدنی قائم‌شهر را به دلیل جاذبه های طبیعی انتخاب می کنند، قائم‌شهر یکی از شهرستان‌های مازندران است که از شرق به ساری، شمال به دو شهرستان جویبار و سیمرغ، غرب به بابل و از جنوب به سواد کوه منتهی می‌شود.

استان قائم شهر

در شهرستان قائم‌شهر فصل خشک به طور کامل وجود ندارد، از این رو بهتر است پیش از سفر به این منطقه، تمهیدات و تجهیزات لازم مسافرت را به همراه داشته باشید.

قائمشهر کجاست؟

فاصله این شهر که در استان مازندران قرار گرفته با تهران ۲۴۰ کیلومتر است. یعنی یک روز بدون ترافیک می‌توان در ۳ساعت و 30 دقیقه از جاده فیروزکوه به این شهر رسید. قائم‌شهر در ۸۰ سال گذشته تا به حال سه بار تغییر نام داده است، برای همین ممکن است مردم محلی آن را به اسامی مختلفی، مانند علی آباد یا شاهی نام ببرند.

نگران رفت‌وآمد برای مناطق دیدنی هم نباشید چون می توانید از تاکسی های درون شهری استفاده کنید زیرا تاکسی به اندازه کافی برای رفت‌وآمد به مقصد دیدنی‌های اطراف شهر وجود دارد، بیشتر تاکسی‌ها به مقصد ساری در میدان طالقانی می‌ایستند؛ اما بخشی از مسافران هم از ترمینال میدان امام جابه‌جا می‌شوند.

البته برای بازدید از نقاط دیدنی تاکسی بی سیم هم می تواند کمک حالتان باشد. در این میدان میوه‌ها و مرکباتی که کشاورزان قائم‌شهری برداشت کرده‌اند را نیز می توانید با قیمت مناسب خریداری کنید. برای مثال ممکن است شخصی را ببینیم که پرتقال‌های باغچه حیاطش را داخل یک زنبیل به فروش گذاشته که این امر خرید مرکبات و سوغات را نیز برای شما آسان می کند.

چند بام و یک هوا

هر شهری شاید یک یا دو بام داشته باشد اما قائم‌شهر به خاطر اینکه در دامنه کوه قرار دارد پر از بام،است. یعنی جایی است که بتوان از بالا به سطح شهر نگاه کرد. شهرک نساجی، یکی از معروف‌ترین بام‌های شهر را در اختیار خود گرفته به طوریکه اگر فصل خوبی به بام شهرک نساجی بروید ممکن است دست‌مان به تمشک‌های قرمز هم برسد.

به دلیل بافت کارگری شهر قائم‌شهر، قهوه‌خانه‌های آن به ویژه برای مردان همواره مورد توجه بوده است، در واقع علاقمندی شدید آنها به فوتبال را می‌شود در همین قهوه‌خانه‌ها پیدا کرد. در این شهر حتی خانم‌ها می‌توانند با هماهنگی همسایه‌های مشرف به استادیوم تجربه دیدن بازی استادیومی را داشته باشند!

شاید به جرأت بتوان گفت بازار قائمشهر، شهر خرید با قیمت بسیار مناسب است، اگر قصد خرید ارزان و باکیفیت را دارید حتما به چهارشنبه بازار این شهر سر بزنید.

چهارشنبه بازار قائم‌شهر از دوره پهلوی پابرجا بوده و چهارشنبه‌ها در خیابان تهران، از شیرمرغ تا جان آدمیزاد را می‌شود پیدا کرد. علاوه بر این اگر از فضای سنتی فاصله بگیریم می‌توانیم در جاده ساری با کمی خارج شدن از شهر به مرکز بازار ماهی برسیم. برای افرادی که نزدیک دریا نیستند، پیدا کردن انواع ماهی‌ در این بازار جذاب است.

گذری در تاریخ قائم‌شهر

اگر علاقه مند به مکان های تاریخی هستید پیشنهاد می‌کنم حتما سری به روستای سید ابوصالح قائمشهر(مله)بزنید، از ایستگاه سرچشمه خیابان ساری می‌توان پس از عبور چند روستا به این مقبره که یکی دیگر از بام های قائم‌شهر هم به شمار می رود رسید که دور تا دور آن را جنگل احاطه کرده و اسکان موقت برای زائرین و مسافران نیز در محل امام زاده مهیا شده است که در صورت اقامت، شبی آرام با صدای جیرجیرک ها برایتان گوش نواز خواهد بود.

مقبره سید ابوصالح، یکی از جاذبه‌های تاریخی و مذهبی شهر قائم‌شهر است. این مقبره، بنایی آجری و چهارگوشه است که نمای بیرونی آن دارای تزییناتی از نقش‌های هندسی و سروهای تجریدی از گچ است. درب ورودی مقبره سید ابوصالح نیز کنده‌کاری شده و روی آن حدیثی به همراه نام بانی و نجار آن نگاشته شده است. در وسط این مقبره صندوق و ضریح چوبی وجود دارد که متعلق به سال ۱۳۲۴ هجری قمری است و کتیبه آن با خط نسخ نوشته شده و شامل تعدادی آیات قرآنی، شعر، حدیث و همینطور نام بانی این صندوق که نیز می‌شود.

همچنین دو امام زاده دیگری که از لحاظ تاریخی و گردشگری بسیار حائز اهمیت است و مردم برای مناسک مذهبی خودشان به امام‌زاده صالح می‌روند، جایی که فارغ از ارزش مذهبی یک بنای تاریخی نیز محسوب می شود که روی سر درب آن سال ۱۱۱۴ حک شده و علاوه بر آن، طبیعت زیبایش نیز برای مسافران جذابیت زیادی دارد، امامزاده صالح در کمربندی، میدان امام به میدان جانبازان، روستای بزرگ کوچکسرا واقع شده است.

اما این تنها امام‌زاده قائم‌شهر نیست که مردم آن را می‌شناسند. در کنار بیمارستان رازی در مرکز شهر جایگاهی برای زیارت به اسم امام‌زاده یوسف رضا وجود دارد که خانواده بیماران به آن رفت‌وآمد می‌کنند. درختی بزرگ در وسط این مکان زیارتی وجود دارد که سقف ساختمان امام زاده را از وسط های این درخت به طوری که به آن آسیبی نزند عبور داده اند و این مکان را بسیار دیدنی کرده است.

امام زاده محمد نیز یکی دیگر از امام زاده‌هایی است که در میدان تره بار پس از میدان امام قرار دارد و با توجه به وجود درخت‌های فراوان و بازارچه‌های محلی، این محیط را جذاب کرده است.

دریاچه “گل‌پل”، پلی برای ورود به بهشت

قائمشهر شهر ساحلی نیست اما دریاچه هایی دارد که می‌تواند آرام تر از ساحل برایتان باشد. دریاچه گل پل در جنوب‌شرقی شهر قائم‌شهر در خیابان تهران پس از روستای برنجستانک و سد خاکی زمزم، در میان جنگلی زیبا جای گرفته و از دو حوضچه مجزا تشکیل شده است.

وسعت این دریاچه به 5 هکتار می‌رسد و عمق آن بین یک تا پنج مترمربع است. دریاچه گل پل یکی از دریاچه‌های آب شیرین کشور است و زیستگاه ماهیان و پرندگان بی‌شماری به حساب می‌آید. این دریاچه همچنین دارای چشم‌اندازهای جنگلی استثنایی و فوق‌العاده بوده و از اقامتگاه‌های مناسبی در اطراف آن برخوردار است.

انتهای پیام

گزارش از راضیه عنایتی خبرنگار ایسنا مازندران


 

نی نی سایت

استان قائم شهر
استان قائم شهر

بیشتر بخوانید!  شورای صنفی رایانه ای تهران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *